Archive for the ‘سیاسی’ Category

مختصات رجاله ها ورجال دروضعیت رو به احتضار وارتحال سال 1395

مارس 20, 2017


نوشته: محمدداود سیاووش
یک نگاه گذرا به وضعیت سال درحال احتضار ورحلت و وداع وعزا (1395 )نشان میدهد که در این سال کمی درخت و انبوه از افسردگی وکرخت رجاله ها ورجال با چه حال واحوال وتعامل وپسیفتی وانفعال برگرده های مردم حکم میراندند
رجال و رجاله خوب بودن را بعضا چنان درک میکردند که باید همیشه در صدر مجالس بنشینند، در سفره های رنگین ونقشین پرخور و بالا نشین تبارز کنند، منزل و دفترشان با حشم و خدم و حاجب و دربان نظارت و بصارت شود، قصری در پایتخت و ویلایی ایلاقی در یکی از تفرجگاه های خوش آب و هوای دهات و روستاها داشته باشند، فرزندانشان را موتر های دولتی به مکتب و دانشگاه انتقال دهد،بیشترین اوقات شان در صالون های لوکس هواپیما ها در هوا و برای سفر به کشور ها سپری شود، در فرودگاه ها از دروازه های مخصوص رفت و آمد کنند، موتر حامل شان را قطار موترهای آخرین مودل اسکورت کند، در زمان حیات شان فرودگاه ها ، خیابان ها،شهرک ها و… بنام شان مسمی شود، رسانه های تبلیغگر چاپی ، صوتی و تصویری برای رکلام شخصیت و کاروایی های شان داشته باشند، گروه چکچکی، دعا گوی و هورا گوی برای گرم کردن محافل سخنرانی شان داشته باشند،خانواده هایشان در خارج از کشور و حکمروایی شان در داخل کشور باشد،برای حفظ روز مبادا تابعیت کشور دومی را مخفیانه در بکس جیبی داشته باشند، ویزه چند کشور پرقدرت جهان را همزمان گرفته باشند و با این حال و در اوج بحبوحه این داشتن داشتن ها از نشست و ملاقات با عوام الناس پرهیز باشند، برای ملاقات شان باید به ترتیب نوبت مراجعین هفته ها و ماه ها سرگردان باشند، در کارهای داوطلبانه دریشی کاری شان لوکس تر از دریشی وزرای کشور های همسایه باشد، در نهال شانی خاک آماده شده را به چقوریی که نهال در آن غرض میشود فقط سه راش بیل بریزند وبس، در جشن دهقان از وضعیت معدنیات، در روز معارف از وضعیت هجوم ملخ در مزارع و در روز کارگر از معرفی بزرگترین سرمایه داران جهان سخن گویند، محافل و مجالس را در پایان سخنرانی طوری ترک کنند که باعث اخلال و سراسیمه گی گردهمایی شود، در مطالعه کتابها فقط عنوان،نام نویسنده، مقدمه و آخرش را خوانده و از رسانه ها فقط به اخبار منتشره در باره خودشان گوش دهند، از مشاوران و محاسبان و کارشناسان فقط آن گپ ها را بشنوند که در مدح وثنا و مطابق میل ورضای شان باشد .پس از منزل زدن هزاران کیلومتر مسافه ومصرف میلیون ها افغانی هزینه سفر فقط سه دقیقه گپ برای گفتن در کنفرانسهای بین المللی داشته باشند ، روی سربازان را فقط در( روز سرباز) میبوسند و به چشمان کسی که در نشنل جغرافیا زمینه فراخ تبارز داشته اپارتمان تحفه نمایند درحالیکه به مادرفرزند مرده که چشمانش درغم فرزندش کورشده حداقل حقوق وامتیازات شهید به آسانی اجرا نمیشود وتسلیت گفته نمیشود، به خاطر جراحت ملالی یوسفزی در مساجد افغانستان ختم قرآن برگذار کنند در حالیکه خانواده های سربازان شهید ، جگرگوشه شهید شان را از جبهه جنگ با پول شخصی به خانه انتقال دهند ، انتقاد را تا آن جا تحمل کنند که پایه حکومروایی شان را نلرزاند ورسانه ها را با طلسم سحر و جن چراغ جادو زبان بند نمایند. درقدرت اصل منافع شخصی را مدنظر داشته از فوندامنتالیزم تا اکستریمیزم و سوسیالیزم وامپریالیزم و اگزیستانسیالیزم و انارشیزم و رادیکالیزم و لیبرالیزم وریفورمیزم تا آنجا که خودشان در محراق ومرکز باشند با حالت محافظ کاری حالت موجود قابل قبول شان باشد.
در صورتیکه در همین وضعیت و احوال از درون جامعه به زبان حال، از سنگ و کوه و دریا و دشت و دامن و صحرا این صدا ، در شکوه از رجال و رجاله ها به افلاک بالا بود که :
– راه بدیل تورخم و سپین بولدک در وضعیت بند شدن این راه ها باید شانزده سال قبل مدنظر گرفته میشد.
– صدای شکایت رییس اجراییه از رییس جمهور به حکایت جدا شدن والی بلخ از رییس اجراییه باید منتهی نمیشد.
– معاون اول رییس جمهور تا آن حد بی حوصله ساخته نمیشد که مستقیما به آدرس رییس جمهور صدای اعتراض بلند کند.
– توافقنامه حکومت وحدت ملی باید عملی میشد.
– شناسنامه برقی باید توزیع میشد.
– انتخابات مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه بایدصورت میگرفت.
– دوره تقنینی ولسی جرگه برای سال 1366 در خلاه قانون وسال هفتم بایدافتتاح نمیشد.
– در باره ابعاد عملی توافقنامه با حزب اسلامی از ابتدا باید دقیقا فکر میشد .
– ازحملات مخالفان بر کابل ، کندهار، اروزگان،هلمند و… و به قول رسانه ها بیست و سه هزار تحرک نظامی در سال 1395 طالبان بایدجلوگیری میشد.
– پیر گیلانی رییس شورای صلح جنگ سربازان دولت را با طالبان زیرسوال نمیبرد.
– پرونده حمله بر ریاست رجال برجسته،دانشگاه امریکایی در کابل، وزارت دفاع، جنبش روشنایی،مدرسه باقر العلوم و کارته سخی،حوزه شش ، چهارصد بستر،کندز، کندهار،مکاتب خیالی،فرخنده و… باید بررسی میشد.
– به گزارش سیگار ساحه حاکمیت دولتی از 63 به 57 در صد کاهش نمیافت با آنکه دولت آن را رد میکند.
– وزرای سلب اعتماد شده به صفت سرپرست به کارشان باید ادامه نمیدادند.
– برای1.1 میلیون مهاجر به وطن برگشته حکومت آماده گی لازم برای کمک باید میداشت.
– 800 مهاجر به شکل اجباری و به زور از اروپا به افغانستان باید بازگشت داده نمیشد.
– سال 1395 باید به سال تبلیغ به نفع بازی انگلیسی – پاکستانی کریکت و سال بی مهری و به حاشیه راندن فوتبال مبدل نمیشد.
در فرجام سال 1396 با استماع گزارش این شمه از ضعف ها ودرماندگی چرخ زمان در افغانستان حاضر نشد تقویم فلک زده را از سال1395 تحویل بگیرد وبا این سرود مراسم تحویل سال را ترک کرد:

«دیده هرسو که بیفتد، ز یسار و زیمین ،
سایه ی فقر ، سیه کرده سر و روی زمین،
سبزی برگ درختان، همه بی لطف و حزین
لاله را، ژاله صفت ، اشک علم گشته عجین،
زن غمین،مرد غمین،بچه غمین، پیر غمین!
وه! که سر تا سر این ملک ستمدیده زار
نفسی نیست دهد مژده ز ایام بهار…
شیون درد و فغان ، داده به سر، باد وزان!
اینکه چیزی نبود، هموطنان! بدتر از آن:
عجب اینجاست: که افتاده زپا چرخ زمان!
کی فلک دیده بخود،
فصل خزان،بعد خزان؟…»

