Archive for the ‘سیاسی’ Category

بیاییـــد خود را فریب ندهیـــم

ژوئن 30, 2015

شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )
logo
نوشته: محمد داود سیاووش
فقط در یک جمله، هرگاه این ادعا حقیقت داشته باشد که فرد انتحاری با کارت مجوز سلاح تا دروازه پارلمان رسیده اگر حکومت نمیتواند آن مسوول توزیع کارت را در محکمه علنی مجازات کند پرونده مبارزه با انفجار و انتحار را در دولت افغانستان برای همیش باید بست.
حکومتی که بار اول در خیمه لویه جرگه با کارت مجوز سلاح انتحاری حمله نموده حتا نقشه امنیتی خیمه را داشت و اینک با کارت مجوز سلاح و نقشه پارلمان به خانه ملت حمله میکند این پاک و صاف داغ ننگ بر پیشانی همه ارگانهایی میباشد که بخش اعظم بودجه مملکت را می بلعند.
نظام در افغانستان در این حال از سه استقامت مظلومانه تضعیف میشود:
1- عناصر نفوذی و مدافعان قدرتمند شان در بدنه دولت افغانستان
2- مانور های کشورهای همسایه در وجود اجنتان و گماشتگان شان از جانب مقابل نظام
3- ستون پنجم موازی با حکومت وحدت ملی که در سطح ملی و بین المللی به جلب و جذب و آرایش نیروها برای آینده مصروف است
وقتی حکومت وحدت ملی نمیتواند مارهای آستین را به کیفر بکشد، وقتی از صف لیدران دیروز کسی به تقلب یکهزار مکتب خیالی متهم میشود و از جانب مقابل صدای هفتاد میلیون دالر رشوه در ازای امضأ تفاهمنامه با آی اس آی بلند میشود و وقتی از یک بانک هفتاد و شش میلیون افغانی برای چارماه کشیده میشود و پس از کار و منفعت برداری از آن دوباره به بانک دولت تحویل میشود، در چنین وضعیت و حالت مبارزه با آن هفت هزار دهشت افگنی که در شمال با خانواده هایشان جابجا شده اند خیلی دشوار به نظر میرسد.
حکومت وحدت ملی هرگاه بخواهد در صحنه حضور خود را ثابت سازد باید به چند مسأله توجه کند:
1- با عبور از مفهوم تشکیل سیاهی لشکر به تصفیه عناصر نفوذی دشمن در دل نظام پرداخته متکی بر اصل دو صد مرد جنگی به از صد هزار وارد صحنه عملی مبارزه با دشمن شود.
2- هفت هزار دهشت افگن آنهم با خانواده و فامیل هایشان رقم کوچکی نیست که در زیر کدام درخت و یا جویه و پلوان پنهان شوند با توجه به تشخیص موقعیت آنان باید از قوای هوایی که در آنسوی دریای آمو تجمع نموده و از قوای توپچی و سلاح های ثقیل طوری کمک خواسته شود که پیاده نظام از داخل و قوای هوایی و ثقیله از آنسوی دریای آمو مواضع دشمن را نابود کند.
3- به جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری اجازه داده شود که در همکاری با والی بلخ و قوای مردمی شمال طی پانزده روز شمال افغانستان را از وجود دشمن تصفیه کند.
4- از قوای بین المللی مستقر در افغانستان تقاضای کمک های هوایی و زمینی شود.
5- از تمام جنرالان ارکانحرب رژیم های قبلی دعوت شود که در قرارگاه قول اردوها بخاطر دفع و طرد دشمن همکاری نمایند.
جامعه جهانی بخاطر منافع خود نیز مجبور است در دفع و طرد دشمن در افغانستان همکاری نماید زیرا حملات همزمان بر تونس، فرانسه و کویت نشان داد که آتش این جنگ بسوی غرب در حال پیشروی میباشد، بنابران هر نوع سهل انگاری غربی ها در افغانستان به مفهوم تبدیل افغانستان به پایگاه های مستحکم دهشت افگنان خواهد بود که در گام بعدی دروازه فرد فرد رهبران غرب را دق الباب خواهد کرد.
نامه طالبان به داعش و نامه عضو القاعده به این گروه نشان میدهد که وارخطا ترین و لرزان ترین گروه در حال زوال در این صحنه طالبان میباشند که با توجه به تغییر جغرافیای جنگ و تغییر نقطه نظر های رهبران پاکستان نسبت به لیدران پشتونخوا احتمالاً پاکستان در نفوذ دادن و تسلیم دادن این گروه به دولت افغانستان بیش از هر وقت دیگر متمایل میباشد تا به صفت ستون پنجم از آن در اداره ضعیف کابل استفاده کند؛ اما اگر ملا عمر مفقود و یا مرده باشد جمع آوری گروههای طالبان به دور یک محور خیلی دشوار به نظر میرسد.
برخلاف آنچه تبلیغ میشود به نظر میرسد هنوز داعش وارد صحنه جنگ در افغانستان نشده و آنچه به نام داعش تبلیغ میشود پیش مرگ های خوش خدمت طالبان و بیعت کرده به داعش است، اما اگر غرب طوریکه یکی از مقامات واشنگتن گفت به این نظر باشد که امریکا تا ابد از افغانستان دفاع کرده نمیتواند بنابران خود نیروهای دولت افغانستان باید مسوولیت های امنیتی را به عهده گیرند، با توجه به اینکه رهبران ملکی و جنگ ندیده (که حتا دوره مکلفیت عسکری را سپری نکرده اند) قبلاً در افغانستان کورکورانه و احساساتی این مسوولیت را به دوش گرفتند روزهای دشواری را انتظار باید داشت.
حتا در یک محاسبه عادی غیر مسلکی نیز میتوان نتیجه گرفت که 350 هزار نیرویی که هنوز با وسایط ثقیله و قوای هوایی مجهز نیست در برابر هفت هزار دهشت افگن انفجاری و انتحاری در بیلانس متوازن قرار ندارد و اگر داعشی که طالب و القاعده از شدت حملات آن به هراس افتاده واقعاً در شرایط کوهسار افغانستان با این نیروهایی که هنوز تجهیزات ثقیله و هوایی ندارند مقابل شود شاید در آنصورت غرب با بمب های هشت هزار کیلویی توره بوره نیز نتواند قرارگاه های آنان را از کوههای صعب العبور افغانستان نابود سازد.Ÿ

