Archive for the ‘سیاسی’ Category

افغانستان به کجا میرود؟

مه 28, 2016

نوشته: داود سیاووش
در حالیکه دولت پاکستان با چوچه گریز کردن ،دولتمردان افغانستان را در بازی های استخباراتی و در ازای غذای نمکی دال و چپاتی اصلاً همتراز خود نمیداند ،به نظر میرسد با موقفی که در قضیه کشتن ملا منصور در برابر ایالات متحده اتخاذ نموده خواهان هژمونی واضح منطقوی بوده و افغانستان پس از امریکا را جزء قلمرو منافع حیاتی خود به حساب می آورد.
موقف واضح ضد امریکایی پاکستان در افغانستان:
زمامداران پاکستان با حمله بر ایبت آباد و کشتن اسامه مخالفت کردند، شکیل افریدی را به حبس طویل المدت محکوم کردند، با افشای قتل ملاعمر که به شکل یک راز درامه مضحک دولتمردان افغانستان را به بازی گرفته بود مخالفت آشکار کردند، در اعتراض به کشته شدن ملا منصور سفیر امریکا را به وزارت خارجه پاکستان احضار کردند، تقاضای واضح دادن امتیازات به طالبان را به جانب افغانی مطرح کردند و کشتن ملا منصور را به مفهوم مصدوم نمودن روند دلخواه صلح خودشان وانمود کردند.
در همصدایی با این سیاست پاکستان ستون پنجم در افغانستان علناً صدای خود را بلند نموده حمله بر تلویزیون طلوع را به عنوان عملیات شهادت طلبانه انتحاری به طالبان تبریک گفته کارمندان کشته شده تلویزیون طلوع را هما سلطانی چوچه های امریکا خواند، مقارن حمله بر تلویزیون طلوع انوارالحق احدی و عمر داودزی به همکاری سازمان بگواژ خلاف هشدار رضا نافعی نماینده خبرنگاران بدون مرز در قطر نشست داشتند و پس از حمله بر این تلویزیون ستون پنجمی های دولت افغانستان اجازه دادند در کابل به طرفداری از طالبان تظاهرات راه اندازی شود.
زلمی زابلی در اعتراض به کشتن ملا منصور خواهان احضار سفیر امریکا به وزارت خارجه افغانستان شد، حقیار به طور واضح در دفاع از ملا اختر منصور قرار گرفت، گلبدین حکمتیار که قرار است عنقریب مهمان رهبران کابل باشد پیام تسلیت به خانواده ملا اختر منصور و طالبان فرستاد و گیلانی رییس شورای صلح قبلاً جنگ با طالبان را نا جایز خوانده بود.
در واکنش به اعدام چند طالب حمله انتحاری بر کارمندان یک محکمه صورت گرفت و حامد کرزی خواهان توقف این سلسله از اعدام ها شد.
موقف جانشین ملا اختر منصور:
ملا هیبت الله جانشین ملا منصور در اولین بیانیه ویدیویی که از نام وی منتشر شد افغانستان را زیر تسلط یهود و هنود خوانده پاسخ مثبت حکمتیار را به دولت به مفهوم تسلیمی وی به امریکا وانمود کرد و به قول خودش به شهادت ملا عمر و ملا منصور افتخار نمود.
موقف امریکا:
جان کیری در میانمار گفت ملا منصور برای آن مورد حمله قرار گرفت که تهدیدی برای نیروهای امریکایی بود و وزیر دفاع امریکا هشدار داد که طالبان فقط دو راه دارند: یکی پیوستن به پروسه صلح و دیگری نابودی. در همین حال مجلس نمایندگان امریکا لایحه یی را به تصویب رساند که به موجب آن کمک های مالی امریکا به پاکستان مشروط به اقدامات اسلام آباد در برابر شبکه حقانی خوانده شد. سناتور رورا باکر گفت: پاکستان یک شریک قابل اطمینان برای دهشت افگنان میباشد، نه برای ایالات متحده.
از نظر کارشناسان رییس جمهور اوباما که زمان اندکی برای پایان دوره کارش مانده با برون کشیدن پای امریکا از جنگ عراق، کشتن اسامه بن لادن، عادی ساختن روابط امریکا با کیوبا و رفع محدودیت صادرات سلاح به ویتنام در نظر دارد مانند جان اف کنیدی نقشی در سیاست جهانی ایالات متحده به جا بگذارد که امضای سند حمله بر ملا اختر منصور نیز یکی از آنها میباشد.
در همین حال اوباما به جانشین ملا اختر منصور چندان خوشبین نیست که یک لیبرال دموکرات باشد و با این حال انتظار هم ندارد که طالبان به این زودی ها به میز مذاکره بر گردند که هشدار وزیر دفاع امریکا به طالبان و آمادگی برای از سرگیری عملیات هوایی امریکا در افغانستان نیز در همین راستا ارزیابی شده میتواند.
وضعیت رهبری حکومت وحدت ملی:
رییس جمهور غنی به مصداق آن گفته ابراهام لینکلن که( به همه اعتماد داشتن خطرناک است و به هیچکس اعتماد نداشتن خطرناک تر) با روحیه اعتماد نداشتن به هیچکس خود را به رهبری مبدل نموده که از طبخ غذای آشپز خانه ارگ تا تعین دکترین سیاست جیوپولیتیک و جیوستراتیژیک افغانستان میخواهد فقط خودش تصمیم بگیرد و این روحیه کاری فضا را به حدی تضعیف و تضییق نموده که هیچکس جرأت هیچ اقدامی را به صفت مسوول مستقل در حال حاضر ندارد.
این سلوک کاری رییس جمهور آن گفته را به یاد می آورد که آمر قوی مادونان را می دواند ولی آمر ضعیف خودش میدود.
اگر این ادعا واقعیت داشته باشد که مصارف سفر رییس جمهور کرواسی با آنهمه زیبایی و لطافت 30 هزار دالر امریکایی و مصارف رییس اجرائیه شیک پوش افغانستان تا ترکیه 300 هزار دالر شده باشد آن هم از کیسه خلیفه کشوری که به سربازش در قله های کوه نان خشک نمیرسد و پول معاشات دولت افغانستان را جامعه جهانی می پردازد، آینده کشور خیلی تیره و تار به نظر میرسد.
وضعیت نیروهای داخلی
با توتاپ رهبری جامعه هزاره افغانستان را به چندین گروپ منشعب کردند و حکومت وحدت ملی اصلاً به حضور مدنی حتا یک میلیون نفر هم در کشوری که نفوس آن از 25 میلیون تجاوز نمیکند وقعی نگذاشت. جنرال دوستم معاون اول رییس جمهور را تا آن حد از سیاست های مرموز ناراضی ساختند که لباس زره به تن کرده در دفاع از ولسوالی ها و ولایات شخصاً مصروف حفر بلنداژ ها و تحکیم استحکامات در برابر دشمن میباشد. شخصی بنام علیزی با زورگویی لوحه دانشگاه هرات را پاره کرده یک کارمند امنیت دولتی هرات را کشته و موقف واضح خود را در برابر امنیت ملی ابراز داشته که هیچکس به کدام اقدام ملموس در برابرش متوسل نشده و وکلا و استادان بیچاره هرات واویلان و نالان و پریشان طومار شکوه به دست دفتر به دفتر سرگردان اند.
کمیسیون بخاطر انتقال جنازه امیر حبیب الله کلکانی در آرزوی گرفتن فرمان رییس جمهور از چهار ماه به اینسو دفتر به دفتر و دروازه به دروازه قدرتمندان به خاطر کسب حمایت در تگدی است، در حالیکه کمال ناصر اصولی سرکوب دوره سقوی را به اصطلاح خودش به عنوان یک قهرمانی به رخ دفاع کنندگان انتقال خط توتاپ از طریق بامیان میکشد و آنان را تخویف میکند. از امضا کنندگان تفاهمنامه دندغوری اصلاً کسی نپرسید که مسبب قتل و بربادی صد ها انسان و آواره گی و بربادی آنان کی بود و چی شد؟
به طور عموم در حال حاضر قوم هزاره دچار بحران رهبری شده، قوم ازبک در دفاع از مناطق شان کمر بسته و رهبران قوم تاجک مصروف امتیاز گیری های شخصی از کندوی حکومت بوده از نتایج تلاش های عطامحمدنور درسروسامان دادن جمعیت اسلامی مقارن ورود گلبدین حکمتیار به مثابه رقیب اصلی جمعیت در صحنه سیاست نتایج واضح به مشاهده نمیرسد ودرگیری های جنبش وجمعیت فصل جدیدی ازبحران را زیگنال میدهد، قوم پشتون گروگان چند معامله گر ترانه دا پشتونستان زمونژ و خط دیورند میباشند که در این حال هیچ یک از رهبران اقوام به غیر از جنرال دوستم در خط اصلی وشانه به شانه مردمی که به آنها رأی داده قرار ندارند و به اصطلاح آب را گل آلود میسازند تا ماهی بگیرند.
به موازات چنین وضعیت میتوان نتیجه گرفت که باید کشور در حالت تاریک و بازیچه چند بازیگر قدرت طلب استفاده جوی محیل معامله گر قدرت باشد و از همینجاست که حکومت وحدت ملی نمیتواند سفیر پاکستان را به وزارت خارجه احضار و از وی بپرسد که چرا ملا اختر منصور از خاک پاکستان با ویزه رسمی و نام جعلی به ایران سفر میکند و از سفیر ایران در وزارت خارجه بپرسد که چرا دولت ایران با طفره رفتن از مسیر اصلی دولت با یک رهبری شورشی ملاقات میکند و از همینجاست که یونیسکو به عوض پرداختن به تحقیق در باره جعل کاری در قانون اساسی افغانستان که درهفتاد مورد با نسخه اصلی اختلاف دارد ودر آن زبان مادری زیر پا گذاشته شده است به ترمیم مساجد در ماه مبارک رمضان می پردازد . داعش در منطقه کوت مشرقی مکاتب به اطفال رسماً افتتاح میکند. در مکتب خصوصی کندهار کوریکولم پاکستانی و عکس های جنرال ضیاءالحق و اقبال لاهوری و یونیفورم پاکستانی نام و نشان آن مکتب میباشد، بنابران باید این سوال را مطرح کرد که در حال حاضر افغانستان به کجا میرود؟

