Archive for the ‘جوانان’ Category

اشتوکبازی های اوباما

ژوئن 26, 2016

برخلاف رهبرانی که بازی با اطفال را شرم وعار وکار طفلانه میدانند . به اصطلاح اشتوکبازی های رییس جمهور اوباما نشان میدهد که بازی وشفقت با اطفال نه تنهامایه شرم وعاررهبران نیست بلکه به موازات رعایت حقوق طفل باعث نهادینه شدن حقوق اطفال در ارکان عالی تصمیمگیری کشور ها میگردد.

عکسها ازصفحه توانا

o1
o2
o5
o6
o7

چای در فرهنگ مردم افغانستان

دسامبر 28, 2015

شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)

IMG_1150

گردآوری و نگارش: اناهيتا سياووش
خواهران و برادران عزيز!
در فرهنگ مردم افغانستان اصطلاحات بيا چاي بنوشيم، چاي ناخورده جنگ نمیشه، بيا چاي بنوش، يك چاي ندادی، یک روز چای خوردن خانه ات می آیم و … وسیله برقراری روابط انسانی و عیار گونه وافاده از مهمان نوازي و مراودات عالی انسانی ميباشد.
مي خواهم روش بهتر تهيه نمودن چاي را كه از كتاب غذاهاي محلي با ضميمه تدبير منزل آموخته ام به شما شرح دهم:
اولتر از همه آب را بالاي آتش به مدت 20 دقيقه ميگذاريم تا جوش بخورد. بعد نيم آب را به چاينك ريخته و بالاي آن چاي علاوه ميكنيم و براي 10 دقيقه دم ميدهيم، بعد آبي راكه باقيمانده بالاي آتش ميگذاريم . بعد از مدت 10 دقيقه آن رانيز بالاي چاي در چاینک ميريزيم وچاینک را به مدت 5 دقيقه در زمين ويا هم در آتش خفيف دم ميدهيم.Ÿ

شـــاگرد زحمتکش

دسامبر 28, 2015

شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)

Yasra Parcha

Yasra.jpeg
یسرا متعلم صنف اول مکتب مولانا عبدالمجید مصفی غزنوی با نمرات اعلی به صنف دوم ارتقا نمود. مؤفق و سعادتمند باشند.Ÿ

طفـــل ذکـــی

دسامبر 28, 2015

شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)

musawer 1

musawer 2

Musawer

الهام جان مصور متعلم دوره آمادگی مکتب خصوصی الهام علوم با کسب نمرات عالی به صنف اول دوره ابتدایی ارتقا نمود.
پیــــروز و کامگـــار باشـــند.Ÿ

در رخصتی های زمستانی چه کنیم؟

دسامبر 28, 2015

شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)

نويسنده: خواهر شما ناهيد سياووش

خواهران وبرادران عزيز!
شاگرد خوب آنست كه در رخصتي هاي زمستاني تقسيم اوقات درسي داشته با شد. وطبق تقسيم اوقات، درس هاي خويش را بخواند وتمام كتاب هاي خود را با مادر ، پدر ، خواهر ، برادر وياهم با معلم خود خط خواني كند . اگر ما كتاب هاي درسي سال آينده را در زمستان خط خواني كنيم در سال آينده وقتي به صنف بلند تر مي رويم از موضوعات درسي آگاهي قبلي مي داشته باشيم و وقتي درس هارا ياد داشتيم هميشه اولنمره مي باشيم . بايد كتاب هاي را كه در زمستان از مكتب گرفته ايم پوش نماييم واز پاره شدن و كنده شدن ورق هاي كتاب، خط خط شدن در روي صفحات كتاب ونوشتن حل سوالات ومعني لغات در كتاب خود داري كنيم .
به اميد موفقيت ها و پيروزي هاي هر چه بيشترتان.Ÿ

میلاد نوری همکار صفحه ارمغان اطفال به صنــف هفتــم ارتقا نمود

دسامبر 28, 2015

شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)

Melad Parcha

میلاد

میلاد نوری متعلم صنف ششم مکتب شمس لندن اکادمی و همکار صفحه ارمغان اطفال با اخذ نمرات عالی امتحانات سالانه را پشت سر گذاشته و به صنف هفتم ارتقا نمود.
ارمغان ملی پیروزی شان را تبریک میگوید.

