کرزی -غنی باد کشتند و توفان درو می کنند

دسامبر 4, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
بالاخره صف ها و قرائت ها روشن شد و با دفاع از خط خلافت بغدادی و امارت ملا عمر در کوریکولم مضمون ثقافت اسلامی، قرائت تندرو بغدادی و ملا عمری امیرحزب اسلامی در برابر قرائت معتدل برهان الدین ربانی و احمدشاه مسعود در پارلمان مقابل هم قرار گرفتند.
هنگامیکه در ابتدای تشکیل اداره مؤقت بعضی رسانه ها مطرح می نمود که خط و قرائت تندروان از اعتدال پسندان دینی روشن شود و عناصر تندرو، معتدل و اصلاح طلب در نظام مشخص شوند، عده یی از عناصری که با نظریات ماورای چپ در بلندترین مقامات جا خوش کرده بودند با نظریه پردازی های بلند پروازانه مطابق نرخ روز و رنگ روز به بهانه اینکه همه چیز را نباید سیاه و سفید دید این تقاضا را به استشاره صدر نظام به طاق نسیان گذاشتند، تا اینکه اکنون پس از بورس دادن انتحاری ها، آزادسازی دهشت افگنان از زندان های بگرام، پلچرخی و گوانتانامو، برادر خواندن طالبان، مخالفت با بمباران هوایی بر طالبان، مخالفت با عملیات شبانه و به رسمیت شناختن ساحات تحت کنترل طالبان همزمان با پارچه پارچه نمودن احزاب جمعیت، شورای نظار و حزب وحدت و استفاده افزاری از جنبش و سایر احزاب سرانجام روزی فرا رسید که این نیروی دلخواه تندرو تا پارلمان و ارکان ثلاثه دولت رشد و رسوخ یافته حتا قدرت مانور علنی از درون پارلمان و بازی های اوپراتیفی کند ساختن قدرت رزمی و پایین آوردن مورال رزمی را پیدا نموده از تربیون پارلمان از خلافت بغدادی و امارت ملا عمری دفاع کند.
حالا به وضاحت درک می شود که نتیجه مصرف 800 میلیون دالر در شورای صلح و 600 میلیون دالر به قول تایمز لندن به ساختن پایگاه های دهشت افگنان در چند ولایت چه بوده است، کارزار وسیع زدن و راندن و از خود دور کردن احزاب و سازمانهایی که زمان استفاده افزاری از آنان به پایان رسیده و به اصطلاح ایکسپایر شده اند نشان می دهد که کرزی غنی در این پروسه از کشت زار افراط گرایی در مدارس و مکاتب و ارکان ثلاثه دولت توفان درو خواهد کرد.
با توجه به روان مثبت منفی جامعه افغانی در وضعیتی که مردم تحولات، انکشافات و معاملات اخیر را از عینک شک و تردید نگاه می کنند، زدن رهبر جمعیت از طریق پارلمان و آوردن رهبر حزب اسلامی از دریچه مذاکره، به آغوش گرفتن رهبران حزب وحدت و به خاک و خون غلتیدن جوانان هزاره در دهمزنگ، کارته سخی، مدرسه باقرالعلوم و بلخ، به آغوش گرفتن چند رهبر تاجک تبار و مخالفت با بخاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی و عدم علاقمندی از تجلیل از روز احمدشاه مسعود به عنوان قهرمان ملی، پایه گذاری منار دشمنی شمالی و جنوبی با توهین به قوم تاجک، مخالفت با خواسته های مردم هزاره در رابطه به انتقال لین برق از بامیان، نادیده گرفتن فعالیت تبلیغی افراطیون در مدارس، مساجد و دانشگاه ها و ولایات نورستان و کنر و شهر کابل و غیره، سوء قصد به جان جنرال دوستم و کنار گذاشتن جنرال دوستم در معادلات نزدیکی به طالبان و حکمتیار و افتادن طالبان به دامان روسیه، ایران و پاکستان، مذاکرات چین، روسیه و پاکستان در رابطه به اوضاع افغانستان و هشدار نرندرا مودی در کنفرانس قلب آسیا به پاکستان که باید دست از ترور در افغانستان بردارد تصویر وحشتناکی را از انکشاف بعدی اوضاع ترسیم می کند.
حال که جنگ قرائت ها در کشور آغاز گردیده به نظر میرسد این جنگ مانند آتش زیر پلال خرمن هستی جامعه را با تقابل وهابیت و سلفیت در برابر تشیع علوی و پیروان ابوحنیفه به سوی نابودی سوق داده جنگ های نیابتی شیخ های میلیونر عرب با پیروان خط امام و ستون پنجم آی اس آی در دولت افغانستان و پیروان خط اعتدال اسلامی در کشور مشتعل خواهد شد که مسوولیت آنرا کسانی به دوش خواهند داشت که این زمینه را مساعد ساخته اند.

