Archive for the ‘سیاسی’ Category

کی ها و چرا میخواهند جنگ داخلی در افغانستان آغاز شود؟

ژانویه 26, 2017

نوشته : داودسیاووش
از نظر نظامی:
درشرایطی که لشکر گاه محاصره میباشد، در ارزگان ملایعقوب و افسران آی اس آی آمده، در مهمان خانه والی کندهار دیپلومات های عرب کشته میشود، در ننگرهار داعش خانه ها را آتش میزند، در فراه از جنگ ها گزارش داده میشود،در بدخشان افراد داعش با خانواده های شان جابجا میشوند، در فاریاب و سرپل و جوزجان جنگهای پراگنده جریان دارد،بخشهایی از بادغیس به دست طالبان افتاده، در پکتیا و پکتیکا خانواده های طالبان از وزیرستان انتقال یافته، در بغلان طالبان امنیت ولسوالی های اطراف پلخمری را به مخاطره انداخته، در کندز هنوز طالبان فعالیت مینمایند و حتی از دریافت کمک های روسیه به آنان گزارش داده میشود،در نورستان طالبان فعالیت دارند ،جنگلات کنر هرروز توسط افراد مسلح قطع و قاچاق میشود وحتا ازمراکز تربیت دهشت افگنی درغوربند گزارش داده میشود.
از نظر مالی و اقتصادی:
درشرایطی که هنوز کشور مارکیت اموال استهلاکی پاکستان و ایران بوده ،واردات به میلیارد ها و صادرات کشور به میلیونها محاسبه میشود ودر همین حال حکومت با چنگ و دندان در پی ارتقای عواید دولت از گوشت و پوست و استخوان مادری که یکصدافغانی کارت موبایل به خاطر برقراری تماس با فرزندسربازش در جبهه جنگ خریده وآن کارمند وشهروندی میباشد که به اصطلاح دخل اش یک و خرچ اش بیست بوده بیلانس دخل و خرچ خانواده در پرداخت معاش اش اصلا مدنطر نیست و از هر ده نفر (به حساب سی میلیون نفوس) یک شهروند جوان معتاد در زیر پلها و کناره های جاده ها و خیابان های مرکز و ولایات خوابیده و صدها هزار جوان بیکار در هر گوشه و کنار به چشم میخورد .
از نظر سیاسی:
درشرایطی که تسمه های اتصال متحدین دو تیم از هم گسیخته، طرفداران رییس جمهور غنی به شعوب و قبایل و گروه های مختلف تقسیم شده و طرفداران داکتر عبدالله با وی بخاطر عدم قاطعیت دست و گریباننند و حامد کرزی و انور الحق احدی، احمد ضیا مسعود و حتی قیوم گوچی کاکای رییس جمهور از بطن و متن ارگ فلوت نموده به آدرس رییس جمهور غنی تحفه های انتقادی میفرستند و عطا محمد نور و صلاح الدین ربانی به مثابه دو شاهرگ تیم داکتر عبدالله با وی هر روز گلاویزاند و خطوط اتحاد ها در گروه ها، تشکیلات و موضعگیری های متضاد با متحدین قبلی منقسم و منشعب گردیده و ارزیابی های کارشناسان نشان میدهد که از مجموع مواد قانون اساسی ( صرف نظر از جعلکاری های خموشانه در آن) فقط یک ماده آن پامال نشده که در آن نوشته شده پایتخت افغانستان شهر کابل است . انتخابات تا موعد نامعلوم ملتوی میباشد، تذکره یا شناسنامه برقی توزیع نشد ، لوی جرگه دایر نشد، ولسی جرگه خارج دوره معینه قانون اساسی به کار خود ادامه میدهد، اننخابات شورای ولسوالی ها برگزار نشد و جان کیری رفت اما جایگاه حکومت وحدت ملی در قانون اساسی نا تعریف ماند .
در چنین وضعیتی که مخالفان نظام تا درواره های پایتخت رسیده و از درون نظام کسانی به فکر رها نمودن زندانیان طالبان به نام حزب اسلامی میباشند و کسانی در فکر مهمانی ها و مشایعت مسلحانه از زرداد فریادی و در خارج از کشور دولت های روسیه ،چین و پاکستان با اجندای خود و به دور از حکومت افغانستان پیرامون مساله افغانستان در مسکو مذاکره نموده حتی خواهان بیرون شدن نام رهبران طالبان از لیست تعذیرات سازمان ملل شده همزمان موافقت نامه با حزب اسلامی را روسیه و فرانسه با با مخالفت به برون شدن نام حکمتیار از لیست تعذیرات با استفاده از حق ویتو تا شش ماه معطل میکنند.
از نظر امنیت پایتخت:
درشرایطی که ریاست جمهوری، ریاست اجراییه ، وزارت ها و سفارت ها با غصب سر ک و پیاده رو های عمومی به اطراف دفاتر شان دیوار ها و حصار های مضحک سمنتی بخاطر ترس از حملات بر دفاتر و اقامتگاه هایشان میکشند.
از میان این همه بحران و جنگ و خونریزی و آدم کشی و قطاع الطریقی و اختطاف و حتی نکاح دو خواهر توسط یک فرد چند سفیر کشور های غربی هی میدان و طی میدان به دفتر رییس جمهور رفته ناراحتی و تاثر عمیق شان را از شکایت پیرمردی به رییس جمهور ابراز مینمایند که با اظهاراتش در تلویزیون آبروی خود و خانواده اش را برباد داد و با این حال دادستان کل یا لوی سارنوال کشور نیز قلم را از جیب کشیده به اصطلاح امر جلب بادیگاردان جنرال را به وزیر داخله در شرایطی مینویسد که حکومت حتی توان تامین امنیت پارک مکروریان سوم جوار وزارت شهرسازی را ندارد که در آن هر روز مبایل های افراد به زور گرفته میشود وسرنوشت پرونده های قتل فرخنده ،خلیل اندارابی، کابل بانک ، شهرک هوشمند وانفجار و انتحارهای شاه شهید ، ریاست ده و … هنوز معلوم نیست . در همین حال سخگوی رییس جمهور نیز عقب استیژ رفته موقف ریاست جمهوری را از برج عاج مبنی بر تطبیق قانون و بیطرفی رییس جمهور در این پروسه اعلام میکند و رییس اجراییه پس از آن« اشتباه تاریخی اعلام خبر کشته شدن جنرال دوستم در غورماج) این بار مهر سکوت بر لب میگذارد.
اینکه در چنین شرایط بغرنج و پیچیده سیاسی و از میان اینهمه پرونده ها چرا و چگونه قضیه ایشچی برجسته میشود سوالیست که شهروندان عامی و عادی افغانستان را گیچ نموده و همه میپرسند:
حکومتی که حتا جلو کیسه بر را در پایتخت گرفته نمی تواند و رشوه در آن مانند آب خورده میشود و قانون مانند تار خام پاره و شکسته میشود، این دست بردن به گریبان معاون اول رییس جمهور با کدام پوتنسیل صورت میگیرد؟
یک نگاه استعجالی وگذرا به گذشته نه چندان دور کشور نشان میدهد که پس از سقوط حکومت نجیب، با یک فیر نامعلوم از یک پوسته به پوسته دیگر جنگی در کابل در گرفت که به ویرانی پایتخت و کشته و آواره و زخمی شدن هزاران انسان منجر شد و تاکنون سلسله آن ادامه دارد.
اما اینکه سازندگان و گردانندگان چرخ نظام ، چگونه در وضعیتی که عقده های دامن زده شده سالهای اخیر، کشور را تا سرحد یک انفجار در معرض خطر قرار داده به این انبار باروت غیر مسولانه آتش میزنند دلیل اش روشن نیست.
در شرایطی که معلوم نیست اگر ایالات متحده در درگیری به طرفداری هیچیک دست به ماشه نشود چون برنامه داخل شدن دهشت افگنان به آسیای میانه به نظر میرسد با به قدرت رسید ترامپ برهم خورده و صفوف جمعیت و شورای نظار و حزب وحدت که از حکومت وحدت ملی عمیقا ناراض اند در کنار رهبران دولتی شان قرار نگیرند و عقده های حادثات جاده دهمزنگ، بخاک سپاری امیر حبیب الله، حادثه غورماچ و… انفجار نماید سر نوشت کشور به کجا خواهد کشید.
نگرانی مردم از این است ، در حالیکه اکثر رهبران حکومت وحدت ملی خانواده های شان را به خارج از کشور انتقال داده اند و میتوانند هرلحظه با یک بکس پر! صحنه را ترک نمایند، سرنوشت آن خانواده های بی پناه وبیگناه و آواره و بیجاره و مستمندی که حتی توان خوابیدن با شکم سیرولباس گرم را دراین سرمای چله ندارند، در این جنگی که از کنترول خارج شده تمام ناراضی های از دولت رانده شده با فورمول( مخالفی مخالف یعنی دوست) در کنارهم قرار گیرند چه خواهد شد؟ و آیا افغانستان به حلب و موصل ثانی مبدل نخواهد شد؟

دونا روهرا باکرمیگوید: ترامپ افغانستان را نباید از نظر بیاندازد.

