Archive for the ‘سیاسی’ Category

آدمهایی که خام شدند

ژانویه 9, 2017

نوشته : محمد داود سیاووش
به مصداق ضرب المثل معروف وطنی که : (هرچه خام باشد پخته میشود اما آدم وقتی خام شد پخته نمیشود)، به نظر میرسد معاملات سیاسی افغانستان به جایی رسیده که همه جناح های سیاسی نزد همدیگر خام شده اند.
با اتهام هولناکی که با رضایت حلقات بر سر اقتدار برضد جنرال دوستم معاون اول در رسانه ها دامن زده شد و از دادگاه لاهه مسایلی مطرح شد واتهاماتی که جنرال دوستم در عملیات غورماچ بر حلقات قدرت در کابل وارد نمود و اظهاراتی که احمد ضیا مسعود در نارضایتی از قومگرایی در حکومت وحدت ملی به زبان آورد و اتهامات تندی که احمدشاه مسعود و برهان الدین ربانی و حکمتیار به آدرس همدیگر در گذشته وارد نموده اند و خنده قاه قاه مزه داری که رییس جمهور غنی در واکنش به اظهارات عطا محمد نور سر داد و پاسخ تلخی که عطا محمد نور در واکنش به خنده قاه قاه اشرف غنی ابراز داشت و شکوه و شکایتی که داکتر عبدالله از اشرف غنی با ایقاض به نشان دادن چهره دوم خود ابراز داشت و پافشاری که رییس جمهور غنی بر موضع خود در بی تفاوتی بر هشدار داکتر عبدالله نشان داد، چنان به نظر میرسد که بازیگران سیاسی در آخرین پرده نمایش قدرت صدر نظام تمام پلهای رفتن به سوی همدیگر را شکسته اند. سیاستمداران ناکامی که نه آبروی برای افغانستان در مقیاس جهانی باقی گذاشته اند و نه جمله یی برای اظهار نظر مشترک همدیگر.
از این به بعد سیاست در افغانستان به بن بست رسیده و ابتکار عمل از دست حکومت وحدت ملی رفته است.
به کمک اشتهارات و اظهارات حامد کرزی و رییس جمهور غنی طالبان در مقابل دولت از سطح یک گروه شورشی به جایی رسیدندکه اکنون ایران، روسیه،چین و پاکستان با افتخار از ارتباط با آنان علنا سخن میگویند و حتی اشتراک کنندگان کنفرانس مسکو خواهان بیرون شدن نام رهبران طالبان از لیست تعذیرات سازمان ملل شده اند، بگواژ درزیردیوار ارگ به نفع طالبان فعالیت دارد وطالبان رها شده از زندانها درجبهات با دولت میجنگند وبر خانه ملا سلام ضغیف در کابل حمله میشود و رهبران طالبان در قصر های قطر دربارنموده اند. در حالیکه در مقابل ، پروژه امضای موافقت نامه حکمتیار با حکومت وحدت ملی با یک ضربه فنی روسیه و فرانسه از بالای میز سر منشی سازمان ملل برای ششماه خارج شد و بیرون کشیدن نام حکمتیار از لیست تعذیرات سازمان ملل به تعویق افتاد.
در جنوب کشور درهلمند، قهرمانان میزهای گرد تلویزیون ها حتی نتوانستند یک وجب پیشروی مشهود نشان دهند و کارشان به نصب کامره های ترصد در اطراف شهر لشکرگاه به خاطر جلوگیری از سقوط آن شهر انجامیده ، تفنگداران دریایی امریکا باردیگر بخاطر جلوگیری از سقوط لشکرگاه به هلمند میروند.
تعاملات عطا محمد نور به خاطر مخالفت صلاح الدین ربانی و پایگاه جهادی شورای نظار در پنجشیر متوقف شد که به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت : حکومت وحدت ملی با سیاست های خام خود به بن بست رسیده . به نظر میرسد متفقین دیگر توان دیدن به چشمان همدیگر را در دور یک میز از دست داده اند.
درهیچ اتحاد تاکتیکی سرانجامی چنین تلخ وبدفرجام وتعاملاتی چنین ناسنجیده وخام به مشاهده نرسیده است.

چرا های سیاسیء که در حل آن کارشناسان گیچ اند

ژانویه 5, 2017

t
نوشته: محمد داود سیاووش
اینکه کنفرانس مسکو در باره افغانستان، بدون حضور نماینده حکومت وحدت ملی و به اشتراک نمایندگان روسیه ، چین و پاکستان دایر شده، خواهان بیرون شدن نام رهبران طالبان از لست تعذیرات سازمان ملل شد و نمایندگان طالبان در قطر از این تصمیم پشتیبانی نمودند و همزمان فرزند حکمتیار طالبان را خوارج خوانده و روسیه با بیرون شدن نام حکمتیار از لیست تعذیرات سازمان ملل مخالفت نموده و همزمان رسانه ها از دادن سلاح ضدهوایی از طرف روسیه به طالبان و کاهش حملات هوایی بر مواضع طالبان خبر میدهند و ازجانبی ایالات متحده ازتدویر کنفرانس مسکو ابراز پشتیبانی نموده و اوباما قبلا از عدم توانایی ایالات متحده در سرکوب طالبان سخن گفته و ترامپ فاصله دموکراسی با افغانستان را از نظر زمانی هزار سال تعیین میکند، سوالاتیست که حل آن را باید در چراگاه ابدیت جستجو نمود ،چون در حال حاضر کارشناسان از تفسیر و تحلیل حوادث پشت پرده عاجز اند ، زیرا رمز و راز اسرار پشت پرده را فقط دیوار هایی میدانند که موش دارند و موش هایی میدانند که گوش دارند.
چنان به نظر میرسد که در رابطه به طالبان کشور های پاکستان،چین ،روسیه و امریکا ظاهرا به نتیجه واحد رسیده باشند و اما اینکه موقعیت ایران و هندوستان در کجا این معادله قرار دارد؟ هنوز معلوم نیست.از قراین چنان بر می آید که انتظار یک جنگ شدید داعش با طالبان و طالبان با حزب اسلامی را در شمال باید داشت و هرگاه توافق پشت پرده یی مانند معاهده ( بفر) صورت گرفته باشد، باز هم معلوم نیست که مانند روزهای آخر حکومت نجیب موقعیت و سرنوشت حکومت وحدت ملی در کجای کار قرار خواهد داشت، حکومتی که به عوض تحکیم پایگاه و موقعیت خویش هر روز خشتی از دیوار آن با اختلافات و معاملات پنهان فرومیریزد و تیشه به ریشه خویش میزند.
آمدن جنرال دوستم پایتخت را ظاهرا از خطر سقوط نجات داد، اما اینکه موضع جمعیت با توجه به اختلافات عطا محمد نور با داکتر عبدالله رییس اجراییه و نزدیکی عطامحمدنور با رییس جمهور غنی به کجا خواهد کشید و موقعیت حزب وحدت و سرنوشت موافقتنامه با حکمتیار با اینهمه پارادوکس مشهود چه خواهدشد باید مترصد ماند. اختلافی که در روز تجلیل از سالروز قانون اساسی (که با اتهام جعلکاری مواجه است )به اوج خودرسیده، داکترعبدالله باشکوه ازتمرکز قدرت بدست یک شخص و بالهجه نرم ضرورت تعدیل قانون اساسی را مطرح میسازد اما رییس جمهور غنی با شدت لهجه از تطبیق موادقانون موجود در زیرسقف یک تالار همزمان و ازکنار همدیگر در مخالف هم سخن میگویند.

