Archive for the ‘سیاسی’ Category

ستراتیژی ترامپ پاکستان را لرزاند

اوت 26, 2017

 

نوشته: داود سیاووش

وقتی ترامپ پس از سکوتی طولانی بر تمام برنامه های عقبگرایانۀ اوباما در افغانستان خط بطلان کشیده و زیگنال های خطری را به طالبان، داعش، دولت پاکستان و دولت افغانستان در چوکات یک ستراتیژی منطقوی ابلاغ کرد، ستون فقرات دولت پاکستان به درد آمده آن کشور را لرزاند  و پاکستانی که روزگاری  در سایه اتحاد با امریکا هژمونی منطقوی می خواست و خواهان عمق ستراتیژیک در افغانستان بود از جا تکان خورد.

این هشدار ها و اخطار های ترامپ که در چوکات یک ستراتیژی منطقوی ابراز شد قرار ذیل اند:

1- هشدار به دولت پاکستان:

– پاکستان به نوبت خود برای عناصر آشوبگر و تروریست پناه داده است، این تهدید بزرگ است.

– در پاکستان پناهگاه ها و لانه های تروریستان وجود دارد و از آنجا پلان برای هدف قرار دادن شهروندان امریکا طرح ریزی میشود.

– در مقابل پاکستان خاموش نخواهیم ماند، با وجود میلیارد ها دالر کمک امریکا پاکستان هنوز مکان امنی برای تروریستان است و آنها عساکر امریکایی را هدف قرار می دهند.

– منبع انتشار خشونت در برخی از کشور های منطقه پاکستان است.

تیلرسون در ادامۀ سخنان ترامپ می گوید:

اگر پاکستان به خواست های ایالات متحده پاسخ ندهد واشنگتن برخورد جدی خواهد کرد.

– اگر اسلام آباد گروه طالبان و دیگر گروههای افراطی را سرکوب نکند امریکا ممکنست روی مجازات پاکستان غور کند، یا ممکنست پاکستان موقف متحد بیرون از چوکات ناتوی خود را برای ایالات متحده از دست دهد.

2- هشدار های ترامپ به حکومت وحدت ملی:

– کمک های امریکا به افغانستان نا محدود نخواهد بود و ما هیچ وقت به این کشور چک سفید نخواهیم داد.

– ما با این کشور (افغانستان) کمک می کنیم و میخواهیم کمک ما به طور شفاف در عرصه های مورد نظر به مصرف برسد.

– امریکا به دولت سازی در افغانستان ادامه نخواهد داد، این کار مربوط خود افغان هاست.

– روزهایی گذشته که امریکا برای مردمسالاری و تأمین دموکراسی در کشور دیگری کار می کرد.

سرپرست سفارت امریکا در کابل در راستای تحقق ستراتیژی ترامپ می گوید:

– بر اساس ستراتیژی جدید امریکا واشنگتن کابل را رها نخواهد کرد، اما برای رسیدن به هدف حکومت افغانستان نیز بایدتعهدات و مسوولیت های خود را بجا آورد در غیر از آن رسیدن به نتیجه دلخواه ممکن نخواهد بود. برای رسیدن به پیشرفت واقعی حکومت افغانستان هم باید تعهدات خود را در ساحه برگزاری انتخابات پارلمانی در سال آینده و انتخابات ریاست جمهوری 2019 عملی کند.

نیکی هیلی سفیر امریکا در سازمان ملل:

– راهبرد اداره ترامپ در مورد افغانستان نسبت به تمام راهبردهای پیشین این کشور «متفاوت» است.

ترامپ می گوید:

– در این مبارزه سنگین ترین مسوولیت… انجام خواهد شد قسمی که نخست وزیر افغانستان وعده کرده است. (و اما واضح نساخت که هدفش از نخست وزیر کیست؟ غنی یا عبدالله)، هر دو کشور در پیشرفت اقتصادی سهم میگیریم تا هزینه این جنگ را متحمل شویم.

سفیر امریکا در کابل:

صلح در افغانستان نیازمند یک اجماع دیپلوماتیک منطقوی است،  راهبرد تازه ترامپ برای آسیای جنوبی متمرکز است و چالش ها در افغانستان، پاکستان و امنیت این منطقه نیازمند رویکرد منطقوی است.

3- هشدار ترامپ به طالبان و داعش:

– از مبارزه نیروهای افغان با تروریستان قدردانی میکنم و کمک های امریکا با افغانستان و تقویه نیروهای این کشور ادامه می یابد.

– خروج زود هنگام نیروهای امریکایی از عراق اشتباه بود و سبب شد داعش رشد کند و جهان را مورد تهدید قرار دهند. امریکا این اشتباه را در افغانستان تکرار نخواهد کرد.

– نباید به تعداد نیروهای و جدول زمانی برای خروج از افغانستان تمرکز شود، زیرا شورشیان از این پلان منفعت می برند.

– افغانستان به دشمنی رو به روست که امریکا نیز با آن دست و پنجه نرم میکند.

– شورشیان باید بدانند که هیچگاه از نظر امریکا دور نخواهند ماند و هدف قرار خواهند گرفت.

– 20 گروه تروریستی در لیست امریکا در افغانستان و پاکستان حضور دارند.

– هدف امریکا در افغانستان و پاکستان مشخص است که نباید دوباره به لانه های تروریزم مبدل شوند.

جنرال نیکلسون:

– ستراتیژی امریکا به این معناست که طالبان باید خشونت را کنار بگذارند و راه آشتی پیش گیرند در میدان جنگ پیروز نمیشوند.

نیکی هیلی سفیر امریکا در سازمان ملل:

– دشمنان پس از این نخواهند دانست که امریکا تا چه زمانی در افغانستان حضور خواهند داشت و چه شمار سرباز در افغانستان مستقر خواهند شد.

عکس العمل های بین المللی در قبال ستراتیژی ترامپ

1- هندوستان:

هند از ستراتیژی جدید ایالات متحده در قبال افغانستان حمایت کرده وزارت خارجه هند گفت: ما از تصمیم رییس جمهور ترامپ برای افزایش تلاش ها علیه چالش هایی که افغانستان با آن روبه رو است و مقابله با پناهگاه های امن و دیگر حمایت های مرزی از تروریستان ، استقبال میکنیم، هند خود را شریک این نگرانی ها و اهداف میداند. در این ستراتیژی ترامپ از تلاش هند برای افغانستان قدردانی کرده و کمک های گذشته دهلی نو با کابل را مورد ستایش قرار داد و تأکید کرد که کشورش به همکاری با هند ادامه خواهند داد.

2- چین:

چین در مخالفت با استراتیژی  ترامپ از پاکستان پشتیبانی نموده آن کشور را در خط مقدم مبارزه با دهشت افگنی وانمود کرد.

3- روسیه:

وزیر خارجه روسیه گفت استراتیژی جدید امریکا  فاقد دورنما میباشد.

عکس العمل پاکستان به ستراتیژی ترامپ:

– خواجه آصف در واکنش به انتقادات ایالات متحده از اسلام آباد گفت: نباید پاکستان بخاطر ناکامی مأموریت نظامی امریکا در افغانستان سپر بلا شناخته شود.

– ملاهای پاکستانی طی نشستی هر گونه هشدار از جانب ترامپ را اعلان جنگ با پاکستان خواندند و از ابراز آمادگی برای پاسخ به آن سخن گفتند.

– مولوی سمیع الحق رهبر 40 گروه افراطی مذهبی اعتراف کرد که آنان بر ضد امریکا در افغانستان میجنگند و خاطر نشان کرد که ممکن نیست پاکستان بر ضد گروه حقانی اقدام کند.

– شاهد قاهان عباسی نخست وزیر پاکستان گفت: اتهام های ترامپ بی پاسخ نمیماند.

– وزیر خارجه پاکستان خواهان عکس العمل سایر کشور ها بر ضد ستراتیژی ترامپ شد.

– قمر بجوا رییس ستاد ارتش پاکستان گفت: پاکستان از امریکا کمک مادی و مالی نمیخواهد.

عکس العمل ها در افغانستان:

دولت افغانستان با پشتیبانی از ستراتیژی ترامپ در راستای برآوردن اهداف مندرجات این ستراتیژی در اولین قدم با امضای میثاق دو جانبه 200 مورد معیاری که در تفاهم نامه راهبرد سیاسی سال 2012 میان امریکا و افغانستان تفاهم شده بود گام برداشت جنبش ملی اسلامی به رهبری جنرال دوستم  وروند سبز به رهبری امرالله صالح  از استراتیژی ترامپ ابراز پشتیبانی نمودند ،اما دشواری اداره ترامپ با حکومت وحدت ملی به صفت پارتنر آنست  که این حکومت از درون از هم پاشیده  ،معاون اول رییس جمهور، معاون دوم ریاست اجرائیه، وزیر خارجه و ارکان عالی قدرت به دلایلی با هم نیستند و ائتلاف نجات، جنبش رستاخیز، جنبش روشنایی، جنبش تبسم، شورای مشرقی، نشست کندهار، حزب جمعیت، حزب جنبش ملی اسلامی، حزب وحدت مردم افغانستان و بسیاری نهادهای خورد و بزرگ دیگر در برابر این حکومت سوالاتی را مطرح نموده و ارگ را به انحصار قدرت متهم میکنند، پارلمان فعالیت فراقانونی دارد، چندین وزارت خانه توسط سرپرست ها اداره می شوند، شناسنامه برقی توزیع نشد.

در حالیکه دکتر عبدالله رییس اجرائیه طرفدار تدویر لویه جرگه و نظام پارلمانی و تغییر در قانون اساسی میباشد سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری میگوید که ایجاد نظام پارلمانی کامل در افغانستان ممکن نیست و همزمان معاون سخنگوی ریاست اجرائیه به آن واکنش منفی نشان داده می گوید: پس از برگزاری انتخابات و لویه جرگه و تعدیل قانون اساسی ایجاد پست نخست وزیری عملی خواهد شد. در حالیکه سرور دانش مدعی است که در باره نظام پارلمانی کامل برای افغانستان هیچ تفاهم و اجماعی صورت نگرفته است.

در داخل نظام و از جوار تعمیر سفارت امریکا حامد کرزی و از درون قصر تحت حمایت امریکا امین کریم نماینده حزب اسلامی در همصدایی با طالبان و پاکستان مخالفت شان را با ستراتیژی ترامپ ابراز میدارند.

