Archive for the ‘سینما و تئاتر’ Category

سينماي افغانستان در مسير زمان

ژوئن 29, 2017

 

این نوشته درشماره13/14 مورخ 30نوامبر2008 ارمغان ملی به چاپ رسیده

نگارش : محمدداودسیاووش

صاحبنظران هنر اولين جوانه هاي هنر تئاتر و نمايش سينما را به شكل اكادميك از بركت تهداب گذاري تئاتر باغ عمومي پغمان مي دانند كه به دستان هنر پرور شاه امان الله غازي وبه تقليد از تئاتر نياي يونان باستان در پاي يك تپه دوراني در جشن استقلال افتتاح گرديد. گفته ميشود كه در اين جايگاه هنري نمايشنامه فتح اندلس براي اولين بار در پاي تپه به نمايش  گذاشته شد و فلم هاي محصول سفر شاه از اروپا را نيز با بروجكتور  هم زمان مردم تماشا نمودند   .  پژوهش ها نشان ميدهد كه تئاتر و سينما در كنار هم در سيماي هنرمندان افغان همزمان درخشيده است به نوشته پژهشگران ، روزي كه در اواخر برج دلو 1324خورشيدي دروازه پوهتي ننداري بسته شد دروازه ديگري از سينما با كار و تلاش استاد عبدالرشيد لطيفي به روي هنرمندان گشوده شد.

مفكوره   نمایش اولين فلم درافغانستان

موسي رادمنش مينويسد ه در 1325خورشيدي به حمايت مالي دوست محمد  و عبدالجبار خان معين اسباب ووسايل سفر استاد عبد الرشيد لطيفي و همكارانش نشاط ملك خيل ، عبد الرحمن بينا ،احمد ضيا و ابراهيم نسيم مهيا شد تا غرض تهيه فلمي تحت عنوان عشق و دوستي  راهي سرزمين هندوستان شده و در كمپني شور لاهور آن فلم را تهيه نمايند. اين فلم يك و نيم ساعته به عنوان اولين فلم افغاني در سالون سينماي كابل كه در كنار مكتب استقلال موقعيت داشت روي پرده به نمايش گذاشته شد. گفته ميشود كه قبل برآن فلم هاي هندي بیشتر در سينما نمايش داده ميشد كه در اين حال موسيقي هند را نيز از شبه قاره وارد شهر كابل نمود، كه بعدا در كاپي نمودن آهنگ هاي هندي توسط آواز خوانان افغاني به وضاحت احساس ميشد وهمزمان با آن صحنه هاي اغراق آميز جنگ هاي فلمي تاحدودي بر روحيات جوانان اثر گذاشته بود .

فلم مانند عقاب دومين محصول افغاني

به نوشته موسي رادمنش هنگاميكه فيض محمد خير زاده پس از ختم تحصيل در سال 1342 خورشيدي به وطن برگشت از دولت اجازه تأسيس موسسه هنر هاي زيبا را گرفته، در كنار ساير عرصه هاي هنر، به فكر نوشتن سناريوي فلم مستندي به نام (مانند عقاب) شد كه در ان ستار جفايي به صفت معاون و ظاهر هويدا و زرغونه آرام به صفت بازيگران اصلي ، خان آقا سرور، مزيده سرور و شور انگيز در نقش آفريني صحنه هاسهم داشتند اين فلم نيمه هنري نيمه مستند داكو منتري كه در نوار 16مليمتري امور پروسس آن درايالات متحده به پايه اكمال رسيد اولين بار در سينما هاي پامير، بهزاد و سينما كابل به معرض نمايش گذاشته شد.

يونت پيتر بورگ

به نوشته محققان در سال 1349خورشيدي يونت فلمسازي از كشور انگلستان تحت سر پرستي پيتربورگ وارد كشور گرديده تهيه فلمي تحت عنوان ملاقات با مردان برجسته اثر گوجيف را كه شيوه كلاسيك داشت رويدست گرفتند در تهيه اين فلم توريالي شفق با آن يونت همكاري داشت و اكرم خرمي قادر فرخ وفتح الله پرند در صحنه هايی از آن فلم ظاهر گشتند.

يونت فلمسازان امريكايي

در سال 1350خورشيد گروپي از فلمسازان جوان امريكايي به منظور تهيه فلمي در زمينه انسان شناسي وارد كشور گرديده به همكاري توريالي شفق به صفت نماينده افغانفلم در مناطق آقكپرك و شولگر فلمبرداري كردند.

كمپني ميترو گولدن ماير

كمپني ميترو گولدن ماير در سا ل 1350خورشيدي وارد افغانستان شده به تهيه فلمي با استفاده از سپورت ملي بزكشي پر داخت كه در تهيه اين فلم صمدآصفي ، توريالي شفق ، ستازاده ، حكيم خليق، قادر فرخ و ديگران با آن يونت همكاري داشتند كه قادر فرخ منحيت دو بليكيت عمر شريف بايگر معروف سينماي اروپا به صفت سوار كار در فلم ظاهر ميشد.

فلم هندي پرهيزگار

در سال 1352 خورشيدي يونت فلمسازي هندي با شركت هماماليني و فيروز خان وارد كشور گرديد تا فلم پرهيزكار يا دهر ماتما را تهيه نمايد در اين فلم كه در شهر كابل وولايت باميان فلمبرداري شد توريالي شفق به صفت دايركتر كمكي با يونت هندی همكاري داشت .

