Archive for the ‘تاریخی’ Category

هیچکس بدون اجازه حشمت خلیل غبار اجازه ترجمه وچاپ افغانستان در مسیرتاریخ را ندارد

دسامبر 8, 2016

ارمغان -آقای حشمت خلیل غبار دارنده حق امتیاز نشر کتاب افغانستان در مسیر تاریخ اخیراً شکایت نامه ای را مبنی بر نشر خودسرانه و بدون اجازه کتاب ارزشمند افغانستان در مسیر تاریخ توسط شخصی بنام اورنگ زیب رشاد منتشر نموده که در آن از نشر خودسرانه ، بدون اجازه قانونی ،ترجمه بدون اجازه کتاب به پشتو و چاپ آن از طریق موسسه ( دانش خپرندوی تولنه) شکایت نموده است. آقای حشمت خلیل غبار در این شکایت نامه متذکر شده که اورنگ زیب رشاد کتاب افغانستان در مسیر تاریخ را با حذف و کم و زیاد نمودن مطالب و صفحات و اهداییه و یادداشت ناشر، فهرست کتب مواخذ، سوانح و آثار مولف، تبصره های منابع خارجی در مورد مولف، تصویر مولف و کتابنامه خلاف قانون کاپی رایت منتشر نموده، شما ابعاد حقوقی این موضوع را از زاویه حق کاپی رایت ناشر چگونه ارزیابی میکنید؟

j

سر محقق عبدالصابر جنبش پژوهشگر تاریخ وعضو آکادمی علوم افغانستان:
افغانستان در مسیر تاریخ کتابی است به خامه توانایی مورخ،ژونالیست، شاعر و سیاستمدار شناخته شده میهن محبوب ما روانشاد میر غلام محمد غبار، که جلد اول آن در سال 1346 خورشیدی و جلد دوم آن بعد از وفات نویسنده اثر اقبال چاپ یافت.
این کتاب وزین زمانیکه در مطبعه دولتی اقبال چاپ یافت به مدت یازده سال بدون حکم محکمه محبوس بود تا اینکه در سال 1357 خورشیدی از حبس رها و جهت استفاده علاقمندان ،شاگردان و اساتید دانشگاه ها و همه آنانیکه به تاریخ میهن شان علاقمند بودند قرارگرفت و در مدت چند روز نایاب شد.
از زمانیکه ابوالفضل بیهقی نخستین بار تاریخ بی بدیل خویش را هزار سال قبل از امروز به زبان فارسی نوشت. مورخین، واقعه نگاران مختلف در مورد تاریخ محبوب ما نوشته هایی انجام داده اند، که کار همه آن ها در خود ستایش میباشد.
اما روانشاد غبار در اواسط قرن بیستم طرح جدید در تاریخ نگاری ریخت که تا آن وقت بدیل نداشت، یعنی در علم تاریخ نگاری مکتبی را ایجاد نمود که بعد از آن تاریخ را مورخین معاصر با استفاده از متود غبار استفاده مینمایند.
بدون گزافه میتوان نوشت هیچ کتابی که از طرف نویسندگان افغانستانی نوشته شده باشد به اندازه این اثر وزین به این تیراژ که در کشور ما وممالک بزرگ جهان به زبانهای زنده ترجمه شده باشد تاریخ شاهد آن نمی باشد.
اما دراین روزها قرار شکایت حشمت خلیل غباردارنده حق امتیاز نشر این کتاب، یعنی افغانستان در مسیر تاریخ از طرف اورنگ زیب رشاد بدون اجازه قانونی حشمت خلیل غبار فرزند آن روانشاد که دارنده حق نشر کتاب میباشد. در دوجلد به زبان پشتو به نام «افغانستان د تاریخ په بهیر کی» ترجمه کرده، اما درین ترجمه یاد داشت حشمت خلیل غبار از ترجمه بازمانده و ضمایم بر دوجلد کتاب چون زندگینامه آن روانشاد، معرفی آثار نویسنده، تبصره منابع خارجی در مورد نویسنده اثر، تصویر آن روانشاد و کتابنامه از کتاب حذف شده است.
در حالیکه چاپ و نشر کتاب از طرف روانشاد به حشمت خلیل غبار سپرده شده است. این عمل جناب اورنگ زیب رشاد مطابق قانون رسانه ها جرم شمرده میشود، یعنی این اثر ملکیت حشمت خلیل غبار بوده هیچ فردی به غیر از اجازه آقای حشمت خلیل غبار حق چاپ ترجمه آن را ندارد.
من آرزومندم که نهادهای مسوول در این زمینه مطابق قانون کاپی رایت موضوع را جداً بررسی نمایند تا در آینده عبرتی باشد برای سایرین، زیرا این کتاب تعیین کننده هویت مامی باشد. و دستبرد در این کتاب دستبرد به هویت ما میباشد.

چاپ وترجمه کتاب( افغانستان درمسیرتاریخ )بدون اجازه ناشر یک عمل جرمی وخلاف قانون است

