چرا های سیاسیء که در حل آن کارشناسان گیچ اند

ژانویه 5, 2017

t
نوشته: محمد داود سیاووش
اینکه کنفرانس مسکو در باره افغانستان، بدون حضور نماینده حکومت وحدت ملی و به اشتراک نمایندگان روسیه ، چین و پاکستان دایر شده، خواهان بیرون شدن نام رهبران طالبان از لست تعذیرات سازمان ملل شد و نمایندگان طالبان در قطر از این تصمیم پشتیبانی نمودند و همزمان فرزند حکمتیار طالبان را خوارج خوانده و روسیه با بیرون شدن نام حکمتیار از لیست تعذیرات سازمان ملل مخالفت نموده و همزمان رسانه ها از دادن سلاح ضدهوایی از طرف روسیه به طالبان و کاهش حملات هوایی بر مواضع طالبان خبر میدهند و ازجانبی ایالات متحده ازتدویر کنفرانس مسکو ابراز پشتیبانی نموده و اوباما قبلا از عدم توانایی ایالات متحده در سرکوب طالبان سخن گفته و ترامپ فاصله دموکراسی با افغانستان را از نظر زمانی هزار سال تعیین میکند، سوالاتیست که حل آن را باید در چراگاه ابدیت جستجو نمود ،چون در حال حاضر کارشناسان از تفسیر و تحلیل حوادث پشت پرده عاجز اند ، زیرا رمز و راز اسرار پشت پرده را فقط دیوار هایی میدانند که موش دارند و موش هایی میدانند که گوش دارند.
چنان به نظر میرسد که در رابطه به طالبان کشور های پاکستان،چین ،روسیه و امریکا ظاهرا به نتیجه واحد رسیده باشند و اما اینکه موقعیت ایران و هندوستان در کجا این معادله قرار دارد؟ هنوز معلوم نیست.از قراین چنان بر می آید که انتظار یک جنگ شدید داعش با طالبان و طالبان با حزب اسلامی را در شمال باید داشت و هرگاه توافق پشت پرده یی مانند معاهده ( بفر) صورت گرفته باشد، باز هم معلوم نیست که مانند روزهای آخر حکومت نجیب موقعیت و سرنوشت حکومت وحدت ملی در کجای کار قرار خواهد داشت، حکومتی که به عوض تحکیم پایگاه و موقعیت خویش هر روز خشتی از دیوار آن با اختلافات و معاملات پنهان فرومیریزد و تیشه به ریشه خویش میزند.
آمدن جنرال دوستم پایتخت را ظاهرا از خطر سقوط نجات داد، اما اینکه موضع جمعیت با توجه به اختلافات عطا محمد نور با داکتر عبدالله رییس اجراییه و نزدیکی عطامحمدنور با رییس جمهور غنی به کجا خواهد کشید و موقعیت حزب وحدت و سرنوشت موافقتنامه با حکمتیار با اینهمه پارادوکس مشهود چه خواهدشد باید مترصد ماند. اختلافی که در روز تجلیل از سالروز قانون اساسی (که با اتهام جعلکاری مواجه است )به اوج خودرسیده، داکترعبدالله باشکوه ازتمرکز قدرت بدست یک شخص و بالهجه نرم ضرورت تعدیل قانون اساسی را مطرح میسازد اما رییس جمهور غنی با شدت لهجه از تطبیق موادقانون موجود در زیرسقف یک تالار همزمان و ازکنار همدیگر در مخالف هم سخن میگویند.