شاعر ســــــیاستمدار

ژوئن 30, 2015

شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )

a-rahman
حبیب یغمایی
شاعر سیاست مدار عبدالرحمن پژواک نماینده ی دایمی افغانستان در ملل متحد که اکنون در کنفرانس حقوق بشر در تهران ریاست هئیت کشور افغانستان را دارد یکی از دانشمندان و شاعران بنام زبان دری است که در زبان های انگلیسی و فرانسه و عربی تبحر دارد. وی فرزند مرحوم قاضی عبدا لله از علمای افغانستان است و در سال ۱۲۹۸ هجری متولد شده و پس از ختم تحصیلات در خدمت وزارت امور خارجه افغانستان درآمده ، مدت ها در انگلستان و امریکا سفیر کبیر بوده ، و در بیشتر مجامع بین المللی نمایندگی افغانستان را داشته و همواره با ایمان و منطق مستدل از حقوق ملت خود و از حقوق بشری دفاع فرموده است.
بی شایبه و اغراق پژواک از شخصیت های ارجمند جهان و از افتخارات مشرق زمین است ، در شعر او لطافت تغزلات فرخی و استواری قصاید عنصری و سوزناکی گفتار مسعود و طربناکی سخن منوچهری نهفته است. استاد خلیل ا لله خلیلی را در ستایش او قصیده ایست که این چند بیت از آن قصیده است:
کاروان فرخی رفت آن جرس ها شد خموش
و آن نوا ها شد نهان درپيچ وتاب روزگار
در فروغ خامه ی وی ميکنم اکنون سراغ
آتشی زان کاروان گر مانده باشد يادگار
باستانی شيوه ها آميخته درسبک نو
با دوشيوه مينمايد درمعانی ابتکار
نثر من در پيش نثرش چون خزف پيش گوهر
نظم او پهلوی نظمم همچو گل پهلوی خار
پژواک تا کنون در حدود سی کتاب و رساله تألیف و ترجمه نموده و دیوان مختصری از اشعارش که متضمن پنجاه و چند قطعه است در افغانستان به چاپ رسیده ، که برای نمونه چند بیت یکی از آن قطعات انتخاب میشود.
روزی که هر که را به خودش وا گذاشتند
ما را در اختیار دل ما گذاشتند
آتش فگند دهر به هر آشیان که یافت
جز آشیانه یی که به عنقا گذاشتند
بشکست هر چه بود در این عهد روزگار
جز مهر غم که بر دل دانا گذاشتند
مردان که راز خویش هویدا نمیکنند
صد معنی نهفته در ایما گذاشتند
دل در خور زبونی یأس و امید نیست
آن را چرا به دست تمنا گذاشتند
ساقی مشو ملول که خوش اتفاق بود
امشب اگر مرا به تو تنها گذاشتند
ز چشم اختران نتوان خواند بی شراب
آن رازها که در دل شب ها گذاشتند
بعد از هزار دور چو نوبت به ما رسید
ساغر به تاق و وعده به فردا گذاشتند
موی سپید بر سر مستان من نگر
چون پنبه ی که بر سر مینا گذاشتند
رطل گران کشیدن و مستانه زیستن
بار امانتی است که بر ما گذاشتند
پژواک شاد باش که یاران بزم خویش
جای ترا به دیده نه بیجا گذاشتند
این دانشمند بزرگ در کنفرانس حقوق بشر در تهران ، روز سوم اسفند اردی بهشت ماه ۱۳۴۷ خطابه ی جامع به زبان انگلیسی ایراد فرمود که اصل و ترجمه ی آن در جراید ایران و جهان منتشر شده است ، پژواک در پایان سخنرانی مطالب و مرام خود را در این ده جمله خلاصه فرمود:
۱- سوگند و تعهد کامل بر اینکه اعمالی اختیار کنیم که تأمین حقوق بشری جهانی شود. این وظیفه ی نخستین این کنفرانس است و یگانه دلیلی است که ضرورت انعقاد کنفرانس را ثابت میسازد.
۲- درخواست به تطبیق اسناد قوانینی که تا حال به تصویب رسیده بدون تأخیر و در ظرف سال ۱۹۶۸ یعنی سال حقوق بشر.
۳- درخواست تصویب یک میثاق برای آزادی اطلاعات و مطبوعات که قدرت تکلیف و تعهد را از جانب حکومت ها داشته باشد بسویه ی بین المللی.
۴- درخواست تطبیق محاکم آزاد به سویه ی بین المللی برای حفظ حقوق فردی ، استقلال این محاکم باید که در تحت نفوذ هیچ فشار سیاسی و یا قوت دیگری قرار نگیرد.
۵- تأسیس یک دفتر کمشنر برای حقوق بشر.
۶- تثبیت نورم های قانونی در ساحه ی حقوق بشر.
۷- تأسیس یک محکمه ی دایمی برای قضایای خاص
۸- مطالعه و تأسیس طرق و دستگاه هایی که به طور آزاد و بیطرفانه با سویه ی عالیتر از سویه ی ملی به جزییات قضایای خاص توجه کند.
۹- تحلیل شکایتهای عارضین فردی بدون آنکه از حکومتهای خود خوف داشته باشند.
۱۰- معاونت با حکومتها برای حل مشکلات شان به منظور انکشاف حقوق بشر و همچنین معاونت به موسسات غیرحکومتی خاصه در ممالک رو به انکشاف.
مجله ی ادبی یغما در این هنگام که حضرت استاد پژواک در تهران است و به شاعران دری زبان لطفی بیکران دارد به موقع دانست این شرح مختصر را فراهم آورد و به خوانندگان عزیز اهدا کند.Ÿ
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید

بدون معاش خدمت می کنم

ژوئن 30, 2015

شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )

shekeba hashimi

شكيبا «هاشمي» وکیل منتخب مردم قندهار در ولسی جرگه:
بدون معاش خدمت می کنم
شكيبا «هاشمي» در برگه فیسبوک اش نوشته: طی یک مکتوب رسمی عنوانی ریس ولسی جرگه نوشتم که،از اول سرطان ۱۳۹۴ معاش ام را به ریاست عمومی سره میاشت به اطفالی که مبتلا به سوراخ قلب هستند کمک مینمایم، بالخصوص چون حوزه انتخاباتی ام قندهار میباشد میخواهم به اطفالی که در قندهار مصاب به سوراخ قلب هستند کمک نمایم، گر چی این کمک گفته نمیشود زیرا حق خود ملت مان است.
فیسبوک