دسامبر 7, 2016

g

%d8%ad%d8%b4%d9%85%d8%aa-%d8%ac%d8%a7%d9%86
آقای حشمت خلیل غبار فرزند مورخ شهیر کشورمیرغلام محمدغبار که حق نشر کتاب افغانستان در مسیر تاریخ را شادروان میرغلام محمد غبار به ایشان تفویض نموده در یادداشتی نوشته اند که:
(اخیراٌ شخصی بنام اورنگ زیب ارشاد توسط موسسهً انتشارات دانش (دانش خپرندویه تولنه ) بدون اخذ اجازه قانونی از این جانب به ترجمه وچاپ هردو جلد افغانستان در مسیر تاریخ بزبان پشتو پرداخته است. این اقدام خلاف تمام موازین اخلاقی مطبوعاتی وخلاف تمام قوانین حق چاپ و ترجمه وتکثیر کتب میباشد. تمام مراجع قانونی ملی و بین الملی چنین عمل را دزدی و سرقت ادبی دانسته قابل مجازات قانونی میدانند.
علاوه برآن این ترجمه آقای اورنگ زیب ارشاد باطل وفاقد اعتبار است٬ زیرا نه تنها بدون اجازهً قانونی اقدام کرده ٬بلکه مفاهیم و مطالب و صفحات را کم وزیاد کرده است . بطور مثال اهدایهً مرحوم غبار را در جلد اول و دوم حذف کرده است. همچنین یادداشت لازمهً اینجانب را در آغاز هردو جلد کتاب نیز از قلم انداخته است . علاوه برآن تمام ضمایم لازمه هردو جلد مثل : فهرست کتب ماًخذ ٬ سوانح و آثار مولف ٬ تبصره های منابع خارجی در مورد موًلف و کتاب وی٬ تصویر مولف و کتاب نامهً آن را نیز حذف کرده است.
با درنظر داشت نکته های فوق الذکر ترجمه این کتاب به زبان پشتو توسط آقای اورنگ زیب ارشاد به عنوان «افغانستان دتاریخ به بهیرکی » ٬ باطل و فاقد اعتبار است زیرا در گنجینه تاریخی افغانستان٬ ناشیانه دستبرد زده شده است.)
برای بررسی ابعاد حقوقی و قانونی این موضوع توجه خوانندگان عزیز را به نظریات جلال نورانی طنز نویس چیره دست ،ژورنالیست باتجربه وسابقه دار ومشاور پیشین وزارت اطلاعات وفرهنگ ، در این زمینه جلب میکنیم

نوراني: من جلال نوراني استم، سابق مشاور وزير اطلاعات و فرهنگ، آنچه را كه شما تذكر داديد كه كسي بنام اورنگزيب ارشاد كتاب افغانستان در مسير تاریخ شادروان غبار را بدون اجازه كسي كه صلاحيت دار اش است، حشمت خليل، فرزند او، بدون مشوره با آنها، بدون اخذ اجازه آنها ازطریق (دانش خپرندویه تولنه) به پشتو ترجمه كرده و چاپ كرده، اين يك عمل جرمي و خلاف قانون است و جالب اينست كه خصوصاً دستكاري هايي كه اين‌ آدم كرده، مثلاً بعضي قسمت ها را از قلم انداخته، اين نشان ميدهد كه يك عمل بسيار قصدي و عمدي و يك عمل جرمي بسيار فاحش و صریح را انجام داده ، اين قابل تعقيب است، قابل باز خواست است، بايد اين كتاب جمع آوري شود.
ارمغان: قانون كاپي رايت در این زمینه چي ميگويد؟
نوراني: قانوني كاپي رايت به صراحت مي گويد كه هيچ كتابي و هيچ اثر هيچ مؤلف و يا كمپوزيتور، يك آهنگي را كه يك آهنگساز ساخته، كتاب را كه يك نويسنده نوشته، يا اشعار يك نويسنده را ، مطابق قانون كاپي رايت كسي حق ندارد كه بدون استيذان او و بدون اجازه از او به چاپ برساند ، به خصوص وقتیكه در آن دستبرد هم بزند، مثلاً وزن شعر را خراب بكند يا مثلاً كمپوز را خراب بكند و در متن كتاب چيزهايي را زياد بكند و يا كم بكند، مطلقاً قانون كاپي رايت همين اجازه را به هيچكس نميدهد.
ارمغان: اگر كسي همين تخطی ها را كرد با او چه بايد شود؟
نوراني: اين مطلقاً چون يك عمل جرمي است بايد تعقيب قانوني شود.
ارمغان: به كدام مراجع بايد مراجعه شود؟
نوراني: من فكر مي كنم بايد اين به لوي سارنوالي ارجاع شود و به محاكم مراجعه شود ، به خاطر اينكه واقعاً اين عمل جرمي است، ببينيد همين ملكيت هاي معنوي مانند ملكيت هاي مادي از خود صاحب دارد، بطور مثال شما يك موتر داريد قانوناً آن موتر را خريده ايد ، يا يك خانه يا يك نمره زمين است يا اموال است هيچكس حق ندارد كه اداره اش این مال شما را بدست خود بگيرد، اگر مي گيرد آن عمل از لحاظ قانون جرم شناخته مي شود، سرقت شمرده ميشود و آن شخص را محاكم به جزاي اعمال اش ميرساند و حق شما را اعاده مي كند، همين رقم آدم مطلقاً مالك آثار خلاقانه خود است، حالا فرق نميكند كه اشعارش باشد، داستان هايش باشد، كتاب تحقيقي اش باشد، يك كمپوزش باشد يا اختراع اش باشد. ببينيد يك كسي يك ماشيني را ميخواهد بسازد و ماشين را مي سازد ، اين ثبت ميشود بنام آن آدم ، حالا اگر فابريكه يي يا يك كسي ميخواهد از اين ماشين زيادتر توليد بكند و به دسترس مردم قرار دهد يا سر آن تجارت بكند بايد اولاً به همين مخترع مراجعه بكند، موافقت او را كسب بكند يا مثلاً امتیازاز را بخرد از پيش از او، بخرد بعد از آن تكثير بكند، اما اينطور نيست كه بدون از اينكه آن آدم خبر باشد مخترع و يا مصنف يا مؤلف يا يك كمپوزيتور يا كسي كه يك نمايشنامه يك فلمنامه يك درامه يا هر چيزي كه از تراوشات ذهني يك كسي است و به همان شخص تعلق دارد، كس ديگري که آنرا تكثير مي كند بايد صد در صد قانون كاپي رايت را مراعات بكند يعني از مالك اصلي اجازه و استيذان اش را كسب بكند بعد از آن تكثير بكند.

