Archive for the ‘آزادی بیان’ Category

سکوت در برابرجعلکاری در ماده (16)قانون اساسی در روز جهانی زبان مادری

فوریه 22, 2017

l1

l2

جای خیلی تاسف است که در کابل، محفلی به مناسبت روز جهانی زبان مادری، به اشتراک اراکین بلند پایه دولت وسازمان یونسکو برگزار میشود ودر آن از جعلکاری بزرگی که در ماده(16)قانون اساسی ، در رابطه به زبان صورت گرفته، حتا حرفی به زبان آورده نمیشود وهیچ رسانه آزاد ملی وبین المللی از این چشم پوشی وبی اعتنایی در گزارش های شان یاد نمیکنند. ناگزیر ازهمین دریچه وامکان کوچک ، صفحه اصلی نشانی شده مصوب 14 جدی 1382 خورشیدی قانون اساسی به امضای رییس لویه جرگه قانون اساسی وصفحه جعل شده منتشره در شماره مسلسل(818) جریده رسمی را به توجه خوانندگان میرسانم.

عاقبت ممانعت و مخالفت با نافرمانی های مدنی

فوریه 18, 2017

demo

نوشته:محمد داود سیاووش
اینکه از زاویه تهدید حملات انتحاری و انفجاری به نافرمانی های مدنی در شکل تظاهرات خیابانی و تحصن خیمه های مدنی ظاهر ا نقطه پایان گذاشته شده و به نحوی خموشی قبل از توفان در کشور جاری و ساریست، شاید به شکل مقطعی برای سردمدارن نظام خوش آیند ومجال تنفسی باشد، اما اینکه با خاموش ساختن این عقده های سرخورده و فروخورده نارضایتی های مردم به چه شکل و از کدام مجرا فوران و طغیان خواهد کرد ، آن را هیچکس در حال حاضر پیش بینی کرده نمی تواند .
یک نگاه گذرا به تحولات گذشته نشان میدهدکه از استبداد و اعدام های امیر حبیب الله مشروطه خواهی زاده شد.از استبداد هاشم خان احزاب وطن، ندای خلق و ویش زلمیان زاده شد.و از سرکوب مبارزات دوره هفتم و هشتم شورا دهه دموکراسی زاده شد. با سرکوب محصلین در(سوم عقرب ) دهه دموکراسی احزاب سیاسی حتی قبل از توشیح قانون احزاب اعلان موجودیت کردند و در سالهای بعد از آن با استعفا نور احمد اعتمادی احساسات و هیجانات مبارزات خیابانی تا حدودی فرو کش کرد وبعد از اعتمادی نظام شاهی راه زوال را پیمود.
اگر نظامیان به دور سردار داود حلقه نمیزدند شاید تظاهرات خیابانی پارک زرنگار سالها ادامه میافت و به مثابه فیوز خروج احساسات جوانان و تخلیه هیجانات سیاسی شان در چند شعار، خطری برای سقوط نظام به بار نمی آورد.انکار سردار داود از موجودیت جریانات سیاسی چپ و راست و سرکوب قیام های پنجشیر ، لغمان و بدخشان همراه با تحرک صد چندان احزابی که در قانون اساسی از موجودیتشان انکار شده بود شرایطی را به وجود آورد که با شلیک یک فیر نامعلوم بسوی میر اکبر خیبر رژیم سر نگون شد.
انکار حزب خلق از وجود احزاب و جریانات سیاسی با زور گویی اینکه گویا : ( ما قدرت را به کمک کسی نگرفته ایم که آنرا با او تقسیم کنیم ) و با سرکوب بی رحمانه مخالفان سیاسی تحت نام های عجیب و غریب ، موجی از مهاجرت ها و قیامهای مسلحانه علیه رژیم آغاز شد. با لشکر کشی شوری به افغانستان، مردم چنان شوکه شدند که قیام ها برعلیه حکومت تحت حمایت شوروی درسراسر افغانستان آغاز یافت و دامنه این مقاومت تا آن حد بالا گرفت که حتی در نگورنو قره باغ، چیچین و پریبالتیک مردم شوروی با الهام از مقاومت مردمی بر ضد رژیم تحت حمایه شوروی در افغانستان به قیام های مسلحانه و غیر مسلحانه پرداختند. انکار مجاهدین از وجود