خواستن توانستن است

ژانویه 2, 2017

15780783_10155219881598676_611328932408162449_n

15781287_10155219881513676_9219552250873647713_n

15823176_10155219881413676_1666486967591877911_n

15740874_10155219881328676_2360301777563793777_n

15826097_10155219880303676_443381154550970889_n

15823286_10155219880238676_5483200670554494385_n

15741187_10155219880033676_1413401083676107604_n

15823615_10155219879913676_6112087384158208281_n

15826056_10155219879603676_5581928142495856752_n

15826086_10155219879523676_1272205077322026972_n

15741287_10155219879228676_5771290620812934632_n

15747470_10155219879208676_2755582811300822097_n

15747500_10155219878978676_1552029577006262916_n

15826034_10155219878983676_5705953850691025095_n

15740751_10155219878148676_3493149054884739436_n

15823027_10155219878118676_934655113934569259_n

15826891_10155219877953676_5925655013463527503_n

15823294_10155219877888676_2203438517535527941_n

15825790_10155219877773676_7725619247236040562_n

15780689_10155219877763676_5797794125295792424_n

15825989_10155219877743676_1645575816675171072_n

مولانا درشبه قاره

دسامبر 30, 2016

iq

قسمت سوم
نوشته محمد داود سياووش
زيران مزار علامه اقبال لاهوري دراولين نگاه، ظرف مرمرين كوچكي را برآرامگاه آن عارف صاحبدل مشاهده ميكنند كه تركيب آن حاكي از غبار گهربار خاك قونيه ومهد پرورش روحاني مولاناست.
ظرف مرمرين، پرند افكار زوار صاحب ايمان را از لاهور به قونيه ميبرد و در يك تخيل بلند عارفانه كلاه نمدين و دستار پير رومي در ذهنش مجسم ميشود و همزمان از دهليز زمان اين صداي اقبال را مي شنود كه:
مرشد رومي حكیم پاك زاد
سير مرگ و زندگي برمانهاد
نورقرآن در ميان سينه اش
جام جم شرمنده از آيينه اش
وهنگاميكه چشمان زاير به مرقد روحاني اقبال مي افتد بازبان حال ميشنود كه :
نكته ها از پير روم آموختم
خويش را درحرف او واسوختم
چنين است خلسه عارفانه زايران مرقد اقبال وفضاي روحاني و نوراني پرجلال آن. علامه اقبال لاهوري بدون شك يكي از بزرگترين ارادتمندان وستايشگران مولاناست..
اقبال در حالي اين ارادت را به مولانا ابراز ميدارد كه نه ازحجره مدرسه سربلند كرده ونه از محفل خانقاه. اقبال كسیست كه رساله دوكتوراي خود را از دانشگاه «كمبيريج» گرفته، زبان آلماني آموخته و همان رساله را به دانشگاه لودو يك ماكسي ميليان میونيخ ارائه نموده و دوكتوراي فلسفه را از آن جا به دست آورده است.
اقبال كه با افكار فلاسفه و دانشمنداني چون هيگل، نيچه ، گوته ، ديكارت و كانت آشناست از ميان اين همه مولانا را مرشد روحاني خويش قرار داده و سير تعالي خودي را از ميان آن همه فلسفه وراه به قول انماري شيمل از اين بيت مولانا ميگيرد كه:
آمده اول به اقليم جماد
وز جمادي درنباتي او فتاد
سالها اندر نباتي عمركرد
از جمادي ياد ناورد از نبرد
وز نباتي چون به حيواني فتاد
نامدش حال نباتي هيچ ياد
جز همين ميلي كه دارد سوي آن
خاصه در وقت بهار و ضميران
همچو ميل كودكان با مادران
سير ميل خود نداند در بيان
باز از حيوان سوي انسانیش
ميكشد آن خالقي كه دانيش
همچنين اقليم تا اقليم رفت
تا شد اكنون عاقل ودانا وزفت
عقل هاي اولينش ياد نيست
هم از اين عقلش تحول كردنيست
انماري شيمل مي نويسد كه اقبال بعد از آمدنش به لاهور و مطالعه كتاب كوچك سوانح مولاناي روم اثر شبلي نعماني كه استادش در شرح احوال مولانا، متكي به اين بيت بود تغير افكار داد( از جمادي مردم و نامي شدم) به عقيده محققان مولانا پس از سال 1911ميلادي خود را ديگر به صورت شارح وحدت الوجود مطلق به اقبال آشكار نساخت، بلكه خود را طرفدار تكامل روحاني ارتباط عشق ميان آدمي و خدايش با طلب بي پايان براي وصال حق نشان داد. شناخت جديد مبني براين نظريات را به قول محققان احتمالا اقبال از منتخب ديوان شمس به تصحيح نيكلسون گرفته باشد.
همين شناخت تازه اقبال از مولانا در مثنوي مشهورش تحت عنوان اسرار خودي شرح داده ميگويد كه:
جلال الدين محمد مولوي در رويايش ظاهر گشته به او گفت كه بر خيز و نغمه سرايي كن
نيكلسون در ترجمه اسرار خودی به برخي نكات دلچسپي از اختلاف و اتفاق نظر اقبال با مولانا اشاره نموده مينويسد:
(اقبال هر چند كه آموزش عارف بزرگ پارسي را در زمينه انصراف از خويشتن رد ميكند و در طيرانهاي وحدت الوجودي او با وي همراه نيست. اما به همان مرتبه كه از نوع تصوف جلوه گر در اشعار حافظ بيزاري ميجويد ،از قريحه و نبوع ناب و مشرب ژرف جلال الدين محمد مولوي تجليل ميكند.)
پيوندي كه در اسرار خودي ميان مولانا و اقبال برقرار شد مولانا را به صورت پير و رهنماي اقبال در آورد كه تا آخر عمر با او بود. اقبال در اين مثنوي بدون هيچگونه تكلف ابياتي از مثنوي معنوي را گنجانيده ،با اين تكان روحاني مثنوي معنوي را كتابي خواند كه در پهلوي قرآن بايد آن را به كرات خواند و الهام گرفت.
مولانا در نخستين ملاقات افسانوي با شمس تبريزي كه متضمن لحظه الهام از عشق است، در بخش شانزدهم اسرار خودي طوري وصف ميشود كه به صورت خضر اقبال تجسم مييابد و اين خضر كه از سرچشمه آب حيات با خبر است مريدش را به آن سوي رهبري ميكند.
همين انديشه خضر راه بودن مولانا، يكبار ديگر به صورت گفت و شنفت در بال جبرييل مطرح ميشود، اين كتاب شعر به زبان اردو ميباشد و پانزده سال بعد از نخستين شعر بزرگ او به همين نام تحت عنوان( بانگ درآ ) به نشر رسيده است. اقبال در هردوي اين آثار مشكلات خود را با مولانا به عنوان خضر راه در ميان ميگذارد.
غزل مشهور: بنماي رخ كه باغ و گلستانم آرزوست
همچون طلسمي جادويي بر علامه اقبال اثر گذاشته و از اشتياق آدمي به مرد خدا و ولي كامل كه به چهره مولانا ظاهر ميگردد سخن ميگويد. يكي از دلچسپ ترين زواياي تحقيق اقبال در خصوص مولانا يافتن تشابهات ميان گوته و مولانا و دريافت نكات اختلاف ميان هيگل و مولانا ميباشد.
به طور سنتي باتوجه به اظهارات گوته در باره مولانا چنان فكر ميشد كه ميان اين دو انديشمند بزرگ اختلاف نظر و ديدگاه وجود دارد، اما اقبال حضرت مولانا را با گوته همانند دانسته در بهشت صحنه یی ميسازد كه اين دوبزرگ باهم ملاقات مينمايند. اقبال مثنوي معنوي مولانا و فاوست گوته را دو كتابي ميداند كه هر دو تصديق ميكنند که:
(عشق نصيب آدم بر ابليس برتري دارد) و برعكس هيگل را كه بسياري ها تصور ميكنند با مولانا نزديکي دارد، در تصوير ذهني از مولانا دور نشان ميدهد و حادثه فرار هيگل را از ظهور مولانا ترسيم ميكند. اقبال مولانا را به صورت نيروي مقاوم و خنثي كننده در برابر استدلاليان و فلاسفه بي روح و خشك نشان ميدهد و مولانا از نظر اقبال خداوندگار تفكرات و تاءملات عاشقانه است كه بلافاصله و بي واسطه به حضور الهي طيران ميكند، در حاليكه فلسفه در جاده هاي خاكي و با پاي چوبين و بي آذين لنگ لنگان ميرود.
ستايشگران مولانا دوست دارند او را مولوي زمان ما بخوانند. اما انماري شيمل با اين ادعا موافق نيست . به نظر خانم شيمل علامه اقبال از آن شهود متفرق كننده و نيرومند عشق كه مولانا را به شاعر مبدل نموده بي بهرده است و همانطوريكه خودش معترف است به اندازه رهنمايي روحاني خود احاطه ندارد و اشعارش را تنها به يك مفهوم ميتوان تعبير كرد.
به عقيده خانم انماري شيمل اشعار اقبال مانند شعر مولانا تصويري رنگارنگ پر تلالو و سر شار از تاب و تب شعله هاي خيال نيست.
ولي اين اشعار مانند يك عدسيه متمركزي ميباشد كه تشعشات را در يك نقطه متمركز ساخته در قلب خوانندگان آتش ميزند و آنان را به هيجان مي آورد.
علامه اقبال حقا كه از راهيان بي بديل و شيفته گان اصيل مولانا بود كه ميگفت :
پيررومي خاك را اكسير كرد
از غبارم جلوه ها تعمير كرد

گزارشی از مرگ سینما درکابل

دسامبر 29, 2016

به بهانه روزجهانی سینما
download-1

download

13920903000501_photol

11-dalwa-1391-d1

images-2

image010

images-3

images-4

images-5

images

img_1464-1

theatr-paghman

d8aadb8cd8a7d8aad8b1daa9d8a7d8a8d9842

cinama-kabul

قبلترها،دو سه دهه قبل، حجم عظیمی از مردم در پیاده رو جلو این سینما(سینمای پامیر/کابل) تجمع می کردند تا برای تماشای آن پرده ی جادو تکت بخرند. و درگوشه و کنار سینما بازار سیاه تکیت نیز رونق داشت،گاه تکیت ها با سه برابر قیمت به فروش می رسیدند. اما حالا فقط عابران پیاده به ندرت، وفقط برای تماشای پوستر های فلم های پشاوری پشتو زبان بر در و دیوار این سینما لحظه ای مکث می کنند و به راه خود ادامه می دهند.