ژانویه 23, 2017

نویسنده: دونا روهراباهاکر رییس کمیته روابط خارجی کانگرس آمریکا
برگردان: ک. همسخن

ایالات متحدۀ آمریکا در افغانستان باید رویکردش را تغییر بدهد؛ جان هزاران انسان گرفته شد، ده ها بیلیون دالر طی پانزده سال در افغانستان مصرف شد. اما، ایالات متحدۀ آمریکا نتوانست به اهداف کلیدی اش نایل گردد- ماموریت آمریکا در افغانستان ناکام شد.
حالا چه باید کرد؟ روی کرد کنونی ما، اگر تداوم هرج و مرج را در افغانستان تضمین کند و درب ورودی آسیای مرکزی را به روی افراطگرایان اسلامی باز بگذارد- چنین حالتی یک شکست استراتژیک را برای ایالات متحدۀ آمریکا در پی خواهد داشت. رادیکالیسم اسلامی، تلاش جدی می کند افغانستان و پاکستان را در اختیار داشته باشند و سپس به آسیای مرکزی گسترش پیدا کنند.
شکست در افغانستان به این معناست که ما احتمالن به یک جنگ جهانی دیگر رو به رو می شویم. ترکیه به یک دولت اسلامی تبدیل شده است و کشورهای حاشیۀ خلیج فارس گروه های تندرو سنی مذهب و تروریستان را به شمول افراطگرایان در افغانسان به هدف محاصرۀ آخندهای ایران حمایت مالی می کنند.

آیا اسلامگرایان به هدف خود خواهند رسید؟ نخیر، ما نمی خواهیم آنها به هدف برسند، آنها(رادیکالیسم) باید به شکست مواجه شوند؛ چون وضعیت قابل مدیریت است- یک استراتژی جایگزین(استراتژی جدید)می تواند از یک فاجعۀ استراتژیک بعدی جلوگیری کند.
تلاش های بی حاصل دولت-ملت سازی ما در افغانستان بر روی سه ستون لرزان استوار است که ضرورت به تجدید نظر دارند:
-تصمیم گیری سیاسی به شدت متمرکز
– کنترل بیش از حد پشتون ها برحکومت متمرکزی، بر پلیس ملی و ارتش ملی افغانستان
– احترام و اعتماد بیش از حد به منافع و سیاست های پاکستان در افغانستان و منطقه

این سیاست و طرح ناقص ریشه درتاریخ رویداد های مهم افغانستان مدرن دارد: یعنی ریشه درحملات ایالات متحدۀ آمریکا به افغانستان(در پاسخ به حملات یازدهم سپتمبر) و پس آن توافقنامۀ نشست بن در سال 2001 به منظور بازسازی دولت-ملت در افغانستان پساجنگ. پس از شکست طالبان، سازمان ملل متحد و ایالات متحدۀ آمریکا یک پشتون-حامدکرزی- را به حیث نخستین رییس جمهوری بالای مردم افغانستان خلاف خواست آنها تحمیل کردند. بعد از آن، جامعۀ جهانی و ایالات متحدۀ آمریکا در نشست تصویب قانون اساسی سال 2002 با وجود مقاومت داخلی علیۀ ساختار متمرکز سیاسی مردم افغانستان را مجبور به پذیرش نظام چنان ساختاری کردند.

پس از آن که کرزی در سال 2014 صحنۀ قدرت سیاسی را ترک کرد، ایالات متحدۀ آمریکا تلاش ورزید تا نقش خود را در فاسد ترین حکومت اصلاح کند که حکومت مشارکتی-اشرف غنی رییس جمهوری و عبدالله عبدالله رییس اجرایی را با یک روش گندیده و نا متعارف تقسیم قدرت برمردم افغانستان تحمیل کردند و این آرایش نیز شکست خورده است.

اکنون زمانی آن فرا رسیده است که مردم افغانستان سرنوشت سیاسی شان را خود تعیین کنند. آنها(مردم افغانستان) باید آزادی و اختیار داشته باشند که:
– سیستم سیاسی فدرال را انتخاب کنند
– رهبران را بدون محک تباری انتخاب کنند
– مرز پاکستان و افغانستان(خط دیورند) را به رسمیت بشناسند
– ایجاد شبه نظامیان محلی و پاسبانان شهری را ایجاد کنند

ایالات متحدۀ آمریکا و دیگر قدرت های غربی باید منافع همه کشورهای منطقه به شمول هندوستان و ملت های آسیاسی مرکزی را در افغانستان در مد نظر بگیرند. مردم افغانستان باید بر ضد کشت خشخاش مبارزه کنند، به مواد کیمیاویی ضد خشخاش دست رسی پیداکنند. خشخاش عمدتن در مناطق پشتون نشین زرع و تولید می شود که ستون فقرات طالبان و شبکه های تروریستی در پاکستان می باشد و سبب فساد و فشار سیستماتیک بر یک بخش بزرگ اقتصاد افغانستان می گردد.

ما سیستم سیاسی ی را ایجاد کردیم که کابل را در کنترول کشورتوانمند بسازد، اما سوگمندانه برعکس به صورت دراماتیک نا امید کننده است و این ساختارسیاسی افغانستان را غیر قابل کنترول می سازد و متحدان طبیعی مارا تضعیف می کند- کسانی را که برضد رادیکالیسم مبارزه می کنند،عمدتن تاجیکان، هزارگان و ازبیکان در جامعۀ چند تباری افغانستان اکثریت هستند. اما، ما تاکید بر تضعیف آنها و خوش خدمتی به پشتونها داریم- گروه قومی که اکثریت رادیکالیسم از میان آنها ظهور می کند.

تا امروز، تمام استانداران، شهرداران، فرماندهان پلیس و حتا معلمان مکاتب ابتدایی را رییس جمهوری مقرر می کند! این کار نه تنها فساد را گسترش و تشویق می کند که مشروعیت را نیز از تضعیف می کند. مردم از این که شهرداران، استانداران و تطبیق کنندگان قانون از سوی حکومت مرکزی برآن ها(مردم)تحمیل می شوند خشم دارند. آمریکایی ها هرگز این گونه دست باز و گستردگی بیش از حد چنین حکومتی را تحمل نمی کنند.

یکی از نمونه ای که نشان می دهد سیاست شکست خوردۀ ما اوضاع را وخیم تر می سازد، تلاش به هدف ترور جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری است- کسی که پیروان او(دوستم) در ولایات شمالی اکثریت مردم را تشکیل می دهند. به یاد بیاورید زمانی را که پس از حمله بر مرکز تجارتی جهان و پنتاگون، جنرال دوستم رهبری نیروی های جنگندۀ محلی ازبیک، تاجیک و هزاره را غلیۀ طالبان به عهده داشت. آنها قادر بودند که ارتش طالبان را به کمک هوایی و نیروهای ویژۀ آمریکا شکست بدهند، نبرد فقط یک آمریکایی را قربانی گرفت. دوستم مبارزان اسب سواری را رهبری می کرد که علیۀ تانک و تفنگ طالبان موضع گرفته بودند. حالا، او و سربازان اسب سوار نظامی اش تصویر شبیه یاد بود نیروهای ویژۀ ایالت متحدۀ آمریکا را مجسم می سازند- این بنای یاد یود درمنهاتن و درمقابل مرکز تجارتی جهان قرار دارد.

