Archive for the ‘سیاسی’ Category

زخم خونچکان زمامداری درافغانستان

ژوئیه 16, 2017

به بهانه سالروز کودتای 26 سرطان

نوشته: داودسیاووش

در شرایط پیچیده و مغلقی که رییس جمهور غنی و حلقه اطرافیانش در ارگ، در یک حرکت غیر قابل درک، با غرور و تبختر سناریوی به زور جنگی را با معاون اول ریاست جمهوری، وزیر خارجه، معاون ریاست اجرائیه، حزب جنبش ملی اسلامی، جنبش روشنایی، جنبش تبسم، جمعیت اسلامی، جنبش رستاخیز و حزب وحدت بدون هیچگونه انعطاف آغاز نموده، از یکطرف خلیج اختلافات قوم شریف پشتون را بنابر وابستگی به آن قوم با اقوام ازبیک، تاجک و هزاره هر روز بزرگتر می سازد و از طرفی فاصله و اختلاف میان اقوام درانی و پوپلزایی را با قوم غلجایی که خود وابسته با آن است دامن میزند و از میان پرونده های انفجار و انتحار دهمزنگ، چارراهی زنبق، انفجار و انتحار هنگام بخاک سپاری سالم ایزدیار، سقوط کندز، کشته شدن چند صد نفر در داخل قول اردوی شاهین، استفاده جعلی هیئت از نام شورای امنیت، حادثه چارصد بستر، مکاتب خیالی، سربازان خیالی، کلینیک های خیالی، کابلبانک، شهرک هوشمند، تقلب انتخابات اخیر ریاست جمهوری، اعتراف مقام پاکستانی به استعمال سه میلیون رأی جعلی در انتخابات دوره کرزی، انفجار در منزل والی کندهار و… به طور گزینشی شکایت ایشچی را در صدر اولویت های کاری مملکت قرار داده و به این ترتیب کشور را به طرف یک بحران فراگیر سوق می دهد.

برای مردم افغانستان قابل درک نیست که به چه دلیل رسیدگی به پرونده ایشچی به جای رسیدگی به شکایت خانواده های شهدا، مجروحین و معلولین، فیر نیروهای امنیتی بر تظاهرات چارراهی زنبق و کشته شدن چندصد نفر در چارراهی دهمزنگ در اولویت قرار میگیرد؟ و باز هم برای مردم قابل درک نیست که تجاوز افسر نظامی پاکستان در پایگاه هوایی اسلام آباد بر یک خانم افغان از نظر رییس جمهور غنی دفاع از ننگ و ناموس درک می شود یا پرداختن به شکایت ایشچی؟

در چنین وضعیت پیچیده و دشوار، حکومتی که از اجرای وظایف اش طی سه سال از صفر قرض دار بوده هنوز الفبای تعهدات روز اول تشکیل حکومت وحدت ملی را به منصه اجرا نگذاشته، علاوه بر تحمل فشار افکار مردم و جهان در رابطه به ناکامی و پسمانی از تعهدات روز اول، اینک خود را در منجلابی از بحران های گوناگون خود ساخته و خود خواسته مبتلا ساخته و کشتی حکومتداری را در معرض سقوط و سرنگونی قرار داده است.

در چهل و چهارمین سال کودتای بیست و شش سرطان نگاهی می نماییم به پیشینه دیرینه و تاریخی توطئه ها و دسیسه هایی که در افغانستان با شعار مرگ یا ارگ از کور کردن شاه زمان تا یافت شدن جسد بی جان شاه محمود در حمام و کور کردن وزیر فتح خان تا امروز به اشکال مختلف ادامه دارد. درامه خونبار سناریوی رسیدن به دربار و زدن و از قدرت راندن حریفان از ارگ را از دوره امیر عبدالرحمان خان تا سالهای اخیر در این مختصر از نظر می گذرانیم تا درس عبرتی باشد برای آینده گان که بدانند:

هرکه ناموخت از گذشت روزگار

هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

لطفاً برای ادامۀ خوانش این مطلب به لینک زیر کلیک نمایید:

زخم خونچکان زمامداری در افغانستان

خاطرات روزنامه نگار واشنگتن پست از افتضاح واترگیت

ژوئیه 4, 2017

 

سرطان ۱۲, ۱۳۹۶

 

از افتضاح مشهور واترگیت که استعفای رئیس جمهور نیکسن، رهبر سابق ایالات متحدۀ امریکا در سال ۱۹۷۲ را در پی داشت، چهل و پنج سال میگذرد. افتضاح واترگیت که همانا رخنۀ افراد نزدیک به رئیس جمهور نیکسن به مقر دیموکرات ها در داخل هوتل واترگیت بود، در نخست، تلاش به خاطر سرقت مشخص شده بود؛ اما بعدأ خبرنگاران روزنامۀ واشنگتن پست در آن زمان افشا کردند که شخصیت های برجستۀ قصر سفید، در آن رویداد دست داشته و افشاگری در نهایت با عث کناره گیری رهبر کشور در آن زمان شد.

 

مسیر استعفای رئیس جمهور ریچارد نیکسن در هفدهم جون سال ۱۹٧٢ آغاز شد و آن روزی بود که افراد که از سوی ماموران نیکسن استخدام شده بودند، داخل مجتمع واترگیت مقر حزب دیموکرات میشوند و دستگاه های ضبط الصوت را بگونۀ غیرقانونی نصب میکنند.

 

یک روز پس از آنکه پنج مرد در مقر کمیته ملی دموکرات ها دستگیر شدند، ران زیگلر ، سخنگوی قصر سفید، به لحن درشت از داخل شدن به واترگیت به عنوان سرقت درجه سوم نام برد. اما خبرنگاران واشنگتن پست، به شدت در اتاق خبرشان و خارج از آن در زمینه کار میکردند و خیلی ها در مورد مطمین نبودند.

 

مارتین ویل، گزارشگر اخبار جنایی واشنگتن پست، که سهمی را در پرده برداری از افتضاح واترگیت داشت، میگوید به نظر او، «برخی از افراد در اتاق خبر در آن زمان می دانستند کار به کجا میکشد».

 

مارتین ویل، که هنوز هم در روزنامۀ واشنگتن پُست کار میکند، در آن شب مسؤول بخش خبر بود. او چیزی را از طریق رادیوی پولیس شنید که توجه اش را جلب نمود. وی می افزاید که کار او، تیلفون کردن به شخصیت های مختلف وابسته به حزب جمهوریخواه بود.

 

این روزنامه نگار، با گذشت ده ها سال از آن افتضاح، میگوید «هیچکس نمی گفت که رخنه به واترگیت را جمهوری خواهان مطرح باعث شده اند، اما تصور میشد که این کار رقبا بوده است».

 

اگرچه ویل خبرنگار اصلی پوشش واترگیت نبود، اما او به یاد میآورد که کارل برنشتاین و باب وودوارد، خبرنگاران اصلی تحقیقات واشنگتن پست، روز و شب روی این گزارش کار می کردند.

 

ویل شباهت هایی را با تحقیقات کنونی پیرامون دخالت روسیه پس از داخل شدن از طریق حملات سایبری داخلی به کمیته ملی جمهوریخواهان می بیند – که واکنشی را از سوی دونالد ترمپ در برابر رسانه ها ایجاد میکند.

 

ویل می گوید که او و همکارانش وظیفه و «مسئولیت خبرنگاری» خود را با پوشش دادن رسوایی واترگیت، انجام دادند.

voa

جالب آنست:

درحالیکه در مورد انتخابات خود چنان با دقت و شفاف برخورد میکنند. در افغانستان غرب صدای چاق شدن گوسفندان انتخابات افغانستان را ته تنها نشنید بلکه ارتقأ کمیسون متقلب در مقام مشاورین و رییس کمسیون متقلب  به مقام سفارت را اصلاٌ نادیده گرفت!

حکومت زورگو وغیر پاسخگو

ژوئیه 1, 2017

 

 

نوشته:داودسیاووش

وقتی کانال یک تلویزیون آلمان نتیجه تحقیقاتش رااز انفجار درسفارت آلمان در کابل ( 30 جون) منتشر میکند ودر آن به نوشته سیامک هروی ادعا میشود که :

1-پنج ونیم ماه قبل اطلاع وجود داشت که یک موتر لاری از نوع تانکر با ده هزار کیلو مواد انفجاری در منطقه دیپلوماتیک کابل انفجار داده میشود!

2-این اطلاع از طریق دستگاه های جاسوسی سه کشور تایید وبه اطلاع حکومت افغانستان رسانیده شده بود!