مسخره ترین ورسوا کننده ترین بازی اوپراتیفی قرن

دسامبر 2, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
وقتی دریک بازی اوپراتیفی ریشخند و رسوا رقیب بتواند شخصی را در رول پلی نماینده شورای امنیت ملی افغانستان طوری بگمارد که دو چرخبال را به خدمت گرفته با تقدیر نامه های تقلبی شورای امنیت مقامات چند ولایت را مورد نوازش قرار دهد، واقعا این سوال بی پاسخ میماند که عنان نظام سیاسی افغانستان به دست کیست ؟و گردانندگان نظام کیستند؟
این اجرا کننده نقش تقلبی تا حدودی بار شانه رییس جمهور پیشین حامد کرزی را سبک ساخت که یک دوکاندار کویته بنام طالب در اجرای یک نقش رسوا و خنده آور با وی ملاقات کرده بود.
با این حال مردم حق دارند بپرسند که این زمامداران نظام کیستند؟ که دوکاندار کویته در رول طالب با رییس جمهورش ملاقات میکند، فرد انتحاری در رول ملاقات کننده صلح رییس شورای صلحش را سر از تن جدا میکند و شخصی با جعل یک تقدیر نامه میتواند چرخبالها، کماندوها و وسایط زره ای اش را در خدمت گرفته نیمی از افغانستان را در نوردد و بلند پایه ترین مقامات کشور را مورد نوازش قرار داده با استقبال گرم و اسکورد قطارها مشایعت و بدرقه شود.
شاید این تلخ ترین خنده و طنز قرن باشد که در تاریخ افغانستان رقم میخورد و معلوم نیست که موفقیت اجرای این رول پلی کمیدی به حساب مهارت رقیب باید محاسبه شود و یا بیکفایتی و عدم کارایی دولت بر سر اقتدار.
دولتی که مانند باز فتح بهادر به عوض گرفتن شکار، جوجه های خانگی صاحب خانه را به چنگ میگیرد. رییس جمهورش به عوض کارکردن با تیم داخل نظام درآرزوی رسیدن به مخالفان بوده متحدان را میراند و به عوض مادری که چندین پسرش را در جنگ با دشمنان دولت از دست داده کلید اپارتمان را قربانی چشمان نیشنل جغرافیایی شربت گل میکند.
مردم میپرسند:
وقتی داود اوغلو با اختلاف اندک با اردوغان از صدارت استعفا میدهد و دیوید کامرون فقط به دلیل مخالفت با نتیجه همه پرسی که در آن مردم انگلیس به طرفداری خروج از اتحادیه اروپا رای دادند حاضر میشود از مقام صدارات کنار برود و عبدالحکیم بلحاج حاضر میشود از ریاست شورای نظامی شهر ترابلس استعفا کند و الکسس پیراس نخست وزیرچپگرای یونان تحت فشار اعتراضات اعضای حزبش با شرایط وام دهندگان اروپا و ناتوانی در اجرای وعده های انتخاباتی مجبور به استعفا میشود، رییس جمهور برازیل به دلیل کتمان کسر بودیجه تا سرحد سبکدوشی از مقامش تحت فشار پارلمان قرار میگیرد ومحاکمه میشود و احمد شفیق صدراعظم مصر که پس از کناره گیری حسنی مبارک به عنوان نخست وزیر منصوب شد حاضر به کناره گیری از سمتش میشود و حماد جبالی صدر اعظم تونس در پی شکست در تشکیل دولت غیر سیاسی برای خارج کردن آن کشور از بحران حاضر به استعفا شده میگوید:من وعده داده و اعلان کرده بودم در صورتیکه ابتکارم به نتیجه نرسد از صدراعظمی استعفا خواهم داد و این کار را انجام دادم، وقتی چینگ هانگ ون صدراعظم کوریای جنوبی فقط به دلیل انتقاد بر حکومتش در رویداد غرق شدن کشتی استعفا میدهد، وقتی عبدالله ثانی صدراعظم لیبیا پس از فرار علی زیدان حتی قبل از تشکیل کابینه استعفا داده میگوید: من نمی خواهم که لیبیایی ها بخاطر کرسی صدارت یکدیگررا بکشند، وقتی ویرن فایمن صدراعظم اتریش به دلیل سیاست سختگیرانه اش در قبال پناهجویان تحت فشار حزبش حاضر به استعفا از مقام صدرات میشود، وقتی وزیر صنعت گردشگری اسپانیا بخاطر افشاء اسنا د پاناما حاضر به کناره گیری از مقامش میشود، وقتی وزیر برق جاپان بخاطر قطع بیست دقیقه جریان برق کشور ،بیست دقیقه در مقابل رسانه ها ومردم سر خم نموده معذرت میخواهد.وقتی رییس جمهور کوریای جنوبی به خاطر چند مظاهره ونا رضایتی مردم حاضر به استعفا میشود ، چرااین زمامداران دولت افغانستان با اینهمه رسوایی وبیکفایتی بر کرسی های قدرت لم داده کسی با 70 مورد جعلکاری در قانون اساسی نام تاریخی کابل را از فرودگاه پایتخت حذف نموده نام خود را بر آن میگذارد ودیگری اعضای کمسیون انتخاباتی را که رسواترین وبزرگترین تقلب انتخابات جهان را در افغانستان مرتکب شده به صفت مشاواران خویش برگزیده با چنین رسوایی ها برگرده های ملت حکمرانی میکنند؟

