Archive for the ‘سیاسی’ Category

کرزی -غنی باد کشتند و توفان درو می کنند

دسامبر 4, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
بالاخره صف ها و قرائت ها روشن شد و با دفاع از خط خلافت بغدادی و امارت ملا عمر در کوریکولم مضمون ثقافت اسلامی، قرائت تندرو بغدادی و ملا عمری امیرحزب اسلامی در برابر قرائت معتدل برهان الدین ربانی و احمدشاه مسعود در پارلمان مقابل هم قرار گرفتند.
هنگامیکه در ابتدای تشکیل اداره مؤقت بعضی رسانه ها مطرح می نمود که خط و قرائت تندروان از اعتدال پسندان دینی روشن شود و عناصر تندرو، معتدل و اصلاح طلب در نظام مشخص شوند، عده یی از عناصری که با نظریات ماورای چپ در بلندترین مقامات جا خوش کرده بودند با نظریه پردازی های بلند پروازانه مطابق نرخ روز و رنگ روز به بهانه اینکه همه چیز را نباید سیاه و سفید دید این تقاضا را به استشاره صدر نظام به طاق نسیان گذاشتند، تا اینکه اکنون پس از بورس دادن انتحاری ها، آزادسازی دهشت افگنان از زندان های بگرام، پلچرخی و گوانتانامو، برادر خواندن طالبان، مخالفت با بمباران هوایی بر طالبان، مخالفت با عملیات شبانه و به رسمیت شناختن ساحات تحت کنترل طالبان همزمان با پارچه پارچه نمودن احزاب جمعیت، شورای نظار و حزب وحدت و استفاده افزاری از جنبش و سایر احزاب سرانجام روزی فرا رسید که این نیروی دلخواه تندرو تا پارلمان و ارکان ثلاثه دولت رشد و رسوخ یافته حتا قدرت مانور علنی از درون پارلمان و بازی های اوپراتیفی کند ساختن قدرت رزمی و پایین آوردن مورال رزمی را پیدا نموده از تربیون پارلمان از خلافت بغدادی و امارت ملا عمری دفاع کند.
حالا به وضاحت درک می شود که نتیجه مصرف 800 میلیون دالر در شورای صلح و 600 میلیون دالر به قول تایمز لندن به ساختن پایگاه های دهشت افگنان در چند ولایت چه بوده است، کارزار وسیع زدن و راندن و از خود دور کردن احزاب و سازمانهایی که زمان استفاده افزاری از آنان به پایان رسیده و به اصطلاح ایکسپایر شده اند نشان می دهد که کرزی غنی در این پروسه از کشت زار افراط گرایی در مدارس و مکاتب و ارکان ثلاثه دولت توفان درو خواهد کرد.
با توجه به روان مثبت منفی جامعه افغانی در وضعیتی که مردم تحولات، انکشافات و معاملات اخیر را از عینک شک و تردید نگاه می کنند، زدن رهبر جمعیت از طریق پارلمان و آوردن رهبر حزب اسلامی از دریچه مذاکره، به آغوش گرفتن رهبران حزب وحدت و به خاک و خون غلتیدن جوانان هزاره در دهمزنگ، کارته سخی، مدرسه باقرالعلوم و بلخ، به آغوش گرفتن چند رهبر تاجک تبار و مخالفت با بخاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی و عدم علاقمندی از تجلیل از روز احمدشاه مسعود به عنوان قهرمان ملی، پایه گذاری منار دشمنی شمالی و جنوبی با توهین به قوم تاجک، مخالفت با خواسته های مردم هزاره در رابطه به انتقال لین برق از بامیان، نادیده گرفتن فعالیت تبلیغی افراطیون در مدارس، مساجد و دانشگاه ها و ولایات نورستان و کنر و شهر کابل و غیره، سوء قصد به جان جنرال دوستم و کنار گذاشتن جنرال دوستم در معادلات نزدیکی به طالبان و حکمتیار و افتادن طالبان به دامان روسیه، ایران و پاکستان، مذاکرات چین، روسیه و پاکستان در رابطه به اوضاع افغانستان و هشدار نرندرا مودی در کنفرانس قلب آسیا به پاکستان که باید دست از ترور در افغانستان بردارد تصویر وحشتناکی را از انکشاف بعدی اوضاع ترسیم می کند.
حال که جنگ قرائت ها در کشور آغاز گردیده به نظر میرسد این جنگ مانند آتش زیر پلال خرمن هستی جامعه را با تقابل وهابیت و سلفیت در برابر تشیع علوی و پیروان ابوحنیفه به سوی نابودی سوق داده جنگ های نیابتی شیخ های میلیونر عرب با پیروان خط امام و ستون پنجم آی اس آی در دولت افغانستان و پیروان خط اعتدال اسلامی در کشور مشتعل خواهد شد که مسوولیت آنرا کسانی به دوش خواهند داشت که این زمینه را مساعد ساخته اند.

مسخره ترین ورسوا کننده ترین بازی اوپراتیفی قرن

دسامبر 2, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
وقتی دریک بازی اوپراتیفی ریشخند و رسوا رقیب بتواند شخصی را در رول پلی نماینده شورای امنیت ملی افغانستان طوری بگمارد که دو چرخبال را به خدمت گرفته با تقدیر نامه های تقلبی شورای امنیت مقامات چند ولایت را مورد نوازش قرار دهد، واقعا این سوال بی پاسخ میماند که عنان نظام سیاسی افغانستان به دست کیست ؟و گردانندگان نظام کیستند؟
این اجرا کننده نقش تقلبی تا حدودی بار شانه رییس جمهور پیشین حامد کرزی را سبک ساخت که یک دوکاندار کویته بنام طالب در اجرای یک نقش رسوا و خنده آور با وی ملاقات کرده بود.
با این حال مردم حق دارند بپرسند که این زمامداران نظام کیستند؟ که دوکاندار کویته در رول طالب با رییس جمهورش ملاقات میکند، فرد انتحاری در رول ملاقات کننده صلح رییس شورای صلحش را سر از تن جدا میکند و شخصی با جعل یک تقدیر نامه میتواند چرخبالها، کماندوها و وسایط زره ای اش را در خدمت گرفته نیمی از افغانستان را در نوردد و بلند پایه ترین مقامات کشور را مورد نوازش قرار داده با استقبال گرم و اسکورد قطارها مشایعت و بدرقه شود.
شاید این تلخ ترین خنده و طنز قرن باشد که در تاریخ افغانستان رقم میخورد و معلوم نیست که موفقیت اجرای این رول پلی کمیدی به حساب مهارت رقیب باید محاسبه شود و یا بیکفایتی و عدم کارایی دولت بر سر اقتدار.
دولتی که مانند باز فتح بهادر به عوض گرفتن شکار، جوجه های خانگی صاحب خانه را به چنگ میگیرد. رییس جمهورش به عوض کارکردن با تیم داخل نظام درآرزوی رسیدن به مخالفان بوده متحدان را میراند و به عوض مادری که چندین پسرش را در جنگ با دشمنان دولت از دست داده کلید اپارتمان را قربانی چشمان نیشنل جغرافیایی شربت گل میکند.
مردم میپرسند:
وقتی داود اوغلو با اختلاف اندک با اردوغان از صدارت استعفا میدهد و دیوید کامرون فقط به دلیل مخالفت با نتیجه همه پرسی که در آن مردم انگلیس به طرفداری خروج از اتحادیه اروپا رای دادند حاضر میشود از مقام صدارات کنار برود و عبدالحکیم بلحاج حاضر میشود از ریاست شورای نظامی شهر ترابلس استعفا کند و الکسس پیراس نخست وزیرچپگرای یونان تحت فشار اعتراضات اعضای حزبش با شرایط وام دهندگان اروپا و ناتوانی در اجرای وعده های انتخاباتی مجبور به استعفا میشود، رییس جمهور برازیل به دلیل کتمان کسر بودیجه تا سرحد سبکدوشی از مقامش تحت فشار پارلمان قرار میگیرد ومحاکمه میشود و احمد شفیق صدراعظم مصر که پس از کناره گیری حسنی مبارک به عنوان نخست وزیر منصوب شد حاضر به کناره گیری از سمتش میشود و حماد جبالی صدر اعظم تونس در پی شکست در تشکیل دولت غیر سیاسی برای خارج کردن آن کشور از بحران حاضر به استعفا شده میگوید:من وعده داده و اعلان کرده بودم در صورتیکه ابتکارم به نتیجه نرسد از صدراعظمی استعفا خواهم داد و این کار را انجام دادم، وقتی چینگ هانگ ون صدراعظم کوریای جنوبی فقط به دلیل انتقاد بر حکومتش در رویداد غرق شدن کشتی استعفا میدهد، وقتی عبدالله ثانی صدراعظم لیبیا پس از فرار علی زیدان حتی قبل از تشکیل کابینه استعفا داده میگوید: من نمی خواهم که لیبیایی ها بخاطر کرسی صدارت یکدیگررا بکشند، وقتی ویرن فایمن صدراعظم اتریش به دلیل سیاست سختگیرانه اش در قبال پناهجویان تحت فشار حزبش حاضر به استعفا از مقام صدرات میشود، وقتی وزیر صنعت گردشگری اسپانیا بخاطر افشاء اسنا د پاناما حاضر به کناره گیری از مقامش میشود، وقتی وزیر برق جاپان بخاطر قطع بیست دقیقه جریان برق کشور ،بیست دقیقه در مقابل رسانه ها ومردم سر خم نموده معذرت میخواهد.وقتی رییس جمهور کوریای جنوبی به خاطر چند مظاهره ونا رضایتی مردم حاضر به استعفا میشود ، چرااین زمامداران دولت افغانستان با اینهمه رسوایی وبیکفایتی بر کرسی های قدرت لم داده کسی با 70 مورد جعلکاری در قانون اساسی نام تاریخی کابل را از فرودگاه پایتخت حذف نموده نام خود را بر آن میگذارد ودیگری اعضای کمسیون انتخاباتی را که رسواترین وبزرگترین تقلب انتخابات جهان را در افغانستان مرتکب شده به صفت مشاواران خویش برگزیده با چنین رسوایی ها برگرده های ملت حکمرانی میکنند؟