طنین :افراطي ډلي د افغان حکومت پر ضد یو موټي شوي

ژوئن 30, 2015

شماره ( 233 ) چهارشنبه ( 10 ) سرطان ( 1394) / ( 1) جولای ( 2015 )

491326B0-3ABF-46D2-BCC9-CDDF4D1467D8_w640_r1_s

D01D396F-1C15-4B7C-84C7-EC395E5B0D10_mw1024_s_n

په ملگرو ملتونو کې د افغانستان سفیر ويلي دي چې پر افغان حکومت او خلکو باندي اوسنی يرغل د طالبانو، نزدې ۷۰۰۰ بهرنیو جنگیالیو او نورو ډلو لکه داعش په گډون په «بې ساري يووالی» سره پيل شوی.
ظاهر طنین د ملگرو ملتونو امنیت شورا ته د دوشنبې په ورځ وویل چې دغه ډلي نه یوازي افغان ځواکونه او ملکي کسان د ځانمرگې بریدونو، په لاس د جوړو شوو چاودیدونکو توکو، تښتوني او ترور هدف نه گرځوي، بلکې په وینا یې هغوی د ولسوالیو او ولایتونو د نیولو هڅه کوي چې په افغانستان او همداشان سویلي آسیا کې د فعالیتونه له پاره مرکزونه ولري.
د افغانستان له پاره د ملگرو ملتونو ځانگړي استازي نیکولاس هیسم، ویلي دي چې د امریکا متحد ایالات او ناټو د جنگي ماموریت په پای کې، تر بشپړ امنیتي مسئولیت اخیستو وروسته افغان امنیتي ځواکونه له آزمویني او چیلنجونو سره مخامخ دي. هغه په خپلو څرگندونو کې ویلي دي چې له دې سره سره چې په ټول هیواد کې کړکېچ زور اخیستی دی «افغانستان خپلو امنیتي چیلنجونو ته رسیدگي کوي.»
هیسم په خپلو څرگندونو کې ویلي دي چې د افغان ځواکونو ژمنتیا په هکله «پوښتنه ځای» نه لري او هغوی له یاغیانو څخه د سیمو د بیرته نیولو له پاره مقاومت ښيي.
طنین او هیسم دواړو ویلي دي چې افغانستان ته د بهرنیو ځواکونو هجوم، د پاکستان په قبایلي سیمه شمالي وزیرستان کې د پوځي عملیاتو پایله ده. د پاکستان پوځ د وسله والو یاغیانو پر ضد دغه تعرضي عملیات د تیر کال په جون میاشت کې پیل کړي. ظاهر طنین په خپلو څرگندونو کې ویلي دي: «زموږ اټکلونه ښيي چې اوسمهال په افغانستان کې تر ۷۰۰۰ زیات بهرني جنگیالي حضور لري» چې پکښې چیچنیان، ازبکان، تاجيکان او پاکستانیان شامل دي.
هغه زیاته کړې ده چې همداشان حکومت اټکل کوي «چې ښایي په سلونو او یا هم زرونو خلک د ځینو سخت دریځه طالبانو په شمول» د «اسلامي دولت» ډلې یا داعش تر تور بیرغ لاندي فعالیت کوي.
د هیسم په وینا، ده امنیت شورا ته ویلي دي چې «افغانستان مخ پر زیاتیدونکي توگه د نړۍ د لسو بې وزلو هیوادونو په کتار کې راځي، چې د تروریستانو پر ضد د مبارزې په لومړۍ کرښه کې ځان مومي، چې ریښې یې په گاونډیو هیوادونو کې دي او ښایي خپل احتمالي منزل یې هم د [افغانستان] گاونډیان وي.»
د افغانستان له پاره د ملگرو ملتونو ځانگړي استازي د سیمه ییز او گډ گواښ پر وړاندي مبارزه کې له افغانستان سره د لا ډیري همکارۍ او ملاتړ غوښتنه کړې ده.Ÿ
dw

دولتمردانیکه به دنبال حوادث روان اند

ژوئن 23, 2015

شماره ( 232) چهارشنبه (3) سرطان ( 1394) / ( 24 ) جون ( 2015 )

