Archive for the ‘مبارزه با فساد اداری’ Category

(پیسۀ سیاه )را که رییس جمهور و رییس اجرائیه بین خود تقسیم می کنند از کجا بدست می آورند؟

ژوئن 28, 2016

نوشته داود سیاووش
جنرال دوستم معاون اول رییس جمهور اخیراً در یک نشست خبری غیر منتظره با انتقاد تند از رییس جمهور غنی و دکتر عبدالله نارضایتی شدید خود را از وضعیت تقسیم پنجاه فیصدی قدرت میان رییس جمهور و رییس اجرائیه ابراز داشت.
جنرال دوستم منجمله سایر انتقاداتی که به آدرس رییس جمهور ورییس اجراییه داشت ازرازی پرده برداشت که کشور را به شاک برد. جنرال دوستم گفت: پیسۀ سیاه را اینها (رییس جمهور و رییس اجرائیه) بین خود تقسیم میکنند، مردم از شنیدن این سخنان جنرال دوستم شوکه شده و می پرسند که این ( پیسه ) پول سیاه از کجا می آید؟ چرا بین اشرف غنی و عبدالله تقسیم میشود؟ چرا این (پیسه )پول از طریق بانک وارد حساب دولت نمیشود؟ چرا مصارف آن از طریق بودجه ملی و مطابق فصل و باب صورت نمیگیرد؟ و بالاخره این پول باد آورده چرا خارج دخل و خرج بودجه دولت بین دو شخص تقسیم میشود؟
در گذشته از دریافت پولهای خارج حساب و کتاب بودجه دولت که از طرف دولت ایران به اداره حامد کرزی تحویل داده میشد افشاگری هایی صورت گرفت که عمر داودزی نیز به دریافت آن پولهای خارج حساب و کتاب اعتراف کرد و رییس جمهور کرزی نیزاعتراف نمود که از سی آی ای و ایران پول دریافت کرده است؛ اما پس از تشکیل حکومت وحدت ملی این اولین باریست که از دریافت به اصطلاح پیسه سیاه توسط رییس جمهور و رییس اجرائیه پرده برداشته میشود.
مردم می خواهند هر چه زودتر حکومت وحدت ملی اطلاعات کافی در این زمینه از طریق رسانه ها به نشر بسپارد که این پولها به چه اهداف و از کجا بدست می آیند. در گذشته پولهایی به امیر عبدالرحمن خان، امیر حبیب الله خان پدر امان الله خان و در سالهای اخیر به حامد کرزی به مقاصد خاص پرداخته شده است.مردم میپرسند حکومتی که از صد افغانی کریدت کارت یک شهروندغریب وبیچاره با حساب وکتاب مالیه اخذ میکند چگونه وچرا رییس جمهور ورییس اجراییه آن پیسه سیاه را بی حساب وبی کتاب بین خود تقسیم میکنند؟

Advertisements

از قضیه کانور الفرد هیچکاک تا داستان مأمور بانک سپین بولدک کندهار

ژوئیه 7, 2015

شماره (234) چهارشنبه (17) سرطان ( 1394) / ( 8) جولای ( 2015)