زمامداران بیغم باش

مارس 15, 2017

نوشته:محمد داود سیاووش
وقتی حوادث تکان دهنده چون بازدید یک هیات جعلی از نام شورای امنیت به صفحات شمال، حمله بر ریاست ده،حمله بر چهارصد بستر،انفجار در مهمان خانه والی قندهار و … را با توجه به آرامش روانی و فراغت خاطر زمامداران دولت کنارهم بگذاریم منظره وحشتناکی از ابهام سیاسی در کشور ترسیم میشود.
این زمامداران که به مصداق ضرب المثل مشهور ( اگر دنیارا آب بگیرد مرغابی را تا لنگش است) زیست نموده هر نوع شرایط مصونیت را به خود و خانواده ها و کاسه لیسان و اطرافیانشان برای روز مبادا سنجیده اند مردم را دربلاتکلیفی عجیبی قرار داده اند.
اوضاع نظامی سیاسی کشور به طریقی سیر میکند که با استقرار جنبش استقلال ترکستان شرقی در بدخشان حتی رییس جمهور چین در پی کشیدن دیوار آهنین در مرز با افغانستان برآمده ،در سرحد افغانستان مانور های نظامی چین به گزارش رسانه ها اجرا میشود و به ادعای اسماعیل خان ترکمنستان به طالبان در شرایطی تجهیزات نظامی میفرستد که فقط دو پاسگاه سرحدی در مرز با آن کشور وجود دارد، پاکستان بنادر تورخم و سپین بولدک را بسته در پی کشیدن دیواری در نوار دوهزار وهشتصد کیلومتری با افغانستان میباشد و به گزارش رسانه ها ششهزار وزیرستانی در برمل جابجا شده، خانواده های داعش در فراه استقرار یافته، پس از پروتوکول دند غوری جنگ در بغلان شدت گرفته،روسیه به صراحت از ارتباطش با طالبان سخن میگوید ، هیات طالبان از قطر به چین سفر میکند و در ننگرهار داعش خانواده ها را به گروگان میگیرد.
زمامداران دولت افغانستان بی توجه به این وضعیت دشوار نظامی سیاسی با چنان راحت خاطر و قیافه های آراسته در محافل رسمی سخن میگویند و از پلان ها و برنامه های دراز مدت غیر عملی در شرایط جنگی چون تاپی، توتاپ،کاسا، مهار نمودن آبها و …طوری به مردم سخن میگویند که گویی در کشور آب از آب تکان نمی خورد. از داخل جلسات آوازه هایی در رسانه ها میپیچد که گویا رییس جمهور با وزیر خارجه پس از سفر موصوف به روسیه چنان جدی شده اند که فضا مکدر گردیده،معاون اول در ریاست جمهوری به بهانه یی به حاشیه رانده میشود، معاملاتی در تقرر کدر ها میان رییس جمهور و رییس اجراییه با معادله ( هم تو بخور هم مه، نه تو بگو نه مه ) به عمل می آید، دوره هفدهم ولسی جرگه یا مجلس نمایندگان خلاف ماده (83) قانون اساسی افتتاح میشود، سرنوشت وزرای سلب اعتماد شده پا در هوا میماند، مسولان انفجار شاه شهید،ریاست ده،حوزه ششم،سقوط کندز،سقوط دند غوری و … به کیفر نمیرسند و بااین حال در حالیکه حمله بر شفاخانه چهارصد بستر جریان داشت رییس جمهور و رییس اجراییه با خاطر آرام طوری در محافل سخن میگفتند که گویی بر سویس حکومت میکنند و جالب تر از همه اینکه در حالیکه ده ها و صدها کشته و زخمی در چهارصد بستر افتاده و صدای مرمی به گوش حاضرین تالار میرسید حتی در همین حال هم سخن بد به قول خودش به زبان آقای کرزی نمی آید و برای حمله کنندگان از خداوند هدایت میخواهد ، در حالیکه مقارن این اظهارات مشاور شورای امنیت داعش و طالبان را دو نام متفاوت اما در اصل واحد میخواند. والی بلخ از رییس جمهور خواهان حق جمعیت اسلامی در ارکان قدرت شده در ازای آن فرمان تقرر خود را به ولایت بلخ میگیرد و رهبر جریان موج سبز با تقرر در یک پست سمبولیک ملامتی که هیچ صلاحیت اجرایی ندارد به همراهان و همرکابانش پشت میکند. داکتر عبدالله که بخاطر کوتاهی زبان در برابر رییس جمهور غنی از هرطرف مورد انتقاداست از طرف متحدی که او را در انتخابات پشتیبانی نموده خطرناک تر از نیش گژدم توصیف میشود. فورمول آوردن حکمتیار در قدرت با توجه به تحولات و انکشافات روزمره و عدم برآورده شدن توقعاتش ملتوی میماند.
مردم از مشاهده و ملاحظه این وضعیت مبهم سیاسی که هیچ کارشناس در حال حاضر قادر به تحلیل آن نیست بر داشت های متفاوتی را در رسانه ها، نشریه ها چاپی ،فضای مجازی و محافل اجتماعی مطرح نموده این ابهام را به مفهوم ( نیم کاسه زیر کاسه) در ک میکنند و کسانی آن را بخشی از معاملات بازی بزرگ روسیه، ایران،چین ، انگلستان و ایالات متحده مینامند و بعضی ها آن را ناشی از بی برنامه گی زمامداران و چسپیدن شان به گوشت و استخوان ملتی در ک میکنند که شیمه یی از توانایی در وجود شان نمانده است.
واقعیت هر چه باشد، با توجه به شکست بزرگی که داعش در موصل ، رقه و حلب پس از به قدرت رسیدن ترامپ خورده، چنان درک میشود که فورمول های دوره اوباما در رابطه به نقشه سیاسی جهان کنار گذاشته میشود. هرچند رورا باکر راهکارهایی را در رابطه به افغانستان به ترامپ پیشنهاد نموده و تیت پو به ترامپ هشدار داده که نباید پاکستان را به حیث یک همکار مطمین بپذیرد .
معمای میانجیگری انگلستان
درحالیکه انگلستان و ایالات متحده خط دیورند را به رسمیت شناخته و حتی تصاویر رهبران وقت این کشور ها در سفر به سرحد افغانستان و پاکستان منتشر شده و از جانبی مقامات امریکایی از موجودیت بیست گروه دهشت افگن در پاکستان سخن میگویند باید مترصد بود که در نشست های پشت پرده دولت انگلیس با نمایندگان دولت افغانستان و پاکستان روی کدام مسایل چه نوع تصامیمی در لندن اتخاذ خواهد شد.
سیاست مبهم امریکا
در افغانستان مردم چنان درک میکنند که اگرچه ایالات متحده بزرگترین قدرت جهان به شمار میرود اما در رابطه به مسایل منطقه از جمله پاکستان و افغانستان امریکا از عینک انگلیس ها نگاه میکند. با توجه به اینکه ترامپ مصروف حل مسایل بزرگی چون کشیدن دیواز با مکسیکو،موضوع مهاجرت، تجارت با کانادا، نحوه ارتباط با اتحادیه اروپا و ناتو و اختلافات داخلی با اتهام زنی ها به همدیگر مصروف است و هنوز رسما در رابطه به افغانستان مشی واضح ایالات متحده معلوم نیست، هرگاه روسیه ، چین ، پاکستان و ایران مانند کنفرانس بن با انگلیس در رابطه به افغانستان به توافقی رسیده باشند میتوان نتیجه گرفت که صفحه سیاسی در افغانستان ورق خواهد خورد . چون از یک طرف با اعتمادی که امریکا به انگلستان دارد احتمالا بازهم دنباله رو بریتانیا خواهد بود و از جانبی زاویه دید ترامپ به برجام ، بشار اسد، اتحادیه اروپا، بیمه های صحی و … خلاف نظر اوباما بوده حکومت ساخت جان کری را تحمل نخواهد کرد. اما انچه مسلم است اینکه هر رییس جمهور امریکا باید منافع حیاتی امریکا را مد نظر گیرد که بنابر دلیل فوق به موازات انکشافات بعدی به نظر میرسد وزنه امریکا در افغانستان به خاطر تعاملات بعدی با آسیای میانه ، چین،پاکستان و ایران سنگین خواهدبود، زیرا بار بزرگی چون افغانستان را هیچ کشور دیگر قادر نخواهد بود از نظر هزینه و قدرت نظامی به دوش بکشد.هر چند سیاست امریکا هنوز در رابطه به افغانستان روشن نیست اما با توجه به این که سیاست حذف رقبای سیاسی در صحنه بین المللی جایش را به سیاست تحمل همدیگر خالی کرده و امریکا به قضایای منطقوی و جهانی از زاویه دیگر نگاه میکند احتمالا نقشه کلی منطقه دستخوش تغییر به نفع کدام دولت خاص نخواهد شد.
هندوستان احتمالا تلاش خواهد کرد در هرنوع انکشاف بعدی افغانستان در کنار ایالات متحده قرار گیرد چون رقیبش پاکستان قرار است با چین و روسیه نزدیک شود و با توجه به اینکه در فورمول کشیدن خط آهن از کاشغر تا گوادر مناطق قبایلی و ایجنسی های ساخت بریتانیا قربانی میشود، افغانستان در دو راه متفاوت با دو همسایه رقیب مواجه میباشد که ، یکی میخواهد با کشیدن خط آهن گوادر دهشت افگنان را از پاکستان به افغانستان انتقال داده در جنگ نیابتی با پروژه های اقتصادی هند و نیرو های امریکا در افغانستان قرار دهد و همسایه دیگر که با بند سلما و تعمیر پارلمان و آمادگی به اعمار منازل ارزان قیمت به نحوی میخواهد به شکل مدنی در برابر نفوذ پاکستان در افغاستان قرار گیرد.
کدر های پایه دان کشال قدرت
در چنین وضعیت درد ناک سیاسی که سیاست حذف همدیگر قدرت ها جایش را به تحمل همدیگر در مناطق مختلف جهان خالی نموده و حتی روسیه به مصر برای تقویه حلقاتی از گروه های مخالف دولت لیبیا نیرو جابجا میکند و پاکستان کار دیوار خط دیورند را با مسدود نمودن بنادر تورخم و اسپین بولدک روی دست گرفته و قرار است با ادغام ایجنسی های قبایلی به تشکیلات دولت مرکزی افغانستان را به لانه دهشت افگنان و تروریستان مبدل سازد.دردرون دولت افغانستان بازی های روزمره و کش و قوس های اختلافات تقسیم قدرت نفسگیر جریان دارد که هرروز یک مشکل جدید و یک بحران نو بخاطر تضعیف نظام بروز میکند. گاهی با به تعویق انداخت توزیع شناسنامه ها ، زمانی بخاطر عدم توافق به تشکیل کمیسیون انتخابات، گاهی در سلب اعتماد وزرا و اگر هیچ مشکلی پیدانشد با اعلام از داد وستد انداختن بانک نوت های کهنه، تبدیلی لباس مکاتب اناث و… برای خود درحالی ماجرای نو خلق میکنند که صدها کارشناس ومشاور با معاشات وامتیازات گزاف به درور رییس جمهور ورییس اجراییه چنبر زده اند.
تقلای دیر هنگام شکایت به شورای امنیت سازمان ملل
از ابتدای اداره موقت تا کنون دولت افغانستان طوری رهبری شده که به روش مثبت منفی با شهروندان اولا به شهروندان حق داده نظریات شان را در موارد مختلف از طریق رسانه ها ابراز نمایند اما در فرجام عمل با سر تنبه گی زمامداران حرف خود را عملی نموده و نظریات و پیشنهادات شهروندان را نادیده گرفته اند.چنانچه وقتی بیش از هزار فیر سلاح های دور برد از پاکستان به افغانستان صورت گرفت و شهروندان از خموشی دولت افغانستان در آن رابطه شکوه و شکایت کردند آقای کرزی گفت: ما نمی توانیم فیر متقابل کنیم و حتی در افاده های مرموز زمامداران به نحوی آن حادثه را یک بزرگ نمایی قدرت ها خواندند و در مقابل میز یوسف رضا گیلانی صدراعظم وقت پاکستان را در ارگ سیب باران کردند. وقتی رییس جمهور غنی به قدرت رسید اولین خیزش سفری خود را به چونی راحیل شریف انجام داد ودر حالیکه در جریان یکی از سفرهای رییس جمهور غنی به پاکستان حملات در کندهار آغاز شد و رحمت الله نبیل به رسم اعتراض به آن حملات استعفا داد هیچکس از دولت افغانستان مانع آن استعفا نشد و جالب آنست که در همان سفر حتی به وزیر خارجه افغانستان به قول رسانه ها تشریفات لازم صورت نگرفته موصوف با یک موتر خلاف شان یک وزیر خارجه به مهمان خانه وزارت خارجه پاکستان انتقال داده شد. وقتی سند تفاهم نامه (ای اس- ای) با ریاست امنیت دولتی به قول رسانه ها توسط معاون ریاست امینت امضا شد و با عکس العمل جدی و غالغمال و سر وصدای کرزی در مخالفت با آن افشا شد به غیر از سبکدوشی حسام الدین هیچ واکنش عملی در این رابطه نشان داده نشد و حتی ادعای فاروق وردگ در این رابطه نیز مورد بررسی قرار نگرفت. وقتی بکتاش سیاووش نماینده مردم در پارلمان، با جمع آوری چند هزار امضای شهروندان خواهان درج شکایتنامه از دولت پاکستان به شورای امنیت شده ، آن را به نماینده سازمان ملل در کابل در ( یوناما) تسلیم کرد مقامات دولت افغانستان این پیشنهادات را اصلا نا شنیده گرفته واکنش مثبت در تایید آن نشان ندادند .
اما هنگامیکهکه مقامات پیشین پاکستان به دست داشتن در تقلبات گسترده دولت پاکستان در انتخابات افغانستان اعتراف نمود. دولت افغانستان در شریطی که پول افغانی در اکثر مناطق نوار خط دیورند از داد و ستد افتاده و جایش را به کلدار پاکستانی داده و در برخی مناطق نوار مرزدر داخل افغانستان به گفته رسانه ها حتی شناسنامه پاکستانی به ساکنان نوار مرز توزیع مینماید در تقلای دیر هنگام دولت افغانستان شکایت نامه رسمی از پاکستان به شورای امنیت میسپارد که هرچند یک تقلای دیرهنگام و ناوقت است اما باید از آن پشیتبانی شود.
راه حل چیست؟
1-تازمانیکه دولت افغانستان به مثابه یک دولت یکپارچه ،مقتدر و با نهاد های قانونمند و مشت کوبنده و با طرح واحد از یک حنجره سخن نگوید حال کشور زار است .
2- وجهه و اعتبار قانونی دولت باید اعاده شود. با پارلمان زخمی خارج دوره تقنینی، عدم انتخابات، ریاست اجراییه تعریف نشده در قانون، وزرا و ارگان هایی زخمی که از پارلمان خارج دوره تقیینینی رای اعتماد گرفته یا سلب اعتمادشده اند نمی توان اعتماد مردم را به دولت جلب کرد. معامله گری های شخصی در تقرر کدر ها ارزشهای اعتباری دولت را در نبود ارگان های ثلاثه مستقیل زیر سوال برده است.
3- ایجاد پایه های یک دولت متکی بر حکومت قانون، ارزشهای دموکراسی، نهاد های مستقل جامعه مدنی، کثرت گرا، تضمین کننده آزادی های مدنی مردم، نو سازی اجتماعی ، شفافیت و پاسخ گویی، تضمین کننده حقوق اقلیت ها ، تحقق بخشای نظارت مردم با آزادی بیان و رسانه های مستقل، کارایی یک دولت متکی بر ارزش های دموکراسی و قانونمداری را تضمین میکند.
4- درحالیکه حکومت افغانستان از حمایت ایالات متحده و انگلستان برخوردار است وانگلستان و امریکا سرحد دیورند را به رسمیت میشناسند و از خیبر پشتونخواه نیز صدایی در مخالفت با ادغام ایجنسی ها به دولت مرکزی پاکستان بلند نمی شود ، دولت افغانستان باید در رابطه به این مسأله از زاویه حق خود ارادیت و ر ضایت پشتونها و بلوچهای آنسوی خط دیورند دیده برای خود درد سر های اضافی خلق نکند ،چون به همگان مبرهن است که عامل اصلی مداخله نظامیان پاکستان در امور افغانستان خط دیورند میباشد در شرایطی که امریکا و انگلستان در رابطه به این مسأله در کنار پاکستان قرار دارند و از میان مردم آن سوی خط دیورند نیز صدایی در مخالفت بلند نمی شود دولت افغانستان باید دیپلوماتیک و از زاویه منافع ملی افغانستان این مسأله را حل کند.
5- تازمانیکه دولت پرونده های کابل بانک ، شهرک هوشمند، قتل فرخنده،سقوط کندز، انفجار شاه شهید، انفجار ریاست ده، حمله بر چهارصد بستر، حمله بر حوزه ششم امنیتی ، حمله بر پارلمان، استفاده از نام شورای امنیت توسط یک هیأت جعلی در شمال، معاهده دند غوری، اظهارات وکلایی که طرفداری شان را از خلافت و امارت در پارلمان ابراز داشتند ، حمله بر میدان هوایی ، حمله برمهمانخانه والی کندهارو… را حل و فصل نکند و عاملان آن را به کیفر ا نرساند با تدابیر عقب نشینی حذف سرویس انتقال مامورین دولت، بررسی پرونده گزینشی کار به جایی نخواهد رسید.حکومت باید نشان دهد که اراده واقعی تامین امنیت سر ،مال و جان شهروندان را، حداقل در پایتخت دارد که بعد از آن به هر کاری میتواند مبادرت ورزد.
6- در سیاست کدر دولت باید تغییرات اساسی رونما شود. اینکه کاکای رییس جمهور از مقام سفیر افغانستان در مسکو خودش رابطه کابل- مسکو و کابل- دوشنبه را تخریب میکند و اتهاماتی که بر وزرای کابینه و روءسای مستقل هر روز از رسانه ها پخش میشود و حکومت آن را نادیده میگیرد وزیر خارجه با رییس جمهور درمی افتد، معاون اول رییس جمهور انزوا اختیار میکند، رییس اجراییه به دلیل کوتاه زبانی در برابر رییس جمهور از چشم متحدانش می افتد، در هلمند پس از میلیون ها فیر مرمی و مصرف میلیون ها لیتر تیل یک وجب پشیروی صورت نمیگیرد واز ستون پنجمی که هرروز جار زده میشود ،هیچکس به پنجه قانون گرفتار نمیشود و حتی عامیلین انفجار و انتحار که از زندان رها شده اند نادیده گرفته میشود، واقعا شیرازه نظام را متزلزل میسازد. دولتی که زندانی های محکوم به اعدام را از ترس اخطار دهشت افگنان نمی تواند به کیفر برساند، دولتی که حد اکثر چند صد نفر از شانزده سال به این سو در رهبری آن به دوش مردم باراند و حداکثر جزا به مقامات تبدیلی از وزارت به ولایت از ولایت به سفارت و از این فرماندهی به آن فرماندهی میباشد نمی تواند نظم و قانون امنیت و مصونیت را به این شکل تحقق بخشد . در افغانستان اکنون قانون به تار عنکبوتی میماند که فقط افراد ضعیف در آن گرفتار میشوند درحالیکه زورآوران آن را پاره میکنند.