فلم روزگاران

به ابتكار سنديوي افغانفلم نخستين محصول افغاني رياست افغانفلم به نام روزگاران فلمي در سه بخش رويدست گرفته شد كه در آن كار گردانان قسمت اول طلبكاران را خالق عليل كارگرداني ، قسمت دوم شب جمعه را انجنير علي رونق کارگردانی نموده و كارگرداني قسمت آخرين قاچاقبران را سلطان هاشم و ستار به عهده داشت و در نقش ها محبوبه جباري، ميمونه غزال استاد رفيق صادق،  خان آقا سرور، مشعل هنريار ،حريف اختر پيكر، پروين صنعتگر، وهاب صنعتگر ، استاد بيسد و ديگران سهم و در خشش داشتند

فلم اندرز مادر

پس از فلم روزگاران افغانفلم تهيه فلم اندرز مادر را رويدست گرفت. سناريوي اين فلم را خالق عليل نوشت ونقش هاي مركزي را محبوبه جباري ومحمد نذير ايفا نمودند و ميمونه غزال، اسد الله آرام ،زرغونه آرام ،استاد رفيق صادق، هارون ،سايره اعظم، ف عبادي  و ديگران در آن درخشيدند

فلم حاكم

در سال 1352رفيق يحيايي بر اساس داستاني از شفيع رهگذر سناريوي فلمي را تحت عنوان حاكم نوشت كه امور فلمبرداري آنرا سونه رام تلوار و محمود نوري به عهده گرفتند و كار گرداني اين فلم توسط ولي لطيفي و رفيق يحيايي صورت گرفت .

در اجراي كركتر هاي مركزي فلم ولي لطيفي ،رفق يحيايي، آصف وردك ،حاجي محمد كامران ،مينا ،فتح الله پرند، قادر فرخ ،انور رضا زاده ،حنان زمريال ،عبدالباري جواد و ديگران نقش داشتند .اين فلم با تحولات سياسي تغيير نام يافت و به نام روز هاي دشوار با افزودن حاكم دوم در كنار حاكم اول تهيه شد.همزمان با توليد فلم گام بعدي در زمينه فعاليت پرودكشن هاي شخصي برداشته شد كه در آن ها دست اندركاران هنرمندان هنر هفتم دور هم جمع شده و ابتكارات با ارزشي را در عرصه سينما انجام دادند پرودكشن هاي مذكور از طرف اشخاص ديل ايجاد گرديد

به نوشته موسی رادمنش این پرودکشن ها قرار ذیل بودند:

1 – نذير فلم

اين پرودكشن شخصي به ابتكار محمد نذير وبه همكاري عبدالله شادان، داود فاراني ،توريالي شفق و عده ديگر دوستداران سينما در سال 1353خورشيدي بنياد نهاده شد. نذير فلم موفق شد فلم رابعه بلخي را كه سناريوي آنرا عبدالله شادان و داود فاراني نوشته و در نقش هاي عبدالله شادان ،سيما شادان، محمد نذير فتح الله پرند ،داود فاراني، باقي حاحي، سلام سنگي و ديگران نقش داشتند. در كرگرداني اين فلم كارگرداناني چون خالق عليل، جلال پيروز، عباس شبان و توريالي شفق سهم داشتند.

 

2 آريانا فلم

در بهار سال 1354 خورشيدي انجنير لطيف امتياز موسسه فلمسازي آريانا فلم را از دولت گرفت وبه همكاري توريالي شفق سناريست و كارگردان عباس شبان به فعاليت آغاز نمود. به نوشته رادمنش اولين محصول اين موسسه هنري فلم مجسمه ها مي خندد بود كه در آن ذكيه كهزاد ،عبدالله خاموش ،محمد جان گورن، فتح الله پرند ،عبدالله وطندوست و ديگران نقش داشتند

دومين فلم موسسه آريانا فلم با سناريوي داود فاراني و كارگرداني توريالي شفق به نام (غلام عشق )روي پرده افتاد كه در آ ن شاه جهان ،مينا شفق، اكرم خرمي، فتح الله پرند ،محمد جان گورن، قادر فرخ  سيد علي عالمي ،سلام سنگي ، مجيد غياثي ،عبدالله وطندوست ، خورشيد مندوزي ، بصيره خاطره ،عارف الدين و موسي رادمنش نقش داشتند .

سومين محصول اين موسسه فلم (سياه موي جلالي )بود كه به كارگرداني عباس شبان و فلمبرداري انجنير لطيف و همكاري قادر طاهري به شكل رنگه روي پرده سينما افتاد ودر آن فقير نبي ،ستوري منگل ،عبدالشكور حكم ،و فتح الله پرند در خشيدند.

چهارمين دستاورد آريانا فلم مزرعه سبز بود. اين فلم كه به مناسبت روز جهاني غذا تهيه شد سناريوي فلم توسط بورد مشترك انجنير لطيف ،حنان زمريال، عبدالسلام سعيدي وو هاب آصفي نوشته شده ،كارگرداني و فلمبرداري آنرا انجنير لطيف به عهده داشت .در اين فلم زمريال، بصيره خاطره ،انور رضا زاده ،عارف الدين و سرور سرمد نقش داشتند

پنجمين فلم موسسه آريانا (دام مرگ )نام داشت كه فلم نيمه هنري و نيمه مستند داكومنتري بوده به فرمايش وزارت صحت عامه در رابطه به بيماري توبركلوز تهيه شد. فلمنامه نويس، لطيف ناظمي، دايركتر انجنير لطيف ورووف راصع و معاون پرودكشن كمال الدين مستان بود در اين فلم محمد جان گورن ،فتح الله پرند، ابراهيم طغيان ،بصيره خاطره، ناصر عزيز ،عارف الدين و ديگران نقش داشتند.