از نظر  نظامی جغرافیایی  جنگ به مناطق ترکستان زمین و قطغن زمین در شمال افغانستان انتقال داده شده راه های مواصلاتی کندز-بغلان،  تخار-کندز و پایه های انتقال برق از شمال به پایتخت تحت تهدید قرار دارد. در کندز، چمتال بلخ و ولایات جوزجان، سرپل، فاریاب، کندز ، بغلان و بدخشان جنگ جریان دارد، در پایتخت و ولایات حمله بر مراکز و عبادتگاه های اهل تشیع صورت میگیرد، رجز خوانی لفظی میان حکمتیار و شورای نظار و جمعیت جریان دارد که فقط مانند انبار باروت و ذخیره پطرول با یک جرقه کوچک انفجار خواهد کرد و حتا در مناطق تخار، بلخ، پروان و سایر ولایات صف آرایی ها مقابل همدیگر جریان دارد، حکومت مرکزی در پایتخت به عوض دفاع از ولایات و سرحدات کشور مسوولیت و وجیبه خود را در یافتن  راهی برای تامین امنیت منطقه دیپلومات نشین پایتخت خلاصه نموده و امنیت دفاتر ریاست جمهوری و ریاست اجرائیه با حصار بلوک های سمنتی گرفته شده در حالیکه  نواحی پایتخت  و ولایات  وولسوالی ها هر روز در معرض خطر حملات  قرار میگیرند و فجایع وحشتناکی در میرزاولنگ و سایر محلات به وقوع میپیوندد و به صدای طلب کمک ولایات پاسخ مثبت داده نمیشود

دروازه های سرحدات کشور به روی صادرات خربوزه و تربوز بسته میباشد و میوه افغانستان در سرای ها گندیده، خلیج خطوط اختلاف قومی و مذهبی هر روز بزرگتر میشود و صداهای اعتراض  های مدنی مردم  نا شنیده گرفته میشود . تفاهمنامه حکومت وحدت ملی به منصه اجرا گذاشته نشد و متحدین قبلی از کنار دکتر عبدالله و اشرف غنی جدا شده اند.

و با این حال در وضعیتی که پاکستان با تمام پوتانسیل در مقابل استراتیژی ترامپ برای مقابله بر می خیزد و در خط موازی با آن در افغانستان طالبان، امین کریم نماینده حزب اسلامی و حامد کرزی در مخالفت با این ستراتیژی قرار میگیرند در کابل تیم منسجمی که در آن ارکان ثلاثه قانونمند در دفاع از این ستراتیژی برخیزد وجود ندارد و حلقه ارگ با ارکان خودش در افتاده و مصروف رقابت های زدن و کشیدن و بد نام ساختن همدیگر از تخته شطرنج سیاست روزمره میباشد.

سوالاتی که در حال حاضر برای مردم افغانستان پیرامون تحقق این ستراتیژی مطرح است قرار ذیل اند:

  • وقتی مولوی سمیع الحق رهبری شورای دفاع از پاکستان برخلاف انکار دولت پاکستان آشکار و واضح اعتراف میکند که در زیر چتر این سازمان چهل گروه افراطی بر ضد امریکا در افغانستان در جنگ اند. اقدام اداره ترامپ در برابر این مبارزه طلبی آشکار چه خواهد بود و فتوای غیر ممکن بودن عملیات نابودی گروه حقانی توسط دولت پاکستان از طرف این گروه به چه معناست؟
  • وقتی امین کریم به نمایندگی از حزب اسلامی در حالی به مخالفت با ستراتیژی ترامپ بر می خیزد که مصارف انتقال و تمویل رهبر این حزب از (جیب کین) امریکا در کابل پرداخته می شود و حامد کرزی از قصر جوار سفارت امریکا در کابل (در حالیکه در گذشته بار ها خواهان نابودی پناهگاه ها ومراکز تمویل ،تسلیح وتجهیز و آموزش دهشت افگنان در آنسوی مرز شده بود ) بانگ مخالفت شدید با این ستراتیژی را بلند میکند جواب این معما را کی خواهد داد؟
  • وقتی تیلرسن به صراحت از وجود عناصر مدرن در میان طالبان سخن میگوید که علاقمند اند به پیش بروند و باز اظهار میدارد که واشنگتن هیچ پیش شرطی برای طالبان به منظور پیوستن آنان به روند صلح ندارد ، مفهوم روشن نمودن این چراغ سبز در جاده حرکت طالبان چیست؟ و معنی آن افاده آشکار ضعف امریکا به طالبان که «شاید ما در این جنگ برنده نباشیم اما شما هم پیروز نخواهید بود»، آیا به معنای امیدوار ساختن طالبان به آینده و به مفهوم تقویه مورال آنان نیست؟

تناقضات آشکار در روند استراتیژیی که مدیریت آن بدست یک میلیاردر بزرگ جهان میباشد و از هر سنت در معامله با طرف مقابل خواهان حساب و کتاب  ومنفعت است خیلی عجیب به نظر میرسد. وقتی از هزینه 800 میلیارد دالری امریکا در جنگ افغانستان و از مصارف 45 میلیارد دالری سالانه این جنگ سخن بمیان می آید وضعیت مزاجی ترامپ از روی آن حکایت مشهور قابل درک است که گفته اند:

باری خبرنگاری میخواست با یک میلیاردر در باره اینکه چطور این همه سرمایه را بدست آورده مصاحبه نماید.

میلیاردر قبل از مصاحبه از خبرنگار پرسید: جواب مرا می نویسی یا در تایپ ضبط میکنی؟

خبرنگار  گفت: ضبط میکنم.

میلیاردر گفت: پس اجازه بدهید چراغ را خاموش کنم تا برق بیجا مصرف نشود.

وقتی میلیاردر چراغ را خاموش نموده برای  دادن  پاسخ به سوالات خبرنگار مقابل اش نشست،

خبرنگار گفت: پاسخم را گرفتم. ضرورت به طرح سوال ودریافت پاسخ  نیست.

با این حال ضرورت به توضیح نیست که دونالد ترامپ با اینهمه حرکت های زیگزاگ و پارادوکسال در تحقق استراتیژی بزرگ منطقوی برای  افغانستان وجنوب شرق آسیا دچار چه وضعیت ناراحتی خواهد بود.

Advertisements

حق شهروندی در رهن ارتباطات

اوت 10, 2017

 

نوشته : محمد داودسیاووش

اگر در دهه 40 خورشیدی در باره شخصیت افراد از روی حوزه و جلسه و جرو بحث های سیاسی شبانه لیلیه ها و دانشگاه ها و مستندات و نقل قول ها از کتاب ها و مکاتب سیاسی قضاوت می شد و بر مبنای آن چهره ها در صحنه های سیاسی و اجتماعی تبارز می یافت ودر پیشانی ها تاپه میخورد. درقرن 21 و پس از 40 سال جنگ و در گیری و کشمکش های مسلحانه و ویرانی و دربدری های مردم، اینک فرمول های جدیدی در افغانستان از برکت معامله گری لابی ها بروز نموده است.

در این فرمول به حق شهروندی که  در قانون اساسی افغانستان مسجل شده از زاویه دیگری نگاه می شود . در تعریف شهروندی( که متاسفانه مفهوم آن را حتی بعضی رهبران دوره کنونی نمی دانند)، حقوق مردم طوری تعریف شده که در آن تعلقات زبانی، منطقوی، اجتماعی، سیاسی،اقتصادی و … با نام شهروند هیچیک از این ابعاد بر دیگری برجسته گی حاصل نمی کند. اینجا دیگر در چوکات شهروند ، اتباع ، تبعه ، تابع، و جامعه که افراد گروه گروه نا آگاهانه به دنبال تابو ها در حرکت باشند وجود ندارد ، بلکه مطابق این تعریف دریک نظام مرد مسالار، افراد جامعه به صفت شهروند شناخته می شوند نه اتباع ، تبعه و تابع . از این زاویه بازهم فراز جدیدی به دست می آید که در تعریف آن ، اگر در یک نظام مرد مسالار شهروندان از حکومت بترسند استبداد و اگر حکومت از شهروندان بترسد دموکراسی خوانده می شود.

17 سال پس از تکرار این ترانه مرد مسالارانه از تربیون های ملی و بین المللی، اینک سیمای از نظام سیاسی  در افغانستان به نمایش گذاشته شده که از هیچ زاویه و استقامت به آن تعریف شهروندی و مرد مسالارانه  مسجل در قانون اساسی شباهت ندارد. از تمام احکام قانون اساسی فقط موادی در منصه اجرا گذاشته می شود که به نفع زمامداران باشد. از تمام چوکات های مبتنی بر مرد مسالاری فقط همان هایی در شکل کاریکارتور برجسته ساخته می شوند که به نفع ارباب قدرت باشد . از تفکیک واضح قوای ثلاثه پارلمان منتخب ،شناسنامه شهروندی و حقوق مسجل مردم در قانون اساسی اکنون اصلا خبری نیست و برعکس  چوکات قبول شده مرد مسالارانه این نظام، قواعد و اصول و سلیقه های مستبدانه  مرعی الاجرا می باشد که بر مبنای آن شخصیت افراد از شهروند به اتباع  افول نموده  در جامعه  معنا پیدا میکند.

برخی از این قواعد سلیقوی و من درآوردی قرار ذیل اند:

1-شما کی را می شناسید؟

این تاپه به حدی جلی و مشعشع و تابان است که د ر پیشانی هرکس بخورد بختش بیدار و هفت خوان نعمت نظام برایش تیار است.اینجا سواد، درجه تحصیل، تعلقات قومی و زبانی و… اصلا مطرح نیست و فقط یک بوت پاک عالی ضرورت است که شخصی از صبح تا شام بوت یک تابو را با آن پاک نموده ، مدح و ثنایش را بخواند تا به این وسیله دریای از نعمات مادی و مقامات عالی دولتی بسوی او در جریان وفوران  افتد که در این حال شخصیت انسان تا درجه ( نفر کی است؟) نزول و افول می نماید.

2- شما از کجا هستید؟

تحت این تاپه ارزان و آسان و تابان کسی که آن را در پیشانی دارند همه ضعف ها ، نقایص، کمبودات ، خیانت ها و جنایت های شان پنهان می شود. از شیطان فرشته و در جهت مخالف از فرشته شیطان ترسیم می شود، آنهم در چوکات خاص و ویژه حلقات وابستگی نه همه شهروندان.