احزاب و نیروهای سیاسی، با تقابل مسلحانه تنظیم های جهادی برای قبضه نمودن قدرت در پایتخت و یکه تازی سیاسی توسط هریک به فاجعه خونین جنگ و ویرانی افغانستان منجر شد که نتایج آن را مجاهدین در میزان آرایی که در کاندیدا توری ریاست جمهوری چند دوره بدست آوردند دیدند و چشیدند. طالبان برعکس شعار اتحاد پرولتاریایی حکومت های چپ، به شعار جهانی اتحاد امت مسلمه با قرائت خاص و سخت گیرانه ای متوسل شدند که از یک طرف صفوف ملت مسلمان افغانستان را در برابر خود قرار دادند و از سوی دروازه کشور را بروی سازمان های بنیاد گرا از آسیا تا افریقا گشودند .
در فردای سقوط طالبان با رسیدن پای جامعه جهانی به افغانستان ، حامد کرزی در صدر نظام تکیه زد و یک عصر جدید حتی بهتر از دهه دموکراسی در کلیه ابعاد به مثابه یک فرصت در برابر اداره موقت انتقالی و دو دوره بعدی حکومت کرزی قرار گرفت.در این دوره مردم به مفهوم واقعی دموکراسی، جامعه مدنی ، تساوی حقوق زن و مرد و مردم سالاری را در اسناد خواندند و احساس نمودند ، اما با توجه به ضعف رهبری دولت و چند دستگی جهانی با وجود همه مصارف گزاف در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ، آن چنان که توقع میرفت نهاد های تحقق این سیاست ها به وجود نیامد و در شکل کاریکاتور نهاد های مدنی، احزاب سیاسی و تفکیک قوای ثلاثه عرض اندام نمود. آنچه در این دوره خیلی برجستگی دارد تسامح، تساهل و حوصله مندی کرزی در شنیدن تند ترین انتقادات و حتی الفاظ کریه و شنیع به آدرس وی از زاویه آزادی بیان بود. در دروه کرزی تند ترین انتقادات به آدرس شخص رییس جمهور صورت میگرفت . وقتی تلویزیون طلوع تحت فشار مقامات دولت و( از طرف بعضی ها به استشاره آنان) قرار گرفت از یک مقام بلند دولتی در روزنامه انیس مقاله یی منتشر شد که در تیتر آن گفته شده بود: چشمانتان را از طلوع نبندید و یاد آوری شده بود که صرف نظر از موقف و مقام دولتی به صفت یک شهروند از آزادی بیان دفاع مینماید وبار یک مقام دیگر از ژورنالیستان به صراحت خواست تا وی را تخته مشق انتقادات شان بسازند .با آنکه هدف نگارند دفاع از کرزی نیست و در حال حاضر کدام سمپتی وانتی پتی با وی ندارد چون نمیتوان از دوره زمامداری کرزی به دلیل ضعفها و نقایص رهبر ی موصوف مبنی بر بی سرنوشت ماندن کشور پس از مصرف میلیارد ها دالر کمکهای جهان وعدم توانایی حفظ رابطه گرم و ونرم با متحدین وفساد گسترده و کشت وقاچاق مواد مخدر و موضعگیری های مبهم داخلی وخارجی دفاع نمود، اما آنچه امروز سیمای کرزی را از سایر رهبران امروز و دیروز برجسته گی میبخشد سعه صدر، حوصله مندی ودید فراخ وی در رابطه به آزادی بیان میباشد.که همه اکنو ن با توجه به آن به قول معروف ( به کفن کش قدیم) محتاج شده اند. زیرا حکومت وحدت ملی نه تنها از انتقادمیترسد وتحمل آن را ندارد بلکه حتا دفتر نی را رویدار به رسانه ها میسازد تا از آنان بخواهد که کار های دولت را تبلیغ کنند!