در ششمين اقدام هنري آريانا فلم كار تهيه فلم هنري( گناه) را رويدست گرفت كه كار نوشتن فلمنامه و كارگرداني آنرا انجنير لطيف به دوش داشت ولي به قول موسي رادمنش به خاطر ضعف اقتصادي كار شوتينگ فلم به مشكلات مواجه شد و آنرا به افغانفلم  داد .به قول موسي رادمنش انجنير لطيف به اين فكر شد كه موسسه آريانا فلم را با افغانفلم مدغم سازد و به اين ترتيب آريانا فلم از فعاليت بازماند

3 -شفق فلم

توريالي شفق در سال 1358 خورشيدي امتياز شفق فلم رااز دولت گرفت اولين محصول شفق فلم با سناريوي توريالي شفق به نام (جنايتكاران) روي پرده آمد كه كارگرداني آنرا توريالي شفق و فلمبرداري آنرا انجنير لطيف با دستياري ناصر عزيز به عهده داشتند در نقش هاي اين فلم ابراهيم طغيان ،محمد جان گورن، سلام سنگي، احمد سير رحيل، ايوب معصومي ،موسي رادمنش، فتح الله پرند، ناهيد سرمد ،نوريه ،حميده ،تورپيكي، خورشيد مندوزي و ديگران درخشيدند.

دومين محصول اين موسسه فلم (عشق من ميهن من) بود كه سناريست كارگردان و پروديوسر فلم توريالي شفق بود. امور كارگرداني آن به دستياري موسي رادمنش صورت گرفته در آن ذكيه داماج ،عارف الدين، عبيدالله وطندوست، ت، صفور آهنخيل ،عنايت  الله محب زاده ،رحيم الله و ديگران زمينه تبارز فعال داشتند

سومين محصول شفق فلم (گام هاي استوار) بود كه امور تهيه و پروديوس آنرا وزارت داخله به دوش داشت .سناريست و كارگردان فلم توريالي شفق ،معاون كارگردان موسي رادمنش ،فلمبردار محمود نوري و اسيستانت محمد هاشم بودند.

در فلم (گام هاي استوار) ابراهيم طغيان ،عاقله ،عادله اديم ،اكرم خرمي ،عبيدالله و طندوست ،فتح الله پرند، حبيب زلگي، تيمور حكيميار، ياسين خموش ، شاه محمود شارق، غوث ،رحيم الله ،عنايت محب زاده و موسي رادمنش نقش آفريني نمودند . شفق فلم به كارگرداني توريالي شفق ميخواست دو فلم تلويزيوني تحت عنوان (جاويد من) و (فرشته )را تهيه كند كه با مرگ نا به هنگام توريالي شفق آن كار ناتمام ماند

4 اپارسين فلم

اين موسسه توسط شخصی با شهرت آغا صاحب بنياد گذاشته شد. با آنكه اين موسسه  امتياز پرودكشن را از دولت گرفت اما به نوشته موسي رادمنش در اثناي تهيه نخستين محصول فلم خود به نام (غارتگران) بنابر مشكلات اقتصادي ومعاذير ديگر نتوانست فلم (غارتگران )را به پايه اكمال برساند و به ركود مواجه شد فلم غارتگران به كارگرداني عباس شبان و نقش آفريني وكيل نيكبين، اكرم خرمي ،عزيز فروغ و ديگران قرار بود تهيه شود كه با ركود اپارسين فلم ناتمام ماند.

5 قيس فلم

قيس فلم به ابتكار سليمان علم پس از سال 1365 خورشيدي ايجاد شد. اين موسسه ميخواست در ابتدا سه فلمنامه كه يكي بر اساس داستان (هجرت سليمان )اثر محمود دولت آبادي ، دومي بر اساس داستان (وقتي كه ني ها گل مي كنند) از داكتر اكرم عثمان وسومي به نام (خشم امير) تهيه نمايد اما بالاخره سليمان علم به همكاري روف راصع ووكيل نيكبين خواست فلمي تحت عنوان( تلاش )تهيه كند اما متاسفانه فلم در مرحله پروسس با قيچي سانسور قطع شد و امكان نيافت روي پرده به نمايش گذاشته شود. فلم (تلاش )به كار گرداني عباس شيان در نوار سياه و سپيد به گونه 35مليمتري فلمبرداري گرديده در آن ابراهيم طغيان و ديگر جوانان قيس فلم سهم داشتند

6 گلستان فلم

اين پرودكشن توسط مهدي دعاگوي در نيمه دوم سال 1385 اساس گذاشته شد و كار تهيه فلم (خانه 555)را با سناريوي مهدي دعاگوي و فلمبرداري انجنير لطيف رويدست گرفت .كارگردان فلم نيز مهدي دعاگوي بود اما پس از تهيه به قول موسي رادمنش بورد سانسور با افزودن صحنه هاي ناجور و قطع صحنه ها روال ارتباط فلم را صدمه زد وپس از نمايش نخستين فلم اين موسسه از فعاليت باز ماند.