کاری که در اجلاس اخیرسران دول بزرگ درجاپان بیش از همه مورد توجه مردمان کشور های غیربزرگ قرار میگیرد!

مه 27, 2016

کاری که در اجلاس اخیرسران دول بزرگ بیش از همه مورد توجه مردمان کشور های غیربزرگ قرار میگیرد!

جای مردان سیاست
بنشانید درخت
تا هواتازه شود
p2

From left, German Chancellor Angela Merkel, U.S. President Barack Obama, Japanese Prime Minister Shinzo Abe, and French President Francois Hollande participate in a tree planting ceremony during a visit to the Ise Jingu shrine in Ise, Mie Prefecture, Japan, Thursday, May 26, 2016,  as part of the G-7 Summit. REUTERS/Carolyn Kaster/ Pool

From left, German Chancellor Angela Merkel, U.S. President Barack Obama, Japanese Prime Minister Shinzo Abe, and French President Francois Hollande participate in a tree planting ceremony during a visit to the Ise Jingu shrine in Ise, Mie Prefecture, Japan, Thursday, May 26, 2016, as part of the G-7 Summit. REUTERS/Carolyn Kaster/ Pool

p5

آه! که چه مقهور یک مشت دلقکهای چلوس پلوس چموش جاسوس ملوس شده ایم

مه 5, 2016

نوشته: داود سیاووش
آهای مردم!
ما درکشوری زیست میکنیم که:
دگر کسی به دموکراسی نمی اندیشد
دگر کسی از آزادی بیان دفاع نمی کند
دگرکسی به جامعه مدنی نمی اندیشد
وسر ها در گریبان است
وچشمها در اوراق پروپوزل ها سرگردان است
در مقابل تندیس مارتین لوترکینگ
نواسه های اسامه بن لادن راک اندرول میرقصند
و مارینا گلبهاری بخاطر بازی در فلم اسامه در جنگل های نمناک فرانسه از ترس دهشت افگنان سرگردان
و در سرزمین ژان ژاک روسو و مونتسکیو مردم از هنر وهنرمند گریزان اند
شیاطین در لانه قدرت خانه کرده اند
وبه گفته چرچیل
به جلب وجذب اقلیت خاین و اکثریت نادان مصروف اند
در ویرانه های رایش سوم
صدای نفرین هیتلر خطاب به کسانی انعکاس می یابد
که در برگردانی ورق به نفع (آی-اس-آی) در افغانستان مصروف اند
آخرین چشم امید امریکایی ها به ترامپ دوخته شده
تا شکیل افریدی را از زندان (آی-اس-آی) در ظرف دو دقیقه آزاد سازد
وصدای چودری پاکستانی را در گلویش خفه سازد
که مدعیست پاکستان مستعمره امریکا نیست!
در سوریه صحرای محشر برپاست
ودرکربلای حسین بار دگر جوی خون جاریست
درکابل همه گیچ ومبهوت اند که آن ضربه فنی را با جاری نمودن خون به جای آب در دریای کابل کی انجام داد که روز بعد از زیر زنخ رییس جمهور و در محفل ارگ از قاتلان با زبان دراز دفاع نمود
اینجا از روز آزادی بیان چند ژورنالیست عهد پنیرک پادشاه با چند آدم لوکس در حالی تجلیل میکنند که سه صد ژورنالیست از ترس عفریت از کشور فرار نموده وبیش از ششصد دوسیه ژورنالیستان لاینحل مانده وخون رخسار خانواده های ژورنالیستان شهید هنوز نخشکیده وکسی آن را پاک نمیکند
آنجا در ارگ محفلی برای آزادی بیان از طرف کسانی برگزار میشود که در اجتماع به صفت بغچه بردار وپیزاربردار دهشت افگنان مشهور اند و اصلا در این روز کسی صدای آن مادر داغدار وپدر غمگساری را که جگر گوشه ژورنالیست اش را به خاک سپرده نمیشنود.
دفتریونسکو را به خاطر عدم توانای سالانه بیست هزار دالر کرایه سه اتاق در پاریس می بندند وبرای ریس شورای صلحی که جنگ با طالبان را نا جایز میداند به قول رسانه ها چهل وپنجهزار دالر ماهانه معاش میپردازند وهشتصد ملیون دالر در این شورا نابود میشود
از یک طرف با جعل در قانون اساسی قفل بر دهن مردم در سخن گفتن به زبان مادری شان می آویزند واز طرف دیگر در شمال منار یادگاری مظهر فاشیسم زبانی را در زیر ریش عطا محمد نور وجنرال دوستم بنا میکنند
عمله وفعله خدماتی ناتو در بروکسل به جرم عضویت در حملات بروکسل باز داشت میشود وآنطرف تر گروه های سلفی شب هنگام دهن عابرین را در خیابان های برلین بو میکنند و جالبتر آنکه دادگاه آلمان به خاطر داشتن همسر آلمانی در حالی در مورد سکرتر اسامه تصمیم گرفته نمیتواند که در افغانستان طیارات تورنادو پل پای طرفداران اسامه را هدف شلیک قرار میدهند
آه که در چه روزگار تلخ وسیاهی زیست میکنیم
آه که چه مقهور یک مشت دلقکهای چلوس پلوس چموش وجاسوس ملوس شده ایم

در بستن دروازه دفتر نمایندگی افغانستان در یونسکو چه اهداف سیاسی نهفته است؟

آوریل 26, 2016

نوشته : محمد داود سیاووش
مردم افغانستان میدانند که معاشات و مصارف دولت افغانستان را سازمان ملل میپردازد.
مردم افغانستان میدانند که مصارف روغنیات لندکروزر های سکورت رجال برجسته دولت ماهانه به چندین هزار دالر میرسد.
مردم افغانستان میدانند که طالبان در قصرهای چند هزار دالری و مصارف گزاف در شهر کابل و دوبی از جیب حساب کود مردم در بودیجه دولت زندگی میکنند.
مردم افغانستان میدانند که بودجه کمک شده سازمان ملل چگونه در تجمل پسندی موبل وفرنیچر وحضر وسفر ومهمانی ها و خیمه شب بازی های رهبران با شاخی به اصطلاح باد میشود.
واما در چنین حالت و وضعیت میدانند،میدانند هایی که حوصله مردم را تا سرحد ترکیدن زهره شان به فغان آورده دفعتا به طور کاملا مضحک و طنز آلود و شگفت انگیز از رسانه ها میشنوند که : این دولتی که از برکت کمک های سازمان ملل نفس میکشد و زنده است بخاطر( به اصطلاح صرفه جویی) دفتر نمایندگی افغانستان در یونسکو را به قول ظاهر عزیز بخاطر عدم توانایی پرداخت بیست هزار دالر کرایه سالانه سه اطاق در پاریس میبندد.
پس از شنیدن این خبر شهروندان تا سرحد تهوع به فغان می آیند که آخر با این همه مصارف بیجا و حاتم بخشی ها از کیسه خلیفه سازمان ملل کدام عقل سلیم ومنطق قبول میکند که دفتر فرهنگی آن سازمان در پاریس بسته شود؟
اگر واقعا صرفه جویی مطرح باشد چرا اینکار از مصارف گزاف حشم وخدم وحاجب ودربان دولتمردان صورت نمیگیرد؟
از نظر کارشناسان در عقب این تصمیم اهداف سیاسی نهفته است. چون جعلکاری هایکه اخیرا با افشا نسخه اصلی قانون اساسی در نسخه توشیح شده این قانون هویدا گردید و نادیده گرفتن حق زبان های مادری به بهانه درج جعلی اصطلاحات ملی در نسخه جعلی ،شاید سازمان یونسکو را به صفت نهاد فرهنگی سازمان ملل ناراحت سازد وآن سازمان موضوع جعلکاری در قانون اساسی و پایمال شدن زبان مادری به بهانه اصطلاحات ملی در افغانستان را بگوش جهان برساند.
شهروندان میخواهند هر چه زودتر بر این تصمیم تنگ نظرانه سیاسی تجدید نظر شود و دفتر نمایندگی افغانستان در یونسکو دوباره فعال گردد.آخر دولتمردان افغانستان باید حداقل این را بدانند که بستن دفتر نمایندگی افغانستان با سازمان معتبری بنام یونسکو چه فاجعه را در قبال خواهد داشت. این دوره سالهای حکومت طالبان نیست که با یک کیبل بتوان مسیر زمان را متوقف ساخت. حالا مردم فریاد میکشند، میپرسند، توقع میکنند، انتقادمیکنند، پیشنهاد میکنند، نظر میدهند و فریاد میکشند که دریچه فرهنگی افغانستان را با جهان نبندید.