با بقدرت رسیدن حکومت وحدت ملی شرایطی در کشور مستولی شد که از مجموع چند صد نشریه چاپی فقط چند نشریه دلخواه و باب طبع صدر نظام به نشرات شان با حمایت برخی حلقات حالا ادامه میدهند. اکنون از میان صدها و بلکه هزاران سیل و خیل صاحب نظران، منتقدین ،ناراضیان و مخالفانی که از پگاه تا بیگاه دیروز بر ضد کرزی در رسانه ها گلو پاره میکردند ، فقط به کسانی اجازه ابراز نظر داده میشود و یا از کسانی نظر خواسته میشود که به گفته ادوارد سعید برای تبدیل شدن به یک صاحبنظر (آنان) باید توسط مقامات حاکمه تایید (شوند). آنها باید رهنمایی شوند که در باره اصلاح زبان،احترام به حقوق حاکمان ، اطاعت از قوانین کشور و… صحبت کنند. این مساله به خصوص هنگامی تحقق میپذیرد که احساسات عمومی ویا حوزه های خاصی که سود آوری را افزایش میدهند در معرض خطر قرار گیرند واین به اصطلاح کارشناسان هریک از موضوعات آشپزی تا فلسفه وسیاست وفرهنگ و اقتصاد و…. به کرات وتکرار اندرتکرارابراز نظر مینمایند در حالیکه در مقابل صداهای بلند زنده باد و مرده باد نافرمانی های مدنی و خیابانی مردم را حکومت وحدت ملی با دیوار های کانتینری و ترساندن از تهدیدات انتحاری خموش ساخته از سر دادن آن شعار ها وتحصن و خیمه های مدنی جلوگیری مینماید.
زنگ خطر :
اینکه در شرایط فعلی، زمامداران ، کشور را مانند یک دیگ سر بسته هر لحظه در آتش شرایط ناگوار بی امنیتی، رشوه اختلاس، زور گویی و … حرارت میدهند ومیسوزانند و حتا توان شنیدن ناله ها هیجانات و احساسات مردم را از درون این تنور سوزان ندارند، میتوان گفت که سرانجام این عقده ها در سینه ها گره خورد و بالاخره آماده یک ترکش بزرگ خواهد شد که واقعا برای کشور خیلی خطرناک و وحشتناک خواهد بود. از نظر روانشناسی اجتماعی کسانیکه نمیتوانند در مخالفت به نظام علنا حرفهای دلشان را خالی کنند و احساسات خودرا در رسانه ها انفجار دهند، شاید با( سرغوطی زدن) در شرایط (اندر گروند) دست به کارهایی بزنند که جبران ناپذیر باشد. حکومتی که نتوانست برنامه های تند و تیزی چون (الجاهل و الغافل و الکاهلی) را که کرزی ده سال با حوصله مندی به آن گوش داد یک روز تحمل کند. آنهم در شرایطی که مردم به چشم سر مشاهده میکنند که رییس اجراییه با یک والی و معاون اول با یک گروه شورشی معامله میشود، امنیت شهروندان تامین نیست، محاسبه دخل وخرچ کارمند دولت در پرداحت معاشات مدنظر نیست، واردات 95 درصد وصادرات کشور5درصد میباشد، شاید انتقاد از چنین وضعیت مبهم به مراتب از درذهن ماندشان بهتر باشد. تجربه به کرات نشان داده که صاحبنظران توجیه گر و مداح زمامداران را فریب داده وحلقه الیناسیونی به دور شان ساخته که زمامدار را از شنیدن درد های مردم دور نگهداشته که چنین افراد به مراتب خطرناک تر از اعتراض کنندگان زبان دراز و روک و راست و آزاد اندیش و نترسی بوده که در مقابل رهبران قد علم کرده و اعتراضات مدنی شان را علنا اظهار داشته اند.برای همین است که مردم اکنون به فرمایشات صاحبنظران توجیه گر و ماموران مدنی فرمایشی و کدر هایی که در عقب چوکی ها پنهان شده اند وقعی نمی گذارند و ارزشی قایل نیستند و این بحران اعتماد در نظامی که مردم از آن توقع شفافیت، پاسخگویی، تفکیک قوای ثلاثه ، آزادی های مدنی، مردم سالاری ،قانون سالاری،آزادی بیان، رسانه های آزاد، انتخابات آزاد، مبارزه با فساد، مبارزه با کشت ، تولید وقاچاق مواد مخدر ، شایسته سالاری و… را داشتند خیلی مایوس کننده میباشد.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هرکه در اوغش باشد

