از سنت دیرپای کافه‌‌ نشینی روشنفکران اروپا تا ظهور پاتوق هائی در شکل و شمایل رستورانهای روشنفکران درشرق

پاتوق هائی در شکل و شمایل رستورانها، همراه با مهمانخانه‌ ها بود. ظهور این پاتوق ها در خیابانهای بالای شهر که محل عبور و مرور طبقه متوسط به بالا بود، دیده می‌شد که اکثر روشنفکران و رجال سیاسی و فرهنگی کشور در آن رفت و آمد می کردند. کافه‌‌ نشینی ایران متاثر از سنت دیرپای کافه‌‌ نشینی روشن فکران اروپا بویژه فرانسه از قبیل ژان پل سارتر، آلبر کامو و سیمون دوبوار بود. برخلاف امروز که کافه‌ های مدرن عموماً در خیابان ها و مناطق بالای شهر تهران دایرند، کافه‌‌های ادبی و روشنفکری ایران در دهه‌ 20 تا 40 بیشتر در مرکز تهران و خیابان های نادری، استانبول و لاله‌ زار مستقر بود.

بعد از کودتای 28 مرداد و بسته شدن فضای سیاسی، کافه‌ های روشنفکری و معروف مثل: نادری، فیروز، مرمر و فردوسی به تنها مکان‌ها و محافل روشنفکران ایرانی تبدیل شدند. در این کافه‌ها چهره‌های سرشناس مثل: #نیمایوشیج، #صادق_هدایت، #احمد_شاملو، #فروغ_فرخزاد، #محمدعلی_سپانلو، #نادر_نادرپور، نصرت رحمانی، رضا براهنی و دیگران دور هم جمع شده و در مورد مسائل مختلف ادبی، هنری و سیاسی با هم بحث می کردند و البته آثار بیادماندنی نیز در همانجا خلق میکردند.

جالب اینکه هرکس در کافه نادری، جای مخصوص برای خود داشت که حتی در نبودش هم خالی می‌ماند. کافه‌ نشینی در ایران بیشتر از همه با نام هدایت گره خورده. بگفته جهانگیر هدایت (برادرزاده صادق): صادق بهمراه مسعود فرزاد، بزرگ علوی و مجتبی مینوی، گروهی به نام ربعه تشکیل دادند که عصرها پس از فراغت از فعالیت روزانه، در یکی از کافه‌ های معروف تهران جمع می شدند. جهانگیر در مورد عادت کافه نشینی هدایت میگوید: در اروپا پذیرایی در خانه چندان مرسوم نیست در حالی که در ایران پذیرایی درخانه بسیار باب بود. جوانانی که بضاعت پذیرایی در خانه را نداشتند، برای دیدارهای دوستانه یا کاری، کافه‌ای را انتخاب میکردند و در آنجا جمع می‌شدند و هر کسی، دُنگ یا سهم خودش را می داد.

با بازگشت صادق هدایت به ایران، وی در اتاقی در خانه‌ پدر ساکن شد. پدرش، اعتضادالملک از اعیان بسیار جدی و فاخر بود، بنابراین او، مطلقاًّ‌ نمی توانست دوستانش را آنجا دعوت و پذیرایی کند. این بود که همان روش فرانسوی را در ایران پیاده کرد. قبل از او جریان کافه ‌نشینی، روشنفکرانه نبود. بدلایل مبهم کافه نادری در دهه‌ 50 طعمه‌ حریق شد اما این به منزله‌ آخر کار آن نبود، بلکه به دلیل جایگاهی که در آن زمان پیدا کرده بود، مجدداً به شکلی مدرن بازسازی شد.

کافه‌ نادری بعد از 50 سال هنوز پابرجاست و با اینکه نسبت به کافه ‌های دیگر فضایی ساده دارد، کماکان طرفداران پر و پا قرص دارد که اغلب یا افرادی هستند که از نشستن روی صندلی‌ های قدیمی و بودن در فضای نوستالژیک آنکه زمانی پاتوق چهره‌های ادبی بی‌نظیری بود، لذت میبرند یا خودشان از شاعران و نویسندگان معاصر و طرفداران ادبیات مدرن. کافه نادری 2 سالن دارد با ظرفیتی معادل 140 نفر، سالن اول در مرکز کافه و بعنوان رستوران و سالن دوم مخصوص کافه. حیاط بزرگی از درختان بلند هم در آن وجود دارد که زمانی رستوران تابستانی بوده و جشن‌ در آن بر پا میشد که حالا 3 دهه است که فعالیتی ندارد. کافه نادری اکنون توسط نوه‌‌های خاچیک مادیکیانس موسس آن، اداره میشود و تمام پیشخدمتهایش مردان 40 – 50 ساله هستند.

انترنت

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s