نویسندگان بزرگ در طول روز چه مشغله هایی داشتند؟

        ترجمه از محمد کاملان   خلق یک اثر سخت‌ترین کار دنیاست و نویسندگی ممکن است در نگاه اول ساده به‌نظر برسد اما کافی است کاغذ و قلم به‌دست بگیرید و به قصد نوشتن مشغول شوید.بعد از گذشت چند ساعت متوجه خواهید شد که نویسندگی تا‌ چه اندازه کار سخت‌ و طاقت‌فرسایی است و چقدر نیازمند ذهنی خلاق و سرشار از ایده‌های … ادامه خواندن نویسندگان بزرگ در طول روز چه مشغله هایی داشتند؟

قصه های مثنوی معنوی به اطفال

قصه های مثنوی معنوی به اطفال، دفتر اول، به کوشش محمد داود سیاووش از چاپ برآمد. برای دانلود اینجا را کلیک کنید: قصه های مثنوی معنوی به اطفال ادامه خواندن قصه های مثنوی معنوی به اطفال

آدمهای عوضی

  نوشته : عزیز نسین ترجمه : رضا همراه یک روز صبح تمام روزنامه ها این خبر را با تیتر درشت نوشته بودند: (دیشب روحی بیک کارمند اداره … بخاطر پنج قروش (10شاهی ) تکت فروش سرویس را با چاقو به قتل رساند. ) این خبر مثل بمب در سرتاسر شهر صدا کرد ، هرکس این خبر را میشنید مثل اینکه سیم برق به تنش … ادامه خواندن آدمهای عوضی

سارتر چه بر سر جایزۀ نوبل آورد؟

  لو گویین، نویسندۀ فرانسوی‌تبار، از چرایی و تجربه‌های نپذیرفتن جایزه‌های ادبی می‌گوید سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۸:۰۵   اورسولا لو گویین ترجمۀ: هوشمند دهقان مرجع: Paris Review برای یک نویسندۀ ادبی، چه افتخاری بالاتر از بردن جایزۀ نوبل؟ برخی نویسندگان سال‌ها به‌پای کاغذ و قلمشان عرق می‌ریزند، اما حتی اسمشان جزو نامزدهای این جایزه هم نوشته نمی‌شود. اما ژان پل سارتر در زمان … ادامه خواندن سارتر چه بر سر جایزۀ نوبل آورد؟

بر مزار زمستان

    نوشته : کارو زمستان مرد… مثل همه زمستانها – این زمستان هم – خیلی ساده و بی تکلف مرد… و اشک فردا برفهای آب شده را – به خاطر شیون مرگ اجتناب ناپذیرش- به فرمان زمان – به فردای زمان … یعنی … به شگفته گی بهار زندگی سپرد… *** و من برای پیداکردن گوری بی نام و بی نشان زمستان بود که … ادامه خواندن بر مزار زمستان

احساس …

از کارو به نقاش انسان : ( جورج) آتش است !جهنم است!… یک پارچه درد است… یک پارچه درد بی درمان !… عصاره خاکستر مشتی افتخار صاحب مرده است، که توفان حوادث ، به دست مشتی دیوانه پول پرست ، در ظلمت یک شب طولانی ، توفانی دهشت انگیز ، به قبرستان فراموشی سپرده است! رنگ است !… ننگ است! … شرنگ است و مرگ … ادامه خواندن احساس …

قلعه حيوانات

    نوشته:جورج اورل مترجم: مژگان فشی   داستان فصل اول آقاي جونس صاحب مزرعه مانر،‌شب در مرغداري را قفل كرد اما او آنقدر مست كرده بود كه فراموش كرد كه شكاف بالاي آن را هم ببندد. تلو تلو كنان سراسر حياط را با حلقه نور ساطع شده از فانوسش طي كرد، كفشهايش را در پشت در درآورد، آخرين ليوان نوشيدني را از خمره آشپزخانه … ادامه خواندن قلعه حيوانات

ابوالمشاغل

      نادر ابراهیمی گفت: بله…خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجشِ خاطرِ هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند… . گفتم: این، به … ادامه خواندن ابوالمشاغل

مرد و نامرد

در این روزها که فشار افکار عامه از حکومت خواهان به خاک سپاری امیرحبیب الله خادم دین رسول الله میباشد.توجه خوانندگان را به داستان (مرد ونامرد) بقلم توانای دکتور اکرم عثمان جلب میکنم که در آن ابعاد جوانمردی وعیاری امیرحبیب الله در برخورد با استاد قاسم به تصویر کشیده شده است نوشته : اکرم عثمان ویانا- ثور1361 بازهم ورق بر گشته بود. استاد پیر دست … ادامه خواندن مرد و نامرد