فرجام حکومت دیوال ها و ان دیوال ها

دسامبر 22, 2016

dostum-criticize-ashraf-ghani
فرجام حکومت دیوال ها و ان دیوال ها
نوشته: محمد داود سیاووش
حتی فردی که هیچگونه علاقه به سیاست نداشته ، سواد ندارد واز بام تا شام به فقیرانه ترین شکل در پی پیدانمودن یک لقمه قوت لایموت فرزندانش در کوچه ها و خیابان های شهر سرگردان است نیز اکنون ازبرکت گوش دادن به اخبار رسانه ها از رادیوی کوچکش میداند که معنی استقبال مسلحانه در آوردن زرداد فریادی به پایتخت و همزمان تدارک اسناد بدنام کننده برای جنرال دوستم و سلب اعتماد رهبر جمعیت از پست وزارت خارجه از طریق پارلمان و کنار گذاشتن برادران احمد شاه مسعود از معاملات مخفی و سلب صلاحیت داکتر عبدالله و در رقابت قرار دادن و دور زدن لقب قهرمان ملی از نام احمدشاه مسعود چیست و کشور به کدام سو در حرکت است؟
رییس جمهور غنی با هشتاد مشاور به اعتراف رسمی و یک صد و چند مشاور به گزارش رسانه ها و داکتر عبدالله با چهل مشاور به اعتراف رسمی و یکصد و چند مشاور به گزارش رسانه ها، با کشیدن حصار بلوک های مضحک سمنتی دیوار ها از چهارراهی ملک اصغر تا چهارراهی فواره آب و پل محمود خان و کلوپ عسکری و تا وزارت صحت عامه و رادیو تلویزیون دولتی و چهارراهی زنبق طلایی متصل به دیوار دفتری که در آن نجیب زندانی بود، معلوم نیست در این زون سبز با این تشکیلات پندیده و متورم مشاوران که حتی تعدادشان به تعداد اعضای پارلمان سر میزند مصروف تمرین الفبای کدام باب صرف به سبک طالبان صرفی میباشند. در حالیکه در خارج این حصار بلوک های سمنتی و دیوار ها محشری از داد و واویلای مردم از مظالم و ستم نظام حاکم ، به افلاک بالاست و دست ها برای نجات از این ظلم و ستم و بی عدالتی و ناروا و رشوه و اختلاس و زورگویی به سوی قاضی الحاجات و مالک عرش و کرسی و سماوات در دعاست.
در تازه ترین گزارش پس از شکستن قلم و نشان دادن بکس جیبی نمایندگان سازمان ملل در کابل و واکنش تند محافل ملی و بین المللی از ناکامی حکومت افغانستان، اینک سر منشی سازمان ملل در گزارشش به شورای امنیت آن سازمان تصویر تاریکی از اوضاع سیاسی و امنیتی افغانستان ارایه کرده است. در گزارش بانکی مون به تنش های موجود فی مابین رییس جمهور غنی، رییس اجراییه عبدالله و معاون اول رییس جمهور جنرال دوستم اشاره شده و گفته شده که دوسال حکومت وحدت ملی شاهد کدام رویداد عمده نبوده است.
در این گزارش آمده که شمار درگیری های مسلحانه از جنوری تا اکتوبر 2016 در مقایسه به همین مدت سال گذشته بیست و دو در صد افزایش را نشان میدهد.
در گزارش گفته شده که قوای امنیتی تنها توانسته اند مراکز ولایات افغانستان را در کنترول خود نگهدارد.درحالیکه در مقابل طالبان در سراسر کشور قوای امنیتی را با مشکل مواجه ساخته و حتی تلاش کردند تا مراکز ولایات هلمند،ارزگان،فراه و کندز را به تصرف خود بیاورند.
این گزارش در حالی منتشر میشود که کشورهای اطراف افغانستان چون روسیه، پاکستان و چین در نظر دارند نشستی را بدون حضور دولت افغانستان برگزار نمایند. روسیه طالبان را گروه سیاسی میخواند و ایران ارتباط با این گروه را انکار نمی کند و در همین حال بارک اوباما چندی قبل گفت ایالات متحده طالبان را شکست داده نمی تواند و جنگ جز زندگی سی سال مردم افغانستان میباشد وباز در همین حال در وضعیتی که همگان گوش به آواز ترامپ رییس جمهور آینده امریکا میباشند به نوشته رزاق مامون ترامپ میگوید:( تا هزار سال دیگر هم به افغانستان دموکراسی نمی رسد)
در چنین شرایط دشوار در حالیکه شایعات سقوط مارجه در رسانه ها میپیچد شورای امنیت به عوض بررسی مکتوب تخلیه مارجه شکایت ایشچی را روی میزگذاشته ورییس جمهور در باره قیرشدن سرک مقابل سرای شهزاده به صفت موضوعات مهم فکر میکند و خبر زندانی بودن زرداد ار طریق اخبار8شب همان شب رد میشود و به قضیه نکاح همزمان دوخواهر توسط یک زورمند اصلا پرداخته نشده نادیده گرفته میشود.از همینجاست که میتوان تصور نمود که در کلیه ابعاد، فضای بی اعتمادی کشور را فراگرفته و نیروهای سیاسی مانند روزهای آخر حکومت نجیب دچار سراسیمه گی و آشفته گی میباشند.
ناظرین سیاسی که از دور این جریانات پارادوکس را از زمان سقوط شاه تا داود وتره کی وامین وکارمل ونجیب و ملاعمر وانتقال جبری مجددی وربانی وکرزی نظاره میکنند به این باوراند که درافتادن غنی با دوستم به معنای پایان عمر حکومت وحدت ملی میباشد.چون آن دوره از نظر تاریخی سپری شده که ازبیک در اردو فقط اردلی می شد وهزاره اجازه شمولیت در عرصه نظامی را نداشت.
تجربه نشان داده با توجه به کاریزمای بزرگی که دوستم درمیان اقوام ازبیک وترکمن دارد کسانی چون گلم جم درزمان نجیب ،اکبربای در زمان کرزی واینک ایشچی آنهم بااین اتهام مضحک در زمان غنی هرگزجای دوستم را پر کرده نمیتوانند.
جای تعجب آنست که سفرای شش کشورغربی چرا از ماجرای ایشچی نظر به حادثه به نکاح آوردن همزمان دو خواهر، بیشتر نا راحت اند. وضعیت مغلق نظامی سیاسی کشور نشان میدهد که موضع گیری به طرفداری رییس جمهورغنی وبرعلیه جنرال دوستم معاون اول در حال حاضربه نفع امریکا نیست.