استاد پوهاند محمد فاضل صاحب زاده وارث دودمان عیاران به ابدیت پیوست

مارس 11, 2017

با دریغ و درد که استاد پوهاند محمد فاضل صاحب زاده یکی از شخصیت های علمی، اجتماعی و سیاسی کشور، استاد فاکولته های ساینس و تعلیم و تربیه پوهنتون کابل، معین اسبق وزارت معارف ، وزیر تعلیم وتربیه و شخصیت اجتماعی مبارز، فرزند جنرال محمد صدیق خان وزیر دفاع امیر حبیب الله کلکانی داعی اجل را لبیک گفت.
اناللله وانا الیه راجعون
نگارنده از استاد مرحوم خاطره یی دارم که هنگامیکه در فاکولته ساینس مضمون روانشناسی تربیتی را برای ما تدریس می نمودند، اتفاقاً در امتحانات آزمون مضمون روانشناسی تربیتی با مضمون دیگری که از سال گذشته کریدت داشتم در یک روز باید سپری می شد، بعد از شرح این مشکل به استاد مرحوم ایشان با بزرگواری و لطفی که به محصلین داشتند با نگارنده به دفتر معاون فاکولته ساینس رفته توافق شان را مبنی بر اینکه مضمون روانشناسی تربیتی یکروز بعد از تقسیم اوقات معینه امتحانات گرفته شود به معاون فاکولته ابراز داشتنند، معاون فاکولته که آقای میر حبیب الله حبیب بود به طوری افاده نمود که گویا پارچه امتحانات را به غیر از روزی که در جدول امتحانات مشخص شده نخواهد گرفت، در این حال استاد با وجد و هیجان معاون فاکولته را مخاطب قرار داده و موضوع را به طرفداری از حق یک محصل که هیچگونه شناخت خارج صنف با وی نداشت حل نمود که این خاطره هیچگاه از یاد نگارنده نخواهد رفت.
وقتی جنرال محمد صدیق خان پدر استاد مرحوم با یارانش به شهادت رسیدند، به نوشته استاد خلیل الله خلیلی در صفحه (141)کتاب «عیاری از خراسان»:
«چون خواستند پیکر به خون آغُشته وزیر دانشمند کشور شیرجان و پیکر برادرش، شجاع ترین و نخبه ترین جنرال افغانستان محمد صدیق خان را از میان کشته گان برای تدفین تسلیم شوند، مادر گیسو سپیدشان، دختر عبدالکریم خان کوهستانی، خان خانان زمان گفت: زینهار از کنار همسنگران شان جدا نکنید! کسی برای شیر در جنگل قبر نساخته و کفن ندوخته است.»
که سپاسگزاری شادروان استاد پوهاند محمد فاضل صاحب زاده هنگام به خاک سپاری امیر حبیب الله و یارانش به همت عیاران سلحشور خراسان (پس از بیش از هشتادسال )در تپه شهرآرا صدقنا بر این گفته استاد خلیل الله خلیلی میباشد و توجه خوانندگان را به سخنرانی شادروان استاد پوهاند محمد فاضل صاحبزاده در مراسم به خاکسپاری امیر حبیب الله کلکانی و یارانش جلب میکنم:
روح استاد شاد وفردوس برین جایش باد

به جزعشق وطن درسی نخواندیم
بیامرزد خدا استاد مارا
محمد داود سیاووش

لطفا برای دیدن سخنرانی شادروان استاد پوهاند محمد فاضل صاحب زاده به لینک زیر کلیک نمایید:

استاد پوهاند محمد فاضل صاحب زاده وارث دودمان عیاران به ابدیت پیوست

حكایت راكفلر و اقتصاد مقاومتی!

