Archive for the ‘علمی’ Category

قرن بیست و یک ، یا عصر حکمروایی روبات ها درجهان

نوامبر 20, 2016
Thinking Robot --- Image by © Blutgruppe/Corbis

Thinking Robot — Image by © Blutgruppe/Corbis

نوشته : داودسیاووش
اگر روزی فرا رسد که بخاطر جلوگیری از تقلب و جعلکاری، همه شعبات حسابی و محاسبات را به روباتها بدهند و امور کنترول از اجراات و فعالیتها در هر اداره را یک روبات انجام داده، امور تنظیم ترافیک شهرها و رفت و برگشت از فرودگاه ها از طریق فلتر پونت های تلاشی کنترول، و ورود وسایط به دروازه های شهر ها را به روبات بسپارند و آنگاه در هر شهر شعبه و اداره ایجاد گردد که به جای چندین کارمند و مستخدم و کوزه آب و دیگ و کاسه و جعبه گاز طبخ غذا و بوی لوبیا و کچالوی دهلیز دفتر ها، یک روبات امور بزرگتر ین ادارات را انجام دهد.
در آن صورت معلوم نیست سرنوشت قلمانه گیران و شکرانه پذیران و رشوه گیران و اختلاسگران در کشورهایی چون افغانستان به کجا خواهد کشید؟
اگر روبات ها امور تدبیر منزل و پخت و پز و پاک کاری منازل و طبخ غذا و مشایعت از میهمان ها را به عهده گیرند معلوم نیست کار کدبانو ها و شهربانو ها به کجا خواهد کشید؟
رسانه ها میگویند که در جاپان حتی جوانان همسرانشان را از میان روبات ها انتخاب میکنند و با این حال دانشمندان تلاش دارند روبات هایی بسازند که قدرت تولید مثل نیز داشته باشند. گزارشاتی در رسانه ها منتشر میشود که این روبات ها گویا تمام مراحل فعالیت انسان را به طور موفقانه انجام میدهند و فقط درد را احساس نمی کنند، که اگر روباتی ساخته شود که درد را احساس کند در پیامد این مراحل عاطفی ، درک دوستی و حب و بغض نیز نزدش پیدا خواهد شد.
یک نگاه گذرا به این تحولات و انکشافات علمی نشان میدهد که فرجام نامیمونی در انتظار بشر میباشد. وقتی روبات به صفت داکتر، عملیات، معاینه و تشخیص را دقیق تر از انسان اجرا کند، وقتی روبات کنترول از فرود گاه ها ، تنظیم پرواز هواپیما ها و تنظیم حرکت مترو ها و خطوط زیر زمینی، روی زمینی و هوایی را بهتر از انسان انجام دهند، وقتی روبات ها محاسبات بودجه و تخصیص سالانه، ماهانه، ربع وار،ماهوار و حتی روزانه کشور و امور بانکداری را بهتر از انسان انجام دهند، وقتی روبات ها پخت و پز غذا و امور تدبیر منازل را موفقانه تر از انسان به منصه اجرا بگذارند، وقتی روبات ها امور کشفیات کیهانی را بهتر از انسان انجام دهند، وقتی روبات ها امور امنیتی ،دفاعی و جنگ را در زمین و هوا جسورانه تر و پیروزمندانه تر از انسان به پیش ببرند ووقتی…
معلوم نیست در آن صورت سرنوشت انسان به کجا خواهد کشید؟ و آیا انسان تنها ترین و بیچاره ترین موجو د کره زمین نخواهد شد؟ گفته میشود که در مقدمه این روند در جاپان روبات هایی شبیه روءسای ادارات ساخته شده که در جوار دفتر رییس اداره دفتر شان میباشد و مراجعین قبل از رفتن نزد رییس به روبات مراجعه نموده عرض حال خود را برایش مینمایند که رییس اداره بر مبنای برخورد های روبات اجراات خود را با عارض عیار میسازد . در این حال میتوان مقدمه نزول انسان در موقف معاون روبات را در این کشور مشاهده نمود. وقتی بارک اوباما به جاپان سفر کرد یک روبات اورا به مسابقه فوتبال دعوت کرد. شنیده میشود که باری در امریکا روبات شوق عضویت کنگره را نموده در خواست عضویت را به کنگره سپرد، ولی سناتوران امریکایی با ترفندی که در فورم عضویت روبات مبنی بر درج ولد و ولدیت آن به کار بردند روبات را از بعد منطقی قناعت دادند که شرایط عضویت در کنگره را متکی بر نقض خانه پری فورم عضویت ندارد.
اما اگر این روبات روزی قدرت تولید مثل پیدا کند و ولد و ولدیت خود را معرفی کند در صورتی که آن اخلاف از جنس روبات باشد وقدرت بیدارشدن خارج کنترول انسان را داشته باشد. آنگاه کار بشر در کره زمین به پایان رسیده و عصر حکمروایی روبات ها آغاز خواهد شد.