شکوه وشکایت از نقض قانون کاپی رایت وپایمال شدن حق ناشرکتاب افغانستان در مسیر تاریخ

دسامبر 7, 2016

%d8%ad%d8%b4%d9%85%d8%aa-%d8%ac%d8%a7%d9%86

قابل توجه :
نامه ســرگـشـاده

مرحوم میر غلام محمد غبار مبارز و مورخ راه مردم ٬نویسنده و خبرنگار آزادی خواه که قسمت زیاد حیاتش را در زندان ها وتبعید گاه های حکومات استبدادی و نوکر اسعتماری گذشتاند ٬ کتاب افغانستان در مسیر تاریخ را در دو جلد نوشت تا تاریخ باستان و معاصر افغانستان ( آریانا ٬خراسان٬ افغانستان) را بطور واقعی و علمی آشکار سازد .
بقول خودش : «… ما تاریخ گذشته کشور خودرا برای این مطالعه مینمائیم که اوضاع امروزی خودرا صحیحتر درک نمائیم٬ تا مبارزین جوان افغانستان در حرکت به پیش خط درست آگاهانه اختیار نمایند. زیرا این تاریخ است که سیر تکامل یک جامعه را در روشنائی نشان میدهد …» .
جلد اول افغانستان در مسیر تاریخ که در مطبعه کابل چاپ شد تا وقتیکه مرحوم غبار زنده بود روی آزادی را ندید و در تحویل خانه مطبعه کابل زندانی بود. جلد دوم کتاب افغانستان در مسیر تاریخ که چاپ آن در داخل افغانستان نا ممکن بود. بعداٌ توسط اینجانب (حشمت خلیل غبار ) فرزند مرحوم غبار و دارنده حق قانونی چاپ ٬ ترجمه وتکثیر هر دو جلد افغانستان در مسیر تاریخ در خارج از افغانستان چاپ گردید. مرحوم غبار افغانستان در مسیر تاریخ را برای مردم مظلوم ومبارز افغانستان نوشت و بمن وصیت کرد تا این کتاب بدون کم وکاست بدسترس مردم گذاشته شود .از همین رو اینجانب اجازه قانونی چاپ وترجمه وتکثیر هردو جلد این کتاب را همیشه بطور مجانی و بدون اخذ پول به اشخاصی داده ام که امانت کار ٬ صادق بوطن خود و لایق در طبع کتاب بوده اند.. زیرا طبق وصیت پدر مرحومم ٬ وظیفه و هدف من نشر صادقانه و بدون تغیر کتاب افغانستان در مسیر تاریخ به زبانهای پارسی دری و پشتو برای مردم و هم چنین حفظ اصالت این کتاب از دستبرد جعل کاران میباشد ٬ نه تجارت. .مثلاٌ در افغانستان و پاکستان به جناب نصیر عبدالرحمن و بنگاه انتشارات میوند و در ایران برای جناب اسدی جنتی انتشارات جمهوری چنین اجازهً بعین شرایط داده شده است.
اخیراٌ شخصی بنام اورنگ زیب ارشاد توسط موسسهً انتشارات دانش (دانش خپرندویه تولنه ) بدون اخذ اجازه قانونی از این جانب به ترجمه وچاپ هردو جلد افغانستان در مسیر تاریخ بزبان پشتو پرداخته است. این اقدام خلاف تمام موازین اخلاقی مطبوعاتی وخلاف تمام قوانین حق چاپ و ترجمه وتکثیر کتب میباشد. تمام مراجع قانونی ملی و بین الملی چنین عمل را دزدی و سرقت ادبی دانسته قابل مجازات قانونی میدانند.
علاوه برآن این ترجمه آقای اورنگ زیب ارشاد باطل وفاقد اعتبار است٬ زیرا نه تنها بدون اجازهً قانونی اقدام کرده ٬بلکه مفاهیم و مطالب و صحفحات را کم وزیاد کرده است . بطور مثال اهدایهً مرحوم غبار رادر جلد اول و دوم حذف کرده است. همچنین یادداشت لازمهً اینجانب را در آغاز هردو جلد کتاب نیز از قلم انداخته است . علاوه برآن تمام ضمایم لازمه هردو جلد مثل : فهرست کتب ماًخذ ٬ سوانح و آثار مولف ٬ تبصره های منابع خارجی در مورد موًلف و کتاب وی٬ تصویر مولف و کتاب نامهً آن را نیز حذف کرده است.
با درنظر داشت نکته های فوق الزکر ترجمه این کتاب به زبان پشتو توسط آقای اورنگ زیب ارشاد به عنوان «افغانستان دتاریخ به بهیرکی » ٬ باطل و فاقد اعتبار است زیرا در گنجینه تاریخی افغانستان٬ ناشیانه دستبرد زده شده است.
علاقمندان کتاب افغانستان در مسیر تاریخ میتوانند ترجمهً صحیح و صادقانهً این کتاب را بزبان پشتو توسط جناب پوهاند محمد بشیر دودیال (« افغانستان دتاریخ په تکلوري کی») مطالعه فرمایند. این ترجمه با اخذ اجازه قانونی از این جانب توسط جناب نصیر عبدالرحمن و میوند خپرندویه تولنه چاپ شده است .
جناب نصیر عبدالرحمن وبنگاه انتشارات میوند بنابر داشتن اجازه قانونی از طرف اینجانب مبنی بر ترجمه وچاپ هردو جلد افغانستان در مسیر تاریخ بزبان های پشتو و دری ٬صلاحیت و مکلیفت قانونی و مطبوعاتی دارد تا این ترجمه و چاپ آقای اورنگ زیب ارشاد وناشر وی را در مراجع قانونی محاکمه و مواخذه نماید.
باعرض ادب
۱۴ عقرب ۱۳۹۵
حشمت خلیل غبار
(دارنـده قـانــونــی حق چاپ ٬تــرجـمـه و تـکـثـیر هــردو جـلـد کـتـاب افــغـانـسـتـان در مــسیــر تــاریـخ نـوشــتهً
شـادروان میر غلام محمد غبار. )