کوه بچه
بیش از سی سال قبل در مجله ژوندون سلسله یی از داستان های پولیسی تحت کلیشه الفرد هیچکاک تقدیم میکند به نشر میرسید. در یکی از این داستانها کارمندی به نام کانور چند میلیون دالر را از بانک میکشد و به این اتهام زندانی میشود، در تحقیقات هر قدر فشار می آورند کانور از دست داشتن به این اتهام انکار می ورزد، اما چند سال بعد از زندان بان میخواهد قلم و کاغذ به اختیارش قرار دهد و نامه یی به مسوولان تحقیق نوشته از آنها اجازه میخواهد تا پولی را که از بانک مفقود گردیده دوباره به خزانه باز گرداند.
مأمورین تحقیق با تعجب از او می پرسند که چرا در طی آن چند سال به این واقعیت اعتراف نکرد و این همه رنج و شکنجه را متحمل شد، کانور در جواب میگوید: من پولها را طور مصئون به یک تجارتخانه سپرده بودم و طی این چند سال چندین برابر مفاد آنها را بدست آوردم، حالا میتوانم آن پول را دوباره به شما مسترد کنم.
پس از چند دهه بطور کاملاً دهاتی و روستایی این ماجرای کانور در بانک سپین بولدک کندهار تکرار میشود آنهم بطوری که شخصی بنام سید احمد 76 میلیون افغانی را از بانک میکشد و پس از چند ماه آنرا به بانک بر میگرداند، اما سید احمد برخلاف کانور این عمل خود را به مقتضای نجات این پول از دزدی و فساد وانمود کرده این عمل را قانونی میداند در حالیکه کانور آنرا قانونی نمیدانست و سید احمد از دولت میخواهد که افراد آغشته به فساد را مورد پیگرد قرار دهد و جالب آنست که مسوولان دولتی نیز این عمل سید احمد را به دیده قدر نگریسته و از آن پشتیبانی میکنند در حالیکه شماری از کارمندان بانک به این اتهام احتمالاً بدون ارتباط به این موضوع ظاهراً زندانی میباشند.
کاری که در این ماجرا فراتر از کانور در شکل روستایی پولیسی مدنظر گرفته شده آنست که کانور عمل خود را غیر قانونی میدانست و غیر خودش هیچکس زندانی نشده بود ولی سید احمد انتقال پول به چمن را قانونی دانسته خود را بیگناه میداند و چند انسان دیگر به این جرم در زندان افتاده اند.Ÿ

10 نوع همــــکار ناجور

ژوئیه 7, 2015

شماره (234) چهارشنبه (17) سرطان ( 1394) / ( 8) جولای ( 2015)