Advertisements

استاد پوهاند غلام جیلانی عارض پدرجغرافیای افغانستان به ابدیت پیوست

اوت 10, 2016

ariz

پدر جغرافياي افغانستان ديگر در ميان ما نيست يادش گرامي و روحش شاد باد!
مرگ صاحبدل جهاني را دليل كلفت است
شمع چون خاموش گردد داغ محفل مي‌شود
همه انسان ها مي ميرند و ما مانند ساير پديده هاي هستي محكوم به فناييم،‌ اما انسان هاي بزرگ با كسب مدارج عالي مردانه زندگي مي كنند و نام خويش را جاويدان مي‌سازند چنانچه شاعر مي سرايد:
مرد نميرد به مرگ، مرگ از او نام جست
نام چو جاويد شد مردنش آسان كجاست.
دانشمند فقيد «پوهاند غلام جيلاني عارض» فرزند مرحوم محمد اسماعيل خان در سال 1308 هـ. ش در قلعه قاضي چهاردهي تولد و روز دوشنبه يازدهم اسد سال 1395 هـ.ش در كارته مامورين شهر كابل اين جهان فاني را وداع گفت. ايشان از مفاخر كشور و يكي از اولين پوهاندهاي افغانستان بودند. وي شخصيت كوشا، خستگي ناپذير و پويا داشتند و نمي گذاشتند لحظه يي از كتب و قلم دور باشند- در هشتاد سال عمر پربارش لحظه‌يي چشمش از كتاب و دست مباركش از قلم و كاغذ دور نبود-عالي مي نوشتند و نيكو از عهده يي هر متن و محتوايي به در مي‌آمدند، در اين زمينه چنين مي فرمودند: «هركاري مشكلي را مي توان با همت عالي و تسليم نشدن در برابر آن مي توان به سر رساند» و مصداق آن، آثار متعددي علمي در زمينه‌هاي جغرافيا است.
«پوهاند عارض» از اولين استاداني است كه بيشترين آثار علمي- تحقيقي در زمينه جغرافيا براي تحصيلات عالي و معارف كشور تأليف و نوشتند. طوري كه اين آثار در زمينه هاي مختلف جغرافيا در پوهنتون‌هاي افغانستان و معارف كشور به عنوان منابع معتبر علمي و كتاب درسي كه با ادبيات خيلي عالي و روان – با تكيه بر منابع معتبر و دست اول نوشته شده اند- مورد استفادة محصلان و محققان قرار گرفته است.
ايشان كتاب جغرافياي صنوف هفتم و دهم را بار اول براي معارف كشور نوشتند و بعد در موقف اديتور (ويراستار) علمي و مسلكي كتب جغرافياي معارف (از سال 1387 الي 1392) خدمت نمودند و در مجموع 93 عنوان كتاب جغرافيه را ويرايش نمودند. ايشان قلم عالي داشتند و در زمينه‌هاي مختلف مقالات زيادي نوشتند. از جغرافيا گرفته تا موضوعات سياسي و اجتماعي و ساير عرصه ها. مقالات زيادي از ايشان در مجلات و روزنامه‌هاي علمي و معتبر داخلي و خارجي به چاپ رسيده است.
ايشان شخصت علمي عالي داشتند و مرد خلاق و نوآور- داراي توانايي فوق العادة حل مسأله يا مشكل، شخص فصيح و بليغ الكلام، منعطف، آراسته با دسپلين فردي و سازماني و داراي معلومات همه جانبه در زمينه هاي مختلف جامعة افغاني و فرد مسول و متعهد بودند. با در نظرداشت اين شايستگي ها ايشان در بيش از 19 كنفرانس و سمينار علمي معتبر بين المللي به نماينده‌گي از كشور و دولت افغانستان اشتراك وزيدند-عالي درخشيدند و با ارايه مقالات عالي و ارزشمند- براي كشور و ملت سربلند افغانستان افتخار آفريدند و به جهانيان نشان دادند كه مردم افغانستان نيز دوستدار علم و دانش، و اهل قلم و خردند.
ايشان شايستگي هاي عالي رهبري و مديريت را نيز دارا بودند بنابراين، در موقف‌هاي آمر ديپارتمنت جغرافيه پوهنحي زمين شناسي، دوبار رييس فاكولته زمين شناسي، سه بار معاون پوهنتون كابل، عضو شوراي علمي پوهنتون كابل، آمر بخش اجتماعيات نصاب تعليمي معارف، رييس انجمن جغرافيه دانان، مدير مجله جغرافيه و بلوتن، ‌آمر موسسه جغرافيه، مدير مجله محيط زيست، عضو رهبري اطلس افغانستان در اداره عمومي جيوديزي و كارتوگرافي، با شايستگي تمام و تعهد و مسوليت‌پذيري صادقانه براي كشور و دولت خدمت نمودند. بالاتر از همه ايشان تعداد بي شماري از فرزندان وطن را آموزش دادند و به جامعه عرضه داشتند. چنانچه تعداد زيادي از آن ها موقف هاي عالي را در دولت نصيب شدند. مصداق آن، استادان پوهنتون در پوهنتون كابل و پوهنتون‌هاي ولايات كشور و نيز كادر مسلكي و علمي رياست جيوديزي و كارتوگرافي و ساير نهادهاي علمي و خدمات ملكي افغانستان است.
ايشان در تهيه نقشه ها مهارت خارق العادة داشتند چنانجه در تهيه اطلس افغانستان خدمات بي شايبه و قابل ملاحظه‌يي انجام دادند با توچه به اين خدمات و زحمات، و خلاقيت و نوآوري و نوشتن آثار علمي متعدد، از سوي مجمع پوهنتون هاي افغان- جرمن مورد تقدير قرار گرفتند و جايز داوگ براي ايشان اعطا شد. به همين ترتيب با در نظرداشت تعداد آثار علمي- تحقيقي شان برنده جايزه ايكو(ECO) شدند و لوح تقدير دريافت نمودند. ذكر نام آثار علمي ايشان از حوصله اين نبشته خارج است.
«پوهاند عارض» فرد وطن پرست و مرد آزاده، و عاشق كشور و مردمش بود گرچه تحصيلات عالي خويش را به سطح ماستري در ايالات متحده امريكا به پايان رسانيده بود و در يكي از دانشگاه هاي امريكا نيز براي مدتي تدريس نمود. زماني كه مي خواست به وطن برگردد، رهبري همان دانشگاه وي را نمي گذاشت كه بر گردد، تا جايي كه پيشنهادات امتيازات خاصي نيز برايش، اما پوهاند عارض آن آرامش و زندگي غربي را نخواست و براي خدمت به مردم و كشور- بخصوص تربيه اولاد وطن، به وطن برگشت و با وجود بحران هايي كه در افغانستان رخ داد ايشان با عشقي كه به وطن داشت در دشوارترين شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي- خنده بر لبان داشت و با همت عالي و توكل به ذات يكتا با فاميلش يكجا در اين وطن عمرش را به سر برد. وي نام خويش را با نوشتن آثار متعدي جاودان ساخت و براي فاميل و كشور افتخار آفريد.
وي با كتاب و قلم عشق مي ورزيد كه مصداق آن را دوستان حاضر حين مراسم خاكساري ايشان با چشم سر ديدند. هنگاميکه وجود مبارك ايشان را در قبر گذاشتند و هنوز تخته سنگ هاي روي قبر گذاشته نشده بود، قلم به جانب راست ايشان درست نزديك دست راست به داخل قبر ايشان افتاد، دوستان آن قلم را برون كردند. بار دوم همان قلم، زماني كه تخته سنگ ها را روي قبر مباركش مي‌گذاشتند و مي خواستند سوراخ‌ها‌ و فاصله‌هاي باقيمانده ميان سنگ هاي روي قبر را با گِل بپوشانند، افتاد. اين است نشانه ي عشق واقعي به قلم و عالم بودن است.
با توجه به آنچه گفته شد بي دليل نيست كه ايشان لقب پدر جغرافياي افغانستان را كمايي كردند. «پوهاند غلام جيلاني عارض» اولين دانشمند جغرافياي افغانستان بود، زيرا ايشان بيشترين كتب (بيش از 30 جلد كتاب) و مقالات علمي در زمينه جغرافيا از خود به بجا گذاشته اند. آثار و خدمات ايشان براي كشور و مردم مايه افتخار و سرمايه جاودان است كه نسل های بعدی مي توانند از آن بهره گيرند. «پوهاند عارض» نمرده است بلكه از اين ديار فاني به سوي ديار ابدي رخت بسته اند. آثار وي و خدماتش او را جاودان ساخته است. يادش گرامي و روحش شاد باد.
در خاتمه از دولت انتظار مي رود تا براي ارجگزاري و تقدير از اين دانشمند و پدر جغرافياي افغانستان موارد آتي را جامه عمل بپوشاند و به اين شكل مراتب قدرداني و سپاسگزاري خويش را از خدمات علمي ايشان نشان دهند تا به اين شكل مرهمي باشد بر قلب هاي داغديدة بازماندگان آن مرد اهل قلم و خرد و از سوي ديگر مشوقي باشد براي ساير دانشمندان كشور كه مردم و دولت خدمات آن ها را يكروز به ديده قدر خواهند نگريست.
– برگزاري مراسمي براي بزرگداشت از شخصيت علمي و كاري شان
– اعطاي مدال افتخاري
– چاپ مجموعه آثار ايشان
– مسما نمودن يكي از مكاتب در پاينخت كشور به نام «ليسه پوهاند غلاجيلاني عارض»
به قلم دوستان پوهاند عارض
انالله وانا الیه راجعون