3- شما به کدام زبان حرف می زنید؟

تحت این فرمول کسانی که حتی قواعدو اصول گرامری زبان خود را به درستی نمی دانند، برای زبان های دیگران خط و نشان و قواعد و اصول گرامری و ریشه های فیلولوژی تعیین نموده، شهروندان کشور را به سطح افراد به اصطلاح میزبان و مهمان در جامعه تنزیل بخشیده، کسی مدعی سخن گفتن آدم با حوا، موسی با خدا و یوسف با زلیخا به زبان خودش می شود و کسی زبانش را فراتر از ریشه زبان های هند – اروپایی قلمداد نموده به این وسیله صدای هیتلر و موسولینی و راهیان فاشیزم و صهیونیزم و آپارتاید و راسیزم را از حنجره ها می شنوید که باز هم ، این خط کشی ها برای عده محدودی بوده اکثریت مردم  آن زبانها در هیچ محاسبه از نعمات آن برخوردار نشده، برعکس در پکه نمودن آتش این تعصبات تنها همان شهروندان خاموش به نام زبان طعمه حریق جنگ ها می شوند.

4- شما دیروز کی بودید؟

این یک فرمول آسان دیگری می باشد برای تفریق اجتماع ، مطابق این خط کشی درجه تحصیل، سطح سواد، کارشناسی و داشتن درجات بکلوریا، لیسانس ، ماستر، داکتر و داشتن ( پی- اچ -دی) اصلا مطرح نیست. با این تاپه پیشانی بهترین کدر یک عرصه کنار گذاشته می شود و حق استفاده از حقوق شهروندی را ندارد. تحت همین شعار بهترین نظامیان در شرایطی که کشوردچار یک غایله وشورش است از سوق و اداره جبهات جنگ کنار کشیده میشوند، بهترین کارشناسان اموراقتصاد در شرایطی که ستون فقرات کشور شکسته و افغانستان به مارکیت اموال استهلاکی کشور های همسایه مبدل شده از صحنه کنار کشیده می شوند و با این حال کسانی کرسی های دولتی را به مثابه ارث بلامنازع جد پدری شان به چنگ می گیرند که اصلا تخصص در رشته ومسلک  ندارند اما درعین حال  از امور آشپز خانه تا فلسفه ،از اقتصاد تا سیاست، از الهیات و شرعیات تا حقوق مدنی، در کلیه عرصه ها خود ها را جامع الکمالات دانسته از وزارت تا ولایت، تا سفارت، تا صدارت ،تا قوماندانیت و… را فقط  به صفت میراث شخصی خود دانسته تعهد و تخصص را در انحصار خویش می دانند که با این حال اهل تخصص و مسلک فقط به شرط شهروند درجه دوم بودن می توانند به آنان خدمت کنند.

حق شهروندی باز هم تا درجه تابعیت و تابع  وتبعه طوری نزول می کند که این تبعه باید قبول کند که اگر متعلم مکتب است با وجود لیاقت کافی حق اولنمره شدن در صنف را ندارد، اگر فارغ درجه بکلوریا است حق شمولیت در فاکولته های طب و انجنیری و اقتصاد و حقوق و… را ندارد، اگر واجد شرایط تحصیلات عالی درخارج کشور است حق استفاده از بورس و کورس و فیلوشیپ و اسکالرشیپ و سیر علمی و… را به خارج از کشور ندارد، اگر کارمند دولت است حق ارتقا به درجه مدیر عمومی،رییس ، معین ، وزیر ، سفیر ، والی، قوماندان و شمولیت در وزارت خارجه را ندارد. این شهروند در چوکات یک تبعه مطیع وفرمانبردار فقط حق دارد در شرایط بخور نمیر،در اپرات پایین دولت جان بکند، از یک دست دریشی چندین سال استفاده کند ، یک جوره لباس در سال خودش و خانواده اش داشته از مهمانی تا عروسی و تا امور روزمره خودش و خانواده اش  آن را به تن داشته  و در شعبه و دفتر زیر بار مکاتب وارده و صادره و اوراق حساب و کتاب ادارات پنهان باشد.

5- شما در کدام تنظیم  بودید؟

با این تاپه یک بحران داخلی در کشور آغاز می شود . تنظیم های درجه اول، تنظیم های درجه دوم، تنظیم های تندرو،تنظیم های میانه رو، تنظیم های وابسته به پاکستان، تنظیم های وابسته به ایران، تنظیم های وابسته به کشور های عربی، تنظیم های نزدیک به القاعده، تنظیم های سراینده شعار خلافت و امارت، تنظیم های حاضر به کار در زیر سقف مرد مسالاری طوری به جان هم می افتند که افسانه آن شیر در جنگل در دستگاه دولت تحقق می یابد که در پایان برایش خواندند :

بهر شامت گاو حاضر گوسفندت در پسین

صبح اینک ماکیان والله خیر الرازقین

 

6- کدام کشور از شما پشتیبانی میکند؟

این یک تاپه جدا از وابسته گی تنظیمی می باشد که به دموکرات بودن ، تند رو بودن و میانه رو بودن فرد ارتباط ندارد. مطابق این فرمول و این تاپه در دستگاه دولت افغانستان هیچ کدر ولو از هر تنظیم و حزب و گروه چپ و راست تا وقتی به مقامی نمی رسد که ایما و افاده و اشاره مستقیم یا غیر مستقیم یکی از کشور های ذیدخل در افغانستان را با خود نداشته باشد. دراین سلسله از کشور های همسایه و منطقه تا قدرت های بزرگ همه شامل اند. هرکشور به اندازه پوتانسیل نظامی، سیاسی و اقتصادی خود در گماشتن کدر ها به مقامات سهیم اند و جالب آنست که با این همه وابسته گی، این کدر ها به اندازه قدرت حمایت کننده خارجی شان از ملی بودن خود جار می زنند و افتخار می کنند.

حالا باتوجه به این بحران فراگیر چگونه می توان موقف ، موقعیت و جایگاه تعریف شده شهروند در قانون اساسی را در کشور مشخص نمود و از مرد مسالاری و قانون و حقوق مدنی و اجتماعی و سیاسی شهروندان  سخن گفت.

اینجا مفهوم حزب، مرد مسالاری، جامعه مدنی  و اصطلاحاتی از این قبیل مسخ شده و در این بازار دل آزار مقام انسان از سطح شهروند و خلیفه خدا در زمین تا سطح افزار معامله و خرید و فروش و تجارت گروهی پایین افتاده ، به دست گروهی از معامله گران اسیر می باشد که در دکان های معامله و خرید و فروش از بام تا شام به این معامله ننگین مصروف اند و با این حال کسی از نام قوم، کسی از نام تنظیم، کسی از نام حزب، کسی از نام شرق، کسی از نام غرب، کسی از نام زبان، کسی از نام چپ ، کسی از نام راست، کسی از نام تندرو، کسی از نام میانه رو، کسی از نام دموکراسی، کسی از نام بنیاد گرایی برای مطلب خود در صحنه سیاست از میان این مردم فقیر، آواره، بیچاره، در به در و خاک به سر، سرباز گیری می کنند و یدک می کشند.

روح سعدی بزرگ شاد باد که حتی قبل از تولد  این اصطلاحات بازار تجارت سیاسی از رسیدن به مقام و چوکی این چنینی هشدار می داد که :

طلب منصب عالی نکند صاحب عقل

عاقل آنست که اندیشه کند پایان را

جمع کردند و نهادند و به حسرت رفتند

وین چه دارد که به حسرت بگذارد آن را

آن به در می رود از باغ به دلتنگی و داغ

وین به بازوی فرح می شکند زندان را

 

و یاد حافظ شیرازی گرامی و روحش شاد باد که به این واعظان بی عمل حتی قبل از تولد بنیاد گذاران مکتب های شان می گفت:

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند

گوییا باور نمی‌دارند روز داوری

کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند

یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان

کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند

 

 

 

زخم خونچکان زمامداری درافغانستان

ژوئیه 16, 2017

به بهانه سالروز کودتای 26 سرطان

نوشته: داودسیاووش

در شرایط پیچیده و مغلقی که رییس جمهور غنی و حلقه اطرافیانش در ارگ، در یک حرکت غیر قابل درک، با غرور و تبختر سناریوی به زور جنگی را با معاون اول ریاست جمهوری، وزیر خارجه، معاون ریاست اجرائیه، حزب جنبش ملی اسلامی، جنبش روشنایی، جنبش تبسم، جمعیت اسلامی، جنبش رستاخیز و حزب وحدت بدون هیچگونه انعطاف آغاز نموده، از یکطرف خلیج اختلافات قوم شریف پشتون را بنابر وابستگی به آن قوم با اقوام ازبیک، تاجک و هزاره هر روز بزرگتر می سازد و از طرفی فاصله و اختلاف میان اقوام درانی و پوپلزایی را با قوم غلجایی که خود وابسته با آن است دامن میزند و از میان پرونده های انفجار و انتحار دهمزنگ، چارراهی زنبق، انفجار و انتحار هنگام بخاک سپاری سالم ایزدیار، سقوط کندز، کشته شدن چند صد نفر در داخل قول اردوی شاهین، استفاده جعلی هیئت از نام شورای امنیت، حادثه چارصد بستر، مکاتب خیالی، سربازان خیالی، کلینیک های خیالی، کابلبانک، شهرک هوشمند، تقلب انتخابات اخیر ریاست جمهوری، اعتراف مقام پاکستانی به استعمال سه میلیون رأی جعلی در انتخابات دوره کرزی، انفجار در منزل والی کندهار و… به طور گزینشی شکایت ایشچی را در صدر اولویت های کاری مملکت قرار داده و به این ترتیب کشور را به طرف یک بحران فراگیر سوق می دهد.

برای مردم افغانستان قابل درک نیست که به چه دلیل رسیدگی به پرونده ایشچی به جای رسیدگی به شکایت خانواده های شهدا، مجروحین و معلولین، فیر نیروهای امنیتی بر تظاهرات چارراهی زنبق و کشته شدن چندصد نفر در چارراهی دهمزنگ در اولویت قرار میگیرد؟ و باز هم برای مردم قابل درک نیست که تجاوز افسر نظامی پاکستان در پایگاه هوایی اسلام آباد بر یک خانم افغان از نظر رییس جمهور غنی دفاع از ننگ و ناموس درک می شود یا پرداختن به شکایت ایشچی؟

در چنین وضعیت پیچیده و دشوار، حکومتی که از اجرای وظایف اش طی سه سال از صفر قرض دار بوده هنوز الفبای تعهدات روز اول تشکیل حکومت وحدت ملی را به منصه اجرا نگذاشته، علاوه بر تحمل فشار افکار مردم و جهان در رابطه به ناکامی و پسمانی از تعهدات روز اول، اینک خود را در منجلابی از بحران های گوناگون خود ساخته و خود خواسته مبتلا ساخته و کشتی حکومتداری را در معرض سقوط و سرنگونی قرار داده است.