فشار و سانسور یک نواخت سازی زاویه دید اخبار رسانه های آزاد!

سپتامبر 28, 2016

img_1401

به بهانه روز دسترسی به اطلاعات
نوشته : داودسیاووش
باتوجه به وضعیت جاری سانسور و فشار حکومت وحدت ملی بر رسانه های آزاد یک نگاه گذرا نشان میدهد که از تاسیس حکومت وحدت ملی تا امروز که دوسال از آن میگذرد در پهلوی آنکه اکثریت تعهدات این حکومت به روی کاغذ مانده از شمار رسانه های آزاد نیز کاسته شده و فشار بر ژورنالیستان و رسانه های آزاد افزایش یافته است. اگر از یک طرف معاون رییس جمهور در اجلاس سازمان ملل به طور سمبولیک از فشار بر رسانه ها شکایت نموده خواهان تعیین یک نماینده سازمان ملل در این رابطه میشود، از جانب دیگر در روزی که قرار است حکومت وحدت ملی بر دسترسی رسانه ها به اطلاعات تجدید پیمان کند، رسانه ها از حق دسترسی به گزارش داخل تالار ولسی جرگه تحت فشار نیروهای امنیتی محروم میشوند. یک نگاه استعجالی به وضعیت اخبار رسانه ها نشان میدهد که گویی اخبار تمام رسانه های غیر دولتی را یک نفر مینویسد. وقتی شما ساعت پنج و نیم بعد از ظهر به اخبار تلویزیون( میوند )گوش میدهید، همزمان به اخبار تلویزیون( یک )گوش میدهید، ساعت شش به تلویزیون( طلوع )گوش میدهید، ساعت شش و نیم به تلویزیون (میترا )گوش میدهید، ساعت هفت شام به تلویزیون( آیینه) و (ژوندون) گوش میدهید و ساعت هفت و نیم به تلویزیون( نور) گوش میدهید از تمام این رسانه ها در بسیاری حالات همان خبری را با همان زاویه دید میشنوید که ساعت هشت شب از تلویزیون ملی به نشر میرسد. که با این حال به یاد همان یگانه تلویزیون دولتی می افتیم که اخبار اول و آخر کشور را از زاویه دید دولت ارایه میکرد. چنان به نظر میرسد که تمام این رسانه ها در ارایه خبر به شکلی از اشکال تحت نظر قرار دارند. این بوق زدن اخبار در بیش از سی رسانه از یک زاویه نشان میدهد که اشباحی بر فراز رسانه ها آزاد در گردش است که حتا برای صاحب نظر شدن، مصاحبه نمودن و تفسیر و تحلیل ارایه کردن پیرامون اوضاع ملی و بین المللی از صحه آن اشباح کارشناس ، زبان و ادبیات آن و حتی قوم و ملیت و سمت و گروه آن باید بگذرد. این وضعیت حتی به نفع خود حکومت هم نیست چونکه اگر یکبار مردم به این سانسور غیر مرئی ملتفت شدند شاید هیچ برنامه خبری و تفسیر سیاسی و میز گرد را باور نکنند که این بحران اعتماد در واقع یک فاجعه خواهد بود. صرف نظر از خود نمایی های که حکومت در دفاع از رسانه های آزاد به همکاری چند نهاد فرمایشی حکومتی به اصطلاع دفاع از ژورنالیستان مینماید،حکومت باید درحق رسانه ها بیش از این تحت عناوین دلسوزی جفا نکند و دایه مهربان تر از مادر نشود.حکومت باید اجازه دهد رسانه ها بر مبنای اصول آیین نامه جهانی خبرنگاران اخبار را به موازات معیار های حقیقت، بیطرفی، انصاف و توازن اما از زاویه دید خود رسانه و با معیار های قبول شده جهانی به نشر برسانند تا مردم در منشور کثیر الاضلاع حوادث، حقیقت موضوع را از چندین جانب بشنوند و نتیجه گیری لازم خود را از حوادث بنمایند. اینکه از موضوعات آشپزخانه تا فلسفه ، روانشناسی، سیاست ، اقتصاد و مسایل نظامی وملی و بین المللی از چند نفر خاص مورد تایید حکومت رسانه ها از بام تا شام نظر خواهی میکنند، شاید حتی به خود این افراد هم مضر تمام شود، چون هیچ امکان ندارد که این صاحب نظر چنان یک علامه روزگار باشد که تمام مسایل را غیر از او هیچ کس دیگر تحلیل و تجزیه کرده نتواند. جا دارد که در پایان از همین آقایانی که روزگای از آزادی بیان و دموکراسی و مردم سالاری حرف میزدند بپرسیم که آن علاقه مندی های شما به این ارزش ها چه شد؟ و آیا سانسور آن ادارات توتالیتر که شمابر آن انتقاد ها داشتید بهتر از این سانسور مذورانه شما نیست ؟
واعظان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گویییا باور نمی دارند روز داوری
کین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
وای وای از دست صرافان گوهر ناشناس
هر زمان خر مهره را با در برابر میکنند

دوازدهمین سالروز ارمغان ملی به خوانندگان، نویسندگان، گردانندگان و علاقمندان مبارکباد!

ژوئن 17, 2016

شماره 259 ویژه دوازدهمین سالروز ارمغان ملی به دوستان مبارک و آنرا در ذیل میتوانند با فورمت پی دی اف دانلود نمایند:

شماره 259 ارمغان ملی

آزادی بیان نمی میرد!