استاد پوهاند دکتور محمد یاسین محسنی رییس پیشین فاکولته زراعت و شخصیت علمی و ملی کشور داعی اجل را لبیک گفت

نوامبر 3, 2015

شماره (251) چهارشنبه ( 13) عقرب ( 1394) / (4) نوامبر ( 2015)

12189084_1737238593172126_5974398105116267158_n

نوشته: بابک سیاووش
پوهاند دکتور محمد یاسین محسنی به سال 1331 در تتمدره ولایت پروان متولد گردیده دوره ابتدایی را در مکتب تتمدره و دوره ثانوی را در لیسه ابن سینا و لیسه مسلکی زراعت به پایان رسانید. پس از فراغت از فاکولته زراعت دانشگاه کابل شامل کدر علمی فاکولته زراعت شده تحصیلات عالی دوره ماستری و دکتورا را در دانشگاه برمینگهم بریتانیا به پایان رسانید.
استاد پوهاند دکتور محمد یاسین محسنی به مدت 45 سال در خدمت تدریس فرزندان میهن بود و 25 سال به صفت رییس فاکولته زراعت دانشگاه کابل ایفای وظیفه نمود.
استاد محسنی با بیش از سی جلد تألیفات و صدها مقاله، لکچر و چپتر خدمت بزرگی را به غنای علمی کشور نموده با سخنرانی در کنفرانس های ملی و بین المللی از جایگاه علمی افغانستان دفاع نموده گام های نیرومندی در ارتقای سطح دانش و تربیه کدرهای ملی کشور برداشت.
استاد پوهاند دکتور محمد یاسین محسنی شخصیتی با تقوا، صمیمی، خدمتگذار فرهنگ و متواضع بود که در قلب فرد فرد از محصلان دانشگاه کابل و مردم افغانستان جا دارد.
با دریغ و درد که استاد محسنی به اثر بیماری سرطان به تاریخ 6 عقرب 1394 دار فانی را وداع گفت.
جای تأسف آنست که با همه مخارج و مصارف بیجایی که به قول معروف با شاخی در دستگاه حکومت وحدت ملی باد میشود مبلغ 90 هزار افغانی که باید بخاطر تداوی استاد محسنی پرداخت میشد در سلسله مراتب بیروکراتیک تا آنگاه پرداخت نشد که استاد جان به جان آفرین تسلیم کرد و آن نوشداری بعد از مرگ سهراب هنگامی به فامیلش تسلیم داده شد که استاد از جهان رفته بود.
این تعلل بیروکراتیک جای تأسف به حال دولتی را دارد که به وضع صحی و حیات یک کدر علمی که از دانشگاه برمنگم دکتورا به دست آورده تا این اندازه بی تفاوت و غافل می باشد، اما جایگاه استاد محسنی در قلب همه کسانی میباشد که به برکت درس و تعلیم ایشان به مقامات عالی خدمت به وطن رسیده اند و هیچگاه از لوح روزگار خاطرات خوششان محو نخواهد شد.
صبر بسیار بباید پدر پیــــر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
روح استاد پوهاند دکتور محمد یاسین محسنی شاد و فردوس برین جایش باد!Ÿ
انا لله و انا الیه راجعون