اين ها گوشه ي از تلاش و شكست هاي موسسات خصوصي سينمايي در افغانستان ميباشد كه دولت ها ي وقت بنابر مخالفت با سياست بازار آزاد و تشبثات خصوصي سينمايي نگذاشتند سينماگران آزاد رشد نمايند در حاليكه شرايطموجود سياست دولت بر فعاليت آزاد سينما تاكيد مينمايد ،در طي سالهاي ا داره موقت انتقالي و انتخابي دركشور حتي به سطح تلاش هاي بسيار ابتدايي اما استوار آن هنرمندان امكانات به اختيار موسسات خصوصي در افغانفلم گذاشته نشده و در حاليكه كشور هاي مادرهاليوود و باليوود با همه امكانات شان در افغانسان حضور دارند ، دروازه افغانفلم را به دلايل نامعلوم ويران گذاشته اند و فلمي كه از موسسات خصوصي توليد و به ماركيت جهاني راه يابد تهيه نشده حكومت بايد با استفاده از تجارب گذشته سعي نمايد سينماي غير دولتي و خصوصي افغانسان به پا ايستاده شود وفلم افغاني در ماركيت هاي جهاني راه يابد.

 

Advertisements

گزارشی از مرگ سینما درکابل

دسامبر 29, 2016

به بهانه روزجهانی سینما
download-1

download

13920903000501_photol

11-dalwa-1391-d1

images-2

image010

images-3

images-4

images-5

images

img_1464-1

theatr-paghman

d8aadb8cd8a7d8aad8b1daa9d8a7d8a8d9842

cinama-kabul

قبلترها،دو سه دهه قبل، حجم عظیمی از مردم در پیاده رو جلو این سینما(سینمای پامیر/کابل) تجمع می کردند تا برای تماشای آن پرده ی جادو تکت بخرند. و درگوشه و کنار سینما بازار سیاه تکیت نیز رونق داشت،گاه تکیت ها با سه برابر قیمت به فروش می رسیدند. اما حالا فقط عابران پیاده به ندرت، وفقط برای تماشای پوستر های فلم های پشاوری پشتو زبان بر در و دیوار این سینما لحظه ای مکث می کنند و به راه خود ادامه می دهند.

وارد راهرو سینما که می شوی،پس از بازرسی بدنی به یک سالن بزرگ می رسی،جایی که با صحنه ای شبیه فلم های هالیوودی ای که در مورد عراق و افغانستان ساخته می شود مواجه می شوی. ده ها نفر با لباس محلی بر روی زمین نشسته یا دراز کشیده اند و منتظرند تا ساعت به یک بعد از ظهر برسد و دروازه های سالن نمایش گشوده شود. بوی عرق، بوی پا، بوی آشغال وبوهای نا آشنای دیگر .

پچ و پچ و گاه خنده هایی بلند،دروازه باز می شود و همه به سمت آن هجوم می آورند. سالن نمایش بزرگ است اما هیبتی مغموم دارد. این سالن یاد آورد نوعی زنده گی ست که چند دهه قبل گویا در این شهر وجود داشته است.یادآورد آرامشی نسبی وامکان و مجال پرداختن به ساحات زیبایی شناختی در زنده گی افغانی. در داخل سالن نمایش بوی شدید نصوار به سایر بوها افزوده می شود،کف سالن سیاه و چرکین است،تماشاچیان به صندلی تکیه داده و پاهایشان را برپشتی صندلی جلو می گذارند و با نخستین جرقه های نور و تصویر بر صفحه اشپلاق می زنند و تصویر هیکل بزرگ بازیگر نقش اول فلم پشاوری با چهره ی آفتاب سوخته،سبیل های تا بناگوش،تفنگ شکاری در یک دست و بوتل شراب در دست دیگر ظاهر می شود که رجز می خواند.

از بیشتر از 16 سالن سینما در کابل، هم اکنون فقط 5 سالن نیمه جان نفس می کشند.3 سینما در نقاط مرکزی و مزدحم شهر و دو سالن در محل های دورتر از ازدحام و دستفروش های سمج و خرده فروشان ارزان فروش.

فقط سینمای آریانا هرازگاهی فلم های از سینمای هالیوود نشر می کند، بقیه تمام و کمال در اجاره ی سینمای هند و پاکستان هستند. فلم هایی بیشتر در ژانر «اکشن» و گاهگاهی هم فلم های که اینجا به آن «فلم عشقی» می گویند.عشق هایی از آن گونه که می دانید.

اما هرچه نشر کنند، روایت مشترک این سینماها،مهجوری آنهاست. شمار تماشاچیان در یک وعده ی نمایش به سختی به صدنفر می رسد.آنهم در سینماهایی که در مناطق مزدحم هستند. با این حساب و در بالاترین نصاب،درآمد سینما در یک وعده ی نمایش چیزی حدود پنج هزار افغانی ست که کمتر از یکصد دالر امریکایی می شود. سه سالون سینما در کابل به شهرداری تعلق دارد. انجنیر راحله کوهستانی مسوول خدمات کلتوری شهرداری کابل می گوید باوجودی که دولت درمالیات بر تورید فلم های خارجی(هندی و پاکستانی) تخفیف قایل شده و هم به 3 سینمای تحت تصرف شاروالی سوپسید می پردازد، ولی بازهم تعداد کمی از مردم به سالن های سینما میایند. او میگوید تسهیلات ویژه از جمله لژ های جداگانه برای خانواده ها در نظر گرفته شده است . از او می پرسم گمان نمی کنید یکی از دلایل نیامدن به سالن های سینما نوع فلم هایی ست که نمایش داده می شود؟

می گوید: » فلم ها با تایید وزارت اطلاعات و فرهنگ و پس از بررسی ریاست افغان فلم به نمایش گذاشته می شود اما چون اکثر این فلم ها توسط تلویزیون ها نیز نشر می شوند، به همین دلیل مردم کمتر برای دیدن آن به سالن های سینما میایند.»

