Archive for the ‘فرهنگی’ Category

استاد پوهاند محمد فاضل صاحب زاده وارث دودمان عیاران به ابدیت پیوست

مارس 11, 2017

با دریغ و درد که استاد پوهاند محمد فاضل صاحب زاده یکی از شخصیت های علمی، اجتماعی و سیاسی کشور، استاد فاکولته های ساینس و تعلیم و تربیه پوهنتون کابل، معین اسبق وزارت معارف ، وزیر تعلیم وتربیه و شخصیت اجتماعی مبارز، فرزند جنرال محمد صدیق خان وزیر دفاع امیر حبیب الله کلکانی داعی اجل را لبیک گفت.
اناللله وانا الیه راجعون
نگارنده از استاد مرحوم خاطره یی دارم که هنگامیکه در فاکولته ساینس مضمون روانشناسی تربیتی را برای ما تدریس می نمودند، اتفاقاً در امتحانات آزمون مضمون روانشناسی تربیتی با مضمون دیگری که از سال گذشته کریدت داشتم در یک روز باید سپری می شد، بعد از شرح این مشکل به استاد مرحوم ایشان با بزرگواری و لطفی که به محصلین داشتند با نگارنده به دفتر معاون فاکولته ساینس رفته توافق شان را مبنی بر اینکه مضمون روانشناسی تربیتی یکروز بعد از تقسیم اوقات معینه امتحانات گرفته شود به معاون فاکولته ابراز داشتنند، معاون فاکولته که آقای میر حبیب الله حبیب بود به طوری افاده نمود که گویا پارچه امتحانات را به غیر از روزی که در جدول امتحانات مشخص شده نخواهد گرفت، در این حال استاد با وجد و هیجان معاون فاکولته را مخاطب قرار داده و موضوع را به طرفداری از حق یک محصل که هیچگونه شناخت خارج صنف با وی نداشت حل نمود که این خاطره هیچگاه از یاد نگارنده نخواهد رفت.
وقتی جنرال محمد صدیق خان پدر استاد مرحوم با یارانش به شهادت رسیدند، به نوشته استاد خلیل الله خلیلی در صفحه (141)کتاب «عیاری از خراسان»:
«چون خواستند پیکر به خون آغُشته وزیر دانشمند کشور شیرجان و پیکر برادرش، شجاع ترین و نخبه ترین جنرال افغانستان محمد صدیق خان را از میان کشته گان برای تدفین تسلیم شوند، مادر گیسو سپیدشان، دختر عبدالکریم خان کوهستانی، خان خانان زمان گفت: زینهار از کنار همسنگران شان جدا نکنید! کسی برای شیر در جنگل قبر نساخته و کفن ندوخته است.»
که سپاسگزاری شادروان استاد پوهاند محمد فاضل صاحب زاده هنگام به خاک سپاری امیر حبیب الله و یارانش به همت عیاران سلحشور خراسان (پس از بیش از هشتادسال )در تپه شهرآرا صدقنا بر این گفته استاد خلیل الله خلیلی میباشد و توجه خوانندگان را به سخنرانی شادروان استاد پوهاند محمد فاضل صاحبزاده در مراسم به خاکسپاری امیر حبیب الله کلکانی و یارانش جلب میکنم:
روح استاد شاد وفردوس برین جایش باد

به جزعشق وطن درسی نخواندیم
بیامرزد خدا استاد مارا
محمد داود سیاووش

لطفا برای دیدن سخنرانی شادروان استاد پوهاند محمد فاضل صاحب زاده به لینک زیر کلیک نمایید:

استاد پوهاند محمد فاضل صاحب زاده وارث دودمان عیاران به ابدیت پیوست

کشف نسخه خطی غزلیات حافظ با مهر شاه جهان و یک غزل تازه

مارس 7, 2017


6 مارس 2017 – 16 اسفند 1395
انجمن آسیایی کلکته یک نسخه خطی تازه و ناشناخته از دیوان غزلیات خواجه حافظ شیرازی پیدا کرده‌اند که گفته می‌شود نسخه‌ای بسیار گرانبها و نادر است
به گزارش رسانه‌های ایالت بنگال، «انجمن آسیایی کلکته» از کشف مهمی خبر داده است: پژوهشگران این بنیاد فرهنگی یک نسخه خطی تازه و ناشناخته از دیوان غزلیات خواجه حافظ شیرازی پیدا کرده‌اند که گفته می‌شود نسخه‌ای بسیار گرانبها و نادر است.
روزنامه «تایمز آو ایندیا» در صفحه اول شماره امروز خود، دوشنبه (۱۶ اسفند/۶ مارس) کشف این دست‌نوشته را ۷۰۰ سال پس از مرگ شاعر یک رویداد فرهنگی مهم دانسته که به شکلی کاملا تصادفی پیش آمده است. اکنون بسیاری از ایران‌شناسان تنها برای دیدن این اثر راهی کلکته هستند.
گفته می‌شود که این نسخه خطی نه تنها به خطی خوش و با آرایش و تذهیب زیبا نوشته شده، بلکه‌ در آن غزلی هست که در سایر نسخه‌ها وجود ندارد.
از این‌ها گذشته این نسخه از این نظر نیز اهمیت دارد که حاوی امضا و مهر طلایی شاه‌جهان است، پادشاه نامی و پرشکوه سلسله مغولان هند. این پادشاه چند قرن پس از حافظ زندگی می‌کرد،‌ اما به نظر کارشناسان «انجمن آسیایی»، مهر دربار او نشان می‌دهد که این پادشاه هنردوست این نسخه را برای کتابخانه شخصی خود تهیه کرده است.
موزه انجمن آسیایی در کلکته نسخه نویافته را در ویترینی برای تماشای عموم به نمایش گذاشته اما می‌گوید که به زودی به خزانه‌ای مخصوص منتقل خواهد شد.
کشف تصادفی
انجمن آسیایی کلکته این روزها در تدارک جشن ۲۲۰مین زادروز میرزا غالب است، شاعر هندی است که به زبان‌های اردو و فارسی شعر سروده است.
کارشناسان انجمن در جستجوی آثار خطی باقیمانده از میرزا غالب، به شکلی کاملا تصادفی دست‌نوشته‌ای با اوراق زرد و کهنه یافته‌اند که به زودی متوجه شدند نسخه ناشناخته‌ای از دیوان حافظ است.
رامکریشنا چاترجی، مشاور تاریخی انجمن آسیایی، به تایمز آو ایندیا گفته است: «وقتی همکاران ما به این نسخه برخوردند،‌ حیرت کردند، زیرا حافظ پانصد سال قبل از میرزا غالب زندگی می‌کرده است. در جریان تماس و مشاوره با پژوهشگران ایرانی کم‌کم روشن شد که این نسخه چطور به اینجا رسیده است.»
او توضیح می‌دهد که در دیوان نویافته غزلی هست با مطلع «بحمدالله که بازم دیدن رویت میسر شد» که در نسخه‌هایی که تا کنون می‌شناسیم وجود ندارد.
سید اختر حسین، استاد ادبیات فارسی در دانشگاه جواهر لعل نهرو،‌ اعتقاد دارد که کشف این نسخه خطی خبری شوق‌انگیز برای ایران‌شناسان و دوستداران شاعر بزرگ ایرانی است. به گفته او نسخه‌ای شبیه این نسخه خطی در کتابخانه خدابخش شهر پتنا نگهداری می‌شود.
احمد کریمی حکاک، پژوهشگر و استاد رشته ادبیات فارسی در دانشگاه مریلند، ضمن تاکید بر اهمیت نسخه نویافته گفته است که سلسله مغولان هند از زمان همایون شاه، علاقه زیادی به شعر و ادب فارسی داشتند و آثار سخن‌سرایان ایرانی را گردآوری می‌کردند یا به امرا و پادشاهان دیگر هدیه می‌دادند.
نکته جالب دیگر این است که دیوان غزلیات حافظ برای اولین بار بیش از دویست سال پیش در همین شهر کلکته،‌ به روش چاپ سنگی منتشر شد.
bbc

40برترین نظام آموزشی دنیا در ۲۰۱۶

دسامبر 18, 2016

%db%b4%db%b0-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%db%b2%db%b0%db%b1%db%b6

در این مقاله ۴۰ برترین نظام آموزشی دنیا در ۲۰۱۶ بر اساس مطالعه ی مجمع اقتصاد جهانی معرفی می شوند. تا به حال به این مسئله فکر کرده اید که کشور شما در کدام رده‌ی سیستم آموزش و پرورش دنیا قرار دارد؟ براساس گزارش جدیدی از مجمع اقتصاد جهان، با عنوان گزارش ۲۰۱۶ رشد و پرورش همگانی یا فراگیر، کره جنوبی به عنوان کشوری ظاهر شده‌است که بیش‌ترین مساوات را در سیستم آموزشی رعایت می‌کند.

۴۰ برترین نظام آموزشی دنیا در ۲۰۱۶

این گزارش ۳ نوع تساوی حقوق را -دسترسی، کیفیت، و نتیجه- در آموزش و پرورش ارزیابی می‌کند و همه‌چیز را از پیش‌دبستانی تا آموزش‌های فنی‌حرفه‌‌ای تحت پوشش قرار می‌دهد.

این نتایج را کارگروه درآمد بانک جهانی طبقه‌بندی کرده‌است، که با توجه به ارتباط قوی بین توسعه‌ی اقتصادی و آموزش و پرورش اصلا عجیب نیست. اروپای شمالی و کشورهای آسیایی که اقتصاد پیش‌رفته‌ای دارند، در این طبقه‌بندی برتر هستند. ژاپن به جمع کره‌ی جنوبی و سنگاپور پیوسته، و این کشورها ۳ برترین اقتصاد پیش‌رفته هستند. در رتبه‌ی ۲۴ام، امریکا قرار دارد که به نظر می‌رسد از ردیف اقتصادهای پیش‌رفته عقب مانده‌است و پایین‌تر از استرالیا، فرانسه، و ایسلند است.

اروپای شرقی رتبه‌ی خوبی هم در گروه اقتصاد بالاتر از متوسط و هم در گروه اقتصاد پایین‌تر از متوسط دارد، در حالی‌که کشورهای امریکای لاتین، به عنوان یک خوشه‌کشور، در کیفیت آموزش‌ و پرورش عقب مانده‌اند.