مارس 8, 2017


حسنین هیكل كه ركورددار مصاحبه با شخصیت‌های بزرگ جهانی است نقل كرده است كه در دهه هفتاد میلادی با دفتر راكفلر سرمایه‌دار بزرگ امریكا تماس گرفتم و تقاضای مصاحبه كردم. مرا شناختند و راكفلر پشت خط آمد و گفت شما احتمالا مرا با برادرم كه معاون رییس جمهور ایالات متحده است اشتباه گرفته‌اید…
iran-emrooz.net | Tue, 07.03.2017, 20:04

حسنین هیكل كه ركورددار مصاحبه با شخصیت‌های بزرگ جهانی است نقل كرده است كه در دهه هفتاد میلادی با دفتر راكفلر سرمایه‌دار بزرگ امریكا تماس گرفتم و تقاضای مصاحبه كردم. مرا شناختند و راكفلر پشت خط آمد و گفت شما احتمالا مرا با برادرم كه معاون رییس جمهور ایالات متحده است اشتباه گرفته‌اید وگرنه من كه چهره سیاسی نیستم كه برای شما جالب باشم. گفتم كه اتفاقا با خود شما می‌خواستم مصاحبه كنم. وقت تعیین شد از قاهره به نیویورك رفتم و در ابتدا از من پرسید برای چه می خواهی با من مصاحبه كنی؟

به او گفتم شما اخیرا در جایی گفته ای كه اگر خروشچف به مسابقه تسلیحاتی ادامه دهد شوروی به زانو در می‌آید چون شما یك میلیاردری و چهره سیاسی نیستی و روی حساب و كتاب حرف می زنی، آمدم تا روی این موضوع صحبت كنیم چه اتفاقی قرار است برای مسكو بیفتد؟

راكفلر مقابل تابلوئی كه در دفترش بود رفت و گفت، من خبر محرمانه‌ای درباره سرنوشت جنگ سرد ندارم و اگر داشتم هم آن را به زبان نمی‌آوردم. استدلال من بسیار ساده است: شما داستان سهم توپ و سهم كره را كه شنیده‌ای؟ (درآن سال برنده نوبل اقتصاد بر روی سهم تسلیحات نظامی و سهم رفاهی در اقتصاد كشورها تحقیق كرده بود و نسبت بودجه نظامی را به اقتصاد، سهم توپ و بودجه رفاهی را به سهم كره تشبیه كرده بود).

گفتم بلی. راكفلر ادامه داد، می دانی كه سهم توپ در ایالات متحده یك‌ونیم درصد و در شوروی ١٢ درصد است. اگر جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی ادامه یابد و امریكا سهم توپ را دو برابر كند شوروی نیز نیاز به همین مقدار دارد كه عقب نیفتد که سهم توپ در امریكا ٣ درصد و در شوروی ٢٤ درصد خواهد بود و عملا بودجه صنعتی شوروی را خواهد بلعید ولی در امریكا اتفاق محسوسی نمی‌افتد.

حال اگر مسابقه تشدید شود و باز هم امریكا بودجه نظامی‌اش را دو برابر كند سهم توپ در امریكا شش درصد می‌شود و در شوروی به ٤٨ درصد می‌رسد كه عملا دولت مسكو برای اداره امور كشور فلج می‌شود و اگر باز امریكا بودجه نظامی‌اش را دو برابر كند سهم توپ در امریكا به ١٢ درصد یعنی نرخ امروز شوروی می‌رسد اما دیگر اقتصاد شوروی متلاشی خواهد شد. پس در این مسابقه، برنده ما هستیم. تنها ١٥ سال طول كشید تا این پیش‌بینی راكفلر به حقیقت بپیوندد.

حالا حكایت اقتصاد مقاومتی هم حكایت سهم توپ در شوروی است. امروز بخش‌های مولد اقتصاد فلج شده‌اند و بودجه كشور كه باید صرف رشد شود بار هزینه‌های نظامی در داخل و خارج را تامین می‌كند و اسمش اقتصاد مقاومتی است در حالیكه میلیتاریسمی است كه محكوم به فناست.
ایران امروز

اگرمستنطق صدام احساس شرمندگی میکند بوش چه احساسی دارد؟

مارس 8, 2017


ماموری که از صدام بازجویی کرد
ادم الی و کیتی الستون
بی‌بی‌سی
7 مارس 2017 – 17 اسفند 1395
همرسانی
چاله‌ای که صدام حسین در آن پنهان شده بودحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image caption
چاله‌ای که صدام حسین در آن پنهان شده بود
دسامبر ۲۰۰۳ که صدام حسین دستگیر شد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)متخصصی لازم داشت که او را شناسایی و بازجویی کند. آن شخص جان نیکسون بود.
جان نیکسون از سال ۱۹۹۸ که به سیا پیوست در مورد صدام حسین تحقیق کرده بود. وظیفه‌اش این بود که در مورد رهبران مختلف جهان اطلاعات جمع کند. به قول خودش، بفهمد «دنبال چی هستند».
+ اسراری ناگفته از اعدام فرزاد بازفت به دست حکومت صدام
او کارش را اینطور توضیح می‌دهد: «وقتی بحرانی پیش می‌آید، سیاست‌مدارها می‌آیند سراغ ما که این آدم‌ها کی هستند، چه می‌خواهند، چرا این کار را می‌کنند.»
وقتی رهبر سابق عراق در گودالی در یک خانه روستایی نزدیک زادگاهش تکریت پیدا شد، جان نیکسون در عراق بود. خبر پیدا شدن صدام که رسید، مقام‌های آمریکایی می‌خواستند مطمئن شوند خودش است – پس دست به دامان نیکسون شدند.
آن زمان شایع بود که صدام حسین بدل‌های متعدد دارد. اما نیکسون مطمئن بود فردی را که گرفته‌اند بدل نیست.
می‌گوید: «از همان اولین لحظه که دیدمش تردید نداشتم خودش است. تا حرف زدم نگاهی کرد که درست نگاه عکس روی جلد کتابی بود که سال‌ها روی میزم بود. تجربه غریبی بود.»
نیکسون مسئول بازجویی از صدام شد. او اولین کسی بود که مفصل از او سؤال می‌کرد – طی چند روز. خودش تعریف می‌کند که «باید گاهی خودم را نیشگون می‌گرفتم که دارم کسی را بازجویی می‌کنم که بیش از هرکسی در دنیا دنبالش هستند. مضحک بود.»
آقای نیکسون بعدها کتابی نوشت با عنوان «تخلیه اطلاعاتی رئیس‌جمهور: بازجویی از صدام حسین.» در آن کتاب می‌نویسد که رهبر سابق عراق «توده تناقض» بود و یک «روی انسانی» داشت که با تصویر رسانه‌های آمریکا زمین تا آسمان فرق می‌کرد.
می‌گوید: «یکی از کاریزماتیک‌ترین آدم‌هایی بود که در عمرم دیده‌ام. هر وقت می‌خواست بذله‌گو و مؤدب و دل‌نشین می‌شد. اما دو سه بار پیش آمد که سؤال‌هایم بهش برخورد.»
آقای نیکسون تعریف می‌کند که در این حالت صدام روی تاریکش را نشان می‌داد: بی‌ادب، ازخودراضی و تند می‌شد – حتی ترسناک، وقتی که از کوره در می‌رفت.
صدام پس از دستگیریحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image caption
صدام پس از دستگیری
هنگام بازجویی دست و پایش باز بود. در یک اتاق کوچک روی یک صندلی فلزی تاشو می‌نشست. جز جان نیکسون، یک مترجم در اتاق بود و یک متصدی دستگاه دروغ‌سنج.
نیکسون می‌گوید از همان جلسه اول سعی کرد رابطه معقولی با صدام بسازد بلکه در روند بازجویی همکاری کند. آخر جلسه – آن‌طور که نیکسون می‌گوید – صدام گفته بود از مکالمه لذت برده. تحلیلش این است که چون خودشیفته بود از همین برخورد هم خوشش آمده بود، به ویژه آنکه «ماه‌ها در خفا بود و با کسی حرف نزده بود.»
شروع امیدوارکننده‌ای بود. اما صدام به مرور «مشکوک» شد. نیکسون معتقد است پیش از او آدمی این حد به طرف مقابل مشکوک ندیده بوده. می‌گوید: «هر سوالی که می‌کردم با سوال جواب می‌داد.»
مساله دیگر این بود که سیا برگی که برای صدام رو کند و او را به حرف وادار کند نداشت. به قول خودش: «ناچار بودیم به این متوسل شویم که خوب است قدرت‌های بزرگ جهانی حرفش را بشنوند، و آیندگان بدانند چه فکر می‌کرده.»
به جز موضوعات مشخصی که سیا می‌خواست حتما پرسیده شود، اختیار روال گفتگو با خود نیکسون بود.
می‌گوید: «می‌دانستم باید ازش حرف کشید. در سیا یاد می‌دهند چطور کسی را تخلیه اطلاعاتی کنی و به عنوان عامل بالقوه جذبش کنی. اما باید مراقب باشی که از زاویه غلط به موضوع وارد نشوی که باعث شود نتوانی حداکثر ممکن اطلاعات را دربیاوری.»
سال ۲۰۰۶، صدام حسین به جرم جنایت علیه بشریت به اعدام با چوبه دار محکوم شدحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image caption
سال ۲۰۰۶، صدام حسین به جرم جنایت علیه بشریت به اعدام با چوبه دار محکوم شد
طبیعتا مهمترین موضوع سلاح‌های کشتارجمعی بود. آمریکا و بریتانیا بیش از هرچیز با استناد به توان کشتار صدام به عراق حمله کرده بودند.
جان نیکسون می‌گوید: «تنها چیزی که برای کاخ سفید مهم بود همین بود.» اما پس از گفتگو با صدام حسین، مخالفانش، و البته تحقیقی که پس از گفتگو برای راستی‌آزمایی حرف‌های صدام می‌کرد، به این نتیجه رسید که او سال‌ها پیش برنامه تسلیحاتی هسته‌ای عراق را تعطیل کرده و نیت ازسرگیری هم نداشته است.
همین ارزیابی بود که باعث شد نیکسون و همکارانش را «ناکام» تلقی کنند – طوری که تا پنج سال بعد،‌ یعنی سال ۲۰۰۸ که اف‌بی‌آی هم جداگانه به همین نتایج در مورد صدام رسید، برای انتقال اطلاعات به جورج دبلیو بوش دعوتش نکردند.
جان نیکسون شدیدا به جورج بوش می‌تازد. او احتمالا از معدود آدم‌هایی است که هم با جورج بوش دست داده هم با صدام حسین – و می‌گوید هم‌صحبتی دومی را ترجیح می‌دهد.
پرزیدنت بوشحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image caption
جورج بوش
او معتقد است بوش «از واقعیت پرت بود». مشاورانش «دورش جمع می‌شدند و هرچه می‌گفت سر تکان می‌دادند.» می‌گوید: «فکر می‌کردم حرف ما (یعنی سیا) اهمیت دارد و رئیس‌جمهور گوش می‌کند. اما در نهایت حرف ما مهم نیست. سیاست اطلاعات را لگدکوب می‌کند.»
آقای نیکسون می‌گوید از آنچه پس از سرنگونی صدام حسین در عراق رخ داد «شرمسار» است. می‌گوید دولت بوش فکر نکرده بود صدام برود چه می‌شود. معتقد است – با توجه به برآمدن گروه‌های افراطی مثل داعش – اگر صدام سر کار مانده بود وضع منطقه بهتر بود.