در چهل و چهارمین سال کودتای بیست و شش سرطان نگاهی می نماییم به پیشینه دیرینه و تاریخی توطئه ها و دسیسه هایی که در افغانستان با شعار مرگ یا ارگ از کور کردن شاه زمان تا یافت شدن جسد بی جان شاه محمود در حمام و کور کردن وزیر فتح خان تا امروز به اشکال مختلف ادامه دارد. درامه خونبار سناریوی رسیدن به دربار و زدن و از قدرت راندن حریفان از ارگ را از دوره امیر عبدالرحمان خان تا سالهای اخیر در این مختصر از نظر می گذرانیم تا درس عبرتی باشد برای آینده گان که بدانند:

هرکه ناموخت از گذشت روزگار

هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

لطفاً برای ادامۀ خوانش این مطلب به لینک زیر کلیک نمایید:

زخم خونچکان زمامداری در افغانستان

خاطرات روزنامه نگار واشنگتن پست از افتضاح واترگیت

ژوئیه 4, 2017

 

سرطان ۱۲, ۱۳۹۶

 

از افتضاح مشهور واترگیت که استعفای رئیس جمهور نیکسن، رهبر سابق ایالات متحدۀ امریکا در سال ۱۹۷۲ را در پی داشت، چهل و پنج سال میگذرد. افتضاح واترگیت که همانا رخنۀ افراد نزدیک به رئیس جمهور نیکسن به مقر دیموکرات ها در داخل هوتل واترگیت بود، در نخست، تلاش به خاطر سرقت مشخص شده بود؛ اما بعدأ خبرنگاران روزنامۀ واشنگتن پست در آن زمان افشا کردند که شخصیت های برجستۀ قصر سفید، در آن رویداد دست داشته و افشاگری در نهایت با عث کناره گیری رهبر کشور در آن زمان شد.

 

مسیر استعفای رئیس جمهور ریچارد نیکسن در هفدهم جون سال ۱۹٧٢ آغاز شد و آن روزی بود که افراد که از سوی ماموران نیکسن استخدام شده بودند، داخل مجتمع واترگیت مقر حزب دیموکرات میشوند و دستگاه های ضبط الصوت را بگونۀ غیرقانونی نصب میکنند.

 

یک روز پس از آنکه پنج مرد در مقر کمیته ملی دموکرات ها دستگیر شدند، ران زیگلر ، سخنگوی قصر سفید، به لحن درشت از داخل شدن به واترگیت به عنوان سرقت درجه سوم نام برد. اما خبرنگاران واشنگتن پست، به شدت در اتاق خبرشان و خارج از آن در زمینه کار میکردند و خیلی ها در مورد مطمین نبودند.

 

مارتین ویل، گزارشگر اخبار جنایی واشنگتن پست، که سهمی را در پرده برداری از افتضاح واترگیت داشت، میگوید به نظر او، «برخی از افراد در اتاق خبر در آن زمان می دانستند کار به کجا میکشد».

 

مارتین ویل، که هنوز هم در روزنامۀ واشنگتن پُست کار میکند، در آن شب مسؤول بخش خبر بود. او چیزی را از طریق رادیوی پولیس شنید که توجه اش را جلب نمود. وی می افزاید که کار او، تیلفون کردن به شخصیت های مختلف وابسته به حزب جمهوریخواه بود.

 

این روزنامه نگار، با گذشت ده ها سال از آن افتضاح، میگوید «هیچکس نمی گفت که رخنه به واترگیت را جمهوری خواهان مطرح باعث شده اند، اما تصور میشد که این کار رقبا بوده است».

 

اگرچه ویل خبرنگار اصلی پوشش واترگیت نبود، اما او به یاد میآورد که کارل برنشتاین و باب وودوارد، خبرنگاران اصلی تحقیقات واشنگتن پست، روز و شب روی این گزارش کار می کردند.

 

ویل شباهت هایی را با تحقیقات کنونی پیرامون دخالت روسیه پس از داخل شدن از طریق حملات سایبری داخلی به کمیته ملی جمهوریخواهان می بیند – که واکنشی را از سوی دونالد ترمپ در برابر رسانه ها ایجاد میکند.

 

ویل می گوید که او و همکارانش وظیفه و «مسئولیت خبرنگاری» خود را با پوشش دادن رسوایی واترگیت، انجام دادند.

voa

جالب آنست:

درحالیکه در مورد انتخابات خود چنان با دقت و شفاف برخورد میکنند. در افغانستان غرب صدای چاق شدن گوسفندان انتخابات افغانستان را ته تنها نشنید بلکه ارتقأ کمیسون متقلب در مقام مشاورین و رییس کمسیون متقلب  به مقام سفارت را اصلاٌ نادیده گرفت!

حکومت زورگو وغیر پاسخگو

ژوئیه 1, 2017

 

 

نوشته:داودسیاووش

وقتی کانال یک تلویزیون آلمان نتیجه تحقیقاتش رااز انفجار درسفارت آلمان در کابل ( 30 جون) منتشر میکند ودر آن به نوشته سیامک هروی ادعا میشود که :

1-پنج ونیم ماه قبل اطلاع وجود داشت که یک موتر لاری از نوع تانکر با ده هزار کیلو مواد انفجاری در منطقه دیپلوماتیک کابل انفجار داده میشود!

2-این اطلاع از طریق دستگاه های جاسوسی سه کشور تایید وبه اطلاع حکومت افغانستان رسانیده شده بود!

3-آلمان اطلاع حاصل نموده بود که قصد انفجار سفارت آلمان در کابل است و این موضوع را به اطلاع حکومت افغانستان رسانیده بود!

4-آلمان بعد از آنکه اطمینان حاصل کرد که حکومت افغانستان تدابیری در جهت جلوگیری از حادثه اتخاذ نمیکند سفارت خود را تخلیه نمود!

5-شش روز قبل از انفجاردوباره به اطلاع حکومت رسانیده شد که انفجار توسط تانکر آب صورت میگیرد!

6-دولت آلمان آخرین آلمانی را از سفارت بیرون میکند!

7-ارگانهای کشفی دو کشوراین مساله را دو روز قبل مکرراٌ به اطلاع حکومت افغانستان رسانیده بود!

جواب حکومت وحدت ملی به این ادعا های گیچ کننده چیست؟

به نطر میرسد هست وبود وحال وآینده حکومت افغانستان در کار با جهان وحمایت بعدی جامعه جهانی در جواب این سوالات نهفته میباشد واین مساله از حادثات انفجارات شاه شهید،گارد رجال برجسته، مرکز تعلیمی پولیس میدان وردک،قول اردوی شاهین چهارصدبستر و…نیست که به تاق نسیان گذاشته شود ویا با تق تق کمسیون ها صدای آن خاموش شود.

جالب آنست که حکومت صدای کسانی را که از این حادثه انتقاد کردند وتظاهرات راه انداختند با شلیک مرمی خموش ساخت وچندین تن را در تظاهرات مدنی وقانونی به خاک وخون کشیده شهید وزخمی نمود.

حالا شهروندان دو سوال از حکومت دارند:

1-آیا جکومت نمیتواند امنیت شهروندان را مطابق قانون اساسی تأمین کند یا نمیخواهد؟

2-جواب حکومت به بازماندگان شهدا ومجروحان این حادثه  ومعترضان تظاهرات  وخیمه  تحصن چیست؟

درصورتیکه جوابات حکومت به نتیجه گیری سفارت جرمنی قانع کننده نباشد جامعه جهانی به کدام اساس از این حکومت حمایت میکند؟

آنانیکه به شغل پدر بعضی از زعمای پیشین افغانستان به دیده حقارت می بینند بخوانند

ژوئن 27, 2017

 

رهبران جهان قبلا چه کاره بودند؟

برای همگان آگاهی از زندگی خصوصی مسئولان عالی رتبه جهانی همیشه جالب توجه بوده است .

 

به گزارش اسپوتنیک به نقل از روزنامه ایران ، گزارشی تهیه شده است در خصوص اینکه مقامات عالی رتبه و روسای جمهور برخی کشورها قبلا چه کاره بوده اند.

به طور مثال ، دیمیتری مدودف ، نخست وزیر روسیه قبل از آنکه به دانشگاه حقوق وارد شود ، به عنوان رفتگر کار می کرده است. او در جمع دانش آموزان یک مدرسه به این موضوع اشاره کرد.

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در نوجوانی آب پرتقال و شیرینی می فروخت و بعد از آن در یک موسسه حمل و نقل کار می کرد.

مایکل دی هیگینز رئیس جمهور ایرلند قبلا شاعر بوده و قبل از ریاست جمهوری هم وزیر هنر بود.

تونی آبوت نخست وزیر سابق استرالیا در 20 سالگی علاقه داشت کشیش شود برای همین علوم دینی آموخت اما بعد از سه سال کلیسا را ترک کرد.

ادی راما ، نخست وزیر آلبانی قبلا نقاش بود و در در مدرسه هنرهای زیبای پاریس درس می خواند.

بویکو بوریسوف، نخست وزیر سابق بلغارستان پیش از این مقام مربی کاراته و آتش نشان بود و بعد از آن هم شغل محافظ شخصی شاه سابق بلغارستان را انتخاب کرد.

قربان قلی محمدوف رئیس جمهور ترکمنستان در سال 1979 از دانشکده دندان پزشکی فارغ التحصیل شد و در سال 1997 نیز وزیر بهداشت کشور شد.

باراک اوباما، رئیس جمهور سابق آمریکا بعد از آنکه از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد مشاور مالی یک شرکت بود و مدتی هم به عنوان وکیل حقوقی مدنی فعالیت می کرد.