3-آلمان اطلاع حاصل نموده بود که قصد انفجار سفارت آلمان در کابل است و این موضوع را به اطلاع حکومت افغانستان رسانیده بود!

4-آلمان بعد از آنکه اطمینان حاصل کرد که حکومت افغانستان تدابیری در جهت جلوگیری از حادثه اتخاذ نمیکند سفارت خود را تخلیه نمود!

5-شش روز قبل از انفجاردوباره به اطلاع حکومت رسانیده شد که انفجار توسط تانکر آب صورت میگیرد!

6-دولت آلمان آخرین آلمانی را از سفارت بیرون میکند!

7-ارگانهای کشفی دو کشوراین مساله را دو روز قبل مکرراٌ به اطلاع حکومت افغانستان رسانیده بود!

جواب حکومت وحدت ملی به این ادعا های گیچ کننده چیست؟

به نطر میرسد هست وبود وحال وآینده حکومت افغانستان در کار با جهان وحمایت بعدی جامعه جهانی در جواب این سوالات نهفته میباشد واین مساله از حادثات انفجارات شاه شهید،گارد رجال برجسته، مرکز تعلیمی پولیس میدان وردک،قول اردوی شاهین چهارصدبستر و…نیست که به تاق نسیان گذاشته شود ویا با تق تق کمسیون ها صدای آن خاموش شود.

جالب آنست که حکومت صدای کسانی را که از این حادثه انتقاد کردند وتظاهرات راه انداختند با شلیک مرمی خموش ساخت وچندین تن را در تظاهرات مدنی وقانونی به خاک وخون کشیده شهید وزخمی نمود.

حالا شهروندان دو سوال از حکومت دارند:

1-آیا جکومت نمیتواند امنیت شهروندان را مطابق قانون اساسی تأمین کند یا نمیخواهد؟

2-جواب حکومت به بازماندگان شهدا ومجروحان این حادثه  ومعترضان تظاهرات  وخیمه  تحصن چیست؟

درصورتیکه جوابات حکومت به نتیجه گیری سفارت جرمنی قانع کننده نباشد جامعه جهانی به کدام اساس از این حکومت حمایت میکند؟

آنانیکه به شغل پدر بعضی از زعمای پیشین افغانستان به دیده حقارت می بینند بخوانند

ژوئن 27, 2017

 

رهبران جهان قبلا چه کاره بودند؟

برای همگان آگاهی از زندگی خصوصی مسئولان عالی رتبه جهانی همیشه جالب توجه بوده است .

 

به گزارش اسپوتنیک به نقل از روزنامه ایران ، گزارشی تهیه شده است در خصوص اینکه مقامات عالی رتبه و روسای جمهور برخی کشورها قبلا چه کاره بوده اند.

به طور مثال ، دیمیتری مدودف ، نخست وزیر روسیه قبل از آنکه به دانشگاه حقوق وارد شود ، به عنوان رفتگر کار می کرده است. او در جمع دانش آموزان یک مدرسه به این موضوع اشاره کرد.

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در نوجوانی آب پرتقال و شیرینی می فروخت و بعد از آن در یک موسسه حمل و نقل کار می کرد.

مایکل دی هیگینز رئیس جمهور ایرلند قبلا شاعر بوده و قبل از ریاست جمهوری هم وزیر هنر بود.

تونی آبوت نخست وزیر سابق استرالیا در 20 سالگی علاقه داشت کشیش شود برای همین علوم دینی آموخت اما بعد از سه سال کلیسا را ترک کرد.

ادی راما ، نخست وزیر آلبانی قبلا نقاش بود و در در مدرسه هنرهای زیبای پاریس درس می خواند.

بویکو بوریسوف، نخست وزیر سابق بلغارستان پیش از این مقام مربی کاراته و آتش نشان بود و بعد از آن هم شغل محافظ شخصی شاه سابق بلغارستان را انتخاب کرد.

قربان قلی محمدوف رئیس جمهور ترکمنستان در سال 1979 از دانشکده دندان پزشکی فارغ التحصیل شد و در سال 1997 نیز وزیر بهداشت کشور شد.

باراک اوباما، رئیس جمهور سابق آمریکا بعد از آنکه از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد مشاور مالی یک شرکت بود و مدتی هم به عنوان وکیل حقوقی مدنی فعالیت می کرد.

 

 

 

چه خواهد شد؟

ژوئن 21, 2017

 

 

نوشته: محمد داود سیاووش

در شرایطی که ولسوال درزاب خواهان کمک از دولت میشود و بخاطر نرسیدن کمک درزاب سقوط می کند،

در شرایطی که به فرماندهی زون سپین غر پکتیا دشمن حمله میکند و اولویت حکومت باید توجه به آن باشد،

در شرایطی که در مسجد الزهرا دشمن حمله میکند و جلوگیری از آن باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که در مسجد هرات دشمن حمله میکند و جلوگیری از آن باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که انفجار در سفارت جرمنی فاجعه به بار می آورد و جلوگیری از آن باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که روز بعد از انفجار سفارت جرمنی چندین جوان (معترض به بی امنیتی) در شهرکابل به ضرب گلوله نیروهای حکومتی شهید و زخمی می شوند و بررسی آن باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که وکیلی در تالار شورا به صدای بلند می گوید یک وکیل و یک سناتور میخواهند انتحاری را داخل پارلمان سازند که بررسی این موضوع باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که پس از خموشی چند ساله از تسلط طالبان بر توره بوره با اشغال توره بوره توسط داعش از همکاری طالب با حکومت در عقب راندن داعش از توره بوره سخن گفته میشود که باید در  اولویت  بررسی حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که ادعای رییس امنیت ملی در مجلس سنا مبنی بر اینکه معترضان بر پولیس فیر نموده اند فی المجلس توسط جنرال سالم احساس رد می شود و این موضوع باید در اولویت حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که یک متر مربع زمین در میدان هوایی کابل به قیمت  ( به گفته مردم کاه ماش!) به شرکت الکوزی محاسبه شده و این موضوع باید در اولویت بررسی حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که 8 کارگر میدان هوایی بگرام در سرک میدان هوایی  بگرام مورد حمله قرار میگیرند و این موضوع باید در اولویت بررسی حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که با حمله یک سرباز افغان بر امریکایی ها در قول اردوی شاهین چند امریکایی کشته میشوند و این موضوع باید در اولویت بررسی حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که پس از کشته  وزخمی شدن 200 نفر در داخل مسجد قول اردوی شاهین به قوماندان قول اردو فقط یک سال حبس تعلیقی داده میشود که این موضوع باید در اولویت بررسی حکومت قرار داشته باشد،

در شرایطی که پس از فاجعه در شفاخانه چهارصد بستر برای قوماندان شفاخانه فقط حبس تعلیقی داده میشود که این موضوع باید در اولویت  بررسی قرار گیرد.

در چنین شرایط هولناک و از میان این همه اولویت های عاجل :

رییس جمهور غنی به موضوع برچیدن چادر یا خیمه تحصن معترضین در جاده های شهر کابل بخاطر راه بندان و مزاحمت مردم تمرکز می نماید که اولاً به کمک های تلویزیون های ژوندون و شمشاد این موضوع در افکار عامه به حد کافی تحریک میشود و در ثانی با برچیدن چادر ها از سایر نقاط شهر وکلای طرفدار حکومت در پارلمان توظیف میشوند برای ابراز مخالفت با چادر های تحصن صدای واحد پارلمان و حکومت را در یک سناریو طرح ریزی کنند که بلافاصله پولیس، گارنیزیون و قطعه واکنش سریع امنیت ملی به خیمه چند جوان احساساتی با دست خالی حمله نموده دو تن شان را می کشند و چندین تن آنان را زخمی میسازند.