اعوجاج مبهم جنگ افغانستان

دسامبر 8, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
در حالیکه رسانه ها از ارتباطات طالبان با روسیه و ایران سخن میگویند و در مقابل اتحادیه اروپا تماس گرفتن مستقیم با طالبان را به مفهوم تضعیف دولت افغانستان میخواند، پس از شایع شدن این خبر که گویا طالبان به دلیل موقعیت ضعیف شان حاضر به مذاکره با دولت افغانستان شده اند منابع طالبان هر نوع مذاکره با دولت افغانستان را تا وقتیکه قوای بین المللی از افغانستان خارج نشود ردکردند. این طالبان از مهمانخانه های قشنگ قطر که در بهتر شرایط معیشتی با حمایت پولی (!) زیست میکنندو با بگواژ و برخی حلقات در افغانستان ارتباط دارند، هنگامی این اظهارات را منتشر کردند که رییس جمهور غنی اخطار داد که آنان را مانند شیر خواهد خورد.
موقف واحد دولت های افغانستان و هند در برابر پاکستان:
سرتاج عزیز در حالیکه شکایت نمود که هنگام ورود در کنفرانس قلب آسیا چند دقیقه در میدان هوای دهلی منتظر موتر ماند، در هوتل اقامتش به کسی اجازه ورود برای ملاقات با وی داده نشد و اجازه نیافت کنفرانس مطبوعاتی در حاشیه کنفرانس قلب آسیا دایر کند ،درمقابل در تالار کنفرانس رییس جمهور غنی کمک پنجصد میلیون دالری پاکستان را رد کرد و همزمان نراندرا مودی حاضر شد در کشیدن خط هوایی مستقیم تجارتی از کابل به دهلی از فراز پاکستان با افغانستان کمک دولت هندوستان را اعلام کند. پرویز مشرف حادثات کنفرانس قلب آسیا را برای پاکستان آبرو ریزی و توهین خوانده و حنا ربانی این عکس العمل را به جواب فرصت هایی خواند که افغانستان برای پاکستان داد اما پاکستان در روابط دو کشور از آن استفاده نکرد و سرتاج عزیز سخنان رییس جمهور غنی را خطاب به پاکستان حتی خطاب غنی به پاکستان در سرزمین دشمن پاکستان و برای شنیدن رهبران هند خواند.
پس از کنفرانس قلب آسیا هیات های بلند پایه پاکستان و امریکا به دو کشور سفر نموده پشت درهای بسته ملاقات سری انجام دادند و پس از کنفرانس قلب آسیا رییس جمهور اوباما گفت: که امریکا طالبان را شکست داده نمی تواند و جنگ سی ساله افغانستان را جزیی از زندگی مردم افغانستان خواند.
دستآورد ها و ضعف های دولت افغانستان:
رییس جمهور غنی که با گشودن راه های آقینه و چابهار سر انجام افغانستان را از زندان انحصاری پاکستان رها ساخت هر گاه بتواند راه آهن را از طریق واخان از چین ، از طریق شیرخان بندر از تاجکستان وارد کشور ساخته و بنادر اسلام قلعه، تورغندی ، آقینه، شیرخان بندر، سپین بولدک و تورخم را در داخل کشور از طریق راه آهن به هم وصل کند افغانستان قطعا به شاهراه ارتباط افسانوی راه ابریشم مبدل شده و هر کشور دیگر ی منجمله پاکستان آنگاه در بهبود روابطش با کابل فکر خواهند کرد، اما بزرگترین ضعف سیاسی حکومت رییس جمهور غنی در تحقق سیاست داخلی میباشد که نتوانسته یک سیاست روشن در قبال اقوام و ملیت های باهم برادر افغانستان اتخاذ کند و با استفاده افزاری از افراد و اشخاص روز به روز فاصله مرد م از حکومت بیشتر میشود.
از جانبی بحران بزرگی دامنگیر قوای ثلاثه نظام گردیده و حتی حکومت وحدت ملی را در لحظه کنونی فلج ساخته،ً قوه اجراییه نظر ولسی جرگه را در رابطه به کمیسیون انتخابات ، توزیع شناسنامه های برقی و سلب اعتماد وزرا نادیده گرفت و اعتبار ولسی جرگه اکسپایر شده را جداً نزد مردم زیر سوال برد. قوه قضاییه نتوانست موضع روشن در قبال موضوع سلب اعتماد وزرا اتخاذ کند و کار مبارزه با فساد از پایین ترین سطح یعنی پنجاه هزار افغانی شروع شد که مفهوم خاک زدن به چشم مردم را دارد.
با این حال هرگاه جامعه جهانی مانند کشور سویدن کمک هایش را به دولت افغانستان مشروط به گزارش نمایندگان دولت در قبال چگونگی تحقق سیاست داخلی و قومی افغانستان سازد، حکومت وحدت ملی به چالش بزرگی مواجه خواهد شد.
سیاست نا معلوم امریکا:
بارک اوباما پس از شانزده سال جنگ با طالبان به صراحت اعلام نمود که امریکا توان بلند نمودن سنگ جنگ افغانستان با طالبان را ندارد و با این حال در شرایطی که دوره کار اوباما به پایان رسیده معلوم نیست ترامپ با گزینش شجاعترین جنرال چهار ستاره امریکا به صفت وزیر دفاع در قبال وعده های کمپاین انتخاباتی اش مبنی بر مبارزه با دهشت افگنان و رهایی شکیل افریدی طی دو روز چه خواهد کرد؟ و اینکه چرا ترامپ قبل از تکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری آنقدر صمیمانه و گرم با نواز شریف صحبت نمود و مردم پاکستان را مورد نوازش لفظی قرار داد کسی دلیل آنرا در حال حاضر نمی داند و معلوم نیست در فردا چه واقع خواهد شد؟
در وضعیتی که طالب رها شده از زندان به صفت کارگر در پایگاه هوایی بگرام استخدام میشود و با وجود اطلاعات نیروهای امنیتی افغانستان و هشدار خطر از وی تا روزی که در بگرام مرتکب انفجاری نشده مجال رفت و آمد در آن پایگاه برایش داده میشود و به اطلاعات دولت افغانستان اصلا اهمیت داده نمیشود بازهم هیچکس نمی فهمد چه معمای درفردای این جنگ قرار دارد وآیا موضع امریکا در شرایط نزدیکی کابل به دهلی ، تمایل پاکستان به روسیه وچین ، نزدیکی طالبان به ایران وروسیه وگذاشتن سنگ سنگین جنگ با طابان ازطرف اوباما به زمین به چه معنی خواهد بود؟