«به شدیدترین الفاظ محکوم میکنم» چکشی بر مغز و نمکی بر زخم مردم

نوامبر 22, 2016

k

k1

نوشته: محمد داود سیاووش
وقتی یک زمامدار از انفجار و انتحاری قبل از وقوع جلوگیری کرده نمیتواند، وقتی یک زمامدار مسوولانی را که در جلوگیری از وقوع آن انفجار و انتحار ضعف و ناتوانی نشان داده اند از وظیفه سبکدوش نمیکند، وقتی یک زمامدار عاملین انفجار و انتحار را به پای میز محاکمه علنی نمیکشد، وقتی یک زمامدار به دادخواهی سر های بریده که به دروازه اش با فریاد های مدنی دادخواهی آورده میشود جواب نمیدهد، وقتی یک زمامدار تحمل شنیدن صدای اعتراض مسالمت آمیزی را که در نزدیکی قصرش بلند میشودندارد و با کانتینر راههای معترضان را مسدود میسازد، اما پس از انفجار و انتحاری که صدای آنرا از اطراف و اکناف شهر شنیده و منجر به کشته وزخمی شدن دهها تن گردیده با دریشی آخرین مُد یا لباس محلی در تلویزیون ظاهر شده، در پیام تلویزیونی اش با آرامش اعصاب می گوید: آن حادثه انفجار و انتحار را با شدیدترین الفاظ محکوم می کنم.
این پیام مانند چکش بر مغز مردم و مانند نمک بر زخم خون چکان خانواده های کشته و زخمی آن حادثه اثر نموده فریاد اعتراض شان را به افلاک و دادخواهی به درگاه قاضی الحاجات در شکایت از آن زمامدار می رساند.
این خانواده های مظلوم از صدر مملکت توقع ندارند که مانند یک نهاد مدنی و اجتماعی رضاکار فقط پیام تسلیت بفرستد و آن حادثه را تقبیح کند و یا بقول خودشان به اصطلاح آن حادثه را به شدیدترین الفاظ محکوم کند. این شدیدترین الفاظ یک مسوول و زمامدار یعنی چه! شدید ترین الفاظی که هیچ درد خانواده های شهید و زخمی را دوا نمیکند و بلکه مانند مرچ و نمک زخم شان را را به داد وواویلا می آورد.
مردم توقع دارند این دولتمردان به عوض تسلیت گفتن، از امکاناتی که در ارگان های امنیتی در دست دارند استفاده نموده جلو وقوع چنین حادثات غم انگیزرا بگیرند و به عوض رفتن به شفاخانه و احوالپرسی از مجروحان و پاک کردن اشک یتیمان، نگذارند آن اطفال یتیم شوند و آن خانواده های بی سرپرست.
قدر مسلم آنست که مردم از حکومتی که با یک اخطار طالبان اعدام عاملین انفجار و انتحار را متوقف ساخت، حکومتی که دلسوزی و مواظبت آن به زندانیان عامل انتحار و انفجار بیشتر از تأمین امنیت مردم می باشد، حکومتی که در سلسله مسوولان و زمامداران دیروز وامروز آن هنوز کسانی به ملا دادالله و ملا رزاق وفادار اند و خواهان تجلیل از روز ملا عمر وبه خاکسپاری وی می باشند، حکومتی که رییس جمهور آن به یاد زندانیان یک قوم اشک می ریزد و رییس جمهور پیشین آن هزاران زندانی را که اکنون در جبهات با دولت می جنگند از حبس رها نموده، نباید توقع داشته باشند که بر علیه عاملان انفجار و انتحار و سبکدوشی مسوولان سهل انگار در این رابطه کدام اقدامی انجام دهد و اگر چنین توقعی وجود داشته باشد واقعاً یک انتظار بیجاست.
اگر این نظام واقعا مردمسالار باشد مردم نه از عامل انفجار وانتحار شکایت دارند ،نه از حامی ملی وبین المللی آن ،بلکه شکایت شان از خودنظام میباشد که چرا چنین بیکفایت ونا کاراست.

ولسی جرگه سرش را به سنگ فرمان میکوبد

نوامبر 18, 2016

نوشته : محمدداود سیاووش
در صورتیکه ولسی جرگه یی که دوره کارش مطابق ماده (83) قانون اساسی پس از اول سرطان سال پنجم پایان یافته وبر اساس فرمان رییس جمهور غنی تمدید شده، بر سلب اعتماد وزرا پافشاری نموده، فیصله ستره محکمه را قبول نکند، رییس جمهور غنی میتواند فرمانش مبنی بر ادامه کار پس از اول سرطان سال پنجم ولسی جرگه را پس گرفته آن را لغو کند. بنابران ولسی جرگه که، دستش زیر سنگ فرمان رییس جمهور قرار دارد، نمی تواند با فیصله دادگاه عالی مخالفت نماید. هرگاه ولسی جرگه مطابق ماده (92) قانون اساسی بخواهد وزرا را استیضاح و سلب اعتماد کند،(آنهم درغیاب) قبل از همه باید به این سوال وزرا پاسخ دهد که آیا خود ولسی جرگه مطابق ماده (83) قانون اساسی کار میکند یا نه ؟ و اگر بخواهد مطابق ماده (127) قانون اساسی اعضای دادگاه عالی را با رد فیصله شان طوری که وکلا هشدار میدهند به محاکمه بکشد ، دادگاه عالی میتواند بازهم ماده (83) قانون اساسی را شاهد بیاورد که آیا این ولسی جرگه صلاحیت آنرا دارد که در شرایطی که دوره کارش به پایان رسیده اعضای دادگاه عالی را محاکمه کند؟
اگر ولسی جرگه هشدار میدهد که مطابق ماده (90) قانون اساسی بودجه را در صورت ادامه کار وزرای سلب اعتماد شده به صفت سرپرست تصویب نخواهد کرد، باید بازهم خود ولسی جرگه به این سوال پاسخ دهد که، آیا بودجه یی را که اکنون پس از پایان دوره تقنینی به مصرف میرساند مطابق کدام ماده قانون میباشد؟ که دراین حال به نظر میرسد دوره نقش استفاده افزاری از پارلمان به پایان رسیده باشد.
بن بستی که دست و پای قوه اجراییه ، مقننه و قضاییه را در حال حاضر بسته و این قوا را در برابر همدیگر قرار داده، ناشی از بازی ضعیفی میباشد که رییس جمهور آن را راه انداخت. زدن و از صحنه کشیدن رهبر جمعیت اسلامی از پست وزارت خارجه از طریق ولسی جرگه باعث شد که در قطار صلاح الدین ربانی تعدادی از وزرا سلب اعتماد شوند و قلب قوه اجراییه از حرکت متوقف گردد. گفته میشود که صلاح الدین ربانی به خاطر عدم موافقت با تقرر نورستانی به صفت سفیر افغانستان در اسپانیا وعدم پذیرش تقاضای استعفا به این سرنوشت دچار شد. چون رییس جمهور میخواست پس از سلب اعتماد موصوف از پارلمان، آن را به صفت یک مامور مطیع و فرمانبردار در پست وزارت خارجه به صفت سرپرست نگه داشته همچو داکتر عبدالله موقعیتش را در بین صفوف جمعیت اسلامی تضعیف نماید سلب اعتماد رهبرجمعیت در پارلمان نشان میدهد که این سازمان تا چه حد در وضعیت آشفتگی قراردارد. در حالیکه در این بازی برعکس خود رییس جمهور غنی مات شد، چون اولأ صلاح الدین ربانی نه به دلیل بررسی ضعف در سازماندهی سیاست خارجی افغانستان ، بلکه بخاطر عدم پرداخت به تامینات خدماتی وزارت در بخش بودجه سلب اعتماد شده که سوالات زیادی را نزد مردم ایجاد نموده است و از طرفی با آوردن رهبر حزب اسلامی از کلکین و کشیدن رهبر جمعیت اسلامی از دروازه و کناره گیری رییس جمهور از جنرال دوستم وضعیت طوری شکل گرفته که تقابل ظاهری سه قوه در نهایت منجر به تقابل سه قوت بزرگ نظامی- سیاسی حزب اسلامی با جنبش اسلامی و جمعیت اسلامی خواهد شد.
افشاء دلایل استعفاء عبدالباری جهانی وزیر اطلاعات و فرهنگ نشان میدهد که واقعا فضای کاری در دستگاه رهبری کشور دچار بحران گردیده است. وقتی وزیر اطلاعات و فرهنگ نمیتواند در طی سه ماه بیش از یکبار و آنهم فقط برای نیم ساعت رییس جمهور را ببیند و ملاقات خود را از طریق ایمیل اجازه میخواهد و از سلب صلاحیت های خویش در تقرر کدر ها شکوه و شکایت مینماید با توجه به نزدیکی که عبدالباری جهانی با داکتر غنی میتواند داشته باشد، میتوان حدس زد که چرا نور الحق علومی از وزارت داخله و داود صبا از وزارت معادن و رحمت الله نبیل از ریاست امنیت ملی استعفا نمودند و می توان حدس زد که در فضای عدم پذیرش داکتر عبدالله به ملاقات رییس جمهور و شکایت جنرال دوستم از اینکه اوامرش را کسی در مقامات مادون تطبیق نمی کند چه وضعیت درجریان است. برای رییس جمهور غنی با این بازی موقعیت دشواری پیش آمده که از یک طرف حکمتیار متحدش نه تنها حاضر به معذرت خواهی از گذشته جنگی اش نیست بلکه خواهان خروج قوای بین المللی از افغانستان خلاف موافقت نامه چند روز قبلش با دولت افغانستان میباشد و از طرفی سازمان های جمعیت، شورای نظار، جنبش و صفوف حزب وحدت از کنار رییس جمهورغنی فاصله میگیرند. به نظر میرسد که رییس جمهور در این بازی در چال خود مات شده است و فقط یک راه برایش باقی مانده و آن اینکه در کشور حالت اضطرار اعلان کند که باز هم بازی های سیاسی از نقطه صفری در شریطی که ترامپ در لیست ملاقات (30) رییس جمهور نام رییس جمهور غنی را درج نکرده از سر گرفته شود.