سوال اینست که این هاموی ها و این واکنش سریع و این گارنیزیون :

چرا به دفاع از قول اردویی که در دم دروازه آن دشمن حمله نمود فرستاده نمیشود؟

و یا چرا بخاطر تدابیر امنیتی مسجد الزهرا و مراسم بخاک سپاری سالم ایزدیار فرستاده نمیشوند؟ که به چند جوان با دست خالی با این بی رحمی حمله میکنند؟

چرا رییس جمهور غنی از میان اینهمه حوادث هولناک بر این جوانان خون گرم زور شست خود را نشان داد؟

آیا اینها با دست خالی حکومت اش را سقوط می دادند، سوالیست که هیچکس در حال حاضر جوابش را نمیداند؟

شعار های تند

اولین شعارهایی که تحصن کنندگان در روز پس از انفجار در سفارت جرمنی حمل کردند شعار (غنی-عبدالله استعفا استعفا) بود که رییس جمهور را با توجه به ناخن افگارش در انتخابات جداً از جا تکان داد. زمزمه های اینکه بهار عرب از اعتراض یک شخص در برابر قصر رییس جمهور بن علی در تونس آغاز شده و این چادر ها گویا سنگر مقاومت میباشند، برای رییس جمهور ناراحت کنند بود و با توجه به آبروریزی که برای حکومت این خیمه ها در روز کنفرانس پروسه کابل به وجود آوردند احتمالاً این حمله و سرکوب معترضین جوابی به همان ناکامی حکومت در کنفرانس پروسه کابل و سایر مسایل فوق باشد. اما واقعاً باید دید که در پشت این ماجرا چه سناریویی نهفته بود.

موقف جمعیت اسلامی

تقاضای واضح رییس جمعیت اسلامی مبنی بر کناره گیری حنیف اتمر مشاور شورای امنیت و موقف جدی مخالف ریاست جمهوری در برابر این تقاضا و سازماندهی تظاهرات به نفع اتمر در جلال آباد و برخی مناطق و تبلیغات تلویزیون های ژوندون و شمشاد در خط طرفداری از اتمر و اعتراض حکمتیار با کلمه چادر و مخالفت با چادر ها و خیمه های معترضین در حالیکه (چ )از حروف سچه دری میباشد و قبل از آن مخالفت حکمتیار با اصطلاح مدنی شهروند حاکیست که:

– جمعیت انفجارات مراسم به خاکسپاری سالم ایزدیار را به مفهوم توطئه برای نابودی رهبران این سازمان توسط رقبایش در درون دولت درک نمود و برای نزدیکی به جنبش ملی اسلامی، جنبش روشنایی و حزب کنگره ملی در خط شهروند و چادرنشینی تمرکز کرد، اما حتا در همین حالتی که رهبران جمعیت خود را قربانی یک توطئه میدانستند تلویزیون های ظاهراً طرفدار جمعیت چون نورین، نور، خورشید و… در حالیکه جوانان جمعیت و شورای نظار به خاک و خون می غلتیدند برنامه های تفریحی و اعلانات تجارتی پخش میکردند و اصلاً از ان اتحاد و دسپلین افسانوی زمان احمدشاه مسعود و پروفیسور ربانی میان این سازمان خبری نبود.

– چادر نشینان با شعار هایی متفاوت گردهم جمع شده بودند. شعارها از( غنی عبدالله استعفا استعفا) به (غنی استعفا )و از (غنی)  به تنها (حنیف اتمر استعفا )و در فرجام بدون بردن نام به( وزرای سکتورهای امنیتی) و بالاخره  به شعار کلی (اصلاحات) تنزل یافت که حتا در همان لحظات اول  شکست این حرکت را  ناشی از این عدم  وحدت نظر در شعار مرکزی تظاهرات وتحصن  کارشناسان پیشبینی میکردند.

 

– بلند شدن صداهایی از درون جمعیت به عنوان شبکه انشعابی در مخالفت با شعار استعفای اتمر نیز یکی از موارد دیگری بود که از عقب جبهه خالی جمعیت حکایت میکرد.

بهر حال هرگاه جمعیت نتواند مانوری معادل مانور حزب اسلامی در کابل به نمایش بگذارد توازن را به نفع رقیب از دست خواهد داد.

:موقف مقابل این اعتراضات:

در برابر تظاهراتی که پس از انفجار سفارت جرمنی و در اعتراض به عدم توانایی حکومت در تأمین امنیت شهروندان به راه افتاد ارگ، شورای امنیت، حزب اسلامی و طرفداران تلویزیون های ژوندون و شمشاد موقف واحد گرفتند. حکومت با وکلای طرفدارش در پارلمان تماس بر قرار کرد و از زبان وکلای پارلمان مخالفت خود را با خیمه یا چادر ها ابراز داشته حتا صداهای توهین آمیزی چون (شغال )خواندن تحصن کنندگان به آدرس آنان از پارلمان بلند شد،در حالیکه وکلای جمعیت درمجلس خون سرد نشسته بودند.   در همین حال رسانه ها از ورود افراد مجهول الهویه از سمت جنوب به داخل پایتخت خبر دادند.

چه خواهد شد؟

با وضعیتی که انگشت افگار صلاح الدین ربانی را رییس جمهور غنی زیر سنگ عدم اعتماد پارلمان گذاشته و از ناخن افگار دکتر عبدالله مبنی بر عدم مشروعیت اش بنابر عدم تدویر لویه جرگه گرفته و احمدضیا مسعود را اولاً از حزب جمعیت دور نموده در یک پست اعزازی منزوی ساخت و در پایان پس از مخالفت وی با حکمتیار و تقاضای وی از حکمتیار مبنی بر معذرت خواهی از مردم از وظیفه عزل نمود و از جانب دیگر عطا محمد نور را با نزدیک ساختن به ارگ در مقابل دکتر عبدالله طوری قرار داد که اکنون به چشمان همدیگر نگاه کرده نمیتوانند و امرالله صالح را با آنهمه فهم استخباراتی پس از استفاده یکبار مصرف مجبور به کناره گیری از وظیفه نمود، با این حال میتوان نتیجه گرفت که جمعیت در بحرانی ترین وضعیت سیاسی – نظامی قرار دارد.

فیر بر خیمه معترضین که مورد حمایت جمعیت اسلامی بود از طرف وزارتی صورت میگیرد که در رأس آن یک جمعیتی قرار دارد و امنیت مراسم خاکسپاری سالم ایزدیار طوری به بحران کشیده میشود که دستپاک کشتن پنجشیری ها بازهم یک عضو جمعیت اسلامی از پنجشیر وانمود میشود.

در قطب مخالف

به نظر میرسد رییس جمهور غنی عزم جزم نموده که کدرهای سرکش جمعیت را از ساختار دولت کنار بگذارد و با کدرهای گوش به فرمان آن کار کند. غنی از روز اول تشکیل حکومت وحدت ملی میگفت که به هیچکس هیچ چیز در حکومت وعده نداده و تنها احمدضیا مسعود را مشخص میساخت که از قبل به صفت نماینده خاص خود آنهم خارج تشکیل برگزیده است و با این حال جمعیت اسلامی را پس از دوسال و اندی اشرف غنی در وضعیتی قرار داد که حتا رهبری آن نیز اکنون نظر واحد ندارد.

تقابل جبهه ضد طالب و هواخواه طالب

معصوم ستانکزی با رد اینکه طرفداران طالبان را در حکومت ستون پنجم میخوانند گفت که موضوع ستون پنجم و ششم نیست بلکه موضوع ستون سیاسی است و با این حال در وضعیتی که رهبر حزب اسلامی به رقیبش جمعیت اسلامی در لفافه هشدار میدهد به کسی اجازه نخواهد داد نظام را سقوط بدهد و از جانبی اخبار و گزارشات حاکی از همکاری حکومت با ملا  رسول    در مخالفت با گروه ملا هبت الله      خبر میدهد و از شایعات همکاری طالبان با حکومت در توره بوره شایعاتی بر سر زبانهاست و آنطرف مسأله کوچی ها بار دیگر در هزاره جات اوج گرفته، تقابل جبهه ضد طالب و هواخواه طالب در پایتخت یک امر حتمی به نظر میرسد.

چالش های جبهه ضد طالب

هرگاه جمعیت نتواند مانند پروفیسور ربانی و احمدشاه مسعود رهبری پیدا کند که به دورش همه جمعیتی ها و شورای نظاری های دیروز جمع شود، تمام ساختار این سازمان در معرض زوال قرار دارد. مردم از تقابل جمعیت و شورای نظار با حزب اسلامی در پایتخت خاطرات تلخی دارند که اگر اینبار طالب و حزب اسلامی و پیروان خط زبانی درون دولت آنان با جمعیت درگیر شوند تراژیدی بزرگی در کابل روی خواهد داد.