نظام های آموزش و پرورش دنیا تا چه حد مبتنی بر مساوات هستند؟

در ادامه ۱۰ برترین کشور از نظر تساوی سیستم آموزش‌ و پرورش (یعنی فرصت مساوی برای آموزش‌ و تحصیل) در هر گروه بندی اقتصادی شامل چهار گروه به شرح زیر آمده است:

۱. اقتصادهای پیشرفته

۲. اقتصادهای بالاتر از متوسط

۳. اقتصادهای پایین تر از متوسط

۴. اقتصادهای با درآمد پایین

e1

نویسنده: دونالد آرمبرخت

ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده

منبع: فوربس

هیچکس بدون اجازه حشمت خلیل غبار اجازه ترجمه وچاپ افغانستان در مسیرتاریخ را ندارد

دسامبر 8, 2016

ارمغان -آقای حشمت خلیل غبار دارنده حق امتیاز نشر کتاب افغانستان در مسیر تاریخ اخیراً شکایت نامه ای را مبنی بر نشر خودسرانه و بدون اجازه کتاب ارزشمند افغانستان در مسیر تاریخ توسط شخصی بنام اورنگ زیب رشاد منتشر نموده که در آن از نشر خودسرانه ، بدون اجازه قانونی ،ترجمه بدون اجازه کتاب به پشتو و چاپ آن از طریق موسسه ( دانش خپرندوی تولنه) شکایت نموده است. آقای حشمت خلیل غبار در این شکایت نامه متذکر شده که اورنگ زیب رشاد کتاب افغانستان در مسیر تاریخ را با حذف و کم و زیاد نمودن مطالب و صفحات و اهداییه و یادداشت ناشر، فهرست کتب مواخذ، سوانح و آثار مولف، تبصره های منابع خارجی در مورد مولف، تصویر مولف و کتابنامه خلاف قانون کاپی رایت منتشر نموده، شما ابعاد حقوقی این موضوع را از زاویه حق کاپی رایت ناشر چگونه ارزیابی میکنید؟

j

سر محقق عبدالصابر جنبش پژوهشگر تاریخ وعضو آکادمی علوم افغانستان:
افغانستان در مسیر تاریخ کتابی است به خامه توانایی مورخ،ژونالیست، شاعر و سیاستمدار شناخته شده میهن محبوب ما روانشاد میر غلام محمد غبار، که جلد اول آن در سال 1346 خورشیدی و جلد دوم آن بعد از وفات نویسنده اثر اقبال چاپ یافت.
این کتاب وزین زمانیکه در مطبعه دولتی اقبال چاپ یافت به مدت یازده سال بدون حکم محکمه محبوس بود تا اینکه در سال 1357 خورشیدی از حبس رها و جهت استفاده علاقمندان ،شاگردان و اساتید دانشگاه ها و همه آنانیکه به تاریخ میهن شان علاقمند بودند قرارگرفت و در مدت چند روز نایاب شد.
از زمانیکه ابوالفضل بیهقی نخستین بار تاریخ بی بدیل خویش را هزار سال قبل از امروز به زبان فارسی نوشت. مورخین، واقعه نگاران مختلف در مورد تاریخ محبوب ما نوشته هایی انجام داده اند، که کار همه آن ها در خود ستایش میباشد.
اما روانشاد غبار در اواسط قرن بیستم طرح جدید در تاریخ نگاری ریخت که تا آن وقت بدیل نداشت، یعنی در علم تاریخ نگاری مکتبی را ایجاد نمود که بعد از آن تاریخ را مورخین معاصر با استفاده از متود غبار استفاده مینمایند.
بدون گزافه میتوان نوشت هیچ کتابی که از طرف نویسندگان افغانستانی نوشته شده باشد به اندازه این اثر وزین به این تیراژ که در کشور ما وممالک بزرگ جهان به زبانهای زنده ترجمه شده باشد تاریخ شاهد آن نمی باشد.
اما دراین روزها قرار شکایت حشمت خلیل غباردارنده حق امتیاز نشر این کتاب، یعنی افغانستان در مسیر تاریخ از طرف اورنگ زیب رشاد بدون اجازه قانونی حشمت خلیل غبار فرزند آن روانشاد که دارنده حق نشر کتاب میباشد. در دوجلد به زبان پشتو به نام «افغانستان د تاریخ په بهیر کی» ترجمه کرده، اما درین ترجمه یاد داشت حشمت خلیل غبار از ترجمه بازمانده و ضمایم بر دوجلد کتاب چون زندگینامه آن روانشاد، معرفی آثار نویسنده، تبصره منابع خارجی در مورد نویسنده اثر، تصویر آن روانشاد و کتابنامه از کتاب حذف شده است.
در حالیکه چاپ و نشر کتاب از طرف روانشاد به حشمت خلیل غبار سپرده شده است. این عمل جناب اورنگ زیب رشاد مطابق قانون رسانه ها جرم شمرده میشود، یعنی این اثر ملکیت حشمت خلیل غبار بوده هیچ فردی به غیر از اجازه آقای حشمت خلیل غبار حق چاپ ترجمه آن را ندارد.
من آرزومندم که نهادهای مسوول در این زمینه مطابق قانون کاپی رایت موضوع را جداً بررسی نمایند تا در آینده عبرتی باشد برای سایرین، زیرا این کتاب تعیین کننده هویت مامی باشد. و دستبرد در این کتاب دستبرد به هویت ما میباشد.

