Archive for the ‘سیاسی’ Category

معادله چند مجهوله جنگ های شمال

ژوئیه 28, 2015

شمار ه (237) چهارشنبه ( 7) اسد ( 1394) / (29) جولای ( 2015)

logo

نوشته : محمد داود سیاووش
معمای انتقال چندین هزار نفر مسلح به شمال و تسلیح و تمویل و اعاشه و اباته و طبخ غذا و اکمالات آنان به دور از رصد نیروهای امنیتی برای مردم گیچ کننده میباشد.
در این جنگ که بیشتر به خاطر باز نمودن کاریدور عبور از دریای آمو به آسیای میانه راه اندازی گردیده فاریاب به مثابه نقطه عطف عبور به بخارا و سمرقند و فرغانه و بدخشان بخاطر عبور به تاجکستان و چین برای مخالفان دولت اهمیت فوق العاده دارند.
دولت افغانستان که با سیاست های ناسنجیده دوره آقای کرزی خود را از حمایت هوایی ایالات متحده محروم ساخته و کدام موافقتنامه مشخص با امریکا در رابطه به استفاده از طیارات بی پیلوت ندارد در این جنگ عملاً یک دست خود را آگاهانه و یا نا آگاهانه بسته است و بدتر از آن لابی های طالبان در درون دولت به بهانه های مختلف در برابر کسانی که علاقه دارند شمال را تصفیه کنند ممانعت ایجاد مینمایند.
چلنج بزرگ جنرال دوستم
ولایات شبرغان، سرپل و فاریاب که از مراکز بزرگ بانک رأی جنرال دوستم در حمایت از دکتر غنی در انتخابات بود اکنون در وضعیتی قرار گرفته که اگر جنرال دوستم جبهه فاریاب را فتح نکند شکست آن همه مناطق شمال هندوکش را تهدید نموده پایگاه اجتماعی جنبش در شمال پایان می یابد.
تحرکات جندا لله و تحریک اسلامی ازبکستان در فاریاب همزمان با گلایه و شکایت خیزش های مردمی از عدم کمک دولت به مردم در مقابل آن و راکد ماندن نیروهای تحت امر لوی درستیز در فاریاب پرسش هایی را میان مردم ایجاد نموده چون از یکطرف دستآورد ملموسی در صحنه جنگ به چشم نمیخورد و از طرفی فرستادن جنرال ملک به عنوان رقیب جنرال دوستم به فاریاب و باقیماندن جنرال دوستم در شبرغان با توجه به تجارب گذشته از کارآیی و همآهنگی جبهه جنگ خواهد کاست. هرگاه جبهه فاریاب توسط دوستم فتح نشود وزنه جنبش در دولت و پایگاه اجتماعی آن در شمال شدیداً آسیب خواهد دید و ساحۀ نفوذ مخالفان تا بلخ، کندز، سمنگان و بغلان گسترش خواهد یافت.
معامله بدخشان
برخلاف ولایات فاریاب، جوزجان و سرپل که تا حدودی از اتحاد و همآهنگی ضد طالب بر خوردار اند در بدخشان به دلایل گوناگون وضعیت طوری انکشاف نموده که یک فرمانده جمعیت اسلامی بیش از یکصد نفر از سربازان خود را از منطقه یی که به چین و تاجکستان نزدیک است به طالبان تسلیم میکند و مغلق تر از آن این تسلیمی ها توسط طالبان رها میگردند.
سر و صداهایی مبنی بر ارتباط داشتن برخی از بزرگان دولت در بدخشان با طالبان و رقابت های معادن آن ولایت این سوال را مطرح میسازد که اگر صف معامله گران پنهان از مدافعان بدخشان جدا نشود سرنوشت بدخشان که کاریدور عبور به چین و تاجکستان میباشد در آیندۀ نه چندان دور چگونه خواهد شد؟
از نظر کارشناسان با در هم شکستن جبهات فاریاب و بدخشان به دست دهشت افگنان شمال هندوکش عملاً به ساحه تحت نفوذ داعش، طالبان و همدستان شان چون اویغور ها و دهشت افگنان آسیای میانه مبدل خواهد شد و افسانه ولایت خراسان به منصه اجرا گذاشته خواهد شد.
در ولایات جنوب
با حمله افراد قوم اورکزی و پنجابی ها به ولسوالی های نوار مرز با پاکستان در ننگرهار و آواره شدن مردم آن محلات و پایان شدن بیرق های سفید و بلند شدن بیرق های سیاه تحت نام داعش آی اس آی این مناطق را تحت ساحه نفوذ خود در آورده چنانکه پیشروی و استحکامات را در نوار مرز آغاز نموده و مناطق جنوب شرقی افغانستان را راکتباران میکند که هیچگونه تحرک برای خیزش های مردمی در میان دولتمردان آن محلات به مشاهده نمیرسد.
یگانه راه حل
باید همه کدرهایی که در هوای سرد ایرکندیشن ها در قصر های کابل لمیده و خمیده اند مانند جنرال دوستم به مناطق شان رفته رهبری قیام های منطقوی را در چوکات دولت بر ضد مخالفان در ولایات سرحدی افغانستان به دست گیرند. هرگاه صدای چند فیر در قله های سالنگ جنوبی و تهدیدات غوربند دست کم گرفته شود با شرایط کنونی همزمان با مسدود شدن راه تنگی ابریشم و ارغندی و لوگر عملاً پایتخت در محاصره قرار گرفته آنگاه حتا این دولتمردان توان زیستن در همین قصرها را نیز از دست خواهند داد.
سرقوماندانی اعلی باید از حالت انفعال برآمده با استفاده از 350 نیروی هوایی امریکا که وارد افغانستان میشود (در حالیکه سخنگوی وزارت دفاع حتا از آن خبر ندارد)، زمینه آن را مساعد سازد که پهپاد ها در جنگ های شمال همکاری نمایند و از طرفی هیئت هایی را به کشور های همسایه در آسیای میانه فرستاده از نیروهای هوایی و جنگ افزار های ثقیل و وسایل ترصد آنان در جبهات شمال کمک مطالبه نماید.
در حالیکه با انفعال و خموشی دولتمردان روحیه پرسونل و مردم هر روز بیش از پیش تضعیف میشود حکومت وحدت ملی به مذاکرات ملا اختر دلبسته آنهم در شرایطی که فرزند ملا عمر عنقریب در برابر ملا اختر قدعلم نموده با جانشینی در منصب ملاعمر همه برنامه های مذاکره با دولت را بر هم خواهد زد.
حکومت وحدت ملی باید از ایالات متحده بخواهد که مانند حملات پهپاد ها بر حافظ سعید، شاهدا لله شاهد و دهها جنگجوی وابسته به پاکستان در مناطق نوار مرز، در شمال افغانستان نیز به کمک نیروهای دولتی در بدخشان، فاریاب، کندز و سایر ولایات برسد. سوالی را همگان می پرسند و هیچکس جواب داده نمیتواند اینست که اینهمه اکمالات سلاح و مهمات به جبهات مخالفان در شمال از کجا صورت میگیرد و در حالیکه پوسته های دولتی بعد از صد فیصد اکمال شدن از قلت مهمات شکایت میکنند چرا ذخایر مرمی مخالفان دولت در شمال هیچگاه به قلت و کمبودی رو به رو نمیشود؟ و اعاشه و اباته چند هزار نفر چگونه از ترصد قوای مسلح به دور میماند؟Ÿ