در دهه 90 میلادی  برای غلبه بر اتحاد جناح خلق با حزب اسلامی  در آستانه سقوط نجیب ،احمدشاه مسعود در محور اتحادی قرار گرفت که حزب وحدت، شورای نظار، جمعیت و جنبش در آن عضویت داشتند اما اینکه اکنون رهبر کاریزماتیک جنبش با ترفند ایشچی از صحنه کشیده شده و کریم خلیلی در رأس شورای صلح با کسانی گماشته شده که در آستانه احراز کرسی شورای صلح با حمله بر مسجد الزهرا از وی استقبال مینمایند ، تشکیل این محور به شکل آنچنانی بعید به نظر میرسد. اما :

آنچه قابل بحث میباشد موقف همسایه های افغانستان است

ایران و روسیه در خط مخالفت با داعش در سوریه به حدی با امریکا درگیر اند که جت سوریه را در رقه هواپیمای امریکایی سرنگون میکند و ایران به جواب حمله داعش بر پارلمان و آرامگاه امام خمینی مستقیماً موشک های دوربرد از ایران به قرارگاه های داعش در سوریه شلیک میکند  خطر عبور داعش از افغانستان به آسیای میانه  وداخل شدن داعش به ایران میتواند ایعاد جدیدی به جنگ افغانستان ببخشد و با اینحال از یکطرف چین با پاکستان در تمدید راه ابریشم نزدیک میشود و از جانبی پاکستان کار دیوار در نوار مرز با افغانستان را در حالی رویدست میگیرد که صداهایی مبنی بر به رسمیت شناختن خط دیورند از داخل دولت افغانستان بلند میشود وسفیر پاکستان به سفیر افغانستان در واشنگتن طعنه میزند که  افغانستان باید متوجه مشکلات داخلی خود باشد.

در همین حال اتحاد ضد ترور به رهبری عربستان سعودی به تشویق دونالد ترامپ در حالی شکل میگیرد که رهبری آن را جنرال راحیل شریف پاکستانی به عهده دارد و امریکا به ارزش صد میلیارد دالر سلاح به عربستان سعودی به فروش میرساند. آنچه موضوع را قبل از همه مغلق میسازد اینست:

در حالیکه دونالد ترامپ اظهار میدارد که تصمیم  تعذیرات اقتصادی بر قطر توسط کشور های عربی در کنفرانس عربستان سعودی اتخاذ شده  ، در همین حال امریکا معادل هفت میلیارد دالر سلاح به قطر می فروشد و دفتر طالبان و جلسات بکواش در قطر برگزار میشود و برای هواخواهان این سلسله در کابل نیز زمینه فعالیت مساعد میگردد؛ اما در همین حال جنرال پتریوس میگوید افغانستان یک تپه نبود که امریکا آنرا فتح نموده باشد، در کوریا ما رفتیم اما شصت سال در آنجا ماندیم و در افغانستان نیز این کار یک نسل است.

از همینجاست که رنگ قلم از نگارش بقیه این ماجرا خشک میشود و آنرا میتوان معمای قرن نامید که بازهم در رول های اساسی آن در افغانستان کسانی بازی خواهند کرد.

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

اکنون هیچکس  در دولت افغانستان آن ماده قانون اساسی را که تظاهرات مسالمت آمیز را حق شهروندان میداند به یاد نمی آورد!

 

رهبران جهان در نقش پناهجویان

ژوئن 13, 2017

 

 

عبدالله عمری، نقاش اهل سوریه در آثار هنری خود که به تازگی به نمایش درآمده است رهبران کشورهای مختلف جهان را در قالب پناهجو به تصویر کشیده است.

 

این هنرمند سوری که خود پس از آغاز جنگ داخلی در کشورش در سال ۲۰۱۱ میلادی مجبور به ترک کشورش شد، اکنون در بلژیک پناهنده است. در این رشته نقاشی ها که «آسیب پذیری» نام گرفته است نشانه ای از قدرت و جذابیت رهبران جهان دیده نمی شود و در مقابل تنها رنج و محنت پناهجویان در چهره و ظاهر آنها نمایان شده است.

 

آثار عبدالله عمری در گالری ایام در دوبی به نمایش در آمده است.

euronews

تکرار مضحک تاریخ در کابل

ژوئن 12, 2017

 

نوشته: محمد داود سیاووش

اگر فرض کنیم که حداکثر دوصد نفر به شکل الیگارشی در افغانستان اکنون قدرت را بدست دارند و باز از اینجا محاسبه کنیم که از سی میلیون نفوس کشور حداکثر دوازده میلیون آن واجد شرایط رأی دهی قلمداد شده و از جمله هشت میلیون به پای صندوق رأی رفته و پس از تقلبات و رسوایی و افتضاحاتی که تا سطح جهان رسید، چهار میلیون اکثریت آرا خوانده شد و آنهم در ادغام دو تیم مقابل هم در متن توافقنامه معدوم گشت . از همان لحظه نخست تصویر وحشتناکی که اکنون در فضای کابل ترسیم شده قابل رؤیت بود.

اتحاد و ائتلاف ها در سیاست یک امر معمولی بوده  به اشکال مؤقت، دایمی، ستراتیژیک، تاکتیکی و… میتواند صورت گیرد ،اما اتحاد های میکانیکی و بی هدفی که بخاطر خاک زدن به چشم همدیگر در شرایط کنونی افغانستان معمول میباشد در هیچ مرحله تاریخ دیده نشده است.

اینجا  ارزش ها واصول  جایش را  به معامله و خرید و فروش  داده و حتا دیده شده انسانهایی که حتا یک فیصد با هم وجه اشتراک نداشته از هم نفرت داشتند بخاطر برآمدن پیروزمندانه از صندوق رأی با هم دست اتحاد دراز کردند که حتا در همان لحظه نیز در حالیکه دستان همدیگر را می فشردند به چشمان همدیگر نگاه نکردند.

دو سوالی که در پیامد این تعاملات تفننی مطرح میشود آنست که:

  • آیا این چهار میلیون رأیی که آنهم در تقلب و تفاهمنامه معدوم شد میتواند معرف اراده سی میلیون شهروند افغانستان باشد؟ و به کدام اساس و منطق این نظام را مظهر اراده سی میلیون شهروند اکنون میتوان خواند؟
  • با از هم پاشیدن حلقات اتحاد آن الیگارشی دوصد نفری در حالیکه فیگور کاریزمایی که بار دیگر این حلقات از هم پاشیده را به هم وصل کند وجود ندارد، چون هر یک از این محور ها به حد کافی خود را در پهنه اجتماع بی اعتبار و بدنام ساخته و تاپه های مختلف تعصبات اکستریمستی، فوندامندالیستی، قومی، زبانی، گروهی و سمتی در پیشانی دارند آیا بار دیگر این ناشکن پارچه پارچه شده امکان به هم پیوستن و پتره را دارد؟

آرایش وحشتناک کنونی کشور

حالا هر فرد عادی و عامی افغانستان میداند که رییس جمهور غنی فقط برای کسب اکثریت در انتخابات جنرال دوستم را در کنار خود گرفت که در فردای اعلام حکومت وحدت ملی نقش دوستم برای غنی به پایان رسیده بود. با آوردن عبدالله در حلقه حکومت وحدت ملی و پا در هوا ماندن وعده های عبدالله به حزب جمعیت اینبار دکتر عبدالله مانند مرغ زیرک در دو حلقه بند مانده که از یکطرف جمعیت از وی رنجیده و جدا شده و از طرف دیگر اشرف غنی کارت رسمیت مقام صدارت را با به تعویق انداختن قصدی لویه جرگه به دستش نداده پس از دو سال از ناخن افگار عبدالله گرفته که اگر به دنبالش رفت خوب، در غیر آن در موقف پا در هوا و دور از جمعیت دست و پا بزند.

در حالیکه مراکز اصلی قدرت با کدر های جمعیت به دور اشرف غنی حلقه زده، اینبار برای راندن جمعیت از مرکز قدرت و ایجاد توازن به نفع خود در پایتخت اشرف غنی حکمتیار را با سر و صدای زیاد وارد معادله سیاست ساخت. نامش را از لیست سیاه حذف کرد و حتا برایش موقع آنرا مساعد ساخت که در محفل رسمی ارگ بگوید به استثنای یک ماده ،سایر مواد قانون اساسی را قبول ندارد و حکومت را ساخت جان کیری بخواند. و اخیراً با اصطلاح شهروند که در ترمینولوژی مدنی مردمسالارانه یک واژه شناخته شده است علناً مخالفت نماید و با عدم خلع سلاح افراد حزب اسلامی به حکمتیار در کابل تا آن حد موقع داده شد که در یک مانور علنی هشدار دهد که به کسی اجازه نمیدهد که حکومت را سقوط دهد.