علت علمـــی مغرور شدن قدرتمندان

ژوئیه 14, 2015

شماره ( 235) چهارشنبه ( 24) سرطان ( 1394) / ( 15) جولای ( 2015 )

سعید داورپناه
همه ما در زندگی شاهد بوده ایم به محض اینکه یک نفر، ذره ایی بر قدرتش اضافه شود یا حتی به شهرت کوچکی دست یابد بلافاصله تغییر اساسی در رفتارش بروز پیدا خواهد کرد. سئوال طبیعی این است که چرا؟
جواب عمومی شاید این باشد که آدم های مهم معمولا سرشان شلوغ است و وقت کافی برای توجه و دقت نسبت به زیردستان ندارند. اما گروه متخصصین عصب شناس در دانشگاه Wilford Laurier کانادا تلاش کردند به کمک یک تحقیق علمی، توضیح جدیدی برای این تغییر در رفتار انسانی ارائه دهند.
محققین فوق معتقدند قدرت به طور اساسی فعالیت های مغز را تغییر خواهد داد. تیم تحقیقاتی، شرکت کنندگان در سنجش علمی خود را به دو گروه قدرتمند و ضعیف تقسیم کرده است. آنها از گروه شرکت کننده اول می خواهند که فکر کنند آدم های قدرتمندی هستند و یادداشتی بنویسند از دستوراتی که داده اند و از گروه ضعیف و زیردست، درخواست کردند که تجسم کنند آدم های معمولی هستند و از آنها هم می خواهند در باره وابستگی و اطاعت شان نسبت به افراد قدرتمند چند جمله بنویسند.
در پایان از همه خواسته شده است که یک فیلم ویدئوی ساده را ببینند که در آن یک مرد ناشناس مشغول تکرار مداوم یک عمل معمولی مثل فشردن یک توپ پلاستیکی سفت است. نکته مهم در این مرحله این است که تیم متخصص در همان حین که گروه شرکت کننده مشغول تماشای مرد ناشناس هستند فعالیت های بخشی از مغز انها به نام Mirror System را ثبت می کردند.
توجه اصلی محققین معطوف Mirror System است چون این نقطه از مغز مرکز تجمع یاخته های عصبی است. عصب هایی که هم با دیدن اعمالی نظیر فشردن توپ پلاستیکی توسط دیگران و یاداوری عمل فوق که خودمان انجام داده ایم تحریک می شوند. این بخش از مغز از طریق «سیستم آینه» به انسان فرصت می دهد که با دیدن یک عمل نظیر فشردن توپ پلاستیکی یا برداشتن یک فنجان قهوه و اعمالی نظیر آن، به درون ذهن و شخصیت فردی که ناظرشان هستیم برود و با آن شخص به دلیل مشترک بودن در یک تجربه به نوعی همذات پنداری کند.
مسئله اصلی در « سیستم آینه» این است که به محظ اینکه یک نفر دستشش به سمت فنجان قهوه می رود ما می توانیم پیوندی بین عمل فرد مقابل و تجسمی که ما از برداشتن فنجان قهوه و خوردنش داریم ایجاد کنیم. چون اعمال بشر در لایه های درونی تر به نیات و رفنارهای بسیار خصوصی تر بشر مربوط است ما ناخواسته با دیدن اعمال فوق و به کمک بخش « سیستم آینه» مغز مان، می توانیم به لحاظ حسی و عاطفی با فرد مقابل رابطه ایجاد کنیم. .
به عبارتی دیگر، اعمال ما معمولا با افکار و باورهای ما رابطه دارند و تجسم یک رفتار به صورت مشترک در ما و در فرد دیگر می تواند منجر به توجه به همدیگر هم بشود. به عبارتی چون عصب های ما در بخش « سیستم آینه» در برخورد با اعمالی نظیر قهوه خوردن یا بادبادک هوا کردن، لگد زدن به توپ و یا شانه کردن فرد دیگر، فعال می شود نوعی توجه نیز به فردی که آن عمل را انجام می دهد ایجاد می شود.
محققین در آزمایش خود و تقسیم بندی شرکت کنندگان در تحقیق به قدرتمندان و زیردستان پی برده اند که حرکات عصب ها در «سیستم آینه» گروه ضعیف ها در حین دیدن ویدئوی فشردن توپ پلاستیکی توسط شخص ناشناس فعال تر بوده است.به عبارتی آنها توانستند در رفتار و نیت مردی که در ویدو عملی را انجام می داد رخنه کنند و نسبت به او احساس توجه کنند. اما عصب ها و نرون های گروهی که احساس قدرت به آنها تجویز شده بود توجهی به مرد ناشناس درون ویدئو نکرده اند و به هملان نسبت نیز عصب های بخش «سیستم آینه» مغزشان به انازه کافی تحریک نشده بود.
عصب شناسان دانشگاه ویلفورد لوریه به سرپرستی Sukhvinder Obhi ثابت کردند گروهی که نقش قدرتمند را ایفا می کرد نسبت به مرد ناشناس درون ویدئو کنجکاو نشدند و در دائره توجه شان نیز قرار نگرفت. گروه قدرتمندی که عملا سنگدل شدند.Ÿ

رُبات قـــــاتل

ژوئیه 7, 2015

شماره (234) چهارشنبه (17) سرطان ( 1394) / ( 8) جولای ( 2015)