برای جستجوی سرنخ این کلاف به ریاست افغان فلم مراجعه می کنم و از مسوول بخش مربوطه می پرسم چه معیارهای برای نشر فلم ها در سینماها در نظر گرفته می شود؟

شیرین داد مدیرعمومی تولید فلم در ریاست افغان فلم مردی کهنه کار و با سابقه در این ریاست خاطرات زیادی از وضعیت سینما در ذهن دارد. می گوید: » فلم هایی که عریانی در آن باشند منع می شوند وفلم های که … باشند نیز اجازه نشر نخواهند یافت.»

مراحل تورید یک فلم به افغانستان به مراتب سهل تر از طی مراحل قانونی تولید یک فلم است. وارد کننده گان فلم ها یک درخواستی عنوانی وزارت اطلاعات و فرهنگ می نویسند و پس از پرداخت مالیه ،فلم برای بررسی به ریاست افغان فلم راجع می شود و نهایتن و مستقیمن روی پرده می رود.

اما این وضعیت برای سینماگران افغان نیز رنج آور است. رویا سادات،از فلمسازان مشهور افغانستان از فقدان استراتژی فرهنگی می گوید و علت خالی بودن سینماها در کابل را نتیجه ی بی توجهی مسوولین دولتی می پندارد. خانم سادات می گوید:»همین محدود سینماهای افغانستان کاملن در قبضه ی فلم های هندی و پاکستانی ست و مجالی برای نمایش فلم های داخلی داده نشده است گناه مردم نیست، چون دست اندرکاران و مسوولان فرهنگ کشور برنامه ای برای نمایش گونه های دیگر هنر سینما ندارند، مردم به دیدن این فلم ها عادت کرده اند.»

خانم سادات می گوید چندی پیش جمعی از سینماگران مستقل روی مسوده ای کار کردند که در ان به طور مشخص به وضعیت اسفبار سالن های سینما نیز پرداخته شده است و قرار است این مسوده به وزارت فرهنگ سپرده شود.

خانم سادات می گوید مسوولین وزارت فرهنگ از نبود بودجه می نالند در حالی که طی چندین سال گذشته این وزارت توانایی مصرف حتا نیمی از بودجه اش را نداشته است.

90 سال از تاسیس نخستین سینما در افغانستان می گذرد. بیشتر سالن های سینما در دهه دمکراسی و دهه شصت آغاز به کار کردند. به روایتی تا همین قبل از آغاز جنگ داخلی ، بیشتر از 30 سالن سینما در سرتاسر کشور وجود داشته است. اکثر این سالن ها در زمان طالبان تخریب و به مسجد یا پارکینگ تبدیل شده اند. اکنون فقط کابل سینما دارد هرچند طی یکی دو سال اخیر ده ها سینمای کوچک » 3D» نیزدر کابل و ولایات ایجا د شده است. اما به گفته ی مسوولان با ادامه ی این وضعیت شگفت نخواهد بود که به زودی شاهد بسته شدن دروازه های همین 5 سینمای خالی نیز باشیم.
خبرگزاری خاورمیانه

 

خان آقا سرور هنرمند سینما، تیاتر، موسیقی و نویسنده کتاب «تیاتر در افغانستان» با جهان وداع گفت

دسامبر 28, 2015

شماره ( 258) سه شنبه ( 8) جدی ( 1394)/ ( 29) دسمبر (2015)

khan agha soror
بابک سیاووش
خان آقا سرور که تخلص سرور را به مشوره هنرمند محبوب اکبر روشن انتخاب نموده بود در 27 جوزای 1319 در جمال آغه ولسوالی کوهستان ولایت کاپیسا دیده به جهان گشوده از صنف پنجم مکتب بی بی مهرو به همکاری استاد محمد عظیم فایز کار را در نمایشنامه های مکتب آغاز نموده و سپس به همکاری اکبر روشن به تیاتر شهری ننداری رفت.
زمانیکه مرحوم وزیر محمد نگهت متصدی تیاتر لشکری بود با ایشان همکار شد و در همین آوان آهنگ هایی نیز در رادیو به طور زنده اجرا می نمود.
اولین بار در وقفه درامه های تیاتر آهنگی را از ساخته های پران نات خواند و سپس درامه یی را زیر نام «ماجرا» نوشت و از اینکه اکبر روشن نقش اول درامه را بازی میکرد نام درامه را به «ماجرای روشن» تغییر داد. سپس شاگرد خیر زاده شد و اولین جایزه هنری را در سال 1339 بدست آورد. هنگامیکه مؤسسه هنرهای زیبا فعال گردید شامل آن گردید و پس از فراغت از این مؤسسه برای تحصیل در رشته تمثیل، فلم و سینما به هند رفت، پس از ختم تحصیل به صفت استاد کورس های آرت دراماتیک و ممثل در ریاست کلتور شامل کار شد. با لغو ریاست کلتور برای مدتی در کابل تایمز به کار مشغول شد، همراه با یک گروه فلمسازان ایتالیایی به بامیان رفت و در تیم فلم سازان فلم سوارکاران دستیار دایرکتر شد.
خان آقا سرور در کتاب «تیاتر در افغانستان» چهرۀ واقعی تیاتر کشور را به تصویر کشیده و اسناد به یاد ماندنی را در تاریخ تیاتر کشور درج تاریخ نموده است.
خان آقا سرور در سالهای آخر عمرش در شهر تورنتوی کانادا میزیست و با فعالیت های هنری خانواده هنرمندش به غنای فرهنگی هنری افغانستان می افزود.
ارمغان ملی مرگ این چهره تابناک هنری کشور را یک ضایعه دانسته مراتب تسلیت کارکنان ارمغان را به خانوادۀ هنردوست و هنر پرور و دوستان و علاقمندان شان تقدیم میدارد. Ÿ
روحش شاد و فردوس برین جایش باد