در عصر نان خوردن به نرخ روز و لباس پوشیدن به رنگ روز

ژوئیه 28, 2015

شمار ه (237) چهارشنبه ( 7) اسد ( 1394) / (29) جولای ( 2015)

کوه بچه
هر مرحله از تاریخ ویژگی خود را دارد که متناسب به آن جریانات سیاسی، اجتماعی، مدنی و فرهنگی با شعار های همان روز در جاده زمان حرکت میکند.
در دوران استبداد، مشروطیت شعار جذاب بود، در دوره جهان دو قطبی راه رشد سرمایه داری یا غیر سرمایه داری و بازار آزاد یا تقویه سکتور دولتی شعار های جوان پسند بودند، این شعار ها از دهه چهل تا سقوط حکومت نجیب روشنفکران چپ و راست و میانه را به دنبال خود کشاند، در دوره طالبان شعار امت مسلمه از افریقا تا شرق میانه و پاکستان پای تندروان را به محور امارت اسلامی کشاند و حتا اسامه بن لادن به ملاعمر بیعت کرد، اما پس از سقوط طالبان در وجود اختلاط و ائتلاف کاذبی از نیروهای چپ و راست و میانه و افراطی و تفریطی قانون اساسی در افغانستان به تصویب رسید که از نظر حقوق و آزادی های مدنی مردم و اساسات تفکیک قوای ثلاثه نظام یکی از بهترین قوانین اساسی افغانستان میباشد؛ اما تراژیدی بزرگ این دوره آن بود که از اداره مؤقت تا کنون سازندگان و گردانندگان نظام و حتا تصویب کنندگان در بسیاری موارد به آنچه خود تصویب کرده و یا در روایات رسمی و شفاهی ابراز میدارند مقید نیستند و در بسا حالات آنانیکه چرخه های نظام را بدست دارند خود را مقید به رعایت و پابندی احکام قانون اساسی نشان نمیدهند.
در دوره حکومت های مؤقت، انتقالی و دو دوره انتخابی خط اصلاح طلب، محافظه کار و تندرو در دولت قصداً مشخص نشد و همه تحت یک چتر و یک رهبری به شیوۀ تائیدی (تو هم راست میگویی-تو هم راست میگویی) جمع نگهداشته شدند. ثبت تعداد کثیری از احزاب در وزارت عدلیه با پیشوند یا پسوند دموکراسی، اسلامی، مردمی، وحدت، اتحاد و غیره، عدم رعایت احترام به تصامیم پارلمان از طرف حکومت، عدم رعایت تفکیک قوای ثلاثه، رهبری ادارات سرپرست بدون تصویب پارلمان، تدویر رسواترین انتخابات ریاست جمهوری جهان در افغانستان، عدم تعریف متحد و مخالف و دوست و دشمن در سطح ملی و بین المللی، یکه تازی و قانون شکنی رهبران، تقسیم قدرت به شکل میراثی میان نیروهای دور میز به شکل غنیمت، نبود دیدگاه واحد در زمینه های اقتصادی، سیاسی و نظامی پیامد های وحشتناکی را برای افغانستان به ارمغان آورد.
نشستن چهره هایی با دیدگاه های دیوبندی، جامعه الازهر، مائویست، سویتست دیروز، پیروان خط امام، سیکولار، فعالان مدنی، طالبان باز نشسته، کسانیکه حملات انتحاری را از نظر شرعی رد نمیکنند، نظامیان، احزاب فاشیست، سکتریست، بنیادگرا و میانه رو در اطراف آقای کرزی برای موصوف این غرور کاذب را بخشید که گویا در محوریت ملت واحد قرار گرفته و در مرکزیت سیاست رهبری اداره آن جهان از هند سیکولار تا پاکستان بنیادگرا، تا چین کمونیست، روسیه و ایران ضد امریکا، امریکای ضد ایران، حکومت بنیادگرای سعودی، ترکیه اخوانی، انگلستان سلطنتی، فرانسه میراث دار ژاکوبن ها و بوربن ها و آلمان و ایتالیا و جاپان و… سر تعظیم فرو آورده در ائتلاف جهانی از وی فتوا میگیرند. غافل از آنکه در این محوریت غیر متجانس در سطح ملی و بین المللی هرکس برای مطلب خود دلبری میکرد.
بنیادگرایان رهبری نظام را به گروگان گرفتند، طالبان خود را از سطح یک گروه شورشی تا نیروی موازی نظام در سطح جهان ارتقا بخشیدند، رابطه برادرانه اقوام به تیره گی کشید و ماشین دولت به وسیله سود جویی و زر اندوزی افراد و اشخاص مبدل گردیده به اصطلاح اشپلاق چور زده شد. در سطح جهانی یکطرف از آخوند های ایران بکس های پول گرفته شد و از طرف دیگر به دهان مردم در داخل بخاطر گفتن کلمه دانشگاه سنگ چکیده شد، با پاکستان در برابر یکهزار راکت خموشی اختیار شد و قرارگاه های دهشت افگنان در خارج مرز و در پاکستان قلمداد شد اما هنگامی که امریکا خواست بر مراکز دهشت افگنان در پاکستان حمله کند رییس جمهور اظهار داشت که او در کنار مردم پاکستان قرار خواهد گرفت. در رابطه با سیاست خارجی با امریکا با بوش رفاقت با اوباما مخالفت، با کرستال و خلیلزاد دوستی و با هولبروک دشمنی آن هم به شکل شخصی در پیش گرفته شد و با رهایی گروهی طالبان از زندان ها و سر صدای مخالفت با عملیات شبانه و بمباران هوایی فضای سیاسی برای سربلند کردن دوباره طالبان آماده شد، در حالیکه طالبی را که حکومت ملا برادر خود میخواند حاضر نشد با هیئت اعزامی دولت در پاکستان حتا مصافحه کند و همان طالبانی که با برادر خواندن آنان روحیه و مورال قوای مسلح در هم شکسته بود یکی دکاندار کویته بر آمد و دیگری از طریق پاکستان و چین و امارات و غرب وارد معامله و مصالحه شدند که نجار دولت پشت دروازه مذاکرات ماند.
در انتخابات اخیر ریاست جمهوری کمیسیون انتخابات طوری تشکیل شد که آخرین میخ را بر تابوت دموکراسی در افغانستان کوفت و با تشکیل حکومت وحدت ملی بدون اعلان نتایج انتخابات و در خلای قانون اساسی عملاً قدرت را میان نیروهای مسلح داخلی تقسیم کرد. با گزافه هایی چون هفت میوه خوردن پس از 2014، علف خوردن و دفاع از وطن کشور طوری به ورطۀ هولناک قرار داده شد که پاکستان اکنون از جنوب به خاک افغانستان پیشروی مینماید، دهشت افگنان شمال را تخته خیز و مجمر آتش مبدل کرده اند، ایران طالبان را به آغوش میکشد و در شرق افغانستان بیرق های سفید به سیاه مبدل میشود اما در کادر دولت افغانستان کسی نیست که از گلویش آتش حب وطن و دفاع از تمامیت ارضی، استقلال و حاکمیت ملی برون آمده و دشمن را بجایش بنشاند و همگی مصروف خنجر زدن از عقب به نیروهای مسلح میباشند.
یکی از دلایل عمده عدم کارآیی دستگاه حاکم آنست که تیم ها بر اساس برنامه ها و وجوه مشترکات مرامی تشکیل نشده، بنابران پس از به قدرت رسیدن و یا در قدرت شامل شدن اولین زورآزمایی تضعیف کننده این اتحاد ها با به جان هم افتادن به نمایش گذاشته میشود و رهبران و سرکردگان تیم ها چه بسا به سان معامله گران بازار اسعار کسانی را که به قیمت بلند خریده اند در مواردی به بهای ارزان از دست میدهند و افرادی را که به بهای ارزان خریده اند در جایگاه بلند قرار میدهند.
روشنفکر، شبه روشنفکر و کهنه روشنفکر افغانستان اکنون فقط یک نقطه ضعف و پاشنه آشیل مشترک دارد که برای آنان به هر قیمت و به هر شرط رسیدن به قدرت و ماندن در دولت هدف غایی و نهایی میباشد. اینجا دیگر سخن از مکتب های سیاسی و برنامه های کاری و اهداف برنامه یی لیبرال، محافظه کار، رادیکال و غیره مطرح نیست و این روشنفکر حاضر است همه کتابهای مکاتب سیاسی و شعار های متفکران را به قیمت کاردار شدن درکدام سفارت بسوزاند و نابود کند.
در آمد و شد چند مرکزی که محل تلاقی و ملاقی این بیزنس مینان و جهیز گران سیاسی میباشد هیچ مرد متفکری را به صفت راوی و منادی کدام مکتب تفکر نمیتوان دید که بر مسند و صدر مجالس تکیه زده باشد و اکثر شان کسانی اند که به غیر از بازی های عرفی به قول معروف گپ دادن آدم ها و به جان زدن حریف ها حتا توان چند دقیقه صحبت پیرامون اوضاع نظامی سیاسی کشور را ندارند.
اگر دیروز ما را سیاست های دیکته و فرمایشات و اقتباس های سیاسی کتابی برباد داد امروز کشور در رهن روزمره گی کسانی میباشد که در اتاق شان یک الماری مخصوص دارند که در آن یک پکول، یک کلاه پیک، یک لنگته و پیراهن و تنبان گیبی، یک چپن یا جیلک، یک نکتایی و یک دست دریشی لوکس را همزمان نگهداری مینمایند و مطابق رنگ روز و ایجاب آب و هوای سیاسی هر روز آن را به بر کرده در برابر مردم عشوه و کرشمه مینمایند.Ÿ
واعظان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
وای وای از دست سرافان گوهر ناشناس
هر زمان خر مُهره را به دُر برابر میکنند