کارگری در کارخانه فولکس واگن آلمان، پس از آن که روباتی او را گرفت و به یک صفحه فلزی کوبید، جان خود را از دست داد.
کارگر ۲۲ ساله این کارخانه بلافاصله در بیمارستان شهر بواناتال در صد کیلومتری شمال فرانکفورت بستری شد اما در بیمارستان درگذشت.
فولکس واگن گفته است که این فرد به همراه چند نفر دیگر در حال نصب این روبات بودند که این اتفاق افتاد.
سخنگوی فولکس واگن گفته است که این حادثه به دلیل «خطای انسانی» بوده است.
این سخنگو گفت یک روبات می‌تواند در زمان نصب، برای کارهای مختلفی برنامه‌ریزی شود و در هنگام فعالیت به طور عادی، قطعات مختلف خودرو را گرفته و آنها را در جای خود قرار می‌دهد.
فرد دیگری در زمان حادثه در محل حضور داشت اما به او آسیبی نرسیده است.
خبرگزاری آلمان گفته است که دادستانی شهر در حال تحقیق در این باره است و به زودی در این باره که چه کسی مقصر است، نظر خواهد داد.Ÿ
bbc

مرد روس در اتاق انتظار عجیب ترین جراحی دنیا؛ پیوند سر زنده به بدن فردی مرده

آوریل 29, 2015

شماره ( 224) چهارشنبه ( 9) ثور ( 1394) / ( 29 ) اپریل ( 2015)

مردروس
والری اسپیریدونوف، مرد جوان روس که از ناحیه دست و پا فلج است، خود را برای یکی از پر خطر ترین و هیجان انگیز ترین عمل های پیوند در جهان آماده می کند. قرار است سر این بیمار به بدن فردی که دچار مرگ مغزی شده پیوند زده شود.Ÿ
Khabaronlin-p weekly

والری اسپیریدونوف داوطلب پیوند سر

آوریل 21, 2015

شماره ( 223) چهارشنبه (2) ثور ( 1394) / ( 22 ) اپریل ( 2015)

اعلام داوطلبی «والری اسپیریدونوف»، متخصص نرم‌افزار روسی برای انجام عمل جراحی پیوند سرش به یک بدن دیگر واکنش‌های مختلفی را در سراسر جهان برانگیخته‌است. آقای اسپیریدونوف اعلام کرده که برای ارائه توضیح درباره دلایل تصمیم خود در یک کنفرانس مطبوعاتی در ایالت ایلینوی آمریکا شرکت خواهد کرد.
این متخصص نرم‌افزار به نوعی بیماری غیرقابل درمان دچار است. وی پس از آن داوطلب عمل جراحی پیوند سر شد که یک دکتر ایتالیایی به نام «سرجیو کاناورو» اعلام کرد که در صورت یافته شدن داوطلب مناسب، شرایط انجام موفقیت‌آمیز عمل پیوند سر فراهم شده و پیشنهادهایی هم برای روش احتمالی انجام آن منتشر کرد. دکتر کاناورو در مقاله‌ای در نشریه بین‌المللی جراحی اعصاب جزئیات عمل پیوند سر را شرح داد.
به گزارش خبرگزاری اینترفکس، آقای اسپیریدونوف، داوطلب عمل پیوند سر، گفته که از سوی دکتر کاناورو برای شرکت در کنفرانس ایلینوی دعوت شده‌ است.
هم اینک دکتر کاناورو به همراه گروهی از متخصصان برجسته مغز و اعصاب جهان در حال بررسی جزئیات این عمل جراحی هستند.
اسپیریدونوف در گفتگو با «اینترفکس» گفت که دو سال تمام طول کشید تا توانست خودش را مجاب کند که برای انجام این عمل خطرناک و پیچیده داوطلب شود: «مدت‌ها است که مشاوره روانی لازم را برای انجام این عمل دریافت کرده و برای آن آماده شده‌ام، مادر خودم روان‌شناس است.»
در همین حال، رئیس سابق سازمان بازرسی بهداشتی در واکنش به تصمیم اسپیریدونوف نسبت به موازین اخلاقی انجام چنین عملی ابراز تردید کرد. «گنادی اونیشچنکو»، گفت: «از دیدگاه فنون جراحی، چنین عملی کاملاً قابل درک و انجام‌شدنی است. اما مسئله تبعات چنین عملی است که برای آن وجود دارد. مسائل اخلاقی و معنوی مرتبط با آن است که مایه نگرانی ما است.»
پیشتر وبسایت روزنامه انگلیسی «دیلی میل» به نقل از دکتر کاناورو نوشته بود که در ابتدای کار مایل بود بیمارش افرادی دچار عارضه تحلیل عضلات باشند.
اسپیریدونوف در مصاحبه‌ای با شبکه روسی «راشا تودی» گفته که از نوعی بیماری نادر عضلانی رنج می‌برد که در اثر آن فرد بیمار رفته رفته عضلات خود را از دست می‌دهد: «خیلی به فناوری علاقه دارم و هر آن چیزی که زندگی مردم را بهبود بخشد. انجام این عمل نه فقط یک فرصت عالی برای من است، بلکه پایه و اساس روش علمی چنین عملی را برای نسل‌های بعدی بنیان می‌گذارد، حالا نتیجه این عمل جراحی به‌خصوص هرچه می‌خواهد باشد.»
این داوطلب عمل جراحی پیوند سر تصریح کرده که تصمیمش نهایی است و نظرش تغییر نخواهد کرد: «اگر از این شانس استفاده نکنم، عاقبتم خیلی غم‌انگیز خواهد بود. هر سالی که می‌گذرد اوضاعم بدتر می‌شود.»
بر اساس برنامه‌ریزی اولیه، عمل پیوند سر قرار است در سال ۲۰۱۶ میلادی انجام شود.Ÿ
Radio farda