وارد راهرو سینما که می شوی،پس از بازرسی بدنی به یک سالن بزرگ می رسی،جایی که با صحنه ای شبیه فلم های هالیوودی ای که در مورد عراق و افغانستان ساخته می شود مواجه می شوی. ده ها نفر با لباس محلی بر روی زمین نشسته یا دراز کشیده اند و منتظرند تا ساعت به یک بعد از ظهر برسد و دروازه های سالن نمایش گشوده شود. بوی عرق، بوی پا، بوی آشغال وبوهای نا آشنای دیگر .

پچ و پچ و گاه خنده هایی بلند،دروازه باز می شود و همه به سمت آن هجوم می آورند. سالن نمایش بزرگ است اما هیبتی مغموم دارد. این سالن یاد آورد نوعی زنده گی ست که چند دهه قبل گویا در این شهر وجود داشته است.یادآورد آرامشی نسبی وامکان و مجال پرداختن به ساحات زیبایی شناختی در زنده گی افغانی. در داخل سالن نمایش بوی شدید نصوار به سایر بوها افزوده می شود،کف سالن سیاه و چرکین است،تماشاچیان به صندلی تکیه داده و پاهایشان را برپشتی صندلی جلو می گذارند و با نخستین جرقه های نور و تصویر بر صفحه اشپلاق می زنند و تصویر هیکل بزرگ بازیگر نقش اول فلم پشاوری با چهره ی آفتاب سوخته،سبیل های تا بناگوش،تفنگ شکاری در یک دست و بوتل شراب در دست دیگر ظاهر می شود که رجز می خواند.

از بیشتر از 16 سالن سینما در کابل، هم اکنون فقط 5 سالن نیمه جان نفس می کشند.3 سینما در نقاط مرکزی و مزدحم شهر و دو سالن در محل های دورتر از ازدحام و دستفروش های سمج و خرده فروشان ارزان فروش.

فقط سینمای آریانا هرازگاهی فلم های از سینمای هالیوود نشر می کند، بقیه تمام و کمال در اجاره ی سینمای هند و پاکستان هستند. فلم هایی بیشتر در ژانر «اکشن» و گاهگاهی هم فلم های که اینجا به آن «فلم عشقی» می گویند.عشق هایی از آن گونه که می دانید.

اما هرچه نشر کنند، روایت مشترک این سینماها،مهجوری آنهاست. شمار تماشاچیان در یک وعده ی نمایش به سختی به صدنفر می رسد.آنهم در سینماهایی که در مناطق مزدحم هستند. با این حساب و در بالاترین نصاب،درآمد سینما در یک وعده ی نمایش چیزی حدود پنج هزار افغانی ست که کمتر از یکصد دالر امریکایی می شود. سه سالون سینما در کابل به شهرداری تعلق دارد. انجنیر راحله کوهستانی مسوول خدمات کلتوری شهرداری کابل می گوید باوجودی که دولت درمالیات بر تورید فلم های خارجی(هندی و پاکستانی) تخفیف قایل شده و هم به 3 سینمای تحت تصرف شاروالی سوپسید می پردازد، ولی بازهم تعداد کمی از مردم به سالن های سینما میایند. او میگوید تسهیلات ویژه از جمله لژ های جداگانه برای خانواده ها در نظر گرفته شده است . از او می پرسم گمان نمی کنید یکی از دلایل نیامدن به سالن های سینما نوع فلم هایی ست که نمایش داده می شود؟

می گوید: » فلم ها با تایید وزارت اطلاعات و فرهنگ و پس از بررسی ریاست افغان فلم به نمایش گذاشته می شود اما چون اکثر این فلم ها توسط تلویزیون ها نیز نشر می شوند، به همین دلیل مردم کمتر برای دیدن آن به سالن های سینما میایند.»

برای جستجوی سرنخ این کلاف به ریاست افغان فلم مراجعه می کنم و از مسوول بخش مربوطه می پرسم چه معیارهای برای نشر فلم ها در سینماها در نظر گرفته می شود؟

شیرین داد مدیرعمومی تولید فلم در ریاست افغان فلم مردی کهنه کار و با سابقه در این ریاست خاطرات زیادی از وضعیت سینما در ذهن دارد. می گوید: » فلم هایی که عریانی در آن باشند منع می شوند وفلم های که … باشند نیز اجازه نشر نخواهند یافت.»

مراحل تورید یک فلم به افغانستان به مراتب سهل تر از طی مراحل قانونی تولید یک فلم است. وارد کننده گان فلم ها یک درخواستی عنوانی وزارت اطلاعات و فرهنگ می نویسند و پس از پرداخت مالیه ،فلم برای بررسی به ریاست افغان فلم راجع می شود و نهایتن و مستقیمن روی پرده می رود.

اما این وضعیت برای سینماگران افغان نیز رنج آور است. رویا سادات،از فلمسازان مشهور افغانستان از فقدان استراتژی فرهنگی می گوید و علت خالی بودن سینماها در کابل را نتیجه ی بی توجهی مسوولین دولتی می پندارد. خانم سادات می گوید:»همین محدود سینماهای افغانستان کاملن در قبضه ی فلم های هندی و پاکستانی ست و مجالی برای نمایش فلم های داخلی داده نشده است گناه مردم نیست، چون دست اندرکاران و مسوولان فرهنگ کشور برنامه ای برای نمایش گونه های دیگر هنر سینما ندارند، مردم به دیدن این فلم ها عادت کرده اند.»

خانم سادات می گوید چندی پیش جمعی از سینماگران مستقل روی مسوده ای کار کردند که در ان به طور مشخص به وضعیت اسفبار سالن های سینما نیز پرداخته شده است و قرار است این مسوده به وزارت فرهنگ سپرده شود.

خانم سادات می گوید مسوولین وزارت فرهنگ از نبود بودجه می نالند در حالی که طی چندین سال گذشته این وزارت توانایی مصرف حتا نیمی از بودجه اش را نداشته است.