دولتمردان سرنخ حوادث را گم کرده اند

ژوئیه 21, 2015

شماره ( 236 ) چهارشنبه ( 31) سرطان ( 1394) / ( 22 ) جولای ( 2015 )

11752568_10152921639356231_5032246569781531328_n

logo

نوشته : محمد داود سیاووش
در حالیکه ملا عمر در پیامی مذاکره با دشمن را به خاطر رسیدن به هدف از نظر شرعی جایز شمرد، رییس جمهور غنی از ملا عمر به خاطر این پیام تشکر نموده از تدویر دور دوم مذاکرات با طالبان در آینده نزدیک سخن گفت.
تبادل این پیام و تشکر از آن در حالی صورت میگیرد که جنگ های فاریاب و سایر ولایات شدت یافته و باعث انکشافات، موضعگیری ها، انقطاب ها و اتحادهای جدید در دولت افغانستان گردیده است. جنبش و جمعیت در شمال در مقابله با حملات طالبان و سایر گروهها متحد گردیده جنرال دوستم به شمال رفته اظهار آمادگی نمود که در صورت ضرورت پرتله پوشیده به کمک مردم فاریاب خواهد شتافت. عطا محمد نور لباس نظامی پوشیده رهبری عملیات در ولایت بلخ و کمک به ولایات همجوار را به عهده گرفته و حاجی محمد محقق شیوۀ عملکرد دولت را در جنگ با طالبان در مناطق مرکزی افغانستان مورد انتقاد قرار داده هشدار میدهد که در صورت عدم حمایت دولت از مناطق مرکزی به مردم سلاح تدارک خواهد کرد و وزارت دفاع میگوید به کسی اجازه مسلح ساختن خارج از تشکیلات دولت را نمیدهد.
در همین حال انتقادات شدید دکتر عبدا لله به آدرس حامد کرزی و عدم حضور دکتر عبدا لله و رهبران جهادی در نماز عید در ارگ با توجه به مذاکرات چند روز قبل رییس جمهور غنی و کرزی و برجسته نشان دادن عکس آقای کرزی در مقایسه به رییس جمهور غنی پس از ادای نماز عید در ارگ تحلیل ها، تبصره ها و سوالات متفاوتی را در اذهان مردم به وجود آورده است.
پیوستن گروهی از طالبان به داعش
با پیوستن گروههایی از طالبان به داعش و تمرکز جنگ ها در ولایات هلمند، فاریاب و ننگرهار و یکجا شدن طالبان پاکستانی و ناراضیان مذاکره با دولت افغانستان به داعش وضعیت نظامی سیاسی کشور وارد یک مرحله حساس گردیده است.
در برخی رسانه ها داعش در افغانستان یک گروه کوچک خوانده میشود اما گسترش تهدید اساساً به وسیله جنگجویان طالبان سابق و شماری از پاکستانی ها خوانده میشود که بعد از پیروزی ها در عراق و سوریه خموشانه به دسته های مختلف تغییر نام داده اند.
در همین حال گفته میشود که با توجه به بحرانی شدن اوضاع امنیتی احتمال آن وجود دارد که کاخ سفید در تصمیمش مبنی بر گذاشتن چند صد سرباز در سفارت امریکا در کابل تجدید نظر کرده تعداد بیشتری از نیروهای امریکا را در افغانستان بگذارد و خارج نکند.
رسانه ها از مذاکرات رییس جمهور غنی و جنرال دیمسی رییس ستاد مشترک امریکا خبر میدهند که گویا رییس جمهور غنی در این ملاقات از مقامات امریکایی خواسته تا به دلیل تهدید های گروه داعش روابط خود را با افغانستان مورد بازبینی قرار دهد و گفته میشود بر مبنای این تفاهمات امریکا با متحدانش میتوانند در مبارزه با تروریزم از پایگاه های افغانستان بر ضد گسترش داعش در جنوب آسیا استفاده کنند.
رسانه ها از قول جنرال دیمسی گزارش دادند که غنی می پذیرد که امریکا در مبارزه با داعش به استراتیژی فرا ملیتی نیاز دارد و وی مفکوره غنی را برجسته تلقی میکند که باید از افغانستان به حیث یک قطب حراست شود که در این حال افغانستان میتواند با همکارانش در عرصه جلوگیری از رشد گروه داعش در جنوب آسیا و خاور میانه کار کند.
آنچه مردم افغانستان را نگران ساخته اینست که چرا حکومت وحدت ملی نیروهای خود را در اتحاد به تمایل جهانی منسجم نمیسازد و این حالت از خود گریزی و به طالب آویزی چه نفعی به افغانستان خواهد داشت؟ در حالیکه به نظر میرسد برنامه داعش در عبور از دریای آمو به تاجکستان و ازبکستان با توجه به آمادگی های کشورهای آسیای میانه و روسیه در حال حاضر دشوار گردیده و تنها راه نفوذ در آسیای میانه از موضع نزدیکی ترکمنستان با طالبان در خاک آن کشور ممکن خواهد بود با این حال تندروانی که میخواهند به ازبکستان و تاجکستان داخل شوند سالها در مناطق شمال افغانستان خواهند ماند و به ویژه از طریق بدخشان تلاش خواهند کرد درد سر های بزرگی برای دولت افغانستان ایجاد نمایند که عدم علاقه دولت در مبارزه با این نیروها شگفت انگیز میباشد.
در اوضاع کنونی افغانستان هرگاه حکومت وحدت ملی ابتکار عمل را بدست نگیرد و نیروهای ضد داعش و طالب را در خط حمایت دولتی و نیروهای بین المللی قرار ندهد با خیزش های خود انگیخته مردمی و دفاع خودی در جنگ با داعش و دهشت افگنان و طالبان وضعیت افغانستان به طرف عراقی شدن خواهد رفت که در آن حال با توجه به رقابت های کشورهای همسایه کنترل آن از مرکز دشوار خواهد بود و احتمالاًبا گم شدن سرنخ اوضاع از دست دولت و گره دست را به دندان ساختن تجارب تلخ سالهای گذشته تکرار خواهد شد.
در حالیکه هدف ملا عمر در مذاکره از موضع قدرت با دشمن و مشروع خواندن آن کاملاً هویداست، هدف تشکر کننده با از هم پاشی نیروهای دولت در رفتن به مذاکره کاملاً مبهم میباشد.Ÿ