کرزی -غنی باد کشتند و توفان درو می کنند

دسامبر 4, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
بالاخره صف ها و قرائت ها روشن شد و با دفاع از خط خلافت بغدادی و امارت ملا عمر در کوریکولم مضمون ثقافت اسلامی، قرائت تندرو بغدادی و ملا عمری امیرحزب اسلامی در برابر قرائت معتدل برهان الدین ربانی و احمدشاه مسعود در پارلمان مقابل هم قرار گرفتند.
هنگامیکه در ابتدای تشکیل اداره مؤقت بعضی رسانه ها مطرح می نمود که خط و قرائت تندروان از اعتدال پسندان دینی روشن شود و عناصر تندرو، معتدل و اصلاح طلب در نظام مشخص شوند، عده یی از عناصری که با نظریات ماورای چپ در بلندترین مقامات جا خوش کرده بودند با نظریه پردازی های بلند پروازانه مطابق نرخ روز و رنگ روز به بهانه اینکه همه چیز را نباید سیاه و سفید دید این تقاضا را به استشاره صدر نظام به طاق نسیان گذاشتند، تا اینکه اکنون پس از بورس دادن انتحاری ها، آزادسازی دهشت افگنان از زندان های بگرام، پلچرخی و گوانتانامو، برادر خواندن طالبان، مخالفت با بمباران هوایی بر طالبان، مخالفت با عملیات شبانه و به رسمیت شناختن ساحات تحت کنترل طالبان همزمان با پارچه پارچه نمودن احزاب جمعیت، شورای نظار و حزب وحدت و استفاده افزاری از جنبش و سایر احزاب سرانجام روزی فرا رسید که این نیروی دلخواه تندرو تا پارلمان و ارکان ثلاثه دولت رشد و رسوخ یافته حتا قدرت مانور علنی از درون پارلمان و بازی های اوپراتیفی کند ساختن قدرت رزمی و پایین آوردن مورال رزمی را پیدا نموده از تربیون پارلمان از خلافت بغدادی و امارت ملا عمری دفاع کند.
حالا به وضاحت درک می شود که نتیجه مصرف 800 میلیون دالر در شورای صلح و 600 میلیون دالر به قول تایمز لندن به ساختن پایگاه های دهشت افگنان در چند ولایت چه بوده است، کارزار وسیع زدن و راندن و از خود دور کردن احزاب و سازمانهایی که زمان استفاده افزاری از آنان به پایان رسیده و به اصطلاح ایکسپایر شده اند نشان می دهد که کرزی غنی در این پروسه از کشت زار افراط گرایی در مدارس و مکاتب و ارکان ثلاثه دولت توفان درو خواهد کرد.
با توجه به روان مثبت منفی جامعه افغانی در وضعیتی که مردم تحولات، انکشافات و معاملات اخیر را از عینک شک و تردید نگاه می کنند، زدن رهبر جمعیت از طریق پارلمان و آوردن رهبر حزب اسلامی از دریچه مذاکره، به آغوش گرفتن رهبران حزب وحدت و به خاک و خون غلتیدن جوانان هزاره در دهمزنگ، کارته سخی، مدرسه باقرالعلوم و بلخ، به آغوش گرفتن چند رهبر تاجک تبار و مخالفت با بخاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی و عدم علاقمندی از تجلیل از روز احمدشاه مسعود به عنوان قهرمان ملی، پایه گذاری منار دشمنی شمالی و جنوبی با توهین به قوم تاجک، مخالفت با خواسته های مردم هزاره در رابطه به انتقال لین برق از بامیان، نادیده گرفتن فعالیت تبلیغی افراطیون در مدارس، مساجد و دانشگاه ها و ولایات نورستان و کنر و شهر کابل و غیره، سوء قصد به جان جنرال دوستم و کنار گذاشتن جنرال دوستم در معادلات نزدیکی به طالبان و حکمتیار و افتادن طالبان به دامان روسیه، ایران و پاکستان، مذاکرات چین، روسیه و پاکستان در رابطه به اوضاع افغانستان و هشدار نرندرا مودی در کنفرانس قلب آسیا به پاکستان که باید دست از ترور در افغانستان بردارد تصویر وحشتناکی را از انکشاف بعدی اوضاع ترسیم می کند.
حال که جنگ قرائت ها در کشور آغاز گردیده به نظر میرسد این جنگ مانند آتش زیر پلال خرمن هستی جامعه را با تقابل وهابیت و سلفیت در برابر تشیع علوی و پیروان ابوحنیفه به سوی نابودی سوق داده جنگ های نیابتی شیخ های میلیونر عرب با پیروان خط امام و ستون پنجم آی اس آی در دولت افغانستان و پیروان خط اعتدال اسلامی در کشور مشتعل خواهد شد که مسوولیت آنرا کسانی به دوش خواهند داشت که این زمینه را مساعد ساخته اند.