 

 

 

چه خواهد شد؟

ژوئن 21, 2017

 

 

نوشته: محمد داود سیاووش

در شرایطی که ولسوال درزاب خواهان کمک از دولت میشود و بخاطر نرسیدن کمک درزاب سقوط می کند،

در شرایطی که به فرماندهی زون سپین غر پکتیا دشمن حمله میکند و اولویت حکومت باید توجه به آن باشد،

در شرایطی که در مسجد الزهرا دشمن حمله میکند و جلوگیری از آن باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که در مسجد هرات دشمن حمله میکند و جلوگیری از آن باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که انفجار در سفارت جرمنی فاجعه به بار می آورد و جلوگیری از آن باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که روز بعد از انفجار سفارت جرمنی چندین جوان (معترض به بی امنیتی) در شهرکابل به ضرب گلوله نیروهای حکومتی شهید و زخمی می شوند و بررسی آن باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که وکیلی در تالار شورا به صدای بلند می گوید یک وکیل و یک سناتور میخواهند انتحاری را داخل پارلمان سازند که بررسی این موضوع باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که پس از خموشی چند ساله از تسلط طالبان بر توره بوره با اشغال توره بوره توسط داعش از همکاری طالب با حکومت در عقب راندن داعش از توره بوره سخن گفته میشود که باید در  اولویت  بررسی حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که ادعای رییس امنیت ملی در مجلس سنا مبنی بر اینکه معترضان بر پولیس فیر نموده اند فی المجلس توسط جنرال سالم احساس رد می شود و این موضوع باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که یک متر مربع زمین در میدان هوایی کابل به قیمت  ( به گفته مردم کاه ماش!) به شرکت الکوزی محاسبه شده و این موضوع باید در اولویت بررسی حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که 8 کارگر میدان هوایی بگرام در سرک میدان هوایی  بگرام مورد حمله قرار میگیرند و این موضوع باید در اولویت بررسی حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که با حمله یک سرباز افغان بر امریکایی ها در قول اردوی شاهین چند امریکایی کشته میشوند و این موضوع باید در اولویت بررسی حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که پس از کشته  وزخمی شدن 200 نفر در داخل مسجد قول اردوی شاهین به قوماندان قول اردو فقط یک سال حبس تعلیقی داده میشود که این موضوع باید در اولویت بررسی حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که پس از فاجعه در شفاخانه چهارصد بستر برای قوماندان شفاخانه فقط حبس تعلیقی داده میشود که این موضوع باید در اولویت  بررسی قرار گیرد.

در چنین شرایط هولناک و از میان این همه اولویت های عاجل :

رییس جمهور غنی به موضوع برچیدن چادر یا خیمه تحصن معترضین در جاده های شهر کابل بخاطر راه بندان و مزاحمت مردم تمرکز می نماید که اولاً به کمک های تلویزیون های ژوندون و شمشاد این موضوع در افکار عامه به حد کافی تحریک میشود و در ثانی با برچیدن چادر ها از سایر نقاط شهر وکلای طرفدار حکومت در پارلمان توظیف میشوند برای ابراز مخالفت با چادر های تحصن صدای واحد پارلمان و حکومت را در یک سناریو طرح ریزی کنند که بلافاصله پولیس، گارنیزیون و قطعه واکنش سریع امنیت ملی به خیمه چند جوان احساساتی با دست خالی حمله نموده دو تن شان را می کشند و چندین تن آنان را زخمی میسازند.

سوال اینست که این هاموی ها و این واکنش سریع و این گارنیزیون :

چرا به دفاع از قول اردویی که در دم دروازه آن دشمن حمله نمود فرستاده نمیشود؟

و یا چرا بخاطر تدابیر امنیتی مسجد الزهرا و مراسم بخاک سپاری سالم ایزدیار فرستاده نمیشوند؟ که به چند جوان با دست خالی با این بی رحمی حمله میکنند؟

چرا رییس جمهور غنی از میان اینهمه حوادث هولناک بر این جوانان خون گرم زور شست خود را نشان داد؟

آیا اینها با دست خالی حکومت اش را سقوط می دادند، سوالیست که هیچکس در حال حاضر جوابش را نمیداند؟

شعار های تند

اولین شعارهایی که تحصن کنندگان در روز پس از انفجار در سفارت جرمنی حمل کردند شعار (غنی-عبدالله استعفا استعفا) بود که رییس جمهور را با توجه به ناخن افگارش در انتخابات جداً از جا تکان داد. زمزمه های اینکه بهار عرب از اعتراض یک شخص در برابر قصر رییس جمهور بن علی در تونس آغاز شده و این چادر ها گویا سنگر مقاومت میباشند، برای رییس جمهور ناراحت کنند بود و با توجه به آبروریزی که برای حکومت این خیمه ها در روز کنفرانس پروسه کابل به وجود آوردند احتمالاً این حمله و سرکوب معترضین جوابی به همان ناکامی حکومت در کنفرانس پروسه کابل و سایر مسایل فوق باشد. اما واقعاً باید دید که در پشت این ماجرا چه سناریویی نهفته بود.

موقف جمعیت اسلامی

تقاضای واضح رییس جمعیت اسلامی مبنی بر کناره گیری حنیف اتمر مشاور شورای امنیت و موقف جدی مخالف ریاست جمهوری در برابر این تقاضا و سازماندهی تظاهرات به نفع اتمر در جلال آباد و برخی مناطق و تبلیغات تلویزیون های ژوندون و شمشاد در خط طرفداری از اتمر و اعتراض حکمتیار با کلمه چادر و مخالفت با چادر ها و خیمه های معترضین در حالیکه (چ )از حروف سچه دری میباشد و قبل از آن مخالفت حکمتیار با اصطلاح مدنی شهروند حاکیست که:

– جمعیت انفجارات مراسم به خاکسپاری سالم ایزدیار را به مفهوم توطئه برای نابودی رهبران این سازمان توسط رقبایش در درون دولت درک نمود و برای نزدیکی به جنبش ملی اسلامی، جنبش روشنایی و حزب کنگره ملی در خط شهروند و چادرنشینی تمرکز کرد، اما حتا در همین حالتی که رهبران جمعیت خود را قربانی یک توطئه میدانستند تلویزیون های ظاهراً طرفدار جمعیت چون نورین، نور، خورشید و… در حالیکه جوانان جمعیت و شورای نظار به خاک و خون می غلتیدند برنامه های تفریحی و اعلانات تجارتی پخش میکردند و اصلاً از ان اتحاد و دسپلین افسانوی زمان احمدشاه مسعود و پروفیسور ربانی میان این سازمان خبری نبود.

– چادر نشینان با شعار هایی متفاوت گردهم جمع شده بودند. شعارها از( غنی عبدالله استعفا استعفا) به (غنی استعفا )و از (غنی)  به تنها (حنیف اتمر استعفا )و در فرجام بدون بردن نام به( وزرای سکتورهای امنیتی) و بالاخره  به شعار کلی (اصلاحات) تنزل یافت که حتا در همان لحظات اول  شکست این حرکت را  ناشی از این عدم  وحدت نظر در شعار مرکزی تظاهرات وتحصن  کارشناسان پیشبینی میکردند.

 

– بلند شدن صداهایی از درون جمعیت به عنوان شبکه انشعابی در مخالفت با شعار استعفای اتمر نیز یکی از موارد دیگری بود که از عقب جبهه خالی جمعیت حکایت میکرد.

بهر حال هرگاه جمعیت نتواند مانوری معادل مانور حزب اسلامی در کابل به نمایش بگذارد توازن را به نفع رقیب از دست خواهد داد.

:موقف مقابل این اعتراضات:

در برابر تظاهراتی که پس از انفجار سفارت جرمنی و در اعتراض به عدم توانایی حکومت در تأمین امنیت شهروندان به راه افتاد ارگ، شورای امنیت، حزب اسلامی و طرفداران تلویزیون های ژوندون و شمشاد موقف واحد گرفتند. حکومت با وکلای طرفدارش در پارلمان تماس بر قرار کرد و از زبان وکلای پارلمان مخالفت خود را با خیمه یا چادر ها ابراز داشته حتا صداهای توهین آمیزی چون (شغال )خواندن تحصن کنندگان به آدرس آنان از پارلمان بلند شد،در حالیکه وکلای جمعیت درمجلس خون سرد نشسته بودند.   در همین حال رسانه ها از ورود افراد مجهول الهویه از سمت جنوب به داخل پایتخت خبر دادند.

چه خواهد شد؟

با وضعیتی که انگشت افگار صلاح الدین ربانی را رییس جمهور غنی زیر سنگ عدم اعتماد پارلمان گذاشته و از ناخن افگار دکتر عبدالله مبنی بر عدم مشروعیت اش بنابر عدم تدویر لویه جرگه گرفته و احمدضیا مسعود را اولاً از حزب جمعیت دور نموده در یک پست اعزازی منزوی ساخت و در پایان پس از مخالفت وی با حکمتیار و تقاضای وی از حکمتیار مبنی بر معذرت خواهی از مردم از وظیفه عزل نمود و از جانب دیگر عطا محمد نور را با نزدیک ساختن به ارگ در مقابل دکتر عبدالله طوری قرار داد که اکنون به چشمان همدیگر نگاه کرده نمیتوانند و امرالله صالح را با آنهمه فهم استخباراتی پس از استفاده یکبار مصرف مجبور به کناره گیری از وظیفه نمود، با این حال میتوان نتیجه گرفت که جمعیت در بحرانی ترین وضعیت سیاسی – نظامی قرار دارد.

فیر بر خیمه معترضین که مورد حمایت جمعیت اسلامی بود از طرف وزارتی صورت میگیرد که در رأس آن یک جمعیتی قرار دارد و امنیت مراسم خاکسپاری سالم ایزدیار طوری به بحران کشیده میشود که دستپاک کشتن پنجشیری ها بازهم یک عضو جمعیت اسلامی از پنجشیر وانمود میشود.

در قطب مخالف

به نظر میرسد رییس جمهور غنی عزم جزم نموده که کدرهای سرکش جمعیت را از ساختار دولت کنار بگذارد و با کدرهای گوش به فرمان آن کار کند. غنی از روز اول تشکیل حکومت وحدت ملی میگفت که به هیچکس هیچ چیز در حکومت وعده نداده و تنها احمدضیا مسعود را مشخص میساخت که از قبل به صفت نماینده خاص خود آنهم خارج تشکیل برگزیده است و با این حال جمعیت اسلامی را پس از دوسال و اندی اشرف غنی در وضعیتی قرار داد که حتا رهبری آن نیز اکنون نظر واحد ندارد.