در جناح مقابل با جدا نمودن احمد ضیا مسعود در یک پست تشریفاتی اولاً جایگاه وی در میان مردم و جمعیت تضعیف شد و از طرفی با تعویض امرالله صالح با وی در یک پست به مراتب تشریفاتی تر موقعیت هر دو در میان طرفداران شان به مخاطره افتاد. جمعیت به یک سازمان چند پارچه مبدل شد و کسانی چون احمد ولی مسعود و فرزند احمدشاه مسعود در حاشیه رویداد ها ماندند. در چنین شرایط انفجار جوار سفارت جرمنی با شهید و زخمی شدن چند صد نفر رخ داد. اینکه چگونه کارمندان سفارت جرمنی قبل از انفجار به محل دیگر انتقال یافتند و آیا ممکن نبود جلو آن حادثه که از قبل وقوع آن افشا شده بود گرفته میشد و یا به سایر دفاتر اطراف سفارت جرمنی خبر داده میشد که کارمندانشان را تخلیه کنند سوالیست که اکنون برای آن پاسخی وجود ندارد. به هر حال در واکنش به آن واقعه اسفناک در بر افراشتن خیمه تحصن معترضین ،میان تظاهرات کنندگان و پولیس برخورد واقع شد و چند نفر شهید و زخمی شدند. اینکه چرا چنین واقع شد اصلاً کسی برای آن در حال حاضر بازهم پاسخی ارایه نمیکند.

در ادامه این اعتراضات گارنیزیون از تأمین امنیت تظاهرات شانه خالی کرد و در مراسم تشییع جنازه سالم ایزدیار شهید در حالیکه رییس جمهور و وزیر داخله به پدرش از تأمین امنیت اطمینان داده بود سه انفجار پیهم صورت گرفت و تراژیدی دیگری رخ داد. وزیر داخله به محمد علم ایزدیار میگوید که امنیت ساحه بعدا از آنان گرفته شده و به ریاست امنیت سپرده شد و صالح محمد ریگستانی مدعی است که در انفجارات از ماین استفاده شده است.

برهم خوردن معادله قدرت

با انفجارات پیهم در مراسم جنازه سالم ایزدیار جمعیت اسلامی این برنامه را به هدف نابودی رهبری آن سازمان ارزیابی نمود و صلاح الدین ربانی در اعتراض به این واقعه در اجلاس کنفرانس پروسه کابل شرکت نکرده خواهان سبکدوشی حنیف اتمر از شورای امنیت شد.

طرفداران اتمر به این تقاضا در لغمان، جنوبی و کابل واکنش مخالف نشان دادند. حکمتیار با آن مخالفت نمود و صف آرایی در وجود مجددی، حزب پیوند ملی و حرکت انقلاب اسلامی در مخالفت با آن صورت گرفت. حکومت هشدار داد که خیمه های معترضین برچیده شود و تظاهرات را ممنوع اعلان نمود اما معترضین علاوه بر خیمه جوار شفاخانه ایمرجنسی در مخالفت به این هشدار خیمه های دیگری در چارراهی شهید، پل آرتل، لب جر، کارته پروان و غیره جاها بر افراشتند. حکومت از طریق رسانه های طرفدارش و صاحبنظران حکومتی به تبلیغات همه جانبه بر علیه خیمه ها پرداخته تلاش نمود افکار عامه را با توجه به بندش راه ها از انفجار جوار سفارت جرمنی و کشته شدن تظاهرات کنندگان منحرف ساخته بر علیه معترضین تحریک کند. اما هیچ یک از معترضین نتوانستند منطقی استدلال کنند که اگر خیمه بر افراشته شده، در مقابل در کنار  قطار رنجر ها، موترهای تیلری و حضور سنگین نیروهای امنیتی  عامل اصلی  بندش راه ها وترافیک می باشند که مانع تردد وسایط در جاده ها گردیده است، ورنه از کنار خیمه ها موتر ها میتوانند به آسانی عبور و مرور کنند.

جنرال دوستم با ارسال پیامی پشتیبانی خود را از معترضین ابراز داشته و برای معترضین در خیمه ها غذا کمک نمود و حکومت در پاسخ به تقاضای جمعیت مبنی بر برکناری اتمر موقف وی را غیر اجرایی خوانده از وی پشتیبانی نمود.

تنزل شعار ها

چنان به نظر میرسد که در باره شعار های تظاهرات اتفاق آرا در تظاهرات  وجود ندارد. در روز اول تظاهرات در شعارها نوشته شده بود (غنی عبدالله استعفا استعفا) که منجر به خشم و غضب ارگ و آن فاجعه گردید. در سلسله این شعار ها با سرد شدن شعار استعفای غنی-عبدالله از زبان بعضی تظاهرات کنندگان نام عبدالله افتاد و تنها شعار استعفای غنی مطرح شد. در روز های بعدی جای نام غنی را مقامات اول امنیتی گرفته تقاضای استعفای وزیر داخله، رییس امنیت ملی و قوماندان گارنیزیون مطرح شد. اما پس از پا در میانی هیئت پارلمانی در تقاضا ها تنها تعلیق وظایف قوماندان گارنیزیون و قوماندان پولیس مطرح گردید که به نوشته عارف رحمانی در صفحه (رشد) رییس جمهور غنی در ملاقات با وکلا در ارگ اصلاً متوجه سخنان نمایندگان پارلمان در این رابطه نشده بر خلاف شکایت از بادیگاردهای وکلا و قطع سهمیه حج وکلا را به اطلاع آنان رساند.

اما متعاقب آن تعلیق وظیفه قوماندان گارنیزیون قوماندان پولیس شهر از طرف حکومت اعلام شد.

 

سبک شدن وزنه کنفرانس پروسه کابل

در این کنفرانس که قرار بود مسوولان اول و یا دوم چندین کشور جهان اشتراک نمایند، نمایندگان در سطح معین و معاونان وزارت و از  برخی کشورها سفرای آن کشور ها در کابل در کار کنفرانس اشتراک نمودند.

سیمای نظامی شهر و انتقال مهمانان از میدان هوایی کابل تا ارگ توسط چرخبال قویا از وزنه کنفرانس کاست و از جانبی عدم حضور وزیر خارجه و ملاقات های جداگانه شخصی وی به قول رسانه ها با نمایندگان کشور های مختلف اهمیت کنفرانس را زیر سوال برد. در برخی صفحات فیسبوک تصاویری از کنفرانس منتشر شده که فقط نمایندگان قوم پشتون در کنفرانس از افغانستان در کنارهم در صف  های مهم جا خوش کرده و امرالله صالح و چند تن دیگر به شکل سمبولیک در جلسه حضور دارند.

انقطاب های جدید

در کنار شاخه جدید جمعیت اسلامی گروه دیگری بنام جنبش ملی اسلامی نوین با عضویت احمد ایشچی در کابل اظهار موجودیت کرد. هادی ارغندیوال رهبر جناح ارغندیوال حزب اسلامی ،حکومت را بی بدیل خواند که در خط مخالف معترضین قرار دارند؛ اما نخبگان پنجشیر با پخش خبرنامه یی از معترضین پشتیبانی کردند و از نتیجه سفر حامد کرزی با چرخبال به پغمان و ملاقات وی با پروفیسور سیاف معلوماتی در دست نیست.

در حال حاضر نیروهای سیاسی در خط جمعیت، جنبش ملی اسلامی، رستاخیز و جنبش روشنایی در مقابل ارگ، حکمتیار، مجددی، گیلانی و حزب حرکت انقلاب اسلامی صف آرایی کرده اند که وضعیت سیاسی نظامی کشور را خیلی بحرانی ساخته است.

تقارن وضع کنونی با روز های پایانی حکومت نجیب

آنچه اکنون در افغانستان می گذرد تکرار مضحک روزهای پایانی حکومت نجیب میباشد. دکتر نجیب در دفاع از تاج محمد احک، رسول بی خدا و حلقات معین داخل حزب در مقابل بریالی، کاویانی، مزدک، دوستم و سید منصور نادری قرار گرفت. بریالی را بار اول زندانی و پس از آن معاون اول صدارت ساخت. کشتمند را از کشور تبعید نمود. نور احمد نور و گلابزوی را به خارج کشور فرستاد. احمدزی برادر وکیل را در دفتر کارش لت و کوب نمود. با شهنواز تنی مستقیماً نجیب  در افتاد، که در فرجام شاخه یی از آن حزب به احمدشاه مسعود در جبل السراج پناه بردند و گروهی دیگر در چار آسیاب به حکمتیار و به این ترتیب (با تفاوت هایی )روستا زادگان به وزیری پادشاه و پسران وزیر ناقص عقل به گدایی به روستا رفتند.