آژیر خطرناک به هم خوردن قواعد بازی در افغانستان

نوامبر 13, 2016

نوشته : محمد داود سیاووش
اگر حامد کرزی در دوره کارش توانست ، با پرگماتیزم معامله گرانه به حمایت زلمی خلیل زاد کدر های رهبری جمعیت، شورای نظار،حزب وحدت وجنبش را با قرار دادن یونس قانونی در برابر استاد ربانی در کنفرانس بن، قرار دادن داکتر عبدالله در برابر یونس قانونی در دوره کانداتوری قانونی به ریاست جمهوری، قرار دادن احمد ضیا مسعود در برابر مارشال فهیم به صفت معاون اول، قرار دادن احمد ضیا مسعود در برابر داکتر عبدالله در دوره کاندیداتوری داکتر عبدالله پارچه پارچه سازد و زلمی خلیلزاد توانست با بیرون کردن نام حامد کرزی از زبان داکتر عبدالله به صفت رییس اداره موقت و قرار دادن قانونی در برابر ستار سیرت هسته مرکزی سازمان های جمعیت و شورای نظار را دچار بحران ساختاری سازد وحامدکرزی با تقویه و تحریک اکبر بای و برادران رسول پهلوان در برابر جنرال دوستم و جدا نمودن خط حاجی محمد محقق از خلیلی و صادق مدبر این سازمان ها را دچار افتراق، چند پارچه گی و در نهایت آماده کار انفرادی با خود سازند.حامد کرزی با مهارت توانست بحران پس از شهادت برهان الدین ربانی را مهار نموده کسی را که متهم به کشتن استاد ربانی بود به صفت معاون صلاح الدین ربانی در کنارش بنشاند و همزمان صلاح الدین ربانی را از آستین غیر از کانال داکتر عبدالله به مقام وزارت خارجه برساند. حامد کرزی که با آرتیست بازی ودماگوژ ی ماهرانه توانست حتی نظریه پردازان بلند پروازی چون سپنتا چپی شاگرد مکتب فرانکفورت را در کنار ارسلان رحمانی دیوبندی طالب و کریم خرم خط سیدقطب به دور تطمیع سفره خوانش جمع کند. برعکس رییس جمهور غنی با تندخویی وچیغ های تاریخی اش فرصت ها و موقعیت هایی را که کرزی با آرتیست بازی وحتا با بریدن از برادرش قیوم کرزی برایش مساعد ساخته بود برهم زد و قواعد بازی در هم ریخت.
در این دوره پست مشاور شورای امنیت مانند پست منشی در دوره ستالین چنان کسب اهمیت نمود که حتی معاون اول رییس جمهور از مشاور شورای امنیت شکایت می نماید. در این دوره اشرف غنی حتی با نزدیکترین متحدینی چون جنرال دوستم که اورا به قدرت رسانده بود نتوانست زبان مشترک پیدا کند. صفوف جامعه هزاره را قربانی خط لین توتاپ نموده با به خاک و خون غلتیدن چند صد جوان در دهمزنگ و نادیده گرفتن سرهای بریده که به دروازه ارگ به دادخواهی آورده شده بود فضای مکدری در رابطه ارگ با جامعه هزاره به وجود آورده حتی موقعیت سرور دانش، خلیلی و محقق را در میان مردم شان به چالش کشید. با نادیده گرفتن تقلب انتخاباتی و فضا سازی برای فعالیت امرخیل و تقرر نورستانی به سفارت و عدم اجرای توافقنامه حکومت وحدت ملی و سلب صلاحیت های داکتر عبدالله و عدم توزیع شناسنامه های برقی و به تعویق انداختن انتخابات، دست داکتر عبدالله و ولسی جرگه را زیر سنگ عدم مشروعیت قانونی و سپری شدن دوره قانونی کارشان گذاشت. با نادیده گرفتن دوره تاریخی کار امیر حبیب الله کلکانی و مخالفت با دفن موصوف و اجازه ندادن به اشتراک کدر های دولتی تاجکتبار در مراسم به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی اعتبار و اتوریته کادر های دولتی تاجک تبار را نزد قوم تاجک زیر سوال برد و با ایجاد جرقه حادثه تپه شهرآرا قریب بود آتش دشمنی میان اقوام تاجک و ازبیک را مشتعل سازد. داکتر غنی با اجازه دادن به تهداب گذاری منار زنده ساختن دشمنی شمالی و جنوبی و توهین کاکایش به قوم تاجک، نفرت و انزجار قومی را میان دو قوم بزرگ و باهم برادر تاجک و پشتون دامن زده زنده ساخت و بانادیده گرفتن گزارش سیگار در مورد مکاتب خیالی و نادیده گرفتن به پای میز محاکمه کشیدن عوامل دوبار سقوط کندز و امضای تفاهم نامه با حکمتیار و صف کشیدن حامد کرزی و جنرال رازق در کنار مرده ملاعمر در قضیه به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی عملا کشور را در برابر معادله چند مجهوله سیاسی قرار داد. با ابراز واضح موقف انتقادی جنرال دوستم و احمد ضیا مسعود از متن و بطن دستگاه رهبری دولت در برابر رییس جمهور صحنه مبهم سیاسی و دورنمای تاریکی برای کشور ترسیم شده است.
پایان بازی
پس از ملاقات داکتر غنی با اعضای ولسی جرگه در ارگ و بلافاصله در فردای آن سلب اعتماد صلاح الدین ربانی از پست وزارت خارجه به نظر میرسد برای داکتر غنی بازی با کارت های قبلی به پایان رسیده و صلاح الدین ربانی که در محفل یاد بود مصطفی کاظمی گفت: حکومت به بن بست رسیده با مخالفت به تقرر نورستانی در سفارت اسپانیا و شایعاتی اجرا تقرر علی احمد جلالی در سفارت آلمان و نمایندگی ناتو از کانال مستقیم ریاست جمهوری با دور زدن صلاحیت وزیر خارجه به نظر میرسد در این دور از بازی با انتقام از توهین حامد کرزی در محفل سالگرد استاد ربانی ، داکتر غنی با سلب اعتماد صلاح الدین ربانی توسط پارلمان فقط برایش یک راه میگذارد که یا به صفت مادون مطیع و فرمانبردار به کارش ادامه دهد و یا صحنه را ترک گوید.
فرمول جدید
در حالیکه اقوام هزاره، ازبیک و تاجک در گذشته با فرساژهای هوایی زلمی خلیل زاد در اداره موقت با هم جمع شده بودند ،این بار آژیر تکرار آخرین روزهای حکومت داکتر نجیب از دور دست های زمان به گوش میرسد که اگر صفوف این سه نیرو باهم متحد شوند هیچ کاری از نزد چند عنصر خریده شده این اقوام در مقامات حکومت برای مهار اوضاع برنخواهد آمد.
محاسبات ناسنجیده
داکتر غنی معلوم نیست به کدام اساس ریسکی را قبول میکند که با نزدیک ساختن حکمتیار به مرکز قدرت و اسکان طرفدارانش در باریک آب شمالی به صفت گارد سرکوب شمالی خطی از تشکیل حلقه کرزی، گلبدین، طالب به دور ارگ با تشکیل لشکر ده هزار نفری قوای ضربه سر کوب مخالفت در اطراف ارگ بسازد و در برابر مخالفان دفکتو و دیژور غیر پشتون قرار گیرد.
امید واری به برگه خلیل زاد
از اینکه زلمی خلیل زاد در کنار ترامپ جا خوش کرده، با توجه به نظریات وی در کتاب( فرستاده) مبنی بر علاقه مندی بر استقرار حکومت عبدالرحمان خانی و ابراز تمایل به طالبان، در صورتیکه ترامپ مانند بوش به شاگردی و تلمذ آموزش درس های تاریخ افغانستان نزد خلیل زاد زانو بزند و از وی الفبا تاریخ افغانستان را فرا گیرد برای اقوام غیر پشتون در افغانستان روزهای تیره و تاری چون دوره محمد گل مومند و محمد هاشم خان پیش خواهد آمد.
به نظر میرسد که بازی به پایان رسیده و داکتر عبدالله، صلاح الدین ربانی، جنرال دوستم و صفوف جامعه هزاره را کرزی-غنی در موقعیتی قرار داده اند که باید برای بقای شان از روی ناگزیری حتمأ باید ازجا بلند شوند. ارسال پیامهای حکمتیار و کرزی وطالبان به ترامپ و اظهارات خلیلزاد مبنی بر اینکه افغانستان در مرکز توجه ترامپ قرار خواهد داشت و با پیش بینی خلیلزاد قبل از انتخابات مبنی بر اینکه ترامپ در صورت پیروزی با طالبان مستقیما مذاکره خواهد کرد فضای تشویش و نگرانی عمیقی میان اقوام غیر پشتون مستولی گردیده است.
بدترین حالت
برای اقوام تاجک و ازبیک بدترین حالت آن خواهد بود که عطا محمد نور در مخالفت با جنرال دوستم قرار گرفته به صفت پیش جنگ افراط گرایان پشتون در برابر قوم ازبیک قرار گیرد.
فرجام بد نیاموختن از گذشته:
تجربه نشان داده که با قرارگرفتن فیض محمد وزیرداخله حکومت داود خان در برابر داود،در دوره زمامداری حزبی که به خاطر آن می رزمید به وزارت سرحدات نزول کرد.اعضای بیوروی سیاسی که برضد حکومت نجیب در کودتای تنی وسقوط نجیبب نقش داشتند در پایان فقط یک پاسپورت وخروج آبرومندانه از کشور نصیب شان شد. اما اینکه اکنون ستون پنجم و چکچکی های خوردن تیشه به ریشه مردم در پایان بازی چه به دست خواهند آورد هیچکس نمیداند.
اما آنچه را که همه میدانند اینست که خانواده های اکثریت دولتمردان شامل در این بازی ها در خارج از کشور زیست میکنند و در صفحه بعدی هیچیک حضور نخواهند داشت وبا اینحال مردم خواهند ماند ودوزخ جنگ!
خطر این بازی آنست که در اهرم های قدرت هرکس میتوانست با کنار آمدن با راس به نتیجه برسد اما با فراگیری بحران شاید هیچکس قواعد باز ی را مراعات نکند وحوادث از کنترول خارج شود.