«به شدیدترین الفاظ محکوم میکنم» چکشی بر مغز و نمکی بر زخم مردم

نوامبر 22, 2016

k

k1

نوشته: محمد داود سیاووش
وقتی یک زمامدار از انفجار و انتحاری قبل از وقوع جلوگیری کرده نمیتواند، وقتی یک زمامدار مسوولانی را که در جلوگیری از وقوع آن انفجار و انتحار ضعف و ناتوانی نشان داده اند از وظیفه سبکدوش نمیکند، وقتی یک زمامدار عاملین انفجار و انتحار را به پای میز محاکمه علنی نمیکشد، وقتی یک زمامدار به دادخواهی سر های بریده که به دروازه اش با فریاد های مدنی دادخواهی آورده میشود جواب نمیدهد، وقتی یک زمامدار تحمل شنیدن صدای اعتراض مسالمت آمیزی را که در نزدیکی قصرش بلند میشودندارد و با کانتینر راههای معترضان را مسدود میسازد، اما پس از انفجار و انتحاری که صدای آنرا از اطراف و اکناف شهر شنیده و منجر به کشته وزخمی شدن دهها تن گردیده با دریشی آخرین مُد یا لباس محلی در تلویزیون ظاهر شده، در پیام تلویزیونی اش با آرامش اعصاب می گوید: آن حادثه انفجار و انتحار را با شدیدترین الفاظ محکوم می کنم.
این پیام مانند چکش بر مغز مردم و مانند نمک بر زخم خون چکان خانواده های کشته و زخمی آن حادثه اثر نموده فریاد اعتراض شان را به افلاک و دادخواهی به درگاه قاضی الحاجات در شکایت از آن زمامدار می رساند.
این خانواده های مظلوم از صدر مملکت توقع ندارند که مانند یک نهاد مدنی و اجتماعی رضاکار فقط پیام تسلیت بفرستد و آن حادثه را تقبیح کند و یا بقول خودشان به اصطلاح آن حادثه را به شدیدترین الفاظ محکوم کند. این شدیدترین الفاظ یک مسوول و زمامدار یعنی چه! شدید ترین الفاظی که هیچ درد خانواده های شهید و زخمی را دوا نمیکند و بلکه مانند مرچ و نمک زخم شان را را به داد وواویلا می آورد.
مردم توقع دارند این دولتمردان به عوض تسلیت گفتن، از امکاناتی که در ارگان های امنیتی در دست دارند استفاده نموده جلو وقوع چنین حادثات غم انگیزرا بگیرند و به عوض رفتن به شفاخانه و احوالپرسی از مجروحان و پاک کردن اشک یتیمان، نگذارند آن اطفال یتیم شوند و آن خانواده های بی سرپرست.
قدر مسلم آنست که مردم از حکومتی که با یک اخطار طالبان اعدام عاملین انفجار و انتحار را متوقف ساخت، حکومتی که دلسوزی و مواظبت آن به زندانیان عامل انتحار و انفجار بیشتر از تأمین امنیت مردم می باشد، حکومتی که در سلسله مسوولان و زمامداران دیروز وامروز آن هنوز کسانی به ملا دادالله و ملا رزاق وفادار اند و خواهان تجلیل از روز ملا عمر وبه خاکسپاری وی می باشند، حکومتی که رییس جمهور آن به یاد زندانیان یک قوم اشک می ریزد و رییس جمهور پیشین آن هزاران زندانی را که اکنون در جبهات با دولت می جنگند از حبس رها نموده، نباید توقع داشته باشند که بر علیه عاملان انفجار و انتحار و سبکدوشی مسوولان سهل انگار در این رابطه کدام اقدامی انجام دهد و اگر چنین توقعی وجود داشته باشد واقعاً یک انتظار بیجاست.
اگر این نظام واقعا مردمسالار باشد مردم نه از عامل انفجار وانتحار شکایت دارند ،نه از حامی ملی وبین المللی آن ،بلکه شکایت شان از خودنظام میباشد که چرا چنین بیکفایت ونا کاراست.

قرن بیست و یک ، یا عصر حکمروایی روبات ها درجهان

نوامبر 20, 2016
Thinking Robot --- Image by © Blutgruppe/Corbis

Thinking Robot — Image by © Blutgruppe/Corbis

نوشته : داودسیاووش
اگر روزی فرا رسد که بخاطر جلوگیری از تقلب و جعلکاری، همه شعبات حسابی و محاسبات را به روباتها بدهند و امور کنترول از اجراات و فعالیتها در هر اداره را یک روبات انجام داده، امور تنظیم ترافیک شهرها و رفت و برگشت از فرودگاه ها از طریق فلتر پونت های تلاشی کنترول، و ورود وسایط به دروازه های شهر ها را به روبات بسپارند و آنگاه در هر شهر شعبه و اداره ایجاد گردد که به جای چندین کارمند و مستخدم و کوزه آب و دیگ و کاسه و جعبه گاز طبخ غذا و بوی لوبیا و کچالوی دهلیز دفتر ها، یک روبات امور بزرگتر ین ادارات را انجام دهد.
در آن صورت معلوم نیست سرنوشت قلمانه گیران و شکرانه پذیران و رشوه گیران و اختلاسگران در کشورهایی چون افغانستان به کجا خواهد کشید؟
اگر روبات ها امور تدبیر منزل و پخت و پز و پاک کاری منازل و طبخ غذا و مشایعت از میهمان ها را به عهده گیرند معلوم نیست کار کدبانو ها و شهربانو ها به کجا خواهد کشید؟
رسانه ها میگویند که در جاپان حتی جوانان همسرانشان را از میان روبات ها انتخاب میکنند و با این حال دانشمندان تلاش دارند روبات هایی بسازند که قدرت تولید مثل نیز داشته باشند. گزارشاتی در رسانه ها منتشر میشود که این روبات ها گویا تمام مراحل فعالیت انسان را به طور موفقانه انجام میدهند و فقط درد را احساس نمی کنند، که اگر روباتی ساخته شود که درد را احساس کند در پیامد این مراحل عاطفی ، درک دوستی و حب و بغض نیز نزدش پیدا خواهد شد.
یک نگاه گذرا به این تحولات و انکشافات علمی نشان میدهد که فرجام نامیمونی در انتظار بشر میباشد. وقتی روبات به صفت داکتر، عملیات، معاینه و تشخیص را دقیق تر از انسان اجرا کند، وقتی روبات کنترول از فرود گاه ها ، تنظیم پرواز هواپیما ها و تنظیم حرکت مترو ها و خطوط زیر زمینی، روی زمینی و هوایی را بهتر از انسان انجام دهند، وقتی روبات ها محاسبات بودجه و تخصیص سالانه، ماهانه، ربع وار،ماهوار و حتی روزانه کشور و امور بانکداری را بهتر از انسان انجام دهند، وقتی روبات ها پخت و پز غذا و امور تدبیر منازل را موفقانه تر از انسان به منصه اجرا بگذارند، وقتی روبات ها امور کشفیات کیهانی را بهتر از انسان انجام دهند، وقتی روبات ها امور امنیتی ،دفاعی و جنگ را در زمین و هوا جسورانه تر و پیروزمندانه تر از انسان به پیش ببرند ووقتی…
معلوم نیست در آن صورت سرنوشت انسان به کجا خواهد کشید؟ و آیا انسان تنها ترین و بیچاره ترین موجو د کره زمین نخواهد شد؟ گفته میشود که در مقدمه این روند در جاپان روبات هایی شبیه روءسای ادارات ساخته شده که در جوار دفتر رییس اداره دفتر شان میباشد و مراجعین قبل از رفتن نزد رییس به روبات مراجعه نموده عرض حال خود را برایش مینمایند که رییس اداره بر مبنای برخورد های روبات اجراات خود را با عارض عیار میسازد . در این حال میتوان مقدمه نزول انسان در موقف معاون روبات را در این کشور مشاهده نمود. وقتی بارک اوباما به جاپان سفر کرد یک روبات اورا به مسابقه فوتبال دعوت کرد. شنیده میشود که باری در امریکا روبات شوق عضویت کنگره را نموده در خواست عضویت را به کنگره سپرد، ولی سناتوران امریکایی با ترفندی که در فورم عضویت روبات مبنی بر درج ولد و ولدیت آن به کار بردند روبات را از بعد منطقی قناعت دادند که شرایط عضویت در کنگره را متکی بر نقض خانه پری فورم عضویت ندارد.
اما اگر این روبات روزی قدرت تولید مثل پیدا کند و ولد و ولدیت خود را معرفی کند در صورتی که آن اخلاف از جنس روبات باشد وقدرت بیدارشدن خارج کنترول انسان را داشته باشد. آنگاه کار بشر در کره زمین به پایان رسیده و عصر حکمروایی روبات ها آغاز خواهد شد.