فوریه 27, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
با یورش استخباراتی «ای اس ای» از طریق طالبان نکتایی پوش ستون پنجم، ارزش های مندرج قانون اساسی در زمینه های آزادی بیان،حقوق مدنی شهروندان و ارزش های تفکیک قوای ثلاثه جدا در معرض خطر و بربادی قرار دارد. در یک خزان برگ ریزان از ترس وحشت یک گروه بربری ضد مدنیت و انسانیت قرارست بزرگترین رسانه های علمبردار آزادی بیان،دموکراسی و حقوق مدنی شهروندان به مداحان و توجیه گران پروپاقرص آستان یک اداره فاسد فرورفته در قاچاق و قانون شکنی مبدل شوند، جای بسی شکر و سپاس است که در قرن( بیست و یک )چهره وقیح آنانیکه در قرن( بیست )با نعره های سیاسی ظاهری گوش افلاک را کرکرده بودند افشا میشودو سر ها وماسک های این رجاله های تسلیم طلب کرنش پیشه ،در پای اکستریمیزم و فوندامندالیزم و ارتجاع و بربریت خم و رسوا میشود. این آقایانی که با آمدن جامعه جهانی به افغانستان از نام دموکراسی و آزادی بیان گلو پاره میکردند و از تفکیک قوای ثلاثه می لافیدند و از جامعه مدنی داد سخن میدادند جای خوشبختی است که چهره زرد شان را اکنون پس از مصرف میلیارد ها دالر بنام دموکراسی خمیده در پای سازمان جاسوسی« ای اس ای» می بینیم که حتا جرات ندارند در برابر پیش روی های پاکستان در سرحدات جنوبی حداقل یک چرا بگویند. این معامله گرانی که مقدسه شان را فقط پول و چوکی تشکیل میدهد ،با دامن زدن اختلافات قومی در داخل اکنون به جای پول افغانی مبادله در جنوب وغرب را با کلدار وریال معمول ساخته ، وحتا در جنوب کشور نظاره گر توزیع تذکره تابعیت پاکستانی نشسته اند و توان گفتن یک چرا را ندارند، در حالیکه برعکس در وطن خودشان بالای اقوام تا آن حد ظلم و ستم روا میدارند که اجازه نمی دهند شهروندان به زبان مادری خود صحبت کنند. این قلدران وزورگویان باید بدانند که:
به هر رنگی که خواهند جامه پوشند
ما از طرز خرامشان میشناسیم
این دلقک های تاریخ باید بدانند که ندای حق و عدالت را نمی توان با زور خفه کرد. چون خداوند فرموده که : « حق آمد ،باطل رفت، باطل نابود شونده است» این جا هیچ کس ندای آزادی بیان،دموکراسی،ترقی اجتماعی و حق و عدالت را کشته نمی تواند.
اگر روزگاری این صدای حق و عدالت را انسان ها با درفش پر افتخار مبارزه در راه آزادی بیان،دموکراسی و ترقی اجتماعی با پخش شبنامه ها و قبول غل و زنجیر و زولانه زندان های عبدالرحمان خان، محمد گل مومند و محمد هاشم خان در زندان های سرای موتی و دهمزنگ وپل چرخی به جان می خریدند، اکنون با پیشرفت ساینس و تکنالوژی جهان به دهکده یی مبدل شده که با یک کلیک از یک ده یا قریه از دور دست ترین کرانه های کشور میتوانند صدای شان را به بلند ترین قله برج آسمان خراش سازمان ملل به گوش جهان برسانند.
بگذار تسلیم طلبان،معامله گران، تجارقومی هرکجا میخواهند، بروند ،وهر چه میکنند، بکنند. قدر مسلم آنست که :
آفتاب زندگی از پشت ابر مرگ میخندد
زمین با دست زحمت دست دنیای فسون وجهل میبندد
میدرخشد نور بر دهلیز زندان های ظلمت
پاره پاره ،حلقه حلقه، میفتد زنجیر محنت زای مرگ از پای وحشت
اگر دیروز تمدن غرب نا آگاهانه به چند معامله گر کم سواد در بلند ترین آسمان خراش های دنیای غرب خانه وکاشانه و نام و نشان داد تا مگر بذری باشند برای دموکراسی در آینده افغانستان و امروز برعکس برضد ارزش های دموکراسی، وطن و ارزش های ملی آن به پای «ای اس ای » سرخم میکنند.
امروز تمدن دنیای آزاد آگاهانه ویا از روی تصادف به نسلی که حتا غرب را ندیده اند واز حاتم بخشی های پانزده ساله غرب اصلا بهره نبرده اند ،دنیای مجازیی را گشوده که میتوانند در وبسایت ها، وبلاگ ها، فیسبوک ها، تویتر ها، ماهواره ها و.. دیو سیاه استبداد و ارتجاع و معامله گری و تیکه دارای قومی و خود فروشی و وطن فروشی را آنچنان بکوبند که ماسک های دروغین از چهره های وقیح فواحش سیاسی بیفتد و نسلی بدون وند و فند ،بر خاسته از متن و بطن زندگی با سر های پرشور و تفکرات تبدار، این پرازیت های اجتماع را به زباله دان تاریخ بریزند.
گفتم که سکوت از چه رو لالی وکور
فریاد بکش که زندگی رفت به گور
گفتا که خموش تا که زندانی زور
بهتر شنود ندای تاریخ ز دور

دومنیک مدلی سخنگوی یوناما با مسوولان رسانه های آزاد دیدارنموده مشکلات کاری شان را شنید