logo
نوشته : محمد داود سیاووش
اگر کسی پیدا شود که از همین دو شخصی که قدرت را انحصار نموده و طرفداران و هواخواهانشان تا سرحد به اصطلاح (پایدان کشال) به قدرت آونگان و آویزان اند بپرسد که حاصل کار حکومت وحدت شما از بدو تأسیس تا کنون چیست؟ شاید هیچ پاسخی جز سکوت نداشته باشند.
قضای فلک طوری آورده که نیرنگ های ملایی به مراتب نسبت به تیوری بافی های دو دکتر قویتر و مانور هایشان تاکتیکی تر و جا افتاده تر به نظر میرسد. ملا هایی که اکنون به سه پارچه تبدیل شده گروهی به دامن داعش افتاده و تغییر شکل داده، عده یی به دامان شرق و غرب افتاده و خود را به دولت نزدیک میسازد و یک عده محدود بیرق ملا عمر را به حرکت می آورند در ساده ترین مانور می توانند چندین ارگان اوپراتیفی و کارشناسان و متخصص استخبارات را طوری در یک بازی ملایی مات کنند که در قلب پایتخت و در مرکز نهاد ممثل دموکراسی یعنی پارلمان و در حضور معاون رییس جمهور و نامزد وزارت دفاع به خانه ملت در حساس ترین لحظه با یافتن ضعیف ترین نقطه حمله میکنند و بار دیگر نام و شهرت برباد رفته شان را در تیتر اول اخبار و محراق توجه افغانستان و جهان قرار میدهند.
جواب این دولتمردان کار کشته و از کوره بر آمده و با تجربه در برابر این سوال چیست که چرا نمیتوانند پلان شوم افشا شده دشمن را قبل از وقوع خنثی سازند؟ پاسخ در اذهان عامه خیلی ساده است:
دو گروهی که قدرت را گروگان گرفته اند به غیر از خواب رسیدن به چوکی وزارت، سفارت، ولایت و قوماندانیت هیچ فکر دیگری در مخیله شان خطور نمیکند.
ناکامی های حکومت وحدت ملی
این حکومت نتوانست و یا نخواست کمیسیون رسوای انتخابات را اصلاح کند، نتوانست یا نخواست شناسنامه برقی توزیع کند، نتوانست یا نخواست کمک های جامعه جهانی را به انتخابات جذب کند و در نهایت قوه مقننه را در وادی بی سرنوشتی طوری قرار داد که ادامه کار خود را از اعلامیه دولت تگدی کند.
حکومت وحدت ملی نتوانست یا نخواست کوردیناسیون قوت ها را در شمال بر ضد دشمن ایجاد نماید. نتوانست یا نخواست قوای هوایی، توپخانه و پیاده را در خط مقدم نبرد با دشمن همآهنگ سازد. نتوانست یا نخواست از پوتانسیل های خیزش های مردمی در قلع و قمع دشمن استفاده کند و نتوانست یا نخواست قوت های کار آزموده جنبش و سایر سازمان ها را در شمال در خط همآهنگ از مرکز رهبری کند که با این حال احتمالاً با تشکیل اتحاد های جدید و جداگانه در شمال ولایات فاریاب، جوزجان و سرپل از طریق جنبش و ولایات بلخ، سمنگان و بغلان از طریق سایر هم پیمانان آن به شکل دفاع خودی در برابر دشمن ایستاده خواهد شد. صداهایی که از نام حقوق بشر در شمال به گوش میرسد فاصله خیلی زیاد میان مردم شمال و این نهاد را به وجود خواهد آورد چون در شمال جنگ مرگ و زندگی جریان دارد در حالیکه حقوق بشر از پنج سال بعد اظهار تشویش میکند.
ایران و طالبان
با انفعال حکومت وحدت ملی طالبان با بازی ملایی به جان ایران زده و سپاه پاسداران و حلقات تندرو دولت ایران نیز با فورمول دشمن دشمن دوست به تسلیح، تمویل و تجهیز آنان به منظور مقابله با داعش در داخل افغانستان خواهد پرداخت که در این حال باز هم افغانستان به میدان جنگ مبدل شده خانه افغانها خراب خواهد شد.
در شرق افغانستان داعش ساخته شده آی اس آی به جلب و جذب طالبان پرداخته با تسخیر ولایات کنر، نورستان پنجشیر را تحت ضربه قرار داده و از ارتفاعات پامیر ولایات تخار و کندز را تحت فشار قرار خواهد داد.
افغانستان پل گسترش و نفوذ داعش در آسیای میانه
نفوذ داعش در کشور های مسلمان آسیای میانه چون تاجکستان، ازبکستان، قرغیزستان و قزاقستان که با علایم بر افراشتن بیرق داعش در تاشکند و بخارا و تجمع داعش در سرحد افغانستان با کشور های آسیای میانه به مشاهده میرسد و خطر نفوذ داعش در ساختار های دولتی کشورهای آسیای میانه افغانستان را به پشت جبهه و مرکز اکمالات جنگ های آینده آسیای میانه مبدل خواهد ساخت که در این حال فشارهای دولت تاجکستان در زمینه محدودیت های مذهبی به مردم این غایله را مشتعل تر ساخته و اولین جرقه های این آتش احتمالاً از تاجکستان و ازبکستان سر بلند خواهد کرد.
بازی های پاکستانی در منطقه
بازی داعش سازی پاکستان از جنوب و شرق افغانستان با سفر رهبران پاکستان به روسیه و به وجود آوردن انگیزه و شعار ماورای طالبی تحت عنوان خراسان بزرگ فورمول های جدید جلب و جذب و انگیزه های فرا طالبی را با دور زدن بازی های قومی گذشته مطرح خواهد ساخت که با تحت فشار قرار دادن هندوباوران و سیکهای افغانستان و فرار و گریز آنان به هند حساسیت ها و بازی های جدیدی را به میدان خواهد کشید.
در چنین وضعیت نازک سیاسی دو تیم آویزان به قدرت بالای چوکی ها چنه میزنند و اصلاً به یاد نمی آورند که در چهار دره و دشت ارچی و ارتفاعات پامیر، فاریاب و بادغیس چه خبر است. به چشم مردم خاک میزنند و اشتراک معاون رییس اجرائیه و معاون وزیر خارجه را در نشست اوسلو با طالبان غیر رسمی میخوانند و از همه بدتر پایشان در گل معامله با طالبان طوری فرورفته که حتا عاملین نفوذ دشمن را در دروازه پارلمان، دروازه ریاست جمهوری، دروازه وزارت دفاع، دروازه وزارت داخله در داخل نظام تشخیص کرده نمیتوانند و یا نمیخواهند تشخیص کنند در حالیکه طالبان با بازی های خیلی ساده ملایی میتوانند در یک سناریوی فوق العاده در لحظه ورود معاون رییس جمهور و نامزد وزیر دفاع به مدخل پارلمان حملات را سازمان دهند و در لحظه تمثیل انفجار در نمایشنامه ادیتوریم لیسه استقلال شخص انتحاری خود را انفجار دهد که رسیدن به این اسرار خواندن سناریو و رفتن معاون رییس جمهور واقعاً همه مردم را گیج ساخته است.Ÿ

واکنش فرخنده زهرا نادری به پایان کار ولسی جرگه

ژوئن 23, 2015

شماره ( 232) چهارشنبه (3) سرطان ( 1394) / ( 24 ) جون ( 2015 )

zahranaderi1-094a6<a
farkhonda

در پیوند به عدم مشروعیت و دوام کار مجلس

ژوئن 23, 2015

شماره ( 232) چهارشنبه (3) سرطان ( 1394) / ( 24 ) جون ( 2015 )

14488_500668996644286_1860808718_n

به احترام قانون اساسی٬ امروز تمام امتیازات مادی مجلس(پاسپورت سیاسی٬کارت هویت٬مجوز اسلحه٬ اسناد پایان کار دستیار و راننده خود) را به دارالانشای مجلس نمایندگان سپردم و پس از اول ماه سرطان از آدرس نمایندگی مردم معاش دریافت نخواهم کرد.
اما مشوره ی شماری از موکلانم این شد تا برای بلند نگه داشتن صدای مردم باید کرسی نمایندگی از آنان را بدون حقوق و امتیازات شخصی حفظ نمایم.
از آنجا که حکومت وعده ترتیب تقویم انتخاباتی راتا ماه آینده سپرده و سایر نمایندگان مجلس هم به استناد آن به دوام کار اسرار دارند و با حفظ امتیازات مادی ومعنوی دروازه ی شورا را باز نگه می دارند بنده تا شش ماه آینده بدون معاش و امتیازات دیگر در خدمت موکلینم خواهم بود٬اما در صورتیکه وعده ی حکومت برای برگزاری انتخابات تا شش ماه محقق نشود و حکومت همچنان با سرنوشت مردم و قانون اساسی بازی نماید٬از آن کنار خواهم رفت.
من دوام کار زیر فرمان ریس جمهور را توهین به دموکراسی و جایگاه قانونی مجلس و مردم افغانستان می دانم.
بکتاش سیاووش