جعلکاری در قانون اساسی خیانت ملی میباشد

مارس 28, 2016

نوشته : داود سیاووش
در این روز ها نسخۀ از قانون اساسی 14 جدی 1382 در کتابفروشی ها جلب نظر میکند که در پشتی آن نوشته شده:
«نام: قانون اساسی افغانستان مصوب 1382 هجری خورشیدی
تدوین کننده: زکریا اصولی
تعداد چاپ: 1000 نسخه
نوبت چاپ: اول
سال چاپ: حوت 1394 هجری خورشیدی
توزیع: کابل، شهر نو، چارراهی انصاری، انتشارات حامد رسالت»
این نسخۀ قانون اساسی که شامل55 صفحه و 162 ماده میباشد همه صفحات آن با امضای حضرت صبغت ا لله مجددی رییس لویه جرگه قانون اساسی نشانی شده. (بقول زکریا اصولی تدوین کننده )،این قانون اساسی نشانی شده با امضای حضرت صبغت ا لله مجددی در هفتاد مورد باقانون اساسی توشیح شده توسط رییس جمهور وقت به همین نام اختلاف دارد.
بزرگترین اختلاف متن این نسخه قانون اساسی نشانی شده با امضای حضرت صبغت ا لله مجددی با قانون اساسی منتشره شماره 818 مؤرخ 8 دلو 1382 جریده رسمی که بر اساس فرمان 103 مؤرخ 16/11/1382 رییس جمهور توشیح شده ، در ماده 16 میباشد.
در ماده 16 قانون اساسی نشانی شده به امضای حضرت صبغت ا لله مجددی میخوانیم که:
«از جمله زبانهای پشتو، دری، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه یی، نورستانی، پامیری و سایر زبانهای رایج در کشور، پشتو و دری زبانهای رسمی دولت میباشند.
زبانهای ترکی (ازبکی و ترکمنی) بلوچی، پشه یی، نورستانی و پامیری در مناطقی که اکثریت با آن تکلم مینمایند علاوه بر زبان پشتو و دری به حیث زبان سوم رسمی میباشند.
راههای عملی تطبیق آن توسط قانون تطبیق میگردد.
دولت برای تقویت و انکشاف همه زبانهای افغانستان پروگرام های مؤثر وضع و تطبیق میکند.
نشر مطبوعات و رسانه های گروهی به تمام زبانهای رایج در کشور آزاد میباشد.»
همین ماده 16 در قانون اساسی توشیح شده به امضای رییس جمهوروقت چنین آمده:
«از جمله زبانهای پشتو، دری، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه یی، نورستانی، پامیری و سایر زبانهای رایج در کشور، پشتو و دری زبانهای رسمی دولت میباشند.
در مناطقی که اکثریت مردم به یکی از زبانهای ازبکی، ترکمنی، پشه یی، نورستانی، بلوچی و یا پامیری تکلم مینمایند آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حیث زبان سوم رسمی میباشد و نحوه تطبیق آن توسط قانون تنظیم میگردد.
دولت برای تقویت و انکشاف همه زبانهای افغانستان پروگرام های مؤثر طرح و تطبیق مینماید.
نشر مطبوعات و رسانه های گروهی به تمام زبانهای رایج در کشور آزاد میباشد.
مصطلاحات علمی و اداری ملی موجود در کشور حفظ میگردد.»
خوانندگان با مطالعه نسخه نشانی شده با امضای حضرت مجددی و مقایسه آن با نسخه توشیح شده با امضای رییس جمهور کرزی میپرسند که:
1- حضرت صبغت ا لله مجددی، کمیسیون طرح وتسوید قانون اساسی و سایر مسوولان طرح و تدوین و چاپ ووزارت عدلیه وقت جواب دهند که آیا نسخه اصلی قانون اساسی همین نسخه که جدیدا منتشر شده است یا نه؟
2- در صورتیکه نسخه اصل همین نسخه جدیدا منتشرشده به امضای حضرت صبغت ا لله مجددی باشد ،مراجع بیطرف ملی وبین المللی باید بررسی نمایند که کی یا کیها در نشر قانون اساسی توشیح شده به امضای رییس جمهور وقت جعلکاری کرده اند؟
3- چرا هیچ یک از کسانیکه در تالار تصویب قانون اساسی حضور داشتند با آنکه در مقامات بلند دولت کار نموده و مینمایند این جعلکاری را تاکنون افشأ نکردند؟
4- کدام مرجع صلاحیت بررسی و مقایسه متن نشانی شده به امضای حضرت مجددی و توشیح شده به امضای حامد کرزی رییس جمهور پیشین را دارد؟
5- آقای زکریا اصولی این نسخه نشانی شده به امضای حضرت مجددی را از کجا بدست آورده؟
6- یونسکو به مثابه موسسه حمایت کننده زبان مادری باید از کسانیکه در ماده (16) قانون اساسی دستبرد زده اند رسما استفسار وآنان را افشا نماید.
شگفت انگیز آنست که رسانه های تصویری، صوتی و چاپی کشور از کنار این موضوع سرنوشت ساز بی تفاوت گذشته آنرا در محراق توجه شان قرار نمیدهند. ضروراست تا رسانه های تصویری، صوتی و چاپی، پارلمان، شورای قانون اساسی و مراجع عدلی و قضایی کشور پرداخت به این مسأله را در محراق توجه شان قرار داده آنرا مورد بررسی کارشناسانه و قانونی قرار دهند.
توجه خوانندگان را به متن نشانی شده قانون اساسی به امضای حضرت صبغت ا لله مجددی که جدیدا پیدا شده در ذیل جلب مینمایم:

Scan

Scan 1

Scan 2

Scan 3

Scan 4

Scan 5

Scan 6

Scan 7

Scan 8

Scan 9

Scan 10

Scan 11

Scan 12

Scan 13

Scan 14

Scan 15

Scan 16

Scan 17

Scan 18

Scan 19

Scan 20

Scan 21

Scan 22

Scan 23

Scan 24

Scan 25

Scan 26

Scan 27

Scan 28

Scan 29

Scan 30

Scan 31

Scan 32

Scan 33

Scan 34

Scan 35

Scan 36

Scan 37

Scan 38

Scan 39

Scan 40

Scan 41

Scan 42

Scan 43

Scan 44

Scan 45

Scan 46

Scan 47

Scan 48

Scan 49

Scan 50

Scan 51

Scan 53

Scan 54

Scan 55

Scan 56

Scan 57

Scan 58

Scan 59

Scan 60

اطلاعنامه یا پارچه ناکامی حکومت وحدت ملی در سال 1394

مارس 19, 2016

نوشته: داود سیاووش
درآخرین روز سال 1394اطلاعنامه یی به امضا آموزگار تاریخ به دست حکومت وحدت ملی داده شد که در کنار آ نکه این حکومت به گزافه گویی دروعده های همراه با چیغ ها و نعره های گوش خراش کمپاین انتخابات ریاست جمهوری متهم شد به دلایل ذیل در سال 1394 ناکام اعلان گردید:
1 – عدم رسیدگی عادلانه به پرونده فرخنده :
در حالیکه حکومت اعلان نمود هیچ سندی مبنی بر سوختاندن اوراق قرآن کریم توسط فرخنده بدست نیامده پرونده قتل و به آتش کشیدن این دوشیزه معصوم طوری پایان یافت که خانواده موصوفه اکنون از ترس عاملان قضیه در تاجکستان متواری میباشند و حکم محکمه را در زمینه عادلانه نمی دانند.
2 – رسوایی کابل بانک:
با آنکه حکومت وحدت ملی وعده داده بود که قضیه کابل بانک را به زودی تصفیه خواهد کرد اما برعکس نه تنها هیچ قرضداری به پای میز محاکمه کشیده نشد بلکه ماجرای شهرک هوشمند نیز به این رسوایی افزوده شد.
3- افتتاح سال ششم ولسی جرگه :
در حالیکه مطابق ماده ( 83) قانون اساسی دوره کار ولسی جرگه پس از اول سرطان سال پنجم به پایان میرسد، حکومت وحدت ملی خلاف این ماده قانون و در شرایط عدم توانایی تدویر انتخابات به موقع دوره ششم سال کارولسی جرگه را خلاف قانون اساسی افتتاح نمود.
4- انتقال جغرافیای جنگ به شمال افغانستان:
با تسامح و تساهل در برابر عبور هزاران طالبی که در لباس نشتر زنندگان کوکنار از طریق پایتخت به شمال افغانستان رفتند، مرکز جنگی طالبان به شمال انتقال یافت و سناریو های خطرناکی طرح شد که در کندز به گفته رسانه ها چند هزار افسر و سرباز با وسایط ثقیله به چند صد طالب تسلیم شد و پرونده بررسی آن قضیه تا کنون سر به مُهر گذاشته شده، هیچکس به جرم سقوط کندز مورد محاکمه قرار نگرفت.
5- تفاهمنامه دندغوری:
با امضای این تفاهمنامه مرموز دندغوری عملاً به پایگاه نیرومند طالبان مبدل شد و تا آن حد طالبان استحکام یافتند که با قطع پایه های برق در دند شهاب الدین جریان نیروی برق از شمال به پایتخت را قطع کردند و مردم در سرمای زمستان در خانه های سرد به مشکلات مواجه شدند. اما هیچکس نپرسید که امضا کننده این تفاهمنامه به کدام اساس این محل را که به گفته معاون لوی درستیز در آن پاکستانی ها با دولت میجنگیدند امضا نمود.
6- مکاتب خیالی:
در حالیکه سیگار تائید مینماید که مکاتب خیالی در چوکات وزارت معارف وجود داشته و رهبری جدید وزارت معارف نیز این مسأله را تائید کرد و کمیسیونی برای بررسی این پرونده تشکیل شد، اما نتایج بررسی مکاتب خیالی سر به مُهر گذاشته شد.
7- عدم همکاری با معاون اول ریاست جمهوری در تصفیه شمال:
جنرال دوستم با فرزندانش در خط نخست نبرد بخاطر جلوگیری از سقوط ولایات فاریاب، سرپل و جوزجان قرار گرفته حاضر شد ولایت کندز را نیز تصفیه کند، اما به وی نه تنها اجازه تصفیه کندز داده نشد بلکه شایعاتی وجود دارد که در جریان عملیات اکمالات نیروهای مسلح تحت امرش در شمال نیز از مرکز قطع شد تا عملیات متوقف گردد.
8- فداکاری یک والی سرپرست و عدم توجه مرکز به وی:
در حالیکه عطا محمد نور سرپرست ولایت بلخ لباس نظامی به تن کرده کوه به کوه و دره به دره در مربوطات این ولایت بخاطر تأمین امنیت و قلع و قمع دشمن در حرکت است، دولت مرکزی نه تنها از وی تقدیر نمیکند بلکه حتا منظوری وی را به صفت والی رسمی ولایت بلخ صادر نمیکند.
9- استعفای قوماندان پولیس بدخشان:
وقتی در بدخشان حملات طالبان افزایش یافت و جنرال بابه جان قوماندان پولیس آن ولایت هر قدر تلاش کرد تا از دست اندازی های درون نظام در تقویه طالبان جلوگیری کند ممکن نشد، جنرال بابه جان به رسم اعتراض از وظیفه استعفا داد و بدخشان به حالت بحرانی در کنترل طالبان ماند.
10- استعفای وزیر داخله به رسم اعتراض به نگاه درجه دوم به پولیس:
جنرال نورالحق علومی وزیر امور داخله در استعفا نامه یی که به ریاست جمهوری فرستاده یادآور شد که به پولیس به چشم درجه دوم مقامات عالی نگاه میکنند و پیشنهادات وی در زمینه بهبود اوضاع لا جواب مانده که بنابران از وظیفه کنار کنار میرود.
11- صدای معاون والی هلمند در گلویش خفه شد:
معاون والی هلمند از طریق شبکه های اجتماعی به رییس جمهور صدا کرد که هلمند در حالت سقوط میباشد، اما از مرکز نه تنها به این والی شادباش گفته نشد بلکه در جواب از وظیفه سبکدوش شد.
12- تشکر رییس جمهور از ملا عمر:
یکی از مضحک ترین رویداد های سیاسی( قرن بیست و بیست و یک )آن میباشد که رییس جمهور غنی از پیام مرده ملا عمر در روز عید تشکر نمود و این ماجرا وقتی بیش از پیش خنده آور شد که پس از افشای مرگ ملا عمر که دو سال قبل صورت گرفته بود رییس اجرائیه و معاون اول ریاست جمهور به آگاه بودن از آن اذعان داشتند.
13- فاتحه گیری ملا عمر در کابل:
در حالیکه مشاور اقتصادی رییس جمهور از فاتحه گیری ملا عمر در کابل پشتیبانی نمود رییس اجرائیه به وزیر داخله امر داد که به دستگیری آنعده کارمندان دولت اقدام کند که در این مراسم اشتراک نموده بودند، اما این امر پا در هوا ماند.
14- مانور پس از فاتحه ملا عمر در کابل:
پس از جلوگیری ارگان های امنیتی از ادامه فاتحه گیری ملا عمر انفجاری در شاه شهید کابل صورت گرفت که بیش از 400 کشته و چندین زخمی بجا گذاشت. جالب آنست که مقارن این انفجار به گفته رسانه ها بیش از سه هزار نفر از ولایات جنوب در چمن غازی استدیوم تجمع نموده بود که در فردای این انفجار متفرق شدند و جالبتر آنست در حالیکه چهره طراحان دستگیر شده حمله بر شاه شهید را رسانه های تصویری مغشوش نشان میدهند، یکی از آنان از همان فضای مغشوش اعتراف میکند که قبلاً به اتهام فعالیت های تروریستی زندانی شده بود و بعد از یک و نیم سال با هویت جعلی از بند رها شد.
15- عملی نمودن اخطار و عدم جلوگیری از وقوع حمله بر تلویزیون طلوع:
طالبان به تلویزیون های طلوع و یک اخطار دادند که به ژورنالیستان این رسانه ها حمله خواهند کرد. حکومت تعهد سپرد که جلو این حمله را خواهد گرفت. نهاد های ملی و بین المللی حامی ژورنالیستان، اتحادیه ها، مدافعین حقوق بشر، یوناما، اتحادیه اروپا و پارلمان افغانستان قبل از حمله هشدار دادند که هرگاه طالبان به این تلویزیون ها حمله نمایند به صفت جنایت جنگی مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت، اما وقتی حمله صورت گرفت و چندین ژورنالیست تلویزیون طلوع کشته و زخمی شد، از حکومت کسی نپرسید که چرا جلو واقعه را قبل از وقوع نگرفت و در همان روز های اول حمله بر تلویزیون طلوع سازمان بگواش به اشتراک چند تن از وزرای دولت کرزی با طالبان در قطر مذاکره نمودند و حتا هما سلطانی وکیل پارلمان حمله انتحاری بر تلویزیون طلوع را به طالبان تبریک گفت و هیچ اتحادیه، نهاد مدافع ژورنالیستان و حقوق بشر در برابر این عمل مطابق وعده قبلی واکنش سریع وواضح در برابر طالبان نشان ندادند.
16- درخواست تامین امنیت تاپی از طالبان:
در حالیکه ولایت هلمند در آتش جنگ میسوزد و در معرض خطر سقوط قرار دارد مؤافقتنامه تاپی با شوق و ذوق توسط دولتمردان افغانستان به امضا میرسد و وزیر دفاع پاکستان از طالبان تقاضا مینماید در تأمین امنیت تاپی همکاری کنند و رییس امنیت ملی افغانستان در اعتراض به جلسه پر شکوه اسلام آباد و حمله همزمان به هلمند و قندهار از وظیفه استعفا میدهد.
17- مکاتب خصوصی با کوریکولم پاکستانی در کندهار
رسانه ها گزارش دادند که در ولایت کندهار مکاتب خصوصی فعالیت دارند که در آن شاگردان به یونیفورم نظامی پاکستانی به درس حاضر میشوند و در کوریکولم پاکستانی شان معلوماتی در مورد محمد علی جناح و جنرال ضیأالحق به شاگردان تدریس میشود.
18- آتش گشودن ارگ به سوی سرهای بریده دادخواهان:
دهها هزار نفر به خاطر دادخواهی هفت شهیدی که سرهای شان از طرف طالبان بریده شده بود به سوی ارگ راهپیمایی مسالمت آمیز کردند، اما ارگ به جواب این راهپیمایی مسالمت آمیز به سوی شان آتش گشود و شهید و زخمی به جا گذاشت.
19- جایز ندانستن جنگ با طالبان:
پیرگیلانی پس از تکیه زدن بر کرسی شورای صلح جنگ با طالبان را نا جایز خواند که با عکس العمل شدید مردم و رهبرا ن سیاسی مواجه گردیده باعث نگرانی وتشویش مردم شد.
اگر این سلسله را ادامه دهیم شاید مثنوی هفتاد من کاغذ شود ،بنابران به خاطر جلوگیری از تطویل کلام پارچه نتیجه ناکامی حکومت وحدت ملی را از نام زمان به اطلاع مردم افغانستان میرسانم