فوریه 24, 2016

روز4حوت 1394آقای دومینیک مدلی سخنگوی یوناما با مسوولان رسانه های آزاد در دفترکارش در کابل ملاقات نموده.در این نشست مشکلات کاری رسانه ها در شرایط کنونی کشور موردبحث قرار گرفت. Cb5uU36W8AAcrvi.jpg large

قلم گفتا که من شاه جهانم

دسامبر 22, 2015

شماره (257 )سه شنبه (1) جدی ( 1394)/ ( 22) دسمبر ( 2015)

radio farda

سانســـــور به زبان گلوله سخن میگـوید

دسامبر 1, 2015

شماره 255 چهارشنبه 11 قوس 1394/ 2 دسمبر 2015

logo
با سر بلند نمودن رسانه های آزاد و غلبه شان از زاویه مواد 24 و 34 قانون اساسی بر مخالفان آزادی بیان دشمنان آزادی بیان دست به ماشه برده با تهدید تلویزیون های خصوصی حمله بر احمد سعیدی و شهادت امان ا لله عطایی رییس شبکه خصوصی تلویزیون آسیا زور شصت شان را نشان دادند.
آنچه قبل از همه این واقعات را پیچیده میسازد اظهارات آقای احمد سعیدی میباشد که وی گفت طالبان، شبکه حقانی و داعش بر وی فیر نکرده بلکه ستون پنجم در این ماجرا دست داشته است.
متعاقب این واقعه تکان دهنده امان ا لله عطایی در شهر کابل مورد حمله قرار گرفت و شهید شد. سعیدی تقاضای دولتمردان را مبنی بر انتقال وی به خارج از کشور غرض تداوی به صراحت رد نمود. سعیدی و عطایی برای آن هدف تیر دشمن قرار گرفتند که به قول حافظ: «جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد».
تجربه به کرات ثابت نموده که کوفتن بر فرق مردم و بستن دهان مردم تبعات به مراتب خطرناک تر از افشأ گری و انتقاد ها از زاویه آزادی بیان در کشور داشته است. اگر اظهارات سعیدی را اساس قرار دهیم که گویا ستون پنجم بر وی فیر نموده از این زاویه بی حوصله گی نظام در برابر انتقاد مدنی به مفهوم خودکشی آن میباشد.
باری در دوره های استبداد هنگامیکه از زمامدار وقت پرسیده شد در حالیکه عبدالهادی داوی از نظر توانایی جسمی حتا قدرت بلند نمودن یک تفنگ را از زمین ندارد چرا از آن باید هراس داشت؟ زمامدار وقت گفت: زبان عبدالهادی داوی را خطرناک تر از فیر مرمی توپ میداند و از همانجا بود که استاد داوی سرود:
ای قلم آخر زبانت می برند
این قدر حرف پریشان تا به کی
رخوت و انفعال نهادهای به ظاهر مدنی و برخی رسانه ها در قبال ارعاب و وحشت جاری به جان روزنامه نگاران و طرفداران آزادی بیان نشان میدهد که حکومت از صدا میترسد و این نقطه پایان کار یک نظام مدعی مردمسالاری میباشد.