امروز، شمال افغانستان-دروازۀ ورودی آسیای مرکزی- به آمارج نیروهای طالب و داعش مبدل شده است. ارتش ملی افغانستان توانایی شکست دادن آن ها(طالب و داعش) را نداشته است، دوستم معاون رییس جمهوری خودش جهت حمایت آنها و دفع حملات نیروهای تروریستی طالب به خط مقدم می رود. در ماه اکتوبر، زمانی که دوستم از راه فاریاب سفرمی کرد کاروان حامل وی کمین زده شده. بیشتر از پنجاه تن محافظان وی کشته شدند و شمار زیادی زخمی شدند. دوستم به دشواری جان خود را نجات داد. این حمله سزاوار شدیدترین تقبیح است و تشخیص هرنوع پاسخ منفی توسط دولت اوباما دشوار بوده است.

گریز نیروهای ارتش و دیگر واحد های نظامی چندساعت پیشتراز وقوع حمله و تنها گذاشتن معاون رییس جمهوری با نیروهای شخصی اش که از وی دفاع کنند- نشان می دهد که دسیسۀ شیطانی در کار بوده است. این رویداد مثال سادۀ از بی تفاوتی حکومت پشتونی در دفاع ازمناطق غیرپشتون علیۀ طالبان و داعش است. این حکومت برای کسانی که به هدف یک جامعه معقول، مناسب و با ثبات مبارزه می کنند به خوبی پاسخ نمی دهد. آیا کسی از داخل حکومت مرکزی جزئیات سفر دوستم را با جنگجویان طالب شریک کرده بود؟ هم چنان چرا حکومت مرکزی پشتونی در برابر حملات مکرر طالبان و داعش بر مناطق غیر پشتون بی تفاوت است؟
هنوز برای ایالت محتدۀ آمریکا و متحدانش نا وقت نیست که تغییرات لازمی را به وجود بیاورند. کانگرس به موضوع توجه دارد. سقوط گزینه نیست و نباید باشد. حکومت مرکزی کابل در حال باختن و طالبان درحال به کنترل اراضی وسیع هستند. افزایش بیشتر نیروهای آمریکا و مصرف پول راه حل نیست، بلکه رهبرانی است که با چشم انداز تغییر در رویکرد و توحید ارادۀ سیاسی به هدف حاصل آنچ که در پی بردن آن هستیم می باشد. پیروزی ما مستلزم روش های سیاسی، اقتصادی و نظامی مفتاوت است. واشگتن دی سی باید با اعمال رهبری اخلاقی و خروج از رهبری نظامی، تغییرات سیاسی مطلوب و مورد نیاز را به وجود بیاورد ؛ و به مردم افغانستان اجازۀ پیروزی بدهد.
رهبران نظامی ما به وجه احسن برای توان مندسازی دفاعی نیرو های نظامی و جنگی افغانستان تلاش کرده اند اما، جوهر چالش ها به شمول نا کارگی نظامیان بر می گردد به طبعیت سیاسی حاکم در میان ارتش آن کشور.
با دادن اختیار تصمیم گیری به کمونیته های مردمی و پشتیبانی لازم- مشمول کمک های هوایی، عرضۀ خدمات محلی، حمایت های پزشکی و همکاری استخباراتی آن رهبران نظامی(مردمی)قادربه تغییر وضعیت خواهند بود. الایات متحدۀ آمریکا و متحدانش با پرداخت یک هزینۀ منطقی می توانند این امر را عملی کنند.

نا آگاهانه و به گونه حیرت انگیزی برخورد با قوانین فعلی از پیروزی جلوگیری می کند. به نظر می رسد بیشتر وکیلان مدافع، جنگ را رهبری می کنند نه فرمانده هان نظامی. این افراط بیش ازحد در قانونمندی ابزار جنگی به دقت در نظر گرفته شده است تا احتمالن گراف گشته ها و زخمیان غیرنظامی را به کمترین سطح اش پائین بیاورد. متاسفانه هیچ چیزی به عنوان «جنگ خوب » وجود ندارد، به ویژه در آن بخش از جهان- ما باید چاره ای بیابیم که جنگ ها را بدون کشتن قصدی هیچ کسی ببریم. همچنان ما باید همیشه این اندرز تئودور روزولت را یاد دهانی کنیم:« هرگز کسی را به نرمی مزن»

افغانستانی هایی که مانند جنرال دوستم، خطر می پذیزند و به دفاع از مردم و خانواده ها برضد رادیکالیسم مبارزه می کنند، نباید توسط افراطگرایان کشته شوند- روایت ها نشان می دهد که آن مردمان عمدن به وسلیۀ افراطگرایان هدف قرار می گیرند. در عین حال اگر یک فرد ملکی بدون قصد کشته شود، آمریکا نمی تواند واحد های نظامی طالبان را درمناطق پشتون نشین هدف قرار دهد- با این روش دوگانه نمی توان ایستادگی کرد
در آخر ما باید بدانیم که پاکستان دوست ما نیست. می باید کمک های نظامی به اسلام آباد را متوقف سازیم، برای آنکه طالبان را حمایت می کند- طالبانی که شهروندان و متحدان آمریکا را می کشند.
ایالات متحدۀ آمریکا باید درب گفتگو را با رهبران با اعتبار پاکستانی- رهبران بلوچ، سندی و رهبران اقلیت پشتون باز کند. هند به عنوان نیروگاه جهان درحال ظهوراست. هم چنان آسیای مرکزی می خواهد به روابط تجاری میان چین، روسیه و جاپان افزایش دهد. شکست اسلامگرایان افراطی، گروه های تروریستی و افغانستان با ثباتی که همه اقوام در آن حرمت شوند منافع مشترک کشورهای منطقه درآن نهفته است.
یک افغانستان با صلح و ثبات و وابسته به ساختار اقتصادی«پان آسیایی»که درحال ظهور است- در نهایت می تواند وضعیت را به حالت عادی و رفاه برگرداند و این یک ضرورت مبرم است.
دونالد ترامپ، رییس جمهوری منتخب می گوید: در مورد سیاست های ناکام داخلی و خارجی بازنگری می کند. او(ترامپ) افغانستان را نباید از مد نظر بیاندازد. مدیریت دقیق هزینه ها- تغییر اساسی در سیاست و رویکردها هم اکنون می تواند سود استراتیژیک کلانی را درکوتاه مدت به ارمغان بیاور
ازوبلاک رزاق مامون