بر امواج رود گنگ – به یادجواهرلعل نهرو

نوامبر 5, 2016

n1

به مناسبت در گذشت نهرو
شعر: از کارو

قرن ما…
قرنی که در بسیط فاقد ضوابط و روابط آن
هر سر شک ناراحت،پشتوانه لبخندیست،
بر لبان بخون آغشته یک بیداد…

قرنی که هر نهالش
چوبه دار سکوتی است،
بر ستون فقرات یک فریاد …

قرنی که ماتم فردای نگرانش
زندگی امروز را،
در نسیان یادها
سپرده بباد…
یکی از فرزندان خلف قرون را،
بفرمان یک عمر بسر رسیده،
از دست داد …
… و رودخانه گنگ، خاکسترش را برد…
پاندیت نهرو ، رفت…
پاندیت نهرو، مرد…

… ومن که شاعر عصیان نورم
بر تارک ظلمت مرگ آفرین گور…
با سری پرشور و تفکراتی تبدار،
تا سرحد سر گشتگی این قرن بیهدف،
بخاطر مرگ این فرزند خلف،
صمیمانه شریکم با غم روزگار…

من که … در هر ماسه تک افتاده ی هر صحرا
نشانی از انسانیت از یاد رفته میجویم…
در گذشت این عصاره ی سرگذشت قرون را،
به هر چه انسانی است،
به هرچه آسمانی است…
تسلیت میگویم…

در این قرن دور افتاده از دیروز و،
بیگانه با امروز و،
از فردا، جدا…
قرنی که به رغم همه فرستادگان خدا
درتب و تاب یک زندگی سرا پا ننگ،
خوراکش جنگ است،
ایده آلش، جنگ است و،
پشتوانه موجودیت نکبتبارش، جنگ…
قرنی که تعیین کننده سر نوشت بشر مظلوم،
یامستی سرمایه است،
یا پستی نژاد…
یا سیاهی رنگ…
در چنین دورانی،
وجود انسانی که بیگانه با جنگ و رنگ و ریب و ریاست…
بمفهوم وسیع کلمه، کیمیاست…
… و کیمیا بود این مردی که نا به هنگام مرد…
مردی که خاکستر آتش حیاتش را،
گنگ مقدس…
کران تا کران،
بسوی ابدیت برد…

سرتا سر زندگیش،
از آنسوی شگفتگی آمال جوانی،
تا اینسوی توقف طپش قلبی انسانی،
تلاش بیدریغ بود، بخاطر بشر…
تلاش کرد و … کوبید
تا تکرار نشود، مگر
یکبار دیگر
تراژدی( استالینگراد ) و ( هیروشیما) و ( تریلینکا ) ی آدمخوار…
تلاش کرد و کوبید، بیخواب و بیقرار
به رغم سیه چال مرگ آفرین استعمار…
تا پایه نهد بر لاشه سنگرها،پایه یک صلح را…
یک صلح پایدار…
آه، ای امواج گنگ!
شما که قرون متمادیست،
دیار به دیار،
بسوی ابدیت،ره میسپارید…
خاکستر هستی این راد مرد بزرگ را،
به وسعت ابدیت عظمت یک انسان،
گرامی بدارید…
1964
سال در گذشت نهرو