سکاندار نظام کیست؟

مارس 9, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
از روزیکه پیر گیلانی از کرسی ریاست شورای صلح صدا کرد: جنگ با طالبان جواز ندارد و طالبان وابسته به پاکستان نیستند و از خود اراده و استقلالیت دارند ،و انورالحق احدی از نزدیکان پیر گیلانی و از اشتراک کنندگان بگواش گفت:راهی جز رفتن غنی و عبدالله نیست. به نحوی رخوت و سستی در حلقات نظام به چشم میخورد. این رخوت و سردی وقتی بیش از همه احساس میشود که این گفته ها را در کنار اظهارات جنرال جی دیف بگذاریم که گفت: در عکس العمل با حادثه 11 سپتمبر سقوط طالبان یک اشتباه بود.
عقب نشینی نیروهای مسلح دولت از ولسوالی های موسی قلعه و نوزاد و بلند شدن بیرق پاکستان در ولسوالی دیشوی هلمند و اظهارات فرمانده پولیس هلمند مبنی بر اینکه نظامیان پاکستان در تلاش انتقال شورای کویته به هلمند میباشند و تایید این مساله که قطعات پاکستان در هلمند جابه جا شده و بر ضد نیروهای افغان میجنگند، و راکت باران ولسوالی گوشته ننگرهار ،تصویر وحشتناکی از یک آینده تاریک ومبهم را در انظار عامه ترسیم میکند ، این خوف و رعب وقتی بیش از پیش تشدید میگردد که در اظهارات صدر مملکت نام طالبان با داعش و القاعده و تند روان آسیای میانه تعویض گردیده مستقیما به آدرس طالبان حمله لفظی نمی شود.
واکنش ها در برابر این سیاست :
1 – شورای حراست ازافغانستان در مقابل شورای صلح:
در اولین واکنش به اظهارات پیر گیلانی عکس العمل پروفیسور سیاف را میتوان شنید که گفت: هرکسی که سرباز مارا به شک می اندازد،فرزند این خاک نیست و بار دوش این خاک است و با فرض کفایی خواندن دفاع سربازان از خاک ، هشدار داد که: هرگاه آنان بدانند که کشور در خطر است بدون اجازه وارد سنگر خواهند شد.پروفیسور سیاف این سوال را مطرح کرد که: اگر جنگ با طالبان جواز ندارد تسلیم دادن افغانستان آیا جواز دارد. این اظهارات در حالی صورت میگیرید که قبلا جنرال دوستم معاون اول رییس جمهور از اینکه 3 هزار نفر از خیزش های مردمی را در فاریاب حکومت اکمال نمی کند شکایت کرده بود و ظاهر قدیر مدعی شد که اسنادی بدست دارد که اگر آن را افشا کند دولت افغانستان سقوط میکند ، به همین ترتیب احمد ضیا مسعود در سفری به شمال کشور گفت: حلقاتی در دولت اراده جنگ با ظالبان را ندارند. در ین حال باید منتظر ماند که از هشدار های پروفیسور سیاف،جنرال دوستم،ظاهر قدیر و احمد ضیا مسعود چه بر خواهد خاست؟
در کنار ستون پنجمی که طرفدار پاکستان خوانده میشود، هر گاه اخبار مربوط به اظهارات کرزی به مقامات چین حقیقت داشته باشد که گویا دولت افغانستان در بهار امسال سقوط میکند و اظهارات تندی که از نام کرزی به آدرس شورای حراست پخش گردیده و کلمات عجیبی را که گویا توسط کرزی، اشرف غنی در غیاب مخاطب قرار گرفته کنار هم بگذاریم چند مجهول دیگر نیز به حل معادله اوضاع بحرانی کشور علاوه میگردد.
2 –ناکامی نقشه راه:
با دور ماندن روسیه، ایران و هند از مذکرات چهار جانبه و اختلافات رهبری در زمینه جلب کمک های هند و پیدا شدن اسلحه ایرانی از انبار طالبان در بامیان و ارتباط یافتن طالبان دندغوری به روسیه و تحریم مذاکرات چهارجانبه توسط طالبان، سرتاج عزیز مجبور شد تشت رسوایی پاکستان و طالبان را همزمان از بام سیاست در واشنگتن پایین انداخته اعتراف کند که: پاکستان رهبری طالبان را 35 سال جا داده است و با لهجه تهدید و فشار طالبان را ایقاض کند.
3 – کمک های ملانصر الدینی امریکا وارزیابی آفاقی آن در افغانستان:
اگر گزارش سیگار در مواردی که بر میشماریم حقیقت داشته باشد به جرات میتوان گفت که امریکا اصلا در باره مسایل افغانستان دچار اشتباه بزرگی شده که تا اکنون ادامه دارد. یک مرور کوتاه بر گزارش منتشره سیگار نشان میدهد کشوری که در موارد پولی تا این حد دچار اشتباه میشود در مسایل سیاسی آن هم با سیاستمداران محیل کشورهای اطراف افغانستان جدا دچار اشتباهات جبران ناپذیر گردیده است. کشوری که 486 میلیون دالر طیاره به افغانستان خریداری نموده و 32 هزار دالر آن را میفروشد. کشوریکه 335 میلیون دالر در استیشن برق تره خیل بخاطر تامین0.35 در صد برق کابل مصرف میکند،کشوریکه 500 میلیون دالر از طریق شرکت نصرت در وردک طوری به مصرف میرساند که آنرا باران تخریب میکند، کشوریکه 34 میلیون دالر در پروژه سویابین در افغانستان در حالی مصرف میکند که کسی اصلا سویابین را در افغانستان نمی خورد، کشوریکه که 600 هزار دالر را در یک شفاخانه سالنگ که هنوز اطفال آن در آب کثیف شستشو میشوند به مصرف میرساند،کشوریکه 3 میلیون دالر صرف خرید 8 کشتی برای کشور محاط به خشکه افغانستان میکند، کشوریکه 7.8 میلیارد دالر در مبارزه با مواد مخدر در حالی به مصرف میرساند که به نوشته شبکه( ان بی سی) اکنون تولید آن بیش از هر زمان دیگر شده، کشوریکه 7.8 میلیون دالر بخاطر اعمار پارک صنعتیی در کندهار به مصرف میرساند که حالا خالی و متروک است ، کشوریکه 81.9 میلیون دالر در ساختن کوره های کثافات سوزی که تعداد از آنها تا حال حتا روشن نشده به مصرف میرساند، کشوریکه43 میلیون دالر در ساختن یک تانک تیل مصرف نموده یقینا که با این اشتباهات در تحلیل و ارزیابی از وضعیت داخلی و منطقوی افغانستان نیز دچار همان اشتباهات جبران ناپذیری شده که شرکای دیروزش با تبر پاکستان به ریشه منافع امریکا در افغانستان اکنون حواله میکنند و کسانیکه با پول امریکا به شهرت و قدرت رسیده اند اکنون سناریوهای ضد امریکایی در افغانستان میسازند.
4- اردو سازی دریوزگی:
با آنکه رییس جمهور غنی با افتخار میگوید که به هر دری بخاطر اکمال اردوی افغانستان خواهد کوبید، اما این اظهارات بیشتر عاطفی بوده، مسلکی نمی باشد. زیرا از نظر کارشناسان نظامی استفاده از هرنوع تخنیک محاربوی مستلزم تعلیم و تربیه خاص پرسونل و پرزه جات فالتو و یدکی آن میباشد. اگر دولت افغانستان به تگدی چند افسر را در پاکستان تربیه کند، چند طیاره از هندوستان دریافت کند، چند قبضه تفنگ از روسیه بگیرد،لستی از احتیاجات نظامی خودر ا به چین ارسال کند، و چند طیاره از امریکا بگیرد با چنین دریوزگی نمی توان ساختار قوای هوای و زمینی معاصر افغانستان را تجهیز و به کار انداخت. چون تکنالوژی تخنیک محاربوی هر کشور نظربه سایر کشور ها فرق دارد.
5- در صحنه سیاسی:
هنوز نتایج مذاکرات چهارجانبه معلوم نشده که حنیف اتمر از ترکمنستان تقاضا میکند میزبانی مذکرات دولت با طالبان را به عهده گیرد .که با این اظهارات چنان معلوم میشود که هیچ برنامه تدوین شده یی برای صلح در افغانستان وجود ندارد و حتا در سطح مشاورین نیز ریس جمهور دچار اشکال و ابهام است ،چون یک مشاور با سروصدای امضا پروتوکول مخفی همکاری( ای اس ای) با استخبارات افغانستان متهم است. مشاور دیگر بخاطر قضیه شهرک هوشمند سبکدوش شد، در رابطه به مشاور سومی در قضیه کابل بانک سر وصدا وجود دارد،مشاور چهارمی در قضیه انتقال حجاج به شوراخواسته میشود. بنابر آن میتوان نتیجه گرفت که سراپای نظام دچار یک بحران است.
6- دستپاچگی سیاسی:
با وارد آوردن ضربه فنی بر تلویزیون طلوع و مستولی نمودن فضای وحشت بر رسانه ها خود سانسوری را ترویج کردند. با طفره رفتن از تشکیل دادگاه انتخابات و تغییر نظام رای دهی و اصلاح حوزه ها و تعطیل این برنامه تا پارلمان آینده و افتتاح سال ششم دوره کار ولسی جرگه در مخالفت با قانون اساسی شرایط را برای تغییر منفی آماده میسازند. کریم خلیلی که مدعی بود شورای صلح 800 میلیون دالر را مصرف کرده اکنون در جایگاه دوم مقامی نشسته که رییس اش جنگ با طالبان را نا جایز میخواند بنابر آن میتوان گفت که:
مسوول بی کفایت ترس از خدا ندارد
شوقی ناز و نعمت شرم و حیا ندارد
در دفتر مفشن با نعره مطنطن
غرد به زیر دستان مهر و وفا ندارد
یک سوی انفجاری یک سوی انتحاری
کابل چه غرق خون است دردش شفا ندارد