نقل قول هست که شما می توانید دوست تان را انتخاب کنید ولی فامیل را نه .. و در ضمن گفته شده که شما می توانید شغل تان را اتخاب کنید ولی همکاران تان را نه… اینجا صحبت از همکارهای خیلی عوضی و بی عرضه نیست که اصلا نمی شود یک کلام با آنها حرف زد و بهترین رفتار قایم شدن و دور از چشم شان بودن است. ولی چه رفتاری باید به خرج داد با همکارانی که هرچند مزاحم، خودخواه و مسئله ساز هستند ولی هنوز قابل تحمل اند؟
۱- وراج
این نوع همکار هیچوقت متوجه نمی شود که جواب یک سوال ساده نظیر حالت چطور است را نباید با وراجی بی مورد و خودخواهانه در باره خاطرات زندگی شان جواب دهند. بدتر از آنها غرغروهای هستند که هم وراج هستند و هم نالان و مایوس …
راه گریز: تظاهر کنید که مشغول کاری هستید و یا به دوستان تان بسپارید که بیایند و شما را از وراجی های ناتمام شان نجات تان دهند.
۲- رئیس با ذره بین
اینطور مدیر می خواهد در باره جزئیات کار نظر بدهند و مدام دخالت کند. انگیزه و جرئت را از آدم سلب می کند. چون به همه چیز سرک می کشد به احتمال زیاد رابطه شما با کارمندان رتبه پایین تر و یا تیمی که برای شما کار می کند را خراب می کند.
راه گریز: تا می توانید با ارائه گزارش زود به زود نگذارید هول بزند یا نگران شود. این نوع رئیس، اعتماد به نفس ندارد و بهتر است آن قسمت از کارهایش که خیلی اذیت می کند را به هر شکل ممکن به او یادآوری کنید.
۳ – خوش خدمت ها
در عمل شیوه کار افرادی که می خواهند ۱۱۰ درصد فعال باشند نباید مشکلی ایجاد کند ولی خوش خدمتی شان خیری ندارد جز آنکه نشان دهد شما به اندازه کافی کار نمی کنید. ناراحت کننده تر از همه اینکه، واقعا هم کاری صورت نمی دهند.
راه گریز : مطمئن باشید که با هم روی یک پروژه کار نکنید.با آنها رقابت نکنید و به رئیس تان خاطرنشان کنید که نتیجه و کیفیت کار را در نظر بگیرد نه تعداد ساعات کار یا رفتاری که در ظاهر شلوغ و فعال به نظر می رسد.
۴ – همکار بی خیال و خونسرد
به احتمال زیاد در هر موسسه های یکی هم هست که مدام در حال قانون شکنی است. آدم جالب و غیرعادی است. از هیچکس هم نمی ترسد و خلاصه انگار برای خودش یک رئیس است. این نوع کارمندان چون کارشان را خوب بلدند و رقیب زیادی ندارند می توانند اینطور باشند.
راه گریز: دوست شان باشید ولی فاصله تان را حفظ کنید مبادا به همراه آنها با یک چوب رانده شوید.
۵ – فامیل رئیس
به همین خاطر رابطه شان با بقیه کارمندان از موضع قدرت است. کارشان را بلد نیستند و کاری هم از دست شما ساخته نیست.
راه گریز: باید بپذیرید ولی در کنارش از خودتان بپرسید که فرق شما با آنها چیست؟ شما بر اساس قابلیت آنجا هستید و وی بر اساس پارتی بازی و فامیل بودن و حتی ترقی او در شرکت را هم به دل نگیرید. تا بوده چنین بوده. این شانسی است که برای بعضی ها وجود دارد.
۶ – شایعه پراکن
شایعات و اخبار یواشکی در باره کار و زندگی خصوصی همکاران جالب و سرگرم کننده است ولی یادتان نرود که شایعه پراکن ها مدام دنبال طعمه هستند و اگر زیاد به آنها نزدیک شوید دیر یا زود اطلاعی از شما می یابند که احتمال دارد بروز دادنش، شما را به دردسر هم بیاندازد.
راه گریز: دوست شان باشید ولی با احتیاط. اگر کنجکاو رازی هستید از آنها بپرسید ولی چیزی به آنها نگویید که نتوانید انکار کنید.
۷ – ترقی کنندگان
همکارانی هستند که به خاطر ترکیب شانس، پشتکار و تخصص به سرعت در محل کار ترقی می کنند. هدفمند بودن و بلندپروازی شان به آنها احساس ریاست می دهد.
راه گریز: در برابرشان قرار نگیرید. مطمئن باشید که آنها از قابلیت کاری شما مطلع هستند. با آنها دوستانه رفتار کنید ولی متوجه باشید که دوست شما نیستند.
۸ – چاپلوس ها
ناراحت کننده است که سقوط قدم به قدم یک همکار به یک خبرچین یا چاپلوس رئیس را ببینید و بدتر از آن فرصت طلبی های خواهد بود که ممکن است به ضرر شما باشد.
راه گریز: زیاد سخت نگیرید. علاقه رئیس به آنها، ربطی به احترام گذاشتن به آنها ندارد. چاپلوسی قدرو منزلتی برای شان ایجاد نمی کند. گاهی نیز پی می برید که همه چاپلوسان زیاد هم بد نیستند و آدم های دوست داشتنی هم می توانند باشند و شاید یکی دو نکته نیز بتوانید از آنها بیاموزید.
۹ – آنها که ادای کار کردن را در می آورند
در همه جلسات با جدیت شرکت می کند. شروع کننده برنامه ها است. در شبکه های حرفه ای نظیر لینکدین هزاران آشنا دارد. در کمیته های مختلف عضو است. همه را می شناسد. نمونه کاملی است از رفتار معکوس هر آنچه که در رزومه اش لیست شده است. تقریبا کاری نمی کند و ناراحت کننده است که بقیه همکاران باید جور او را بکشند.
راه گریز: به مدیران خاطرنشان کنید که همه همکاران وظایفی که به آنها محول می شود را انجام دهند. بعید نیست که رفتار نمایشی شان مزایای هم برای شرکت می تواند داشته باشد. در ضمن چون از شبکه روابط خوبی برخوردارند همکار ماندگاری نخواهند بود.
۱۰ – شماره دهم که قرار است در باره فردی باشد که در حال اخراج است را اینجا نگذاشتیم و به نظرمان کمی دور از فرهنگ شرقی ما است. پیشنهاد شد که با آنها که اخراج می شوند همدردی نکنیم چون می تواند دردسر ساز باشد.Ÿ
انترنت

به سلسله کشف مکاتب خیالی و رشوه هفتاد میلیونی حالا کلینیک های خیالی نیز در کشور کشف شد

ژوئیه 7, 2015

شماره (234) چهارشنبه (17) سرطان ( 1394) / ( 8) جولای ( 2015)