کی ها و چرا میخواهند جنگ داخلی در افغانستان آغاز شود؟

ژانویه 26, 2017

نوشته : داودسیاووش
از نظر نظامی:
درشرایطی که لشکر گاه محاصره میباشد، در ارزگان ملایعقوب و افسران آی اس آی آمده، در مهمان خانه والی کندهار دیپلومات های عرب کشته میشود، در ننگرهار داعش خانه ها را آتش میزند، در فراه از جنگ ها گزارش داده میشود،در بدخشان افراد داعش با خانواده های شان جابجا میشوند، در فاریاب و سرپل و جوزجان جنگهای پراگنده جریان دارد،بخشهایی از بادغیس به دست طالبان افتاده، در پکتیا و پکتیکا خانواده های طالبان از وزیرستان انتقال یافته، در بغلان طالبان امنیت ولسوالی های اطراف پلخمری را به مخاطره انداخته، در کندز هنوز طالبان فعالیت مینمایند و حتی از دریافت کمک های روسیه به آنان گزارش داده میشود،در نورستان طالبان فعالیت دارند ،جنگلات کنر هرروز توسط افراد مسلح قطع و قاچاق میشود وحتا ازمراکز تربیت دهشت افگنی درغوربند گزارش داده میشود.
از نظر مالی و اقتصادی:
درشرایطی که هنوز کشور مارکیت اموال استهلاکی پاکستان و ایران بوده ،واردات به میلیارد ها و صادرات کشور به میلیونها محاسبه میشود ودر همین حال حکومت با چنگ و دندان در پی ارتقای عواید دولت از گوشت و پوست و استخوان مادری که یکصدافغانی کارت موبایل به خاطر برقراری تماس با فرزندسربازش در جبهه جنگ خریده وآن کارمند وشهروندی میباشد که به اصطلاح دخل اش یک و خرچ اش بیست بوده بیلانس دخل و خرچ خانواده در پرداخت معاش اش اصلا مدنطر نیست و از هر ده نفر (به حساب سی میلیون نفوس) یک شهروند جوان معتاد در زیر پلها و کناره های جاده ها و خیابان های مرکز و ولایات خوابیده و صدها هزار جوان بیکار در هر گوشه و کنار به چشم میخورد .
از نظر سیاسی:
درشرایطی که تسمه های اتصال متحدین دو تیم از هم گسیخته، طرفداران رییس جمهور غنی به شعوب و قبایل و گروه های مختلف تقسیم شده و طرفداران داکتر عبدالله با وی بخاطر عدم قاطعیت دست و گریباننند و حامد کرزی و انور الحق احدی، احمد ضیا مسعود و حتی قیوم گوچی کاکای رییس جمهور از بطن و متن ارگ فلوت نموده به آدرس رییس جمهور غنی تحفه های انتقادی میفرستند و عطا محمد نور و صلاح الدین ربانی به مثابه دو شاهرگ تیم داکتر عبدالله با وی هر روز گلاویزاند و خطوط اتحاد ها در گروه ها، تشکیلات و موضعگیری های متضاد با متحدین قبلی منقسم و منشعب گردیده و ارزیابی های کارشناسان نشان میدهد که از مجموع مواد قانون اساسی ( صرف نظر از جعلکاری های خموشانه در آن) فقط یک ماده آن پامال نشده که در آن نوشته شده پایتخت افغانستان شهر کابل است . انتخابات تا موعد نامعلوم ملتوی میباشد، تذکره یا شناسنامه برقی توزیع نشد ، لوی جرگه دایر نشد، ولسی جرگه خارج دوره معینه قانون اساسی به کار خود ادامه میدهد، اننخابات شورای ولسوالی ها برگزار نشد و جان کیری رفت اما جایگاه حکومت وحدت ملی در قانون اساسی نا تعریف ماند .
در چنین وضعیتی که مخالفان نظام تا درواره های پایتخت رسیده و از درون نظام کسانی به فکر رها نمودن زندانیان طالبان به نام حزب اسلامی میباشند و کسانی در فکر مهمانی ها و مشایعت مسلحانه از زرداد فریادی و در خارج از کشور دولت های روسیه ،چین و پاکستان با اجندای خود و به دور از حکومت افغانستان پیرامون مساله افغانستان در مسکو مذاکره نموده حتی خواهان بیرون شدن نام رهبران طالبان از لیست تعذیرات سازمان ملل شده همزمان موافقت نامه با حزب اسلامی را روسیه و فرانسه با با مخالفت به برون شدن نام حکمتیار از لیست تعذیرات با استفاده از حق ویتو تا شش ماه معطل میکنند.
از نظر امنیت پایتخت:
درشرایطی که ریاست جمهوری، ریاست اجراییه ، وزارت ها و سفارت ها با غصب سر ک و پیاده رو های عمومی به اطراف دفاتر شان دیوار ها و حصار های مضحک سمنتی بخاطر ترس از حملات بر دفاتر و اقامتگاه هایشان میکشند.
از میان این همه بحران و جنگ و خونریزی و آدم کشی و قطاع الطریقی و اختطاف و حتی نکاح دو خواهر توسط یک فرد چند سفیر کشور های غربی هی میدان و طی میدان به دفتر رییس جمهور رفته ناراحتی و تاثر عمیق شان را از شکایت پیرمردی به رییس جمهور ابراز مینمایند که با اظهاراتش در تلویزیون آبروی خود و خانواده اش را برباد داد و با این حال دادستان کل یا لوی سارنوال کشور نیز قلم را از جیب کشیده به اصطلاح امر جلب بادیگاردان جنرال را به وزیر داخله در شرایطی مینویسد که حکومت حتی توان تامین امنیت پارک مکروریان سوم جوار وزارت شهرسازی را ندارد که در آن هر روز مبایل های افراد به زور گرفته میشود وسرنوشت پرونده های قتل فرخنده ،خلیل اندارابی، کابل بانک ، شهرک هوشمند وانفجار و انتحارهای شاه شهید ، ریاست ده و … هنوز معلوم نیست . در همین حال سخگوی رییس جمهور نیز عقب استیژ رفته موقف ریاست جمهوری را از برج عاج مبنی بر تطبیق قانون و بیطرفی رییس جمهور در این پروسه اعلام میکند و رییس اجراییه پس از آن« اشتباه تاریخی اعلام خبر کشته شدن جنرال دوستم در غورماج) این بار مهر سکوت بر لب میگذارد.
اینکه در چنین شرایط بغرنج و پیچیده سیاسی و از میان اینهمه پرونده ها چرا و چگونه قضیه ایشچی برجسته میشود سوالیست که شهروندان عامی و عادی افغانستان را گیچ نموده و همه میپرسند:
حکومتی که حتا جلو کیسه بر را در پایتخت گرفته نمی تواند و رشوه در آن مانند آب خورده میشود و قانون مانند تار خام پاره و شکسته میشود، این دست بردن به گریبان معاون اول رییس جمهور با کدام پوتنسیل صورت میگیرد؟
یک نگاه استعجالی وگذرا به گذشته نه چندان دور کشور نشان میدهد که پس از سقوط حکومت نجیب، با یک فیر نامعلوم از یک پوسته به پوسته دیگر جنگی در کابل در گرفت که به ویرانی پایتخت و کشته و آواره و زخمی شدن هزاران انسان منجر شد و تاکنون سلسله آن ادامه دارد.
اما اینکه سازندگان و گردانندگان چرخ نظام ، چگونه در وضعیتی که عقده های دامن زده شده سالهای اخیر، کشور را تا سرحد یک انفجار در معرض خطر قرار داده به این انبار باروت غیر مسولانه آتش میزنند دلیل اش روشن نیست.
در شرایطی که معلوم نیست اگر ایالات متحده در درگیری به طرفداری هیچیک دست به ماشه نشود چون برنامه داخل شدن دهشت افگنان به آسیای میانه به نظر میرسد با به قدرت رسید ترامپ برهم خورده و صفوف جمعیت و شورای نظار و حزب وحدت که از حکومت وحدت ملی عمیقا ناراض اند در کنار رهبران دولتی شان قرار نگیرند و عقده های حادثات جاده دهمزنگ، بخاک سپاری امیر حبیب الله، حادثه غورماچ و… انفجار نماید سر نوشت کشور به کجا خواهد کشید.
نگرانی مردم از این است ، در حالیکه اکثر رهبران حکومت وحدت ملی خانواده های شان را به خارج از کشور انتقال داده اند و میتوانند هرلحظه با یک بکس پر! صحنه را ترک نمایند، سرنوشت آن خانواده های بی پناه وبیگناه و آواره و بیجاره و مستمندی که حتی توان خوابیدن با شکم سیرولباس گرم را دراین سرمای چله ندارند، در این جنگی که از کنترول خارج شده تمام ناراضی های از دولت رانده شده با فورمول( مخالفی مخالف یعنی دوست) در کنارهم قرار گیرند چه خواهد شد؟ و آیا افغانستان به حلب و موصل ثانی مبدل نخواهد شد؟

دونا روهرا باکرمیگوید: ترامپ افغانستان را نباید از نظر بیاندازد.