اگر سیر آزادی بیان را از چهارده سال اخیر حکومت های مؤقت، انتقال، انتخابی و بالاخره وحدت ملی در نظر گیریم این نظام در طول این چهارده سال برای مردم افغانستان هیچ دستآوردی برای گفتن ندارد بجز آزادی بیان، که حالا آنرا نیز از مردم میگیرند.
در یک نظام مردمسالار رسانه ها و مطبوعات آزاد نباید زیر نظر حکومت و یا به افاده و اشاره آن کار کند. در چنین تشکیلات دولت مسوول اعمال خودش است و مردم که این چوکات نظام را انتخاب کرده اند حق دارند بدانند که در زیر سقف تالار های پر زرق و برق و عقب درهای بسته حاکمان و متولیان امور به نمایندگی از آنان چه میگویند؟ چه تصامیمی میگیرند؟ و چه حوادثی در جریان است؟
مردم حق دارند بپرسند که در زیر پوست این نظام چه میگذرد؟ و این ستون پنجمی که آقای سعیدی مدعی آنست کیست؟ یگانه مجرایی که مردم میتوانند از طریق آن به چنین معلومات لازم و ضروری دست یابند رسانه هاست، به موازات ویژگی های یک نظام مردمسالار اصولاً نه ارگانی برای ارعاب و وحشت و سانسور و کنترول بر رسانه ها باید وجود داشته باشد و نه شرطی برای بررسی شکل فعالیت و تعین حدود خط قرمز تار بروت زورمندان. در یک نظام مردمسالار مطبوعات و رسانه ها سرسخت ترین منتقدان دولت بوده و شبکه وسیعی از نهادهای مدنی، حلقات ژورنالیستیک و مدافعان آزادی بیان به صفت بازوی چهارم ساختار نظام شناخته میشوند.
خموشی و وضعیت انفعالی رسانه های آزاد و نهادهای مدنی نشان میدهد که اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد همه ژورنالیستان و رسانه های آزاد هدف تیر مخالفان آزادی بیان قرار گرفته مشعل تابناک آزادی بیان را اهریمنان خفه خواهند کرد.
برخی محققان به این باور اند که رادیکال ترین نیروها از روز رسیدن به قدرت محافظه کار میشوند. کسانیکه اکنون بر کرسی های حکومت وحدت ملی تکیه زده اند اکثراً بگروند و سابقه کار در رسانه های آزاد دارند، اما با اصابت مرمی به مغز یک کارشناس و شهادت رییس یک رسانه زیر پای هیچ یک از این افراد را آتش نگرفت، از جا بلند نشدند و در خط دفاع از آزادی بیان با صراحت و قاطعیت اقدام نکردند.
به عوض عیادت مجروح حکومت وحدت ملی باید همزمان با وقوع این حوادث گردهمایی بزرگ ژورنالیستان را دایر مینمود و طی اعلامیه قاطع حمایتش را از ژورنالیستان ابراز نموده برای مصئونیت بعدی شان تدابیر اضافی اتخاذ مینمود.
جامعه جهانی در چوکات ارزشهای قانون اساسی باید تعهد مجدد دولتمردان را مبنی بر وفاداری بر آزادی بیان، جامعه مدنی، حقوق شهروندی بشنود. دولتمردان باید بدانند که آنچه به عنوان حقوق مدنی و آزادی بیان بدست آمده تحفه کسی نیست که با آمدن آن به مردم داده شده و با رفتن آن از مردم گرفته شود. این روند در افغانستان ید طولا دارد و از پخش شبنامه ها و قبول غل و زنجیر و زندان نظامهای استبدادی و از میان امواج خون و آتش به سر منزل کنونی رسیده است.
اگر قرار باشد با این شیوه وحشت و ارعاب و دهشت زبان مردم بریده شود و یک قشر توجیه کننده، آری گوی و چک چکی برای اجراآت حکومت ایجاد شود باید ارباب این افکار بدانند که آن مراحل گذشته و آنچه در طی چهارده سال اخیر در افغانستان به عنوان آزادی بیان قد بر افراشته برگشت ناپذیر میباشد.
حکومت باید در قبال تهدید تلویزیون های طلوع و یک و واقعات اخیر فیر بر آقای سعیدی و شهادت آقای عطایی در یک اعلامیه یی موقف واضح خود را به مردم ابراز دارد.
دولتمردان مخالف آزادی بیان و بنیادگرایان و ستون پنجم باید آگاه باشند که اگر شرایط ترور و اختناق در کشور طوری مستولی شود که برای آزادی بیان جایی وجود نداشته باشد و این نسل برون آمده از ماده 34قانون اساسی بتوانند کمک هایی را برای جلب حد اقل ده شبکه تلویزیونی و صد سایت انترنتی در یک محل مصئون پیدا کنند طی یکماه ساز و برگ ستون پنجم و بنیادگرایی و حامیان و طرفداران شان در افغانستان از هم خواهند پاشید و ارزشهای پامال شده قانون اساسی دوباره در کشور احیا خواهد شد.Ÿ

نهادهای ملی و بین المللی حامی ژورنالیستان، اتحادیه ها، مدافعین حقوق بشر، یونیما، اتحادیه اروپا و پارلمان افغانستان هرگونه حمله بر تلویزیون های طلوع و یک را جنایت جنگی خواندند

اکتبر 20, 2015

شماره ( 249) چهارشنبه (29 ) میزان ( 1394) / ( 21) اکتوبر ( 2015 )