ولسی جرگه سرش را به سنگ فرمان میکوبد

نوامبر 18, 2016

نوشته : محمدداود سیاووش
در صورتیکه ولسی جرگه یی که دوره کارش مطابق ماده (83) قانون اساسی پس از اول سرطان سال پنجم پایان یافته وبر اساس فرمان رییس جمهور غنی تمدید شده، بر سلب اعتماد وزرا پافشاری نموده، فیصله ستره محکمه را قبول نکند، رییس جمهور غنی میتواند فرمانش مبنی بر ادامه کار پس از اول سرطان سال پنجم ولسی جرگه را پس گرفته آن را لغو کند. بنابران ولسی جرگه که، دستش زیر سنگ فرمان رییس جمهور قرار دارد، نمی تواند با فیصله دادگاه عالی مخالفت نماید. هرگاه ولسی جرگه مطابق ماده (92) قانون اساسی بخواهد وزرا را استیضاح و سلب اعتماد کند،(آنهم درغیاب) قبل از همه باید به این سوال وزرا پاسخ دهد که آیا خود ولسی جرگه مطابق ماده (83) قانون اساسی کار میکند یا نه ؟ و اگر بخواهد مطابق ماده (127) قانون اساسی اعضای دادگاه عالی را با رد فیصله شان طوری که وکلا هشدار میدهند به محاکمه بکشد ، دادگاه عالی میتواند بازهم ماده (83) قانون اساسی را شاهد بیاورد که آیا این ولسی جرگه صلاحیت آنرا دارد که در شرایطی که دوره کارش به پایان رسیده اعضای دادگاه عالی را محاکمه کند؟
اگر ولسی جرگه هشدار میدهد که مطابق ماده (90) قانون اساسی بودجه را در صورت ادامه کار وزرای سلب اعتماد شده به صفت سرپرست تصویب نخواهد کرد، باید بازهم خود ولسی جرگه به این سوال پاسخ دهد که، آیا بودجه یی را که اکنون پس از پایان دوره تقنینی به مصرف میرساند مطابق کدام ماده قانون میباشد؟ که دراین حال به نظر میرسد دوره نقش استفاده افزاری از پارلمان به پایان رسیده باشد.
بن بستی که دست و پای قوه اجراییه ، مقننه و قضاییه را در حال حاضر بسته و این قوا را در برابر همدیگر قرار داده، ناشی از بازی ضعیفی میباشد که رییس جمهور آن را راه انداخت. زدن و از صحنه کشیدن رهبر جمعیت اسلامی از پست وزارت خارجه از طریق ولسی جرگه باعث شد که در قطار صلاح الدین ربانی تعدادی از وزرا سلب اعتماد شوند و قلب قوه اجراییه از حرکت متوقف گردد. گفته میشود که صلاح الدین ربانی به خاطر عدم موافقت با تقرر نورستانی به صفت سفیر افغانستان در اسپانیا وعدم پذیرش تقاضای استعفا به این سرنوشت دچار شد. چون رییس جمهور میخواست پس از سلب اعتماد موصوف از پارلمان، آن را به صفت یک مامور مطیع و فرمانبردار در پست وزارت خارجه به صفت سرپرست نگه داشته همچو داکتر عبدالله موقعیتش را در بین صفوف جمعیت اسلامی تضعیف نماید سلب اعتماد رهبرجمعیت در پارلمان نشان میدهد که این سازمان تا چه حد در وضعیت آشفتگی قراردارد. در حالیکه در این بازی برعکس خود رییس جمهور غنی مات شد، چون اولأ صلاح الدین ربانی نه به دلیل بررسی ضعف در سازماندهی سیاست خارجی افغانستان ، بلکه بخاطر عدم پرداخت به تامینات خدماتی وزارت در بخش بودجه سلب اعتماد شده که سوالات زیادی را نزد مردم ایجاد نموده است و از طرفی با آوردن رهبر حزب اسلامی از کلکین و کشیدن رهبر جمعیت اسلامی از دروازه و کناره گیری رییس جمهور از جنرال دوستم وضعیت طوری شکل گرفته که تقابل ظاهری سه قوه در نهایت منجر به تقابل سه قوت بزرگ نظامی- سیاسی حزب اسلامی با جنبش اسلامی و جمعیت اسلامی خواهد شد.
افشاء دلایل استعفاء عبدالباری جهانی وزیر اطلاعات و فرهنگ نشان میدهد که واقعا فضای کاری در دستگاه رهبری کشور دچار بحران گردیده است. وقتی وزیر اطلاعات و فرهنگ نمیتواند در طی سه ماه بیش از یکبار و آنهم فقط برای نیم ساعت رییس جمهور را ببیند و ملاقات خود را از طریق ایمیل اجازه میخواهد و از سلب صلاحیت های خویش در تقرر کدر ها شکوه و شکایت مینماید با توجه به نزدیکی که عبدالباری جهانی با داکتر غنی میتواند داشته باشد، میتوان حدس زد که چرا نور الحق علومی از وزارت داخله و داود صبا از وزارت معادن و رحمت الله نبیل از ریاست امنیت ملی استعفا نمودند و می توان حدس زد که در فضای عدم پذیرش داکتر عبدالله به ملاقات رییس جمهور و شکایت جنرال دوستم از اینکه اوامرش را کسی در مقامات مادون تطبیق نمی کند چه وضعیت درجریان است. برای رییس جمهور غنی با این بازی موقعیت دشواری پیش آمده که از یک طرف حکمتیار متحدش نه تنها حاضر به معذرت خواهی از گذشته جنگی اش نیست بلکه خواهان خروج قوای بین المللی از افغانستان خلاف موافقت نامه چند روز قبلش با دولت افغانستان میباشد و از طرفی سازمان های جمعیت، شورای نظار، جنبش و صفوف حزب وحدت از کنار رییس جمهورغنی فاصله میگیرند. به نظر میرسد که رییس جمهور در این بازی در چال خود مات شده است و فقط یک راه برایش باقی مانده و آن اینکه در کشور حالت اضطرار اعلان کند که باز هم بازی های سیاسی از نقطه صفری در شریطی که ترامپ در لیست ملاقات (30) رییس جمهور نام رییس جمهور غنی را درج نکرده از سر گرفته شود.