نعیم فرحان، سیمای تابان تئاتر افغانســـــتان

نوامبر 24, 2015

شماره ( 254) چهارشنبه (4) قوس ( 1394) / ( 25) نوامبر( 2015)

12279220_923435054377977_2486460686182130142_n
نعیم فرحان، نویسنده و کارگردان تئاتر افغانستان، به دنبال یک دوره بیماری، در ۷۶ سالگی در شهر سیدنی استرالیا درگذشت.
او از پیشکسوتان و آغازگران هنر تئاتر در افغانستان بود و از ۱۴ سالگی بازی در تئاتر را آغاز کرد.
نعیم فرحان زندگی هنری خود را نخست با خواندن ترانه آغاز کرد اما پس از فراغت از لیسه (دبیرستان) حبیبیه کابل، به چک‌واسلواکی وقت رفت و از دانشگاه چارلز پراگ، در رشته تئاتر دکترا گرفت.
نعیم فرحان در سال‌های دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی، نمایشنامه‌های خود را روزانه یا هر هفته در وزارت معارف (آموزش و پرورش) و شهرداری کابل به اجرا می‌گذاشت.
اولین حضور نعیم فرحان، بازی در نمایشنامه «مردی که زن شد» بود و پس از آن در بیشتر از ۱۵۰ نمایشنامه نقش بازی کرد. او در طول زندگی کاریش تعدادی از نمایشنامه‌های مشهور جهان را نیز ترجمه کرد و به روی صحنه برد.
بیشتر کارهای آقای فرحان با همکاری قاسم رشتیا، عبدالقیوم بیسد، رفیق صادق، و مسرور نجیمی که خود از پیشکسوتان عرصه تئاتر در افغانستان بودند، اجرا می‌شد.
نعیم فرحان علاوه بر این خواننده و استاد دانشگاه هم بود و جوانان بسیاری را با هنر نمایش آشنا کرد. او سال‌های زیادی را هم به عنوان رئیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل مشغول به کار بود.Ÿ

اسپارتاکوس فلمی که باری جوانان کابل را به خروش آورد

اوت 25, 2015

شماره ( 241) چهارشنبه (4) سنبله (1394) / ( 26) اگست (2015)

به بهانه روز جهانی لغو بردگی
ستاک
Spartacus_sheetA
یکی از فلم هایی که در دهه چهل خورشیدی در افغانستان هنگامه بر پا کرده تا حدی جوانان را به جوش و خروش آورد که در تظاهرات خیابانی شهر کابل شعار «زنده باد اسپارتاکوس» را سر دادند فلمی است که در سبک درام حماسی به کارگردانی استانلی کوبریک به نام برده سلحشور و عصیانگر «اسپارتاکوس» در سال 1960 ساخته شد.
نقش مرکزی و تهیه کننده این فلم را کریک داگالس ایفا نموده. این فلم گوشه یی از زندگی و قیام برده یی به نام اسپارتاکوس را به تصویر میکشد که از سیزده سالگی در معادن لیبیا برای امپراطوری روم بردگی میکرد، توسط اربابی خریده شد، تحت تربیه قرار گرفت و به یک گلادیاتور تبدیل شد. اسپارتاکوس در مدرسه تربیه گلادیاتور ها به یکی از خدمتکاران دل بست و در فرجام همراه با سایر بردگان شورش نموده از مکتب فرار کرد.
به تدریج تعداد بردگان متحد با اسپارتاکوس افزایش یافت و آماده مقابله با امپراطوری روم شدند. اوج این فلم صحنه ییست که در آن فرمانده کل قوای روم از بردگان اسیر میخواهد که هرگاه برده یی بنام اسپارتاکوس را از میان شان معرفی کنند همه را از حبس رها میسازد، اما در حالیکه اسپارتاکوس از جا بلند میشود تا خود را معرفی کند همه بردگان همزمان با او از جا بلند شده هر یک به نوبۀ خود صدا میکنند:«منم اسپارتاکوس! منم اسپارتاکوس! منم اسپارتاکوس» که فرمانده کل قوای روم نمیداند اسپارتاکوس واقعی کیست چون صدای همه بردگان در وجود یک قهرمان حلول کرده و از حنجره همه بردگان همزمان بلند می شد.
فلم اسپارتاکوس در ایالات متحده به هزینه یک میلیون دالر ساخته شده و برنده جوایز: اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، جایزه بهترین کارگردان هنری، جایزه بهترین فلمبردار، جایزه اسکار بهترین طراح لباس، جایزه اسکار بهترین تدوین، جایزه اسکار بهترین موسیقی و جایزه گولدن گلوب بهترین فلم درام را کمایی کرده است.
فلم اسپارتاکوس در دهه چهل در سینمای آریانا به نمایش گذاشته شد و شور و شوق و عشق و علاقه وصف ناپذیری در میان جوانان مبارز آن زمان به وجود آورده نعره های «زنده باد اسپارتاکوس» جوانان در پارک زرنگار باعث شد مقامات حاکم نمایش این فلم را متوقف سازند.Ÿ