مسخره ترین ورسوا کننده ترین بازی اوپراتیفی قرن

دسامبر 2, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
وقتی دریک بازی اوپراتیفی ریشخند و رسوا رقیب بتواند شخصی را در رول پلی نماینده شورای امنیت ملی افغانستان طوری بگمارد که دو چرخبال را به خدمت گرفته با تقدیر نامه های تقلبی شورای امنیت مقامات چند ولایت را مورد نوازش قرار دهد، واقعا این سوال بی پاسخ میماند که عنان نظام سیاسی افغانستان به دست کیست ؟و گردانندگان نظام کیستند؟
این اجرا کننده نقش تقلبی تا حدودی بار شانه رییس جمهور پیشین حامد کرزی را سبک ساخت که یک دوکاندار کویته بنام طالب در اجرای یک نقش رسوا و خنده آور با وی ملاقات کرده بود.
با این حال مردم حق دارند بپرسند که این زمامداران نظام کیستند؟ که دوکاندار کویته در رول طالب با رییس جمهورش ملاقات میکند، فرد انتحاری در رول ملاقات کننده صلح رییس شورای صلحش را سر از تن جدا میکند و شخصی با جعل یک تقدیر نامه میتواند چرخبالها، کماندوها و وسایط زره ای اش را در خدمت گرفته نیمی از افغانستان را در نوردد و بلند پایه ترین مقامات کشور را مورد نوازش قرار داده با استقبال گرم و اسکورد قطارها مشایعت و بدرقه شود.
شاید این تلخ ترین خنده و طنز قرن باشد که در تاریخ افغانستان رقم میخورد و معلوم نیست که موفقیت اجرای این رول پلی کمیدی به حساب مهارت رقیب باید محاسبه شود و یا بیکفایتی و عدم کارایی دولت بر سر اقتدار.
دولتی که مانند باز فتح بهادر به عوض گرفتن شکار، جوجه های خانگی صاحب خانه را به چنگ میگیرد. رییس جمهورش به عوض کارکردن با تیم داخل نظام درآرزوی رسیدن به مخالفان بوده متحدان را میراند و به عوض مادری که چندین پسرش را در جنگ با دشمنان دولت از دست داده کلید اپارتمان را قربانی چشمان نیشنل جغرافیایی شربت گل میکند.
مردم میپرسند:
وقتی داود اوغلو با اختلاف اندک با اردوغان از صدارت استعفا میدهد و دیوید کامرون فقط به دلیل مخالفت با نتیجه همه پرسی که در آن مردم انگلیس به طرفداری خروج از اتحادیه اروپا رای دادند حاضر میشود از مقام صدارات کنار برود و عبدالحکیم بلحاج حاضر میشود از ریاست شورای نظامی شهر ترابلس استعفا کند و الکسس پیراس نخست وزیرچپگرای یونان تحت فشار اعتراضات اعضای حزبش با شرایط وام دهندگان اروپا و ناتوانی در اجرای وعده های انتخاباتی مجبور به استعفا میشود، رییس جمهور برازیل به دلیل کتمان کسر بودیجه تا سرحد سبکدوشی از مقامش تحت فشار پارلمان قرار میگیرد ومحاکمه میشود و احمد شفیق صدراعظم مصر که پس از کناره گیری حسنی مبارک به عنوان نخست وزیر منصوب شد حاضر به کناره گیری از سمتش میشود و حماد جبالی صدر اعظم تونس در پی شکست در تشکیل دولت غیر سیاسی برای خارج کردن آن کشور از بحران حاضر به استعفا شده میگوید:من وعده داده و اعلان کرده بودم در صورتیکه ابتکارم به نتیجه نرسد از صدراعظمی استعفا خواهم داد و این کار را انجام دادم، وقتی چینگ هانگ ون صدراعظم کوریای جنوبی فقط به دلیل انتقاد بر حکومتش در رویداد غرق شدن کشتی استعفا میدهد، وقتی عبدالله ثانی صدراعظم لیبیا پس از فرار علی زیدان حتی قبل از تشکیل کابینه استعفا داده میگوید: من نمی خواهم که لیبیایی ها بخاطر کرسی صدارت یکدیگررا بکشند، وقتی ویرن فایمن صدراعظم اتریش به دلیل سیاست سختگیرانه اش در قبال پناهجویان تحت فشار حزبش حاضر به استعفا از مقام صدرات میشود، وقتی وزیر صنعت گردشگری اسپانیا بخاطر افشاء اسنا د پاناما حاضر به کناره گیری از مقامش میشود، وقتی وزیر برق جاپان بخاطر قطع بیست دقیقه جریان برق کشور ،بیست دقیقه در مقابل رسانه ها ومردم سر خم نموده معذرت میخواهد.وقتی رییس جمهور کوریای جنوبی به خاطر چند مظاهره ونا رضایتی مردم حاضر به استعفا میشود ، چرااین زمامداران دولت افغانستان با اینهمه رسوایی وبیکفایتی بر کرسی های قدرت لم داده کسی با 70 مورد جعلکاری در قانون اساسی نام تاریخی کابل را از فرودگاه پایتخت حذف نموده نام خود را بر آن میگذارد ودیگری اعضای کمسیون انتخاباتی را که رسواترین وبزرگترین تقلب انتخابات جهان را در افغانستان مرتکب شده به صفت مشاواران خویش برگزیده با چنین رسوایی ها برگرده های ملت حکمرانی میکنند؟

«به شدیدترین الفاظ محکوم میکنم» چکشی بر مغز و نمکی بر زخم مردم

نوامبر 22, 2016

k

k1

نوشته: محمد داود سیاووش
وقتی یک زمامدار از انفجار و انتحاری قبل از وقوع جلوگیری کرده نمیتواند، وقتی یک زمامدار مسوولانی را که در جلوگیری از وقوع آن انفجار و انتحار ضعف و ناتوانی نشان داده اند از وظیفه سبکدوش نمیکند، وقتی یک زمامدار عاملین انفجار و انتحار را به پای میز محاکمه علنی نمیکشد، وقتی یک زمامدار به دادخواهی سر های بریده که به دروازه اش با فریاد های مدنی دادخواهی آورده میشود جواب نمیدهد، وقتی یک زمامدار تحمل شنیدن صدای اعتراض مسالمت آمیزی را که در نزدیکی قصرش بلند میشودندارد و با کانتینر راههای معترضان را مسدود میسازد، اما پس از انفجار و انتحاری که صدای آنرا از اطراف و اکناف شهر شنیده و منجر به کشته وزخمی شدن دهها تن گردیده با دریشی آخرین مُد یا لباس محلی در تلویزیون ظاهر شده، در پیام تلویزیونی اش با آرامش اعصاب می گوید: آن حادثه انفجار و انتحار را با شدیدترین الفاظ محکوم می کنم.
این پیام مانند چکش بر مغز مردم و مانند نمک بر زخم خون چکان خانواده های کشته و زخمی آن حادثه اثر نموده فریاد اعتراض شان را به افلاک و دادخواهی به درگاه قاضی الحاجات در شکایت از آن زمامدار می رساند.
این خانواده های مظلوم از صدر مملکت توقع ندارند که مانند یک نهاد مدنی و اجتماعی رضاکار فقط پیام تسلیت بفرستد و آن حادثه را تقبیح کند و یا بقول خودشان به اصطلاح آن حادثه را به شدیدترین الفاظ محکوم کند. این شدیدترین الفاظ یک مسوول و زمامدار یعنی چه! شدید ترین الفاظی که هیچ درد خانواده های شهید و زخمی را دوا نمیکند و بلکه مانند مرچ و نمک زخم شان را را به داد وواویلا می آورد.
مردم توقع دارند این دولتمردان به عوض تسلیت گفتن، از امکاناتی که در ارگان های امنیتی در دست دارند استفاده نموده جلو وقوع چنین حادثات غم انگیزرا بگیرند و به عوض رفتن به شفاخانه و احوالپرسی از مجروحان و پاک کردن اشک یتیمان، نگذارند آن اطفال یتیم شوند و آن خانواده های بی سرپرست.
قدر مسلم آنست که مردم از حکومتی که با یک اخطار طالبان اعدام عاملین انفجار و انتحار را متوقف ساخت، حکومتی که دلسوزی و مواظبت آن به زندانیان عامل انتحار و انفجار بیشتر از تأمین امنیت مردم می باشد، حکومتی که در سلسله مسوولان و زمامداران دیروز وامروز آن هنوز کسانی به ملا دادالله و ملا رزاق وفادار اند و خواهان تجلیل از روز ملا عمر وبه خاکسپاری وی می باشند، حکومتی که رییس جمهور آن به یاد زندانیان یک قوم اشک می ریزد و رییس جمهور پیشین آن هزاران زندانی را که اکنون در جبهات با دولت می جنگند از حبس رها نموده، نباید توقع داشته باشند که بر علیه عاملان انفجار و انتحار و سبکدوشی مسوولان سهل انگار در این رابطه کدام اقدامی انجام دهد و اگر چنین توقعی وجود داشته باشد واقعاً یک انتظار بیجاست.
اگر این نظام واقعا مردمسالار باشد مردم نه از عامل انفجار وانتحار شکایت دارند ،نه از حامی ملی وبین المللی آن ،بلکه شکایت شان از خودنظام میباشد که چرا چنین بیکفایت ونا کاراست.