روبات ها همسران آینده بشر

آوریل 1, 2015

شماره ( 220) چهارشنبه ( 12) حمل ( 1393) / ( 1) اپریل ( 2015)

01
دلائل زیادی وجود دارد که در آینده نزدیک، تصور رابطه جنسی بین انسان و روبات، دور از واقعیت نباشد و میل به تنهایی و فرار از مسئولیت و نیاز به یک همدل و همفکر بسیار نزدیک از جمله آنها می تواند باشد. در نظرسنجی که توسط روزنامه هافینگنون پست صورت گرفته است ۳۳ درصد شرکت کنندگان اعلام کردند که بدشان نمی آید خدمتکار ماشینی داشته باشند. ۵۸ درصد می پذیرند که خانه شان توسط روبات تمیز شود. ۴۶ درصد آدمها از داشتن روباتی که برای شان رانندگی کند اظهار خوشحالی کردند.
در این میان ۱۸ درصد فکر می کنند تا سال ۲۰۳۰، داشتن رابطه جنسی با روباتها عملی خواهد شد. از میان آنها، ۹ درصد هم به داشتن رابطه با روبات تمایل نشان دادند.
یکی از مزیت های روباتها، توسعه و برنامه ریزی برای قدرت سخنگویی و درک آنها است. قابلیتی ویژه در روبات ها که به آنها اجازه می دهد بر اساس دانش و شعور و فرهنگ هر انسانی تنظیم شوند. به عبارت دیگر افراد می توانند بر اساس سلیقه، درک و نیاز خود، دست به انتخاب یک روبات مشخص برای همسری و همدلی بزنند. هر موقع نیز احساس و حتی انگیزه های زندگی در افراد عوض شد قادر خواهند بود روبات ها را بدون هیچ دردسری با خود تطبیق دهند.
در باره رفع نیازهای جنسی و حتی نصب مخزن تولید مثل ( که در حال حاضردر آزمایشگاه ها و از طریق لقاح مصنوعی صورت می گیرد) می توان مشکل ادامه بقا را نیز حل کنند. بر اساس تحول سریعی که روبات های جنسی در حال حاضر برخوردارند بی شک روبات های زنانه و مردانه خیلی کاملتری نیز توسط بشر تهیه خواهد شد.Ÿ
انترنت

موترهای بدون راننده به جاده آمد

فوریه 18, 2015

شماره ( 214) چهارشنبه ( 29) دلو ( 1393) / ( 18 ) فبروری ( 2015)

موتریدون راننده

طرح آزمایشی تردد موترهای بدون راننده از (چهارشنبه یازده فبروری، ۲۲ بهمن) در چهار شهر بریتانیا، کاونتری، میلتون کینز، گرینویچ و بریستول به اجرا در آمده است. دولت بریتانیا برای اجرای این طرح ۱۹ میلیون پوند اختصاص داده است.
در همین حال وزارت حمل و نقل بریتانیا اعلام کرده که باید در مقررات راهنمایی و رانندگی و معاینه فنی موترها تغییراتی داده شود تا موترهای بدون راننده بتوانند در خیابانها و جاده های بریتانیا تردد کنند.
از جمله مقرراتی که باید تدوین شود این است که در صورت تصادف چه کسی مقصر خواهد بود.
هدف از تردد آزمایشی موترها که در چهار شهر آغاز شده بجز آزمایش فناوری، تدوین مقررات مناسب و ضروری است.
قرار است در چند ماه آینده مقررات جدید منتشر شود و دولت بریتانیا وعده داده تدوین آن را تا سال ۲۰۱۷ تکمیل کند.
تردد آزمایشی موترها
به گفته وزارت راه و ترابری بریتانیا هنوز برای تردد موترهای بدون راننده کاملا خودکار در خیابانهای بریتانیا زود است، از این رو این طرح آزمایشی که آغاز شده ممکن است نیاز به نظارت افراد متخصص داشته باشد.
برای اجرای این طرح، از موترهایی استفاده می‌شود که با برق کار می‌کنند و به نوزده حسگر، چند دوربین، رادار و لیدار (فاصله‌سنج لیزری) مجهز هستند.
کلر پری (چپ) معاون وزیر راه و ترابری بریتانیا سوار بر موتر موسوم به «میریدین» که در گرینویچ به جابجا کردن مسافر مشغول خواهد بود
هدایت این موتر ها را کامپیوتری بر عهده دارد که توانش معادل دو بازی کامپیوتری بسیار پیشرفته است.
موتر ها ظرفیت حمل دو سرنشین را دارند و تا ۶۵ کیلومتر در ساعت می‌توانند سرعت بگیرند اما سرعت مجاز برای آنها فعلا بیست کیلومتر در ساعت خواهد بود.
موترها که در واقع وسایل نقلیه عمومی آینده خواهند بود در پیاده‌روها و محل عبور عابران فعال خواهد بود و مسافران را از ایستگاه‌های قطار یا مراکز خرید به مرکز شهر جابجا می‌کنند و یا سالمندان برای طی مسافت‌های کوتاه می توانند از آنها استفاده کنند.Ÿ
bbc