حکومتداری بد در افغانستان

نوامبر 2, 2016

نوشته : داودسیاووش
دوسال حکومت وحدت ملی معرف بدترین نوع حکومتداری در جهان میباشد که موارد آنرا در ذیل بر میشماریم:
1- افغانستان سومین کشور بی قانون در جهان
بر اساس نظرسنجی پروژه عدالت اجتماعی افغانستان سومین کشور قانون شکن جهان شناخته شده و در میان 113 کشور در رده 111 قرار دارد که در رتبه سوم از پایین میباشد.
در بزرگترین سند قانونی یعنی قانون اساسی افغانستان در هفتاد مورد جعل کاری شده و قانون اساسی مصوب لویه جرگه با نشانی امضای مجددی با قانون اساسی توشیح شده با امضای کرزی تفاوت های جدی وجود دارد.
مشاهد حسین رییس کمیته دفاعی سنای پاکستان گفت : ما به نفع حامد کرزی در انتخابات سال 2009 افغانستان دست به تقلب زدیم. مشاهد حسین مدعی است که: ما سه میلیون رأی مهاجرین افغان را در پاکستان به نفع کرزی رقم زدیم.
رسانه ها گزارش دادند که در جلسه شورای وزیران تصویب شد که 50 هزار مهاجر پس از برگشت در سه ولسوالی ننگرهار اسکان داده شود، اما در مکتوب رسمی ریاست اجرائیه نام سه ولسوالی ننگرهار با نام ولسوالی باریک آب ولایت پروان تغییر داده شد و به مراجع ابلاغ شد.
2- افزایش هشت برابر فشار بر ژورنالیستان
در گزارش (نی ) آمده که طی ده ماه گذشته سال روان ارقام خشونت بر ژورنالیستان معادل هشت سال گذشته به ثبت رسیده است.
3- افغانستان بدترین کشور برای تجارت و سرمایه گذاری
بانک جهانی در گزارش سالانه که محیط تجارت و سرمایه گذاری را در 190 اقتصاد جهان مورد بررسی قرار داده به گزارش رسانه ها می نویسد که: افغانستان در رده 183 و بدترین کشور آسیایی برای تجارت و سرمایه گذاری میباشد.
4- افزایش کشت مواد مخدر
بر اساس آمار رسمی منتشره کشت مواد مخدر در افغانستان (40) درصد افزایش را نظر به سال قبل نشان میدهد.
5- افزایش نا امنی سراسری در کشور
با انتقال جغرافیای جنگ به شمال افغانستان و دو بار سقوط کندز، آتش جنگ همین اکنون از ولایات کندز، تخار، بدخشان، فاریاب، جوزجان، سرپل، بادغیس، کندهار، ارزگان، هلمند، زابل، غور و بغلان زبانه می کشد و راههای مواصلاتی از نظر امنیتی مصئون نیستند.
6- نه گفتن به خواسته های مردم
حکومت به خواسته های مدنی و مشروع جنبش روشنایی و تقاضای به خاکسپاری امیر حبیب الله کلکانی نه گفت.
7- قبضه نمودن قدرت در دست رییس جمهور
به ادعای جنرال دوستم معاون نخست رییس جمهور، دکتر عبدالله رییس اجرائیه و آصف رحیمی والی هرات صلاحیت های معاون نخست رییس جمهور، رییس کمیته اجرائیه و والیان محدود گردیده.
این دلتنگی های دولتمردان تا حدی پندید که توسط جنرال دوستم در کنفرانس مطبوعاتی، توسط دکتر عبدالله در گردهمایی طرفدارانش و توسط محمد آصف رحیمی به خبرنگاران گفته شد.
8- تغییر در سیاست منطقوی
با ترتیب دادن سفر دکتر عبدالله به عربستان سعودی در فرجام آن صدای اعتراض بر یمن و نزدیکی به ائتلاف عربستان سعودی از حنجره دولت افغانستان بلند شد که در ادامه آن شایعاتی از تشکیل لشکر ده هزار نفری که گفته میشود ایالات متحده و انگلستان از تمویل آن ابا ورزیده توسط قطر در اطراف دیوار های ارگ بر سر زبانها می پیچد.
این در حالیست که قوماندان قوای حمایت قاطع از ضعف مدیریت در میدان محاربه و تلفات سربازان شکایت دارد و جنرال دوستم از رهبری کمپیوتری صحنه های جنگ از پشت میز توسط مسوولان شکوه می نماید. ظاهر قدیر از نزدیک شدن داعش به نقطه ستراتیژیک توره بوره خبر میدهد، اما در همین حال رسانه ها در حالی از ظهور داعش در غور اخباری را به نشر میرسانند که فرد داعشی در ابتدا مجاهد، بعد عضو پولیس دولت، در مرحله سوم طالب و پس از آن به صفت داعش تناسخ و میتامورفوز نموده و چند نفر را در غور به شهادت رسانده است که این معما را هیچکس در حال حاضر درک کرده نمیتواند .
9- انقطاب های جدید
در حالیکه حکومت وحدت ملی عدم کارآیی خود را حتا در سطح هسته تصمیم گیری نظام به اثبات رسانده و رهبران کشور به جان هم افتاده اند این مسأله به حدی آماس نموده که تا سطح اتهام توطئه قتل همدیگر و حذف فزیکی رهبران مطرح میشود.
ملاقات باتور دوستم با صلاح الدین ربانی و ابراز پشتیبانی جنبش روشنایی و صفوف تاجک تباران از جنرال دوستم نشان میدهد که با وجود پشتیبانی ظاهری سرور دانش، دکتر عبدالله و عطا محمد نور از اشرف غنی در عمل به نحوی انقطاب های جدید با فورمول نزدیکی ازبک ها با تاجک ها و هزاره ها در حال شکل گیری میباشد که با تمرکز داعش در شمال کشور به طور دسته جمعی برای یک رویارویی سراسری در برابر آن آمادگی می گیرند.
هرگاه در این حالت از این اتحاد جدید روسیه، ایران، چین و ترکیه پشتیبانی نمایند صفحه و صحنه سیاست در افغانستان ورق خواهد خورد.
عوامل این تنش ها و چالش های جدید چیست؟
در یک دید مؤجز و کوتاه دلایل و عوامل این بحران را در اجراآت و فعالیتهای حکومت یک دنده و استبدادی به سبک عبدالرحمن خان میتوان در موارد ذیل خلاصه نمود:
1- دوبار سقوط کندز.
2- ممانعت از تصفیه کندز توسط جنرال دوستم.
3- عدم اطاعت رییس امنیت، قوماندان قول اردو و لوا از اوامر جنرال دوستم در عملیات غورماچ.
4- سوء قصد به جان جنرال دوستم در عملیات غورماچ و متهم شدن افرادی از درون دولت به آن.
5- اظهار غیر واقعی تأسف دکتر عبدالله از زخم برداشتن جنرال دوستم در عملیات غورماچ درجلسه رسمی شورای وزیران.
6- انکار رییس جمهور غنی از 9 ماه تاریخ افغانستان و مخالفت با خاکسپاری امیر حبیب الله کلکانی.
7- توهین به قوم تاجک در مراسم تهداب گذاری منار تازه نمودن دشمنی قومی شمالی و جنوبی توسط کاکای رییس جمهور.
8- شکایت جنرال دوستم از تمایل قومی رییس جمهور غنی به قوم پشتون و مهمتر از آن به لوگری ها.
9- شکایت جنرال دوستم از اینکه حلقه اتمر، ستانکزی و رحیمی رییس جمهور را محاصره نموده.
10- افشای اسناد تایمز لندن مبنی بر ایجاد اردوگاه های دهشت افگنان در هلمند، ننگرهار، لوگر و فاریاب با مصرف 600 میلیون دالر توسط حامد کرزی.
11- اعتراف به سه میلیون رأی جعلی در انتخابات 2009 افغانستان توسط پاکستان به گفته مشاهد حسین رییس کمیسیون دفاعی سنای پاکستان به نفع حامد کرزی.
12- اظهار نا رضایتی جنرال دوستم از مذاکرات مخفی ستانکزی با طالبان در قطر.
13- اظهار بی خبری داکترعبدالله از مذاکرات پنهانی ستانکزی با طالبان در قطر.
14- به گفته فضل احمد معنوی سلب صلاحیت دکتر عبدالله توسط رییس جمهور غنی.
15- سلب صلاحیت های جنرال دوستم معاون نخست رییس جمهور توسط رییس جمهور غنی به ادعای خود دوستم.
16- تعین نورستانی رییس کمیسیون انتخابات به صفت سفیر در اسپانیا.
17- به خاک و خون غلطیدن چند صد نفر در تظاهرات دهمزنگ جنبش روشنایی.
18- جنگ اندازی جنرال دوستم با قوم تاجک توسط بعضی حلقات در مراسم دفن امیر حبیب الله کلکانی و توهین به عکس جنرال دوستم در شهر مزار شریف و افشای آن.
19- نارضایتی احمد ضیا مسعود از قومگرایی رییس جمهور در تقرر کدر ها.
20- نارضایتی دکتر عبدالله با هشدار اینکه چهره دوم خود را به رییس جمهور غنی نشان خواهد داد.
21- عدم یادآوری جنگ افغانستان در مناظره کاندیدان ریاست جمهوری امریکا.
22- انتقال جغرافیای جنگ به شمال افغانستان.
23- اظهارات جنرال رازق قوماندان پولیس کندهار مبنی بر اینکه از روز ملا عمر تجلیل شود و پشتیبانی موصوف از ملا عبیدالله، ملا رزاق و حامد کرزی.
24- مخالفت حامد کرزی با بمباران بر مواضع طالبان.
25- تائید پیشروی طالبان در مناطق تحت تصرف شان توسط حامد کرزی .
26- سوال حامد کرزی مبنی بر اینکه آیا ملا عمر نیز باید دفن شود ؟ از سوال کننده در مخالفت با خاکسپاری امیر حبیب الله کلکانی.
27- نشر کتاب «فرستاده» نوشته زلمی خلیلزاد و افشای اسرار راه گم نمودن امریکا در افغانستان توسط خلیلزاد با تحریک امریکا به سرکوب اقوام افغانستان به شیوه عبدالرحمن خان و اداره کشور به سبک آن.
28- بدتر شدن وضعیت اقتصادی مردم، گرانی قیمت اجناس استهلاکی، بیکاری جوانان و صعود نرخ دالر از یک دالر 50 افغانی به 65 افغانی فی دالر.
29- فشارهای گوناگون بر رسانه ها و ژورنالیستان و محدودیت بر آزادی بیان با یک خط ساختن خط اخبار رسانه هاو نهاد های به ظاهر مدافع خبرنگاران در بطن دولت.
30- تمایل به طالبان در خط نزدیکی به عربستان سعودی و دوری از اقوام غیر پشتون در سطح رهبری کشور.
31- امضای معاهده با حکمتیار ومتعاقب آن همزمان با انتقادات دوستم پخش شایعه معرفی دوستم به لاهه پس از آن.
32- پافشاری بر اسکان جبری مهاجرین برگشته به کشوردر برخی از مناطق افغانستان
اینها گوشه از حوادث وشمهء از رویدادهایی میباشند که قصدأ وعمدأ توسط حلقات خاص در دولت دامن زده شده وکشور را به اینوسیله به بحران کشیده اند.
راست گفته اند که در فرجام پیروزی هر اتحاد تاکتیکی بر حریف ،متحدین به جان هم می افتند.