آژیر خطرناک به هم خوردن قواعد بازی در افغانستان

نوامبر 13, 2016

نوشته : محمد داود سیاووش
اگر حامد کرزی در دوره کارش توانست ، با پرگماتیزم معامله گرانه به حمایت زلمی خلیل زاد کدر های رهبری جمعیت، شورای نظار،حزب وحدت وجنبش را با قرار دادن یونس قانونی در برابر استاد ربانی در کنفرانس بن، قرار دادن داکتر عبدالله در برابر یونس قانونی در دوره کانداتوری قانونی به ریاست جمهوری، قرار دادن احمد ضیا مسعود در برابر مارشال فهیم به صفت معاون اول، قرار دادن احمد ضیا مسعود در برابر داکتر عبدالله در دوره کاندیداتوری داکتر عبدالله پارچه پارچه سازد و زلمی خلیلزاد توانست با بیرون کردن نام حامد کرزی از زبان داکتر عبدالله به صفت رییس اداره موقت و قرار دادن قانونی در برابر ستار سیرت هسته مرکزی سازمان های جمعیت و شورای نظار را دچار بحران ساختاری سازد وحامدکرزی با تقویه و تحریک اکبر بای و برادران رسول پهلوان در برابر جنرال دوستم و جدا نمودن خط حاجی محمد محقق از خلیلی و صادق مدبر این سازمان ها را دچار افتراق، چند پارچه گی و در نهایت آماده کار انفرادی با خود سازند.حامد کرزی با مهارت توانست بحران پس از شهادت برهان الدین ربانی را مهار نموده کسی را که متهم به کشتن استاد ربانی بود به صفت معاون صلاح الدین ربانی در کنارش بنشاند و همزمان صلاح الدین ربانی را از آستین غیر از کانال داکتر عبدالله به مقام وزارت خارجه برساند. حامد کرزی که با آرتیست بازی ودماگوژ ی ماهرانه توانست حتی نظریه پردازان بلند پروازی چون سپنتا چپی شاگرد مکتب فرانکفورت را در کنار ارسلان رحمانی دیوبندی طالب و کریم خرم خط سیدقطب به دور تطمیع سفره خوانش جمع کند. برعکس رییس جمهور غنی با تندخویی وچیغ های تاریخی اش فرصت ها و موقعیت هایی را که کرزی با آرتیست بازی وحتا با بریدن از برادرش قیوم کرزی برایش مساعد ساخته بود برهم زد و قواعد بازی در هم ریخت.
در این دوره پست مشاور شورای امنیت مانند پست منشی در دوره ستالین چنان کسب اهمیت نمود که حتی معاون اول رییس جمهور از مشاور شورای امنیت شکایت می نماید. در این دوره اشرف غنی حتی با نزدیکترین متحدینی چون جنرال دوستم که اورا به قدرت رسانده بود نتوانست زبان مشترک پیدا کند. صفوف جامعه هزاره را قربانی خط لین توتاپ نموده با به خاک و خون غلتیدن چند صد جوان در دهمزنگ و نادیده گرفتن سرهای بریده که به دروازه ارگ به دادخواهی آورده شده بود فضای مکدری در رابطه ارگ با جامعه هزاره به وجود آورده حتی موقعیت سرور دانش، خلیلی و محقق را در میان مردم شان به چالش کشید. با نادیده گرفتن تقلب انتخاباتی و فضا سازی برای فعالیت امرخیل و تقرر نورستانی به سفارت و عدم اجرای توافقنامه حکومت وحدت ملی و سلب صلاحیت های داکتر عبدالله و عدم توزیع شناسنامه های برقی و به تعویق انداختن انتخابات، دست داکتر عبدالله و ولسی جرگه را زیر سنگ عدم مشروعیت قانونی و سپری شدن دوره قانونی کارشان گذاشت. با نادیده گرفتن دوره تاریخی کار امیر حبیب الله کلکانی و مخالفت با دفن موصوف و اجازه ندادن به اشتراک کدر های دولتی تاجکتبار در مراسم به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی اعتبار و اتوریته کادر های دولتی تاجک تبار را نزد قوم تاجک زیر سوال برد و با ایجاد جرقه حادثه تپه شهرآرا قریب بود آتش دشمنی میان اقوام تاجک و ازبیک را مشتعل سازد. داکتر غنی با اجازه دادن به تهداب گذاری منار زنده ساختن دشمنی شمالی و جنوبی و توهین کاکایش به قوم تاجک، نفرت و انزجار قومی را میان دو قوم بزرگ و باهم برادر تاجک و پشتون دامن زده زنده ساخت و بانادیده گرفتن گزارش سیگار در مورد مکاتب خیالی و نادیده گرفتن به پای میز محاکمه کشیدن عوامل دوبار سقوط کندز و امضای تفاهم نامه با حکمتیار و صف کشیدن حامد کرزی و جنرال رازق در کنار مرده ملاعمر در قضیه به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی عملا کشور را در برابر معادله چند مجهوله سیاسی قرار داد. با ابراز واضح موقف انتقادی جنرال دوستم و احمد ضیا مسعود از متن و بطن دستگاه رهبری دولت در برابر رییس جمهور صحنه مبهم سیاسی و دورنمای تاریکی برای کشور ترسیم شده است.