مکتب خیالی

تضـــادهای مفیــــد

ژوئن 23, 2015

شماره ( 232) چهارشنبه (3) سرطان ( 1394) / ( 24 ) جون ( 2015 )
ستاک
سعدی میگوید که:
دو همجنس دیرینه را هم قلم
نباید فرستاد یکجا به هم
یکی دزد گردد دگر پرده دار
اگر آنچه میان وزیر موجود و قبلی معارف مبنی بر مکاتب خیالی مطرح میگردد با همین روحیه انتقادها از اداره مؤقت در اداره انتقالی و از اداره انتقالی در اولین دولت انتخابی و از اولین دولت انتخابی در دومین دولت انتخابی آقای کرزی صورت میگرفت شاید افغانستان اکنون به یکی از پله کان بلند ترقی و تعالی می رسید.
بدترین حالت اداره پس از 2001 تا ختم دوره کار آقای کرزی آن بود که همگان در یک معامله قدرت را غنیمت دانسته با روحیه «هم تو بخو هم مه نه تو بگو نه مه» کشور را در قبضه قدرت خویش گرفته بودند که دایم از رشوه صحبت میشد ولی نام رشوه خوار برده نمیشد، از قاچاق صحبت میشد ولی نام قاچاقبر گرفته نمیشد، از فساد صحبت میشد ولی نام فاسد گرفته نمیشد و همواره از فساد و قاچاق و رشوه و غیره در کلی گویی ها و جملات عام طوری حرف زده میشد که به هیچکس بر نمیخورد.
مردم افغانستان این دوئل جدید میان وزیر فعلی و وزیر قبلی معارف را به فال نیک میگیرند چون قرار است در پایان این دوئل سرنوشت 769 میلیون دالر معلوم شود و این فاز آغازی باشد برای پرده برداشتن از سرنوشت 17 میلیارد دالری که به گفته رمضان بشردوست نماینده مردم در مجلس نمایندگان یا ولسی جرگه اصلاً نامعلوم است.
اما دشواری لحظه کنونی آنست که به روال گذشته بدترین اتهامات را قدرتمندان به همدیگر وارد کرده اند اما پس از ده روز در بازار رسانه ها به طاق نسیان گذاشته شده است. حالا که وزیر معارف قبلی در دفاع از خود چلنج داده که در کره زمین کسی نمیتواند این ادعا را بر وی ثابت کند و از طرفی موصوف از رشوه های کلان 40 میلیون دالری، 20 میلیون دالری و 10 میلیون دالری در امضای تفاهمنامه با آی اس آی سخن میگوید باید فضایی به وجود آید که مدعی و مدعی علیه ادعاهایشان را ثابت نموده و یا مفتری شوند. فقط با همین روحیه میتوان به اصلاحات امیدوار بود.
کاش این حکومت دو قطبی طوری شکل میگرفت که در هر اداره افراد یک جناح نقایص و ضعف ها و رشوه و اختلاس و قاچاق و قانون شکنی و زورگویی طرف مقابل را برملا میساخت که این جنگ در شکل بیروکراتیک و دیوانسالاری برای تولد یک اداره پاک برای ملت افغانستان مانند آب حیات میبود.
بازهم دیده شود که آیا این اتهامات خیلی بزرگ به کجا راه باز خواهند کرد؟ به محاکم و بررسی پرونده ها یا به طاق نسیان؟Ÿ

فساد

فوریه 27, 2013

شماره 113/ چهارشنبه 9 حوت 1391/ 27 فبروری 2013
فساد3

تشخیص فساد در زمان

دسامبر 26, 2012

شماره 104/چهارشنبه 6 جدی 1391/ 26 دسمبر 2012
cart

مبارزه با فساد با دویدن به دامنه های کوه ها!

دسامبر 12, 2012

فساد2
شماره 102/چهارشنبه 22 قوس 1391/ 12 دسمبر 2012

فرنگیس

به گزارش سازمان شفافیت بین المللی افغانستان بار دیگر در جدول یکی از فاسد ترین کشور های جهان قرار گرفت. طبق ارقام این سازمان افغانستان از نظر شفافیت در رده 174 قرار گرفته و در قطار کشور هایی سومالی و کوریای شمالی که بیشترین فساد جهان را دارند به شمار آمد.