افغانستان از رصد هند و پاکستان

دسامبر 28, 2015

شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)

logo
محمد داود سیاووش
هنگامیکه صدر اعظم هند به کابل آمد و با یک ضربه فنی بر دشمن منطقه ای اش پاکستان نهاد ممثل دموکراسی یعنی تعمیر پارلمان را در برابر مفکوره های بنیادگرایی در افغانستان افتتاح نمود بلافاصله دشمن دیرین و رقیب سرسخت منطقوی هندوستان اعلام نمود که راحیل شریف به کابل سفر مینماید.
مودی با دستآورد های بند سلما و افتتاح تعمیر پارلمان ضربه فنی به حریف دیرینش حواله کرد در حالیکه پیام راحیل شریف در بهترین حالت در زمینه نزدیک ساختن گروه طالبان با دولت بود.
در دستگاه دولت افغانستان دو نوع گرایش در حال حاضر به چشم میخورد: یکی به نام ستون پنجم و طرفداران طالبان و پاکستان و دیگری در مخالفت با تحقق خواسته های سیطره جویانه اسلام آباد در افغانستان.
مودی در یک بازی زیرکانه از اعطای 500 بورس تحصیلی به فرزندان شهدای قوای مسلح افغانستان خبر داد، در حالیکه راحیل شریف با رهبران حکومت وحدت ملی از نشست چار جانبه افغانستان، امریکا، پاکستان و چین در ماه جنوری سخن گفت که در واقع هند در این پروسه اصلاً حضور ندارد.
دو نوع برخورد:
هند در خط دفاع از نهاد دموکراسی و قوای مسلح موضع گرفت و پاکستان در جهت حمایت از کسانیکه میخواهند از خط قرمز قانون اساسی و ارزشهای مدنی عبور نمایند. پاکستان در خط حمایت از نفوذ طالبان به ساختار دولت افغانستان و هند در جهت تقویه قوای مسلح با اعطای چار چرخبال، یک هزار بورس تحصیلی و 500 بورس به فرزندان شهدای قوای مسلح عرض اندام نمود. در این حال تیتر اول اخبار شبی را که راحیل شریف به کابل آمد نیز نباید نادیده گرفت. با آنکه جنرال دوستم هنگام سفر مودی به کابل در استقبال از وی حضور نداشت اما در روزیکه راحیل شریف به کابل آمد خبر ملاقات جنرال دوستم در تیتر اول اخبار 8 شب هنگام ملاقات با مردم شمال و اظهار آمادگی برای مقابله با طالبان و سرکوب آنان به نشر رسید.
از نظر برخی کارشناسان ریاست اجرائیه در خط نزدیکی با سیاست های پاکستان در حرکت است، در حالیکه از نظر این کارشناسان نزدیکی برخی حلقات ریاست اجرائیه به پاکستان نمیتواند به مفهوم رضایت سراسری نیروهای شمال باشد و هر نوع عقب نشینی از ارزش های قانون اساسی به مفهوم اعلان یک جنگ تازه در افغانستان خواهد بود.
رقابت اقتصادی:
در حال حاضر پاکستان توانسته در جنگ راه ابریشم از یکطرف کاشغر را به گوادر وصل کند و از طرفی خط لوله گاز را از گلکنش به پاکستان رسانده از آن طریق به فضلکه وصل کند، اما در چنین شرایط هند فقط به اتصال افغانستان از طریق زمینی و دریایی به شمول چابهار ایران با هندوستان خوشبین است آنهم در شرایطی که مودی گفت: ما امیدوار استیم که پاکستان در وسط نقش پل را خواهد داشت نه مانع را در بین افغانستان و آسیای جنوبی.
همصدایی مودی و غنی:
مودی بدون بردن نام کشوری به پناهگاه ها و پرورشگاه های تروریستان و دست هایی که در حمایت و پشتیبانی از تروریزم کمک مینماید اشاره کرد و در حالیکه مودی در ابتدای سخنانش به کلام مولانا اتکاء نمود که: قدرت کلماتت را بلند ببر، نه صدایت را، رییس جمهور غنی با شدت لهجه به کسانی که به افغانستان تروریست می فرستند گورستان آرزو کرد و در مقابل آغوش باز صمیمانه به سوی هندوستان گشود.
تا اینجا هر دو رهبر در یک خط حرکت میکردند اما اینکه چرا طیاره مودی دفعتاً بدون پیشبینی قبلی در پاکستان نشست نموده و اینکه در لاهور با نواز شریف به بهانه سالگرد تولد و تبریکی نواسه اش چه گفت معلوم نیست.
چین در خط سیاست پاکستان:
با توجه به اینکه رهبران چین در همه حالات از زاویه منافع اقتصادی شان به مسایل منطقه می نگرند و با در نظرداشت اینکه در کنترل خط تاپی دست پاکستان حتا در داخل افغانستان بالاست و حتا خط آهن تاجکستان-افغانستان-ترکمنستان با نا آرام ساختن شمال از سر لوحه اجرا کنار گذاشته شد، چین راهی جز دنباله روی سیاست پاکستان در افغانستان ندارد. اما در همین حال نباید چند فکتور را از نظر دور داشت:
1- با توجه به روحیه مخالفت بالقوه و بالفعلی که در زمینه سیطره جویی پاکستان در افغانستان وجود دارد از اینکه هند، روسیه و ایران از این معادله خارج میباشند و امریکا مانند گذشته در خط مقدم قرار ندارد تحقق برنامه تاپی و نفوذ دادن لابی ها و طرفداران پاکستان و طالبان در دولت افغانستان دشوار به نظر میرسد.
2- از اینکه مانند دوره جنگ سرد اسلام آباد باز هم در کنار بنیادگرایان ایستاده و از آن به حیث افزار تحت فشار قرار دادن کابل و دهلی استفاده میکند با ایجاد پایگاه های دهشت افگنان در ننگرهار و هلمند شمال افغانستان احتمالاً برای مقابله با این خطر به هند، روسیه و ایران خواهد پیوست، چنانکه نگرانی پوتین، نورسلطان نظر بایوف، اسلام کریموف و امام علی رحمان را میتوان در این زمینه قابل توجه دانست.
برای برون رفت از این ورطه هولناک تشنج لازم است که:
– سیاست خارجی روشن عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، احترام به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی با رعایت اصل همزیستی مسالمت آمیز و زیست در شرایط حسن همجواری بر مبنای منافع متقابل باید جانشین بازی های اوپراتیفی شود.
– دولتمردان افغانستان کشور را قربانی حب و بغض رقبای همسایه نسازند و سیاستی را تعقیب نمایند که افغانستان بطرف خودکفایی و خود دفاعی رفته همکاری کشورهای دور از حوزه رقابت های منطقوی را در رشته های اقتصادی جلب کنند.
دولتمردان افغانستان بر عکس در حال حاضر به حدی مستأصل و زمینگیر شده اند که در روابط با کشورها حتا عرف پلوان شریکی دهقانان در روستاها را نیز از یاد برده اند که دهقان هیچگاه زمینش را به اجاره همسایه نمیدهد و اگر قرار باشد آنرا به اجاره بدهد، به کسی میدهد که با پلوان شریکان نزدیکی نداشته و از راه دور بر آن زمین ارتباط برقرار کند. فقط در چنین حالت است که به جوی، پلوان، درخت و حاصل زمین دهقان آسیب نمیرسد؛ اما افسوس و صد افسوس که دولتمردان ما حتا همین عرف و سلوک پلوان شریکی دهقانان روستا ها را نیز بلد نیستند.Ÿ