پایان بازی
پس از ملاقات داکتر غنی با اعضای ولسی جرگه در ارگ و بلافاصله در فردای آن سلب اعتماد صلاح الدین ربانی از پست وزارت خارجه به نظر میرسد برای داکتر غنی بازی با کارت های قبلی به پایان رسیده و صلاح الدین ربانی که در محفل یاد بود مصطفی کاظمی گفت: حکومت به بن بست رسیده با مخالفت به تقرر نورستانی در سفارت اسپانیا و شایعاتی اجرا تقرر علی احمد جلالی در سفارت آلمان و نمایندگی ناتو از کانال مستقیم ریاست جمهوری با دور زدن صلاحیت وزیر خارجه به نظر میرسد در این دور از بازی با انتقام از توهین حامد کرزی در محفل سالگرد استاد ربانی ، داکتر غنی با سلب اعتماد صلاح الدین ربانی توسط پارلمان فقط برایش یک راه میگذارد که یا به صفت مادون مطیع و فرمانبردار به کارش ادامه دهد و یا صحنه را ترک گوید.
فرمول جدید
در حالیکه اقوام هزاره، ازبیک و تاجک در گذشته با فرساژهای هوایی زلمی خلیل زاد در اداره موقت با هم جمع شده بودند ،این بار آژیر تکرار آخرین روزهای حکومت داکتر نجیب از دور دست های زمان به گوش میرسد که اگر صفوف این سه نیرو باهم متحد شوند هیچ کاری از نزد چند عنصر خریده شده این اقوام در مقامات حکومت برای مهار اوضاع برنخواهد آمد.
محاسبات ناسنجیده
داکتر غنی معلوم نیست به کدام اساس ریسکی را قبول میکند که با نزدیک ساختن حکمتیار به مرکز قدرت و اسکان طرفدارانش در باریک آب شمالی به صفت گارد سرکوب شمالی خطی از تشکیل حلقه کرزی، گلبدین، طالب به دور ارگ با تشکیل لشکر ده هزار نفری قوای ضربه سر کوب مخالفت در اطراف ارگ بسازد و در برابر مخالفان دفکتو و دیژور غیر پشتون قرار گیرد.
امید واری به برگه خلیل زاد
از اینکه زلمی خلیل زاد در کنار ترامپ جا خوش کرده، با توجه به نظریات وی در کتاب( فرستاده) مبنی بر علاقه مندی بر استقرار حکومت عبدالرحمان خانی و ابراز تمایل به طالبان، در صورتیکه ترامپ مانند بوش به شاگردی و تلمذ آموزش درس های تاریخ افغانستان نزد خلیل زاد زانو بزند و از وی الفبا تاریخ افغانستان را فرا گیرد برای اقوام غیر پشتون در افغانستان روزهای تیره و تاری چون دوره محمد گل مومند و محمد هاشم خان پیش خواهد آمد.
به نظر میرسد که بازی به پایان رسیده و داکتر عبدالله، صلاح الدین ربانی، جنرال دوستم و صفوف جامعه هزاره را کرزی-غنی در موقعیتی قرار داده اند که باید برای بقای شان از روی ناگزیری حتمأ باید ازجا بلند شوند. ارسال پیامهای حکمتیار و کرزی وطالبان به ترامپ و اظهارات خلیلزاد مبنی بر اینکه افغانستان در مرکز توجه ترامپ قرار خواهد داشت و با پیش بینی خلیلزاد قبل از انتخابات مبنی بر اینکه ترامپ در صورت پیروزی با طالبان مستقیما مذاکره خواهد کرد فضای تشویش و نگرانی عمیقی میان اقوام غیر پشتون مستولی گردیده است.
بدترین حالت
برای اقوام تاجک و ازبیک بدترین حالت آن خواهد بود که عطا محمد نور در مخالفت با جنرال دوستم قرار گرفته به صفت پیش جنگ افراط گرایان پشتون در برابر قوم ازبیک قرار گیرد.
فرجام بد نیاموختن از گذشته:
تجربه نشان داده که با قرارگرفتن فیض محمد وزیرداخله حکومت داود خان در برابر داود،در دوره زمامداری حزبی که به خاطر آن می رزمید به وزارت سرحدات نزول کرد.اعضای بیوروی سیاسی که برضد حکومت نجیب در کودتای تنی وسقوط نجیبب نقش داشتند در پایان فقط یک پاسپورت وخروج آبرومندانه از کشور نصیب شان شد. اما اینکه اکنون ستون پنجم و چکچکی های خوردن تیشه به ریشه مردم در پایان بازی چه به دست خواهند آورد هیچکس نمیداند.
اما آنچه را که همه میدانند اینست که خانواده های اکثریت دولتمردان شامل در این بازی ها در خارج از کشور زیست میکنند و در صفحه بعدی هیچیک حضور نخواهند داشت وبا اینحال مردم خواهند ماند ودوزخ جنگ!
خطر این بازی آنست که در اهرم های قدرت هرکس میتوانست با کنار آمدن با راس به نتیجه برسد اما با فراگیری بحران شاید هیچکس قواعد باز ی را مراعات نکند وحوادث از کنترول خارج شود.