نگاهی به سیاست (افزاری) و (اسعاری) حکومت وحدت ملی

ژانویه 20, 2017

i1

نوشته:محمد داود سیاوش
وقتی نرخ و ارزش مبادله انسان در بازار سیاسی افغانستان تا سطح مبادله ارز اسعار سرای شهزاده نزول میکند، در فرجام این معامله میتوان نتیجه گرفت که فاجعه یی در انتظار جامعه میباشد.
کسانیکه این سیاست پیشگان و سیاست بازان را چون اسعار در بازار معاملات سیاسی با ایتلافها و اختلافها هرروز صبحگاهان با قیمت بلند میخرند و شامگاهان ارزان میفروشند زیان و نقصان این معامله را قبل از هرکس خودشان متحمل خواهند شد.
اینکه کسی ، نیرویی را در روز انتخابات بهترین متحد و موتلف و پس از پیروزی به مثابه پرزه فالتو و اکسپایر شده تصور کند، در پایان این رسوم بد فرهنگی عنعنه یی در سیاست عرفی افغانستان میراث خواهد ماند که در هیچگونه ایتلاف و اتحاد در آینده، کسی به کسی اعتماد نکرده حتی از لحظه قول دادن به همدیگر بدون نگاه کردن به چشمان یکدیگر در یک اتحاد تفننی به فکر حذف و از صحنه کشیدن و فریب دادن هم خواهند بود، که به این ترتیب مفهوم ایتلاف و اتحاد جایش را به معاملات تبادله اسعار گونه و کار در سرای شهزاده و نوسانات نرخ اسعار خالی خواهد کرد.
با توجه به اینکه در فرهنگ سیاست ایتلافها و اتحاد ها در کادر اصول کار بدی نبوده وبر مبنای وجوه اشتراک و حفظ اختلاف به اشکال موقت،دایمی، تاکتیکی و استراتیژیک با رقیبان و حریفان میتواند صورت گیرد، اما اینکه در این بازار دل آزار ارزش انسان تا سطح نوسانات ارز پایین بیاید و در نوسانات تبادله روزمره مناسبات، مورد استفاده قرار گیرد خیلی وحشتناک بوده جامعه را دچار انحطاط، دپریشن و از خود بیگانگی میسازد. که به این ترتیب مفهوم اصولی متحد و مخالف و ایتلاف های سیاسی به کلی نابود خواهد شد و خطوط محافظه کار، بنیاد گرا،اصلاح طلب، چپ و راست قابل تشخیص و رویت نبوده حتی خط پای جامعه جهانی نیز در این روند گم خواهد شد که مواردی از آن را بر میشماریم:
– اینکه کسی پس از یک دهه حکومت به حمایت امریکا بیرق مخالفت با امریکا را در افغانستان بلند میکند.
– اینکه کسی پس از یک عمر تحصیل و زیست در غرب با به قدرت رسیدن میخواهد پوهنتون یا دانشگاه های اناث و ذکور را از هم جدا سازد و در حالیکه سنگ وفاداری به خط مشی شاه امان الله رابه سینه میکوبد در عمل مخالف اولین اقدام شاه امان الله گام بر میدارد.
– اینکه جهان آزاد از قانون اساسی ء پشتیبانی میکند که نسخه اصل نشانی شده مصوب لویه جرگه با نسخه توشیح شده آن در چندین مورد اختلاف دارد.
– اینکه عاملان بزرگترین تقلب انتخابات ریاست جمهوری جهان در افغانستان به مقام مشاوران ریاست جمهوری بدون هیچگونه پاسخ گویی بر گزیده میشوند.
– اینکه حکومت وحدت ملی در وراء احکام قانون اساسی تشکیل شده حتی یک خط اصلی توافقنامه را بشمول تدویر لویه جرگه عملی نساخته و تا زمان لایتناهی به حکومتداری ادامه میدهد.
– اینکه ولسی جرگه یا مجلس نمایندگان خارج وقت رسمی فعالیت مشخص شده در قانون اساسی، به جلسات پا در هوا و بی نتیجه ادامه داده از امتیازات مادی و معنوی شورای ملی به شکل غیر قانونی استفاده میکند.
– اینکه کمیسیون ناوقت تشکیل شده انتخابات میخواهد انتخابات آینده را با کارتهای تقلبی که به قول رسانه ها به تعداد افراد نفوس کل کشور به چاپ رسیده بدون توزیع شناسنامه برقی تدویر نماید.
– اینکه از تریبیون ولسی جرگه که دوره قانونی کار آن سپری شده شعار های حمایت از خلافت بغدادی و امارت طالبی بلندمیشود.
– اینکه در جنوب کشور با رسیدن پای ملا یعقوب و ماموران( آی –اس- آی ) به ارزگان به قول رسانه ها در اتاق ملاقات با دیپلومات های عرب در کندهار صدای انفجار بلند میشود و در شرایطی که دولت افغانستان درآن انفجار پای( آی- اس- آی) و شبکه حقانی را دخیل میداند لوی درستیز پیشین پاکستان راحیل شریف به صفت فرمانده مبارزه با ترور در ایتلاف به رهبری عربستان سعودی گماشته میشود.
– اینکه در بحبوحه این انفجار ها و انتحار ها حکیم مجاهد طالبان را فرشته گان مینامد و ریاست اجرائیه سبک دوشی حکیم مجاهد را پس از آن از شورای صلح اعلام نموده و حکیم مجاهد مدعی میشود که از وظیفه سبکدوش نشده چون تنها رییس جمهور صلاحیت سبکدوشی وی را دارد.
– اینکه پولیس اسکاتلند بخاطر بررسی کشته شدن دیپلومات های امارات به کندهار آمده و همزمان یک مقام امارات با کلمات مستهجن افغانهارا مخاطب قرار داده و انفجار را ناشی از اختلافات درونی وانمود میسازدو طالبان پای شان را از این ماجرا پس میکشند.
– اینکه در شرایطی که از رهبران دولت افغانستان در مراسم انتقال قدرت از اوباما به ترامپ دعوت نشده و تنها بارک اوباما با رییس جمهور غنی و داکتر عبدالله تماس وداعیه تلفونی برقرار میکند.
– اینکه با دور زدن صلاح الدین ربانی و داکتر عبدالله ، مذاکره رییس جمهور غنی با عطا محمد نور پس از واکنش تند جمعیت و شورای نظار بی نتیجه میماند.
– اینکه پس از فیر نه ملیون مرمی و سه میلیون لیتر روغنیات به قول رسانه ها در هلمند کار دفاع از لشکر گاه تا سطح نصب کامره های ترصد بخاطر جلوگیری از سقوط شهر افول میکند و تفنگداران دریایی امریکا باردیگر بخاطر جلوگیری از سقوط لشکرگاه وارد هلمند میشوند و در همین حال دست قدرتمند نظامی متحد رژیم یعنی معاون اول با خاموش ساختن جنرال دوستم بسته میشود و راه برای عبور جنگجویان به آسیای میانه بازمیگردد.
– اینکه در کنفرانس پیرامون افغانستان در مسکو چین، روسیه و پاکستان به دور از حضور نماینده دولت افغانستان خواستار بیرون شدن نام رهبران طالبان از لیست تعذیرات سازمان ملل میشوند و همزمان قوای نظامی روسیه در سرحدات افغانستان با تاجکستان مستقر میشود و اسماعیل قاسمیار به عدم توانایی شورای صلح در تامین صلح به خاطر مداخله روسیه شکوه سر میدهد و در جنوب کشور زاخیلوال با مولوی سمیع الحق پدر طالبان در پاکستان ملاقات سری و پشت پرده مینماید.
– اینکه همزمان با آوردن حکمتیار به صحنه سیاسی روند اجرای توافقات حزب اسلامی با دولت در بسیاری مورد پا در هوا مانده و همزمان جناح طرفدار حکمتیار در حز ب اسلامی با طالبان مواجه لفظی میشود.
با توجه به نکات فوق میتوان نتیجه گرفت که حکومت وحدت ملی با اتخاذ سیاست های (افزاری) و (اسعاری) یکبار مصرف با متحدین ، در صحنه سیاسی فضایی را در کشور مستولی ساخته که از تندرو ترین بنیاد گرا تا پرطمطراق ترین چپی همه در زیریک سقف برای زدن و از صحنه کشیدن همدیگر درتلاش اند که با این حال میتوان گفت در چنین شرایط:
طلب منصب عالی نکند صاحب عقل
عاقل آنست که اندیشه کند پایان را