تقابل جبهه ضد طالب و هواخواه طالب

معصوم ستانکزی با رد اینکه طرفداران طالبان را در حکومت ستون پنجم میخوانند گفت که موضوع ستون پنجم و ششم نیست بلکه موضوع ستون سیاسی است و با این حال در وضعیتی که رهبر حزب اسلامی به رقیبش جمعیت اسلامی در لفافه هشدار میدهد به کسی اجازه نخواهد داد نظام را سقوط بدهد و از جانبی اخبار و گزارشات حاکی از همکاری حکومت با ملا  رسول    در مخالفت با گروه ملا هبت الله      خبر میدهد و از شایعات همکاری طالبان با حکومت در توره بوره شایعاتی بر سر زبانهاست و آنطرف مسأله کوچی ها بار دیگر در هزاره جات اوج گرفته، تقابل جبهه ضد طالب و هواخواه طالب در پایتخت یک امر حتمی به نظر میرسد.

چالش های جبهه ضد طالب

هرگاه جمعیت نتواند مانند پروفیسور ربانی و احمدشاه مسعود رهبری پیدا کند که به دورش همه جمعیتی ها و شورای نظاری های دیروز جمع شود، تمام ساختار این سازمان در معرض زوال قرار دارد. مردم از تقابل جمعیت و شورای نظار با حزب اسلامی در پایتخت خاطرات تلخی دارند که اگر اینبار طالب و حزب اسلامی و پیروان خط زبانی درون دولت آنان با جمعیت درگیر شوند تراژیدی بزرگی در کابل روی خواهد داد.

در دهه 90 میلادی  برای غلبه بر اتحاد جناح خلق با حزب اسلامی  در آستانه سقوط نجیب ،احمدشاه مسعود در محور اتحادی قرار گرفت که حزب وحدت، شورای نظار، جمعیت و جنبش در آن عضویت داشتند اما اینکه اکنون رهبر کاریزماتیک جنبش با ترفند ایشچی از صحنه کشیده شده و کریم خلیلی در رأس شورای صلح با کسانی گماشته شده که در آستانه احراز کرسی شورای صلح با حمله بر مسجد الزهرا از وی استقبال مینمایند ، تشکیل این محور به شکل آنچنانی بعید به نظر میرسد. اما :

آنچه قابل بحث میباشد موقف همسایه های افغانستان است

ایران و روسیه در خط مخالفت با داعش در سوریه به حدی با امریکا درگیر اند که جت سوریه را در رقه هواپیمای امریکایی سرنگون میکند و ایران به جواب حمله داعش بر پارلمان و آرامگاه امام خمینی مستقیماً موشک های دوربرد از ایران به قرارگاه های داعش در سوریه شلیک میکند  خطر عبور داعش از افغانستان به آسیای میانه  وداخل شدن داعش به ایران میتواند ایعاد جدیدی به جنگ افغانستان ببخشد و با اینحال از یکطرف چین با پاکستان در تمدید راه ابریشم نزدیک میشود و از جانبی پاکستان کار دیوار در نوار مرز با افغانستان را در حالی رویدست میگیرد که صداهایی مبنی بر به رسمیت شناختن خط دیورند از داخل دولت افغانستان بلند میشود وسفیر پاکستان به سفیر افغانستان در واشنگتن طعنه میزند که  افغانستان باید متوجه مشکلات داخلی خود باشد.

در همین حال اتحاد ضد ترور به رهبری عربستان سعودی به تشویق دونالد ترامپ در حالی شکل میگیرد که رهبری آن را جنرال راحیل شریف پاکستانی به عهده دارد و امریکا به ارزش صد میلیارد دالر سلاح به عربستان سعودی به فروش میرساند. آنچه موضوع را قبل از همه مغلق میسازد اینست:

در حالیکه دونالد ترامپ اظهار میدارد که تصمیم  تعذیرات اقتصادی بر قطر توسط کشور های عربی در کنفرانس عربستان سعودی اتخاذ شده  ، در همین حال امریکا معادل هفت میلیارد دالر سلاح به قطر می فروشد و دفتر طالبان و جلسات بکواش در قطر برگزار میشود و برای هواخواهان این سلسله در کابل نیز زمینه فعالیت مساعد میگردد؛ اما در همین حال جنرال پتریوس میگوید افغانستان یک تپه نبود که امریکا آنرا فتح نموده باشد، در کوریا ما رفتیم اما شصت سال در آنجا ماندیم و در افغانستان نیز این کار یک نسل است.

از همینجاست که رنگ قلم از نگارش بقیه این ماجرا خشک میشود و آنرا میتوان معمای قرن نامید که بازهم در رول های اساسی آن در افغانستان کسانی بازی خواهند کرد.

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

اکنون هیچکس  در دولت افغانستان آن ماده قانون اساسی را که تظاهرات مسالمت آمیز را حق شهروندان میداند به یاد نمی آورد!

 

رهبران جهان در نقش پناهجویان

ژوئن 13, 2017

 

 

عبدالله عمری، نقاش اهل سوریه در آثار هنری خود که به تازگی به نمایش درآمده است رهبران کشورهای مختلف جهان را در قالب پناهجو به تصویر کشیده است.

 

این هنرمند سوری که خود پس از آغاز جنگ داخلی در کشورش در سال ۲۰۱۱ میلادی مجبور به ترک کشورش شد، اکنون در بلژیک پناهنده است. در این رشته نقاشی ها که «آسیب پذیری» نام گرفته است نشانه ای از قدرت و جذابیت رهبران جهان دیده نمی شود و در مقابل تنها رنج و محنت پناهجویان در چهره و ظاهر آنها نمایان شده است.

 

آثار عبدالله عمری در گالری ایام در دوبی به نمایش در آمده است.

euronews

تکرار مضحک تاریخ در کابل

ژوئن 12, 2017

 

نوشته: محمد داود سیاووش

اگر فرض کنیم که حداکثر دوصد نفر به شکل الیگارشی در افغانستان اکنون قدرت را بدست دارند و باز از اینجا محاسبه کنیم که از سی میلیون نفوس کشور حداکثر دوازده میلیون آن واجد شرایط رأی دهی قلمداد شده و از جمله هشت میلیون به پای صندوق رأی رفته و پس از تقلبات و رسوایی و افتضاحاتی که تا سطح جهان رسید، چهار میلیون اکثریت آرا خوانده شد و آنهم در ادغام دو تیم مقابل هم در متن توافقنامه معدوم گشت . از همان لحظه نخست تصویر وحشتناکی که اکنون در فضای کابل ترسیم شده قابل رؤیت بود.

اتحاد و ائتلاف ها در سیاست یک امر معمولی بوده  به اشکال مؤقت، دایمی، ستراتیژیک، تاکتیکی و… میتواند صورت گیرد ،اما اتحاد های میکانیکی و بی هدفی که بخاطر خاک زدن به چشم همدیگر در شرایط کنونی افغانستان معمول میباشد در هیچ مرحله تاریخ دیده نشده است.

اینجا  ارزش ها واصول  جایش را  به معامله و خرید و فروش  داده و حتا دیده شده انسانهایی که حتا یک فیصد با هم وجه اشتراک نداشته از هم نفرت داشتند بخاطر برآمدن پیروزمندانه از صندوق رأی با هم دست اتحاد دراز کردند که حتا در همان لحظه نیز در حالیکه دستان همدیگر را می فشردند به چشمان همدیگر نگاه نکردند.

دو سوالی که در پیامد این تعاملات تفننی مطرح میشود آنست که:

  • آیا این چهار میلیون رأیی که آنهم در تقلب و تفاهمنامه معدوم شد میتواند معرف اراده سی میلیون شهروند افغانستان باشد؟ و به کدام اساس و منطق این نظام را مظهر اراده سی میلیون شهروند اکنون میتوان خواند؟
  • با از هم پاشیدن حلقات اتحاد آن الیگارشی دوصد نفری در حالیکه فیگور کاریزمایی که بار دیگر این حلقات از هم پاشیده را به هم وصل کند وجود ندارد، چون هر یک از این محور ها به حد کافی خود را در پهنه اجتماع بی اعتبار و بدنام ساخته و تاپه های مختلف تعصبات اکستریمستی، فوندامندالیستی، قومی، زبانی، گروهی و سمتی در پیشانی دارند آیا بار دیگر این ناشکن پارچه پارچه شده امکان به هم پیوستن و پتره را دارد؟

آرایش وحشتناک کنونی کشور

حالا هر فرد عادی و عامی افغانستان میداند که رییس جمهور غنی فقط برای کسب اکثریت در انتخابات جنرال دوستم را در کنار خود گرفت که در فردای اعلام حکومت وحدت ملی نقش دوستم برای غنی به پایان رسیده بود. با آوردن عبدالله در حلقه حکومت وحدت ملی و پا در هوا ماندن وعده های عبدالله به حزب جمعیت اینبار دکتر عبدالله مانند مرغ زیرک در دو حلقه بند مانده که از یکطرف جمعیت از وی رنجیده و جدا شده و از طرف دیگر اشرف غنی کارت رسمیت مقام صدارت را با به تعویق انداختن قصدی لویه جرگه به دستش نداده پس از دو سال از ناخن افگار عبدالله گرفته که اگر به دنبالش رفت خوب، در غیر آن در موقف پا در هوا و دور از جمعیت دست و پا بزند.

در حالیکه مراکز اصلی قدرت با کدر های جمعیت به دور اشرف غنی حلقه زده، اینبار برای راندن جمعیت از مرکز قدرت و ایجاد توازن به نفع خود در پایتخت اشرف غنی حکمتیار را با سر و صدای زیاد وارد معادله سیاست ساخت. نامش را از لیست سیاه حذف کرد و حتا برایش موقع آنرا مساعد ساخت که در محفل رسمی ارگ بگوید به استثنای یک ماده ،سایر مواد قانون اساسی را قبول ندارد و حکومت را ساخت جان کیری بخواند. و اخیراً با اصطلاح شهروند که در ترمینولوژی مدنی مردمسالارانه یک واژه شناخته شده است علناً مخالفت نماید و با عدم خلع سلاح افراد حزب اسلامی به حکمتیار در کابل تا آن حد موقع داده شد که در یک مانور علنی هشدار دهد که به کسی اجازه نمیدهد که حکومت را سقوط دهد.