در این گزارش دنمارک با 90 امتیاز شفاف ترین و افغانستان و سومالی و کوریای شمالی فاسد ترین کشور ها محسوب شده اند. در گزارش سال 2011 این سازمان افغانستان در مقام چهارم قرار داشت و وضعیت آن نظر به سومالی، کوریای شمالی و میانمار بهتر بود. در این گزارش آمده که در سال 2010 از هر 7 افغان یک نفر رشوه داده و حد میانگین این رشوه سه برابر حقوق یک افغان عادی میباشد.

در جدول این گزارش اییران در رده 133 و پاکستان در رده 139، بریتانیا در رده 17 و ایالات متحده در رده 19 در سال 2011 قرار گرفته اند.

جالب آنست که در کابل مبارزه با فساد امسال با مسابقه دوش تجلیل شد که یک حرکت سمبولیک میباشد. برای مبارزه با فساد میتوان از شیوه های مختلف ذیل استفاده نمود:

1- گذاشتن صندوق های شکایات در نواحی و محلات رهایشی تا مردم نام قانون شکنان، رشوه خواران، غاصبان زمین و باند بازان را در آن بنویسند.

2- بررسی دوسیه های فساد در محاکم علنی.

3- نوشتن نام فساد کاران در دیوار های شهر.

در حال حاضر تعدادی از مقامات دولتی به ادعای اداره مبارزه با فساد متهم اند ولی دوسیه های شان به مالت ملتوی قرار دارد و عده یی به خارج کشور فرار کرده اند. اراده سیاسی در مبارزه با فساد در دستگاه دولت افغانستان ضعیف میباشد و هر چند گاهی سر و صدای فساد یکی از مسوولان در رسانه ها بالا می شود که پس از مدتی دو باره به تاق نسیان گذاشته میشود. کارشناسان میگویند تا وقتیکه مبارزه با فساد در دستور کار دولت قرار نگیرد و شفافیت و پاسخگویی عنصر اصلی اصول اداره قرار نگیرد چرخ اقتصاد و سیاست افغانستان پای در گل باقی خواهد ماند. غاصبان زمین، مافیای مواد مخدر و قرار دادی ها متهم به فساد اند اما جالب آنست هیچکس طی ده سال نتوانسته است نام قاچاقبران موارد مخدر را افشا کند و یا از روی اسرار غصب زمین و دارایی های عامه که از طرف مقامات بلند پایه صورت گرفته پرده بر دارد. مبارزه با فساد کاری نیست که بتوان با مسابقه دوش آنرا محو و نابود کرد.Ÿ