میر قادر خان اوپیانی پادشاه خوشنام اما گمنام تاریخ

اوت 17, 2015

شماره (240) سه شنبه ( 27) اسد (1394) / (18) اگست (2015)

صفحه یی از اورا ق فراموش تاریخ
به بهانه سالروز استرداد استقلال افغانستان

این غازی مرد در سکه هایش منقور میکرد که:

میکنم دیوانگی تا بر سرم غوغا شود
سکه بر زر میزنم تا صاحبش پیدا شود

اگر در قرن 20 و 21 به بهانه جلوس به چوکی و مقام اول مملکت واژه های حکومت های مؤقت، انتقالی و… را بر می گزینند و آنرا به کرات و با مباهات تکرار میکنند، در قرن 19 غازی مردی به نام ایشان غلام قادر خان وقتی از طرف مردم به زعامت برگزیده شد و سکه به نامش ضرب زده شد، آن غازی مرد زمام امور را تا رسیدن عبدالرحمن خان از بخارا که در آنجا به دهقانی مصروف بود مدبرانه رهبری کرد و پس از آمدن امیر عبدالرحمن قدرت را به وی تسلیم کرد.
در حالیکه از امیر عبدالرحمن خان و کارنامه هایش از الف تا یا و از مرد بیسواد تا پادشاه همه اطلاع دارند، از نام این غازی مرد فداکار هیچکس یادی نمیکند و تنها مؤرخ شهیر و بزرگ افغانستان میر غلام محمد غبار در صفحات زرین «افغانستان در مسیر تاریخ» یادی از آن نموده که توجه تان را به آن جلب میکنیم:

***

يكي از رهبران سپاه كوهدامن و كوهستان مير غلام قادر خان اوپياني بود كه اينك در چاريكار نشسته و به تجمع مردم مبارز ميپرداخت.
اين شخص در فضاي آزاد مجلس ميكرد و توسط دهل و سرنا از فراز درخت مرتفعي جوانان را دعوت به آمدن زير بيرق مينمود.
مير غلام قادر خان نقره باب وزيور زنانه را آنچه از خود داشت و آنچه از اعانه زن و مرد جمع ميشد، مي گداخت و سكه ميزد و بمصرف داوطلبان جهاد ميرساند…. مير غلام قادر خان در مسكو كات نقره ئين خود اين بيت را منقور نمود:
ميكنم ديوانگي تا برسرم غوغا شود
سكه برزر ميزنم تا صاحبش پيدا شود
يعني اين رهبران حقيقي مردم افغانستان كه جان و مال خود را در راه دفاع از آزادي كشور نثار ميكردند، هيچ كدام سلطنت و وزارتي براي خود نميخواستند.Ÿ
افغانستان در مسیر تاریخ (ص631)

26 سرطان در ترازوی نظریات بازیـگران و راویــــــان

ژوئیه 14, 2015

شماره ( 235) چهارشنبه ( 24) سرطان ( 1394) / ( 15) جولای ( 2015 )

zahir
dawood

در آستانه 26 سرطان
بدون هیچگونه پیشداوری توجه خوانندگان را پیرامون کودتای 26 سرطان 1352 به اظهارات محمد ظاهر شاه و محمد داود و نظریات بعضی همکاران کودتا و صاحبنظران از کتابهای «افغانستان در قرن بیستم (ص 170-175)» و «خاطرات سیاسی جنرال عبدالقادر(ص 77 و 78)» جلب میکنیم:

کودتا از طرف کسانی شد که کسی انتظارش را نداشت
محمد ظاهر شاه :
تا زماني كه من به خاطر دارم، حركتهايي كه صورت گرفته ، حركتهايي نبودند كه سبب از هم پاشي گرديده باشد. غير از اين كه يك حادثه پيش آمد و كودتايي از طرف كساني شد كه كسي انتظارش را نداشت.
***
دولت به حدي فاسد گرديد كه ديگر اميد و انتظاري براي اصلاح آن باقي نماند
محمد داود :
وطن پرستان در هر گوشه و كنا ر مملكت كه بودند اين حالت رقت بار وطن خود را با يك دنيا تاثر و تالم نگاه مي كردند و مراقت احوال و طن خود بودند. مخصوصاً اردو (ارتش)، اين درد را اصلا بيشتر احساس ميكردندو به اميد آنكه امروز و فردا اين دستگاه فاسد و فرسوده بالاخره از وضع بدبخت ملت مطلع شده و به اصلاح خود خواهد كوشيد انتهاي صبرو حوصله را به خرج داده اند. اما نتيجه ثابت ساخت كه اين اميد ها به كلي بيجا و رژيم و دستگاه دولت به حدي فاسد گرديد كه ديگر اميد و انتظاري براي اصلاح آن باقي نماند.
***
سيد قاسم رشتيا:
سقوط سلطنت به نظر من ا ز اين نقطه نظر نبود كه سلطنت به افلاس رسيده باشد . بلكه از اين نقطه نظر بود كه حريف ها فكر كردند كه بايد اقدام كرد و بايد ديگر جلو پيشرفت را گرفت. در دوره آخر (حكومت) موسي شفيق بعضي حركات به راه افتاده بود كه اگر آنها پيشرفت مي كرد و دوام ميكرد شايد وضعيت از آن حالت مي بر آمد. اينجا، هم دستان خارجي و هم دستان داخلي كار كرد، (اما) اينها متوجه بودند و نگذاشتند كه همين ورق بگردد. پيش از اين كه ورق بگردد، آنها خود همان اساس را از بين بردند.
***
سيد طيب جواد :
اين تعبير كلاسيك است كه تمام رقابت هاي سياسي در منطقه ما را در چارچوب بازي بزرگ براي كشيدن راه به آبهاي گرم توجيه مي كند؛ اما تحقيقاتي كه در سالهاي اخير صورت گرفته ، نشان ميدهد كه مسكو از طريق سازمان استخباراتي نظامي شوروي يا اداره اطلاعات كل ارتش كه به مخفف لاتين آن یعنی (GRU) معروف است، نقش موثري را در كودتاي 1973 داود خان داشته است. (GRU) زمينه اين را فراهم ساخت تايك تعداد قابل توجه افسراني كه در موفقيت كودتا نقش اساسي داشتند، در كنار داوود خان قرار بگيرند. اكثراين افسران جز سازماني به نام سازمان انقلابي قواي مسلح بودند كه در سال 1964 زير نظر (GRU) در كابل ميان افسران جوان تشكيل شده بود. همين سازمان در موفقيت كودتاي داود خان نقش اساسي داشت.
***
عبدالحميد محتاط :
من بعد از شهريور/سنبله 1351 با محمد داود ارتباط پيدا كردم كه او هم از طريق شبكه هاي معيني كه در اردو ( ارتش ) داشت بعضي از افراد و اشخاص را براي يك نظام جمهور ي دعوت مي كرد و داود در جريان مذاكراتي كه ما داشتيم ، خصوصا دو نقطه مورد حمله او قرارمي گرفت ؛ يكي موافقت نامه آب هيرمند كه توسط صدر اعظم وقت آقاي موسي شفيق با مقامات ايراني ختم شده بود و مساله دو م ، مساله پشتونستان بود و د ر سياست داخلي بيشتر حكومت را محكوم ميكرد كه نتوانست خشكسالي هاي سالهاي 1972و 1973 ( 1351و 1352) را حل كند .
***
محمد عزيز نعيم :
تاجايي كه من از شخص رييس جمهور پرسيده بودم كه اين پرسش در سال 1976 موجود بود؛ طوري كه در افواه است و مي گويند ، يك قرار داد سري و پنهاني بين به اصطلاح حزب دموكراتيك خلق و قيام 26 سرطان ( تيرماه )-17 جولاي 1973 – صورت گرفته .
آيا همين واقعيت دارد يانه ؟خدا را شاهد آورد و گفت كه اين قطعاً واقعيت ندارد. نه آشكار و نه پنهان با اينها ارتباطي ( وجود ) نداشت.
***
سلطانعلي كشتمند :
رابطه حزب با محمد داود خان بيشتر – يك رابطه اي كه اگر بوده باشد – تا حدودي معيني ذهني و فكري بود و هيچ گونه قرار دادي در ميان و جود نداشت . و بعدا وقتي محمد داود خان جمهوري را اعلام كرد و به حاكميت رسيد، بازهم روابط ميان حزب دموكراتيك خلق و محمد داود خان بيشتر يك رابطه رسمي بود با يك تفاهم معين متقابل.
***
گفتگوی جنرال قادر با داود خان در روز جذب قادر به کودتا:
جنرال قادر: …بعد از پیر وزی نظام سیاسی اقتصادی اجتماعی افغانستان چه خواهد بود؟
داود خان: جز «سوسیالیزم…»

داودخان: «هیچ نظامی بغیر از سوسیالیزم نمی تواند افغانستان را نجات بدهد.»
جنرال قادر: «اجازه است یک چیز دیگر بپرسم؟»
داود خان: «بلی»
جنرال قادر: «اگر ما پیروز شویم کی ما را تائید خواهد کرد؟»
داود خان: «دل کس که می خواهد ما را تائید کند یا نمی خواهد.»
جنرال قادر: «با اجازه شما یک سوال دیگر هم دارم. ما کمی خرد هستیم دست و پای ما میلرزد …»
داود خان: «نه نه نه! نلرزد! نباید بلرزد! شما باید با شهامت باشید. شما باید با جرأت باشید…»
جنرال قادر: «اگر ناکام شدیم و کشته نشدیم و زنده ماندیم کی به ما پناه میدهد؟»
داود خان: «ما چرا ناکام شویم ما قطعاً ناکام نمی شویم ما پیروز می شویم .»

جنرال قادر: «همه را قبول دارم بیشتر برای گفتن چیزی ندارم.» Ÿ

ترمیم مجسمه های بودا یک اشتباه تاریخی است

مارس 11, 2015

شماره ( 217) چهارشنبه ( 20 ) حوت ( 1393) / ( 11) مارچ ( 2014)
به بهانه سالگرد تخریب مجسمه های بودا

اگرمجسمه های بودا را از طلا هم بازسازی کنند  جای آن تندیس های سنگی را نخواهدگرفت
17web_BUDDHAS_wide_wide_photo_prod_affiliate_911
کسانی که میخواهند مجسمه بودا را ترمیم نمایند، اشتباه بزرگ تاریخی را مرتکب میشوند، زیرا اولاً جلب توریزم و جهانگردی به افغانستان حتا بخاطر دیدن مجسمه های تخریب شده بودا به مراتب بیشتر از دیدن مجسمه ترمیم شده بودا خواهد بود و در ثانی این لکۀ ننگ به بهانه ترمیم نباید از پیشانی آنانی که این آثار تاریخی را تخریب نموده اند پاک گردد.
مردم باید آن دوره را با دیدن تخریب بزرگترین اثر تاریخی افغانستان و جهان به یاد داشته باشند.