کشوری که سرنوشتش را ویرگول یا اعلامیه تعین میکند

ژوئن 23, 2015

شماره ( 232) چهارشنبه (3) سرطان ( 1394) / ( 24 ) جون ( 2015 )
کوه بچه
حقوقدانان میگویند در قوانین و بخصوص قانون اساسی کشور باید کلمات ذومعنین و خلاها در مواد قانون گذاشته نشود و اگر در ماده یی به تفصیل موضوعی ضرورت باشد به وضع قانون علیحده در آن مورد در ماده قانون اساسی اشاره شود.
روزیکه قانون اساسی افغانستان را مینوشتند قانونگذاران متأسفانه به یاد نیاوردند که در کشور بحران زده و جنگ زده یی چون افغانستان که همه امور آن با زخم بحران شناخته میشود چگونه در ماده 83 این خلا را گذاشتند که (دوره کار ولسی جرگه به تاریخ اول سرطان سال پنجم، بعد از اعلان نتایج انتخابات به پایان میرسد)، این قانونگذاران اصلاً بیاد نیاورده بودند که برای چه نوع شرایط و در چه نوع کشوری قانون می نویسند ورنه باید پیشبینی میکردند در کشوری که میتواند تشت رسوایی کمیسیون انتخابات از بام بیافتد، در کشوری که میتواند دزدی های با پشتاره حتا انتخابات ریاست جمهوری را به سطح حکومت وحدت ملی پایین بیاورد و در کشوری که حکومت وحدت ملی فرا قانونی آن از روز نخست تشکیل تا اول سرطان سال پنجم به خانه جنگی و بگومگو های امتیازگیری قومی، زبانی، سمتی و گروهی مصروف باشد سرنوشت کشور را همین کامه رقم میزند و اعلامیه مشخص میکند.
وقتی نمایندگان در کرسی هایشان با غرور پس از اول سرطان سال پنجم در ولسی جرگه یا مجلس نمایندگان تکیه زده ادامه کار خود را قانونی جا میزنند این غرور از خلای آن ماده قانون به وجود می آید که با یک کامه سرنوشت کشور را در ابهام گذاشته. این نمایندگان به روال «در طریق نفع خود کس نیست محتاج دلیل» یک سوال بسیار عادی را مطرح می نمایند که بالاخره چوکی را به کی تسلیم کنیم؟ ولی غافل از آنند که جمله اول تذکر اول سرطان سال پنجم پایه چوکی شان را شکسته و در این حال معاشات گزاف، بادیگاردها، پاسپورت دیپلماتیک و سایر امتیازات شان قبل از همین کامه نفی شده و بنابران دست به دامن حکومت زده با اکتفا به اعلامیه یی به روال «خپ تو و چپ مه» دوره کار شان را تا لایتناهی و دوره پنیرک پاچا و دمیدن سور اسرافیل مادام العمر چوکی را ارث بلامنازع دانسته به آن تکیه می زنند.
از همینجاست که گفته میشود در ترکیب کمیسیون طرح قوانین باید افراد متخصص و کارشناس گماشته شود تا این جفا به حال ملت در چنین لحظه حساس تاریخ صورت نگرفته باشد.
حالا کشور در یک پرتگاه و خلای قانونی قرار دارد، اگر ولسی جرگه یا مجلس نمایندگان با اتکا به بخش دوم این کامه در جمله به چوکی پایه شکسته شان که یکی از آن پایه ها را کامه شکسته مطابق اعلامیه رییس جمهور به کار ادامه دهند از موقعیت این چوکی شکسته چگونه میتوانند با آن صراحتی که ملت انتظار دارد وزرا و مسوولان را به استیضاح و استجواب کشیده پروسۀ واقعی نمایندگی از مردم، قانونگذاری و نظارت بر قانون را عملی نمایند؟ و اگر صحنه را ترک نموده هر کس به خانه خود برود این خلای نبود مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه چگونه پر خواهد شد؟
تجربه سالهای گذشته نشان داد که مجلس قانونگذار متأسفانه با اتهام های وحشتناکی که اعضای دو اتاق ملت بر همدیگر وارد کردند چنان از کارآیی افتاده که هیچگونه قدرت تصمیمگیری را حتا در دوره یی که از مشروعیت قانونی برخوردار بود نداشت و در اکثر موارد در شورا به فیصله نهایی به ندرت میرسید. این مجلس نتوانست در دوره یی که عنان مشروعیت را به دست داشت کمیسیون های انتخاباتی، رییس جمهور، رییس اجرائیه و عاملین و مرتکبین تخلفات انتخابات را در یک حالت فوق العاده مؤاخذه نموده عنان کشور را مطابق احکام قانون اساسی بدست گیرد بنابران با افتادن نبض شورا به دست دو تیم حاکم اکنون در موقعیتی قرار گرفته که با هر انتقادی که به آدرس اولیای امور در تالار پارلمان صورت گیرد دهها صدا به طرفداری از آن رکن دولت از داخل مجلس بلند شده و آن انتقاد را در گلو خفه میسازد.
این عدم کارآیی مجلس و این حالت دردناک ولسی جرگه با حالت انفعال و غیر فعال آن که از داخل ضربه فنی شده ضرب المثل مشهور از زبان آن درخت را به یاد می آورد که گفت:«اگر دسته از خودم نمیبود هیچ تبری مرا قطع کرده نمیتوانست.»Ÿ

مدرسه لیبرالی: بارون دو منتســــکیو

ژوئن 23, 2015

شماره ( 232) چهارشنبه (3) سرطان ( 1394) / ( 24 ) جون ( 2015 )