12107925_10208215334323491_5661497615502118482_n

با اخطار طالبان به تلویزیون های طلوع و یک نهاد های حامی ژورنالیستان و رسانه ها، اتحادیه های رادیو ها و تلویزیون های مدافع حقوق خبرنگاران، نهاد حقوق بشر، اتحادیه اروپا، ولسی جرگه و مجلس سنای شورا ملی، ریاست جمهوری و ریاست اجرائیه، دفتر یونیما و نهادهای بین المللی مدافع ژورنالیستان این اخطار طالبان را محکوم نموده پشتیبانی شان را از تلویزیون های طلوع و یک ابراز داشتند، نهادهای حامی حقوق خبرنگاران و رسانه ها در یک بیانیه هر نوع حمله بر این رسانه ها را جنایت جنگی خواندند.
اتحادیه ها و نهادهای حامی ژورنالیستان هشدار دادند که در صورت هر نوع آسیبی به این رسانه ها آنان در قدم نخست انتشار اخبار این گروه تروریستی را تحریم نموده و در گام بعدی تصامیم بعدی اتخاذ خواهند نمود. اتحادیه رادیو ها و تلویزیون های افغانستان در بیانیه جداگانه تهدید رسانه ها و کارمندان رسانه ای را به عنوان افراد غیر نظامی توسط گروه تروریستی طالبان خلاف قوانین اسلامی وموازین حقوق بین المللی و اقدام غیر انسانی خوانده با انتشار بیانیه یی این نهاد افزود که رسانه های افغانستان بر اساس قوانین این کشور به منظور دفاع از حقوق شهروندان فعالیت دارند و هرگونه تهدید علیه آنان به مفهوم ظلم، بی عدالتی، جنایت و نفی حقوق شهروندان به شمار میرود.
گروه طالبان اخیراً با انتشار بیانیه یی نشر رویداد های ولایت کندز توسط تلویزیون های طلوع و یک را دروغ پراگنی خوانده و به این تلویزیون ها اخطار و هشدار دادند.Ÿ

یک زن و هزار سودا – 46

سپتامبر 1, 2015

شماره (242) چهارشنبه (11) سنبله (1394) / (2) سپتمبر (2015)

cosby018
نوشته: باربارا والترز
ترجمه: محمود طلوعی
14
مصاحبه با ریگان
من با ریگان، نخستین بار هنگامی که تازه نامزد مقام ریاست جمهوری شده بود ملاقات و مصاحبه کردم. او مردی خوش برخورد ودوست داشتنی بود، ولی در همان ملاقات و گفتگوی نخستین از سطحی نگری و عدم آگاهی او به مسائل مهم جهانی متحیر شدم.بطور مثال وقتی نظر او را درباره یکی از مهمترین مسائل مورد بحث روز رسانه ها، یعنی اختلافات اعراب و اسرائیل و پیشنهاد «زمین در برابر صلح» که در آن روزها مطرح بود پرسیدم، ریگان بهت زده مرا نگاه کرد و معلوم شد اصلا در جریان این مسائل نیست.
سالهای زمامداری ریگان، بخصوص دوره اول ریاست جمهوری او با دوران ریا ست جمهوری کارتر تفاوت کلی داشت . در کاخ سفید مرتبا مهمانی های بزرگ بر پا می شد، که دوستان ریگان در هالیوود و مهمانان متشخص دیگر با لباس های فاخر و غرق در جواهر در آن حضور می یافتند. در اکثر این مهمانی ها ارکستر برقرار بود و مشروبات الکلی به وفور صرف میشد. بعد از ژاکلین کندی، نانسی ریگان شیک پوش ترین بانوی اول آمریکا بود. دوستانش او را تحسین می کردند، ولی در مطبوعات آمریکا انتقاداتی از او ، به خصوص به خاطر تجمل پرستی و پوشیدن لباس های گران قیمت عنوان می شد. نانسی ریگان بیشتر لباس های قرمزرنگی می پوشید که با سن او تناسب زیادی نداشت و یک بار که او را در یک مهمانی کاخ سفید دیدم بیشتر به یک عروسک شباهت داشت . او در پاسخ انتقادات روزنامه ها می گفت پول لباسهایش را از جیب خودش می دهد و بعلاوه خیلی از لباس های «دست دوم» هستند، که البته منظورش این بود که بعضی از لباسهایش را چندبار می پوشد!
ریگان شصت و نه روز پس از ورود به کاخ سفید مورد سوء قصد قرار گرفت. ضارب او جوان 25 ساله ای به نام «جان هین کلی» بود که گفته شد اختلال روانی داشته است . اولین مصاحبه من با ریگان پس از این واقعه بود وریگان که از این حادثه جان به سلامتی برده بود ضمن این مصاحبه با هیجان جزئیات ماجرا و چگونگی انتقالش به بیمارستان را شرح داد . من با نانسی ریگان هم پس از این واقعه مصاحبه کردم ولی مصاحبه من با والدین جوانی که به ریگان سوء قصد کرده بود جالب تر از مصاحبه با ریس جمهور و همسرش بود…
در اواخر سال 1981 هشت ماه پس از واقعه سوء قصد به جان ریگان ، یکبار دیگر با او ملاقات و مصاحبه کردم این بار ریگان مرا به مزرعه شخصی خود به تپه های نزدیک سانتاباربارا دعوت کرد و مرا با جیپ در حالی که خود آن را می راند در اطراف مزرعه به گردش برد . جیپ قراضه ای بود و وقتی از ریگان پرسیدم چرا یک رییس جمهور باید سوار چنین جیپی بشود، گفت « آخر ما یک برنامه صرفه جویی و ریاضت اقتصادی را اعلام کرده ایم!»ŸŸ