یادی از کوتی لندنی و نخستین استیشن رادیو

فوریه 18, 2015

شماره ( 214) چهارشنبه ( 29) دلو ( 1393) / ( 18 ) فبروری ( 2015)

کوتی لندنی2

به بهانه روز جهانی رادیو
بابک سیاووش
در حالیکه به رسم معمول از روز رادیو در یک تالار با ایراد چند بیانیه و مقاله تجلیل به عمل می آید، هیچیک از سخنرانان این سوال را مطرح نمیسازند و در روز جهانی رادیو نمی پرسند که آن کوتی لندنی که به شیوۀ معماری انگلیسی از آن صدای نخستین رادیوی کابل بلند شد کجاست؟ و اگر ویران شده چرا ویران شده؟ هیچ یک از سخنرانان در روز رادیو این سوال را مطرح نکردند که آن فرستندۀ کوچک 200 وات که روی موج 360 متر نخستین بار در شهر کابل به نشرات آغاز نمود چه شد؟ باید یکی از سخنرانان این سوال را مطرح میکرد که آیا ممکن نبود از همین یکصد و چند میلیارد دالر کمک های جامعه جهانی که به باد هوا رفت آن تعمیر به اصطلاح کوتی لندنی بر اساس عکس ها و آثار باقیمانده در محل اصلی آن واقع در کنار دریای کابل و جوار پل آرتل به شکل اصلی اعمار میشد و اولین وسایل پخش و نشر رادیو کابل در آن به صفت آثار تاریخی گذاشته میشد؟
دولت باید به نخستین دستگاه رادیو و نخستین تعمیر رادیو که به کوتی لندنی معروف است توجه نموده بر اساس عکس ها، نقشه ها و آثار به جا مانده آنرا در محل اصلی اش اعمار کند و وسایل نشراتی را که به عنوان نخستین رادیو توسط شاه امان ا لله در سال 1306 از اروپا به کابل آورده شده در کوتی لندنی بگذارد و از آن به حیث میراث فرهنگی حراست کند و منجمله سایر برنامه های فرهنگی برای مهمانان خارجی دیدن از نخستین استیشن رادیوی افغانستان نیز شامل برنامه ها گردد.Ÿ

در کیــــوبا تــاریخ ورق خــورد

دسامبر 24, 2014

شماره ( 206 ) چهارشنبه ( 3 ) جدی ( 1393) / ( 24) دسمبر ( 2014)

امریکا و کیوبا روز چهارشنبه ( ۱۷ دسامبر) اعلام کردند پس از گذشت بیش از نیم قرن روابط دیپلماتیک برقرار می کنند.

1c

در سال ۱۸۹۷ در حالی که مردم کیوبا برای استقلال از اسپانیا در حال جنگ بودند، ناو جنگی آمریکایی، ماین، به سوی بندر هاوانا حرکت کرد. در سال ۱۸۹۸ پس از جنگ آمریکا و اسپانیا این دو کشور پیمانی را امضا کردند که براساس آن اسپانیا پذیرفت که کنترل کیوبا را به آمریکا واگذار کند.

***

2c
کیوبا در سال ۱۹۰۲ به طور رسمی از آمریکا مستقل شد. اما آمریکا حق مداخله در امور کیوبا را تا سال ۱۹۳۴ حفظ کرد. دراین تصویر که در سال ۱۹۳۵ گرفته شده، پلیس کیوبا فردی را که مظنون به مخالفت با دولت وقت است، دستگیر کرده. در آن زمان باتیستا توسط کودتایی زمام امور را در کیوبا بدست گرفته بود.

***

یک رقصنده در دهه ۱۹۴۰ میلادی در حال اجرا در یکی از کافه های هاوانا، پایتخت. در این سال ها پایتخت کیوبا توجه شماری از سرمایه گذاران آمریکایی را به خود جلب کرده بود. در سال ۱۹۵۲ باتیستا با حمایت آمریکا همچنان زمام امور را در کیوبا در اختیار داشت.

***

4c

بسیاری از کیوبایی ها از شیوه دیکتاتوری باتیستا ناراضی بودند. در این تصویر، باتیستا، در حال بازرسی سلاح هایی است که در جریان یک شورش ناموفق به رهبری فیدل کاستروی جوان ضبط شده است.

***
5c

فیدل کاسترو، به همراه انقلابی آرژانتینی، ارنستو چه‌گوارا، جنگی چریکی را علیه رژیم باتیستا آغاز کردند.

***

6c

در پی به قدرت رسیدن فیدل کاسترو در سال ۱۹۵۹، باتیستا مجبور به فرار شد. در همان سال آقای کاسترو در دیداری غیررسمی از واشنگتن با ریچارد نیکسون، رئیس جمهور وقت آمریکا دیدار کرد.

***
7c

ریچارد نیکسون بعدا نوشت که آمریکا تلاش کرد تا فیدل کاسترو را «در مسیری درست» قرار دهد. هدف از نصب این تابلو در سواحل میامی این بود تا به آمریکا درباره بر سرکار آمدن دولت جدید در هاوانا اطمینان داد.