ولسی جرگه سرش را به سنگ فرمان میکوبد

نوامبر 18, 2016

نوشته : محمدداود سیاووش
در صورتیکه ولسی جرگه یی که دوره کارش مطابق ماده (83) قانون اساسی پس از اول سرطان سال پنجم پایان یافته وبر اساس فرمان رییس جمهور غنی تمدید شده، بر سلب اعتماد وزرا پافشاری نموده، فیصله ستره محکمه را قبول نکند، رییس جمهور غنی میتواند فرمانش مبنی بر ادامه کار پس از اول سرطان سال پنجم ولسی جرگه را پس گرفته آن را لغو کند. بنابران ولسی جرگه که، دستش زیر سنگ فرمان رییس جمهور قرار دارد، نمی تواند با فیصله دادگاه عالی مخالفت نماید. هرگاه ولسی جرگه مطابق ماده (92) قانون اساسی بخواهد وزرا را استیضاح و سلب اعتماد کند،(آنهم درغیاب) قبل از همه باید به این سوال وزرا پاسخ دهد که آیا خود ولسی جرگه مطابق ماده (83) قانون اساسی کار میکند یا نه ؟ و اگر بخواهد مطابق ماده (127) قانون اساسی اعضای دادگاه عالی را با رد فیصله شان طوری که وکلا هشدار میدهند به محاکمه بکشد ، دادگاه عالی میتواند بازهم ماده (83) قانون اساسی را شاهد بیاورد که آیا این ولسی جرگه صلاحیت آنرا دارد که در شرایطی که دوره کارش به پایان رسیده اعضای دادگاه عالی را محاکمه کند؟
اگر ولسی جرگه هشدار میدهد که مطابق ماده (90) قانون اساسی بودجه را در صورت ادامه کار وزرای سلب اعتماد شده به صفت سرپرست تصویب نخواهد کرد، باید بازهم خود ولسی جرگه به این سوال پاسخ دهد که، آیا بودجه یی را که اکنون پس از پایان دوره تقنینی به مصرف میرساند مطابق کدام ماده قانون میباشد؟ که دراین حال به نظر میرسد دوره نقش استفاده افزاری از پارلمان به پایان رسیده باشد.
بن بستی که دست و پای قوه اجراییه ، مقننه و قضاییه را در حال حاضر بسته و این قوا را در برابر همدیگر قرار داده، ناشی از بازی ضعیفی میباشد که رییس جمهور آن را راه انداخت. زدن و از صحنه کشیدن رهبر جمعیت اسلامی از پست وزارت خارجه از طریق ولسی جرگه باعث شد که در قطار صلاح الدین ربانی تعدادی از وزرا سلب اعتماد شوند و قلب قوه اجراییه از حرکت متوقف گردد. گفته میشود که صلاح الدین ربانی به خاطر عدم موافقت با تقرر نورستانی به صفت سفیر افغانستان در اسپانیا وعدم پذیرش تقاضای استعفا به این سرنوشت دچار شد. چون رییس جمهور میخواست پس از سلب اعتماد موصوف از پارلمان، آن را به صفت یک مامور مطیع و فرمانبردار در پست وزارت خارجه به صفت سرپرست نگه داشته همچو داکتر عبدالله موقعیتش را در بین صفوف جمعیت اسلامی تضعیف نماید سلب اعتماد رهبرجمعیت در پارلمان نشان میدهد که این سازمان تا چه حد در وضعیت آشفتگی قراردارد. در حالیکه در این بازی برعکس خود رییس جمهور غنی مات شد، چون اولأ صلاح الدین ربانی نه به دلیل بررسی ضعف در سازماندهی سیاست خارجی افغانستان ، بلکه بخاطر عدم پرداخت به تامینات خدماتی وزارت در بخش بودجه سلب اعتماد شده که سوالات زیادی را نزد مردم ایجاد نموده است و از طرفی با آوردن رهبر حزب اسلامی از کلکین و کشیدن رهبر جمعیت اسلامی از دروازه و کناره گیری رییس جمهور از جنرال دوستم وضعیت طوری شکل گرفته که تقابل ظاهری سه قوه در نهایت منجر به تقابل سه قوت بزرگ نظامی- سیاسی حزب اسلامی با جنبش اسلامی و جمعیت اسلامی خواهد شد.
افشاء دلایل استعفاء عبدالباری جهانی وزیر اطلاعات و فرهنگ نشان میدهد که واقعا فضای کاری در دستگاه رهبری کشور دچار بحران گردیده است. وقتی وزیر اطلاعات و فرهنگ نمیتواند در طی سه ماه بیش از یکبار و آنهم فقط برای نیم ساعت رییس جمهور را ببیند و ملاقات خود را از طریق ایمیل اجازه میخواهد و از سلب صلاحیت های خویش در تقرر کدر ها شکوه و شکایت مینماید با توجه به نزدیکی که عبدالباری جهانی با داکتر غنی میتواند داشته باشد، میتوان حدس زد که چرا نور الحق علومی از وزارت داخله و داود صبا از وزارت معادن و رحمت الله نبیل از ریاست امنیت ملی استعفا نمودند و می توان حدس زد که در فضای عدم پذیرش داکتر عبدالله به ملاقات رییس جمهور و شکایت جنرال دوستم از اینکه اوامرش را کسی در مقامات مادون تطبیق نمی کند چه وضعیت درجریان است. برای رییس جمهور غنی با این بازی موقعیت دشواری پیش آمده که از یک طرف حکمتیار متحدش نه تنها حاضر به معذرت خواهی از گذشته جنگی اش نیست بلکه خواهان خروج قوای بین المللی از افغانستان خلاف موافقت نامه چند روز قبلش با دولت افغانستان میباشد و از طرفی سازمان های جمعیت، شورای نظار، جنبش و صفوف حزب وحدت از کنار رییس جمهورغنی فاصله میگیرند. به نظر میرسد که رییس جمهور در این بازی در چال خود مات شده است و فقط یک راه برایش باقی مانده و آن اینکه در کشور حالت اضطرار اعلان کند که باز هم بازی های سیاسی از نقطه صفری در شریطی که ترامپ در لیست ملاقات (30) رییس جمهور نام رییس جمهور غنی را درج نکرده از سر گرفته شود.