90 سال از تاسیس نخستین سینما در افغانستان می گذرد. بیشتر سالن های سینما در دهه دمکراسی و دهه شصت آغاز به کار کردند. به روایتی تا همین قبل از آغاز جنگ داخلی ، بیشتر از 30 سالن سینما در سرتاسر کشور وجود داشته است. اکثر این سالن ها در زمان طالبان تخریب و به مسجد یا پارکینگ تبدیل شده اند. اکنون فقط کابل سینما دارد هرچند طی یکی دو سال اخیر ده ها سینمای کوچک » 3D» نیزدر کابل و ولایات ایجا د شده است. اما به گفته ی مسوولان با ادامه ی این وضعیت شگفت نخواهد بود که به زودی شاهد بسته شدن دروازه های همین 5 سینمای خالی نیز باشیم.
خبرگزاری خاورمیانه

 

مولانا در هندوستان-2

دسامبر 29, 2016

mol
قسمت دوم
نوشته : محمدداودسیاووش
پژوهشگران، قرن يازدهم هجري قمري را عظيم ترين دوره اعتلا وگسترش افكار و انديشه هاي مولانا در شبه قاره هند ميدانند.
دراين قرن شرح فاضلانه و تحشيه و تعليق هاي عالمانه،پيرامون مثنوي معنوي به رشته تحرير آمد و به تاليف فرهنگ هاي خاص لغات و معاني دشوار و منتخبات اشعار پرداخته شد. معنويت روحاني مولانا مانند هاله نوراني فضاي شبه قاره را فرا گرفت. مفسران و شارحان بيشماري به اقتضاي خروش درون و نداي فزون روحاني ،پيرامون مثنوي معنوي قلم زدند و بالغ بر پانزده شرح بر مثنوي نوشته شد.
اما محققين تعداد مطالب انگاشته و انباشته در اين راستا را به مراتب بيشتر از اين ميدانند، چون هنوز تحقيق همه جانبه و گسترده كه بتواند تمام گنجينه هاي كتابخانه هاي موجود هند و پاكستان را در برگيرد انجام نيافته و جاي پژوهش هاي فراوان در اين عرصه خاليست.
نيكلسون از سه شرح معتبر مثنوي نام ميبرد كه از آنها استفاده كرده است.يكي شرح فارسي عبدالعلي محمد بن نظام الدين لكنهوني ميباشد كه دانش بزرگ وي لقب پرافتخار بحرالعلوم را نصيبش ساخت. اين شرح كه در لكنهو و بمبيي به چاپ رسيده ،در غرب از شهرت بزرگ وجهانی برخوردار بوده ،دانشمندان مغرب زمين آن را بهترين ديباچه و رهنماي الهيات مولانا ميدانند.
شرح دوم از محمد رضا ميباشد كه تحت عنوان مكاشفات رضوي در آن ابيات مبهم مثنوي تحليل شده و در لكنهو به چاپ رسيده و به زبان فارسي دري ميباشد.
شرح سوم كه آنهم به زبان فارسي دري نگارش یافته از قلم ولي محمد اكبر آبادي به روی کاغذ ریخته شده.
اين شرح به قول نيكلسون حاوي نظريات دقيق و هوشمندانه است و بر نقد نظريات جدي اسلاف به خصوص محمد رضا استوار است. نيكلسون مينويسد كه نظريات «ولي محمد» همواره مؤيد اعتمادي نيست كه قول وي بر آن ميرود.
عده از دانشمندان به لحاظ فهرست تحليلي مطالب سودمند «مرآت المثنوي» تأليف «تلمذ حسين» را بهترين بررسي جامع از مثنوي معنوي به حساب مي آورند. استاد بديع الزمان فروزانفر مينويسند كه «مرآت المثنوي» بيشتر متكي است بر اصول اخلاقي و مباني ديني و از لحاظ تنوع و تجزيه آراء و نظريات مولانا كاريست سخت شگرف و در خور آفرين.
انماري شيمل مينويسد كه «سودا» شاعر طنزگوي زبان اردو ، مثنوي كوچكي را بر مبناي مثنوي مولانا در باره وحدت الوجود سرود.
در پنجاب دو شرح مشهور بر مثنوي معنوي ديده شده كه هر دو به شعر پنجابي سرايش يافته اند. شرح اولي توسط «پير امام شاه» سروده شده كه شامل بخش كوچكي از بيست و ششهزار بيت مثنوي ميباشد و شرح دومي ازقلم «محمد شاه الدين» تراوش یافته كه در لاهور نگارش شده. ترجمه منظوم «محمد شاه الدين» با مقدمه به زبان اردو به كوشش «نور احمد» در لاهور انتشار يافت.
در دهلي شاعر و عارف بزرگ «مير درد» به پيروي از اسلوب پدرش «ناصر محمد عندليب» مضامين فراواني را از مولانا اقتباس و نقل كرده است.
در زمينه ترجمه نيز كارهاي ارزشمندي در شبه قاره در رابطه به مثنوي معنوي صورت گرفته، منشي «مستعان علي» ترجمه از مثنوي را تحت عنوان «باغ ارم» به عمل آورده كه بارها به چاپ رسيده و « يوسف علي شاه» تازه ترين وشايد هم به قول محققين موفقانه ترين ترجمه منظوم اردو ر ا با همان وزن اصلي آن به نام پيرا هن يوسفي تقديم خوانند گان نموده است ،اما يوسف علي شاه چشتي به قول انماري شيمل با آنكه در اين ترجمه ، خيال چگونگي شفا بخشي پيراهن يوسف را مجسم ميسازد، ولي اين ترجمه مثنوي معنوي چشمان خواننده را روشنايي نمي بخشد و وجود او را از بينش روحاني سرشار نمي سازد.
پژوهش ها نشان داده كه فيه ما فيه اثر منثور مولانا در هند علاقه مندان زياد دارد .« مير عبدالرشيد تبسم» اين اثر را به اردو ترجمه نموده و قبل بر آن «عبدالحميد دريا بادي» با الهام از علامه «اقبال لاهوري » فيه مافيه را تصحيح نموده است.
محققان به اين باور اند كه بعضي از صور خيال اشعار شاعر بزرگ هند« ميرزا غالب» در شعر، از سلسله دور و دراز شاعراني چون ميردرد، بيدل و عرفي به مولانا ميرسد.
در راستاي تفهيم مثنوي براي كودكان مجمع ادبي سند دوره از مجلات كودكان را منتشر ساخته كه حاوي حكايات بيشماري از مثنوي معنوي به زبان سندي ميباشد.
در لكنهو جنگ شجره معرفت توسط غلام حيدر و بستان معرفت شامل شرحي بر مثنوي توسطه «عبدالمجيد پلبهابتي» به چاپ رسيده است «اسپرنجر» از يك مثنوي به زبان اردو نام ميبرد كه به كوشش «اعظم اگره » وبه تقليد از مولانا و «شاه شاكر علي دهلوي» پرداخته شده است.
از تحقيقات دانشمندان بر مي آيد كه «عزيز احمد» درباره نفوذ مولانا بر «بهوپال» اهل جمو سخن گفته و در نوشته هاي فارسي-دري عالم و حكيم بزرگ«شاه ولي الله» استناد ها فراوان به حضرت مولانا صورت گرفته است.
«سيد عبدالله فتاح الحسين العسكري» شرحي بر مثنوي به نام «مفتاح المعاني » نوشته وگلچيني از همين اثر را «الدارالمكنون» ناميده است ، به همين ترتيب مثنوي «نورعلي نور» را به اقتفاي مولانا«افضل سرخوش» و نان و حلوا را «بهاءالدين» به عنوان ديباچه آشنايي با مثنوي مولانا در هند سروده اند.
قابل ياد آوريست كه به تقليد از مثنوي مولانا از (مثنوي رازي) و مجموعه (عيش وطرب )سروده (عاشق )نام برده ميشود. و از (رموزالطاهرين )تاليف (باقر علي خان)، (شرح مثنوي) تاليف (باقي امراد علي )و ديگران كه در توضيح و تشريح مثنوي افكار مولانا سهم گرفته اند، محققان به نيكويي ياد كرده اند. شالوده اين بحت آنست كه اگر به گفته آن محقق غربي زبان ادبي مرسوم هند يعني اردو در جاي اشارات به مولانا و يا ترجمه هاي از اشعار مولانا را در خود نداشته باشد حيرت انگيز است .
از همين جاست كه ناله ني مولانا را از پنجاب تاسند و بنگال و دهلي درهركجا مي شنويم و اين نوا با حلول در اشكال شبه قاره یی آن از هركجا به گوش ميرسد.