***
8c

در سال ۱۹۶۰، سیاست ملی کردن صنایع در کیوبا و مصادره سرمایه های آمریکایی باعث شد تا آمریکا صادرات خود به آن کشور را متوقف کند. در سال ۱۹۶۱ آمریکا حمایت خود را از یورش به خلیج خوک ها در جنوب کیوبا اعلام کرد. در این تصویر فیدل کاسترو در حال پایین آمدن از تانک است. او عملیات در خلیج خوک ها را رهبری کرد.

***
9c

ضد انقلابیون کیوبایی که با پشتیبانی آمریکا این حمله را انجام دادند، دستگیر شدند. فیدل کاسترو حکومتی کمونیستی را در کشور اعلام کرد و روابط نزدیکی را با اتحاد جماهیر شوروی آغاز کرد.
***

10c
در سال ۱۹۶۲، کیوبا موافقت خود را با اعزام موشک های اتمی شوروی به این کشور اعلام کرد. این اقدام کیوبا که از آن به بحران موشکی نام برده شده هشداری به آمریکا بود. در این تصویر یک هواپیمای گشت آمریکا یک ناو جنگی شوروی را دنبال می کند.

***

11c

بحران موشکی که از آن به عنوان خطرناک ترین بخش در جنگ سرد نام برده شده سرانجام به صورت صلح آمیزی پایان یافت. کیوبا به روابط نزدیکش با اتحاد جماهیر شوروی ادامه داد.
فیدل کاسترو در سال ۱۹۶۳ به عنوان میهمان ویژه نیکیتا خروشچف، رئیس جمهور وقت شوروی از مسکو دیدار کرد.

***
12c

با سقوط شوروی سابق، آمریکا تحریم ها بر کیوبا را تشدید کرد. افزایش تیرگی روابط دو کشور، پناهجویان کیوبایی را که با پذیرفتن مخاطرات راه، به سواحل فلوریدا می آمدند، منصرف نمی کرد. در سال ۱۹۹۴ آمریکا با هدف کاستن از این مهاجرت ها توافقی را با کیوبا به امضا رساند.

***
13c

در سال ۱۹۹۹، کیوبایی های مهاجر در آمریکا کمپینی را برای ماندن الیان گونزالس در آمریکا به راه انداختند. او به نمادی از تنش بین دو کشور آمریکا و کیوبا بدل شد. الیان گونزالس سرانجام برای پیوستن به پدرش به کیوبا بازگردانده شد.

***

14c

در سال ۲۰۰۲ میلادی پس از آن که یکی از مقامات امریکایی، کیوبا را به توسعه سلاح های بیولوژیکی متهم کرد روابط دو کشور بیش از گذشته به تیرگی گرایید. علیرغم این مسئله باز هم تلاش هایی برای بهبود روابط در جریان بود. جیمی کارتر، از روسای جمهور پیشین آمریکا (سمت راست تصویر) در سال ۲۰۰۲ از یک استادیوم بیس‌بال در کیوبا دیدار کرد.

***

15c

در سال ۲۰۰۸ میلادی دو کشور امریکا و کیوبا با رهبرانی جدید روبرو شدند. رائول کاسترو در کیوبا جانشین برادرش فیدل کاسترو شد و باراک اوباما در انتخابات آمریکا به پیروزی رسید. در همین حال دیپلماسی پشت صحنه هم ادامه داشت. رائول کاسترو و باراک اوباما در سال ۲۰۱۳ در جریان مراسم تشییع نلسون ماندلا، رئیس جمهور سابق آفریقای جنوبی با دست دادن در ملاءعام شگفتی ساز شدند.