سیاست ناکام نرخ پیاز و گاز حکومت وحدت ملی

نوامبر 9, 2016

نوشته: محمد داود سیاووش
برای دهقانی که حاصل پیاز کرد زمین اش را ، حتا فی به اصطلاح (بوجی ) یا خریطه چهار سیره صد افغانی ، با وجود تقلا و فریاد های مکرر پشت بلاک ها کسی خریداری نمیکند ، و در همین حال آن دهقان مجبور است یک کیلو گاز وارداتی را هفتاد افغانی خریداری کند، درحالیکه نرخ پیاز دریک ماه چند برابر کاهش ونرخ گاز طی همین مدت از 35 افغانی به 70-80 افغانی فی کیلو افزایش یافته ، خوبی و بدی حکومت بر سر اقتدار را ، این دهقان نه از روی مقاله و ترانه و سله و دستار و قدیفه و دریشی های آخرین مود دولتمردان ، بلکه از روی نرخ پیاز و گاز پیمایش میکنند.
بههمین ترتیب یرای آن کارمند پایین رتبه دولت ، که با پنجهزار افغانی معاش ماهانه مجبور است ، پنجهزار افغانی کرایه خانه و پنجهزار افغانی خرج خوراک و سد جوع غذای بخور و نمیر فرزندانش کند، حکومت خوب یعنی شکم سیر فرزندش! و بنابران طول و عرض و ضخامت ، حکومت وحدت ملی موجود افغانستان در کلیه ابعاد ، در صورت گرسنگی خانواده اش برایش ضرب صفر میباشد.
حکومتی که رهبرانش با آخرین مودل موتر ها و اسکورد قطار ها در میان دیوار گوشتی بادیگاردان غرق در جوشن و سلاح در پایتخت پرسه میزنند ، برای آن دهقان واین کارمند پایین رتبه این حکومت که فورمول ساده غلبه صادرات بر واردات در حکومتداری را نمیفهمند واز محاسبه عاید ومصرف یک خانواده در پرداخت معاش چیزی نمیدانند پشیزی نمی ارزد.
راست گفته اند که مردم خوبی و بدی سیاستمداران را از روی نرخ آرد ،روغن ، چای ، بوره ،تیل ، نمک و گاز ،و سفرۀ صبحانه اولادان شان محاسبه میکنند، نه از روی دریشی های لوکس و موتر های آخرین مودل و لاف و گزاف های وعده های عقب میز خطابه.
دولتمردانی که هنوز از درک مفاهیم اقتصادی عاید ملی ، عاید خالص ملی وعاید سرانه در اداره کشورعاجزاند.
وای به حال ما!

مطابق ساعت بدن تان کار کنید نه ما شین ساعت بند دست تان

نوامبر 7, 2016

Print

نویسنده ماهان طباطبایی

ما انسانها برای مدت های طولانی عادت داشتیم شبها کمترین تحرک را داشته باشیم و تقریبا درگوشه ای خود را پنهان می کردیم. تا هم استراحت کنیم و هم از حیوانات درنده در امان باشیم. اما دنیای مدرن، روشنایی، غذا، آسایش و کار را شبانه روزی کرده است.

بدن هر موجود زنده یک ساعت درونی مخصوص خودش را دارد که آن را بر اساس نیازش، تقسیم بندی ثابت کرده است. خفاش عصرها بیدار می شود تا بیشترین مقدار پشه در دسترسش باشد. باکتری ظهر ها دست از تکثیر بر می دارند و به نوعی خود را به خواب می زند چون ظهرها حتی در طی روزهای ابری، بالاترین مقدار اشعه اولترا ویولت وجود داردد.

این ساعت درونی در بین تمام موجودات زنده قدمتی بیش از 2 میلیارد سال دارد و به دورانی بر می گردد که به یکباره اتمسفر زمین تغییر حالت داد و سرشار از اکسیژن گشت.

ریتم زندگی در سیاره چرخان ما بر اساس 24 ساعت می گردد و حتما ساکنین آینده در مریخ یا کرات دیگر باید خود را با ساعت بیولوژیک آنجا تطبیق دهند.

متخصصین بهداشت و سلامت می دانند که به هم خوردن ساعت طبیعی بدن، باعث انواع اختلالات نظیر بیماری قلبی، مرض قند و سرطان می شود

پزشکان متخصص سرطان از 30 سال پیش می دانند که بهترین زمان برای شیمی درمانی، شب ها است. چون هم سیستم ایمنی ما در بهترین حالت قرار دارد و هم قدرت تحمل مواد شیمی درمانی در ما بیشتر است.

آمار نشان می دهد که بیشترین مقدار سکته در روزهای اول هر هفته به وقوع می پیوندد چون در اوقات تعطیلات، افراد معمولا ساعت درونی شان یا circadian system را به هم می زنند و قلب شان را خسته می کنند.