مولانا درشبه قاره هندوستان هند

دسامبر 27, 2016

rumi

نوشته محمد داود سياووش
مظاهر روحاني حضور مولانا در شبه قاره هندوستان، از خرقه ملوس قلندران تا كاخ هاي سر به فلك كشيده پادشاهان و تا مراكز تحقيق و ترجمه اهل عرفان، هر كجا با جيغه عاشقانه و نواي جاودانه برق مي زند و زنده است. نام هاي حك شده زايران و پارسايان هندي بر سنگ هاي اهل قبور قونيه بيانگر آنست كه اين عابدان و زاهدان پاكدل فصلي از حيات شان را در محضر روحاني مولانا سپري كرده اند.
محققان به اين باور اند كه در شبه قاره هند عشق به مولانا به هيچوجه محدود به سلسله هاي صوفيه نبوده ،بلكه بدون مبالغه ميتوان گفت كه: مثنوي معنوي در سراسر هند ديروز به صورت مرجعي معتبر پذيرفته شده بود.
گفته ميشود كه بوعلي قلندر شاعر مولانا را ملاقات كرده ودر اشعارش نشانه هاي از تاثير مولانا نمودار است، به همين ترتيب حكايتي وجوددارد كه سيد اشرف جهانگير از هند به ديدار سلطان ولد رفته تا در باره زندگي پدرش اطلاعاتي به دست آورد ،اما انماري شيمل در صحت اين حكايت شك دارد.
در حاليكه مثنوي معنوي يكي از كتاب هاي اساسي طريقه چشتیه در هند به شمار ميرود، پيروان طرايق قادريه و نقشبنديه نيز تا آن حد به اين كتاب ارادت دارند كه محمد زمان اول يكي از رهبران طريقه نقشبنديه تمام كتابخانه خود را بخشيد تا تنها سه كتاب يعني قرآنكريم،مثنوي معنوي و ديوان حافظ را بدست آورد. ارجگذاري به شعر مولانا در سند شايان تأمل خاص ميباشد،جهانگير هاشمي كه از افغانستان به دربارسند پناه برده بود، در دربار ارغوان فرمانرواي( تته) ميزيست. موصوف صورت ديگري از داستان مشهور مولانا را راجع به دعا در مثنوي مظهرالآثار خود نوشت و به دنبال وي خيلي شاعران فارسي – دري زبان از راه رسيدند و بازار مثنوي خواني را در سند گرم ساختند.به قول محققين امپراطور اكبر به مثنوي معنوي عشق ميورزيد و( شيدا) شاعر دربار شاه جهان در دفاع از خود به مثنوي معنوي مولانا استناد نموده و نجات يافت.
دارالشكوه فرزند شاه جهان و وارث مسلم امپراطوري مغول مثنوي سلطان ولد را به قلم خود استنساخ نمود. دارالشكوه تلاش ميوزريد تا مفهوم عميق تر آيين عارفانه هندي را در محيط اسلامي ترويج كند.
انماري شيمل مينويسد كه: يكصد سال بعد «انند كنه كوش» شاعر، مثنوي كج كلاه را به سبك مثنوي معنوي سرود و در آن داستان ملاقات دارالشكوه را با حكيم هندو «بابا لال داس» طوري گنجانيد كه با خوانش آن خواننده تلاش اين امير تيره بخت را در جهت تلفيق و تطبيق آيين عارفانه هندو واسلام به ياد بياورد.
اورنگزيب برادر جوانتر دارالشكوه تا آن حد شيفته اشعار مولانا بود كه معلمش در علوم الهي شرحي به مثنو ي براي او نوشت.به گفته محققين اورنگزيب از استماع اشعار مثنوي معنوي به گريه مي افتاد و در منابع تحقيقي صراحت دارد كه اين امپراطور كساني را كه مثنوي را با لحن شيرين و حزين انشاد مينمودند مورد نوازش و ستايش قرار ميداد.
علاقه و عشق ساكنان هند به خصوص در سند به ستايش اوليا و اشعار عارفانه از يك طرف و تشويق و ترغيب امپراطوران مغول از سوي ديگر باعث گرديد كه مثنوي خواني در شبه قاره رونق يابد و از ميان مثنوي خوانان شخصيت هاي مثنوي خوان چون سيد سعدالله پورابي سر بلند كند و رساله چهل بيت مثنوي را بنويسد.
نظري اجمالي بر فهرست اسپرنجر از نسخ خطي سلطان (اوده) نه تنها نشان دهنده تعداد نسخ مثنوي در كتابخانه هاي سلاطين هند ميباشد بلكه مبين نفوذ كلام مولانا و اثر پذيري شعراي زبان فارسي و اردو در تقليد از وي نيز هست. زيب النسا دختر اورنگ زيب كه خود شاعري فاضل بود از ياران شاعرش خواست تا مثنوي به شيوه مولانا بسرايند.
صفيا شاعر كشميري در قطعه یی بر وزن مثنوي معنوي سرود:
مثنوي مولوي معنوي
مرده صد ساله را بخشد نوي
انماري شيمل مينويسد كه( صايب) شاعر بلند آوازه فارسي – دري چندين غزل به تقليد از غزليات مولانا سروده و بيدل غزل كوتاهي از مولانا را به الفاظ ديگر اما بسيار موفقانه در قالب شعر آورده كه:
زهر پاره دلم بلبل توان كرد
بر علاوه اشاره به ني وآتشي كه ني در شبستان مي افگند ،هرچند به صورت بسيار پيچيده، اما در ديوان بيدل وجود دارد. به گفته خانم شيمل نگرش بيدل به دنيا كه در آن سير صعودي بي وقفه همه حادثات مطرح است، با نظر مولانا اندر باب حركت استكمالي شباهت هاي دارد كه هنوز ايجاب تحقيق بيشتر را مي نمايد.
محققان به اين نظر اند كه تاثير مولانا بر شعر عارفانه سند به بهترين و جه در آثار( شاه لطيف) اهل( بهت) تجلي يافته است
مجموعه اشعار وي تحت عنوان (رسالو) به زبان سندي تا چند سال اخير در مغازه هاي كتاب سند ديده شده. ليلا رام و طنمل در باره علاقه (شاه لطيف) به مولانا مینويسد:(نور محمد كلهره) فرمانرواي سند كه (شاه لطيف) از وي دوري جسته بود با اهداي نسخه زيبائي از مثنوي اورا دوباره به خود جذب نمود
يكي از مامورين هند بريتا نوي به نام (سورلي) مینويسد: اشعار (شاه لطيف) چيزي جز تكامل يك مسلمان هندي در فلسفه جلال الدين محمد مولوي نيست . (شاه لطيف) خود را منتدار و مرهون مولانا ميدانست وبا( شاه اسماعيل صوفي) كه يكي از مثنوي خوانان معروف هند بود مناسبات دوستانه داشت.
بيدل روهري يكي ديگر از شعراي متأخر سند ميباشد كه به مولانا ارادت داشت. بيدل روهري مثنوي معنوي را در ملازمت يكي از رهبران بزرگ عارف به نام( پير علي گوهر شاه اصغر) خواند كه خاندانش نقش مهمي در تاريخ تصوف دره سند داشته اند، به گفته پژوهشگران بيدل روهري بيماري خودرا با خوانش مثنوي معنوي شفا مي بخشيد
اشعار روهري به زبان هاي سندي، سرايكي ،اردو و فارسي- دري حاوي اشارات بيشماري به ادبيات مولانا و شمس تبريزي ميباشد. روهري كتاب عجيبي به نام مثنوي دلگشا دارد كه در آن تركيباتي از قرآن ، حديث ،ابياتي از مثنوي معنوي و اشعاري از (رسالو) را گنجانيده است
مولانا را در هند در كليه ابعاد فرهنگ ميتوان ديد و بياناتش را از زبان ديگران شنيد.
در هند از طرايق صوفيه تا اهل تفسير و تشريح و ترجمه و تا مجالس سماع و مدارس ديني ومنبر هاي مساجد، از هركجا گلبانگ ملكوتي ني به گوش مي رسد كه ادامه اين بحت را در برنامه آينده تقديم ميدارم.