***

16c

و سرانجام در سال ۲۰۱۴ میلادی دو کشور اعلام کردند که قصد عادی‌سازی روابط را دارند

یک صلای عام از استاد پژواک به روشنفکران جامعه ما

دسامبر 3, 2014

شماره(203) چهارشنبه (12) قوس 1393 / (3) دسمبر 2014
دکتر اکرم عثمان

اکرم عثمان

از سالها به این طرف عادتاً کتابهایی را ورق میزنم و به قدر توان بهره میبرم ولی اغلب یا کتاب مرا نمی خواهد و یا من کتاب را نمی خواهم. لیکن چند روز پیش پسر بزرگم میوند که مرا در رابطه با کامپیوتر مدد میرساند مژده داد که جناب حمید عبیدی دفتر خاطرات شادروان عبدالرحمن پژواک را بر صفحۀ «آسمایی» گذاشته و به همگان توجه داده که از آن فیض ببرند. بی درنگ مشغول مطالعه شدم. از عمرها، به ابر مرد فرهنگ و سیاست کشور ما غایبانه ارادت می ورزیدم و ابیاتی از شعر های زیبای شانرا زمزمه میکردم:
هزار خم نکند مست می پرستان را
چنانکه ذرۀ خاکی وطنپرستان را
در این بیت یک ذره خاک وطن از هزار خم، مستی آورتر قلمداد شده است. نگارنده به این باور است که آن شاعر شهیر در تمام حیات فریفته و شیفتۀ میهنش بوده و در سفر و حضر آب و خاک کشورش را قبلۀ آمال و آرمانش می پنداشته است.
پژواک در هر مقامی که بوده چه محصل مدرسه، چه کارمند دولت، چه رییس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، چه سفیر کبیر، چه فرستادۀ خاص زعمای وطنش در کنفرانس های جهانی، مجازاً خود را در «باغبانی» روستای کودکی هایش و یا در جلال آباد شهر همیشه بهار جوانی هایش حس میکرده و از عطر دلفریب شگوفۀ نارنج و گلهای شبو که شبانگاه بر بال نسیم میرسیده، تر دماغ و سرحال میشد و مست الست ندا سر میداد:
بوی یار آورد باد از جلال آباد باز
چشم نرگس باد روشن، خاطر شمشاد شاد
من در آن خاطرات تکاندهنده کمال تناسب و واقعیت را پیدا کردم. تاریخ شاهد است که قدرتمندان دستگاه های مدیریت و امر و نهی ما آدمهای بی ترازو و بی مقیاس بوده اند. در انتخاب افراط و تفریط آنقدر بی کفایت و بی بصیرت بودند که به ندرت راه را از چاه تمیز میدادند. از همین جا ما صدها سال جامعه ای بی مقیاس و بی ترازو داشته ایم.
و از همین جا همواره جوامع ما نا میزان بوده و شیطان عقل ستیز، هادی و رهنمای ما بوده است. از حضرت شیخ شهاب الدین سهروردی روایت شده است:
ارزشمندترین چیزی که حق تعالی بیافرید گوهری بود تابناک که آنرا عقل نام نهاد!!
همچنین از حضرت خواجه عبدا لله انصاری آمده است:
الهی به کسیکه عقل دادی چه ندادی؟ و به کسیکه عقل ندادی چه دادی؟
در جامعۀ جمع انگار و خرد ستیز ما مهمترین کاستی و عیب ما، عدم رجوع به خرد بوده است. از همین سبب تحت تاثیر خردستیزی تا جایی پیش رفته ایم که یک قلم به ظرفیت ها و کمالات انسانی خویش خط گرفته ایم. بالنتیجه رباعی علامه محمد اقبال لاهوری در مورد ما صدق می کند:
خدای ملتی را سروری داد
که تقدیرش به دست خویش بنوشت
به آن مردم سروکاری ندارد
که دهقانش برای دیگران کشت!!
به هر رنگ من از دفتر رنگین، آموزنده و تکاندهندۀ آن بزرگمرد روزگار ما دریافته ام که کی صادق و کی خاین است و در قضایای سیاسی از جمله قضیۀ بغرنج پشتونستان کدام جانب، ذیحق میباشد.
به علاوه در مسایل ارزشی چون طرفداری از حقوق بشر و حقوق بین المللی، دو عضو معروف دودمان شاهی را به داوری گرفته و قضاوت علامه سلجوقی را بالا کشیده است.
زهی سعادت این دودمان مردپرور و قهرمان پرور که شخصیت بی بدیلی چون عبدالرحمن پژواک را در دامانش پرورده است.
خوشا به بخت بلند فرهاد پژواک و پروین پژواک نوادگان بلند اقبال بهشت آشیان پژواک بزرگ که پدر بزرگی چون او داشتند. خوشا بخت بلند برمک پژواک که او هم در خدمت عمش بوده است. و صد آفرین بر حمید عبیدی که او نیز خلف الصدق آن دودمان بلند آوازه است و آسمایی را به کانون روشنگری برای فردای بهتر افغانستان مبدل ساخته است.
دفتر خاطرات مرحوم مغفور عبدالرحمن پژواک برای پیر و جوان کشور ما آموزنده میباشد و راهش را در تاریخ باز می کند.Ÿ

منارجام از بی توجهی دولت افغانستان فرو خواهد ریخت

دسامبر 3, 2014

شماره(203) چهارشنبه (12) قوس 1393 / (3) دسمبر 2014

بابک سیاووش
index

درحالیکه آثار تاریخی یک کشور نمونه ی تاریخ و قدمت آن سرزمین می باشد و به آن هویت فرهنگی می بخشد. دیده میشود که بی توجهی دولت افغانستان به فرهنگ به خصوص آثار باستانی سبب شده تا نماد های فرهنگی و تاریخی افغانستان در حالت نابودی قرار گیرند، که یکی از نمونه های آن وضعیت فعلی منار جام میباشد.
منار جام از جمله ارزشمند ترین آثار قرن 12 میلادی دانسته می شود و سازمان میراث فرهنگی ملل متحد درسال 2002 نام منار جام را در فهرست آثار فرهنگی جهان قرارداده است. در اسناد یونسکو گفته شده که این منار به سال ۱۱۹۴ میلادی در دوران سلطنت سلطان غیاث الدین غوری ۱۱۶۳-۱۲۰۲ بنا یافته است.
این منارازآثار گرانبهایی فرهنگی افغانستان به حساب می آید. در تازه ترین مورد نشریۀ نیویورک تایمز گزارشی در مورد منارجام به نشر سپرده است و خبر از نابودی و فروپاشی منارجام داده است .
نیویارک تایمز اخیراً هشدار داده شد که کج شدن این منار آن را با خطر فروریختن مواجه ساخته است. همچنان نیوریاک تایمز به نقل از تارسیز ستیفنز یک مهندس بلجیمی نوشته است که این منار اولین عابده ی تاریخی افغانستان است که فراتر از سرحدات این کشور نزد مردم اهمیت دارد.به نوشته ی روزنامه، ستیفنز (که هفته ی گذشته برای دیدن این منار رفت) می گوید، هشتصد سال از ساخت و ساز منار جام سپری شده، اما این منار طوری معلوم می شود که گویا دیروز ساخته شده باشد.
همچنان نیویورک تایمز به دستور رئیس جمهور غنی اشاره کرده که خواسته تا گروهی از متخصصان به کار گماشته شوند و مساله ی کج شدن این منار را بررسی کنند.
اگر دولت افغانستان به آثار میراث فرهنگی این کشور توجه جدی داشته باشد و از آنها مواظبت نماید و امنیت مناطقی را که در آنها میراث های فرهنگی موجود است به شکل درست تامین نماید شاید افغانستان در جهان از جمله ی کشور های باشد که بیشترین توجه جهانگردان دنیا را به خود جلب نموده و سالانه عاید خوبی دولت افغانستان از این بابت بدست آورد.Ÿ