چاپ وترجمه کتاب( افغانستان درمسیرتاریخ )بدون اجازه ناشر یک عمل جرمی وخلاف قانون است

دسامبر 7, 2016

g

%d8%ad%d8%b4%d9%85%d8%aa-%d8%ac%d8%a7%d9%86
آقای حشمت خلیل غبار فرزند مورخ شهیر کشورمیرغلام محمدغبار که حق نشر کتاب افغانستان در مسیر تاریخ را شادروان میرغلام محمد غبار به ایشان تفویض نموده در یادداشتی نوشته اند که:
(اخیراٌ شخصی بنام اورنگ زیب ارشاد توسط موسسهً انتشارات دانش (دانش خپرندویه تولنه ) بدون اخذ اجازه قانونی از این جانب به ترجمه وچاپ هردو جلد افغانستان در مسیر تاریخ بزبان پشتو پرداخته است. این اقدام خلاف تمام موازین اخلاقی مطبوعاتی وخلاف تمام قوانین حق چاپ و ترجمه وتکثیر کتب میباشد. تمام مراجع قانونی ملی و بین الملی چنین عمل را دزدی و سرقت ادبی دانسته قابل مجازات قانونی میدانند.
علاوه برآن این ترجمه آقای اورنگ زیب ارشاد باطل وفاقد اعتبار است٬ زیرا نه تنها بدون اجازهً قانونی اقدام کرده ٬بلکه مفاهیم و مطالب و صفحات را کم وزیاد کرده است . بطور مثال اهدایهً مرحوم غبار را در جلد اول و دوم حذف کرده است. همچنین یادداشت لازمهً اینجانب را در آغاز هردو جلد کتاب نیز از قلم انداخته است . علاوه برآن تمام ضمایم لازمه هردو جلد مثل : فهرست کتب ماًخذ ٬ سوانح و آثار مولف ٬ تبصره های منابع خارجی در مورد موًلف و کتاب وی٬ تصویر مولف و کتاب نامهً آن را نیز حذف کرده است.
با درنظر داشت نکته های فوق الذکر ترجمه این کتاب به زبان پشتو توسط آقای اورنگ زیب ارشاد به عنوان «افغانستان دتاریخ به بهیرکی » ٬ باطل و فاقد اعتبار است زیرا در گنجینه تاریخی افغانستان٬ ناشیانه دستبرد زده شده است.)
برای بررسی ابعاد حقوقی و قانونی این موضوع توجه خوانندگان عزیز را به نظریات جلال نورانی طنز نویس چیره دست ،ژورنالیست باتجربه وسابقه دار ومشاور پیشین وزارت اطلاعات وفرهنگ ، در این زمینه جلب میکنیم

نوراني: من جلال نوراني استم، سابق مشاور وزير اطلاعات و فرهنگ، آنچه را كه شما تذكر داديد كه كسي بنام اورنگزيب ارشاد كتاب افغانستان در مسير تاریخ شادروان غبار را بدون اجازه كسي كه صلاحيت دار اش است، حشمت خليل، فرزند او، بدون مشوره با آنها، بدون اخذ اجازه آنها ازطریق (دانش خپرندویه تولنه) به پشتو ترجمه كرده و چاپ كرده، اين يك عمل جرمي و خلاف قانون است و جالب اينست كه خصوصاً دستكاري هايي كه اين‌ آدم كرده، مثلاً بعضي قسمت ها را از قلم انداخته، اين نشان ميدهد كه يك عمل بسيار قصدي و عمدي و يك عمل جرمي بسيار فاحش و صریح را انجام داده ، اين قابل تعقيب است، قابل باز خواست است، بايد اين كتاب جمع آوري شود.
ارمغان: قانون كاپي رايت در این زمینه چي ميگويد؟
نوراني: قانوني كاپي رايت به صراحت مي گويد كه هيچ كتابي و هيچ اثر هيچ مؤلف و يا كمپوزيتور، يك آهنگي را كه يك آهنگساز ساخته، كتاب را كه يك نويسنده نوشته، يا اشعار يك نويسنده را ، مطابق قانون كاپي رايت كسي حق ندارد كه بدون استيذان او و بدون اجازه از او به چاپ برساند ، به خصوص وقتیكه در آن دستبرد هم بزند، مثلاً وزن شعر را خراب بكند يا مثلاً كمپوز را خراب بكند و در متن كتاب چيزهايي را زياد بكند و يا كم بكند، مطلقاً قانون كاپي رايت همين اجازه را به هيچكس نميدهد.
ارمغان: اگر كسي همين تخطی ها را كرد با او چه بايد شود؟
نوراني: اين مطلقاً چون يك عمل جرمي است بايد تعقيب قانوني شود.
ارمغان: به كدام مراجع بايد مراجعه شود؟
نوراني: من فكر مي كنم بايد اين به لوي سارنوالي ارجاع شود و به محاكم مراجعه شود ، به خاطر اينكه واقعاً اين عمل جرمي است، ببينيد همين ملكيت هاي معنوي مانند ملكيت هاي مادي از خود صاحب دارد، بطور مثال شما يك موتر داريد قانوناً آن موتر را خريده ايد ، يا يك خانه يا يك نمره زمين است يا اموال است هيچكس حق ندارد كه اداره اش این مال شما را بدست خود بگيرد، اگر مي گيرد آن عمل از لحاظ قانون جرم شناخته مي شود، سرقت شمرده ميشود و آن شخص را محاكم به جزاي اعمال اش ميرساند و حق شما را اعاده مي كند، همين رقم آدم مطلقاً مالك آثار خلاقانه خود است، حالا فرق نميكند كه اشعارش باشد، داستان هايش باشد، كتاب تحقيقي اش باشد، يك كمپوزش باشد يا اختراع اش باشد. ببينيد يك كسي يك ماشيني را ميخواهد بسازد و ماشين را مي سازد ، اين ثبت ميشود بنام آن آدم ، حالا اگر فابريكه يي يا يك كسي ميخواهد از اين ماشين زيادتر توليد بكند و به دسترس مردم قرار دهد يا سر آن تجارت بكند بايد اولاً به همين مخترع مراجعه بكند، موافقت او را كسب بكند يا مثلاً امتیازاز را بخرد از پيش از او، بخرد بعد از آن تكثير بكند، اما اينطور نيست كه بدون از اينكه آن آدم خبر باشد مخترع و يا مصنف يا مؤلف يا يك كمپوزيتور يا كسي كه يك نمايشنامه يك فلمنامه يك درامه يا هر چيزي كه از تراوشات ذهني يك كسي است و به همان شخص تعلق دارد، كس ديگري که آنرا تكثير مي كند بايد صد در صد قانون كاپي رايت را مراعات بكند يعني از مالك اصلي اجازه و استيذان اش را كسب بكند بعد از آن تكثير بكند.