افغانستان در کام دایناسور منطقه رفت

دسامبر 22, 2015

شماره (257 )سه شنبه (1) جدی ( 1394)/ ( 22) دسمبر ( 2015)

logo

لوله گاز

نوشته : محمد داود سیاووش
پس از آنکه قطار پاکستانی که به رهبری نصیرا لله بابر از طریق افغانستان به آسیای میانه می رفت در زمان حکومت مجاهدین در هرات متوقف شد، طرح تشکیل طالبان رویدست گرفته شد و کمپنی های یونیکول، بریداس و دلتای عربستان سعودی در دوره طالبان به خاطر تمدید لولۀ گاز ترکمنستان به پاکستان از طریق افغانستان وارد صحنه شدند. از نظر بعضی رسانه ها احمد شاه مسعود و عبدالعلی مزاری قربانی مخالفت با این برنامه شدند و در آن زمان روسیه و ایران در خط مخالفت با رفع انحصار گاز پروم بر صادرات گاز آسیای میانه بودند، اما دو دهه بعد پروژه تاپی بار دیگر بر افغانستان سایه افگند و اینک در شرایطی که جهان در پایان یک مأموریت خطیر جنگی در افغانستان قرار دارد پاکستان با صراحت و جدیت در راستای تحقق این برنامه که گفته میشود حتا هند و ایران نیز (با در نظرداشت منافع شان در تمدید خط چابهار به افغانستان در آن ذینفع میباشند) با آن موافق اند و با این برنامه ظاهراً مخالفت ندارند.
اسلام آباد در این برهه زمان که افغانستان در دشوارترین شرایط امنیتی قرار دارد با طرح خواسته های ده ماده ای که رجز خوانی های جنرال مشرف رییس جمهور اسبق پاکستان آنرا تکمیل میکند وارد صحنه میشود.
پاکستان در خواسته های ده ماده ای از دولت افغانستان میخواهد ملا فضل ا لله به اسلام آباد تسلیم داده شود، به تبلیغات ضد پاکستانی در رسانه ها اجازه داده نشود، دیورند در مطبوعات رسمی به صفت سرحد خوانده شود و آنطرف تر جنرال باز نشسته پرویز مشرف میخواهد در موضع مدعی العموم و مدافع قوم پشتون ظاهر شود.
حامد کرزی را به صفت پشتون در صدر دولت گذشته نمیپذیرد، قونسلگری های هند در جلال آباد و کندهار را میخواهد بسته شود، کادرهای نظامی افغانستان میخواهد در پاکستان تعلیم و تربیه ببینند و اخطار میدهد که در صورت خروج نیروهای بین المللی طالبان 90 فیصد افغانستان را اشغال خواهند کرد و در جواب این سوال خبرنگار که چرا حامد کرزی را شتر مرغ خوانده با افتخار یادآوری میکند که در برابر پنج بار برادر گفتن حامد کرزی در ترکیه به او گفته که شما باید در قلب و مغز تان هم به حرفی که در زبان می آورید باور داشته باشید. پرویز مشرف میگوید هند از سر راه برداشته شود و سرویس اطلاعات افغانستان با هند و کا جی بی تماس نداشته باشد.
با این رجزخوانی و غرور که اصلاً جایی برای استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان نمیماند وزیر دفاع پاکستان از طالبان میخواهد امنیت پروژه تاپی را تأمین کند.
وضعیت جغرافیای جنگ پس از انکشافات اخیر:
با توجه به آمادگی های روسیه در شمال دریای آمو و حملات روسیه بر مواضع داعش در سوریه و ناکامی پروژه سقوط کندز و تفاهمنامه دندغوری و سقوط فاریاب به نظر میرسد جغرافیای جنگ بار دیگر به جنوب افغانستان انتقال می یابد.
در شرق کشور داعش با راه اندازی نشرات رادیویی به مانور های نظامی آغاز نموده و در جنوب غرب با سقوط ولسوالی های دیشو، خانشین، باغران، سنگین و واشیر وضعیت نظامی به وخامت گراییده. این معما وقتی بیش از همه به ابهام میرسد که والی هلمند در چنین شرایط از آمادگی به تأمین امنیت پروژه تاپی سخن میگوید اما محمد جان رسول یار معاون والی هلمند هشدار میدهد که ولسوالی ها در آستانه سقوط قرار دارند و رسانه ها از چند صد کشته نظامی و غیر نظامی در شفاخانه های هلمند و عدم انتقال آنان سخن میگویند، ولی در همین حال وزارت دفاع از آمادگی های رزمی سخن گفته این اظهارات را تائید نمیکند.
هلمند کندز نیست:
در نامه معاون والی هلمند آمده که هلمند کندز نیست و به موقعیت حساسی اشاره شده که هلمند از نظر جغرافیایی در مجاورت دو کشور همسایه قرار دارد.
کارشناسان میگویند تقاضای وزیر دفاع پاکستان از طالبان مبنی بر تأمین امنیت پروژه تاپی به این معناست که پاکستان پای دولت افغانستان را از پروژه تاپی برون کشیده و قرار است با تمویل طالبان به صفت لشکر امنیت تاپی ابتکار عمل را حتا در داخل افغانستان بدست گیرد.
کمرنگ شدن نقش دولت افغانستان در این پروژه به مفهوم پایان اتوریته حکومتداری در افغانستان خواهد بود، چون در نزدیکترین اهداف خویش پاکستان توانست رحمت ا لله نبیل را به صفت کسیکه با تفاهمنامه آی اس آی با استخبارات افغانستان مخالفت ورزیده بود از میان بردارد و در بهترین حالت وزیر خارجه آرام و کم حرف افغانستان را به عنوان توهین سیاسی با موتر کاستر از میدان هوایی پاکستان بدرقه کند.
خطری که از این بازی متصور است:
با توجه به اینکه بحرانی ساختن وضعیت امنیتی در شمال توانست پروژه ساخت راه آهن تاجکستان-افغانستان-ترکمنستان را با کنار رفتن بانک انکشاف آسیایی از این برنامه ناکام سازد و در عوض قرار است پروژه کاسا نیز از طریق شمال افغانستان با عبور از مناطق شرقی افغانستان وارد پاکستان شود خطر آن وجود دارد که افغانستان در بدل یک معامله بزرگ به پاکستان سپرده شده باشد.
موضع امریکا در قبال افغانستان:
اشتاون کارتر وزیر دفاع امریکا هنوز افغانستان را یک اولویت امریکا میخواند و قانونگذاران امریکا از اینکه پاکستان هنوز پناهگاه بنیادگرایان است نگران میباشند. ایدروس از حزب جمهوریخواه از اینکه پاکستان به طرف سومین کشور اتمی شدن در حرکت است و قسمت اعظم بودیجه آن کشور صرف مسایل نظامی میشود و فقط دو درصد بودیجه در تعلیم و تربیه به مصرف میرسد اظهار نگرانی میکند.
نمایندگان جمهوریخواه و دموکرات از اینکه از سال 2001 تا کنون 30 میلیارد دالر کمک امریکا به پاکستان صورت گرفته اما پاکستان هنوز با بازی دوگانه از دهشت افگنان حمایت میکند نگران اند.
ایدروس میگوید: مأیه تعجب است که تاشفین ملک چاچی با شوهرش در حالی چهارده نفر را در کالیفرنیا کشتند که در مدرسه یی در پاکستان آموزش دیده بودند. موصوف میگوید: هزاران مدرسه دیوبندی پاکستان از طرف کشورهای خلیج تمویل میشود.
در رسانه ها از شبکه جلب و جذب زنان در کراچی پاکستان سخن گفته میشود. مردم از حکومت افغانستان میپرسند:
– روزیکه 90 نفر سرباز در هلمند کشته شد، چرا در ارگ جشن تاپی برگزار شد؟
– آمادگی والی هلمند به پروژه تاپی و نامه معاون والی هلمند به رییس جمهور غنی مبنی بر امکان سقوط ولسوالی های هلمند به چه معناست؟
– نیروهای بین المللی چرا در هلمند وارد عمل نمیشوند؟
– چه رابطه یی بین عدم علاقمندی به دفاع از ولایات جنوب و سر و صدا پیرامون تاپی وجود دارد؟
– ماجراجویی آقای کرزی در اظهاراتی در رابطه به وزیرستان و اظهارات محمودخان اچکزی مبنی بر اینکه صدبار پاکستانی استم به چه معناست؟
کارشناسان میگویند با توجه به عدم امکان استقرار قرارگاه های ثابت در شمال این بار دست هایی برای سقوط برخی ولایات جنوب کار مینمایند تا به این وسیله از یکطرف لشکر ارزان دفاع از تاپی را بدست آورند و از جانبی زمینه تضعیف و به حاشیه راندن دولت افغانستان را از طریق این پروژه عملی سازند.Ÿ