آژیر خطرناک به هم خوردن قواعد بازی در افغانستان

نوامبر 13, 2016

نوشته : محمد داود سیاووش
اگر حامد کرزی در دوره کارش توانست ، با پرگماتیزم معامله گرانه به حمایت زلمی خلیل زاد کدر های رهبری جمعیت، شورای نظار،حزب وحدت وجنبش را با قرار دادن یونس قانونی در برابر استاد ربانی در کنفرانس بن، قرار دادن داکتر عبدالله در برابر یونس قانونی در دوره کانداتوری قانونی به ریاست جمهوری، قرار دادن احمد ضیا مسعود در برابر مارشال فهیم به صفت معاون اول، قرار دادن احمد ضیا مسعود در برابر داکتر عبدالله در دوره کاندیداتوری داکتر عبدالله پارچه پارچه سازد و زلمی خلیلزاد توانست با بیرون کردن نام حامد کرزی از زبان داکتر عبدالله به صفت رییس اداره موقت و قرار دادن قانونی در برابر ستار سیرت هسته مرکزی سازمان های جمعیت و شورای نظار را دچار بحران ساختاری سازد وحامدکرزی با تقویه و تحریک اکبر بای و برادران رسول پهلوان در برابر جنرال دوستم و جدا نمودن خط حاجی محمد محقق از خلیلی و صادق مدبر این سازمان ها را دچار افتراق، چند پارچه گی و در نهایت آماده کار انفرادی با خود سازند.حامد کرزی با مهارت توانست بحران پس از شهادت برهان الدین ربانی را مهار نموده کسی را که متهم به کشتن استاد ربانی بود به صفت معاون صلاح الدین ربانی در کنارش بنشاند و همزمان صلاح الدین ربانی را از آستین غیر از کانال داکتر عبدالله به مقام وزارت خارجه برساند. حامد کرزی که با آرتیست بازی ودماگوژ ی ماهرانه توانست حتی نظریه پردازان بلند پروازی چون سپنتا چپی شاگرد مکتب فرانکفورت را در کنار ارسلان رحمانی دیوبندی طالب و کریم خرم خط سیدقطب به دور تطمیع سفره خوانش جمع کند. برعکس رییس جمهور غنی با تندخویی وچیغ های تاریخی اش فرصت ها و موقعیت هایی را که کرزی با آرتیست بازی وحتا با بریدن از برادرش قیوم کرزی برایش مساعد ساخته بود برهم زد و قواعد بازی در هم ریخت.
در این دوره پست مشاور شورای امنیت مانند پست منشی در دوره ستالین چنان کسب اهمیت نمود که حتی معاون اول رییس جمهور از مشاور شورای امنیت شکایت می نماید. در این دوره اشرف غنی حتی با نزدیکترین متحدینی چون جنرال دوستم که اورا به قدرت رسانده بود نتوانست زبان مشترک پیدا کند. صفوف جامعه هزاره را قربانی خط لین توتاپ نموده با به خاک و خون غلتیدن چند صد جوان در دهمزنگ و نادیده گرفتن سرهای بریده که به دروازه ارگ به دادخواهی آورده شده بود فضای مکدری در رابطه ارگ با جامعه هزاره به وجود آورده حتی موقعیت سرور دانش، خلیلی و محقق را در میان مردم شان به چالش کشید. با نادیده گرفتن تقلب انتخاباتی و فضا سازی برای فعالیت امرخیل و تقرر نورستانی به سفارت و عدم اجرای توافقنامه حکومت وحدت ملی و سلب صلاحیت های داکتر عبدالله و عدم توزیع شناسنامه های برقی و به تعویق انداختن انتخابات، دست داکتر عبدالله و ولسی جرگه را زیر سنگ عدم مشروعیت قانونی و سپری شدن دوره قانونی کارشان گذاشت. با نادیده گرفتن دوره تاریخی کار امیر حبیب الله کلکانی و مخالفت با دفن موصوف و اجازه ندادن به اشتراک کدر های دولتی تاجکتبار در مراسم به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی اعتبار و اتوریته کادر های دولتی تاجک تبار را نزد قوم تاجک زیر سوال برد و با ایجاد جرقه حادثه تپه شهرآرا قریب بود آتش دشمنی میان اقوام تاجک و ازبیک را مشتعل سازد. داکتر غنی با اجازه دادن به تهداب گذاری منار زنده ساختن دشمنی شمالی و جنوبی و توهین کاکایش به قوم تاجک، نفرت و انزجار قومی را میان دو قوم بزرگ و باهم برادر تاجک و پشتون دامن زده زنده ساخت و بانادیده گرفتن گزارش سیگار در مورد مکاتب خیالی و نادیده گرفتن به پای میز محاکمه کشیدن عوامل دوبار سقوط کندز و امضای تفاهم نامه با حکمتیار و صف کشیدن حامد کرزی و جنرال رازق در کنار مرده ملاعمر در قضیه به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی عملا کشور را در برابر معادله چند مجهوله سیاسی قرار داد. با ابراز واضح موقف انتقادی جنرال دوستم و احمد ضیا مسعود از متن و بطن دستگاه رهبری دولت در برابر رییس جمهور صحنه مبهم سیاسی و دورنمای تاریکی برای کشور ترسیم شده است.
پایان بازی
پس از ملاقات داکتر غنی با اعضای ولسی جرگه در ارگ و بلافاصله در فردای آن سلب اعتماد صلاح الدین ربانی از پست وزارت خارجه به نظر میرسد برای داکتر غنی بازی با کارت های قبلی به پایان رسیده و صلاح الدین ربانی که در محفل یاد بود مصطفی کاظمی گفت: حکومت به بن بست رسیده با مخالفت به تقرر نورستانی در سفارت اسپانیا و شایعاتی اجرا تقرر علی احمد جلالی در سفارت آلمان و نمایندگی ناتو از کانال مستقیم ریاست جمهوری با دور زدن صلاحیت وزیر خارجه به نظر میرسد در این دور از بازی با انتقام از توهین حامد کرزی در محفل سالگرد استاد ربانی ، داکتر غنی با سلب اعتماد صلاح الدین ربانی توسط پارلمان فقط برایش یک راه میگذارد که یا به صفت مادون مطیع و فرمانبردار به کارش ادامه دهد و یا صحنه را ترک گوید.
فرمول جدید
در حالیکه اقوام هزاره، ازبیک و تاجک در گذشته با فرساژهای هوایی زلمی خلیل زاد در اداره موقت با هم جمع شده بودند ،این بار آژیر تکرار آخرین روزهای حکومت داکتر نجیب از دور دست های زمان به گوش میرسد که اگر صفوف این سه نیرو باهم متحد شوند هیچ کاری از نزد چند عنصر خریده شده این اقوام در مقامات حکومت برای مهار اوضاع برنخواهد آمد.
محاسبات ناسنجیده
داکتر غنی معلوم نیست به کدام اساس ریسکی را قبول میکند که با نزدیک ساختن حکمتیار به مرکز قدرت و اسکان طرفدارانش در باریک آب شمالی به صفت گارد سرکوب شمالی خطی از تشکیل حلقه کرزی، گلبدین، طالب به دور ارگ با تشکیل لشکر ده هزار نفری قوای ضربه سر کوب مخالفت در اطراف ارگ بسازد و در برابر مخالفان دفکتو و دیژور غیر پشتون قرار گیرد.
امید واری به برگه خلیل زاد
از اینکه زلمی خلیل زاد در کنار ترامپ جا خوش کرده، با توجه به نظریات وی در کتاب( فرستاده) مبنی بر علاقه مندی بر استقرار حکومت عبدالرحمان خانی و ابراز تمایل به طالبان، در صورتیکه ترامپ مانند بوش به شاگردی و تلمذ آموزش درس های تاریخ افغانستان نزد خلیل زاد زانو بزند و از وی الفبا تاریخ افغانستان را فرا گیرد برای اقوام غیر پشتون در افغانستان روزهای تیره و تاری چون دوره محمد گل مومند و محمد هاشم خان پیش خواهد آمد.
به نظر میرسد که بازی به پایان رسیده و داکتر عبدالله، صلاح الدین ربانی، جنرال دوستم و صفوف جامعه هزاره را کرزی-غنی در موقعیتی قرار داده اند که باید برای بقای شان از روی ناگزیری حتمأ باید ازجا بلند شوند. ارسال پیامهای حکمتیار و کرزی وطالبان به ترامپ و اظهارات خلیلزاد مبنی بر اینکه افغانستان در مرکز توجه ترامپ قرار خواهد داشت و با پیش بینی خلیلزاد قبل از انتخابات مبنی بر اینکه ترامپ در صورت پیروزی با طالبان مستقیما مذاکره خواهد کرد فضای تشویش و نگرانی عمیقی میان اقوام غیر پشتون مستولی گردیده است.
بدترین حالت
برای اقوام تاجک و ازبیک بدترین حالت آن خواهد بود که عطا محمد نور در مخالفت با جنرال دوستم قرار گرفته به صفت پیش جنگ افراط گرایان پشتون در برابر قوم ازبیک قرار گیرد.
فرجام بد نیاموختن از گذشته:
تجربه نشان داده که با قرارگرفتن فیض محمد وزیرداخله حکومت داود خان در برابر داود،در دوره زمامداری حزبی که به خاطر آن می رزمید به وزارت سرحدات نزول کرد.اعضای بیوروی سیاسی که برضد حکومت نجیب در کودتای تنی وسقوط نجیبب نقش داشتند در پایان فقط یک پاسپورت وخروج آبرومندانه از کشور نصیب شان شد. اما اینکه اکنون ستون پنجم و چکچکی های خوردن تیشه به ریشه مردم در پایان بازی چه به دست خواهند آورد هیچکس نمیداند.
اما آنچه را که همه میدانند اینست که خانواده های اکثریت دولتمردان شامل در این بازی ها در خارج از کشور زیست میکنند و در صفحه بعدی هیچیک حضور نخواهند داشت وبا اینحال مردم خواهند ماند ودوزخ جنگ!
خطر این بازی آنست که در اهرم های قدرت هرکس میتوانست با کنار آمدن با راس به نتیجه برسد اما با فراگیری بحران شاید هیچکس قواعد باز ی را مراعات نکند وحوادث از کنترول خارج شود.