مدرسه لیبرالی: شارل-لوئی دو سکوندا (Charles-Louis de Secondat) یا بارون دو مونتسکیو (Baron de Montesquieu) در هیجدهم جنوری سال ۱۶۸۹ میلادى، در خانواده‌ای متمول و اشراف‌زاده در قصر «لابرد» در نزدیکى شهر بردو (Bordeaux) فرانسه چشم به جهان گشود. سرپرستی او را به مدت ۳ سال به روستاییان سپردند و سپس به لابرد باز آوردندش، از همین رو او را تا بیست و هفت سالگی به نام مسیو لابرد می‌شناختند.
شارل در هفت سالگی مادرش را از دست داد این بار او را به موسسه‌ای دینی در توئیلی پاریس فرستادند و از سال۱۷۰۰ به مدت پنج سال یعنی ۱۷ سالگی در آن‌جا به آموزش درس‌های مقدماتی کلاسیک پرداخت سپس به بوردو رفت و در دانشگاه بوردو تحصیلات حقوقی خود را ادامه داد تا در سال۱۷۰۸ موفق به اخذ مدرک لیسانس از این دانشگاه شد. شارل شوق و علاقه‌ای وافر به ادبیات یونان و روم نشان می‌داد چنانچه در سن بیست سالگی کتابى با نام «دفاع از فلسفه غیر عیسوى» منتشر کرد. پنج سال بعد در سال ۱۷۱۴ پس از مرگ پدرش به عنوان رایزن و مشاور مجلس برگزیده شد وی ریاست آن‌جا را به مدت دو سال برای خود حفظ کرد. شارل جوان یک سال بعد یعنی در سال ۱۷۱۵ با دخترى به نام «ژان دلارتیک» ازدواج کرد. این زوج در سال‌های ۱۷۱۶ و ۱۷۱۷ دارای یک پسر و یک دختر شدند و در سال 1727 دختر دومی آنان به‌دنیا آمد و سپس ظاهراً از هم جدا گردیدند.
در سال ۱۷۱۶مونتسکیو به عنوان عضو فرهنگستان بوردو: در این تاریخ وی منصب عمویش را که ریاست دادگاه استیناف بود همراه با اموال و لقب «مونتسکیو» از او به ارث می‌برد.
مسیو لابرد جوان با وجود ضعف بینایی، با ادامه مطالعات و تحقیق‌های علمى خود، یکى از آثار معروف و مشهورش را با نام «نامه هاى ایرانى» در سن بیست و سه سالگى منتشر کرد که در مدت زمان کوتاهى، شهرت فراوانی برایش به همراه آورد.
مضمون این کتاب از این قرار است که چند ایرانی که از فرانسه دیدن می‌کنند، طی ارسال نامه‌هایی، وضع عجیب آداب و رسوم فرانسه را برای دوستان هم‌وطن خود تشریح می‌کنند. چهارچوب این کتاب به مونتسکیو فرصت کافی داد، تا کلیسا و دولت و پادشاه و همه مقامات و موسسات مهم کشورش را آزادانه به باد انتقادی هجو آمیز بگیرد و با چشمان تیز بین خود به کاوش در جریانات سری و پشت پرده بپردازد. کتاب نامه‌های ایرانی موفقیت زیادی کسب کرد و با وجود آنکه در چاپ‌های نخستین آن ذکری از نام مولف نشده بود، چندی بعد بر همگان آشکار شد که مونتسکیو مولف آن بوده است.
بدین ترتیب در برابر فرصت‌هایی که در پایتخت انتظار مولف را می‌کشید زندگی در شهرستانی کوچک به تدریج جذابیت خود را از دست داد. بنابراین مونتسکیو مقام خود را‌‌ رها کرد و به سوی پاریسِ بزرگ روانه شد. در پاریس وی به عضویت آکادمی در آمد. سال‌های ۱۷۲۲ و ۱۷۲۳ برای شارل جوان سال‌های اقامت در پاریس و معاشرت با طبقه‌ی اشراف بود. مونتسکیو در این سال‌ها با اطرافیان دوک دو بو ربون هه نو، مورخ و شاعر فرانسوی و رئیس پارلمان، مارکیزدوپری، و در مجمع ادبی مادام لامبر، و باشگاه آنترسول رفت و آمد دارد و اثر خویش موسوم به گفت‌و‌گوی سیلا و اوکرات را در همین باشگاه می‌خواند.
وى چندین بار دیگر به پاریس سفر کرد، اما سرانجام به «بردو» بازگشت و به عنوان کارمند فرهنگستان فرانسه مشغول به کار شد و در کنار آن، به نوشتن رساله‌ها و مقاله هاى سیاسى و ادبى روی آورد. علاوه بر این، در علوم طبیعى نیز در رشته هاى کالبدشناسى، گیاه شناسى و فیزیک مطالعه زیادى داشت.
شارل در سال ۱۷۲۸ میلادى از کشورهاى اتریش، مجارستان، ایتالیا، سوئیس، آلمان و هلند بازدید کرد، سپس به انگلستان رفت و به مدت دو سال تا ۱۷۳۱ میلادى در آنجا اقامت نمود. همچنین در رم مورد استقبال صمیمانه پاپ قرار گرفت.
او در طول سفرهای خود با افکار و اندیشه هاى بزرگانی همچون «جان لاک» آشنا گردید و اندیشه یک حکومت آزاد و پرورش آن در ذهنش رشد و نمو کرد. گویا همین سیر و سیاحت‌ها مقدار زیادی از مطالب کتاب (روح القوانین) را برایش فراهم آورد.
بی‌تردید، منتسکیو در زمینه فلسفه از پیروان «جان ‌لاک» به ‌شمار می‌رود. وی اصول مهم فلسفه‌ سیاسی لاک، یعنی تکیه بر «فضیلت فردی» به عنوان منشاء قانون و «رابطه فرد با دولت» و همچنین نظریه «اصالت آزادی در چارچوب اجتماع و نفع عمومی» را مبنای نظریه‌های خود قرار داده است.
او درجه ازادی مردم انگلستان را ستود، در حقیقت یکی از مهم‌ترین قسمت‌های کتاب (روح‌القوانین) مدیحه‌ای است درباره نظام سیاسی انگلستان که وی نهادهای انگلستان را معلول آن می‌شمارد. و بعد‌ها نیز از بن‌مایه‌های یادشده در آن برای گرداندن کشور‌ها و دولت‌ها بهره بسیاری گرفته شد. وی بعد‌ها در اندیشه‌هایش چنین نوشت:
«آنچه باعث شده که من همواره نسبت به خودم عقیده‌ی بدی داشته باشم این است که خیلی کم از امور جمهوری وجود دارد که من حقیقتا استعدادی برای آن در خود ببینم. در شغل ریاست دادگاه باید بگویم که قلبم بسیار پاک بود. خود مسائل را به حد کافی می‌فهمیدم اما از تشریفات دادگاهی سردر نمی‌آوردم. معذلک خودم را با این گونه امور وفق داده بودم ولی آنچه بیش از همه موجب دلزدگی من می‌گردید این بود که حیواناتی را می‌دیدم که‌‌ همان استعدادی را که من فاقد آن بودم به حد کافی دارا بودند.
هنگامی که مونتسکیو میان سال به فرانسه بازگشت به ندرت اوقات خود را در پاریس می‌گذراند و بیشتر در ییلاق لابرد به کار نوشتن می‌پرداخت. وی در سال ۱۷۳۱به قصر لابرد بازگشت و به نگارش کتاب ارزشمند روح القوانین پرداخت.