گوگوش هنرمند بلند آوازه منطقه درکنار فرزندش کامبیز در دو فصل

اکتبر 27, 2016

gogosh10

gogosh3

googosh1

شهری که گریه میکرد

اکتبر 22, 2016

f
کوه بچه
در یک نیمروز آفتابی از خانه برآمده بسوی شهر روان شدم تصور نکنید که مانند شما به طرف دریا یا پارک سرسبز و چمنها و دمنها، نه ،هرگز نه، بطرف فضای آلوده به گرد و غبار و مزبله دل آزار شهر کابل رفتم. شهری که از هر گوشه آن فریاد خاموش یک ناراحتی به هوا بالاست، به کتابفروشی های پل باغ عمومی رفتم. کتابفروشان با داد و واویلا و آه و ناله هرکجا فریاد میزدند که آخرمسولان چرابا لگد کتابهایشان را از روی پیاده رو جمع میکنند و نمی گذارند کتاب ها را طوری که دل شان میخواهد در اطراف کتاره ها بگذارند. به کتابخانه یکی از چاپخانه ها رفتم و دیدم که در مقابل چاپخانه بر در کتابخانه قفل بزرگی آویزان بود، به کتابفروشی های بابر سنتر رفتم. در داخل مرکز فروش موتر آخرین مدل بد هیبت و دراز ترسناک وسیاه رنگی ایستاده بود که تاکنون مثل و مانند آن را ندیده بودم. از زینه ها بالا رفتم و دیدم که بر دروازه اکثر کتابفروشی ها قفل های بزرگی از دور نمایان بود و تنها یک کتابفروش دم دروازه بابر سنتر نشسته باشخصی گرم صحبت بود. به کتابفروشی های جوی شیر رفتم. که غرفه دوکانهای کانتینری و کتابهایش کاریکاتوری از بازار قصه خوانی پیشاور بود و اصلا کتاب جدی و قابل مطالعه در آنجا ندیدم . کتاب ها از کتابفروشان و کتابفروشان از کتابها خسته تر و افسرده تر به نظر میرسیدند که با حالت خاک آلود و پریشان در کنار هم نشسته بودند. به طرف ایستگاه سرویس های مکروریان اول یا به گفته مردم مکروریان کهنه رفتم . ایستگاه مکروریان کهنه را در مقابل مسجد پل خشتی و در جوار دریای کابل معین کرده اند. از داخل شدن به فضای بویناک که در یک سو معتادان در زیر خیمه ها و در داخل دریا هر چند نفر در زیر چادر ها به دود کردن هیرویین مصروف بودند و اینطرف در داخل سرک بچه های جوان با لپتاپ ها در روی زانو فریاد میزدند : بیاید ضبط کنید! هر چه دلتان میخواهد ضبط کنید! که معلوم نشد چه را ضبط میکردند و آن طرف تر بازار انواع موبایل ها به جیب و دست و سبد موبایل فروشان که باز هم معلوم نبود آن موبایل ها را از کجا بدست آورده بودند و هیاهوی بزرگی بین خریداران و فروشندگان بالا بود به مشکل موتر( کاشتری) را پیدا کردم که بسوی مکروریان کهنه میرفت با بالا شدن به موتر دریافتم که اکثر شیشه های آن موتر شکسته و دریور قصد ندارد تا موترش پایه دان کشال نشده از آنجا حرکت کند. آنطرف تر در جوار پل خشتی ترکاری فروشی را دیدم که با شخصی مشت ویخن شده وسروروی ودهن ودندان هردو خون آلود شده ومردم به خلاص گری وکش وکوب آنان مصروف بودند. با عبور از کنار دریا ، موتر به مشکل از میان ازدحام مردم رد شد و بطرف مسجد پل خشتی و آبده میوند براه افتاد. یکی از اولین ضربه های روحی که هوش از سرم برد دیدن تعمیر مضحکی بود که در چته اول بازار مشهور و ویرانه چهار چته به شکل خنده آوری بنا یافته بود. در فاصله چند قدمی آن، در سر چوک تعمیردیگری بر خرابه های تعمیرات جاده بنا شده بود که باز هم خیلی محقر و تکان دهنده بود. به همین ترتیب هر کس به ذوق و توان خود بر خرابه های جاده تعمیرات و آپارتمان هایی بنا کرده بودند که تعمیرات اصلی و ویرانه از دیدن آن با زبان حال خون گریه میکرد. در اطراف چهارراهی چنان ازدحام بود که مدتی موتر در میان مردم متوقف ماند و من که قرار بود گریه های شهر کهنه را بشنوم و ببینم ،دیدم که در آن ازدحام از رادیو ها و تیپهای کهنه تا تلویزیون های از یاد رفته و تا غولک و تلک موش و موبایل های مستعمل و جواری و مرغ و پلو تولکی و بازار کباب جگر روی جاده و کشمش آب و نیشکر و فرش و لحاف و چپن و چایجوش های کهنه و چیزهایی که تا آن وقت به چشم ندیده بودم در میان ازدحام مردم به روی جاده هموار و مشتریان به دورش قطار بودند. از دور دست های کوچه ها صدای گریه و نوحه گنبد کوتوالی، چهارچته، دروازه لاهوری ، کوچه خرابات، تخته پل ، مراد خانی، باغ علیمردان،شور بازار ، کوچه آهنگران، خانقاه بابا خودی ،سرچوک و…را میشنیدم که از آوازه های سر چوک آن روزگاری مردم سر نوشت سیاسی کشور را تحلیل میکردند. اما امروز همه غمین و پریشان حال به خاک افتاده به گزارش هایی گوش میدهند که ششصد تا هفتصد میلیون دالررا از بودیجه مملکت رییس جمهور پیشین بخاطر ایجاد اردوگاه های دهشت افگنان درچند ولایت مصرف نموده و هشتصد میلیون دالر در شورای صلح به مصرف رسیده و هزاران مکتب خیالی و سر باز و افسر خیالی در گزارشات روی کاغذ گنجانیده شده و از همه مهمتر یکصد و چهار میلیارد دالر جهان به بازسازی افغانستان کمک کرده است و اما اینکه در کجا ؟ معلوم نیست. با این حال فریاد:
نفرین بر زمامداران ضعیف و چپاول گران مافیایی!
از پهنه ویرانه های به خاک افتاده یی که در فاصله پنجصد متری ارگ و قصر سفیدار قرار دارند به هوا بالا بود و از دامنه های کوه ها ی شیر دروازه و برج و بارو های رتبیل شاه و زنبیل شاه و زنبورک شاه خطاب به شاه قلی های قرن 21 در وادی آن کوه ها میپیچید .