بازی چند گانه با حکومت وحدت ملی

ژوئیه 14, 2015

شماره ( 235) چهارشنبه ( 24) سرطان ( 1394) / ( 15) جولای ( 2015 )

logo
نوشته : محمد داود سیاووش
در یک بازی فوق العاده مغلق استخباراتی آی اس آی توانست در چند جبهه همزمان حکومت وحدت ملی را مصروف سازد:
1- انتقال جغرافیای جنگ به شمال و جلب حمایت پهپاد ها بر ضد دشمن پاکستان
با انتقال جغرافیای جنگ به شمال در این جبهه با دامن زدن اختلافات دیدگاه ها و تحریکات علیه نیروهای خودی زمینه مساعد شد و با کشته شدن افسر پاکستانی در فاریاب معلوم گردید دهشت افگنان آسیای میانه را در شمال افسران پاکستان رهبری می نمایند و این اختلافات را دامن میزنند چنانکه در نتیجه دامن زدن این سوء تفاهمات در ولایات کندز، بدخشان، بغلان و غیره کارمندان دولت اتهامات جدی علیه همدیگر وارد نموده از کارایی در این جبهات کاسته شد و به عوض جنگ با دشمن آنها به جان هم افتادند. در حالیکه جنگ در شمال زبانه میکشید پاکستان توانست از پهپاد های امریکایی برای کشتن طالبان پاکستانی در شرق افغانستان استفاده کند.
2- پارادوکس جنگ و صلح
در حالیکه ظاهراً به تقاضای رییس جمهور غنی چند طالب با نمایندگان دولت در یک میز گرد مری نشستند در عمل در ولایات مشرقی افغانستان با پایین کردن بیرق طالب و بر افراشتن بیرق داعش جنگ وارد مرحلۀ جدید شد و در همین حالی که در مری چند طالب باز نشسته با چند مأمور دولت افغانستان دور میز نشسته بودند در خوست، فاریاب، بغلان، کندز، بدخشان، جلریز و سایر ولایات آتش جنگ طوری زبانه کشید که حتا چشم سربازان را طالبان کشیدند و سرهایشان را بریدند و آنطرف تر آتش جنگ کوچی ها در هزاره جات بار دیگر مشتعل گردید.
3- اختلافات درونی و تضعیف خودی
با امضای یک کاغذ بنام موافقتنامه آی اس آی با ریاست امنیت دولتی عملاً ساختار دولت افغانستان و فضای سیاسی کشور به شاک رفته حتا شایعات بروز اختلاف میان رییس جمهور غنی با کرزی بر سر زبانها افتاده با حملات لفظی آقای عبدا لله به آدرس آقای کرزی عملاً در کشور یک بحران جدید به وجود آمد و با حامد کرزی که در عمل قدرت پشت جبهه دولت را فعلاً در دست دارد درز و اختلاف عمیق ایجاد شد.
دکتر غنی که بدست خود با نامیدن میدان هوایی کابل به نام حامد کرزی موصوف را در صف تبلیغ همردیف روزانه نشرات نام خود با وی قرار داده در آینده زور آزمایی با جبهه کرزی برایش یک چالش بوده این ضرب المثل وطنی مصداق پیدا خواهد کرد که «صد درویش در یک گلیم می گنجند ولی دو پادشاه در یک ملک نمی گنجند».
4- بازی منطقوی
در حالیکه بدنه اصلی دولت به دست افراد حزب اسلامی میباشد با اظهارات گلبدین حکمتیار مبنی بر پیوستن افرادش به داعش موجی از بی اعتمادی و فضای شک و تردید و حدس و گمان در ساختار حکومت وحدت ملی مستولی گشته با گرفتن مسوولیت حمله انتحاری در شاه شهید توسط حزب اسلامی این شک تا حدی به یقین مبدل گردید و از جانب دیگر بلند شدن صدای اینکه گویا ایران اسرائیل منطقه میباشد توسط حکمتیار امکان اشتعال آتش جنگ های فرقه ای در آینده افغانستان افزایش یافت.
مسوول این همه بحران های سازمان یافته کیست؟
مسوول این همه بحران ها رهبری شتابزده، ضعیف و پراگنده حکومت وحدت ملی میباشد که با هیجانات بی مورد و عقب نشینی های غیر ضروری خویش عملاً از کارایی نظام کاسته و حکومت را در حالت انفعال گذاشته است.
هرگاه حکومت وحدت ملی در هفته اول کارش کابینه خود را اعلام میکرد، هرگاه حکومت وحدت ملی در هفته اول کارش والیان ولایات و قوماندانان را مقرر میکرد، هرگاه حکومت وحدت ملی در هفته اول کارش به اصلاح نظام انتخاباتی میپرداخت، هرگاه حکومت وحدت ملی در مرحله اول کارش به صدای مردم شمال مبنی بر جلوگیری از رفتن افراد مجهول الهویه از جنوب به شمال به نام نشتر زدن توجه میکرد و جلو آنان را میگرفت، هرگاه حکومت وحدت ملی اصلاحات در امور قضایی کشور آورده قاضی القضات را غرض گرفتن رأی اعتماد به پارلمان معرفی میکرد، هرگاه حکومت وحدت ملی لوی سارنوال را به خاطر گرفتن رأی اعتماد به پارلمان معرفی مینمود، هرگاه حکومت وحدت ملی افتضاح کابل بانک را به اسرع وقت حل و فصل مینمود و هرگاه… حکومت وحدت ملی در وجود یک نظام دارای مشی واحد ملی و قوای مسلح دارای مورال عالی رزمی برخوردار از حمایت قوای توپ و تانک و طیارات بمبارد و در وجود نظام مبتنی بر تفکیک واضح قوای ثلاثه با استقلالیت قوای قضائیه و کارایی دادستانی اکنون میتوانست در کلیه ابعاد قد بر افراشته در میدان جنگ و صلح با متانت و استواری و با ستراتیژی واحد سیاسی و دکترین نظامی خود را مطرح سازد.
صلح گدایی نمیشود، هرگاه حکومت وحدت ملی به این تصور باشد که صلح در افغانستان را چین، روسیه، پاکستان، هند یا کدام کشور دیگر بیاورند با این آرزو به امید آب به سراب خواهد رسید.
دولت باید مردانه وار و با روحیه ملی این تعریف را به مردم بدهد که طالب کیست؟ داعش کیست؟ و سایر گروههایی که در رهبری حکومت قرار داشته و ضد حکومت از نیروهای مسلح مخالف پشتیبانی میکنند کیستند؟ آنگاه میتواند به نیروی خود متکی گردیده با متحدین دایمی، مؤقتی، مردد و حتا ضد خود در معاملات به شرط شناخت طرف مقابل اشتراک کند، ورنه با این روحیه «هم خدا خواهیم و هم دنیای دون» رسیدن این قافله به سرمنزل مقصود خیالست و محالست و جنون.Ÿ