مـــــــــردم مأیـــــوس اند

دسامبر 8, 2015

شماره 256 چهارشنبه 18 قوس 1394/ 9 دسمبر 2015

محمد داود سیاووش

logo
پانزده سال پس از تشکیل اداره مؤقت و حضور جامعه جهانی در افغانستان به نظر میرسد مردم به نحوی در یأس و نا امیدی بخاطر نرسیدن به ایدال هایشان به سر میبرند.
این ایدال ها کدام ها بودند؟
1- مردم فکر میکردند با استقرار اداره مؤقت و ادامه آن تا مرحله حکومت وحدت ملی به حمایت جامعه جهانی در کشور صلح تأمین گردیده در دسترخوان شان تغییر مثبت رونما خواهد شد، اما دیدند که معادن بزرگ استخراج نشد، نفت و گاز هنوز در زیر خاک مانده، راههای آهن از واخان، آقینه، شیرخان بندر، حیرتان، اسلام قلعه، تورغندی، سپین بولدک و تورخم کشور را در داخل به هم وصل نکرد و به خارج افغانستان را ارتباط نداد، فابریکات بزرگی که در جنگ ویران شده بود بازسازی نشد، بیکاری افزایش یافت، کشور به مارکیت اموال استهلاکی (آنهم مواد دست دوم تولیدی) کشورهای همسایه مبدل شد، سویچ روشن شدن چراغ برق خانواده ها به کشور های همسایه با وارد نمودن برق نصب گردید.
2- مردم فکر میکردند با تفکیک قوای ثلاثه و تصویب قانون اساسی شرایطی در کشور به وجود آید که حتا اگر موتری در جاده از سرعت معینه عدول نمود تکت جریمه آن در استیشن بعدی پولیس به دریور از طریق کنترل ماهواره ترافیک داده خواهد شد. اما برخلاف دیدند که حکومتداری در گرو الیگارشی یک گروه قدرت و ثروت و مقام قرار گرفت، از نام مردم بر شانه های مردم فشار وارد شد، قوانین، مقررات، لوایح، تصاویب و فیصله های مقامات عالی دولت، پارلمان و حتا محکمه نادیده گرفته شد.
3- مردم فکر میکردند با قد بر افراشتن یک اپوزیسیون قانونمند و دارای برنامه در برابر حکومت بر سر اقتدار دو تیم یکی در قدرت و دیگری در اپوزیسیون تشکیل گردیده تحت فشار اپوزیسیون حکومت به اصلاح نواقص خود مجبور خواهد شد و در شرایط یک نظام شفاف، پاسخگو و مسوولیت پذیر در کشور رسانه ها به صفت رکن چهارم و بازوی توانای نظام قد بر افراشته احزاب سیاسی از متن و بطن جامعه با برنامه ها قد بلند نموده، کشور طی دو پلان پنج ساله از وضعیت فقر و تنگدستی به حکومت حداقل خود کفا مبدل گردیده مطبوعات آزاد، اپوزیسیون، پارلمان و احزاب حکومت را شدیداً تحت فشار قرار خواهند داد. اما دیده شد که در افغانستان اپوزیسیون یعنی معامله گری اشخاص با تیم های انتخاباتی که اکنون همه از کار گذشته شان پشیمان اند، احزاب به معنای پارچه های از هم گسیخته سازمان های قبلی که فقط در وجود اشخاص شناخته میشوند و مطبوعات آزاد یعنی فشار حکومت بر رسانه های آزاد تا سرحد ویرایش رسانه ها در جهت یکصدایی.
4- مردم فکر میکردند با حضور امریکا در افغانستان دست مداخله همسایه ها و جهان از زمین و هوا بر کشور کوتاه شده افغانستان در مرکز تعاملات منطقوی قرار گرفته بحران های منطقوی کشور های همسایه در کابل حل و فصل خواهد شد، اما اکنون از رسانه ها شنیده میشود که گویا امریکا در افغانستان اصلاً کدام برنامه یی نداشته فقط در پایان کار رسانه ها گزارش دادند که امریکا وعده 64 پهپاد بخاطر تقویه قوای هوایی افغانستان نموده، آنهم در شرایطی که حداقل چند سال به تربیه پرسونل مسلکی و استقرار تکنالوژی پیشرفته آن ضرورت میباشد و در شرایطی که قدرت مانور دشمن تا داخل نظام رشد نموده وحشت ایجاد می نماید. اجرای عملیات تروریستی به جان چندین تن از فعالان مدنی و آزادی بیان در پایتخت و بی تفاوتی مسوولان امنیتی در قبال آن با وعده پهپاد ها افسانه مردمی «اریاک به تریاک مار گزیده هلاک» را در اذهان تداعی می نماید. رسیدن دست همسایه ها تا گلوی مردم در ولایات سرحدی افغانستان و انتقال جغرافیای جنگ از سوریه و عراق به افغانستان پس از درگیری احتمالی ترکیه و روسیه افغانستان را به پارچه های از هم جدای منافع کشور های ترکیه، روسیه، ایران، عربستان سعودی، قطر، پاکستان و هند مبدل خواهد ساخت که این پیامد نتیجه پانزده سال کار ستون پنجم در جهت بر هم زدن مناسبات افغانستان با امریکا و غرب و سپردن آن به هژمونی پاکستان میباشد، چنانکه در مقدمه این سناریو به مشاهده میرسد که یک طیاره، بدون اجازه دولت افغانستان در ولایت هرات نشست می نماید، که حکومت مرکزی اصلاً از آن خبر ندارد و دافع هوای کشور هم در برابر آن دست زیر الاشه نشسته.
وضعیت طوری در جهت مخالف انکشاف نموده، در حالیکه به گفته اقبال لاهوری «قلب آسیا» در افغانستان قرار دارد، اما اکنون کنفرانسی در باره وضعیت افغانستان تحت عنوان «قلب آسیا» در اسلام آباد دایر میشود و رهبران افغانستان به صفت مهمان در آن دعوت میشوند و در ردیف رقابت این کنفرانس در دهلی نشستی دعوت میشود.
وضعیت به حدی بحرانی و در سطح پایین در جریان است که دعوتی در کابل به حضور دولتمردان افغانستان دایر میشود و سفیر پاکستان در آن نشست دهلی را عجوزۀ هزار داماد میخواند و روز دیگر به جواب وعده چهار چرخبال دهلی که هنوز به کابل نرسیده شایعاتی به گوش میرسد که پاکستان به طالبان سلاح ضد هوایی داده و بدتر از آن شایعاتی از رسانه ها به گوش میرسد که گویا پوتین با تقاضای کمک نظامی افغانستان از روسیه سفیر افغانستان را با کلمات تند مخاطب قرار داده است.
مردم مأیوس اند که چرا در خانه افغانستان کسی نیست که این تعادل را در روابط بین المللی افغانستان با جهان به وجود آورد که با رعایت اصل احترام به استقلال ملی، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی در شرایط همزیستی مسالمت آمیز افغانستان بتواند با تمام کشورها در شرایط عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر وارد تعاملات متقابلاً مفید گردیده از دوستی با امریکا تا ارتباط با همسایه ها و توازن بخشیدن ابر قدرت ها در کشور عنان سیاست را رهبری کند.Ÿ

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.