افغانستان سرزمین کتابها و کتابداران خوار وناچار

اکتبر 7, 2016

حالا که پول داریم ،اگررییس جمهور غنی از کمک 15.2 میلیارد دالری کنفرانس بروکسل یک کتابخانه بزرگ نظیر آنچه در تصاویر ذیل دیده میشود در پایتخت احداث کند شاید روی سیاه ناکامی های حکومتش را در آینده تا حدی سفید ساخته ثبت تاریخ سازد.

l11

l10

l9

l8

l7

l6

l5

l4

l3

l2

l1

میراحمد خان کوهستانی معلمی که درسش زمزمه محبت معارف افغانستان بود

اکتبر 4, 2016

scan0003

به بهانه روزجهانی معلم
درس معلم اربود زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را
95 سال قبل از امروز به سال 1300 خورشیدی در دامان کوه پایه های هندوکش ، در ریزه کوهستان و در یک خانواده متوسط فرزندی دیده به جهان گشود که اسمش را میر احمد گذاشتند. هنوز سه بهار زندگی را سپری نکرده بود که پدرش پدرود حیات گفت و سرپرستی این طفل یتیم به دوش مادرش ماند. مادرش بانوی با همت، دلاور، شجاع و با ایمان بود که با درک وجیبه مادری لحظهء از توجه به درس وتعلیم فرزندش فروگذاشت نکرد.
میراحمدخان قبل از شمولیت به مکتب ، نزد ملا امام مسجد قریه فقیرخان خیل اشترگرام درس هایی قرآن عظیم الشأن، پنج کتاب، دیوان حافظ، گلستان و بوستان سعدی را فرا گرفته جهت آموزش کتابهای عربی شامل مدرسه گردید و با همصنفانی چون امیر محمد حسیب، عبداللطیف خان، عزیزالرحمان شمال، محمد ابراهیم و… در بدل فیس یک تنگه هر هفته ، کتابهای عربی، مشق و حساب را آموخت.
در سال 1315 خورشیدی نخستین بار تعلیمات رسمی را در مکتب ابتدائیه اشترگرام (ریزه کوهستان ) آغاز نمود که این فرزند یتیم از نخستین مشمولین آن مکتب بود. در آنزمان سیستم معارف طوری بود که نصاب مکاتب به ابتدائیه، اعدادیه و رشدیه تقسیم شده بود که همه دوره ها چهار ساله بود.
میر احمد خان چون کتابهای فارسی، عربی، حساب و حسن خط را خوانده بود شامل صنف دوم شد و بعد از سپری نمودن دوره ابتدائیه با اخذ درجه ممتاز به دارالمعلمین اساسی پغمان جهت فراگیری تحصیلات شمولیت حاصل نمود.
دارالمعلمین اساسی پغمان نخستین کانون آموزشی برای معلمین مسلکی در کشور بود که صنوف درسی شاگردان آن در هوتل بهار و خوابگاه شاگردانش در قصر سلام خانه پغمان بود. پروگرام درسی این کانون علمی از طرف تیمی از متخصصین ترکی تحت نظر رمزی بیگ تنظیم میشد و دارالمعلمین موصوف شاگردان مکاتب ابتدایی اطراف کابل را به صنف هفتم می پذیرفت. در دارالمعلمین اساسی پغمان از همدوره ها،همصنفان و فارغان دارالمعلمین اساسی پغمان در مراحل مختلف با میراحمد خان از ذوات محمدامان خان(سناتور) از عزت خیل ، محمداسلام خان ، محمدآصف خان و عبدالحکیم خان از گلبهار، محمدابراهیم خان از اشترگرام، عبدالقیوم خان فنر از تلشیدا، عبدالکریم خان از تپه زار، عبدالجلیل خان، عبدالغفور خان وعبدالمجید خان ازخمزرگر،جلال الدین خان و محمد یونس خان ازجمال آغه ، محمدیوسف خان از ده بابا علی، عبدالرشید خان از کوهستان، سراج الدین خان از سیدخیل، میرعبدالکریم خان معقول(سناتور) ومحمدعثمان خان ازچاریکار ،عبدالقادرخان ازجبل السراج و… میتوان نام برد
در سال 1322 خورشیدی میر احمدخان به درجه عالی از آن نهاد تربیوی فارغ و به صفت معلم میتودیست به مکتب ابتدائیه تگاب شامل وظیفه گردیده وظیفه مقدس معلمی را از سال 1322 خورشیدی با کمال امانتداری و صداقت در مکاتب تگاب، گلدره، اشترگرام، چهاردهی غوربند، سیاه گرد غوربند، تخنیک ثانوی، نسوان اشترگرام، خمزرگر و گلبهار ایفا نمود.
استاد میر احمد خان در جریان اجرای وظیفه مقدس معلمی به اخذ مدال های خدمت، صداقت و معارف نایل گردیده و با چندین تحسین نامه و تقدیر نامه مفتخر گردیده ، در رتب دولتی تا رتبه اول به اثر کار و فعالیت تعلیمی و تربیتی خویش ارتقا نموده است؛ استاد میراحمدخان در سال 1357 خورشیدی بازنشسته شد و در ماه سنبله 1377 خورشیدی داعی اجل را لبیک گفت.
روحش شاد و فردوس برین جایش باد!