در سال ۱۷۳۴ کتاب (تفکراتی درباره علل عظمت و انحطاط رومیان) و در سال ۱۷۴۸ بعد از چهارده سال کوشش بی‌وقفه، کتاب روح القوانین را منتشر ساخت.
بارون دو مونتسکیو سرانجام در فبروری سال ۱۷۵۵ پس از شصت وششمین سالروز تولدش، جهان را بدرود گفت.
اندیشه‌های فلسفی سیاسی
منتسکیو این نکته را در یافته بود که که تحقیقات سیاسی باید بر مبنایی تجربی استوار باشد. مونتسکیو در پیشرفت روشهای تحقیق علوم سیاسی و اجتماعی اهمیت دارد و به عبارت دیگر خدمت اصلی او در زمینه روش تحقیق بوده است تا در زمینه ارائه نظریات سیاسی.
مونتسکیو نه تنها متوجه این نکته شد که نهادهای انسانی و عرف و عادت و قوانین به طور قابل ملاحظه‌ای از یکدیگر متفاوتند، بلکه دریافت که اختلاف آن‌ها تا حد زیادی به شرایط طبیعی و اقلیمی از قبیل آب و هوا و جنس خاک بستگی دارد… یک نهاد چیزی نیست جز دسته خاصی از روابط تعیین کننده‌ای که گروهی از افراد را به هم می‌پیوندد و بر اثر این پیوند به آن‌ها منش ویژه‌ای می‌بخشد. از اینرو (شخصیت) هر فرد انسانی به وسیله نهادهای گوناگونی که او عضوی از آن‌ها است، شکل می‌گیرد.
مونتسکیو درباره استبداد می‌گوید که هدف حکومت استبدادی هم (آرامش) است. ولی این آرامش را نباید صلح دانست، بلکه باید آنرا همچون خاموشی و سکوت شهرهایی انگاشت که در آستانه سقوط قرار داردند.
مونتسکیو و حالت طبیعی
نظریه ‌ «قرارداد اجتماعی» اساس فلسفی دولت مدرن و بنیاد عقلی تاسیس دولت است. طبق این نظریه انسان‌ها در یک حالت فرضی به نام ‌ «حالت طبیعی» در حالت بی‌سروری و آزادانه در طبیعت زیست می‌کرده‌اند. سپس با شناخت عقلی و با توجه به سودمندیهای نظم و قانون تن به فرمانبرداری از دولت می‌دهند و ‌ «آزادیهای طبیعی» خود را فدا می‌کنند و به محدوده ‌ «آزادی‌های فردی» گام می‌گذارند که قدرت و نظم دولت محدود کننده و در عین حال تضمین کننده آن است. البته نظریه ‌ «قرار داد اجتماعی» یا هر نظریه دیگری مصداق خارجی ندارد، بلکه یک مفهوم ایستا و غیر تاریخی است که فلاسفه گوناگون آنرا دستمایه توجیه نظریی خویش درباب حکمرانی در جامعه نو قرار دادن (روح‌القوانین‌) نیز مانند دیگر آثار دوران روشنگری با تشریح دیدگاه نویسنده درباره ‌ «حالت طبیعی» آغاز می‌شود. بر اساس توضیحی که مونتسکیو در باره حالت طبیعی می‌دهد به این نتیجه می‌رسد که صلح نخستین قانون طبیعی است، زیرا انسان برای حفظ خود باید در جستجوی آن باشد. اما برخلاف‌هابز صلح و نظم را نتیجه یک قرارداد اجتماعی نمی‌داند بلکه آن‌را اصولا ماقبل گام گذاری انسان به حالت اجتماعی و همچون یک نیاز طبیعی می‌داند. دومین قانون طبیعی از نظر مونتسکیو ادامه نسل و زاد و ولد است و سومین قانون نیز زناشویی و نزدیکی زن و مرد است. و سرانجام آرزوی زندگی در جامعه چهارمین قانون طبیعی است.
منتسکیو، مذهب و تجارت
منتسکیو سال‌های از دو دروان جوانی‌اش را در مدسه‌ای دینی تربیت یافت بنابراین عجیب نیست اگرمذهب یکی از نهادهایی باشد که مونتسکیو مورد توجه ویژه‌ای قرار می‌دهد. او پس از یاد آوری این‌که ‌ «روح القوانین‌» نه از منظر یک فرد مذهبی و یا مذهب‌شناس، بلکه از منظر فلسفه سیاسی نگاشته شده است، تاکید می‌کند که نظام سیاسی و قوانین حاکم بر آنرا نمیتوان بدون توجه به نقش مذهب تبیین کرد… یکی دیگر از نکات مورد توجه مونتسکیو نقش عامل تجارت و بازرگانی در نظام سیاسی است. او بنا به شواهد و تجارب گوناگون می‌گوید که داد و ستد و بازرگانی یک کشور با دیگر کشور‌ها کمک بزرگی به رشد آزادی و دمکراسی می‌کند، زیرا امر تجارت به افزایش دانش و شعور و تبادل فکری با دیگر کشور‌ها منجر می‌شود و نیز مدارا در داخل هر کشور و در سطح جهان را ارتقا می‌دهد. توزیع قدرت در جهان نیز یکی دیگر از پیامدهای تجارت جهانی است. اما مونتسکیو تاکید می‌کند که منظور او از تجارت هرگز به معنای غارت و چپاول بی‌حد و مرز و بدون قانون در داخل یک کشور و یا در سطح جهانی نیست و لذا به لزوم قانونگذاری برای تقویت بارزگانی تحت نظارت قانون اهمیت زیادی می‌دهد. مونتسکیو بعنوان نمونه یاد آور می‌شود که: ‌ «انگلیسی‌ها مردمی‌اند که دریافته‌اند چگونه همزمان به بهترین شکل ممکن از سه چیز استفاده درست کنند: مذهب، تجارت و آزادی.
منتسکیو نظریه تفکیک قوا
نظریه تفکیک قوا یک پرسش مهم دیگر اندیشه سیاسی است که ریشه آن به ارسطو می‌رسد، اما مونتسکیو در ‌ «روح القوانین‌» بعنوان تز مرکزی خود برای بار نخست آنرا بطور مستدل بر اساس عقل و تجربه پیش کشید. منتسکیو توضیح می‌دهد که برای پرهیز از استبداد، قدرت حکومت می‌باید از راه چند قوه یا دستگاه به دست نهادهای جدا از هم به کار برده شود. تفکیک سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه اساس دموکراسی‌های قانونی است و استقلال قضات در برابر قوه مجریه و عدم دخالت سه قوه در کار یکدیگر از مواد مهم آن است. تز اصلی مونتسکیو در این زمینه اهمیت مرکزی آزادیهای سیاسی در یک نظام سیاسی است. در صورت عدم چنین تفکیکی قدرت مورد سو استفاده قرار می‌گیرد و با پدیدار شدن یک حکومت خود کامه آزادیهای سیاسی در خطر قرار می‌گیرد. مونتسکیو درست برخلاف‌هابز رئیس حکومت را فقط مجری قوانین می‌داند و نه واضع آن. مونتسکیو همچنین بر لزوم کنترل و نظارت سه قوه بر کار یکدیگر و نقش تعیین کننده پارلمان بعنوان نمایندگان منتخب ملت در کنترل و نظارت ارگانهای قدرت تاکید زیادی می‌کند. با توجه به تجربه دمکراسی دوران باستان یاد آور می‌شود که قوانین خوب به تنهایی کافی نیستند، بلکه کوشش و کنترل در راه اجرای آن‌ها نیز اهمیت اساسی دارد.Ÿ