آدمهایی که خام شدند

ژانویه 9, 2017

نوشته : محمد داود سیاووش
به مصداق ضرب المثل معروف وطنی که : (هرچه خام باشد پخته میشود اما آدم وقتی خام شد پخته نمیشود)، به نظر میرسد معاملات سیاسی افغانستان به جایی رسیده که همه جناح های سیاسی نزد همدیگر خام شده اند.
با اتهام هولناکی که با رضایت حلقات بر سر اقتدار برضد جنرال دوستم معاون اول در رسانه ها دامن زده شد و از دادگاه لاهه مسایلی مطرح شد واتهاماتی که جنرال دوستم در عملیات غورماچ بر حلقات قدرت در کابل وارد نمود و اظهاراتی که احمد ضیا مسعود در نارضایتی از قومگرایی در حکومت وحدت ملی به زبان آورد و اتهامات تندی که احمدشاه مسعود و برهان الدین ربانی و حکمتیار به آدرس همدیگر در گذشته وارد نموده اند و خنده قاه قاه مزه داری که رییس جمهور غنی در واکنش به اظهارات عطا محمد نور سر داد و پاسخ تلخی که عطا محمد نور در واکنش به خنده قاه قاه اشرف غنی ابراز داشت و شکوه و شکایتی که داکتر عبدالله از اشرف غنی با ایقاض به نشان دادن چهره دوم خود ابراز داشت و پافشاری که رییس جمهور غنی بر موضع خود در بی تفاوتی بر هشدار داکتر عبدالله نشان داد، چنان به نظر میرسد که بازیگران سیاسی در آخرین پرده نمایش قدرت صدر نظام تمام پلهای رفتن به سوی همدیگر را شکسته اند. سیاستمداران ناکامی که نه آبروی برای افغانستان در مقیاس جهانی باقی گذاشته اند و نه جمله یی برای اظهار نظر مشترک همدیگر.
از این به بعد سیاست در افغانستان به بن بست رسیده و ابتکار عمل از دست حکومت وحدت ملی رفته است.
به کمک اشتهارات و اظهارات حامد کرزی و رییس جمهور غنی طالبان در مقابل دولت از سطح یک گروه شورشی به جایی رسیدندکه اکنون ایران، روسیه،چین و پاکستان با افتخار از ارتباط با آنان علنا سخن میگویند و حتی اشتراک کنندگان کنفرانس مسکو خواهان بیرون شدن نام رهبران طالبان از لیست تعذیرات سازمان ملل شده اند، بگواژ درزیردیوار ارگ به نفع طالبان فعالیت دارد وطالبان رها شده از زندانها درجبهات با دولت میجنگند وبر خانه ملا سلام ضغیف در کابل حمله میشود و رهبران طالبان در قصر های قطر دربارنموده اند. در حالیکه در مقابل ، پروژه امضای موافقت نامه حکمتیار با حکومت وحدت ملی با یک ضربه فنی روسیه و فرانسه از بالای میز سر منشی سازمان ملل برای ششماه خارج شد و بیرون کشیدن نام حکمتیار از لیست تعذیرات سازمان ملل به تعویق افتاد.
در جنوب کشور درهلمند، قهرمانان میزهای گرد تلویزیون ها حتی نتوانستند یک وجب پیشروی مشهود نشان دهند و کارشان به نصب کامره های ترصد در اطراف شهر لشکرگاه به خاطر جلوگیری از سقوط آن شهر انجامیده ، تفنگداران دریایی امریکا باردیگر بخاطر جلوگیری از سقوط لشکرگاه به هلمند میروند.
تعاملات عطا محمد نور به خاطر مخالفت صلاح الدین ربانی و پایگاه جهادی شورای نظار در پنجشیر متوقف شد که به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت : حکومت وحدت ملی با سیاست های خام خود به بن بست رسیده . به نظر میرسد متفقین دیگر توان دیدن به چشمان همدیگر را در دور یک میز از دست داده اند.
درهیچ اتحاد تاکتیکی سرانجامی چنین تلخ وبدفرجام وتعاملاتی چنین ناسنجیده وخام به مشاهده نرسیده است.

چرا های سیاسیء که در حل آن کارشناسان گیچ اند

ژانویه 5, 2017

t
نوشته: محمد داود سیاووش
اینکه کنفرانس مسکو در باره افغانستان، بدون حضور نماینده حکومت وحدت ملی و به اشتراک نمایندگان روسیه ، چین و پاکستان دایر شده، خواهان بیرون شدن نام رهبران طالبان از لست تعذیرات سازمان ملل شد و نمایندگان طالبان در قطر از این تصمیم پشتیبانی نمودند و همزمان فرزند حکمتیار طالبان را خوارج خوانده و روسیه با بیرون شدن نام حکمتیار از لیست تعذیرات سازمان ملل مخالفت نموده و همزمان رسانه ها از دادن سلاح ضدهوایی از طرف روسیه به طالبان و کاهش حملات هوایی بر مواضع طالبان خبر میدهند و ازجانبی ایالات متحده ازتدویر کنفرانس مسکو ابراز پشتیبانی نموده و اوباما قبلا از عدم توانایی ایالات متحده در سرکوب طالبان سخن گفته و ترامپ فاصله دموکراسی با افغانستان را از نظر زمانی هزار سال تعیین میکند، سوالاتیست که حل آن را باید در چراگاه ابدیت جستجو نمود ،چون در حال حاضر کارشناسان از تفسیر و تحلیل حوادث پشت پرده عاجز اند ، زیرا رمز و راز اسرار پشت پرده را فقط دیوار هایی میدانند که موش دارند و موش هایی میدانند که گوش دارند.
چنان به نظر میرسد که در رابطه به طالبان کشور های پاکستان،چین ،روسیه و امریکا ظاهرا به نتیجه واحد رسیده باشند و اما اینکه موقعیت ایران و هندوستان در کجا این معادله قرار دارد؟ هنوز معلوم نیست.از قراین چنان بر می آید که انتظار یک جنگ شدید داعش با طالبان و طالبان با حزب اسلامی را در شمال باید داشت و هرگاه توافق پشت پرده یی مانند معاهده ( بفر) صورت گرفته باشد، باز هم معلوم نیست که مانند روزهای آخر حکومت نجیب موقعیت و سرنوشت حکومت وحدت ملی در کجای کار قرار خواهد داشت، حکومتی که به عوض تحکیم پایگاه و موقعیت خویش هر روز خشتی از دیوار آن با اختلافات و معاملات پنهان فرومیریزد و تیشه به ریشه خویش میزند.
آمدن جنرال دوستم پایتخت را ظاهرا از خطر سقوط نجات داد، اما اینکه موضع جمعیت با توجه به اختلافات عطا محمد نور با داکتر عبدالله رییس اجراییه و نزدیکی عطامحمدنور با رییس جمهور غنی به کجا خواهد کشید و موقعیت حزب وحدت و سرنوشت موافقتنامه با حکمتیار با اینهمه پارادوکس مشهود چه خواهدشد باید مترصد ماند. اختلافی که در روز تجلیل از سالروز قانون اساسی (که با اتهام جعلکاری مواجه است )به اوج خودرسیده، داکترعبدالله باشکوه ازتمرکز قدرت بدست یک شخص و بالهجه نرم ضرورت تعدیل قانون اساسی را مطرح میسازد اما رییس جمهور غنی با شدت لهجه از تطبیق موادقانون موجود در زیرسقف یک تالار همزمان و ازکنار همدیگر در مخالف هم سخن میگویند.