حالا سوال اینست که آیا اتمر به جمعه احک دوره نجیب و ارگ به همقطاران نجیب و حکمتیار و مخالفان ارگ ، به پیوستگان و تسلیم شدگان کدام الترناتیف دیگر در جبل السراج و چارآسیاب مبدل خواهند شد؟ و اینکه در آنوقت بینن سیوان نجیب را به بام بالا نموده زینه را از زیر پایش برداشت حالا معلوم نیست قصر سفید و لندن با لابی گری های خلیلزاد و جلالی به نفع غنی می مانند یا نه؟ که هیچکس در باره اش چیزی نمیداند. اما آنچه مسلمست اینکه هیچیک از طرفین  با آرایش های قومی زبانی  که در پایتخت سازماندهی شده ، اکنون توان حذف طرف مقابل را  به تنهایی ندارد و  این تنها مردم استند که با تقابل این دو قوت بار دیگر مانند دهه 70 پایمال و شهر به ویرانه مبدل خواهد شد.

رهبری بی کفایت افغانستان

ژوئن 1, 2017

تبعات حمله بر منطقه دیپلوماتیک کابل

نوشته : داودسیاووش

عملیات پیچیده ومرگبار حمله بر منطقه دیپلوماتیک کابل حامل چند پیام واضح به حکومت وحدت ملی، جامعه جهانی و مردم افغانستان میباشد.

یکی آنکه دشمن با این مانوری که بیش از چارصد کشته وزخمی بر جا گذاشت نشان داد که حکومت  در  تامین امنیت حتا منطقه زون سبز دیپلوماتیک پایتخت نا توان میباشد ودیپلومات های خارجی در کابل مصون نیستند.

دوم آنکه با آسیب رسیدن به سفارت های جرمنی،ترکیه چین،،جاپان، هندوستان، قزاقستان و… کار برای دیپلوماتان خارجی در افغانستان در آینده  شاقه و به کار در زون سبزبغداد دوم مبدل خواهد شد که از میزان علاقه مندی کار در کابل خواهد کاست وبه این ترتیب اعتبار ووجهه افغانستان شدیدا متضرر خواهد شد.

سوم آنکه دشمن نشان داد ،با نفوذی که تحت نام ستون پنجم درحکومت افغانستان دارد، میتواند هر لحظه مانور های خونباری را در پایتخت چون حمله برپارلمان، ریاست رجال برجسته،چارصد بستر، دادگاه عالی یا ستره محکمه،شاه شهید، لیسه استقلال، حوزه امنیتی، دوبار سقوط کندز، یوناما ، منزل والی کندهار، فرقه دهدادی ،مرکز تعلیمی پولیس و…به راه انداخته ومانند دوره های گذشته پرونده عامل یا عاملین انفجار در جوار سفارت جرمنی را نیز به تاق نسیان بگذارد ویا کیفر ها را به حداقل کاهش دهد.

چهارم  آنکه دشمن این چانس را با استفاده از این فاجعه پیدا میکند تا عناصر ضد طالبان و ضد پاکستان  تحت عنوان غفلت وظیفوی از مقامات سبکدوش شوند.

پنجم  آنکه روحیه مردم را شدیدأ  تضعیف نموده از نظر ذهنی  آماده پذیرش قیودات متعصبانه دوره بعدی میسازد.هر چند این حمله تبعاتی  برای خود عاملان این فاجعه نیز دارد چون مردم فکر میکنند ، کشته وزخمی شدن بیش از چارصد نفر اکثرأ مسلمان وروزه دار درماه رمضان  وحادثه انتحاری روز اول رمضان درخوست  تحت عنوان عملیات اسلامی چه ربطی به اسلام دارد؟

مردم با توجه به این وضعیت آشفته از زمامداران میپرسند که:

1-اگر این جنگ طوری که گفته میشود با کسانی باشد که از تربیتگاه های آنسوی مرز می آیند، پس این بستن دست وسلب صلاحیت وسبکدوشی وبه حاشیه راندن مقاماتی که  روحیه ضد طالب وضد پاکستان دارند در چنین وضعیت بحرانی به چه معناست؟

2-چرا   ستون پنجمی هایی که زمینه ساز انتقال  موتر فاضلاب مملو از بمب تا منطقه دیپلومات نشین  وامثال آن میشود  از داخل نظام تصفیه نمیشوند؟

3-این پیام(به شدید ترین الفاظ محکوم مینمایم) شما پس از فاجعه که در آن بیش از چارصد نفر زخمی وکشته شده ،آیا به مفهوم نمک پاشیدن بالای زخم خانواده های قربانیان حادثه نیست؟ شما که مسوول جلوگیری از وقوع حادثه قبل از وقوع بودید!

4-این داعش که شما هرجا از آن دادو واویلا میکنید بلاخره کیست؟ این چه فابریکه معجزه آفرینی است که شخصی روز اول مجاهد روز دوم افسر نظامی روز سوم طالب و روز چهارم داعش میشود وبیست انسان را در غور سر میبرد،آیا شما کدام فرد داعشی دستگیر شده را نشان داده میتوانید که  اهل سوره یا عراق باشد. والله اگر شیطان هم کنه این اسرار را بفهمد.

5-حکومت در برابر اخبار فعالیت چرخبال ها در ولایات سرپل،بغلان، غزنی و… چرا خاموش است؟

6-حکومت برای جلوگیری از هزاران نفرمشکوک که از جنوب به شمال افغانستان از پایتخت میگذشتند چرا  درمرحله اول اقدامی نکرد؟

7-چرا با وجود تقاضا های مکرر متضررین حکومت پروسه تطبیق حکم را بالای عاملان انفجار وانتحار متوقف ساخت؟

8-با انتقال جغرافیای جنگ به فاریاب ،سرپل ،جوزجان و رفتن جنرال دوستم در خط اول جنگ چرا به قول دیپلوماتان بین المللی سوءقصد به جان وی صورت گرفت وبه ادعای خودش صلاحیت های وی سلب شد و آن پروند برایش ساخته شد؟ در حالیکه موضوع را میتوان هر وقت بررسی کرد نجات جان صدها انسان در الوویت قرار دارد یا شکایت ایشچی؟

آینده چه خواهد شد؟

بحران حوادث سیر وحشتناکی را به تصویر میکشد که برخی ازاحتمالات آن را در ذیل برمیشمریم:

1-با خوشبینی های ذهنی که میان کهنه روشنفکران وشیه روشنفکران برج عاج نشین جنوب در زمینه برگشت طالبان به جنوب افغانستان وجود دارد ،احتمالا مانند دوره نجیب اولین قربانی این ماجرا همان کسانی خواهد بود که زمینه ساز این صحنه بودند.

2-با انتقال زورگویانه طالبان وگروه تحت نام داعش به شمال دریا های خون مانند حلب وموصل در جنگ های قومی جاری خواهد شد واین جنگ ها با حمایت کشور های همسایه سالها دوام خواهد کرد.

3-خطر کشیاندن داعش به سمرقند وبخارا واندیجان وتاجکستان روسیه را به حدی هار خواهد نمود که سپر دفاعی از طالبان روسی و اقوام غیر پشتون در داخل افغانستان خواهد ساخت

4-ایران با وحشت از داعش ،به همه کسانیکه با داعش بجنگند کمک خواهد کرد واز پیروان خط امام در داخل افغانستان سد دفاعی خواهد ساخت.

به این ترتیب افغانستان به مناطق تحت نفوذ پاکستان ،ایران وروسیه مبدل گردیده ،ایالات متحد برای اثبات برتری نظامی خود در منطقه گاه گاه یگان بمب سنگین وزن مادر را این جا و آنجا به صدا خواهد آورد.

صدر نظام که به تقابل حکمتیار با شورای نظار وجمعیت دل بسته در بایان این درامه مانند روزهای آخر نجیب ضربات اصلی این پس لرزه را متحمل خواهد شد.

سیاستمداران متعهد با وطن چه میکنند؟

در حالیکه حامدکرزی پس از14سال حکمرانی به حمایت امریکا میخواهد به صفت عنصر ضد امریکایی برشانه های این مردم ستمدیده  بار دیگربه قدرت برسد و اشرف غنی پس از هر حادثه ومرگ چند صد انسان فقط با یک چیغ  آن را محکوم نموده   وداکتر عبدالله بالهجه نرم وکلمات شمرده آن حادثه را فرا فگنی میکنند. هیجیک به فکر آن نیستند که در جهان در واکنش به حوادث یک برمیلیونم  کوچکتر از آنچه در افغانستان در جریان است زمامداران با مسوولیت ومتعهد چه کرده اند.