الگوی حکمت در زند گی ابن سینا

اوت 27, 2014

شماره(189) چهارشنبه 5 سنبله 1393 / 27 اگست 2014

از : زمان رضاخان
در گرامیداشت از سالروز شیخ الرییس بوعلی ابن سینا بلخی

جهانی اندیشیدن، پشت نکردن به هویت، تلاش فراوان در مسیر کسب دانش و ترجیح ˈحق گوییˈ بر شهرت، از جمله الگوهایی است که در حکمت و زندگی علمی ابن سینا می توان مشاهده کرد.
یکم شهریورماه (سنبله) سالروز تولد ابن سیناست…
1- الگوی ابن سینا
ˈحسین، فرزند عبدا لله، فرزند سیناˈ که در تاریخ به ˈابن سیناˈ و ˈابوعلی سیناˈ معروف است، در سال 980 میلادی در روستای افشانه، از توابع بخارا زاده شد. بسیاری او را تاثیرگذارترین پزشک تاریخ و یکی از بزرگترین فیلسوفان اسلامی می دانند. درباره زندگی ابن سینا، به ویژه پیرامون زندگی خصوصی اش، اطلاعات فراوان نیست؛ با این حال، مورخان و پژوهشگران به قدر کافی درباره این شخصیت هگرانپایه نوشته اند.
در این مقاله، با نگاهی متفاوت به زندگی و آثار بوعلی سینا، تلاش شده است تا الگوهایی از حکمت و خرد این دانشمند بزرگ ترسیم شود و درس هایی از زندگی او، فراروی مخاطبان قرار گیرد.
1-1- برای جهانی شدن، باید جهانی اندیشید
بسیاری از ملل کهن، به پزشکی اهمیت داده اند و پزشکان بزرگی را به بشریت معرفی کرده اند. اما هیچ پزشکی در تاریخ جهان، جایگاه ˈابن سیناˈ را نیافته است. ˈقانون در طبˈ، اثر بوعلی سینا، تا اوایل قرن نوزدهم، مهمترین منبع آموزش پزشکی در جهان بود و هنوز هم بخش هایی از این کتاب در دانشگاه های معتبر جهان، از جمله در ˈیو سی ال ایˈ و ˈدانشگاه ییلˈ تدریس می شود (History of Medicine.)
بی تردید، یکی از دلایل موفقیت کتاب قانون، جامعیت آن است. ابن سینا، مجموعه تجربه ها و نوآوری های پزشکی خود را در کنار دستاوردهای پزشکی یونان، هندوستان، ایران و تمدن اسلامی گذاشت و در کتاب قانون ارایه کرد؛ کتابی که به دلیل همین جامعیت، در 14 جلد نوشته شد.
ابن سینا در فلسفه نیز همین رویکرد فراقومی و جامع نگری را در پیش گرفت. ˈجان مک گینیسˈ دستاورد بزرگ وی در حوزه فلسفه را این گونه توصیف می کند: «ابن سینا در یک هنرنمایی خردمندانه، گرایش های نوافلاطونی که از سوی ˈالکندیˈ و پیروانش پشتیبانی می شد را با نگرش ارسطوگرایانه ˈفارابیˈ و مکتب بغداد چنان ترکیب کرد که به دانش فلسفه، جانی دوباره بخشید و فلسفه را از فضل فروشی نجات داد؛ آفتی که داشت باعث مرگ تدریجی فلسفه می شد.» Jon McGinnis, 244))
در کتاب «مخارج الحروف» که یکی از معتبرترین منابع تاریخی در علم «زبانشناسی و آواشناسی» است هم ابن سینا این تفاوت را با دیگر زبانشناسان باستانی دارد که در بررسی آواها، تنها به یک زبان بسنده نمی کند و اگرچه کتاب به زبان عربی است، اما آواهای زبان فارسی و گویش بخارایی را نیز بررسی می کند.
1-2- کسب اعتبار، نیازمند پشت کردن به هویت نیست
ابن سینا از آن دسته از دانشمندان بود که علم را به هر بهایی که شده، به دست می آورد. وی افزون بر استادان رسمی خود، با بسیاری از اندیشمندان زمانه اش دیدار کرد و از آنان بهره ها گرفت؛ اندیشمندانی چون ابوریحان بیرونی، ابونصر عراقی (ریاضی دان)، ابوسهل مسیحی (فیلسوف) و ابوالخیر خمار (پزشک) از آن جمله بوده اند. هنوز شماری از نامه ها و مباحثه های ابوریحان و ابن سینا پیرامون فلسفه باقی است.
وی ریاضیات هندی را از یک فروشنده هندی (سبزی فروش) که ریاضیات به نیکی می دانست، آموخت و برای فراگیری منطق و فلسفه، به مطالعه گسترده آثار یونانیان دست زد.
و چنانکه پیشتر اشاره شد، برای نگارش کتاب ˈقانون در طبˈ به فراگیری پزشکی یونان، هند، ایران باستان و حوزه تمدن اسلامی پرداخت.
زبان دانش در دوران ابن سینا ˈعربیˈ بود و او نیز برخی کتاب هایش را به این زبان نگاشت؛ با این حال، ابوعلی سینا، برخلاف گروهی از اندیشمندان ایرانی زمان خود، ایران را به مقصد زندگی در پایتخت علم آن روز ترک نکرد و بسیاری از کتاب هایش را نیز به زبان فارسی نوشت.
ابن سینا تا زمانی که در بخارا بود، پزشک ویژه دربار بود و پس از سقوط سامانیان نیز به شهر تاریخی جرجان (در استان گلستان امروزی) رفت و به تدریس ریاضیات و منطق پرداخت. بوعلی سینا 14 سال پایانی عمرش را نیز با عنوان مشاور علمی علاالدوله در اصفهان سپری کرد. Encarta Encyclopedia))
1-3- جاده موفقیت از مسیر کوشش می گذرد