در حادثه ترافیکی! رسانه ها به جراحت هما مالینی بیشتر از مرگ کودک پرداختند

ژوئیه 7, 2015

شماره (234) چهارشنبه (17) سرطان ( 1394) / ( 8) جولای ( 2015)
11659258_10153523267516979_9185161177261538203_n

hemamalini
یکی از اعضای حزب بهاراتیا جاناتا و راننده بازیگر معروف بالیوود، هما مالینی به نام ماهش تاکوردر رابطه با حادثه تصادف پنجشنبه شب که باعث مرگ یک کودک چهار ساله و مجروح شدن دونفر دیگر شد، بازداشت شده اند.
تاکور براساس ماده قانون 304 متهم به قتل کودک نابالغ و براساس قانون 337 باعث مصدوم شدن افراد و به خطر انداختن زندگی و امنیت اشخاص و به موجب قانون 338 باعث وارد آوردن صدمه شدید وجراحت و به مخاطره انداختن زندگی دیگران شده است.
درراه بازگشت از معبد «مهندی پور» واقع در منطقه «کاراولی» زمانی که می خواستند مالهوترا، عضو حزب بهاراتیا را برسانند، مرسدس همامالینی با ماشین «آلتو» برخورد کرده و در این حادثه دختربچه چهارساله جان می بازد.
به گفته پلیس ، سرنشینان ماشین ساکن بخش » لالسات » بوده اند.
به گفته پلیس، تعداد سرنشینان اتوموبیل «آلتو» پنج نفر بودند. یک مرد، دو زن و دو کودک. در اثر این حادثه دخترک بلافاصه کشته شده و بقیه سرنشینان آسیب شدید دیده اند. دو تن از مصدومین حادثه در بیمارستان جی پور بستری شده اند و دو تن دیگر دربیمارستان » دوسا» تحت درمان هستند.
هما مالینی که در صندلی جلو نشسته بود، ازناحیه پیشانی و چانه و پا مجروح شده است. او را بلافاصله به بیمارستان «فورتیس» درجی پورفرستادند که از او CT اسکن شد و جراحاتش را بخیه کردند. جراح مغز و اعصاب و متخصص جراحی پلاستیک در زمان درمان او حضور داشتند. وی هنوز در بیمارستان بسرمی برد و تحت نظر پزشکان می باشد. پزشکان گفته اند وضعیت او خطرناک بوده است.
قراراست امروز جمعه، یک کنفرانس خبری از طرف بیمارستان برای اعلام وضعیت این هنرپیشه برگزار شود.
بقیه مجروحین که شامل یک کودک دوساله نیزمی شود از بیمازستان «دوسا» به بیمارستان جی پور بعدا منتقل شوند.Ÿ
gem tv

غول های سینما در یک قاب

ژوئن 23, 2015

شماره ( 232) چهارشنبه (3) سرطان ( 1394) / ( 24 ) جون ( 2015 )
href=»https://armaghanmille.files.wordpress.com/2015/06/11133773_1002566576471308_3554757566405538666_n.jpg»>11133773_1002566576471308_3554757566405538666_n

این عكس كه برخی از بزرگ ترین كارگردانان و نویسندگان سینما در آن حضور دارند نوامبر سال ۱۹۷۲ در مهمانی در خانه جرج كیوكر فیلمساز آمریكایی در لس آنجلس به افتخار حضور لوئیس بونوئل فیلمساز اسپانیایی گرفته شده است.
ایستاده (از چپ به راست):
رابرت مالیگان (كارگردان نامزد اسكار برای فیلم «كشتن مرغ مقلد»)،
ویلیام وایلر (برنده سه اسكار كارگردانی برای «بهترین سال‌های زندگی ما»، «بن هور» و «خانم مینیور»)،
جرج كیوكر (برنده اسكار كارگردانی برای «بانوی زیبای من»)،
رابرت وایز (برنده دو اسكار كارگردانی برای «آوای موسیقی (اشك‌ها و لبخندها» و «داستان وست ساید»)،
ژان‌كلود كریر (فیلمنامه‌نویس آثار موخر بونوئل و نامزد سه جایزه اسكار فیلمنامه‌نویسی و برنده یك اسكار فیلم كوتاه)،
سرژ سیلبرمن (تهیه‌كننده فیلم‌های دوره موخر بونوئل)
نشسته (از چپ به راست):
بیلی وایلدر (برنده دو اسكار كارگردانی برای «تعطیلی از دست رفته» و «آپارتمان» و برنده سه اسكار فیلمنامه‌نویسی برای «تعطیلی از دست رفته»، «آپارتمان» و «سانست بلوار»)،
جرج استیونس (برنده دو اسكار كارگردانی برای «غول» و «مكانی در آفتاب»)،
لوئیس بونوئل (نامزد دو اسكار فیلمنامه‌نویسی برای «جذابیت پنهان بورژوازی» و «این میل مبهم هوس»)،
آلفرد هیچكاك (نامزد پنج اسكار كارگردانی برای «روانی»، «پنجره عقبی»، «طلسم‌شده»، «قایق نجات» و «ربه‌كا»)،
رابرت مامولیان (كارگردان «نقاب زورو» و «دكتر جكیل و آقای هاید»)Ÿ<a

سونارام تلوار در شهر هامبورگ درگذشت

ژوئن 9, 2015

شماره ( 230) چهارشنبه (20) جوزا (1394) / (10) جون ( 2015)