آیا غنی کشور را قربانی قوماندان قول اردو و یک لوا خواهد نمود؟

اکتبر 26, 2016

d

نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه از همترازان احمدشاه مسعود و عبدالعلی مزاری در دهه 90 تنها جنرال دوستم در شرایط فعلی در صحنه باقیست تاریخ به نحوی در افغانستان تکرار میشود که گویی دهه 90 میلادی باشد. هنگامیکه داکتر نجیب هدایت داد جنرال مومن قوماندان لوای هفتاد حیرتان به کابل بیاید و جنرال دوستم را موظف نمود جنرال مومن را به کابل بیاورد ناظرین سیاسی میگویند جنرال دوستم از وی تقاضا نمود برای فرونشاندن اختلافات شمال قوماندان قول اردو، قوماندان فرقه و رییس امنیت را نیز به کابل بخواهد. از لحظه پافشاری داکتر نجیب به موجودیت این سه تن سقوط حکومت نجیب آغاز یافت. فورمول پیروزی آن زمان بر حکومت نجیب در اتحاد مسعود و مزاری با دوستم بود و حالا که وضعیت بازی در کلیه ابعاد با اشتباه تکرار آن دوره به پایان رسیده کارشناسان با توجه به حساسیت لحظه کنونی یگانه راه حل را در پایان دادن به این تنش میبینند. انتقال جغرافیای جنگ به شمال، انتقال طالبان توسط موتر های دولتی از شمال به کابل، سپردن دند غوری و دند شهاب الدین به طالبان، دوبار سقوط کندزو سقوط غورماچ با جابه جایی خارجی ها در بعضی مناطق بدخشان نشان میدهد که وضعیت شمال کشور در بدترین حالت جنگی قراردارد.عوامل این بحران را میتوان در نکات ذیل خلاصه نمود:
1 – سقوط اول کندز با آن مقوله مضحک اوضاع تحت مدیریت است . تسلیمی تانک های غول پیکر ونیروی چند هزار نفری مجهز به تخنیک عالی محاربوی به چند صد نفر پیاده وعدم مجازات عاملین پرونده سقوط کندز.
2 – سقوط بار دوم کندز با آن استدلال مضحک والی که اگر سربازان در صندوق آهنی هم باشند کشته میشوند .وعدم بررسی و عدم مجازات عاملین سقوط بار دوم کندز.
3 – ممانعت از رفتن جنرال دوستم به کندز به خاطر پاکسازی وتصفیه کندز.
4- عدم اطاعت قوماندان قول اردو و قوماندان لوا به اوامر جنرال دوستم در آزادسازی غورماچ.
5 – سوءقصد به جان جنرال دوستم در جریان عملیات غورماچ.
6 – اظهار تاسف غیر واقعی داکتر عبدالله از زخم برداشتن جنرال دوستم در مجلس وزرا .
7 – شکوه وشکایت داکترعبدالله از اینکه طی سه ماه اشرف غنی حتا یکبار با وی ملاقات نکرده.
8 – شکوه وشکایت احمد ضیا مسعود از اینکه در حکومت وحدت ملی قومگرایی وجود دارد.
9 – انکار رییس جمهور غنی از 9 ماه تاریخ وحکومت امیر حبیب الله کلکانی وبه خاک سپاری آن.
10 – توهین به قوم تاجک توسط قیوم کوچی کاکای اشرف غنی در مراسم تهداب گذاری منار تازه نمودن دشمنی شمالی وجنوبی.
11 – شکایت جنرال دوستم از اینکه نزد رییس جمهور پشتون بودن ومهمتر از آن لوگری بودن در اداره کشور اهمیت دارد.
12 – شکایت جنرال دوستم از اینکه حلقه اتمر- استانکزی- رحیمی رییس جمهور را محاصره نموده.
13 – اظهار بی خبری داکتر عبدالله از محتوای مذاکرات قطر.
14 – اظهار نا رضایتی جنرال دوستم از عدم مشوره با وی در باره مذاکرات قطر.
15 – به گفته فضل احمد معنوی سلب صلاحیت اجرایی ومقرری ها از رییس اجراییه توسط رییس جمهور.
16 – سلب صلاحیت جنرال دوستم معاون اول رییس جمهور، به ادعای خودش
و…
اینهمه تشنج وتنش در حالی در حکومت وحدت ملی بیداد میکند که جنرال نیکلسون قوماندان حمایت قاطع از ناتوانی قوماندانان در میدان جنگ وتلفات سربازان ابراز نگرانی مینماید واز انتقال خلافت داعش پس از واپس گیری موصل از دست داعش توسط نیروهای عراقی ، به افغانستان سخن گفته میشود. جنرال دوستم در همین حال از ضعف جسمی وزیر دفاع، عدم دسترسی به لوی درستیز ، دستورگیری قوماندان قول اردو و قوماندان لوا در غورماچ از کدام محل نا معلوم شکوه دارد. ازهلمند رسانه ها گزارشاتی منتشر کردند که 3ملیون مرمی و9میلیون لیترروغنیات در حالی به مصرف رسیده که طالبان با بیرق های شان در اطراف دروازه های شهر ایستاده اند.
درچنین وضعیت بحرانی که جنرال دوستم از نفس وصدرنظام درمحضر رسانه ها اظهار نارضایتی وشکایت مینماید که ریاست امنیت ملی اطلاعات را با وی در میان نمیگذارد ، ارگ با نشر اعلامیه به عنوان واکنش به اظهارات جنرال دوستم با جملاتی که حتا شکایت ازماموریت سربازان تحت امر وی را در شرایط جنگ قابل بررسی میداند روی آتش اختلافات پترول میپاشد.
با توجه به چنین وضعیت بحرانی کشور رییس جمهور غنی باید حلقاتی را که رابطه ارگ را با حتا هسته رهبری کشور چنین به تشنج وتنش کشیده از کنار خود دورسازد وقوماندان قول اردو و قوماندان لوا را که از اوامر جنرال دوستم سرپیچی نموده اند از وظیفه سبکدوش نماید. در غیرآن با انتقال داعش در شمال و آمادگی زن ومرد مردم درمقابل آن هرگاه کشورهای روسیه، ایران،چین وترکیه با مردم شمال همکاری نمایند با قلع وقمع داعش نفوذ کابل بر شمال پایان خواهد یافت.
مردم از اخبار واطلاعات تایمز لندن که ششصدملیون دالر توسط کرزی به خاطر ایجاد اردوگاه های دهشت افگنان در فاریاب ، هلمند ،لوگر وننگرهار به مصرف رسیده خیلی به تشویش اند واز اینکه رییس جمهور غنی به کرزی زعیم ملی خطاب میکند راز هایی را از پشت آن میخوانند. با آنکه کرزی احزاب جمعیت و وحدت را با کار انفرادی پارچه پارچه نموده اما باید ملتفت باشد که همه قوماندان جمعیت وجنبش ووحدت آن سخنان کرزی را که به گیتس گفته بود ایتلاف شمال نظر به طالبان برای حکومت اش خطرناکتر است به یاد دارند و از جانبی اشرف غنی وکرزی با ید از یاد نبرند که پس از احمدشاه مسعود ومزاری چهره کاریزمایی که اقوام تاجک و هزاره یکپارچه به دنبال آن روان شود وجود ندارد بنابران در صورت خیزش خودانگیخته وتوفانی با توجه به نا رضایتی سراسری ،اوضاع کشور از کنترول خارج خواهد شد.
آنچه مایه نگرانی همگانست اینکه مبادا شخصی چون خلیلزادپیدا شود که در کشمکش داخلی از تبر امریکا برای سرکوب سایراقوام به نفع یک قوم استفاده کند. با توجه به جابه جایی نیروهای امریکا وناتو در ناروی، لهستان و… در سرحدات روسیه وبا توجه به قوت سرکوب داعش در سوریه توسط روسیه هرگاه اینبار درشمال افغانستان پای امریکا در جنگ با روسیه و چین و ترکیه وایران به نفع کدام قوم خاص کشیده شود جنگ سوم جهان از همین نقط کره زمین آغاز گردیده مانند قتل ارشیدوک فرانسس فردینانت هند با پاکستان ،ترکیه با عراق، اسراییل با اعراب، و…به جان هم افتاده دمار از جان یکدیگر خواهند کشید.