26 سرطان در ترازوی نظریات بازیـگران و راویــــــان

ژوئیه 14, 2015

شماره ( 235) چهارشنبه ( 24) سرطان ( 1394) / ( 15) جولای ( 2015 )

zahir
dawood

در آستانه 26 سرطان
بدون هیچگونه پیشداوری توجه خوانندگان را پیرامون کودتای 26 سرطان 1352 به اظهارات محمد ظاهر شاه و محمد داود و نظریات بعضی همکاران کودتا و صاحبنظران از کتابهای «افغانستان در قرن بیستم (ص 170-175)» و «خاطرات سیاسی جنرال عبدالقادر(ص 77 و 78)» جلب میکنیم:

کودتا از طرف کسانی شد که کسی انتظارش را نداشت
محمد ظاهر شاه :
تا زماني كه من به خاطر دارم، حركتهايي كه صورت گرفته ، حركتهايي نبودند كه سبب از هم پاشي گرديده باشد. غير از اين كه يك حادثه پيش آمد و كودتايي از طرف كساني شد كه كسي انتظارش را نداشت.
***
دولت به حدي فاسد گرديد كه ديگر اميد و انتظاري براي اصلاح آن باقي نماند
محمد داود :
وطن پرستان در هر گوشه و كنا ر مملكت كه بودند اين حالت رقت بار وطن خود را با يك دنيا تاثر و تالم نگاه مي كردند و مراقت احوال و طن خود بودند. مخصوصاً اردو (ارتش)، اين درد را اصلا بيشتر احساس ميكردندو به اميد آنكه امروز و فردا اين دستگاه فاسد و فرسوده بالاخره از وضع بدبخت ملت مطلع شده و به اصلاح خود خواهد كوشيد انتهاي صبرو حوصله را به خرج داده اند. اما نتيجه ثابت ساخت كه اين اميد ها به كلي بيجا و رژيم و دستگاه دولت به حدي فاسد گرديد كه ديگر اميد و انتظاري براي اصلاح آن باقي نماند.
***
سيد قاسم رشتيا:
سقوط سلطنت به نظر من ا ز اين نقطه نظر نبود كه سلطنت به افلاس رسيده باشد . بلكه از اين نقطه نظر بود كه حريف ها فكر كردند كه بايد اقدام كرد و بايد ديگر جلو پيشرفت را گرفت. در دوره آخر (حكومت) موسي شفيق بعضي حركات به راه افتاده بود كه اگر آنها پيشرفت مي كرد و دوام ميكرد شايد وضعيت از آن حالت مي بر آمد. اينجا، هم دستان خارجي و هم دستان داخلي كار كرد، (اما) اينها متوجه بودند و نگذاشتند كه همين ورق بگردد. پيش از اين كه ورق بگردد، آنها خود همان اساس را از بين بردند.
***
سيد طيب جواد :
اين تعبير كلاسيك است كه تمام رقابت هاي سياسي در منطقه ما را در چارچوب بازي بزرگ براي كشيدن راه به آبهاي گرم توجيه مي كند؛ اما تحقيقاتي كه در سالهاي اخير صورت گرفته ، نشان ميدهد كه مسكو از طريق سازمان استخباراتي نظامي شوروي يا اداره اطلاعات كل ارتش كه به مخفف لاتين آن یعنی (GRU) معروف است، نقش موثري را در كودتاي 1973 داود خان داشته است. (GRU) زمينه اين را فراهم ساخت تايك تعداد قابل توجه افسراني كه در موفقيت كودتا نقش اساسي داشتند، در كنار داوود خان قرار بگيرند. اكثراين افسران جز سازماني به نام سازمان انقلابي قواي مسلح بودند كه در سال 1964 زير نظر (GRU) در كابل ميان افسران جوان تشكيل شده بود. همين سازمان در موفقيت كودتاي داود خان نقش اساسي داشت.
***
عبدالحميد محتاط :
من بعد از شهريور/سنبله 1351 با محمد داود ارتباط پيدا كردم كه او هم از طريق شبكه هاي معيني كه در اردو ( ارتش ) داشت بعضي از افراد و اشخاص را براي يك نظام جمهور ي دعوت مي كرد و داود در جريان مذاكراتي كه ما داشتيم ، خصوصا دو نقطه مورد حمله او قرارمي گرفت ؛ يكي موافقت نامه آب هيرمند كه توسط صدر اعظم وقت آقاي موسي شفيق با مقامات ايراني ختم شده بود و مساله دو م ، مساله پشتونستان بود و د ر سياست داخلي بيشتر حكومت را محكوم ميكرد كه نتوانست خشكسالي هاي سالهاي 1972و 1973 ( 1351و 1352) را حل كند .
***
محمد عزيز نعيم :
تاجايي كه من از شخص رييس جمهور پرسيده بودم كه اين پرسش در سال 1976 موجود بود؛ طوري كه در افواه است و مي گويند ، يك قرار داد سري و پنهاني بين به اصطلاح حزب دموكراتيك خلق و قيام 26 سرطان ( تيرماه )-17 جولاي 1973 – صورت گرفته .
آيا همين واقعيت دارد يانه ؟خدا را شاهد آورد و گفت كه اين قطعاً واقعيت ندارد. نه آشكار و نه پنهان با اينها ارتباطي ( وجود ) نداشت.
***
سلطانعلي كشتمند :
رابطه حزب با محمد داود خان بيشتر – يك رابطه اي كه اگر بوده باشد – تا حدودي معيني ذهني و فكري بود و هيچ گونه قرار دادي در ميان و جود نداشت . و بعدا وقتي محمد داود خان جمهوري را اعلام كرد و به حاكميت رسيد، بازهم روابط ميان حزب دموكراتيك خلق و محمد داود خان بيشتر يك رابطه رسمي بود با يك تفاهم معين متقابل.
***
گفتگوی جنرال قادر با داود خان در روز جذب قادر به کودتا:
جنرال قادر: …بعد از پیر وزی نظام سیاسی اقتصادی اجتماعی افغانستان چه خواهد بود؟
داود خان: جز «سوسیالیزم…»

داودخان: «هیچ نظامی بغیر از سوسیالیزم نمی تواند افغانستان را نجات بدهد.»
جنرال قادر: «اجازه است یک چیز دیگر بپرسم؟»
داود خان: «بلی»
جنرال قادر: «اگر ما پیروز شویم کی ما را تائید خواهد کرد؟»
داود خان: «دل کس که می خواهد ما را تائید کند یا نمی خواهد.»
جنرال قادر: «با اجازه شما یک سوال دیگر هم دارم. ما کمی خرد هستیم دست و پای ما میلرزد …»
داود خان: «نه نه نه! نلرزد! نباید بلرزد! شما باید با شهامت باشید. شما باید با جرأت باشید…»
جنرال قادر: «اگر ناکام شدیم و کشته نشدیم و زنده ماندیم کی به ما پناه میدهد؟»
داود خان: «ما چرا ناکام شویم ما قطعاً ناکام نمی شویم ما پیروز می شویم .»