فرجام حکومت دیوال ها و ان دیوال ها

دسامبر 22, 2016

dostum-criticize-ashraf-ghani
فرجام حکومت دیوال ها و ان دیوال ها
نوشته: محمد داود سیاووش
حتی فردی که هیچگونه علاقه به سیاست نداشته ، سواد ندارد واز بام تا شام به فقیرانه ترین شکل در پی پیدانمودن یک لقمه قوت لایموت فرزندانش در کوچه ها و خیابان های شهر سرگردان است نیز اکنون ازبرکت گوش دادن به اخبار رسانه ها از رادیوی کوچکش میداند که معنی استقبال مسلحانه در آوردن زرداد فریادی به پایتخت و همزمان تدارک اسناد بدنام کننده برای جنرال دوستم و سلب اعتماد رهبر جمعیت از پست وزارت خارجه از طریق پارلمان و کنار گذاشتن برادران احمد شاه مسعود از معاملات مخفی و سلب صلاحیت داکتر عبدالله و در رقابت قرار دادن و دور زدن لقب قهرمان ملی از نام احمدشاه مسعود چیست و کشور به کدام سو در حرکت است؟
رییس جمهور غنی با هشتاد مشاور به اعتراف رسمی و یک صد و چند مشاور به گزارش رسانه ها و داکتر عبدالله با چهل مشاور به اعتراف رسمی و یکصد و چند مشاور به گزارش رسانه ها، با کشیدن حصار بلوک های مضحک سمنتی دیوار ها از چهارراهی ملک اصغر تا چهارراهی فواره آب و پل محمود خان و کلوپ عسکری و تا وزارت صحت عامه و رادیو تلویزیون دولتی و چهارراهی زنبق طلایی متصل به دیوار دفتری که در آن نجیب زندانی بود، معلوم نیست در این زون سبز با این تشکیلات پندیده و متورم مشاوران که حتی تعدادشان به تعداد اعضای پارلمان سر میزند مصروف تمرین الفبای کدام باب صرف به سبک طالبان صرفی میباشند. در حالیکه در خارج این حصار بلوک های سمنتی و دیوار ها محشری از داد و واویلای مردم از مظالم و ستم نظام حاکم ، به افلاک بالاست و دست ها برای نجات از این ظلم و ستم و بی عدالتی و ناروا و رشوه و اختلاس و زورگویی به سوی قاضی الحاجات و مالک عرش و کرسی و سماوات در دعاست.
در تازه ترین گزارش پس از شکستن قلم و نشان دادن بکس جیبی نمایندگان سازمان ملل در کابل و واکنش تند محافل ملی و بین المللی از ناکامی حکومت افغانستان، اینک سر منشی سازمان ملل در گزارشش به شورای امنیت آن سازمان تصویر تاریکی از اوضاع سیاسی و امنیتی افغانستان ارایه کرده است. در گزارش بانکی مون به تنش های موجود فی مابین رییس جمهور غنی، رییس اجراییه عبدالله و معاون اول رییس جمهور جنرال دوستم اشاره شده و گفته شده که دوسال حکومت وحدت ملی شاهد کدام رویداد عمده نبوده است.
در این گزارش آمده که شمار درگیری های مسلحانه از جنوری تا اکتوبر 2016 در مقایسه به همین مدت سال گذشته بیست و دو در صد افزایش را نشان میدهد.
در گزارش گفته شده که قوای امنیتی تنها توانسته اند مراکز ولایات افغانستان را در کنترول خود نگهدارد.درحالیکه در مقابل طالبان در سراسر کشور قوای امنیتی را با مشکل مواجه ساخته و حتی تلاش کردند تا مراکز ولایات هلمند،ارزگان،فراه و کندز را به تصرف خود بیاورند.
این گزارش در حالی منتشر میشود که کشورهای اطراف افغانستان چون روسیه، پاکستان و چین در نظر دارند نشستی را بدون حضور دولت افغانستان برگزار نمایند. روسیه طالبان را گروه سیاسی میخواند و ایران ارتباط با این گروه را انکار نمی کند و در همین حال بارک اوباما چندی قبل گفت ایالات متحده طالبان را شکست داده نمی تواند و جنگ جز زندگی سی سال مردم افغانستان میباشد وباز در همین حال در وضعیتی که همگان گوش به آواز ترامپ رییس جمهور آینده امریکا میباشند به نوشته رزاق مامون ترامپ میگوید:( تا هزار سال دیگر هم به افغانستان دموکراسی نمی رسد)
در چنین شرایط دشوار در حالیکه شایعات سقوط مارجه در رسانه ها میپیچد شورای امنیت به عوض بررسی مکتوب تخلیه مارجه شکایت ایشچی را روی میزگذاشته ورییس جمهور در باره قیرشدن سرک مقابل سرای شهزاده به صفت موضوعات مهم فکر میکند و خبر زندانی بودن زرداد ار طریق اخبار8شب همان شب رد میشود و به قضیه نکاح همزمان دوخواهر توسط یک زورمند اصلا پرداخته نشده نادیده گرفته میشود.از همینجاست که میتوان تصور نمود که در کلیه ابعاد، فضای بی اعتمادی کشور را فراگرفته و نیروهای سیاسی مانند روزهای آخر حکومت نجیب دچار سراسیمه گی و آشفته گی میباشند.
ناظرین سیاسی که از دور این جریانات پارادوکس را از زمان سقوط شاه تا داود وتره کی وامین وکارمل ونجیب و ملاعمر وانتقال جبری مجددی وربانی وکرزی نظاره میکنند به این باوراند که درافتادن غنی با دوستم به معنای پایان عمر حکومت وحدت ملی میباشد.چون آن دوره از نظر تاریخی سپری شده که ازبیک در اردو فقط اردلی می شد وهزاره اجازه شمولیت در عرصه نظامی را نداشت.
تجربه نشان داده با توجه به کاریزمای بزرگی که دوستم درمیان اقوام ازبیک وترکمن دارد کسانی چون گلم جم درزمان نجیب ،اکبربای در زمان کرزی واینک ایشچی آنهم بااین اتهام مضحک در زمان غنی هرگزجای دوستم را پر کرده نمیتوانند.
جای تعجب آنست که سفرای شش کشورغربی چرا از ماجرای ایشچی نظر به حادثه به نکاح آوردن همزمان دو خواهر، بیشتر نا راحت اند. وضعیت مغلق نظامی سیاسی کشور نشان میدهد که موضع گیری به طرفداری رییس جمهورغنی وبرعلیه جنرال دوستم معاون اول در حال حاضربه نفع امریکا نیست.

اعوجاج مبهم جنگ افغانستان

دسامبر 8, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
در حالیکه رسانه ها از ارتباطات طالبان با روسیه و ایران سخن میگویند و در مقابل اتحادیه اروپا تماس گرفتن مستقیم با طالبان را به مفهوم تضعیف دولت افغانستان میخواند، پس از شایع شدن این خبر که گویا طالبان به دلیل موقعیت ضعیف شان حاضر به مذاکره با دولت افغانستان شده اند منابع طالبان هر نوع مذاکره با دولت افغانستان را تا وقتیکه قوای بین المللی از افغانستان خارج نشود ردکردند. این طالبان از مهمانخانه های قشنگ قطر که در بهتر شرایط معیشتی با حمایت پولی (!) زیست میکنندو با بگواژ و برخی حلقات در افغانستان ارتباط دارند، هنگامی این اظهارات را منتشر کردند که رییس جمهور غنی اخطار داد که آنان را مانند شیر خواهد خورد.
موقف واحد دولت های افغانستان و هند در برابر پاکستان:
سرتاج عزیز در حالیکه شکایت نمود که هنگام ورود در کنفرانس قلب آسیا چند دقیقه در میدان هوای دهلی منتظر موتر ماند، در هوتل اقامتش به کسی اجازه ورود برای ملاقات با وی داده نشد و اجازه نیافت کنفرانس مطبوعاتی در حاشیه کنفرانس قلب آسیا دایر کند ،درمقابل در تالار کنفرانس رییس جمهور غنی کمک پنجصد میلیون دالری پاکستان را رد کرد و همزمان نراندرا مودی حاضر شد در کشیدن خط هوایی مستقیم تجارتی از کابل به دهلی از فراز پاکستان با افغانستان کمک دولت هندوستان را اعلام کند. پرویز مشرف حادثات کنفرانس قلب آسیا را برای پاکستان آبرو ریزی و توهین خوانده و حنا ربانی این عکس العمل را به جواب فرصت هایی خواند که افغانستان برای پاکستان داد اما پاکستان در روابط دو کشور از آن استفاده نکرد و سرتاج عزیز سخنان رییس جمهور غنی را خطاب به پاکستان حتی خطاب غنی به پاکستان در سرزمین دشمن پاکستان و برای شنیدن رهبران هند خواند.
پس از کنفرانس قلب آسیا هیات های بلند پایه پاکستان و امریکا به دو کشور سفر نموده پشت درهای بسته ملاقات سری انجام دادند و پس از کنفرانس قلب آسیا رییس جمهور اوباما گفت: که امریکا طالبان را شکست داده نمی تواند و جنگ سی ساله افغانستان را جزیی از زندگی مردم افغانستان خواند.
دستآورد ها و ضعف های دولت افغانستان:
رییس جمهور غنی که با گشودن راه های آقینه و چابهار سر انجام افغانستان را از زندان انحصاری پاکستان رها ساخت هر گاه بتواند راه آهن را از طریق واخان از چین ، از طریق شیرخان بندر از تاجکستان وارد کشور ساخته و بنادر اسلام قلعه، تورغندی ، آقینه، شیرخان بندر، سپین بولدک و تورخم را در داخل کشور از طریق راه آهن به هم وصل کند افغانستان قطعا به شاهراه ارتباط افسانوی راه ابریشم مبدل شده و هر کشور دیگر ی منجمله پاکستان آنگاه در بهبود روابطش با کابل فکر خواهند کرد، اما بزرگترین ضعف سیاسی حکومت رییس جمهور غنی در تحقق سیاست داخلی میباشد که نتوانسته یک سیاست روشن در قبال اقوام و ملیت های باهم برادر افغانستان اتخاذ کند و با استفاده افزاری از افراد و اشخاص روز به روز فاصله مرد م از حکومت بیشتر میشود.
از جانبی بحران بزرگی دامنگیر قوای ثلاثه نظام گردیده و حتی حکومت وحدت ملی را در لحظه کنونی فلج ساخته،ً قوه اجراییه نظر ولسی جرگه را در رابطه به کمیسیون انتخابات ، توزیع شناسنامه های برقی و سلب اعتماد وزرا نادیده گرفت و اعتبار ولسی جرگه اکسپایر شده را جداً نزد مردم زیر سوال برد. قوه قضاییه نتوانست موضع روشن در قبال موضوع سلب اعتماد وزرا اتخاذ کند و کار مبارزه با فساد از پایین ترین سطح یعنی پنجاه هزار افغانی شروع شد که مفهوم خاک زدن به چشم مردم را دارد.
با این حال هرگاه جامعه جهانی مانند کشور سویدن کمک هایش را به دولت افغانستان مشروط به گزارش نمایندگان دولت در قبال چگونگی تحقق سیاست داخلی و قومی افغانستان سازد، حکومت وحدت ملی به چالش بزرگی مواجه خواهد شد.
سیاست نا معلوم امریکا:
بارک اوباما پس از شانزده سال جنگ با طالبان به صراحت اعلام نمود که امریکا توان بلند نمودن سنگ جنگ افغانستان با طالبان را ندارد و با این حال در شرایطی که دوره کار اوباما به پایان رسیده معلوم نیست ترامپ با گزینش شجاعترین جنرال چهار ستاره امریکا به صفت وزیر دفاع در قبال وعده های کمپاین انتخاباتی اش مبنی بر مبارزه با دهشت افگنان و رهایی شکیل افریدی طی دو روز چه خواهد کرد؟ و اینکه چرا ترامپ قبل از تکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری آنقدر صمیمانه و گرم با نواز شریف صحبت نمود و مردم پاکستان را مورد نوازش لفظی قرار داد کسی دلیل آنرا در حال حاضر نمی داند و معلوم نیست در فردا چه واقع خواهد شد؟
در وضعیتی که طالب رها شده از زندان به صفت کارگر در پایگاه هوایی بگرام استخدام میشود و با وجود اطلاعات نیروهای امنیتی افغانستان و هشدار خطر از وی تا روزی که در بگرام مرتکب انفجاری نشده مجال رفت و آمد در آن پایگاه برایش داده میشود و به اطلاعات دولت افغانستان اصلا اهمیت داده نمیشود بازهم هیچکس نمی فهمد چه معمای درفردای این جنگ قرار دارد وآیا موضع امریکا در شرایط نزدیکی کابل به دهلی ، تمایل پاکستان به روسیه وچین ، نزدیکی طالبان به ایران وروسیه وگذاشتن سنگ سنگین جنگ با طابان ازطرف اوباما به زمین به چه معنی خواهد بود؟