ژانویه 23, 2017

نویسنده: دونا روهراباهاکر رییس کمیته روابط خارجی کانگرس آمریکا
برگردان: ک. همسخن

ایالات متحدۀ آمریکا در افغانستان باید رویکردش را تغییر بدهد؛ جان هزاران انسان گرفته شد، ده ها بیلیون دالر طی پانزده سال در افغانستان مصرف شد. اما، ایالات متحدۀ آمریکا نتوانست به اهداف کلیدی اش نایل گردد- ماموریت آمریکا در افغانستان ناکام شد.
حالا چه باید کرد؟ روی کرد کنونی ما، اگر تداوم هرج و مرج را در افغانستان تضمین کند و درب ورودی آسیای مرکزی را به روی افراطگرایان اسلامی باز بگذارد- چنین حالتی یک شکست استراتژیک را برای ایالات متحدۀ آمریکا در پی خواهد داشت. رادیکالیسم اسلامی، تلاش جدی می کند افغانستان و پاکستان را در اختیار داشته باشند و سپس به آسیای مرکزی گسترش پیدا کنند.
شکست در افغانستان به این معناست که ما احتمالن به یک جنگ جهانی دیگر رو به رو می شویم. ترکیه به یک دولت اسلامی تبدیل شده است و کشورهای حاشیۀ خلیج فارس گروه های تندرو سنی مذهب و تروریستان را به شمول افراطگرایان در افغانسان به هدف محاصرۀ آخندهای ایران حمایت مالی می کنند.

آیا اسلامگرایان به هدف خود خواهند رسید؟ نخیر، ما نمی خواهیم آنها به هدف برسند، آنها(رادیکالیسم) باید به شکست مواجه شوند؛ چون وضعیت قابل مدیریت است- یک استراتژی جایگزین(استراتژی جدید)می تواند از یک فاجعۀ استراتژیک بعدی جلوگیری کند.
تلاش های بی حاصل دولت-ملت سازی ما در افغانستان بر روی سه ستون لرزان استوار است که ضرورت به تجدید نظر دارند:
-تصمیم گیری سیاسی به شدت متمرکز
– کنترل بیش از حد پشتون ها برحکومت متمرکزی، بر پلیس ملی و ارتش ملی افغانستان
– احترام و اعتماد بیش از حد به منافع و سیاست های پاکستان در افغانستان و منطقه

این سیاست و طرح ناقص ریشه درتاریخ رویداد های مهم افغانستان مدرن دارد: یعنی ریشه درحملات ایالات متحدۀ آمریکا به افغانستان(در پاسخ به حملات یازدهم سپتمبر) و پس آن توافقنامۀ نشست بن در سال 2001 به منظور بازسازی دولت-ملت در افغانستان پساجنگ. پس از شکست طالبان، سازمان ملل متحد و ایالات متحدۀ آمریکا یک پشتون-حامدکرزی- را به حیث نخستین رییس جمهوری بالای مردم افغانستان خلاف خواست آنها تحمیل کردند. بعد از آن، جامعۀ جهانی و ایالات متحدۀ آمریکا در نشست تصویب قانون اساسی سال 2002 با وجود مقاومت داخلی علیۀ ساختار متمرکز سیاسی مردم افغانستان را مجبور به پذیرش نظام چنان ساختاری کردند.

پس از آن که کرزی در سال 2014 صحنۀ قدرت سیاسی را ترک کرد، ایالات متحدۀ آمریکا تلاش ورزید تا نقش خود را در فاسد ترین حکومت اصلاح کند که حکومت مشارکتی-اشرف غنی رییس جمهوری و عبدالله عبدالله رییس اجرایی را با یک روش گندیده و نا متعارف تقسیم قدرت برمردم افغانستان تحمیل کردند و این آرایش نیز شکست خورده است.

اکنون زمانی آن فرا رسیده است که مردم افغانستان سرنوشت سیاسی شان را خود تعیین کنند. آنها(مردم افغانستان) باید آزادی و اختیار داشته باشند که:
– سیستم سیاسی فدرال را انتخاب کنند
– رهبران را بدون محک تباری انتخاب کنند
– مرز پاکستان و افغانستان(خط دیورند) را به رسمیت بشناسند
– ایجاد شبه نظامیان محلی و پاسبانان شهری را ایجاد کنند

ایالات متحدۀ آمریکا و دیگر قدرت های غربی باید منافع همه کشورهای منطقه به شمول هندوستان و ملت های آسیاسی مرکزی را در افغانستان در مد نظر بگیرند. مردم افغانستان باید بر ضد کشت خشخاش مبارزه کنند، به مواد کیمیاویی ضد خشخاش دست رسی پیداکنند. خشخاش عمدتن در مناطق پشتون نشین زرع و تولید می شود که ستون فقرات طالبان و شبکه های تروریستی در پاکستان می باشد و سبب فساد و فشار سیستماتیک بر یک بخش بزرگ اقتصاد افغانستان می گردد.

ما سیستم سیاسی ی را ایجاد کردیم که کابل را در کنترول کشورتوانمند بسازد، اما سوگمندانه برعکس به صورت دراماتیک نا امید کننده است و این ساختارسیاسی افغانستان را غیر قابل کنترول می سازد و متحدان طبیعی مارا تضعیف می کند- کسانی را که برضد رادیکالیسم مبارزه می کنند،عمدتن تاجیکان، هزارگان و ازبیکان در جامعۀ چند تباری افغانستان اکثریت هستند. اما، ما تاکید بر تضعیف آنها و خوش خدمتی به پشتونها داریم- گروه قومی که اکثریت رادیکالیسم از میان آنها ظهور می کند.

تا امروز، تمام استانداران، شهرداران، فرماندهان پلیس و حتا معلمان مکاتب ابتدایی را رییس جمهوری مقرر می کند! این کار نه تنها فساد را گسترش و تشویق می کند که مشروعیت را نیز از تضعیف می کند. مردم از این که شهرداران، استانداران و تطبیق کنندگان قانون از سوی حکومت مرکزی برآن ها(مردم)تحمیل می شوند خشم دارند. آمریکایی ها هرگز این گونه دست باز و گستردگی بیش از حد چنین حکومتی را تحمل نمی کنند.

یکی از نمونه ای که نشان می دهد سیاست شکست خوردۀ ما اوضاع را وخیم تر می سازد، تلاش به هدف ترور جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری است- کسی که پیروان او(دوستم) در ولایات شمالی اکثریت مردم را تشکیل می دهند. به یاد بیاورید زمانی را که پس از حمله بر مرکز تجارتی جهان و پنتاگون، جنرال دوستم رهبری نیروی های جنگندۀ محلی ازبیک، تاجیک و هزاره را غلیۀ طالبان به عهده داشت. آنها قادر بودند که ارتش طالبان را به کمک هوایی و نیروهای ویژۀ آمریکا شکست بدهند، نبرد فقط یک آمریکایی را قربانی گرفت. دوستم مبارزان اسب سواری را رهبری می کرد که علیۀ تانک و تفنگ طالبان موضع گرفته بودند. حالا، او و سربازان اسب سوار نظامی اش تصویر شبیه یاد بود نیروهای ویژۀ ایالت متحدۀ آمریکا را مجسم می سازند- این بنای یاد یود درمنهاتن و درمقابل مرکز تجارتی جهان قرار دارد.

امروز، شمال افغانستان-دروازۀ ورودی آسیای مرکزی- به آمارج نیروهای طالب و داعش مبدل شده است. ارتش ملی افغانستان توانایی شکست دادن آن ها(طالب و داعش) را نداشته است، دوستم معاون رییس جمهوری خودش جهت حمایت آنها و دفع حملات نیروهای تروریستی طالب به خط مقدم می رود. در ماه اکتوبر، زمانی که دوستم از راه فاریاب سفرمی کرد کاروان حامل وی کمین زده شده. بیشتر از پنجاه تن محافظان وی کشته شدند و شمار زیادی زخمی شدند. دوستم به دشواری جان خود را نجات داد. این حمله سزاوار شدیدترین تقبیح است و تشخیص هرنوع پاسخ منفی توسط دولت اوباما دشوار بوده است.