قهــــرمان تنبلــي

دسامبر 28, 2015

شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)

IMG_1136
نبیله القمه
دو تنبلي كه در يك اتاق زندگي مي كردند. رفيق بودند. تنبل اولي به دومي گفت : بخي ببي كه باران مي باره يانه ؟ در همين لحظه پشك از بيرون به اتاق داخل شد. تنبل دومي گفت كه: پشك از بيرون آمد به پشتش دست بكش ، معلوم ميشود كه باران مي بارد ياني ؟ دفعه دوم باز تنبل اولي به تنبل دومي گفت كه: بخي از بيرون يك سنگ چاركي بيار تنبل دومي گفت :كله اي پشك را بكن يك چارك است. دفعه سوم تنبل اولي به تنبل دومي رو نموده گفت كه: بخي درواز ه اتاق را پيش كن ! تنبل دومي گفت: دو كار را من انجام دادم اين كار را خودت بكن!Ÿ
به انتخاب ناهید سیاووش

زمستان در افغانستان

دسامبر 22, 2015

شماره (257 )سه شنبه (1) جدی ( 1394)/ ( 22) دسمبر ( 2015)

rozbarfi
به انتخاب: اناهیتا سیاووش
همانطوريكه زمستان در جهان داراي يك فرهنگ و كلتور خاص است، در افغانستان نيز داراي فرهنگ جداگانه و حتي عنعنوي است و اين فصل سرما مردم ما را نيز وادار به تطابق با تغييرات خود مي نمايد. مردم با فرا رسيدن زمستان در سرتاسر افغانستان در خانه زندگي خود را مطابق به سردي هوا عيار ميسازند. بطور مثال صندلي كه شبيه ميز چوكاتي است، بالاي آن لحاف ضخيم هموار ميشود و يا هم بخاري هاي كه در آن چوب ميسوزانند بخاطر گرم ساختن در خانه ها گذاشته میشود و همچنان پوشيدن لباس زمستاني يك فرهنگ و كلتور غني ديگر در بين افغانهاست. اگر چه اين رواج در همه دنيا در زمستان مشهود است اما در افغانستان يك فرهنگ عنعنوي و خاص است. مانند پتو هاي ضخيم (پوستین، قاقمه، بزو، چکمن، گوپیچه) يك نوع پاپوش كه در افغانستان پوشیده ميشود به نام كراوش وغيره، از پوشاكه هاي زمستان است. صنايع دستي خانم ها، صنعتي را كه به نام بافت ياد ميشود از جمله جاكت، جوراب وغيره پوشاكه ها را مي بافند كه يك مشغوليت عنعنوي زمستان براي دخترها و خانم هاست. غذا هاي زمستاني مردم از جمله گوشت قاق (لاندی پلو) بادنجان خشك، توت خشك، كشمش وغيره را ميتوان نام برد. پاك كردن برف با راش بيل ها عمدتاً از سوي مردان صورت ميگيرد.Ÿ
بر گرفته از: مجله پرواز

شاگـــــــرد ممتـــاز

دسامبر 22, 2015

شماره (257 )سه شنبه (1) جدی ( 1394)/ ( 22) دسمبر ( 2015)

IMG_1132

نيلاب به خانه خاله اش ميرفت راهي كه بخانه خاله اش مي انجاميد از دشتي ميگذشت كه اشياء ناشناخته در هر گوشه و كنارش افتاده بود. به نيلاب يك روز قبل معلم كورس آشنايي با خطر ماين و مواد منفجر ناشده از خطرات ماين و چگونگي جلوگيري از آن سخن گفته بود.
نيلاب در راه حرفهاي معلمش را بياد مي آورد و دلش گواهي بد ميداد كه حتما با مايني مواجه ميشود در همين تشويش بود كه چشمش به ماين افتاد .
نيلاب بدون اينكه وارخطا شود جا به جا ايستاده حرفهاي معلم كورس را دقيقا بخاطر آورد. ابتدا محل را با سنگ نشاني نمود ولي دلش را آرام نگرفته تكه را در محل نشاني ماين به شكل علامه گذاشته، خودش از راهي كه آمده بود برگشته به موسسه ماين پاكي محل اطلاع داد. گروپ ماين پاكي با نيلاب به محل ماين رفته آن محل را از وجود ماين پاك كاري كردند.
موسسه ماين پاكي محل به مكتبی كه نيلاب در آن درس مي خواند تحسين نامه فرستاد. سر معلم مكتب روز بعد همه شاگردان را لين نموده بعد از قدر داني و تشكر از هوشياري و دقت فكري نيلاب تقدير نامه را به او داده از تمام شاگردان خواست مانند نيلاب متوجه خطر ماين باشند و با مقابل شدن به اين دشمن مخفي بشر به موسسه ماين پاكي محل و در صورت دور بودن آن به موي سفيد محل شان اطلاع دهند.
پیام: همیشه با دیدن اشیاء مشکوک به نزدیکترین تیم ماین پاکی و به مقامات محلی اطلاع دهید.