استاد پوهاند غلام جیلانی عارض پدرجغرافیای افغانستان به ابدیت پیوست

اوت 10, 2016

ariz

پدر جغرافياي افغانستان ديگر در ميان ما نيست يادش گرامي و روحش شاد باد!
مرگ صاحبدل جهاني را دليل كلفت است
شمع چون خاموش گردد داغ محفل مي‌شود
همه انسان ها مي ميرند و ما مانند ساير پديده هاي هستي محكوم به فناييم،‌ اما انسان هاي بزرگ با كسب مدارج عالي مردانه زندگي مي كنند و نام خويش را جاويدان مي‌سازند چنانچه شاعر مي سرايد:
مرد نميرد به مرگ، مرگ از او نام جست
نام چو جاويد شد مردنش آسان كجاست.
دانشمند فقيد «پوهاند غلام جيلاني عارض» فرزند مرحوم محمد اسماعيل خان در سال 1308 هـ. ش در قلعه قاضي چهاردهي تولد و روز دوشنبه يازدهم اسد سال 1395 هـ.ش در كارته مامورين شهر كابل اين جهان فاني را وداع گفت. ايشان از مفاخر كشور و يكي از اولين پوهاندهاي افغانستان بودند. وي شخصيت كوشا، خستگي ناپذير و پويا داشتند و نمي گذاشتند لحظه يي از كتب و قلم دور باشند- در هشتاد سال عمر پربارش لحظه‌يي چشمش از كتاب و دست مباركش از قلم و كاغذ دور نبود-عالي مي نوشتند و نيكو از عهده يي هر متن و محتوايي به در مي‌آمدند، در اين زمينه چنين مي فرمودند: «هركاري مشكلي را مي توان با همت عالي و تسليم نشدن در برابر آن مي توان به سر رساند» و مصداق آن، آثار متعددي علمي در زمينه‌هاي جغرافيا است.
«پوهاند عارض» از اولين استاداني است كه بيشترين آثار علمي- تحقيقي در زمينه جغرافيا براي تحصيلات عالي و معارف كشور تأليف و نوشتند. طوري كه اين آثار در زمينه هاي مختلف جغرافيا در پوهنتون‌هاي افغانستان و معارف كشور به عنوان منابع معتبر علمي و كتاب درسي كه با ادبيات خيلي عالي و روان – با تكيه بر منابع معتبر و دست اول نوشته شده اند- مورد استفادة محصلان و محققان قرار گرفته است.
ايشان كتاب جغرافياي صنوف هفتم و دهم را بار اول براي معارف كشور نوشتند و بعد در موقف اديتور (ويراستار) علمي و مسلكي كتب جغرافياي معارف (از سال 1387 الي 1392) خدمت نمودند و در مجموع 93 عنوان كتاب جغرافيه را ويرايش نمودند. ايشان قلم عالي داشتند و در زمينه‌هاي مختلف مقالات زيادي نوشتند. از جغرافيا گرفته تا موضوعات سياسي و اجتماعي و ساير عرصه ها. مقالات زيادي از ايشان در مجلات و روزنامه‌هاي علمي و معتبر داخلي و خارجي به چاپ رسيده است.
ايشان شخصت علمي عالي داشتند و مرد خلاق و نوآور- داراي توانايي فوق العادة حل مسأله يا مشكل، شخص فصيح و بليغ الكلام، منعطف، آراسته با دسپلين فردي و سازماني و داراي معلومات همه جانبه در زمينه هاي مختلف جامعة افغاني و فرد مسول و متعهد بودند. با در نظرداشت اين شايستگي ها ايشان در بيش از 19 كنفرانس و سمينار علمي معتبر بين المللي به نماينده‌گي از كشور و دولت افغانستان اشتراك وزيدند-عالي درخشيدند و با ارايه مقالات عالي و ارزشمند- براي كشور و ملت سربلند افغانستان افتخار آفريدند و به جهانيان نشان دادند كه مردم افغانستان نيز دوستدار علم و دانش، و اهل قلم و خردند.
ايشان شايستگي هاي عالي رهبري و مديريت را نيز دارا بودند بنابراين، در موقف‌هاي آمر ديپارتمنت جغرافيه پوهنحي زمين شناسي، دوبار رييس فاكولته زمين شناسي، سه بار معاون پوهنتون كابل، عضو شوراي علمي پوهنتون كابل، آمر بخش اجتماعيات نصاب تعليمي معارف، رييس انجمن جغرافيه دانان، مدير مجله جغرافيه و بلوتن، ‌آمر موسسه جغرافيه، مدير مجله محيط زيست، عضو رهبري اطلس افغانستان در اداره عمومي جيوديزي و كارتوگرافي، با شايستگي تمام و تعهد و مسوليت‌پذيري صادقانه براي كشور و دولت خدمت نمودند. بالاتر از همه ايشان تعداد بي شماري از فرزندان وطن را آموزش دادند و به جامعه عرضه داشتند. چنانچه تعداد زيادي از آن ها موقف هاي عالي را در دولت نصيب شدند. مصداق آن، استادان پوهنتون در پوهنتون كابل و پوهنتون‌هاي ولايات كشور و نيز كادر مسلكي و علمي رياست جيوديزي و كارتوگرافي و ساير نهادهاي علمي و خدمات ملكي افغانستان است.