گریز نیروهای ارتش و دیگر واحد های نظامی چندساعت پیشتراز وقوع حمله و تنها گذاشتن معاون رییس جمهوری با نیروهای شخصی اش که از وی دفاع کنند- نشان می دهد که دسیسۀ شیطانی در کار بوده است. این رویداد مثال سادۀ از بی تفاوتی حکومت پشتونی در دفاع ازمناطق غیرپشتون علیۀ طالبان و داعش است. این حکومت برای کسانی که به هدف یک جامعه معقول، مناسب و با ثبات مبارزه می کنند به خوبی پاسخ نمی دهد. آیا کسی از داخل حکومت مرکزی جزئیات سفر دوستم را با جنگجویان طالب شریک کرده بود؟ هم چنان چرا حکومت مرکزی پشتونی در برابر حملات مکرر طالبان و داعش بر مناطق غیر پشتون بی تفاوت است؟
هنوز برای ایالت محتدۀ آمریکا و متحدانش نا وقت نیست که تغییرات لازمی را به وجود بیاورند. کانگرس به موضوع توجه دارد. سقوط گزینه نیست و نباید باشد. حکومت مرکزی کابل در حال باختن و طالبان درحال به کنترل اراضی وسیع هستند. افزایش بیشتر نیروهای آمریکا و مصرف پول راه حل نیست، بلکه رهبرانی است که با چشم انداز تغییر در رویکرد و توحید ارادۀ سیاسی به هدف حاصل آنچ که در پی بردن آن هستیم می باشد. پیروزی ما مستلزم روش های سیاسی، اقتصادی و نظامی مفتاوت است. واشگتن دی سی باید با اعمال رهبری اخلاقی و خروج از رهبری نظامی، تغییرات سیاسی مطلوب و مورد نیاز را به وجود بیاورد ؛ و به مردم افغانستان اجازۀ پیروزی بدهد.
رهبران نظامی ما به وجه احسن برای توان مندسازی دفاعی نیرو های نظامی و جنگی افغانستان تلاش کرده اند اما، جوهر چالش ها به شمول نا کارگی نظامیان بر می گردد به طبعیت سیاسی حاکم در میان ارتش آن کشور.
با دادن اختیار تصمیم گیری به کمونیته های مردمی و پشتیبانی لازم- مشمول کمک های هوایی، عرضۀ خدمات محلی، حمایت های پزشکی و همکاری استخباراتی آن رهبران نظامی(مردمی)قادربه تغییر وضعیت خواهند بود. الایات متحدۀ آمریکا و متحدانش با پرداخت یک هزینۀ منطقی می توانند این امر را عملی کنند.

نا آگاهانه و به گونه حیرت انگیزی برخورد با قوانین فعلی از پیروزی جلوگیری می کند. به نظر می رسد بیشتر وکیلان مدافع، جنگ را رهبری می کنند نه فرمانده هان نظامی. این افراط بیش ازحد در قانونمندی ابزار جنگی به دقت در نظر گرفته شده است تا احتمالن گراف گشته ها و زخمیان غیرنظامی را به کمترین سطح اش پائین بیاورد. متاسفانه هیچ چیزی به عنوان «جنگ خوب » وجود ندارد، به ویژه در آن بخش از جهان- ما باید چاره ای بیابیم که جنگ ها را بدون کشتن قصدی هیچ کسی ببریم. همچنان ما باید همیشه این اندرز تئودور روزولت را یاد دهانی کنیم:« هرگز کسی را به نرمی مزن»

افغانستانی هایی که مانند جنرال دوستم، خطر می پذیزند و به دفاع از مردم و خانواده ها برضد رادیکالیسم مبارزه می کنند، نباید توسط افراطگرایان کشته شوند- روایت ها نشان می دهد که آن مردمان عمدن به وسلیۀ افراطگرایان هدف قرار می گیرند. در عین حال اگر یک فرد ملکی بدون قصد کشته شود، آمریکا نمی تواند واحد های نظامی طالبان را درمناطق پشتون نشین هدف قرار دهد- با این روش دوگانه نمی توان ایستادگی کرد
در آخر ما باید بدانیم که پاکستان دوست ما نیست. می باید کمک های نظامی به اسلام آباد را متوقف سازیم، برای آنکه طالبان را حمایت می کند- طالبانی که شهروندان و متحدان آمریکا را می کشند.
ایالات متحدۀ آمریکا باید درب گفتگو را با رهبران با اعتبار پاکستانی- رهبران بلوچ، سندی و رهبران اقلیت پشتون باز کند. هند به عنوان نیروگاه جهان درحال ظهوراست. هم چنان آسیای مرکزی می خواهد به روابط تجاری میان چین، روسیه و جاپان افزایش دهد. شکست اسلامگرایان افراطی، گروه های تروریستی و افغانستان با ثباتی که همه اقوام در آن حرمت شوند منافع مشترک کشورهای منطقه درآن نهفته است.
یک افغانستان با صلح و ثبات و وابسته به ساختار اقتصادی«پان آسیایی»که درحال ظهور است- در نهایت می تواند وضعیت را به حالت عادی و رفاه برگرداند و این یک ضرورت مبرم است.
دونالد ترامپ، رییس جمهوری منتخب می گوید: در مورد سیاست های ناکام داخلی و خارجی بازنگری می کند. او(ترامپ) افغانستان را نباید از مد نظر بیاندازد. مدیریت دقیق هزینه ها- تغییر اساسی در سیاست و رویکردها هم اکنون می تواند سود استراتیژیک کلانی را درکوتاه مدت به ارمغان بیاور
ازوبلاک رزاق مامون

نگاهی به سیاست (افزاری) و (اسعاری) حکومت وحدت ملی

ژانویه 20, 2017

i1

نوشته:محمد داود سیاوش
وقتی نرخ و ارزش مبادله انسان در بازار سیاسی افغانستان تا سطح مبادله ارز اسعار سرای شهزاده نزول میکند، در فرجام این معامله میتوان نتیجه گرفت که فاجعه یی در انتظار جامعه میباشد.
کسانیکه این سیاست پیشگان و سیاست بازان را چون اسعار در بازار معاملات سیاسی با ایتلافها و اختلافها هرروز صبحگاهان با قیمت بلند میخرند و شامگاهان ارزان میفروشند زیان و نقصان این معامله را قبل از هرکس خودشان متحمل خواهند شد.
اینکه کسی ، نیرویی را در روز انتخابات بهترین متحد و موتلف و پس از پیروزی به مثابه پرزه فالتو و اکسپایر شده تصور کند، در پایان این رسوم بد فرهنگی عنعنه یی در سیاست عرفی افغانستان میراث خواهد ماند که در هیچگونه ایتلاف و اتحاد در آینده، کسی به کسی اعتماد نکرده حتی از لحظه قول دادن به همدیگر بدون نگاه کردن به چشمان یکدیگر در یک اتحاد تفننی به فکر حذف و از صحنه کشیدن و فریب دادن هم خواهند بود، که به این ترتیب مفهوم ایتلاف و اتحاد جایش را به معاملات تبادله اسعار گونه و کار در سرای شهزاده و نوسانات نرخ اسعار خالی خواهد کرد.
با توجه به اینکه در فرهنگ سیاست ایتلافها و اتحاد ها در کادر اصول کار بدی نبوده وبر مبنای وجوه اشتراک و حفظ اختلاف به اشکال موقت،دایمی، تاکتیکی و استراتیژیک با رقیبان و حریفان میتواند صورت گیرد، اما اینکه در این بازار دل آزار ارزش انسان تا سطح نوسانات ارز پایین بیاید و در نوسانات تبادله روزمره مناسبات، مورد استفاده قرار گیرد خیلی وحشتناک بوده جامعه را دچار انحطاط، دپریشن و از خود بیگانگی میسازد. که به این ترتیب مفهوم اصولی متحد و مخالف و ایتلاف های سیاسی به کلی نابود خواهد شد و خطوط محافظه کار، بنیاد گرا،اصلاح طلب، چپ و راست قابل تشخیص و رویت نبوده حتی خط پای جامعه جهانی نیز در این روند گم خواهد شد که مواردی از آن را بر میشماریم:
– اینکه کسی پس از یک دهه حکومت به حمایت امریکا بیرق مخالفت با امریکا را در افغانستان بلند میکند.
– اینکه کسی پس از یک عمر تحصیل و زیست در غرب با به قدرت رسیدن میخواهد پوهنتون یا دانشگاه های اناث و ذکور را از هم جدا سازد و در حالیکه سنگ وفاداری به خط مشی شاه امان الله رابه سینه میکوبد در عمل مخالف اولین اقدام شاه امان الله گام بر میدارد.
– اینکه جهان آزاد از قانون اساسی ء پشتیبانی میکند که نسخه اصل نشانی شده مصوب لویه جرگه با نسخه توشیح شده آن در چندین مورد اختلاف دارد.
– اینکه عاملان بزرگترین تقلب انتخابات ریاست جمهوری جهان در افغانستان به مقام مشاوران ریاست جمهوری بدون هیچگونه پاسخ گویی بر گزیده میشوند.
– اینکه حکومت وحدت ملی در وراء احکام قانون اساسی تشکیل شده حتی یک خط اصلی توافقنامه را بشمول تدویر لویه جرگه عملی نساخته و تا زمان لایتناهی به حکومتداری ادامه میدهد.
– اینکه ولسی جرگه یا مجلس نمایندگان خارج وقت رسمی فعالیت مشخص شده در قانون اساسی، به جلسات پا در هوا و بی نتیجه ادامه داده از امتیازات مادی و معنوی شورای ملی به شکل غیر قانونی استفاده میکند.
– اینکه کمیسیون ناوقت تشکیل شده انتخابات میخواهد انتخابات آینده را با کارتهای تقلبی که به قول رسانه ها به تعداد افراد نفوس کل کشور به چاپ رسیده بدون توزیع شناسنامه برقی تدویر نماید.
– اینکه از تریبیون ولسی جرگه که دوره قانونی کار آن سپری شده شعار های حمایت از خلافت بغدادی و امارت طالبی بلندمیشود.
– اینکه در جنوب کشور با رسیدن پای ملا یعقوب و ماموران( آی –اس- آی ) به ارزگان به قول رسانه ها در اتاق ملاقات با دیپلومات های عرب در کندهار صدای انفجار بلند میشود و در شرایطی که دولت افغانستان درآن انفجار پای( آی- اس- آی) و شبکه حقانی را دخیل میداند لوی درستیز پیشین پاکستان راحیل شریف به صفت فرمانده مبارزه با ترور در ایتلاف به رهبری عربستان سعودی گماشته میشود.
– اینکه در بحبوحه این انفجار ها و انتحار ها حکیم مجاهد طالبان را فرشته گان مینامد و ریاست اجرائیه سبک دوشی حکیم مجاهد را پس از آن از شورای صلح اعلام نموده و حکیم مجاهد مدعی میشود که از وظیفه سبکدوش نشده چون تنها رییس جمهور صلاحیت سبکدوشی وی را دارد.
– اینکه پولیس اسکاتلند بخاطر بررسی کشته شدن دیپلومات های امارات به کندهار آمده و همزمان یک مقام امارات با کلمات مستهجن افغانهارا مخاطب قرار داده و انفجار را ناشی از اختلافات درونی وانمود میسازدو طالبان پای شان را از این ماجرا پس میکشند.
– اینکه در شرایطی که از رهبران دولت افغانستان در مراسم انتقال قدرت از اوباما به ترامپ دعوت نشده و تنها بارک اوباما با رییس جمهور غنی و داکتر عبدالله تماس وداعیه تلفونی برقرار میکند.
– اینکه با دور زدن صلاح الدین ربانی و داکتر عبدالله ، مذاکره رییس جمهور غنی با عطا محمد نور پس از واکنش تند جمعیت و شورای نظار بی نتیجه میماند.
– اینکه پس از فیر نه ملیون مرمی و سه میلیون لیتر روغنیات به قول رسانه ها در هلمند کار دفاع از لشکر گاه تا سطح نصب کامره های ترصد بخاطر جلوگیری از سقوط شهر افول میکند و تفنگداران دریایی امریکا باردیگر بخاطر جلوگیری از سقوط لشکرگاه وارد هلمند میشوند و در همین حال دست قدرتمند نظامی متحد رژیم یعنی معاون اول با خاموش ساختن جنرال دوستم بسته میشود و راه برای عبور جنگجویان به آسیای میانه بازمیگردد.
– اینکه در کنفرانس پیرامون افغانستان در مسکو چین، روسیه و پاکستان به دور از حضور نماینده دولت افغانستان خواستار بیرون شدن نام رهبران طالبان از لیست تعذیرات سازمان ملل میشوند و همزمان قوای نظامی روسیه در سرحدات افغانستان با تاجکستان مستقر میشود و اسماعیل قاسمیار به عدم توانایی شورای صلح در تامین صلح به خاطر مداخله روسیه شکوه سر میدهد و در جنوب کشور زاخیلوال با مولوی سمیع الحق پدر طالبان در پاکستان ملاقات سری و پشت پرده مینماید.
– اینکه همزمان با آوردن حکمتیار به صحنه سیاسی روند اجرای توافقات حزب اسلامی با دولت در بسیاری مورد پا در هوا مانده و همزمان جناح طرفدار حکمتیار در حز ب اسلامی با طالبان مواجه لفظی میشود.
با توجه به نکات فوق میتوان نتیجه گرفت که حکومت وحدت ملی با اتخاذ سیاست های (افزاری) و (اسعاری) یکبار مصرف با متحدین ، در صحنه سیاسی فضایی را در کشور مستولی ساخته که از تندرو ترین بنیاد گرا تا پرطمطراق ترین چپی همه در زیریک سقف برای زدن و از صحنه کشیدن همدیگر درتلاش اند که با این حال میتوان گفت در چنین شرایط:
طلب منصب عالی نکند صاحب عقل
عاقل آنست که اندیشه کند پایان را