جنرال قادر: «همه را قبول دارم بیشتر برای گفتن چیزی ندارم.» Ÿ

ضربان نبض سیاست در افغانستان بالا رفته

ژوئیه 7, 2015

شماره (234) چهارشنبه (17) سرطان ( 1394) / ( 8) جولای ( 2015)

logo
نوشته : محمد داود سیاووش
حوادث دلخراش و جانگدازی چون فاجعه جلریز همزمان با موقف گیری گلبدین حکمتیار به طرفداری از داعش و اسرائیل منطقه خواندن جمهوری اسلامی ایران، رد نامزد وزیر دفاع از طرف پارلمان، با شتابزده خواندن تصمیم ریاست جمهوری در زمینه ضرب الاجل یکماه انتخابات ترکیب مغلقی از وضعیت پیچیده سیاسی نظامی را در کشور به تصویر میکشد.
سر بلند نمودن داعش از شرق افغانستان و پیوستن عده یی از طالبان به آن هر چند ظاهراً یک اقدام استخباراتی آی اس آی تصور میشود اما با موقف گیری گلبدین حکمتیار به نفع داعش و اظهارات ضد ایرانی حکمتیار سوالات زیادی را در برنامه های بعدی به طرفداری از عربستان سعودی در تفاهم با آی اس آی نشان میدهد.
در حالیکه ستون فقرات و اهرم های اصلی قدرت در دولت افغانستان به دست کدر های حزب اسلامی میباشد و در حالیکه حکمتیار سالها قبل مهمان دولت ایران بوده این موضعگیری و موقف جدید رهبر حزب اسلامی همه را شگفت زده نموده است.
هرگاه اعضای حزب اسلامی در دولت افغانستان موقف مستقل شان را در این زمینه اعلان نکنند چنان به نظر میرسد که دولت افغانستان در یک معامله خاموش توسط کدر های حزب اسلامی به داعش تسلیم داده شده است؛ اما عده یی از کارشناسان به این باور اند که احتمالاً گلبدین حکمتیار با توجه به عقب ماندن موصوف از قافله سیاست درون آن حزب به خاطر بی اعتبار ساختن کدر های حزب اسلامی در نزد دولت افغانستان به تشویق آی اس آی چنان موقف عجیب و غریب را اعلان نموده است، موقفی که در گذشته آنرا طالبان و القاعده جدی نگرفتند و به نظر نمیرسد داعش نیز با توجه به از هم پاشیدگی درونی حزب اسلامی و به دلیل برنامه های فرا منطقه یی خویش آنرا جدی بگیرد.
در آسیای میانه رزمایش های بزرگ نظامی در مقابله به تغییر جغرافیای جنگ به شمال افغانستان از طرف دولت تاجکستان در کولاب، دوشنبه و سایر شهر های آن کشور راه اندازی گردیده و دولت تاجکستان جمع آوری دوره احتیاط را اعلان نموده است. در ترکمنستان چند افسر به اتهام داشتن ارتباط با طالبان دستگیر شده و نگرانی ها در جمهوریت های آسیای میانه از پیشروی جغرافیای جنگ به سواحل دریای آمو بالا گرفته است. رییس جمهور چین و رییس جمهور روسیه در رابطه به پیشروی داعش در خاک افغانستان ملاقات مینمایند.
موقعیت افغانستان در ستراتیژی 2015 ایالات متحده
بر اساس ستراتیژی 2015 امریکا رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح امریکا در کنفرانس مطبوعاتی گفت: داعش یک نیروی فرا منطقه یی است و در عراق و افغانستان منزوی نشده است، در افغانستان گروهی اعلان کرده که پیرو ایدیولوژی داعش است، این ایدیولوژی به بوکوحرام در نیجریا هم بست پیدا میکند که وابستگی به داعش را پذیرفته است. جنرال دیمپسی افزود: فشار بر گروه دولت اسلامی تا سرنگونی و نابودی آن ادامه خواهد یافت. در همین حال سناتور جان مککین از حزب جمهوریخواه امریکا گفت: رییس جمهور اوباما در کار تعین جدول زمانی برای خروج نظامیان امریکا از افغانستان درک ضعیف دارد و این کار میتواند اشتباه بزرگ دولت مردان واشنگتن بوده و فاجعه به بار آورد. جان مککین افزود: این کار خیانت به آن امریکاییان و افغانهای دلیر است که در افغانستان خدمت کرده اند. سناتور مککین افزود: به عوض جدول زمانی خروج باید یک راهبرد روشن در افغانستان مطرح شود. این سناتور پر نفوذ جمهوریخواه از پشتیبانی نیرومند کشورش از افغانستان در صورت پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده سخن گفت.
اما مشکل افغانستان قبل از هر فکتور دیگر یک مشکل داخلی میباشد. وقتی رییس جمهور بخاطر رد نامزد وزیر پیشنهادی به پارلمان خود وظیفه وزارت دفاع را به عهده میگیرد، وقتی سرنوشت انتخابات به خاطر اختلافات دو تیم هنوز لاینحل میماند و وقتی مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه بخاطر پایان قانونی دوره کارش در حالت تعلیق از نظر انتخابی بودن قرار میگیرد، در این حال نمیتوان هیچ برنامه نظامی، اقتصادی و سیاسی را به منصه اجرا گذاشت و هر نوع اقدام در جهت اعاده وضعیت نورمال و پایین آوردن ضربان قلب سیاست در افغانستان باید از حل مشکلات فکتور داخلی آغاز گردد.Ÿ