ارتباط و توازن فراموش شده در سیاست افغانستان

اکتبر 13, 2016

k

نوشته : محمد داود سیاووش

تجربه به کرات نشان داده که معیار اصلی حفظ ثبات و استمرار نظامهای سیاسی در افغانستان قبل از هر فکتور دیگر به ارتباط و توازن سیاسی رژیم ها د ر مقیاس داخلی و خارجی وابسته بوده است. یک نگاه گذرا نشان میدهد که تامین وتحکیم این رشته نازک ارتباط وتوازن ، حلقه مرکزی ثبات و استمرار رژیم های سیاسی در افغانستان بوده وبه توانایی و شم وشعور زمامداران ارتباط داشته است.
در گذشته های دور:
در شرایط تقابل امپراطوری های بریتانیا و روسیه هنگامی افغانستان از بحران جنگ های برادران سدوزیی و محمدزی رهایی یافته که بریتانیا و روسیه در معاهده صلح برست افغانستان را به حیث منطقه حایل و بفر قبول کرده اند و پس از آن با دریافت معاشات مستمری امیران کابل تا دوره امانی به نحوی افغانستان را تحت یوغ استبداد اداره نموده اند. موقف بیطرفی افغانستان باز هم در تقابل متحدین و محوریان جنگ های جهانی اول ودوم برای افغانستان موقعیت با ثبات به ارمغان آورد. در شرایط تقابل جنگ سرد در کنار خط پیمانهای وارسا و ناتو خط دیگری به ابتکار نیرو، سوکارنو و ناصر بنام کشور های غیر منسلک به وجود آمد که افغانستان در پناه آن تا حدودی نفس راحت میکشید. هرچند در دوره امانی با نزدیکی به شوروی و تیرگی روابط با بریتانیا بیلانس بیطرفی افغانستان بر هم خورده بود اما در دوره استبداد خشن نادر خانی و هاشم خانی بازهم به زور شمشیر و استبداد خشن و غل و زنجیر و زندان اوضاع به نحوی مهار شد. با عقب نشینی که نظام شاهی در دوره صدارت شاه محمود خان با نشر جراید آزاد و نرمش در حوزه آزادی های مدنی نشان داد جامعه در خط مشروطه خواهی چند تنفس عمیق نمود که با دوره هفتم و هشتم شورا و تقابل نیروهای طرفدار مشروطیت با محافظ کاران جانبدار استبداد به پایان رسید.
آغاز برهم خوردن بیلانس ارتباط و توازن افغانستان :
با تمایل داود خان به شوروی و طرح پلان های پنج ساله در دوره صدارت موصوف تعادل ارتباط و توازن خارجی سیاست خارجی افغانستان بر هم خورد. در مقابل پروژه هلمند که از طرف امریکا تمویل میشد پروژه های دیگری به حمایت شوروی در کشور احداث گردید.هر چند به نظر نگارنده بنا بر دوری فاصله امریکا علاقه نداشت در افغانستان حضور نیرومند خود را متبارز سازد چنانچه عقب نشینی وصرف نظرنمودن امریکا از پروژه تفحصات آمو دریا یکی از مثال های آن میباشد اما مسابقه با شوروی در افغانستان کماکان ادامه داشت . احداث تاسیسات پوهنتون و لیلیه پوهنتون کابل که در رقابت با آن برژنف سنگ تهداب انستیتوت پولیتخنیک را گذاشت واحداث پروژه های تونل سالنگ فارم های هده و غازی آباد، تاسیسات جنگلک، کود و برق مزارشریف و نفت و گاز شبرغان و… را میتوان از نکاتی برشمرد که در بیلانس محاسبات شرق و غرب درجه حرارت نزدیکی با شوروی را نظر به امریکا گرمتر نشان میداد.
در آن سالها شاه ایران از طرف هواداران شوروی به عنوان ژاندارمر منطقوی امریکا در منطقه خوانده میشد و پکت سینتو به عنوان سد دفاعی در برابر شوروی کشیده شده بود. در شرق میانه ناسیونالیزم عربی در وجود ناصر، حافظ الاسد، یاسر عرفات و سایر رهبران ناسیونالیست عرب خط جدیدی در برابر سیاست دفاع از اسراییل درمقابل امریکا ترسیم میکرد که جمال ناصر در صدر آن قرار داشت. در دهه چهل تا حدودی این بیلانس و توازن در منطقه با ظهور چین به صفت یک ابر قدرت در کنار شوروی و نفوذ افکار محافظه کارانه مذهبی که از جامعه الازهر وارد کشور میشددچار دگرگونی هایی شد. رژیم نتوانست سکان این رقابت ها را در شرایط طوفانی جنگ سرد کنترول کند و سر انجام با کودتای 26 سرطان این کشتی به طرف شوروی کژ شد . محافظه کاران مذهبی مانند دوره امانی به پاکستان تمایل پیدا کردند و کشور با برهم خوردن این تعادل در شرایطی قرار گرفت که شوروی ،چین ، پاکستان و ایران در افغانستان مقابل هم قرار گرفتند اما هندوستان در خط غیر منسلک و نزدیکی با شوروی پس از استقلال بنگله دیش در دوره شیخ مجیب یک حلقه جدیدی از ارتباط به دور دولت افغانستان کشیده بود و با این حال هند در حالی که از زاویه حمایت شوروی در مقابل پاکستان برخوردار بود این انقطاب امریکا را در کنار پاکستان و در مقابله با هند و شوروی قرار داد. نفوذ روز افزون شوروی در جنبش عدم انسلاک باعث حساسیت غرب در برابر این جنبش شد و در حالی که امریکا با پایان جنگ ویتنام در دوره نقاهت به سر میبرد از پاکستان به صفت حربه اعمال سیاست هایش در منطقه استفاده میکرد.
کودتای 7 ثور ، سقوط شاه ایران و لشکر کشی شوروی به افغانستان معادلات منطقوی را کاملا دگرگون کرده امریکا از جا تکان خورد ، هرچند در ابتدا جیمی کارتر افغانستان را لقمه فرورفته در کام شوروی میدانست اما با سفر نماینده امریکا به نوار مرز افغانستان با پاکستان و فیر یک مرمی سمبولیک به طرف افغانستان وضعیت طوری انکشاف کرد که با فرار محافظه کاران مذهبی از افغانستان به پاکستان این زمینه به طور طبیعی مساعد شد که با استفاده از نا رضایتی مردم از حمله شوروی بر افغانستان امریکا با حمایت پاکستان و مجاهدین ضربات کاری بر شوروی در افغانستان توسط پاکستان وارد کند و انتقام ویتنام را طوری که رهبران کرملین به تره کی (درکتاب گروموف) پیش بینی کرده بودند در افغانستان، امریکا از شوروی گرفت. با شکست شوروی در افغانستان پاکستان تلاش کرد با نفوذ در دولت مجاهدین از این نیرو در برابر هند ازطریق کشمیر استفاده کند اما ازینکه مجاهدین یک دست نبوده و رهبری واحد نداشتند این کار منجر به جنگ داخلی د رافغانستان شد .امریکا د راین سالها پایش را از افغانستان بیرون کشید و پاکستان پس از تضعیف حکومت محاهدین در جنگ های داخلی اداره دست نشانده خود را پس از سقوط مجاهدین در کابل در سطح امارات به قدرت رساند قرائت های سختگیرانه طالبان از اسلام و وابستگی آشکارشان به پاکستان باعث شد این امارت در حوزه یک قوم و یک قرائت مذهبی تند محدود بماند. با وارد شدن پای اعراب در صفوف طالبان کنترول این گروه از دست پاکستان رفت و عرب ها حکومت طالبان را با سرمایه های سرشار تمویل کرده پای افغانستان را در ماجرای 11 سپتمبر و حمله بر برجهای تجارت جهانی( به صفت پناه گاه عرب ها ) در مقابل غرب کشید. با حمله امریکا بر افغانستان و سقوط طالبان بار دیگر به طالبان مجال تنفس داده شد و با تکیه زدن حامد کرزی بر کرسی اداره موقت از پناه گاه نیرومندی در بطن نظام مورد حمایت امریکا برخوردارشدند. طوریکه در گزارش یک مرد و یک موترسایکل نوشته ( بتی دام –ژورنالیست هالندی) آمده حامد کرزی میخواست طالبان را در کندهار حفظ کند اما امواج تند احساسات ضد طالبانی در امریکا و شمال افغانستان مانع تحقق این مساله شد که با این حال با توجه به انتخاب امریکا در لیدرشپ افغانستان کار برای ابقا حاکمیت عنعنوی اولاده میرویس هوتکی و احمدشاه درانی همزمان با رقابت این دو قوم با هم و رقابت باغلجایی ها در درون نظام آغاز شد .
در حالیکه شرایط در شمال افغانستان برای استخراج آهن حاجیگک و تفحصات نفت و گاز، مهار دریا ها، تمدید خطوط آهن و … در سالهای اول تشکیل اداره موقت صد فیصد مساعد بود حامد کرزی هیچ پروژه بزرگی را در شمال افغانستان به دلیل محدود فکر کردن به ولایت خودش احداث نکرد و هیچ پروژه سراسری و بزرگ را در ایجاد راه آهن ، بنادر و استخراج معادن و زیر ساخت های اقتصادی روی دست نگرفت و دولت را طوری رهبری نمود که افغانستان در شرایط حضور جامعه جهانی و کمکهای میلیارد ها دالری به مارکیت اموال استهلاکی پاکستان و ایران مبدل گردیده و به بندر کراچی و ابسته ماند که اکنون سر نوشت مردم افغانستان را بنادر سپین بولدک و تورخم تعیین میکند.
فاز جدید:
با ناکامی انتخابات اخیر ریاست جمهوری و روی کار آمدن حکومت وحدت ملی و با افتادن سایه حامد کرزی در روز تولد براین حکومت برخلاف خواب هایی که حامد کرزی در خوردن میوه ی عیدی و سال نو پس از خروج قوای خارجی در افغانستان دیده بود از یک طرف دریا های کمک های جهان برای افغانستان در این دوره خشکید و از طرفی در راه حکومتداری این نظام هر روز یک مشکل جدید سبز میشود .
اشرف غنی که از نزدیکی روزهای اول خود به پاکستان و جواب سرد آن مایوس شده بود بر خلاف حامد کرزی یک باره سیاست افغانستان را 180 درجه به طرف هندوستان چرخاند و با احداث بندر چابهار و قطار چین و گشودن دروازه افغانستان بسوی ترکمنستان تلاش نمود افغانستان را از وابسته گی به پاکستان نجات دهد. اما با نفوذی که پاکستان در درون دستگاه دولت افغانستان نموده وبا نقش های سر گیچ کننده یی که حامد کرزی در مخالفت با امریکا و قرائت ها و تعریف هایی که در مصاحبه هایش در دفاع از طالبان مینماید وضعیت را برای اشرف غنی خیلی بحرانی ساخته است. دفاع واضح قوماندان پولیس کندهار از ملاعبیدالله و ملارزاق و ملاعمر از داخل نظام ، تسلیمی چند صد نفر از نیروهای مسلح در هلمند به طالبان و زبانه کشیدن آتش جنگ در ننگرهار، هلمند، فراه ، ارزگان ، فاریاب،بغلان، کندز و … کشور را در موقعیت دشواری قرار داده که پاکستان به صراحت اعلان میکند تا وقتی موضوع کشمیر حل نشده صلح در افغانستان تامین نخواهد شد.در چنین وضعیت حساس رییس جمهور غنی به عوض پوشیدن لباس شبه نظامی و رفتن به خطوط مقدم نبرد و مورال بخشیدن به سربازان و افسران به وزارت صحت عامه رفته از وضعیت شفاخانه ها کنترول میکند.
بحران آفرینی های قصدی حکومت وحدت ملی:
حکومت وحدت ملی بنابر عدم تجربه یا هر دلیل دیگر آگاهانه و یا ناآگاهانه اکنون در چندین جبهه و زمینه در سیاست داخلی مواجه بوده توازن سیاسی داخلی را در مقیاس سیاست سراسری کشور از دست داده است. در قضیه به خاک سپردن حبیب الله کلکانی با به رسمیت نشناختن نه ماه تاریخ افغانستان تاجک ها را متاثر ساخت، در قضیه تاپی و به خاک و خون غلتیدن جوانان در چهارراهی دهمزنگ هزاره ها را مایوس ساخت و با کم آمدن در جلوگیری از حمله بر زیارت سخی در کابل و خدشه دار شدن تجلیل از عاشورا قلب هزاره ها را جریحه دار ساخت. با محدود نمودن صلاحیت های معاون اول ریاست جمهوری وخلاصه کردن کمپیوتری رهبری جنگ اقشار متضرر از جنگ را مایوس ساخت و با عدم پرسش از عوامل سقوط سال قبل کندز و نادیده گرفتن لاتیالات والی کنونی کندز که از وجود 4 صد انتحاری در کندز حرف میزند و کشتن سربازان را حتی در صندوق های آهنی یک کار معمولی میداند بخش هایی از جامعه را در شمال از خود راند. با عدم پذیرش داکتر عبدالله طی 3 ماه برای ملاقات ،ریاست اجراییه را فلج ساخت که اگر از مجموع این حالات دفع وطرد نیرو ها از مرکز قدرت نتیجه بگیریم به نظر میرسد با نشر گزارشی که یکی از کارمندان بلند پایه پیشین امریکا که رییس جمهور غنی را مغرور و متکبر خوانده شاهین توازن ترازوی سیاست در افغانستان بر هم خورده که اگر در این حال زبان رییس جمهور غنی در بعد سیاست خارجی بر ضد غرب باز شود، چنانچه یکبار بر ضد سازمان ملل باز شد، دور باطلی از حکومت حامد کرزی و کشمکش های حتی افسار ناپذیر تر و مهار ناپذیر تر در افغانستان درحال شکل گرفتن است. در صورت تقابل اشرف غنی با غرب امریکا این بار با یک حامد کرزی بی حوصله به نام اشرف غنی مواجه خواهد شد که وضعیت را به مراتب با جهان پیچیده ساخته و ارتباط افغانستان را با جهان غرب در شرایطی که روسیه به طالبان نزدیک شده ، داعش در داخل کشور از شرق افغانستان سر بلند نموده ، پاکستان پروژه تاپی را رد مینماید و مستقیما از ارتباط هند با افغانستان ناراضی است واز دستگیری طالبان به حمایت ایران در بامیان سخن گفته میشود خیلی دشوار خواهد ساخت ، چون در حال حاضر یگانه نیروی که توان توازن بخشیدن حکومت وحدت ملی را در ابعاد مختلف با جهان دارد حضور قوای امریکا در افغانستان میباشد.شانه به شانه رفتن کرزی با غنی در این روز ها فرجام دوستی و شانه به شانه رفتن داود خان با ظاهر شاه، امین با تره کی و نجیب با کارمل را به یاد مردم کابل می آورد و نزدیکی اشرف غنی احمدزی با حامد کرزی آژیر یک بحران بزرگ قریب الوقوع اقوام سدوزی و پوپلزی و غلجایی وبه جان هم افتادن رقبای حزب اسلامی حکمتیار وشورای نطار و تندروان قرائت سلفی ووهابی پیرو خط عربستان سعودی و قرائت تشیع علوی ایران را در کشور به صدا آورده است.