آدمهایی که خام شدند

ژانویه 9, 2017

نوشته : محمد داود سیاووش
به مصداق ضرب المثل معروف وطنی که : (هرچه خام باشد پخته میشود اما آدم وقتی خام شد پخته نمیشود)، به نظر میرسد معاملات سیاسی افغانستان به جایی رسیده که همه جناح های سیاسی نزد همدیگر خام شده اند.
با اتهام هولناکی که با رضایت حلقات بر سر اقتدار برضد جنرال دوستم معاون اول در رسانه ها دامن زده شد و از دادگاه لاهه مسایلی مطرح شد واتهاماتی که جنرال دوستم در عملیات غورماچ بر حلقات قدرت در کابل وارد نمود و اظهاراتی که احمد ضیا مسعود در نارضایتی از قومگرایی در حکومت وحدت ملی به زبان آورد و اتهامات تندی که احمدشاه مسعود و برهان الدین ربانی و حکمتیار به آدرس همدیگر در گذشته وارد نموده اند و خنده قاه قاه مزه داری که رییس جمهور غنی در واکنش به اظهارات عطا محمد نور سر داد و پاسخ تلخی که عطا محمد نور در واکنش به خنده قاه قاه اشرف غنی ابراز داشت و شکوه و شکایتی که داکتر عبدالله از اشرف غنی با ایقاض به نشان دادن چهره دوم خود ابراز داشت و پافشاری که رییس جمهور غنی بر موضع خود در بی تفاوتی بر هشدار داکتر عبدالله نشان داد، چنان به نظر میرسد که بازیگران سیاسی در آخرین پرده نمایش قدرت صدر نظام تمام پلهای رفتن به سوی همدیگر را شکسته اند. سیاستمداران ناکامی که نه آبروی برای افغانستان در مقیاس جهانی باقی گذاشته اند و نه جمله یی برای اظهار نظر مشترک همدیگر.
از این به بعد سیاست در افغانستان به بن بست رسیده و ابتکار عمل از دست حکومت وحدت ملی رفته است.
به کمک اشتهارات و اظهارات حامد کرزی و رییس جمهور غنی طالبان در مقابل دولت از سطح یک گروه شورشی به جایی رسیدندکه اکنون ایران، روسیه،چین و پاکستان با افتخار از ارتباط با آنان علنا سخن میگویند و حتی اشتراک کنندگان کنفرانس مسکو خواهان بیرون شدن نام رهبران طالبان از لیست تعذیرات سازمان ملل شده اند، بگواژ درزیردیوار ارگ به نفع طالبان فعالیت دارد وطالبان رها شده از زندانها درجبهات با دولت میجنگند وبر خانه ملا سلام ضغیف در کابل حمله میشود و رهبران طالبان در قصر های قطر دربارنموده اند. در حالیکه در مقابل ، پروژه امضای موافقت نامه حکمتیار با حکومت وحدت ملی با یک ضربه فنی روسیه و فرانسه از بالای میز سر منشی سازمان ملل برای ششماه خارج شد و بیرون کشیدن نام حکمتیار از لیست تعذیرات سازمان ملل به تعویق افتاد.
در جنوب کشور درهلمند، قهرمانان میزهای گرد تلویزیون ها حتی نتوانستند یک وجب پیشروی مشهود نشان دهند و کارشان به نصب کامره های ترصد در اطراف شهر لشکرگاه به خاطر جلوگیری از سقوط آن شهر انجامیده ، تفنگداران دریایی امریکا باردیگر بخاطر جلوگیری از سقوط لشکرگاه به هلمند میروند.
تعاملات عطا محمد نور به خاطر مخالفت صلاح الدین ربانی و پایگاه جهادی شورای نظار در پنجشیر متوقف شد که به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت : حکومت وحدت ملی با سیاست های خام خود به بن بست رسیده . به نظر میرسد متفقین دیگر توان دیدن به چشمان همدیگر را در دور یک میز از دست داده اند.
درهیچ اتحاد تاکتیکی سرانجامی چنین تلخ وبدفرجام وتعاملاتی چنین ناسنجیده وخام به مشاهده نرسیده است.

چرا های سیاسیء که در حل آن کارشناسان گیچ اند

ژانویه 5, 2017

t
نوشته: محمد داود سیاووش
اینکه کنفرانس مسکو در باره افغانستان، بدون حضور نماینده حکومت وحدت ملی و به اشتراک نمایندگان روسیه ، چین و پاکستان دایر شده، خواهان بیرون شدن نام رهبران طالبان از لست تعذیرات سازمان ملل شد و نمایندگان طالبان در قطر از این تصمیم پشتیبانی نمودند و همزمان فرزند حکمتیار طالبان را خوارج خوانده و روسیه با بیرون شدن نام حکمتیار از لیست تعذیرات سازمان ملل مخالفت نموده و همزمان رسانه ها از دادن سلاح ضدهوایی از طرف روسیه به طالبان و کاهش حملات هوایی بر مواضع طالبان خبر میدهند و ازجانبی ایالات متحده ازتدویر کنفرانس مسکو ابراز پشتیبانی نموده و اوباما قبلا از عدم توانایی ایالات متحده در سرکوب طالبان سخن گفته و ترامپ فاصله دموکراسی با افغانستان را از نظر زمانی هزار سال تعیین میکند، سوالاتیست که حل آن را باید در چراگاه ابدیت جستجو نمود ،چون در حال حاضر کارشناسان از تفسیر و تحلیل حوادث پشت پرده عاجز اند ، زیرا رمز و راز اسرار پشت پرده را فقط دیوار هایی میدانند که موش دارند و موش هایی میدانند که گوش دارند.
چنان به نظر میرسد که در رابطه به طالبان کشور های پاکستان،چین ،روسیه و امریکا ظاهرا به نتیجه واحد رسیده باشند و اما اینکه موقعیت ایران و هندوستان در کجا این معادله قرار دارد؟ هنوز معلوم نیست.از قراین چنان بر می آید که انتظار یک جنگ شدید داعش با طالبان و طالبان با حزب اسلامی را در شمال باید داشت و هرگاه توافق پشت پرده یی مانند معاهده ( بفر) صورت گرفته باشد، باز هم معلوم نیست که مانند روزهای آخر حکومت نجیب موقعیت و سرنوشت حکومت وحدت ملی در کجای کار قرار خواهد داشت، حکومتی که به عوض تحکیم پایگاه و موقعیت خویش هر روز خشتی از دیوار آن با اختلافات و معاملات پنهان فرومیریزد و تیشه به ریشه خویش میزند.
آمدن جنرال دوستم پایتخت را ظاهرا از خطر سقوط نجات داد، اما اینکه موضع جمعیت با توجه به اختلافات عطا محمد نور با داکتر عبدالله رییس اجراییه و نزدیکی عطامحمدنور با رییس جمهور غنی به کجا خواهد کشید و موقعیت حزب وحدت و سرنوشت موافقتنامه با حکمتیار با اینهمه پارادوکس مشهود چه خواهدشد باید مترصد ماند. اختلافی که در روز تجلیل از سالروز قانون اساسی (که با اتهام جعلکاری مواجه است )به اوج خودرسیده، داکترعبدالله باشکوه ازتمرکز قدرت بدست یک شخص و بالهجه نرم ضرورت تعدیل قانون اساسی را مطرح میسازد اما رییس جمهور غنی با شدت لهجه از تطبیق موادقانون موجود در زیرسقف یک تالار همزمان و ازکنار همدیگر در مخالف هم سخن میگویند.