بیاییـــد خود را فریب ندهیـــم

ژوئن 30, 2015

شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )
logo
نوشته: محمد داود سیاووش
فقط در یک جمله، هرگاه این ادعا حقیقت داشته باشد که فرد انتحاری با کارت مجوز سلاح تا دروازه پارلمان رسیده اگر حکومت نمیتواند آن مسوول توزیع کارت را در محکمه علنی مجازات کند پرونده مبارزه با انفجار و انتحار را در دولت افغانستان برای همیش باید بست.
حکومتی که بار اول در خیمه لویه جرگه با کارت مجوز سلاح انتحاری حمله نموده حتا نقشه امنیتی خیمه را داشت و اینک با کارت مجوز سلاح و نقشه پارلمان به خانه ملت حمله میکند این پاک و صاف داغ ننگ بر پیشانی همه ارگانهایی میباشد که بخش اعظم بودجه مملکت را می بلعند.
نظام در افغانستان در این حال از سه استقامت مظلومانه تضعیف میشود:
1- عناصر نفوذی و مدافعان قدرتمند شان در بدنه دولت افغانستان
2- مانور های کشورهای همسایه در وجود اجنتان و گماشتگان شان از جانب مقابل نظام
3- ستون پنجم موازی با حکومت وحدت ملی که در سطح ملی و بین المللی به جلب و جذب و آرایش نیروها برای آینده مصروف است
وقتی حکومت وحدت ملی نمیتواند مارهای آستین را به کیفر بکشد، وقتی از صف لیدران دیروز کسی به تقلب یکهزار مکتب خیالی متهم میشود و از جانب مقابل صدای هفتاد میلیون دالر رشوه در ازای امضأ تفاهمنامه با آی اس آی بلند میشود و وقتی از یک بانک هفتاد و شش میلیون افغانی برای چارماه کشیده میشود و پس از کار و منفعت برداری از آن دوباره به بانک دولت تحویل میشود، در چنین وضعیت و حالت مبارزه با آن هفت هزار دهشت افگنی که در شمال با خانواده هایشان جابجا شده اند خیلی دشوار به نظر میرسد.
حکومت وحدت ملی هرگاه بخواهد در صحنه حضور خود را ثابت سازد باید به چند مسأله توجه کند:
1- با عبور از مفهوم تشکیل سیاهی لشکر به تصفیه عناصر نفوذی دشمن در دل نظام پرداخته متکی بر اصل دو صد مرد جنگی به از صد هزار وارد صحنه عملی مبارزه با دشمن شود.
2- هفت هزار دهشت افگن آنهم با خانواده و فامیل هایشان رقم کوچکی نیست که در زیر کدام درخت و یا جویه و پلوان پنهان شوند با توجه به تشخیص موقعیت آنان باید از قوای هوایی که در آنسوی دریای آمو تجمع نموده و از قوای توپچی و سلاح های ثقیل طوری کمک خواسته شود که پیاده نظام از داخل و قوای هوایی و ثقیله از آنسوی دریای آمو مواضع دشمن را نابود کند.
3- به جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری اجازه داده شود که در همکاری با والی بلخ و قوای مردمی شمال طی پانزده روز شمال افغانستان را از وجود دشمن تصفیه کند.
4- از قوای بین المللی مستقر در افغانستان تقاضای کمک های هوایی و زمینی شود.
5- از تمام جنرالان ارکانحرب رژیم های قبلی دعوت شود که در قرارگاه قول اردوها بخاطر دفع و طرد دشمن همکاری نمایند.
جامعه جهانی بخاطر منافع خود نیز مجبور است در دفع و طرد دشمن در افغانستان همکاری نماید زیرا حملات همزمان بر تونس، فرانسه و کویت نشان داد که آتش این جنگ بسوی غرب در حال پیشروی میباشد، بنابران هر نوع سهل انگاری غربی ها در افغانستان به مفهوم تبدیل افغانستان به پایگاه های مستحکم دهشت افگنان خواهد بود که در گام بعدی دروازه فرد فرد رهبران غرب را دق الباب خواهد کرد.
نامه طالبان به داعش و نامه عضو القاعده به این گروه نشان میدهد که وارخطا ترین و لرزان ترین گروه در حال زوال در این صحنه طالبان میباشند که با توجه به تغییر جغرافیای جنگ و تغییر نقطه نظر های رهبران پاکستان نسبت به لیدران پشتونخوا احتمالاً پاکستان در نفوذ دادن و تسلیم دادن این گروه به دولت افغانستان بیش از هر وقت دیگر متمایل میباشد تا به صفت ستون پنجم از آن در اداره ضعیف کابل استفاده کند؛ اما اگر ملا عمر مفقود و یا مرده باشد جمع آوری گروههای طالبان به دور یک محور خیلی دشوار به نظر میرسد.
برخلاف آنچه تبلیغ میشود به نظر میرسد هنوز داعش وارد صحنه جنگ در افغانستان نشده و آنچه به نام داعش تبلیغ میشود پیش مرگ های خوش خدمت طالبان و بیعت کرده به داعش است، اما اگر غرب طوریکه یکی از مقامات واشنگتن گفت به این نظر باشد که امریکا تا ابد از افغانستان دفاع کرده نمیتواند بنابران خود نیروهای دولت افغانستان باید مسوولیت های امنیتی را به عهده گیرند، با توجه به اینکه رهبران ملکی و جنگ ندیده (که حتا دوره مکلفیت عسکری را سپری نکرده اند) قبلاً در افغانستان کورکورانه و احساساتی این مسوولیت را به دوش گرفتند روزهای دشواری را انتظار باید داشت.
حتا در یک محاسبه عادی غیر مسلکی نیز میتوان نتیجه گرفت که 350 هزار نیرویی که هنوز با وسایط ثقیله و قوای هوایی مجهز نیست در برابر هفت هزار دهشت افگن انفجاری و انتحاری در بیلانس متوازن قرار ندارد و اگر داعشی که طالب و القاعده از شدت حملات آن به هراس افتاده واقعاً در شرایط کوهسار افغانستان با این نیروهایی که هنوز تجهیزات ثقیله و هوایی ندارند مقابل شود شاید در آنصورت غرب با بمب های هشت هزار کیلویی توره بوره نیز نتواند قرارگاه های آنان را از کوههای صعب العبور افغانستان نابود سازد.Ÿ

شاعر ســــــیاستمدار

ژوئن 30, 2015

شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )

a-rahman
حبیب یغمایی
شاعر سیاست مدار عبدالرحمن پژواک نماینده ی دایمی افغانستان در ملل متحد که اکنون در کنفرانس حقوق بشر در تهران ریاست هئیت کشور افغانستان را دارد یکی از دانشمندان و شاعران بنام زبان دری است که در زبان های انگلیسی و فرانسه و عربی تبحر دارد. وی فرزند مرحوم قاضی عبدا لله از علمای افغانستان است و در سال ۱۲۹۸ هجری متولد شده و پس از ختم تحصیلات در خدمت وزارت امور خارجه افغانستان درآمده ، مدت ها در انگلستان و امریکا سفیر کبیر بوده ، و در بیشتر مجامع بین المللی نمایندگی افغانستان را داشته و همواره با ایمان و منطق مستدل از حقوق ملت خود و از حقوق بشری دفاع فرموده است.
بی شایبه و اغراق پژواک از شخصیت های ارجمند جهان و از افتخارات مشرق زمین است ، در شعر او لطافت تغزلات فرخی و استواری قصاید عنصری و سوزناکی گفتار مسعود و طربناکی سخن منوچهری نهفته است. استاد خلیل ا لله خلیلی را در ستایش او قصیده ایست که این چند بیت از آن قصیده است:
کاروان فرخی رفت آن جرس ها شد خموش
و آن نوا ها شد نهان درپيچ وتاب روزگار
در فروغ خامه ی وی ميکنم اکنون سراغ
آتشی زان کاروان گر مانده باشد يادگار
باستانی شيوه ها آميخته درسبک نو
با دوشيوه مينمايد درمعانی ابتکار
نثر من در پيش نثرش چون خزف پيش گوهر
نظم او پهلوی نظمم همچو گل پهلوی خار
پژواک تا کنون در حدود سی کتاب و رساله تألیف و ترجمه نموده و دیوان مختصری از اشعارش که متضمن پنجاه و چند قطعه است در افغانستان به چاپ رسیده ، که برای نمونه چند بیت یکی از آن قطعات انتخاب میشود.
روزی که هر که را به خودش وا گذاشتند
ما را در اختیار دل ما گذاشتند
آتش فگند دهر به هر آشیان که یافت
جز آشیانه یی که به عنقا گذاشتند
بشکست هر چه بود در این عهد روزگار
جز مهر غم که بر دل دانا گذاشتند
مردان که راز خویش هویدا نمیکنند
صد معنی نهفته در ایما گذاشتند
دل در خور زبونی یأس و امید نیست
آن را چرا به دست تمنا گذاشتند
ساقی مشو ملول که خوش اتفاق بود
امشب اگر مرا به تو تنها گذاشتند
ز چشم اختران نتوان خواند بی شراب
آن رازها که در دل شب ها گذاشتند
بعد از هزار دور چو نوبت به ما رسید
ساغر به تاق و وعده به فردا گذاشتند
موی سپید بر سر مستان من نگر
چون پنبه ی که بر سر مینا گذاشتند
رطل گران کشیدن و مستانه زیستن
بار امانتی است که بر ما گذاشتند
پژواک شاد باش که یاران بزم خویش
جای ترا به دیده نه بیجا گذاشتند
این دانشمند بزرگ در کنفرانس حقوق بشر در تهران ، روز سوم اسفند اردی بهشت ماه ۱۳۴۷ خطابه ی جامع به زبان انگلیسی ایراد فرمود که اصل و ترجمه ی آن در جراید ایران و جهان منتشر شده است ، پژواک در پایان سخنرانی مطالب و مرام خود را در این ده جمله خلاصه فرمود:
۱- سوگند و تعهد کامل بر اینکه اعمالی اختیار کنیم که تأمین حقوق بشری جهانی شود. این وظیفه ی نخستین این کنفرانس است و یگانه دلیلی است که ضرورت انعقاد کنفرانس را ثابت میسازد.
۲- درخواست به تطبیق اسناد قوانینی که تا حال به تصویب رسیده بدون تأخیر و در ظرف سال ۱۹۶۸ یعنی سال حقوق بشر.
۳- درخواست تصویب یک میثاق برای آزادی اطلاعات و مطبوعات که قدرت تکلیف و تعهد را از جانب حکومت ها داشته باشد بسویه ی بین المللی.
۴- درخواست تطبیق محاکم آزاد به سویه ی بین المللی برای حفظ حقوق فردی ، استقلال این محاکم باید که در تحت نفوذ هیچ فشار سیاسی و یا قوت دیگری قرار نگیرد.
۵- تأسیس یک دفتر کمشنر برای حقوق بشر.
۶- تثبیت نورم های قانونی در ساحه ی حقوق بشر.
۷- تأسیس یک محکمه ی دایمی برای قضایای خاص
۸- مطالعه و تأسیس طرق و دستگاه هایی که به طور آزاد و بیطرفانه با سویه ی عالیتر از سویه ی ملی به جزییات قضایای خاص توجه کند.
۹- تحلیل شکایتهای عارضین فردی بدون آنکه از حکومتهای خود خوف داشته باشند.
۱۰- معاونت با حکومتها برای حل مشکلات شان به منظور انکشاف حقوق بشر و همچنین معاونت به موسسات غیرحکومتی خاصه در ممالک رو به انکشاف.
مجله ی ادبی یغما در این هنگام که حضرت استاد پژواک در تهران است و به شاعران دری زبان لطفی بیکران دارد به موقع دانست این شرح مختصر را فراهم آورد و به خوانندگان عزیز اهدا کند.Ÿ
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید

بدون معاش خدمت می کنم

ژوئن 30, 2015

شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )

shekeba hashimi

شكيبا «هاشمي» وکیل منتخب مردم قندهار در ولسی جرگه:
بدون معاش خدمت می کنم
شكيبا «هاشمي» در برگه فیسبوک اش نوشته: طی یک مکتوب رسمی عنوانی ریس ولسی جرگه نوشتم که،از اول سرطان ۱۳۹۴ معاش ام را به ریاست عمومی سره میاشت به اطفالی که مبتلا به سوراخ قلب هستند کمک مینمایم، بالخصوص چون حوزه انتخاباتی ام قندهار میباشد میخواهم به اطفالی که در قندهار مصاب به سوراخ قلب هستند کمک نمایم، گر چی این کمک گفته نمیشود زیرا حق خود ملت مان است.
فیسبوک

طنین :افراطي ډلي د افغان حکومت پر ضد یو موټي شوي

ژوئن 30, 2015

شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )

491326B0-3ABF-46D2-BCC9-CDDF4D1467D8_w640_r1_s

D01D396F-1C15-4B7C-84C7-EC395E5B0D10_mw1024_s_n

په ملگرو ملتونو کې د افغانستان سفیر ويلي دي چې پر افغان حکومت او خلکو باندي اوسنی يرغل د طالبانو، نزدې ۷۰۰۰ بهرنیو جنگیالیو او نورو ډلو لکه داعش په گډون په «بې ساري يووالی» سره پيل شوی.
ظاهر طنین د ملگرو ملتونو امنیت شورا ته د دوشنبې په ورځ وویل چې دغه ډلي نه یوازي افغان ځواکونه او ملکي کسان د ځانمرگې بریدونو، په لاس د جوړو شوو چاودیدونکو توکو، تښتوني او ترور هدف نه گرځوي، بلکې په وینا یې هغوی د ولسوالیو او ولایتونو د نیولو هڅه کوي چې په افغانستان او همداشان سویلي آسیا کې د فعالیتونه له پاره مرکزونه ولري.
د افغانستان له پاره د ملگرو ملتونو ځانگړي استازي نیکولاس هیسم، ویلي دي چې د امریکا متحد ایالات او ناټو د جنگي ماموریت په پای کې، تر بشپړ امنیتي مسئولیت اخیستو وروسته افغان امنیتي ځواکونه له آزمویني او چیلنجونو سره مخامخ دي. هغه په خپلو څرگندونو کې ویلي دي چې له دې سره سره چې په ټول هیواد کې کړکېچ زور اخیستی دی «افغانستان خپلو امنیتي چیلنجونو ته رسیدگي کوي.»
هیسم په خپلو څرگندونو کې ویلي دي چې د افغان ځواکونو ژمنتیا په هکله «پوښتنه ځای» نه لري او هغوی له یاغیانو څخه د سیمو د بیرته نیولو له پاره مقاومت ښيي.
طنین او هیسم دواړو ویلي دي چې افغانستان ته د بهرنیو ځواکونو هجوم، د پاکستان په قبایلي سیمه شمالي وزیرستان کې د پوځي عملیاتو پایله ده. د پاکستان پوځ د وسله والو یاغیانو پر ضد دغه تعرضي عملیات د تیر کال په جون میاشت کې پیل کړي. ظاهر طنین په خپلو څرگندونو کې ویلي دي: «زموږ اټکلونه ښيي چې اوسمهال په افغانستان کې تر ۷۰۰۰ زیات بهرني جنگیالي حضور لري» چې پکښې چیچنیان، ازبکان، تاجيکان او پاکستانیان شامل دي.
هغه زیاته کړې ده چې همداشان حکومت اټکل کوي «چې ښایي په سلونو او یا هم زرونو خلک د ځینو سخت دریځه طالبانو په شمول» د «اسلامي دولت» ډلې یا داعش تر تور بیرغ لاندي فعالیت کوي.
د هیسم په وینا، ده امنیت شورا ته ویلي دي چې «افغانستان مخ پر زیاتیدونکي توگه د نړۍ د لسو بې وزلو هیوادونو په کتار کې راځي، چې د تروریستانو پر ضد د مبارزې په لومړۍ کرښه کې ځان مومي، چې ریښې یې په گاونډیو هیوادونو کې دي او ښایي خپل احتمالي منزل یې هم د [افغانستان] گاونډیان وي.»
د افغانستان له پاره د ملگرو ملتونو ځانگړي استازي د سیمه ییز او گډ گواښ پر وړاندي مبارزه کې له افغانستان سره د لا ډیري همکارۍ او ملاتړ غوښتنه کړې ده.Ÿ
dw

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.