در جناح مقابل با جدا نمودن احمد ضیا مسعود در یک پست تشریفاتی اولاً جایگاه وی در میان مردم و جمعیت تضعیف شد و از طرفی با تعویض امرالله صالح با وی در یک پست به مراتب تشریفاتی تر موقعیت هر دو در میان طرفداران شان به مخاطره افتاد. جمعیت به یک سازمان چند پارچه مبدل شد و کسانی چون احمد ولی مسعود و فرزند احمدشاه مسعود در حاشیه رویداد ها ماندند. در چنین شرایط انفجار جوار سفارت جرمنی با شهید و زخمی شدن چند صد نفر رخ داد. اینکه چگونه کارمندان سفارت جرمنی قبل از انفجار به محل دیگر انتقال یافتند و آیا ممکن نبود جلو آن حادثه که از قبل وقوع آن افشا شده بود گرفته میشد و یا به سایر دفاتر اطراف سفارت جرمنی خبر داده میشد که کارمندانشان را تخلیه کنند سوالیست که اکنون برای آن پاسخی وجود ندارد. به هر حال در واکنش به آن واقعه اسفناک در بر افراشتن خیمه تحصن معترضین ،میان تظاهرات کنندگان و پولیس برخورد واقع شد و چند نفر شهید و زخمی شدند. اینکه چرا چنین واقع شد اصلاً کسی برای آن در حال حاضر بازهم پاسخی ارایه نمیکند.

در ادامه این اعتراضات گارنیزیون از تأمین امنیت تظاهرات شانه خالی کرد و در مراسم تشییع جنازه سالم ایزدیار شهید در حالیکه رییس جمهور و وزیر داخله به پدرش از تأمین امنیت اطمینان داده بود سه انفجار پیهم صورت گرفت و تراژیدی دیگری رخ داد. وزیر داخله به محمد علم ایزدیار میگوید که امنیت ساحه بعدا از آنان گرفته شده و به ریاست امنیت سپرده شد و صالح محمد ریگستانی مدعی است که در انفجارات از ماین استفاده شده است.

برهم خوردن معادله قدرت

با انفجارات پیهم در مراسم جنازه سالم ایزدیار جمعیت اسلامی این برنامه را به هدف نابودی رهبری آن سازمان ارزیابی نمود و صلاح الدین ربانی در اعتراض به این واقعه در اجلاس کنفرانس پروسه کابل شرکت نکرده خواهان سبکدوشی حنیف اتمر از شورای امنیت شد.

طرفداران اتمر به این تقاضا در لغمان، جنوبی و کابل واکنش مخالف نشان دادند. حکمتیار با آن مخالفت نمود و صف آرایی در وجود مجددی، حزب پیوند ملی و حرکت انقلاب اسلامی در مخالفت با آن صورت گرفت. حکومت هشدار داد که خیمه های معترضین برچیده شود و تظاهرات را ممنوع اعلان نمود اما معترضین علاوه بر خیمه جوار شفاخانه ایمرجنسی در مخالفت به این هشدار خیمه های دیگری در چارراهی شهید، پل آرتل، لب جر، کارته پروان و غیره جاها بر افراشتند. حکومت از طریق رسانه های طرفدارش و صاحبنظران حکومتی به تبلیغات همه جانبه بر علیه خیمه ها پرداخته تلاش نمود افکار عامه را با توجه به بندش راه ها از انفجار جوار سفارت جرمنی و کشته شدن تظاهرات کنندگان منحرف ساخته بر علیه معترضین تحریک کند. اما هیچ یک از معترضین نتوانستند منطقی استدلال کنند که اگر خیمه بر افراشته شده، در مقابل در کنار  قطار رنجر ها، موترهای تیلری و حضور سنگین نیروهای امنیتی  عامل اصلی  بندش راه ها وترافیک می باشند که مانع تردد وسایط در جاده ها گردیده است، ورنه از کنار خیمه ها موتر ها میتوانند به آسانی عبور و مرور کنند.

جنرال دوستم با ارسال پیامی پشتیبانی خود را از معترضین ابراز داشته و برای معترضین در خیمه ها غذا کمک نمود و حکومت در پاسخ به تقاضای جمعیت مبنی بر برکناری اتمر موقف وی را غیر اجرایی خوانده از وی پشتیبانی نمود.

تنزل شعار ها

چنان به نظر میرسد که در باره شعار های تظاهرات اتفاق آرا در تظاهرات  وجود ندارد. در روز اول تظاهرات در شعارها نوشته شده بود (غنی عبدالله استعفا استعفا) که منجر به خشم و غضب ارگ و آن فاجعه گردید. در سلسله این شعار ها با سرد شدن شعار استعفای غنی-عبدالله از زبان بعضی تظاهرات کنندگان نام عبدالله افتاد و تنها شعار استعفای غنی مطرح شد. در روز های بعدی جای نام غنی را مقامات اول امنیتی گرفته تقاضای استعفای وزیر داخله، رییس امنیت ملی و قوماندان گارنیزیون مطرح شد. اما پس از پا در میانی هیئت پارلمانی در تقاضا ها تنها تعلیق وظایف قوماندان گارنیزیون و قوماندان پولیس مطرح گردید که به نوشته عارف رحمانی در صفحه (رشد) رییس جمهور غنی در ملاقات با وکلا در ارگ اصلاً متوجه سخنان نمایندگان پارلمان در این رابطه نشده بر خلاف شکایت از بادیگاردهای وکلا و قطع سهمیه حج وکلا را به اطلاع آنان رساند.

اما متعاقب آن تعلیق وظیفه قوماندان گارنیزیون قوماندان پولیس شهر از طرف حکومت اعلام شد.

 

سبک شدن وزنه کنفرانس پروسه کابل

در این کنفرانس که قرار بود مسوولان اول و یا دوم چندین کشور جهان اشتراک نمایند، نمایندگان در سطح معین و معاونان وزارت و از  برخی کشورها سفرای آن کشور ها در کابل در کار کنفرانس اشتراک نمودند.

سیمای نظامی شهر و انتقال مهمانان از میدان هوایی کابل تا ارگ توسط چرخبال قویا از وزنه کنفرانس کاست و از جانبی عدم حضور وزیر خارجه و ملاقات های جداگانه شخصی وی به قول رسانه ها با نمایندگان کشور های مختلف اهمیت کنفرانس را زیر سوال برد. در برخی صفحات فیسبوک تصاویری از کنفرانس منتشر شده که فقط نمایندگان قوم پشتون در کنفرانس از افغانستان در کنارهم در صف  های مهم جا خوش کرده و امرالله صالح و چند تن دیگر به شکل سمبولیک در جلسه حضور دارند.

انقطاب های جدید

در کنار شاخه جدید جمعیت اسلامی گروه دیگری بنام جنبش ملی اسلامی نوین با عضویت احمد ایشچی در کابل اظهار موجودیت کرد. هادی ارغندیوال رهبر جناح ارغندیوال حزب اسلامی ،حکومت را بی بدیل خواند که در خط مخالف معترضین قرار دارند؛ اما نخبگان پنجشیر با پخش خبرنامه یی از معترضین پشتیبانی کردند و از نتیجه سفر حامد کرزی با چرخبال به پغمان و ملاقات وی با پروفیسور سیاف معلوماتی در دست نیست.

در حال حاضر نیروهای سیاسی در خط جمعیت، جنبش ملی اسلامی، رستاخیز و جنبش روشنایی در مقابل ارگ، حکمتیار، مجددی، گیلانی و حزب حرکت انقلاب اسلامی صف آرایی کرده اند که وضعیت سیاسی نظامی کشور را خیلی بحرانی ساخته است.

تقارن وضع کنونی با روز های پایانی حکومت نجیب

آنچه اکنون در افغانستان می گذرد تکرار مضحک روزهای پایانی حکومت نجیب میباشد. دکتر نجیب در دفاع از تاج محمد احک، رسول بی خدا و حلقات معین داخل حزب در مقابل بریالی، کاویانی، مزدک، دوستم و سید منصور نادری قرار گرفت. بریالی را بار اول زندانی و پس از آن معاون اول صدارت ساخت. کشتمند را از کشور تبعید نمود. نور احمد نور و گلابزوی را به خارج کشور فرستاد. احمدزی برادر وکیل را در دفتر کارش لت و کوب نمود. با شهنواز تنی مستقیماً نجیب  در افتاد، که در فرجام شاخه یی از آن حزب به احمدشاه مسعود در جبل السراج پناه بردند و گروهی دیگر در چار آسیاب به حکمتیار و به این ترتیب (با تفاوت هایی )روستا زادگان به وزیری پادشاه و پسران وزیر ناقص عقل به گدایی به روستا رفتند.

حالا سوال اینست که آیا اتمر به جمعه احک دوره نجیب و ارگ به همقطاران نجیب و حکمتیار و مخالفان ارگ ، به پیوستگان و تسلیم شدگان کدام الترناتیف دیگر در جبل السراج و چارآسیاب مبدل خواهند شد؟ و اینکه در آنوقت بینن سیوان نجیب را به بام بالا نموده زینه را از زیر پایش برداشت حالا معلوم نیست قصر سفید و لندن با لابی گری های خلیلزاد و جلالی به نفع غنی می مانند یا نه؟ که هیچکس در باره اش چیزی نمیداند. اما آنچه مسلمست اینکه هیچیک از طرفین  با آرایش های قومی زبانی  که در پایتخت سازماندهی شده ، اکنون توان حذف طرف مقابل را  به تنهایی ندارد و  این تنها مردم استند که با تقابل این دو قوت بار دیگر مانند دهه 70 پایمال و شهر به ویرانه مبدل خواهد شد.

رهبری بی کفایت افغانستان

ژوئن 1, 2017

تبعات حمله بر منطقه دیپلوماتیک کابل

نوشته : داودسیاووش

عملیات پیچیده ومرگبار حمله بر منطقه دیپلوماتیک کابل حامل چند پیام واضح به حکومت وحدت ملی، جامعه جهانی و مردم افغانستان میباشد.

یکی آنکه دشمن با این مانوری که بیش از چارصد کشته وزخمی بر جا گذاشت نشان داد که حکومت  در  تامین امنیت حتا منطقه زون سبز دیپلوماتیک پایتخت نا توان میباشد ودیپلومات های خارجی در کابل مصون نیستند.