کرزی -غنی باد کشتند و توفان درو می کنند

دسامبر 4, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
بالاخره صف ها و قرائت ها روشن شد و با دفاع از خط خلافت بغدادی و امارت ملا عمر در کوریکولم مضمون ثقافت اسلامی، قرائت تندرو بغدادی و ملا عمری امیرحزب اسلامی در برابر قرائت معتدل برهان الدین ربانی و احمدشاه مسعود در پارلمان مقابل هم قرار گرفتند.
هنگامیکه در ابتدای تشکیل اداره مؤقت بعضی رسانه ها مطرح می نمود که خط و قرائت تندروان از اعتدال پسندان دینی روشن شود و عناصر تندرو، معتدل و اصلاح طلب در نظام مشخص شوند، عده یی از عناصری که با نظریات ماورای چپ در بلندترین مقامات جا خوش کرده بودند با نظریه پردازی های بلند پروازانه مطابق نرخ روز و رنگ روز به بهانه اینکه همه چیز را نباید سیاه و سفید دید این تقاضا را به استشاره صدر نظام به طاق نسیان گذاشتند، تا اینکه اکنون پس از بورس دادن انتحاری ها، آزادسازی دهشت افگنان از زندان های بگرام، پلچرخی و گوانتانامو، برادر خواندن طالبان، مخالفت با بمباران هوایی بر طالبان، مخالفت با عملیات شبانه و به رسمیت شناختن ساحات تحت کنترل طالبان همزمان با پارچه پارچه نمودن احزاب جمعیت، شورای نظار و حزب وحدت و استفاده افزاری از جنبش و سایر احزاب سرانجام روزی فرا رسید که این نیروی دلخواه تندرو تا پارلمان و ارکان ثلاثه دولت رشد و رسوخ یافته حتا قدرت مانور علنی از درون پارلمان و بازی های اوپراتیفی کند ساختن قدرت رزمی و پایین آوردن مورال رزمی را پیدا نموده از تربیون پارلمان از خلافت بغدادی و امارت ملا عمری دفاع کند.
حالا به وضاحت درک می شود که نتیجه مصرف 800 میلیون دالر در شورای صلح و 600 میلیون دالر به قول تایمز لندن به ساختن پایگاه های دهشت افگنان در چند ولایت چه بوده است، کارزار وسیع زدن و راندن و از خود دور کردن احزاب و سازمانهایی که زمان استفاده افزاری از آنان به پایان رسیده و به اصطلاح ایکسپایر شده اند نشان می دهد که کرزی غنی در این پروسه از کشت زار افراط گرایی در مدارس و مکاتب و ارکان ثلاثه دولت توفان درو خواهد کرد.
با توجه به روان مثبت منفی جامعه افغانی در وضعیتی که مردم تحولات، انکشافات و معاملات اخیر را از عینک شک و تردید نگاه می کنند، زدن رهبر جمعیت از طریق پارلمان و آوردن رهبر حزب اسلامی از دریچه مذاکره، به آغوش گرفتن رهبران حزب وحدت و به خاک و خون غلتیدن جوانان هزاره در دهمزنگ، کارته سخی، مدرسه باقرالعلوم و بلخ، به آغوش گرفتن چند رهبر تاجک تبار و مخالفت با بخاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی و عدم علاقمندی از تجلیل از روز احمدشاه مسعود به عنوان قهرمان ملی، پایه گذاری منار دشمنی شمالی و جنوبی با توهین به قوم تاجک، مخالفت با خواسته های مردم هزاره در رابطه به انتقال لین برق از بامیان، نادیده گرفتن فعالیت تبلیغی افراطیون در مدارس، مساجد و دانشگاه ها و ولایات نورستان و کنر و شهر کابل و غیره، سوء قصد به جان جنرال دوستم و کنار گذاشتن جنرال دوستم در معادلات نزدیکی به طالبان و حکمتیار و افتادن طالبان به دامان روسیه، ایران و پاکستان، مذاکرات چین، روسیه و پاکستان در رابطه به اوضاع افغانستان و هشدار نرندرا مودی در کنفرانس قلب آسیا به پاکستان که باید دست از ترور در افغانستان بردارد تصویر وحشتناکی را از انکشاف بعدی اوضاع ترسیم می کند.
حال که جنگ قرائت ها در کشور آغاز گردیده به نظر میرسد این جنگ مانند آتش زیر پلال خرمن هستی جامعه را با تقابل وهابیت و سلفیت در برابر تشیع علوی و پیروان ابوحنیفه به سوی نابودی سوق داده جنگ های نیابتی شیخ های میلیونر عرب با پیروان خط امام و ستون پنجم آی اس آی در دولت افغانستان و پیروان خط اعتدال اسلامی در کشور مشتعل خواهد شد که مسوولیت آنرا کسانی به دوش خواهند داشت که این زمینه را مساعد ساخته اند.