ابن سینا در شرح حالی که بر زندگی اش نوشته، حکایتی از مطالعه ˈمابعدالطبیعهˈ ارسطو دارد که دقیقا نشان می دهد برای کسب دانش تا چه اندازه باید کوشید. درک کتاب ˈمابعدالطلبیعهˈ دشوار بود و ˈبوعلی سیناˈ به تعبیر خود، چهل بار آن را خواند و عباراتش را از بر نمود، اما مفاهیم دستگیرش نشد. تا آنکه روزی به صورت اتفاقی، کتابی خرید و پس از خریدن، دانست که این کتاب، شرح ابونصر فارابی بر مابعدالطبیعه است.
ˈبوعلی سیناˈ می گوید: «… پس از بررسی دریافتم که شرح ابونصر فارابی است بر کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو. به خانه بازگشتم و با شتاب به مطالعه آن پرداختم. به زودی معانی سخن ارسطو برایم روشن شد؛ زیرا همه عبارات آن را -چون بسیار خوانده بودم- از برداشتم. بی‏ اندازه شادمان شدم. روز بعد، به شکرانه این پیروزی، مال فراوان به تهی دستان بخشیدم.» (دانشنامه اسلامپدیا، ابن سینا)
ابن سینا برای کسب دانش، تلاش فراوان می کرد و فراگیری علم را ˈپیروزیˈ می نامید و به شکرانه اش، زکات می پرداخت. مسلم است که در حکمت ابن سینا، دستاوردهای ماندگار، ˈیک شبهˈ به دست نمی آید. خوشنامی و پیروزی های پایدار، از آن کسی نخواهد شد که برای رسیدن به هدف، فقط راه های میانبر را می جوید و به تعبیر امروزی ها، ˈزرنگ و سیاست بازˈ است.
1-4- حق گویی بر شهرت و قدرت برتری دارد
یکی از ویژگی های کار ابن سینا این بود که هیچ پدیده ای را بی برهان و آزمایش علمی نمی پذیرفت. در حالی که تمام دانشمندان پیش از ابن سینا و معاصر ابن سینا، بر تبدیل هسته ای و تراگردانی شیمیایی به عنوان شاخه ای از کیمیاگری پای می فشردند، بوعلی سینا به صراحت تغییر ماهیت فلزات به وسیله کیمیاگری را رد می کرد و آن را شاخه ای از علم نمی دانست. جالب آنکه جامعه فرهیختگان اروپایی آنچنان به کیمیاگری تعصب داشتند که در ترجمه آثار ابن سینا، انتقادهایش به این شاخه از شیمی را به کلی حذف کردند و ابن سینا را به عنوان یک کیمیاگر بزرگ ستودند! Petri Liukkonen))
دلیل رد نظر ابن سینا از سوی هم عصران خود، این نبود که کیمیاگری تا آن روز به پیشرفت های شگرفتی رسیده بود. برعکس، هیچ یک از هدف های کیمیاگران تا آن روز به نتیجه نرسیده بود؛ آنان نه فلزات معمولی را به طلا و نقره تبدیل کرده بودند و نه توانسته بودند اکسیر جوانی را حتی در حد چند سال جوان ماندن، اختراع کنند! در واقع، طرفداران کیمیاگری، جذب شعارهای توده پسند آن شده بودند. چه کسی بود که نخواهد برای همیشه جوان بماند؟ چه کسی بود که نخواهد ظرف های مسی اش را بدهد و طلا تحویل بگیرد؟!
در چنین فضایی، آسانترین و عوام پسندترین راه، پذیرش تراگردانی فلزات بود. این فن، از مصر و چین باستان گرفته تا دوران شکوفایی خلفای عباسی، پیشینه داشت. جاذبه تبدیل فلزات در کیمیاگری تا بدان حد بود که حتی در قرن 16 میلادی هم دانشمندان بزرگ اروپا درباره اش کتاب می نوشتند. حتی پس از ظهور ˈآنتونی لاوازیهˈ که برخی او را پدر شیمی مدرن می دانند نیز شیمی دانان دو دسته شدند و گروهی همچنان بر کیمیاگری پای فشردند. (Seymour Z. Lewin)
مگر برای ابن سینا دشوار بود که همان گونه که مبانی فلسفی را در ˈدانشنامه علاییˈ گردآوری کرد، مبانی کیمیاگری را هم مثلا در ˈدانشنامه کیمیاگریˈ جمع می کرد و از این طریق، بر شمار پیروان و شاگردان خود می افزود؟!
امروز، جهان نه کیمیاگران چین را بزرگ می دارد و نه کیمیاگران مصر و دربار عباسی را محترم می شمرد. حتی در قلب اروپا نیز کیمیاگران اروپایی به تاریخ پیوسته اند، اما نام ˈابن سیناˈ فرهیختگان جهان را به تعظیم وا می دارد.
2- فرجام سخن
ابن سینا در زمان خویش نیز دانشمندی بزرگ و حکیمی پرآوازه بود، اما بیشترین بزرگی و نام آوری را با گذر زمان به دست آورد… در اروپا از نوع دیگری به ابن سینا جفا شد. چنانکه پیشتر اشاره شد، مترجمان اروپایی، بعضا در آثار ابن سینا به میل خویش دست بردند. این تحریف ها در آثار ابن سینا تا آنجا پیش رفت که برخی از آثار وی در غرب به نام «ارسوط» منتشر شد! دلیل این امر ساده است: اروپاییان دوست داشتند سرچشمه تمام علم جهان را به خود و به طور خاص، به یونان باستان نسبت دهند. تا سال 1927، کتاب (De Mineralibus ) درباره فلزات، به ارسطو منسوب بود. در آن سال، ˈاریک جان هولمیاردˈ و ˈدی سی ماندویلˈ (E.J. Holmyard and D.C. Mandeville)، پژوهشگران بریتانیایی، اثبات کردند که آنچه در کتاب فلزات نوشته شده، در واقع کپی برداری از ˈکتاب درمانˈ، اثر ابن سینا، بوده است که در حدود سال های 1021 تا 1023 در همدان به رشته تحریر در آمده بود. (Petri Liukkonen)
اما گذر زمان، به نفع بزرگان پیش می رود و تجربه های بشری نیز نشان می دهد که خیرخواهان و مصلحان، همواره نیکنامان تاریخ بوده اند…Ÿ