سونارام

سونارام تلوار یکی از پیشکسوتان سینمای افغانستان و عضو یونت فلمبرداری دفتر مطبوعاتی محمد ظاهر، پادشاه سابق افغانستان در شهر هامبورگ آلمان درگذشت.
سونارام تلوار به سال 1941 در شهر کابل متولد گردیده و با فراغت از لیسه حبیبیه به سال 1966 از انستیتوت صنعت فلمسازی پونای هندوستان دیپلوم سینماتوگرافی خویش را حاصل کرد. آقای سونارام چند فلم هنری تهیه نموده و تعدادی از سینماگران افغانستان را آموزش مسلکی داده است.
یادش گرامی باد

ناتالی پورتمن نقش همسر رئیس جمهوری پیشین آمریکا را بازی می‌کند

مه 26, 2015

شماره ( 228) چهارشنبه (6) جوزا (1394) / (27) می ( 2015)

150514232551_natalie_portman_640x360_getty_nocredit

jaklin-kennedy-2
ناتالی پورتمن زندگی ژاکلین کندی را چهار روز پس از ترور همسرش بازی خواهد کرد.
ناتالی پورتمن، هنرپیشه سینما و برنده اسکار بهترین بازیگر زن سال ۲۰۱۱، قرار است در یک فیلم زندگینامه‌ای در مورد ژاکلین کندی، نقش این بانوی اول آمریکا در دهه شصت میلادی را بازی کند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از شهر کن، محل برگزاری جشنواره کن، این فیلم داستانی که نامش «جکی» است، زندگی ژاکلین کندی را چهار روز پس از ترور همسرش جان اف کندی را در نوامبر ۱۹۶۳ به تصویر خواهد کشید.
«جکی» شکل خودمانی نام ژاکلین در آمریکا است.
وینسنت ماراوال از سازندگان این فیلم به مجله وریتی گفته است «فیلم جکی درباره روزهایی است که ژاکلین کندی همه چیزش را از دست داده بود اما به یک نماد تبدیل شد.»
فیلم ژاکلین را کارگردان شیلیایی، پابلو لاراین کارگردانی می‌کند.
او پیش از این فیلم » نه» را کارگردانی کرده بود که موفق شد جوایز متعددی کسب کند.
فیلم «نه» هم موضوعی سیاسی داشت و درباره یک تیم تبلیغاتی است که کمک کرد آگوستو پینوشه دیکتاتور شیلی در سال ۱۹۸۸ سرنگون شود.
تهیه کننده فیلم «جکی»، دارن آرونوفسکی است که پیش از این فیلم «قوی سیاه» را با بازی ناتالی پورتمن تهیه کرده است.
ناتالی پورتمن به شهر کن رفته است تا فیلم تازه‌ای را که خودش برای اولین بار کارگردانی کرده و در آن بازی کرده معرفی کند.
«قصه عشق و تاریکی» فیلمی است که پورتمن کارگردانی کرده و درباره آموس اوز، نویسنده و روزنامه نگاری است که مدافع تشکیل دو دولت فلسطین و اسرائیل بود.
ژاکلین کندی از محبوب‌ترین بانوان اول کاخ سفید در میان آمریکایی‌ها است
ژاکلین کندی، کسی که قرار است ناتالی پورتمن نقش او را بازی کند همسر جان اف کندی سی و پنجمین رئیس جمهوری آمریکا بود.
بر اساس نظرسنجی موسسه گالوپ او یکی از محبوب‌ترین بانوان اول کاخ سفید در میان آمریکایی‌ها بوده است.
جان اف کندی در حالی ترور شد که ژاکلین در کنارش در اتومبیل نشسته بود.
قرار است این فیلم، چهار روز از زندگی بانوی اول آمریکا را پس از این ترور روایت کند.Ÿ
انترنت

نخل طلای کن برای ژاک اودیار

مه 26, 2015

شماره ( 228) چهارشنبه (6) جوزا (1394) / (27) می ( 2015)

cannes
شصت و هشتمین جشنواره فیلم کن با اهدای نخل طلا به فیلم دیپان» ساخته ژاک اودیار، کارگردان سرشناس فرانسوی به کار خود پایان داد. «ناهید» ساخته آیدا پناهنده، تنها نماینده سینمای ایران در کن ۶۸ به طور مشترک با فیلم «ماسان» ساخته نراج قیوان، کارگردان هندی جایزه «آینده روشن» بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن را به دست آورد.
ژاک اودیار در فیلم «دپان» داستان یک خانواده سریلانکایی را روایت می‌کند که به فرانسه مهاجرت می‌کنند، در حومه پاریس سکنی می‌گزینند، اما به جای آنکه از رفاه سهمی ببرند، زندگی‌شان در فقر و در ناآرامی و درگیری بین گروه‌های مختلف مهاجران می‌گذرد.
اودیار پیش از این در سال ۲۰۰۹ به خاطر فیلم «پیام آور» درباره دسته‌بندی‌ها و خشونت‌هایی که در درون زندان‌ها اتفاق می‌افتد جایزه بزرگ هیأت داوران کن را به دست آورده بود.
اودیار با دو فیلم «زنگار و استخوان» و «ضربانی که قلبم را می‌شکند» خود را به عنوان یک سینماگر صاحب سبک شناسانده است. او در این فیلم‌ها به انسان‌های درهم‌شکسته و زخم‌خورده توجه می‌کند.
در شصت و هشتمین جشنواره فیلم کن برای نخستین بار بیش از ۲۵ درصد از فیلم‌ها از سینمای فرانسه انتخاب شده بود. این امر انتقاد برخی منتقدان را به همراه داشت.Ÿ
رادیو زمانه