عقل مه غواړه طالع غواړه رحمانه

اکتبر 9, 2016

ku

نوشته : داودسیاووش
اگر به جای رهبری حکومت وحدت ملی رهبر دیگری از دستاورد های خیالی کشورش در کنفرانس بروکسل با آن آب وتاب سخن میگفت شاید رهبران دول وحکومات 70 کشور و 20 سازمان بین المللی در جریان سخن رانی کنفرانس را ترک میکردند.
دریادداشت 2 فیسبوک عزیزرفیع سخنان رییس جمهور غنی در کنفرانس بروکسل چنین ترجمه شده:
(بعد از کنفرانس لندن ما به مهم هایی دست یافته ایم. خودکفایی، امنیت ، نجات کشور ونظام، رهبری جنگ ، زیر ساختارها، آب آشامیدنی، بندها و انرژی، کاسا یکهزار، تاپی، قطار چین برای تجارت، همکاری های منطقوی برای توسعه، زراعت، رسیدگی به زندگی روستایی، آب صحی به روستاییان، میثاق شهروندی، سهم برابر برای زنان و مردان، برنامه های توانمند سازی زنان، مبارزه بر ضد فساد…)
وباز اگر رهبر ثانی با توجه به بحران ساری و جاری در کشور که آنرا جامعه جهانی از نزدیک مشاهده میکند از چنین دستآورد های خیالی صحبت میکرد شاید تا کنون جامعه جهانی بیش از صد قطعنامه در تنبیه و توبیخ و ایقاظ و محکوم نمودن آن صادر مینمود، اما اینکه با وجود اینهمه اوضاع بحرانی چرا رهبران دول و حکومات کشورها در بروکسل خموشانه به سخنان رییس جمهور افغانستان گوش داده و حتا شاید با اشاره تائیدی سر، به این سخنان صدقنا گفته تحفه 15.2 میلیارد دالری را برایش اهدا نمودند دلیلش را هیچکس نمیداند.
رهبران دول و حکومات و اشتراک کنندگان حداقل از نظر اخلاقی باید می پرسیدند که اگر امنیت چنانکه شما می فرمایید تأمین است این صدای واویلای اطفال مهاجر کندز و به خاک و خون افتادن سربازان و افسران در کندز و هلمند و تسلیمی سربازان در بادغیس به طالبان و صدای انفجار و سقوط طیاره در بغلان و تهدید های امنیتی راه های مواصلاتی در اطراف و اکناف افغانستان و آن دکان های فروش جلیقه های انتحاری و موتر های نظامی و سلاح و مهمات در رزمل یعنی چه؟
اگر شما ادعا میکنید که رهبری جنگ به خوبی پیش میرود آن سخنان ملا نصرالدینی والی کندز که پس از کشته شدن دهها سرباز و افسر می گوید «اگر در صندوق آهنی هم می بودند کشته میشدند» و این مدیریت ملا نصرالدینی که در شرایطی که کندز قریب به سقوط است، وولسوالی های هلمند به سقوط مواجه شده و دهها گزارش نا امنی از اطراف و اکناف کشور میرسد، از میان اینهمه بحران که باید در رهبری جنگ صورت گیرد رفتن سرقوماندان اعلای قوای مسلح و پرداختن به مهم وزارت صحت عامه یعنی چه؟
این اشتراک کنندگان باید می پرسیدند اگر حکومت وحدت ملی با وضع مالیه بر کریدت کارتهای تیلفون های همراه توانسته به خودکفایی برسد پس این معاش سربازان و افسران دولت افغانستان را کی میپردازد؟
اگر آب آشامیدنی در پایتخت تأمین است مردم چگونه با خر ها به کوههای آسمایی و شیردروازه آب بالا میکنند و از تالاب ها و گنداب های داخل شهر بوی زنند به هوا بالاست و حتا از آلودگی آبهای زیر زمینی در برخی ساحات شهر کابل به اثر برمه کاری غیر فنی گزارشات به نشر میرسد؟
اگر می گویید که آب صحی روستاهای افغانسان تأمین شده بفرمایید که چند فیصد در مقیاس کل کشور؟
اگر می گویید که به زراعت کشور رسیدگی شده بفرمایید که چند فیصد در کل کشور؟
اگر می گویید که در تساوی سهم زنان با مردان کار صورت گرفته بفرمایید که در مقیاس کل کشور چند فیصد؟
و از همه مهمتر اگر مبارزه با فساد را پس از کنفرانس وارسا رویدست گرفتید، پای چند نفر به زندان کشیده شد؟ چند نفر در دادگاه محکمه علنی شد؟ چند نفر به کیفر اعمالش رسید و به زندان رفت؟ و پای چند نفر به زنجیر و زولانه بسته شد؟
و به همین ترتیب سایر سوالاتی که در این مقال نمیگنجد.
اینجاست که از خموشی رهبران هفتاد کشور و بیست مؤسسه بین المللی با گوش دادن به سخنان رییس جمهور افغانستان میتوان گفت که این شعر رحمان شاعر زیبا کلام پشتو مصداق پیدا میکند که میگوید:
عقل مه غواړه طالع غواړه رحمانه
عقل مند د طالع مندو نوكران دي
در غیر آن با اینهمه مشکلات و سوالاتی که در زمینه انتخابات، عدم توزیع شناسنامه برقی، عدم بررسی پرونده سقوط سال گذشته کندز، مکتب های خیالی، سربازان خیالی، دفاع واضح قوماندان پولیس کندهار ازطالبان و ملا عبیدالله و ملا رزاق و ملا عمر، تائید پیشروی های طالبان توسط حامد کرزی ومخالفت با بمباران هوایی در مناطق پیشروی طالبان… باید همزمان صدای دهها اعتراض بر علیه این سخنرانی از داخل تالار بلند میشد، که نشد!
دلچسپ ترین بخش کنفرانس شو و نمایش کف و کالر و دریشی های لوکس اشرف غنی و دکتر عبدالله در شرایط گدایی پول از جهان و جریان دریاهای خون فرزندان افغانستان در کندز و هلمند بود که از دریشی های رهبران اروپا و امریکا لوکس تر به چشم میخورد وخیلی تکان دهنده بوده جای تأسف و افسوس داشت.