ايشان در تهيه نقشه ها مهارت خارق العادة داشتند چنانجه در تهيه اطلس افغانستان خدمات بي شايبه و قابل ملاحظه‌يي انجام دادند با توچه به اين خدمات و زحمات، و خلاقيت و نوآوري و نوشتن آثار علمي متعدد، از سوي مجمع پوهنتون هاي افغان- جرمن مورد تقدير قرار گرفتند و جايز داوگ براي ايشان اعطا شد. به همين ترتيب با در نظرداشت تعداد آثار علمي- تحقيقي شان برنده جايزه ايكو(ECO) شدند و لوح تقدير دريافت نمودند. ذكر نام آثار علمي ايشان از حوصله اين نبشته خارج است.
«پوهاند عارض» فرد وطن پرست و مرد آزاده، و عاشق كشور و مردمش بود گرچه تحصيلات عالي خويش را به سطح ماستري در ايالات متحده امريكا به پايان رسانيده بود و در يكي از دانشگاه هاي امريكا نيز براي مدتي تدريس نمود. زماني كه مي خواست به وطن برگردد، رهبري همان دانشگاه وي را نمي گذاشت كه بر گردد، تا جايي كه پيشنهادات امتيازات خاصي نيز برايش، اما پوهاند عارض آن آرامش و زندگي غربي را نخواست و براي خدمت به مردم و كشور- بخصوص تربيه اولاد وطن، به وطن برگشت و با وجود بحران هايي كه در افغانستان رخ داد ايشان با عشقي كه به وطن داشت در دشوارترين شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي- خنده بر لبان داشت و با همت عالي و توكل به ذات يكتا با فاميلش يكجا در اين وطن عمرش را به سر برد. وي نام خويش را با نوشتن آثار متعدي جاودان ساخت و براي فاميل و كشور افتخار آفريد.
وي با كتاب و قلم عشق مي ورزيد كه مصداق آن را دوستان حاضر حين مراسم خاكساري ايشان با چشم سر ديدند. هنگاميکه وجود مبارك ايشان را در قبر گذاشتند و هنوز تخته سنگ هاي روي قبر گذاشته نشده بود، قلم به جانب راست ايشان درست نزديك دست راست به داخل قبر ايشان افتاد، دوستان آن قلم را برون كردند. بار دوم همان قلم، زماني كه تخته سنگ ها را روي قبر مباركش مي‌گذاشتند و مي خواستند سوراخ‌ها‌ و فاصله‌هاي باقيمانده ميان سنگ هاي روي قبر را با گِل بپوشانند، افتاد. اين است نشانه ي عشق واقعي به قلم و عالم بودن است.
با توجه به آنچه گفته شد بي دليل نيست كه ايشان لقب پدر جغرافياي افغانستان را كمايي كردند. «پوهاند غلام جيلاني عارض» اولين دانشمند جغرافياي افغانستان بود، زيرا ايشان بيشترين كتب (بيش از 30 جلد كتاب) و مقالات علمي در زمينه جغرافيا از خود به بجا گذاشته اند. آثار و خدمات ايشان براي كشور و مردم مايه افتخار و سرمايه جاودان است كه نسل های بعدی مي توانند از آن بهره گيرند. «پوهاند عارض» نمرده است بلكه از اين ديار فاني به سوي ديار ابدي رخت بسته اند. آثار وي و خدماتش او را جاودان ساخته است. يادش گرامي و روحش شاد باد.
در خاتمه از دولت انتظار مي رود تا براي ارجگزاري و تقدير از اين دانشمند و پدر جغرافياي افغانستان موارد آتي را جامه عمل بپوشاند و به اين شكل مراتب قدرداني و سپاسگزاري خويش را از خدمات علمي ايشان نشان دهند تا به اين شكل مرهمي باشد بر قلب هاي داغديدة بازماندگان آن مرد اهل قلم و خرد و از سوي ديگر مشوقي باشد براي ساير دانشمندان كشور كه مردم و دولت خدمات آن ها را يكروز به ديده قدر خواهند نگريست.
– برگزاري مراسمي براي بزرگداشت از شخصيت علمي و كاري شان
– اعطاي مدال افتخاري
– چاپ مجموعه آثار ايشان
– مسما نمودن يكي از مكاتب در پاينخت كشور به نام «ليسه پوهاند غلاجيلاني عارض»
به قلم دوستان پوهاند عارض
انالله وانا الیه راجعون