 

برخورد سیاستمداران ودولتمردان پاسخگو به حوادث بحرانی:

– داود اوغلو با اختلاف اندک با اردوغان از صدارت استعفا داد.

– دیوید کامرون فقط به دلیل مخالفت با نتیجه همه پرسی که در آن مردم انگلیس به طرفداری خروج از اتحادیه اروپا رای دادند حاضر شد از مقام صدارت کنار برود.

-عبدالحکیم بلحاج حاضر شد از ریاست شورای نظامی شهر ترابلس استعفا کند.

– الکسس پیراس نخست وزیرچپگرای یونان تحت فشار اعتراضات اعضای حزبش با شرایط وام دهندگان اروپا و ناتوانی در اجرای وعده های انتخاباتی مجبور به استعفا شد.

–  رییس جمهور برازیل به دلیل کتمان کسر بودیجه تا سرحد سبکدوشی از مقامش تحت فشار پارلمان قرار گرفت.

– احمد شفیق صدراعظم مصر که پس از کناره گیری حسنی مبارک به عنوان نخست وزیر منصوب شده بود حاضر به کناره گیری از سمتش شد.

–  حماد جبالی صدر اعظم تونس در پی شکست در تشکیل دولت غیر سیاسی برای خارج کردن آن کشور از بحران، حاضر به استعفا شده گفت:من وعده داده و اعلان کرده بودم در صورتیکه ابتکارم به نتیجه نرسد از صدراعظمی استعفا خواهم داد و این کار را انجام دادم.

–  چینگ هانگ ون صدراعظم کوریای جنوبی فقط به دلیل انتقاد بر حکومتش در رویداد غرق شدن کشتی استعفا داد.

– عبدالله ثانی صدراعظم لیبیا پس از فرار علی زیدان حتی قبل از تشکیل کابینه استعفا داده میگوید: من نمی خواهم که لیبیایی ها بخاطر کرسی صدارت یکدیگررا بکشند.

–  ویرن فایمن صدراعظم اتریش به دلیل سیاست سختگیرانه اش در قبال پناهجویان تحت فشار حزبش حاضر به استعفا از مقام صدرات شد.

– وزیر صنعت گردشگری اسپانیا بخاطر افشا اسنا د پاناما حاضر به کناره گیری از مقامش شد.

– وزیر برق جاپان بخاطر قطع بیست دقیقه جریان برق کشور بیست دقیقه در مقابل رسانه ها ومردم سر خم نموده معذرت خواست.

– رییس جمهورکوریای جنوبی در پاسخ به اعتراضات مدنی مردم استعفا داد.

آنچه مردم افغانستان را به تشویش ونگران ساخته آنست که آخر تا چه وقت این زمامداران افغانستان با لجاجت میخواهند برگرده مردم حکومت کنند .در حالیکه کرزی میداندکه دیگر با بقایای  از هم پاشیده ومنشعب جمعیت نمتواند مانند دوره مارشال فهیم وپروفیسورربانی  وبا جنبش روشنایی مانند دور خلیلی به دور خود حصار آهنین بسازد وداکتر غنی میداند که با از هم پاشیدن هسته اتحاد با دوستم ومعلق ماندن داکتر عبدالله در صحنه سیاسی ووارد نمودن حکمتیار در معادله قدرت نمیتواند کاری از پیش ببرد. وبا اینحال درشرایطی که با آخرین ضربه دشمن اعتبار سیاسی حکومت را در مقیاس جهان به چالش کشید معلوم نیست تا چه وقت این دریای خون بیگناهان را به درست قاتلان مردم ،با بیکفایتی خود این زمامداران جاری نگهمیدارند.

راست گفته اند مردم که : سنگی را که بلند کرده نمیتوانی ماچ نموده به زمین بگذار

 

 

 

 

 

 

قلب آسیا فدای معامله جیوستراتیژیک پاکستان با چین میشود

مه 30, 2017

 

نوشته : داود سیاووش

افغانستان که به به اتکای چارراه وصل شمال -جنوب وشرق -غرب آسیا بودن، ازطریق راه ابریشم لقب قلب آسیا را کسب کرده بود اینک با معامله پنجصد میلیون دالری چین با پاکستان و تغییر  راه ابریشم به مسیر کاشغر-گوادر اهمیت ستراتیژیک دیروزی خود را در داد وستد بین المللی از دست خواهد داد.

 

دولت چین در ادامه تحقق رویای افسانوی  تسخیربازار های جهان، طرح بلند پروازانه هزینه (124) میلیارد دالری راه ابریشم جدید را مطرح نموده آن را بدیل مدل های کهنه راه ابریشم خواند.پاکستان متحد نزدیک چین این اقدام را  سرمایه گذاری بی مانند تاریخ خوانده، آن را انقلاب جغرافیای اقتصادی عنوان نمود. اما هند رقیب دیرینه پاکستان با این طرح که بخشی از ابتکار (یک کمربند یک راه) است ودر آن (57) میلیارد دالرصرف ساختن زیربنا ها در پاکستان میشود، به دلیل عبور بخشی از آن از منطقه مورد منازعه کشمیر مخالفت نمود.

پروژه راه ابریشم جدید که نام رسمی آن ( یک کمربند یک راه)میباشد در نظر است آسیا،اروپا،افریقا وفراتر از آن را به هزینه میلیارد ها دالر در بخش زیر بنا با هم وصل کند.

به نوشته رویترز شماری از دیپلوماتان غربی با پروژه (یک کمربند یک راه) دلواپسی نشان داده واین طرح را به به عنوان تلاش  چین برای اعمال نفوذ بر جهان میپندارند اما آلمان با ابراز پشتیبانی از این پروژه خواهان شفافیت  طرح  آن شده است.به نظر میرسد چین با تحقق این پروژه  به صفت غول اقتصادی وابرقدرت ، دست روسیه ، اروپای غربی وامریکا را باکمر بند در بازار های جهانی از عقب خواهد بست.

در کابل حکومت وحدت ملی در حالیکه مصروف تزیین وترمیم چاراهی پشتونستان ودفاع از کلمه پوهنتون میباشد گویی اصلا واقف نیست که این هیاهو در کدام قاره در جریانست و خط گوادر- کاشغر در کجاست و تبعات وپیامد ناگوار این پروژه به حاکمیت ملی ،تمامیت ارضی وبه انزوا کشیدن افغانستان چیست؟

حکومت وحدت ملی در این روز ها چنان درگیرخانه جنگی قدرت در زدن و بدنام ساختن  و به انزوا کشیدن  وبه صحنه آوردن شرکا ورقبای سیاسی و کمپاین به انتخابات آینده ریاست جمهوری میباشد که اصلا (یک کمر بند .یک راه)  از خاطرش فراموش شده است وحتا قادر نیست معمای پروژه مس عینک را با کشور چین حل کند.|

 

واخان قربانی بازی بزرگ

مه 29, 2017

30 عکس دیده نشده از افغانستان

زمانیکه شما آن مردم را به چشم خود ندیده باشید، بسیار آسان است که آن‌ها را بدنام کنید یا از شأن یک ملت کم کنید. مردمی است با آرزوها و رویاهای مشابه شما که به نجات فکر می‌کنند، تا خوشبختی را بیابند و برای خانواده‌های شان غذا تهیه کنند‌‎کنید،

اینکه اکثر مناطق افغانستان خطرناک است، حرف دقیق است، اما در آن‌جا بعضی زیبایی‌های باورنکردنی، مهمان‌نوازی و مهربانی نیز-اند که گزارش نشده است.

 

زمانیکه شما آن مردم را به چشم خود ندیده باشید،  بسیار آسان است که آن‌ها را بدنام کنید یا از شأن یک ملت کم کنید. مردمی است با آرزوها و رویاهای مشابه شما که به نجات فکر می‌کنند، تا خوشبختی را بیابند و برای خانواده‌های شان غذا تهیه کنند.

 

من در جریان سفرم در تابستان گذشته قادر به تجربه‌کردنِ جانب مثبت افغانستان و مردم شگفت‌انگیز آن بودم، از نزدیک و خصوصی. این سفر، تاهنوز خاطره‌انگیزترین ماجرای سفرم در زندگی بوده است.