به انتخاب: اناهیتا سیاووش

داســـتان پادشــــاه و باز

دسامبر 22, 2015

شماره (257 )سه شنبه (1) جدی ( 1394)/ ( 22) دسمبر ( 2015)

Bald eagle (Haliaeetus leucocephalus) in flight

Bald eagle (Haliaeetus leucocephalus) in flight

در روز گاران قديم پادشاهي در قصر خود بازي داشت وبه اين پرنده شكاري بسيار توجه مي كرد . در شكار ومسافرت هايش باز را با خود مي برد.
روزي از روز ها باز تصميم گرفت كه از پادشاه جدا و آزادانه به هر جايي كه دلش مي خواهد برود. رفت ورفت اما جايي را براي استراحت وغذايي براي خوردن نيافت وبه ناچار به خانه پير زني كه در حال پختن نان براي فرزندان خود بود پناه برد . پير زن آرد را الك مي كرد تا براي فرزندان خود نان بپزد . در اين ميان نگاهش به بازي اصيل وزيبا افتاد وبه سوي باز رفت واو را نوازش كرد .
سپس پاهايش را با طنابي نازك بست وبه دقت نگاهي به شكل ظاهري باز كرد. بال وپرهاي باز به نظر پير زن بلند ونامرتب آمد گفت :« انسان هاي نااهل به خوبي از تومراقبت نكرده اند .» بال وپرش را كوتاه كرده وبه باز گفت : « ناخن هايت هم كه بلند شده است .» آن ها را هم چيد وبعد از روي دلسوزي مقداري كاه براي او ريخت.
پايكش بست وپرش كوتاه كرد
ناخنش ببريد و قوتش كاه كرد
گفت : نااهلان نكردنت بساز
پرافزود از حد وناخن شد دراز
شاه كه براي يافتن ( باز ) همه جارا جست وجو كرده بود آن را شب هنگام در خانه پير زني پيداكرد وبه خانه وكاشانه پير زن رفت . باز باشكوه وزيبا يش را در ميان دود خاك ديد كه پاهايش بسته وبال هايش كوتاه شده وناخن هايش چيده شده است . شاه با ديدن بال پرنده اش زار زار گريه مي كرد افسوس مي خورد بعد از چند دقيقه گفت:« اين نتيجه كار توست چون تووفا داري به ماكوتاهي كردي . اين سزاي كسي است كه از پيش پادشاه مهربان فرار كند و احمقانه به خانه پير زني ناتواني پناه ببرد.»
ديد ناگه باز را در دود وگرد
شد بروبگريست زار ونوحه كرد
اين سزاي آن كه از شاه خبير
خيره بگريزد به خانه ي گنده پير
باز بال خود را به دست شاه مي ماليد وبا زبان بي زباني مي گفت:«من خطا كردم واز كار خود پشيمانم .» اگر چه ناخن هايم و بال هايم بسيار كوتاه شده اما من با نوازش و مهربانيت ميتوانم با پرواز بال هايم فلك را حيران كرده و با ناخن هايم كوه را از جايش بركنم.
گرچه ناخن رفت، چون باشي مرا
بركنم من پرچم خورشيد را
ورچه پرم رفت،چون بنوازي ام
چرخ بازي گم كند در بازي ام
شاه پرنده اش را برداشت و عذر خواهي اور ا پذيرفت و به سوي قصر روانه شد.Ÿ
از کتاب داستان های زیبای مثنوی معنوی
بازنویسی مصطفی حسنلو
به انتخاب ناهيد سياوش