فرجام حکومت دیوال ها و ان دیوال ها

دسامبر 22, 2016

dostum-criticize-ashraf-ghani
فرجام حکومت دیوال ها و ان دیوال ها
نوشته: محمد داود سیاووش
حتی فردی که هیچگونه علاقه به سیاست نداشته ، سواد ندارد واز بام تا شام به فقیرانه ترین شکل در پی پیدانمودن یک لقمه قوت لایموت فرزندانش در کوچه ها و خیابان های شهر سرگردان است نیز اکنون ازبرکت گوش دادن به اخبار رسانه ها از رادیوی کوچکش میداند که معنی استقبال مسلحانه در آوردن زرداد فریادی به پایتخت و همزمان تدارک اسناد بدنام کننده برای جنرال دوستم و سلب اعتماد رهبر جمعیت از پست وزارت خارجه از طریق پارلمان و کنار گذاشتن برادران احمد شاه مسعود از معاملات مخفی و سلب صلاحیت داکتر عبدالله و در رقابت قرار دادن و دور زدن لقب قهرمان ملی از نام احمدشاه مسعود چیست و کشور به کدام سو در حرکت است؟
رییس جمهور غنی با هشتاد مشاور به اعتراف رسمی و یک صد و چند مشاور به گزارش رسانه ها و داکتر عبدالله با چهل مشاور به اعتراف رسمی و یکصد و چند مشاور به گزارش رسانه ها، با کشیدن حصار بلوک های مضحک سمنتی دیوار ها از چهارراهی ملک اصغر تا چهارراهی فواره آب و پل محمود خان و کلوپ عسکری و تا وزارت صحت عامه و رادیو تلویزیون دولتی و چهارراهی زنبق طلایی متصل به دیوار دفتری که در آن نجیب زندانی بود، معلوم نیست در این زون سبز با این تشکیلات پندیده و متورم مشاوران که حتی تعدادشان به تعداد اعضای پارلمان سر میزند مصروف تمرین الفبای کدام باب صرف به سبک طالبان صرفی میباشند. در حالیکه در خارج این حصار بلوک های سمنتی و دیوار ها محشری از داد و واویلای مردم از مظالم و ستم نظام حاکم ، به افلاک بالاست و دست ها برای نجات از این ظلم و ستم و بی عدالتی و ناروا و رشوه و اختلاس و زورگویی به سوی قاضی الحاجات و مالک عرش و کرسی و سماوات در دعاست.
در تازه ترین گزارش پس از شکستن قلم و نشان دادن بکس جیبی نمایندگان سازمان ملل در کابل و واکنش تند محافل ملی و بین المللی از ناکامی حکومت افغانستان، اینک سر منشی سازمان ملل در گزارشش به شورای امنیت آن سازمان تصویر تاریکی از اوضاع سیاسی و امنیتی افغانستان ارایه کرده است. در گزارش بانکی مون به تنش های موجود فی مابین رییس جمهور غنی، رییس اجراییه عبدالله و معاون اول رییس جمهور جنرال دوستم اشاره شده و گفته شده که دوسال حکومت وحدت ملی شاهد کدام رویداد عمده نبوده است.
در این گزارش آمده که شمار درگیری های مسلحانه از جنوری تا اکتوبر 2016 در مقایسه به همین مدت سال گذشته بیست و دو در صد افزایش را نشان میدهد.
در گزارش گفته شده که قوای امنیتی تنها توانسته اند مراکز ولایات افغانستان را در کنترول خود نگهدارد.درحالیکه در مقابل طالبان در سراسر کشور قوای امنیتی را با مشکل مواجه ساخته و حتی تلاش کردند تا مراکز ولایات هلمند،ارزگان،فراه و کندز را به تصرف خود بیاورند.
این گزارش در حالی منتشر میشود که کشورهای اطراف افغانستان چون روسیه، پاکستان و چین در نظر دارند نشستی را بدون حضور دولت افغانستان برگزار نمایند. روسیه طالبان را گروه سیاسی میخواند و ایران ارتباط با این گروه را انکار نمی کند و در همین حال بارک اوباما چندی قبل گفت ایالات متحده طالبان را شکست داده نمی تواند و جنگ جز زندگی سی سال مردم افغانستان میباشد وباز در همین حال در وضعیتی که همگان گوش به آواز ترامپ رییس جمهور آینده امریکا میباشند به نوشته رزاق مامون ترامپ میگوید:( تا هزار سال دیگر هم به افغانستان دموکراسی نمی رسد)
در چنین شرایط دشوار در حالیکه شایعات سقوط مارجه در رسانه ها میپیچد شورای امنیت به عوض بررسی مکتوب تخلیه مارجه شکایت ایشچی را روی میزگذاشته ورییس جمهور در باره قیرشدن سرک مقابل سرای شهزاده به صفت موضوعات مهم فکر میکند و خبر زندانی بودن زرداد ار طریق اخبار8شب همان شب رد میشود و به قضیه نکاح همزمان دوخواهر توسط یک زورمند اصلا پرداخته نشده نادیده گرفته میشود.از همینجاست که میتوان تصور نمود که در کلیه ابعاد، فضای بی اعتمادی کشور را فراگرفته و نیروهای سیاسی مانند روزهای آخر حکومت نجیب دچار سراسیمه گی و آشفته گی میباشند.
ناظرین سیاسی که از دور این جریانات پارادوکس را از زمان سقوط شاه تا داود وتره کی وامین وکارمل ونجیب و ملاعمر وانتقال جبری مجددی وربانی وکرزی نظاره میکنند به این باوراند که درافتادن غنی با دوستم به معنای پایان عمر حکومت وحدت ملی میباشد.چون آن دوره از نظر تاریخی سپری شده که ازبیک در اردو فقط اردلی می شد وهزاره اجازه شمولیت در عرصه نظامی را نداشت.
تجربه نشان داده با توجه به کاریزمای بزرگی که دوستم درمیان اقوام ازبیک وترکمن دارد کسانی چون گلم جم درزمان نجیب ،اکبربای در زمان کرزی واینک ایشچی آنهم بااین اتهام مضحک در زمان غنی هرگزجای دوستم را پر کرده نمیتوانند.
جای تعجب آنست که سفرای شش کشورغربی چرا از ماجرای ایشچی نظر به حادثه به نکاح آوردن همزمان دو خواهر، بیشتر نا راحت اند. وضعیت مغلق نظامی سیاسی کشور نشان میدهد که موضع گیری به طرفداری رییس جمهورغنی وبرعلیه جنرال دوستم معاون اول در حال حاضربه نفع امریکا نیست.

40برترین نظام آموزشی دنیا در ۲۰۱۶

دسامبر 18, 2016

%db%b4%db%b0-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%db%b2%db%b0%db%b1%db%b6

در این مقاله ۴۰ برترین نظام آموزشی دنیا در ۲۰۱۶ بر اساس مطالعه ی مجمع اقتصاد جهانی معرفی می شوند. تا به حال به این مسئله فکر کرده اید که کشور شما در کدام رده‌ی سیستم آموزش و پرورش دنیا قرار دارد؟ براساس گزارش جدیدی از مجمع اقتصاد جهان، با عنوان گزارش ۲۰۱۶ رشد و پرورش همگانی یا فراگیر، کره جنوبی به عنوان کشوری ظاهر شده‌است که بیش‌ترین مساوات را در سیستم آموزشی رعایت می‌کند.

۴۰ برترین نظام آموزشی دنیا در ۲۰۱۶

این گزارش ۳ نوع تساوی حقوق را -دسترسی، کیفیت، و نتیجه- در آموزش و پرورش ارزیابی می‌کند و همه‌چیز را از پیش‌دبستانی تا آموزش‌های فنی‌حرفه‌‌ای تحت پوشش قرار می‌دهد.

این نتایج را کارگروه درآمد بانک جهانی طبقه‌بندی کرده‌است، که با توجه به ارتباط قوی بین توسعه‌ی اقتصادی و آموزش و پرورش اصلا عجیب نیست. اروپای شمالی و کشورهای آسیایی که اقتصاد پیش‌رفته‌ای دارند، در این طبقه‌بندی برتر هستند. ژاپن به جمع کره‌ی جنوبی و سنگاپور پیوسته، و این کشورها ۳ برترین اقتصاد پیش‌رفته هستند. در رتبه‌ی ۲۴ام، امریکا قرار دارد که به نظر می‌رسد از ردیف اقتصادهای پیش‌رفته عقب مانده‌است و پایین‌تر از استرالیا، فرانسه، و ایسلند است.

اروپای شرقی رتبه‌ی خوبی هم در گروه اقتصاد بالاتر از متوسط و هم در گروه اقتصاد پایین‌تر از متوسط دارد، در حالی‌که کشورهای امریکای لاتین، به عنوان یک خوشه‌کشور، در کیفیت آموزش‌ و پرورش عقب مانده‌اند.