 

این‌ها بعضی از عکس‌های مردم مورد علاقه‌ام و چشم‌اندازی از ۱۰۰ مایلی سفر در دور-دست‌ها و کوه‌های دره‌ی واخان در افغانستان است.

 

این بخش دیگر از افغانستان است که شما در خبرها نمی‌بینید.

 

واخان، ناحیه‌ی ناهموار و وحشی است در شمال افغانستان، از بخش‌های ولایت بدخشان. این یک زمین باریک است که در حدود ۴۰۰ کیلومتر طول دارد و از سه جانب با تاجکستان، چین و پاکستان وصل است.

 

دره‌ی واخان، توسط دو کوه پامیر در شمال و هندوکش در جنوب، محدود شده است. تنگیِ واخان، توسط سیاست‌مداران در سال ۱۸۰۰ در جریان «بازیِ بزرگ» میان هند بریتانیایی و روسیه‌ به عنوان یک منطقه‌ی حایل شناخته شده است.

 

 

با آوردن وقفه‌ی در قدم زدن، من به سوار-شدن بر یک گاومیش برای طی کردنِ بخشی از مسیر، اقدام کردم. ما با گروهی از مردان واخی/ واخانی که گاومیش‌های شان را در کوه می‌بردند، یکجا شدم. زمانیکه آن‌ها برای نوشیدن چای اتراق کردند، به ما اجازه دادند که گاومیش‌های شان را قرض بگیریم، که ما بیشتر به دره گشت-و-گذار کنیم تا صاحبان شان به ما پیوستند.

 

گاومیش‌ها نهایتا ً با محیط زیست سازگاری دارند در افغانستان، قادر-اند که از زمین ناهموار صخره‌ای و مسیر دشوار-گذرِ رودخانه‌های سردِ یخی عبور کنند. در سطح ۱۰٫۰۰۰ فوتی این‌جا درختی وجود ندراد، بنائا ً مردم محلی مجبور-اند که در ظرف سه روز به ارتفاعات پایین، همراه با حیوانات شان و برای جمع‌آوری چوب‌سوخت برای گرم کردن و پختن غذا، سفر کنند.

 

یکبار واخان بخشی از جاده‌ی باستانیِ ابریشم، مسیر مهم تجارتی که چین را به اروپا وصل می‌کرد، بود. در امتداد با ابریشم، اسپ‌ها و دیگر کالاها، یک جاده‌ی وسیع برای نظامیان و محققان به سوی اروپا نیز بود. محققانی مثل مارکو پولو، کسی که مدعی بود این مسیر را در جریان صده‌ی سیزدهم طی کرده است.

 

بازرگانان مسافر، در کاروان‌های از گاومیش و قاطر که محموله‌ها را انتقال می‌داد در هنگام عبور از کوه‌های شیب‌دار و فلات‌های متروکه‌ی بلند، شب را در پناه‌گاه‌های سنگی می‌گذراند، من حس می‌کردم که در مورد اینکه جاده‌ی ابریشم، به نسبت تمام سال‌های گذشته،‌ در خود چه خواهد داشت، نظر اجمالیِ بیندازم.

 

تنها مثل چندین شاخه‌ی مسیحیت، اسلام نیز شاخه‌های مختلف دارد، همه‌گی با باورها و ارزش‌های خودشان. اکثر مردمی که در دره‌ی واخان افغانستان زندگی می‌کنند، مسلمانان اسماعلیه هستند، کسانیکه تفسیری معتدل‌تری از اسلام دارند. تعداد آن در سراسر جهان به ۲۵ ملیون می‌رسد و طالبان را نفرین می‌کنند.

 

رهبر مذهبیِ آن، آغا خان، یک امام و تجار موفق بریتانیایی است که شبکه‌ی انکشافیِ آغا خان، یک سازمان خیریه‌ی مهم که شرایط زندگی و فرصت‌ها را برای افراد بی‌بضاعت در افریقا و آسیای مرکزی تمهید می‌کند، را پیش می‌برد.

 

 

 

 

 

رودخانه‌ی واخان از دره‌ی واخان می‌گذرد که از کوه‌های مرتفع هندوکش در مرز با پاکستان، سرچشمه می‌گیرد. به شکل مارپیچ از درون کوه‌ها راه می‌افتد و برای مردمی که در این چشم‌انداز خشن و بی‌رحم زندگی می‌کنند، یک منبع حیات‌بخش است.

 

رنگِ آبیِ روشن این آب، به دلیل رنگِ مایل به سرخ صخره‌ها و همچنان منبع کریستال روشن (یخچال‌های طبیعی) که در اطراف وجود دارد، است. مالیکول‌های آب، رنگ‌های دیگر، همچون سرخ، مؤثرتر از آبی را جذب می‌کند.

 

زمانیکه هوا پاک بود، من با مناظر وصف‌ناپذیر کوه‌ها این چنینی، درگیر بودم! پوشش عالیِ به دنبال داشت، چنانکه مورد استفاده‌ی روزانه‌ی گروه‌های کوچک محلی که توسط کاروان‌های گاومیش و قاطر از یک محل به محل دیگر می‌رفتند، قرار می‌گرفت.

 

در ارتفاع بین ۱۰٫۰۰۰ الی ۱۶٫۰۰۰ ده روز سفر کردیم و ما در هر روز ده مایل سفر می‌کردیم. من به احساس کردن تأثیرات ارتفاع روی بدن-ام را در حدود ۱۲٫۰۰۰ فوتی، نفس‌زدن‌های کوتاه احساس کردم. با قدم زدن در ۱۶٫۰۰۰ فوتی، حتا بسیار خسته‌گی و سختی کشیدم.

 

 

مردم قرغیر افغانستان نیمه عشایری اند، از یک قریه به دیگر قریه نقل مکان می‌کنند، حیوانات شان را به شکل گله‌ای به مراتع مختلف چرا که به فصل‌ها ارتباط دارد، می‌برند. آن‌ها در خیمه‌های گرم که از پشم گوسفند ساخته شده زندگی می‌کنند که می‌تواند به فاصله‌های دور انتقال داده شود و شکسته شود.

 

مردم واخی و قرغیر، هر دو از مقدار زیاد چایِ شیر-دارِ نمکی که «شیر-چای» گفته می‌شود، استفاده می‌کنند. این برای صبحانه، غذای نیم‌روز و شام استفاده می‌شود. در اصل، این مخلوطی از شیر گاومیش و بز است که برای چندین ساعت داخل آب-جوش انداخته شده و در یک جعبه‌ی قابل انتقال خشک می‌شود. این با اضافه کردن آب جوش، چای پهن-برگ و نمک صخره‌ای آماده می‌شود.

 

نمک برای آب‌رسانی در ارتفاعات بلند و خشک عالی است، من این را «گاتورید افغانِ من» نام داده‌ام. مدت زمانی را در بر می‌گیرد تا قابل استفاده شود (کسی شیر گرم نمکی می‌خواهد؟)، اما در آخر ماجرا بدن من در هر وعده غذا شیر چای می‌خواهد. شما هم می‌توانید مسکه‌ی خام را در چای صبحانه برای به دست آوردن کالوری‌های اضافی حل کنید.

 

کشوری که فکر می‌کردی، آن‌را می‌شناسی

 

افغانستان دیگر

 

پس بفرمایید. یک زیرچشمی به رُخ دیگر افغانستان که ما هرگز در خبرهای شبانه ندیده‌ایم. پس از سفر در جهان پهناور برای شش سال، من این را یک موضوع عمومی یادداشت کرده‌ام. به رسانه‌های مان اجازه نمی‌دهیم که بر موضوعات منفی و مهییج تمرکز ابتدایی کنند، از پنجره‌ی خود به چرخش یک کشور خارجی که هرگز در آن‌جا نبوده‌ای، نگاه کن.

 

من نمی‌گویم که افغانستان امن است. امن نیست. نیروهای ما که در آن‌جا خدمت می‌کنند، می‌توانند بگویند. افغان‌ها به خوبی از خطرها که کشورشان را به ستوه آورده‌اند، آگاه‌اند.

 

من، اما فکر می‌کنم یک قسمت دیگر در افغانستان است که توجه را جلب می‌کند.  ناهمواری، نمایش چشم‌انداز کوهی. مردم محلی مهمان‌نواز و صمیمی.

 

من به امید روزی هستم که مشکلات افغانستان برطرف شوند و مسافران بیشتری بتوانند در امنیت از زیبایی‌ وصف‌ناپذیر کشور، لذت ببرند.

 

نویسنده: سخی خالد/ روزنامه اطلاعات روز

roshd