بر امواج رود گنگ – به یادجواهرلعل نهرو

نوامبر 5, 2016

n1

به مناسبت در گذشت نهرو
شعر: از کارو

قرن ما…
قرنی که در بسیط فاقد ضوابط و روابط آن
هر سر شک ناراحت،پشتوانه لبخندیست،
بر لبان بخون آغشته یک بیداد…

قرنی که هر نهالش
چوبه دار سکوتی است،
بر ستون فقرات یک فریاد …

قرنی که ماتم فردای نگرانش
زندگی امروز را،
در نسیان یادها
سپرده بباد…
یکی از فرزندان خلف قرون را،
بفرمان یک عمر بسر رسیده،
از دست داد …
… و رودخانه گنگ، خاکسترش را برد…
پاندیت نهرو ، رفت…
پاندیت نهرو، مرد…

… ومن که شاعر عصیان نورم
بر تارک ظلمت مرگ آفرین گور…
با سری پرشور و تفکراتی تبدار،
تا سرحد سر گشتگی این قرن بیهدف،
بخاطر مرگ این فرزند خلف،
صمیمانه شریکم با غم روزگار…

من که … در هر ماسه تک افتاده ی هر صحرا
نشانی از انسانیت از یاد رفته میجویم…
در گذشت این عصاره ی سرگذشت قرون را،
به هر چه انسانی است،
به هرچه آسمانی است…
تسلیت میگویم…

در این قرن دور افتاده از دیروز و،
بیگانه با امروز و،
از فردا، جدا…
قرنی که به رغم همه فرستادگان خدا
درتب و تاب یک زندگی سرا پا ننگ،
خوراکش جنگ است،
ایده آلش، جنگ است و،
پشتوانه موجودیت نکبتبارش، جنگ…
قرنی که تعیین کننده سر نوشت بشر مظلوم،
یامستی سرمایه است،
یا پستی نژاد…
یا سیاهی رنگ…
در چنین دورانی،
وجود انسانی که بیگانه با جنگ و رنگ و ریب و ریاست…
بمفهوم وسیع کلمه، کیمیاست…
… و کیمیا بود این مردی که نا به هنگام مرد…
مردی که خاکستر آتش حیاتش را،
گنگ مقدس…
کران تا کران،
بسوی ابدیت برد…

سرتا سر زندگیش،
از آنسوی شگفتگی آمال جوانی،
تا اینسوی توقف طپش قلبی انسانی،
تلاش بیدریغ بود، بخاطر بشر…
تلاش کرد و … کوبید
تا تکرار نشود، مگر
یکبار دیگر
تراژدی( استالینگراد ) و ( هیروشیما) و ( تریلینکا ) ی آدمخوار…
تلاش کرد و کوبید، بیخواب و بیقرار
به رغم سیه چال مرگ آفرین استعمار…
تا پایه نهد بر لاشه سنگرها،پایه یک صلح را…
یک صلح پایدار…
آه، ای امواج گنگ!
شما که قرون متمادیست،
دیار به دیار،
بسوی ابدیت،ره میسپارید…
خاکستر هستی این راد مرد بزرگ را،
به وسعت ابدیت عظمت یک انسان،
گرامی بدارید…
1964
سال در گذشت نهرو