دوم آنکه با آسیب رسیدن به سفارت های جرمنی،ترکیه چین،،جاپان، هندوستان، قزاقستان و… کار برای دیپلوماتان خارجی در افغانستان در آینده  شاقه و به کار در زون سبزبغداد دوم مبدل خواهد شد که از میزان علاقه مندی کار در کابل خواهد کاست وبه این ترتیب اعتبار ووجهه افغانستان شدیدا متضرر خواهد شد.

سوم آنکه دشمن نشان داد ،با نفوذی که تحت نام ستون پنجم درحکومت افغانستان دارد، میتواند هر لحظه مانور های خونباری را در پایتخت چون حمله برپارلمان، ریاست رجال برجسته،چارصد بستر، دادگاه عالی یا ستره محکمه،شاه شهید، لیسه استقلال، حوزه امنیتی، دوبار سقوط کندز، یوناما ، منزل والی کندهار، فرقه دهدادی ،مرکز تعلیمی پولیس و…به راه انداخته ومانند دوره های گذشته پرونده عامل یا عاملین انفجار در جوار سفارت جرمنی را نیز به تاق نسیان بگذارد ویا کیفر ها را به حداقل کاهش دهد.

چهارم  آنکه دشمن این چانس را با استفاده از این فاجعه پیدا میکند تا عناصر ضد طالبان و ضد پاکستان  تحت عنوان غفلت وظیفوی از مقامات سبکدوش شوند.

پنجم  آنکه روحیه مردم را شدیدأ  تضعیف نموده از نظر ذهنی  آماده پذیرش قیودات متعصبانه دوره بعدی میسازد.هر چند این حمله تبعاتی  برای خود عاملان این فاجعه نیز دارد چون مردم فکر میکنند ، کشته وزخمی شدن بیش از چارصد نفر اکثرأ مسلمان وروزه دار درماه رمضان  وحادثه انتحاری روز اول رمضان درخوست  تحت عنوان عملیات اسلامی چه ربطی به اسلام دارد؟

مردم با توجه به این وضعیت آشفته از زمامداران میپرسند که:

1-اگر این جنگ طوری که گفته میشود با کسانی باشد که از تربیتگاه های آنسوی مرز می آیند، پس این بستن دست وسلب صلاحیت وسبکدوشی وبه حاشیه راندن مقاماتی که  روحیه ضد طالب وضد پاکستان دارند در چنین وضعیت بحرانی به چه معناست؟

2-چرا   ستون پنجمی هایی که زمینه ساز انتقال  موتر فاضلاب مملو از بمب تا منطقه دیپلومات نشین  وامثال آن میشود  از داخل نظام تصفیه نمیشوند؟

3-این پیام(به شدید ترین الفاظ محکوم مینمایم) شما پس از فاجعه که در آن بیش از چارصد نفر زخمی وکشته شده ،آیا به مفهوم نمک پاشیدن بالای زخم خانواده های قربانیان حادثه نیست؟ شما که مسوول جلوگیری از وقوع حادثه قبل از وقوع بودید!

4-این داعش که شما هرجا از آن دادو واویلا میکنید بلاخره کیست؟ این چه فابریکه معجزه آفرینی است که شخصی روز اول مجاهد روز دوم افسر نظامی روز سوم طالب و روز چهارم داعش میشود وبیست انسان را در غور سر میبرد،آیا شما کدام فرد داعشی دستگیر شده را نشان داده میتوانید که  اهل سوره یا عراق باشد. والله اگر شیطان هم کنه این اسرار را بفهمد.

5-حکومت در برابر اخبار فعالیت چرخبال ها در ولایات سرپل،بغلان، غزنی و… چرا خاموش است؟

6-حکومت برای جلوگیری از هزاران نفرمشکوک که از جنوب به شمال افغانستان از پایتخت میگذشتند چرا  درمرحله اول اقدامی نکرد؟

7-چرا با وجود تقاضا های مکرر متضررین حکومت پروسه تطبیق حکم را بالای عاملان انفجار وانتحار متوقف ساخت؟

8-با انتقال جغرافیای جنگ به فاریاب ،سرپل ،جوزجان و رفتن جنرال دوستم در خط اول جنگ چرا به قول دیپلوماتان بین المللی سوءقصد به جان وی صورت گرفت وبه ادعای خودش صلاحیت های وی سلب شد و آن پروند برایش ساخته شد؟ در حالیکه موضوع را میتوان هر وقت بررسی کرد نجات جان صدها انسان در الوویت قرار دارد یا شکایت ایشچی؟

آینده چه خواهد شد؟

بحران حوادث سیر وحشتناکی را به تصویر میکشد که برخی ازاحتمالات آن را در ذیل برمیشمریم:

1-با خوشبینی های ذهنی که میان کهنه روشنفکران وشیه روشنفکران برج عاج نشین جنوب در زمینه برگشت طالبان به جنوب افغانستان وجود دارد ،احتمالا مانند دوره نجیب اولین قربانی این ماجرا همان کسانی خواهد بود که زمینه ساز این صحنه بودند.

2-با انتقال زورگویانه طالبان وگروه تحت نام داعش به شمال دریا های خون مانند حلب وموصل در جنگ های قومی جاری خواهد شد واین جنگ ها با حمایت کشور های همسایه سالها دوام خواهد کرد.

3-خطر کشیاندن داعش به سمرقند وبخارا واندیجان وتاجکستان روسیه را به حدی هار خواهد نمود که سپر دفاعی از طالبان روسی و اقوام غیر پشتون در داخل افغانستان خواهد ساخت

4-ایران با وحشت از داعش ،به همه کسانیکه با داعش بجنگند کمک خواهد کرد واز پیروان خط امام در داخل افغانستان سد دفاعی خواهد ساخت.

به این ترتیب افغانستان به مناطق تحت نفوذ پاکستان ،ایران وروسیه مبدل گردیده ،ایالات متحد برای اثبات برتری نظامی خود در منطقه گاه گاه یگان بمب سنگین وزن مادر را این جا و آنجا به صدا خواهد آورد.

صدر نظام که به تقابل حکمتیار با شورای نظار وجمعیت دل بسته در بایان این درامه مانند روزهای آخر نجیب ضربات اصلی این پس لرزه را متحمل خواهد شد.

سیاستمداران متعهد با وطن چه میکنند؟

در حالیکه حامدکرزی پس از14سال حکمرانی به حمایت امریکا میخواهد به صفت عنصر ضد امریکایی برشانه های این مردم ستمدیده  بار دیگربه قدرت برسد و اشرف غنی پس از هر حادثه ومرگ چند صد انسان فقط با یک چیغ  آن را محکوم نموده   وداکتر عبدالله بالهجه نرم وکلمات شمرده آن حادثه را فرا فگنی میکنند. هیجیک به فکر آن نیستند که در جهان در واکنش به حوادث یک برمیلیونم  کوچکتر از آنچه در افغانستان در جریان است زمامداران با مسوولیت ومتعهد چه کرده اند.

 

برخورد سیاستمداران ودولتمردان پاسخگو به حوادث بحرانی:

– داود اوغلو با اختلاف اندک با اردوغان از صدارت استعفا داد.

– دیوید کامرون فقط به دلیل مخالفت با نتیجه همه پرسی که در آن مردم انگلیس به طرفداری خروج از اتحادیه اروپا رای دادند حاضر شد از مقام صدارت کنار برود.

-عبدالحکیم بلحاج حاضر شد از ریاست شورای نظامی شهر ترابلس استعفا کند.

– الکسس پیراس نخست وزیرچپگرای یونان تحت فشار اعتراضات اعضای حزبش با شرایط وام دهندگان اروپا و ناتوانی در اجرای وعده های انتخاباتی مجبور به استعفا شد.

–  رییس جمهور برازیل به دلیل کتمان کسر بودیجه تا سرحد سبکدوشی از مقامش تحت فشار پارلمان قرار گرفت.

– احمد شفیق صدراعظم مصر که پس از کناره گیری حسنی مبارک به عنوان نخست وزیر منصوب شده بود حاضر به کناره گیری از سمتش شد.

–  حماد جبالی صدر اعظم تونس در پی شکست در تشکیل دولت غیر سیاسی برای خارج کردن آن کشور از بحران، حاضر به استعفا شده گفت:من وعده داده و اعلان کرده بودم در صورتیکه ابتکارم به نتیجه نرسد از صدراعظمی استعفا خواهم داد و این کار را انجام دادم.

–  چینگ هانگ ون صدراعظم کوریای جنوبی فقط به دلیل انتقاد بر حکومتش در رویداد غرق شدن کشتی استعفا داد.

– عبدالله ثانی صدراعظم لیبیا پس از فرار علی زیدان حتی قبل از تشکیل کابینه استعفا داده میگوید: من نمی خواهم که لیبیایی ها بخاطر کرسی صدارت یکدیگررا بکشند.

–  ویرن فایمن صدراعظم اتریش به دلیل سیاست سختگیرانه اش در قبال پناهجویان تحت فشار حزبش حاضر به استعفا از مقام صدرات شد.

– وزیر صنعت گردشگری اسپانیا بخاطر افشا اسنا د پاناما حاضر به کناره گیری از مقامش شد.

– وزیر برق جاپان بخاطر قطع بیست دقیقه جریان برق کشور بیست دقیقه در مقابل رسانه ها ومردم سر خم نموده معذرت خواست.

– رییس جمهورکوریای جنوبی در پاسخ به اعتراضات مدنی مردم استعفا داد.

آنچه مردم افغانستان را به تشویش ونگران ساخته آنست که آخر تا چه وقت این زمامداران افغانستان با لجاجت میخواهند برگرده مردم حکومت کنند .در حالیکه کرزی میداندکه دیگر با بقایای  از هم پاشیده ومنشعب جمعیت نمتواند مانند دوره مارشال فهیم وپروفیسورربانی  وبا جنبش روشنایی مانند دور خلیلی به دور خود حصار آهنین بسازد وداکتر غنی میداند که با از هم پاشیدن هسته اتحاد با دوستم ومعلق ماندن داکتر عبدالله در صحنه سیاسی ووارد نمودن حکمتیار در معادله قدرت نمیتواند کاری از پیش ببرد. وبا اینحال درشرایطی که با آخرین ضربه دشمن اعتبار سیاسی حکومت را در مقیاس جهان به چالش کشید معلوم نیست تا چه وقت این دریای خون بیگناهان را به درست قاتلان مردم ،با بیکفایتی خود این زمامداران جاری نگهمیدارند.

راست گفته اند مردم که : سنگی را که بلند کرده نمیتوانی ماچ نموده به زمین بگذار