بر اساس تحقیقاتی که متخصصین Chronobiology انجام داده اند بیشترین وقت سکته ساعت 8 تا 9 صبح است چون لخته شدن خون بیشتر از همه به خاطر افزایش platelets در این ساعت از روز است.

ساعت بیولوژیک یا circadian system تنظیم کننده همه اعمال ریز و درشت موجودات است. اینکه چقدر و چگونه حرارت بدن در طی روز و شب افزایش می یابد مثلا در انسان منجر به افزایش منطق و حافظه در ساعات قبل از ظهر می شود. اما در ضمن ثابت شده است که بیشترین رکوردهای ورزشی در پایان روز و ساعات اولیه شب، بوقوع می پیوندد.

شغل شیفت شب یکی از مضرترین تاثیرات را بر بدن انسانها می گذارد چون ما قرار نیست در آن ساعات فعال باشیم. چون سیستم دفاعی و هورمونی ما برای کارکردن هماهنگ نشده اند. یکی از دلایل اصلی افزایش بیخوابی به خاطر اختلالاتی است که مدام به سیکل زمان وارد می سازیم. تحقیقاتی نیز ثبت شده است ازاینکه بعضی از سرطانها در کودکان ( لوکیمیا) به خاطر این است که کودکان بیشتر از هر دوره بشری در طی شب، در معرض نور قرار می گیرند.

ساعت بیولوژیک Chronobiology هر فرد اصلا محدود به عادت به خوابیدن و بیدار شدن نیست. چشم هر انسان با ریتم مشخصی که ترکیبی از ژن، تربیت و موقعیت زندگی اش است مغز را بیدار می کند.

سلول های بیدار کننده مغز، ساعت و جدولی را در بدن به راه می اندازند که بر اساس تقسیم کار اعضای بدن، به نوبت یک قسمت فعال می شود و بخش دیگر بدن کمتر کار می کند. برای همین، مثلا خوردن لقمه های کوچک در دیروقت، می تواند باعث بیدار شدن و از سر گرفتن پانکراس یا جگر انسان شود. اتفاقی که به همراه خود شرایط ایجاد مرض قند را تشدید سازد.

سلول های ایمنی بدن از مقدار گلبول سفید و قرمز گرفته تا اندازه هورمون ها، ساعت های معینی از اوج و فرود دارند. circadian system نبض زندگی است و شتاب یا سکون بی موقع شان، خطرات زیانباری در دراز مدت خواهد داشت.

دنیای حیوانات

نوامبر 5, 2016

a2

a3

a4

a1

بر امواج رود گنگ – به یادجواهرلعل نهرو

نوامبر 5, 2016

n1

به مناسبت در گذشت نهرو
شعر: از کارو

قرن ما…
قرنی که در بسیط فاقد ضوابط و روابط آن
هر سر شک ناراحت،پشتوانه لبخندیست،
بر لبان بخون آغشته یک بیداد…

قرنی که هر نهالش
چوبه دار سکوتی است،
بر ستون فقرات یک فریاد …

قرنی که ماتم فردای نگرانش
زندگی امروز را،
در نسیان یادها
سپرده بباد…
یکی از فرزندان خلف قرون را،
بفرمان یک عمر بسر رسیده،
از دست داد …
… و رودخانه گنگ، خاکسترش را برد…
پاندیت نهرو ، رفت…
پاندیت نهرو، مرد…

… ومن که شاعر عصیان نورم
بر تارک ظلمت مرگ آفرین گور…
با سری پرشور و تفکراتی تبدار،
تا سرحد سر گشتگی این قرن بیهدف،
بخاطر مرگ این فرزند خلف،
صمیمانه شریکم با غم روزگار…

من که … در هر ماسه تک افتاده ی هر صحرا
نشانی از انسانیت از یاد رفته میجویم…
در گذشت این عصاره ی سرگذشت قرون را،
به هر چه انسانی است،
به هرچه آسمانی است…
تسلیت میگویم…

در این قرن دور افتاده از دیروز و،
بیگانه با امروز و،
از فردا، جدا…
قرنی که به رغم همه فرستادگان خدا
درتب و تاب یک زندگی سرا پا ننگ،
خوراکش جنگ است،
ایده آلش، جنگ است و،
پشتوانه موجودیت نکبتبارش، جنگ…
قرنی که تعیین کننده سر نوشت بشر مظلوم،
یامستی سرمایه است،
یا پستی نژاد…
یا سیاهی رنگ…
در چنین دورانی،
وجود انسانی که بیگانه با جنگ و رنگ و ریب و ریاست…
بمفهوم وسیع کلمه، کیمیاست…
… و کیمیا بود این مردی که نا به هنگام مرد…
مردی که خاکستر آتش حیاتش را،
گنگ مقدس…
کران تا کران،
بسوی ابدیت برد…

سرتا سر زندگیش،
از آنسوی شگفتگی آمال جوانی،
تا اینسوی توقف طپش قلبی انسانی،
تلاش بیدریغ بود، بخاطر بشر…
تلاش کرد و … کوبید
تا تکرار نشود، مگر
یکبار دیگر
تراژدی( استالینگراد ) و ( هیروشیما) و ( تریلینکا ) ی آدمخوار…
تلاش کرد و کوبید، بیخواب و بیقرار
به رغم سیه چال مرگ آفرین استعمار…
تا پایه نهد بر لاشه سنگرها،پایه یک صلح را…
یک صلح پایدار…
آه، ای امواج گنگ!
شما که قرون متمادیست،
دیار به دیار،
بسوی ابدیت،ره میسپارید…
خاکستر هستی این راد مرد بزرگ را،
به وسعت ابدیت عظمت یک انسان،
گرامی بدارید…
1964
سال در گذشت نهرو