نظام های آموزش و پرورش دنیا تا چه حد مبتنی بر مساوات هستند؟

در ادامه ۱۰ برترین کشور از نظر تساوی سیستم آموزش‌ و پرورش (یعنی فرصت مساوی برای آموزش‌ و تحصیل) در هر گروه بندی اقتصادی شامل چهار گروه به شرح زیر آمده است:

۱. اقتصادهای پیشرفته

۲. اقتصادهای بالاتر از متوسط

۳. اقتصادهای پایین تر از متوسط

۴. اقتصادهای با درآمد پایین

e1

نویسنده: دونالد آرمبرخت

ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده

منبع: فوربس

30 ویژگی جامعه زنده

دسامبر 17, 2016

v

در این یادداشت نویسنده مظاهر ومعیارهایی را برای یک جامعه زنده مطرح نموده. بیایید ببینیم درجامعه ما چند مظهر این موازین به چشم میخورد وما در چه نوع جامعه با همین معیار های حداقلی زیست مینماییم
به نوشته دکتر سریع القلم، جامعه ای زنده است:
1. که در عرصه های اقتصاد، هنر، علم، سیاست، میان شهروندان رقابت قاعده مند وجود داشته باشد
2. که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده باشد
3. که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد
4. که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه ساخته شده باشد
5. که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند
6. که حداکثر هزینه های غذا و مسکن، 35 درصد درآمد شهروندان باشد
7. که در فرودگاه های آن، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی خارجی تردد کنند
8. که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند، اتومبیل خود را کاملاً متوقف کنند
9. که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد
10. که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند
11. که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی مالی عادت کرده باشند
12. که تکمیل پیچیده ترین طرح های «عمرانی» در آن، حداکثر 3 سال به طول انجامد
13. که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند
14. که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده باشد
15. که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید،
حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند
16. که مدیریت آن جامعه مبتنی بر سعی و خطا نباشد
17. که شهروندان نظافت محیط عمومی، خیابان ها، جاده ها
و سواحل را با نظافت محل سکونت و اتومبیل خود مساوی بدانند
18. که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد
19. که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند
20. که دستگاه های اجرایی آن با fact تحلیل کنند و نه با تخیل
21. که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد
22. که شهروندان آن از اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند
23. که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر باشد
24. واژه های «ببخشید «، «عذر می خواهم» و «اشتباه کردم»
به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد
25. که شهروندان آن، دندان های سالم داشته باشند
26. که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن، پی آمدی نداشته باشد
27. که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی مرتب در تعامل باشند
28. که وقتی پلیس راهنمایی، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند،
پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس
29. که حفظ تعالی، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت داشته باشد
30. که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته باشند
بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند.

آغاز یک انقلاب علمی

دسامبر 16, 2016

robat
دانشمند جاپانی جورۀ روباتیک خود را ساخت
قوس 25, 1395
هیروشی ایشیگورو، دانشمند جاپانی، که باورمند است زمانی نسل‌های جدید روبات ندیم و رفیق انسان‌ها خواهند شد، روبات هم شکل خود را در یک نمایشگاه در ایتالیا نمایش داد.

این روبات که صورت اش از سیلیکون یا پلاستیک نرم ساخته شده و عوض قلب یک کمپیوتر در سینه دارد، ظاهر کاملاً شبیه به مخترع اش، پروفیسور اشیگورو، دارد.

ایشیگورو که استاد پوهنتون اوساکای جاپان است، یکجا با روبات هم شکل خود، به ایتالیا آمدند تا در مورد آیندۀ روابط میان انسان‌ها و روبات‌ها در موزیم هنرهای معاصر روم صحبت کنند.

این روبات انسان مانند که جیمینوید نام دارد با هوش مصنوعی مجهز بوده و پروفیسور ایشیگورو می خواهد آن را در خدمت انسان‌ها قرار دهد.

جیمینوید هدف مخترع اش را در مقابل تماشاچیان ثابت ساخت و گفت «اگر بخواهم می توانم عوض او صحبت کنم، اما بدبختانه امروز نمی توانم این کار را انجام دهم چرا که او اینجا می آید. اجازه دهید پروفیسور اشیگورو را معرفی کنم، او واقعی است».

به طور ساده، جیمینوید مجموعۀ از انجینیری روباتیک و علوم شناختی است که از راهی دور اداره می شود. او تنها یک ماشینی نیست که شکل انسان را دارد. پروفیسور اشیگورو می گوید از طریق برنامه ریزی برای جیمینوید آرزو دارد ماهیت انسان بودن را درک کند.

آقای ایشیگورو گفت «اگر ما قادر به ساختن روبات مشابه به انسان شویم، به این معنی است که ما عمیقا ً درک می کنیم که انسان چگونه موجود است. به همین دلیل من به چنین پروژه ها علاقمند استم.»

در حال حاضر روبات های انسان مانند در جاپان به حیث فروشنده و در فرانسه به حیث بازیگران تیاتر استفاده می‌شوند. با تقلید اغوا کننده از انسان‌ها و توان برقراری رابطۀ اجتماعی، این روبات‌ها احساس حضور یک فرد را ایجاد می‌کنند.

آقای ایشیگورو استدلال می‌کند که اگر روبات را به صفت یک همراه خود قبول کنیم، در واقع کودکان و بزرگسالان می توانند آنان را مانند یک یار، دوست و یا هم صحبت بپذیرند و بعد از آن احتمالا ً جامعه نیز این روبات را به حیث دوست در اجتماع قبول خواهند کرد.

این پروفیسور جاپانی که مسوول بخش انجنیری و ساینس پوهنتون اوساکا نیز می باشد، پیش بینی می‌کند که در آیندۀ نزدیک جامعه انسانی شاهد به میان آمدن جامعه روبات ها خواهد بود، جاییکه حقوق انسانی برای روبات‌ها نیز داده خواهد شد.

آقای ایشیگورو گفت «ما نمی توانیم انسان ها را به حیث اجسام گوشتی تعریف کنیم، وقتی ما افراد دارای معلولیت را می نگریم، طوری فکر نمی کنیم که آنها ۸۰ درصد یا ۹۰ در صد انسان استند، بلکه آنها صد در صد انسان اند، به این مفهوم که برای انسان بودن داشتن جسم گوشتی لازمی نیست.»

به هر حال ایشیگورو تصدیق می کند که ساینس هنوز راه طولانی در پیش دارد تا ماشین هایی بسازد که خصوصیات اساسی انسانی یعنی احساسات را تقلید کند.

آقای ایشیگورو گفت «بعضی اوقات با نگاه کردن به غروب گریه می کنیم، اما هیچ کسی دلیل آن را نمی داند، هیچ کسی نمیداند ما چگونه این ذهن عاطفی را انکشاف می دهیم. بناً این کار مشکل است. ما و شما به داشتن درک و هوش باورمند استیم، اما هیچ کسی نمی‌داند که این درک و هوش چه است. بنا بر این ما چگونه می توانیم هوش و درک را به یک روبات بدهیم. بناً فکر می کنم این چالش بزرگ برای چندین دهۀ آینده است.»

گروه پژوهشی جیمینوید در پوهنتون اوساکا به کار خود ادامه می دهد تا روبات کاملاً تطابق پذیر را بسازد که پهلو به پهلو با انسان ها زندگی کنند.

روبات مشابه با پروفیسور ایشیگورو چندین دهه می شود که وجود دارد، اما تا هنوز به مرحلۀ نرسیده است که بی خطر، فصیح، خود مختار و دارای معاشرت شود.
voa