تحفه 16 میلیارد دالری کنفرانس توکیو به دست اندر کاران فساد

ژوئیه 14, 2012

حاکمان بی کفایت افغانستان را به یک کشور مستهلک تبدیل کردند

ژانویه 30, 2011

شماره 79/دوشنبه 11 دلو 1389/31 جنوری 2011

ارغوان

حتی در مناسبات شخصی افراد اگر دو برادر دو قطعه زمین را از پدر به ارث برده، یکی آنرا کشت کند و دیگری لا مزرع گذاشته در فصل زمستان نزد برادرش برود و از او مواد غذایی بخواهد، در طلبیدن رنگش زرد خواهد بود.
هنگامی قوای بین المللی پس از یازده سپتمبر به افغانستان آمد، افغانهای مهاجر برگشته از ایران میگویند که ایرانی ها برایشان میگفتند باید حتماً به افغانستان بروید چون آنجا شاید پیشرفته ترین کشور منطقه شود. اما حالا که ده سال از آنروز میگذرد، با توقف چند تانکر تیل در مرز ایران، نرخ مواد نفتی در کابل سر به آسمان میزند و فغان مردم افغانستان به افلاک رسیده.
در یک کشور محاط به خشکه چون افغانستان که کانتینر های اموال تجارش در بندر کراچی متوقف مانده، تانکر های تیل در دروازه بندر با ایران ایستاده اند، مشکلات گمرکی برای تاجرانش در ترکمنستان تراشیده شده، هر گاه برای یک لحظه فرض کنیم که این همسایه ها بازی فوق را از روی عمد و به خاطر تحت فشار قرار دادن افغانستان انجام دهند، دیگر چه آبرویی برای مدیران امور اقتصاد کشور میماند که در کنار وزرای اقتصاد، تجارت، مالی و غیره امور اقتصادی آنان ایستاده شوند. این آقایان که فابریکات ویرانه را بازسازی نکردند، برق را از خارج وارد کردند، آب دریاهای افغانستان را به کشور های همسایه رها کردند و در مقابل کابل را به مارکیت نمایشگاه موتر های آخرین مودل و اموال لوکس کشور های خارجی مبدل کردند به ملت افغانستان چه جواب خواهند داد؟
در کشوری که سیب میدان وردک آن از نبود بازار ترش میکند، اما ناک از چین وارد میشود. در کشوری که شیر و ماست نجراب آن بازار ندارد، ولی قیماق، شیر، مسکه و پنیر از پاکستان و ایران وارد میشود. در کشوری که انگور شمالی و انار کندهار آن بازار ندارد و جوس و آب انگور و انار ایران و پاکستان را مردم مصرف میکنند.
این مسوولان مصروف چه کار هایی استند؟ وضعیت اقتصادی کنونی نشان میدهد که افغانستان نه دارای بازار آزاد شد و نه دارای سکتور دولتی، بلکه در مقابل کشوریست که مردمش فقط به فکر مصرف تولیدات کشور های همسایه میباشند. آهن در حاجیگک زیر خاک خفته ولی آهن چادر و آهن گادر از خارج وارد میشود، سمنت در جبل السراج و غوری و سایر جا ها وجود دارد اما سمنت از چرات و کوهات وارد میشود. در بازار های ما فقط عطر و پودر و وسایل آرایش فعلاً مصرف زیاد دارند، دریشی و مفلر و بو و شبوی ما از خارج می آید.
آقایان مسوولان مملکت!
افتخار حکومتداری شما و افتخار رعیت بودن ما در چنین شرایطی که دستان ما از صدر مملکت تا فرد عادی از آرنج قات نمیشود و چشم به سوی همسایه ها داریم چیست؟ یادتان باشد شما حکومتداری کشوری را به میراث برده اید، که باری در ماشین خانه آن توپ و تفنگ تولید میشد، شما وارث کشوری میباشید که باری تکه به خارج صادر میکرد، لطفاً به اطراف تان نظر بیاندازید، شما را به خدا ببینید، در دریاهای تان آب کافی وجود دارد، در کوه های تان معادن بزرگ خفته، نیروی کار کافی دارید، زمین حاصل خیز دارید، اما متأسفانه آنچه ندارید کفایت کاری و قدرت سازماندهی میباشد. شما به کسانی میمانید که در خانه شان همه مواد غذایی خام وجود دارد ولی آشپزی نیست که آنرا پخته کند و در چاشت روز از همسایه نان گدایی میکند.این دیگر مضحکست و باید به حال شما گریست.
کجا شد آن تیوریسن های اقتصاد بازار آزاد که کار ما را به اینجا کشیدند؟ کجا شد آن استادان اقتصاد که به ما درس هایی از پیشرفت و ترقی میدادند؟ کجا شد آن مشاورین اقتصادی که در دفتر های لوکس بر چوکی ها تکیه زدند؟ گاندی کرباس میپوشید و مقاومت آرام را از نخریدن امتعه انگلیس آغاز کرد. آیا از میان شما آقایان کسی پیدا خواهد شد که تصمیم بگیرد حد اقل متاع کشور های همسایه را خریداری نکند؟ آیا از میان شما کسی پیدا خواهد شد که تصمیم بگیرد در دفتر کار و منزلش از وسایل لوکس خارجی استفاده نکند؟ آیا از میان شما کسی پیدا خواهد شد که با بایسکل یا پای پیاده از منزل تا دفتر برود؟ آیا از میان شما کسی پیدا خواهد شد که دارایی های خارجی و منازل مسکونی دبی، واشنگتن، پاریس و لندن خود را فروخته پول آن را در کشور فابریکه بسازد؟ نه هرگزو ابداً نه .
بیایید آن قصه مشهور مکتب را بیاد بیاوریم و مانند فرزندان آن مادری کار کنیم که گفته بود:
نا برده رنج گنج میسر نمیشود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
شما که در ولایت سرپل بوی تیل تان در اطراف سرک مردم را به تکلیف کرده و از نبودن تیل در کشور تان گریه میکنید، وای به حالتان!Ÿ