مسخره ترین ورسوا کننده ترین بازی اوپراتیفی قرن

دسامبر 2, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
وقتی دریک بازی اوپراتیفی ریشخند و رسوا رقیب بتواند شخصی را در رول پلی نماینده شورای امنیت ملی افغانستان طوری بگمارد که دو چرخبال را به خدمت گرفته با تقدیر نامه های تقلبی شورای امنیت مقامات چند ولایت را مورد نوازش قرار دهد، واقعا این سوال بی پاسخ میماند که عنان نظام سیاسی افغانستان به دست کیست ؟و گردانندگان نظام کیستند؟
این اجرا کننده نقش تقلبی تا حدودی بار شانه رییس جمهور پیشین حامد کرزی را سبک ساخت که یک دوکاندار کویته بنام طالب در اجرای یک نقش رسوا و خنده آور با وی ملاقات کرده بود.
با این حال مردم حق دارند بپرسند که این زمامداران نظام کیستند؟ که دوکاندار کویته در رول طالب با رییس جمهورش ملاقات میکند، فرد انتحاری در رول ملاقات کننده صلح رییس شورای صلحش را سر از تن جدا میکند و شخصی با جعل یک تقدیر نامه میتواند چرخبالها، کماندوها و وسایط زره ای اش را در خدمت گرفته نیمی از افغانستان را در نوردد و بلند پایه ترین مقامات کشور را مورد نوازش قرار داده با استقبال گرم و اسکورد قطارها مشایعت و بدرقه شود.
شاید این تلخ ترین خنده و طنز قرن باشد که در تاریخ افغانستان رقم میخورد و معلوم نیست که موفقیت اجرای این رول پلی کمیدی به حساب مهارت رقیب باید محاسبه شود و یا بیکفایتی و عدم کارایی دولت بر سر اقتدار.
دولتی که مانند باز فتح بهادر به عوض گرفتن شکار، جوجه های خانگی صاحب خانه را به چنگ میگیرد. رییس جمهورش به عوض کارکردن با تیم داخل نظام درآرزوی رسیدن به مخالفان بوده متحدان را میراند و به عوض مادری که چندین پسرش را در جنگ با دشمنان دولت از دست داده کلید اپارتمان را قربانی چشمان نیشنل جغرافیایی شربت گل میکند.
مردم میپرسند:
وقتی داود اوغلو با اختلاف اندک با اردوغان از صدارت استعفا میدهد و دیوید کامرون فقط به دلیل مخالفت با نتیجه همه پرسی که در آن مردم انگلیس به طرفداری خروج از اتحادیه اروپا رای دادند حاضر میشود از مقام صدارات کنار برود و عبدالحکیم بلحاج حاضر میشود از ریاست شورای نظامی شهر ترابلس استعفا کند و الکسس پیراس نخست وزیرچپگرای یونان تحت فشار اعتراضات اعضای حزبش با شرایط وام دهندگان اروپا و ناتوانی در اجرای وعده های انتخاباتی مجبور به استعفا میشود، رییس جمهور برازیل به دلیل کتمان کسر بودیجه تا سرحد سبکدوشی از مقامش تحت فشار پارلمان قرار میگیرد ومحاکمه میشود و احمد شفیق صدراعظم مصر که پس از کناره گیری حسنی مبارک به عنوان نخست وزیر منصوب شد حاضر به کناره گیری از سمتش میشود و حماد جبالی صدر اعظم تونس در پی شکست در تشکیل دولت غیر سیاسی برای خارج کردن آن کشور از بحران حاضر به استعفا شده میگوید:من وعده داده و اعلان کرده بودم در صورتیکه ابتکارم به نتیجه نرسد از صدراعظمی استعفا خواهم داد و این کار را انجام دادم، وقتی چینگ هانگ ون صدراعظم کوریای جنوبی فقط به دلیل انتقاد بر حکومتش در رویداد غرق شدن کشتی استعفا میدهد، وقتی عبدالله ثانی صدراعظم لیبیا پس از فرار علی زیدان حتی قبل از تشکیل کابینه استعفا داده میگوید: من نمی خواهم که لیبیایی ها بخاطر کرسی صدارت یکدیگررا بکشند، وقتی ویرن فایمن صدراعظم اتریش به دلیل سیاست سختگیرانه اش در قبال پناهجویان تحت فشار حزبش حاضر به استعفا از مقام صدرات میشود، وقتی وزیر صنعت گردشگری اسپانیا بخاطر افشاء اسنا د پاناما حاضر به کناره گیری از مقامش میشود، وقتی وزیر برق جاپان بخاطر قطع بیست دقیقه جریان برق کشور ،بیست دقیقه در مقابل رسانه ها ومردم سر خم نموده معذرت میخواهد.وقتی رییس جمهور کوریای جنوبی به خاطر چند مظاهره ونا رضایتی مردم حاضر به استعفا میشود ، چرااین زمامداران دولت افغانستان با اینهمه رسوایی وبیکفایتی بر کرسی های قدرت لم داده کسی با 70 مورد جعلکاری در قانون اساسی نام تاریخی کابل را از فرودگاه پایتخت حذف نموده نام خود را بر آن میگذارد ودیگری اعضای کمسیون انتخاباتی را که رسواترین وبزرگترین تقلب انتخابات جهان را در افغانستان مرتکب شده به صفت مشاواران خویش برگزیده با چنین رسوایی ها برگرده های ملت حکمرانی میکنند؟

«به شدیدترین الفاظ محکوم میکنم» چکشی بر مغز و نمکی بر زخم مردم

نوامبر 22, 2016

k

k1

نوشته: محمد داود سیاووش
وقتی یک زمامدار از انفجار و انتحاری قبل از وقوع جلوگیری کرده نمیتواند، وقتی یک زمامدار مسوولانی را که در جلوگیری از وقوع آن انفجار و انتحار ضعف و ناتوانی نشان داده اند از وظیفه سبکدوش نمیکند، وقتی یک زمامدار عاملین انفجار و انتحار را به پای میز محاکمه علنی نمیکشد، وقتی یک زمامدار به دادخواهی سر های بریده که به دروازه اش با فریاد های مدنی دادخواهی آورده میشود جواب نمیدهد، وقتی یک زمامدار تحمل شنیدن صدای اعتراض مسالمت آمیزی را که در نزدیکی قصرش بلند میشودندارد و با کانتینر راههای معترضان را مسدود میسازد، اما پس از انفجار و انتحاری که صدای آنرا از اطراف و اکناف شهر شنیده و منجر به کشته وزخمی شدن دهها تن گردیده با دریشی آخرین مُد یا لباس محلی در تلویزیون ظاهر شده، در پیام تلویزیونی اش با آرامش اعصاب می گوید: آن حادثه انفجار و انتحار را با شدیدترین الفاظ محکوم می کنم.
این پیام مانند چکش بر مغز مردم و مانند نمک بر زخم خون چکان خانواده های کشته و زخمی آن حادثه اثر نموده فریاد اعتراض شان را به افلاک و دادخواهی به درگاه قاضی الحاجات در شکایت از آن زمامدار می رساند.
این خانواده های مظلوم از صدر مملکت توقع ندارند که مانند یک نهاد مدنی و اجتماعی رضاکار فقط پیام تسلیت بفرستد و آن حادثه را تقبیح کند و یا بقول خودشان به اصطلاح آن حادثه را به شدیدترین الفاظ محکوم کند. این شدیدترین الفاظ یک مسوول و زمامدار یعنی چه! شدید ترین الفاظی که هیچ درد خانواده های شهید و زخمی را دوا نمیکند و بلکه مانند مرچ و نمک زخم شان را را به داد وواویلا می آورد.
مردم توقع دارند این دولتمردان به عوض تسلیت گفتن، از امکاناتی که در ارگان های امنیتی در دست دارند استفاده نموده جلو وقوع چنین حادثات غم انگیزرا بگیرند و به عوض رفتن به شفاخانه و احوالپرسی از مجروحان و پاک کردن اشک یتیمان، نگذارند آن اطفال یتیم شوند و آن خانواده های بی سرپرست.
قدر مسلم آنست که مردم از حکومتی که با یک اخطار طالبان اعدام عاملین انفجار و انتحار را متوقف ساخت، حکومتی که دلسوزی و مواظبت آن به زندانیان عامل انتحار و انفجار بیشتر از تأمین امنیت مردم می باشد، حکومتی که در سلسله مسوولان و زمامداران دیروز وامروز آن هنوز کسانی به ملا دادالله و ملا رزاق وفادار اند و خواهان تجلیل از روز ملا عمر وبه خاکسپاری وی می باشند، حکومتی که رییس جمهور آن به یاد زندانیان یک قوم اشک می ریزد و رییس جمهور پیشین آن هزاران زندانی را که اکنون در جبهات با دولت می جنگند از حبس رها نموده، نباید توقع داشته باشند که بر علیه عاملان انفجار و انتحار و سبکدوشی مسوولان سهل انگار در این رابطه کدام اقدامی انجام دهد و اگر چنین توقعی وجود داشته باشد واقعاً یک انتظار بیجاست.
اگر این نظام واقعا مردمسالار باشد مردم نه از عامل انفجار وانتحار شکایت دارند ،نه از حامی ملی وبین المللی آن ،بلکه شکایت شان از خودنظام میباشد که چرا چنین بیکفایت ونا کاراست.