بحران های مدیریت شده

ژوئن 9, 2015

شماره ( 230) چهارشنبه (20) جوزا (1394) / (10) جون ( 2015)
logo
نوشته : محمدداود سیاووش
حتا با شم و شعور غیر سیاسی و از زاویه یک فرد عامی و عادی نیز میتوان به علت العلل بحران های مدیریت شده یی که از چند سال به اینسو دامنگیر کشور میباشد پی برد. این عوامل قرار ذیل اند:
– بحرانی ساختن قصدی روابط افغانستان با غرب (با وجود رفاقت های خصوصی رهبران) و مد و جذر های سیاست ریاض، اسلام آباد، دهلی، پکن و غیره.
– دستچین نمودن ترکیب کمیسیون انتخابات قبل از تدویر انتخابات ریاست جمهوری.
– به جان هم انداختن کاندیدان و در پایان پشت دروازه ماندن همه پیزار برداران تیم ها.
– تقلب های آشکار انتخاباتی و افتضاح آن تا سطح جهان و همزمان چشم پوشی از عاملان آن.
– گذار قصدی و چشم پوشی از اعلام نتایج انتخابات با تشکیل حکومت وحدت ملی و فراموشی مفردات توافقنامه آن حکومت.
– بحران امضای مخفی تفاهمنامه با آی اس آی.
– انتقال جغرافیای جنگ به شمال.
– مذاکرات مخفی با طالبان در قطر، چین، اوسلو و غیره در شرایطی که همزمان با مذاکرات اوسلو یمگان بدست طالبان سقوط میکند.
– زمینه سازی برای پایین کردن بیرق های سفید و بلند نمودن بیرق های سیاه داعش و ظهور این گروه از شرق افغانستان.
– به تعویق انداختن قصدی توزیع شناسنامه های الکترونیکی.
– در حد سرپرست نگهداشتن رییس ستره محکمه، رییس بانک مرکزی، دادستان کل و وزیر دفاع.
– و بالاخره به پایان رسیدن دوره قانونی کار مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه در اول سرطان.
این ها همه توالی و تسلسل یک سلسلۀ مبهمی از سهل انگاری ها، چشم پوشی ها و فراموشی کاری هایی میباشند که از سطح رهبری نظام صورت گرفته است.
مادونان مظلوم و رهبران مغرور
در حالیکه سازماندهی همۀ این تدابیر باید از سطح رهبری صورت میگرفت برعکس در کلیه موارد انگشت انتقاد به خاطر این ضعف ها به طرف مادونان در قدمه های پایین دراز میشود. رهبران باید به این سوالات مردم جواب دهند:
1- کجا شد آن کسانیکه دروازه های زندانها را باز نموده آتش جنگ را در سراسر کشور گسترش دادند؟
2- کجا شد آن کسانیکه توازن سیاست خارجی افغانستان را در منطقه بر هم زده جغرافیای جنگ را به شمال افغانستان بردند؟
3- کجا شد آن کسانیکه در طی 9 ماه حد اقل بخاطر تدویر انتخابات آمادگی نگرفتند؟
4- کجا شد آن کسانیکه شناسنامه های الکترونیکی را اجازۀ توزیع ندادند؟
5- کجا شد آن کسانیکه کابل بانک را به تاراج برده و ماجرای آنرا لاینحل گذاشتند؟
و در فرجام کیست یا کی هاست عامل این بن بست و این وضعیت بحرانی پارلمان زخمی دورۀ کار پایان یافته، قوه قضائیه زخمی سرپرست، حکومت وحدت ملی زخمی بر آمده از تفاهمنامه غیر عملی؟
مردم افغانستان این بار مسوول تمام این پیامد ها و بدبختی ها مقام ریاست جمهوری و ریاست اجرائیه و تیم های چک چکی و هورا گوی و پیزار بردارشان را میدانند.
اینکه کی بخاطر برائت دادن و قانونی جلوه دادن خود چه میگوید کار خودش میباشد، اما مردم به این سردمداران میگویند: منافع شما ایجاب میکند که مطابق این شعر عمل کنید:
در طریق نفع خود کس نیست محتاج دلیل
بی عصا آسان بود راه دهن هر کور راŸ

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.