فشار و سانسور یک نواخت سازی زاویه دید اخبار رسانه های آزاد!

سپتامبر 28, 2016

img_1401

به بهانه روز دسترسی به اطلاعات
نوشته : داودسیاووش
باتوجه به وضعیت جاری سانسور و فشار حکومت وحدت ملی بر رسانه های آزاد یک نگاه گذرا نشان میدهد که از تاسیس حکومت وحدت ملی تا امروز که دوسال از آن میگذرد در پهلوی آنکه اکثریت تعهدات این حکومت به روی کاغذ مانده از شمار رسانه های آزاد نیز کاسته شده و فشار بر ژورنالیستان و رسانه های آزاد افزایش یافته است. اگر از یک طرف معاون رییس جمهور در اجلاس سازمان ملل به طور سمبولیک از فشار بر رسانه ها شکایت نموده خواهان تعیین یک نماینده سازمان ملل در این رابطه میشود، از جانب دیگر در روزی که قرار است حکومت وحدت ملی بر دسترسی رسانه ها به اطلاعات تجدید پیمان کند، رسانه ها از حق دسترسی به گزارش داخل تالار ولسی جرگه تحت فشار نیروهای امنیتی محروم میشوند. یک نگاه استعجالی به وضعیت اخبار رسانه ها نشان میدهد که گویی اخبار تمام رسانه های غیر دولتی را یک نفر مینویسد. وقتی شما ساعت پنج و نیم بعد از ظهر به اخبار تلویزیون( میوند )گوش میدهید، همزمان به اخبار تلویزیون( یک )گوش میدهید، ساعت شش به تلویزیون( طلوع )گوش میدهید، ساعت شش و نیم به تلویزیون (میترا )گوش میدهید، ساعت هفت شام به تلویزیون( آیینه) و (ژوندون) گوش میدهید و ساعت هفت و نیم به تلویزیون( نور) گوش میدهید از تمام این رسانه ها در بسیاری حالات همان خبری را با همان زاویه دید میشنوید که ساعت هشت شب از تلویزیون ملی به نشر میرسد. که با این حال به یاد همان یگانه تلویزیون دولتی می افتیم که اخبار اول و آخر کشور را از زاویه دید دولت ارایه میکرد. چنان به نظر میرسد که تمام این رسانه ها در ارایه خبر به شکلی از اشکال تحت نظر قرار دارند. این بوق زدن اخبار در بیش از سی رسانه از یک زاویه نشان میدهد که اشباحی بر فراز رسانه ها آزاد در گردش است که حتا برای صاحب نظر شدن، مصاحبه نمودن و تفسیر و تحلیل ارایه کردن پیرامون اوضاع ملی و بین المللی از صحه آن اشباح کارشناس ، زبان و ادبیات آن و حتی قوم و ملیت و سمت و گروه آن باید بگذرد. این وضعیت حتی به نفع خود حکومت هم نیست چونکه اگر یکبار مردم به این سانسور غیر مرئی ملتفت شدند شاید هیچ برنامه خبری و تفسیر سیاسی و میز گرد را باور نکنند که این بحران اعتماد در واقع یک فاجعه خواهد بود. صرف نظر از خود نمایی های که حکومت در دفاع از رسانه های آزاد به همکاری چند نهاد فرمایشی حکومتی به اصطلاع دفاع از ژورنالیستان مینماید،حکومت باید درحق رسانه ها بیش از این تحت عناوین دلسوزی جفا نکند و دایه مهربان تر از مادر نشود.حکومت باید اجازه دهد رسانه ها بر مبنای اصول آیین نامه جهانی خبرنگاران اخبار را به موازات معیار های حقیقت، بیطرفی، انصاف و توازن اما از زاویه دید خود رسانه و با معیار های قبول شده جهانی به نشر برسانند تا مردم در منشور کثیر الاضلاع حوادث، حقیقت موضوع را از چندین جانب بشنوند و نتیجه گیری لازم خود را از حوادث بنمایند. اینکه از موضوعات آشپزخانه تا فلسفه ، روانشناسی، سیاست ، اقتصاد و مسایل نظامی وملی و بین المللی از چند نفر خاص مورد تایید حکومت رسانه ها از بام تا شام نظر خواهی میکنند، شاید حتی به خود این افراد هم مضر تمام شود، چون هیچ امکان ندارد که این صاحب نظر چنان یک علامه روزگار باشد که تمام مسایل را غیر از او هیچ کس دیگر تحلیل و تجزیه کرده نتواند. جا دارد که در پایان از همین آقایانی که روزگای از آزادی بیان و دموکراسی و مردم سالاری حرف میزدند بپرسیم که آن علاقه مندی های شما به این ارزش ها چه شد؟ و آیا سانسور آن ادارات توتالیتر که شمابر آن انتقاد ها داشتید بهتر از این سانسور مذورانه شما نیست ؟
واعظان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گویییا باور نمی دارند روز داوری
کین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
وای وای از دست صرافان گوهر ناشناس
هر زمان خر مهره را با در برابر میکنند

چرا افغانستان در مناظره هیلاری کلنتون و دونالد ترامپ جای نداشت؟

سپتامبر 27, 2016

k

نوشته: داود سیاووش
درحالیکه پای امریکا از آغاز حملات یازده سپتمبر تا کنون در باتلاق افغانستان بند میباشد،در مناظره دو کاندیدا ریاست جمهوری امریکا به موضوع جنگ افغانستان هیچگونه تماس مستقیم گرفته نشد. هردو کاندیدا به مسایل کوریای شمالی ، ایران،عراق و … چسپیدند اما در قضیه افغانستان به استثنای یک بار که آن هم به طور ضمنی هیلاری کلنتون از همکاری اعضای ناتو در حمله بر طالبان پس از یازده سپتمبر یاد آور شد ، در سایر موارد مناظره اصلا افغانستان جا نداشت. هر چند مناظره های دیگر ی نیز میان دو کاندیدا در راه است اما عدم دلچسپی ترامپ و هیلاری کلنتون در این مناظره به دو مفهوم درک میشود. یکی آنکه افغانستان از چشم امریکا افتاده و اصلا موضوعی بنام افغانستان در اجندای هر دو کاندیدا مطرح نیست و دوم آنکه شاید موضوع افغانستان به حدی به نقطه حساس رسیده باشد که پرداختن به آن در این لحظه از نظر منافع ملی امریکا برای هر دو کاندیدا ضرور نبوده باشد و با این حال در حالیکه حامد کرزی 14 سال در کاسه امریکا غذا خورده و اکنون مقارن این مناظره میگوید: اگر طالبان پای پیاده می آیند چرا ما با طیاره امریکایی برویم . خیلی مفهوم واحدی را به موضعگیری سرد هر دو کاندیدا در رایطه به افغانستان به هم میرساندوبه سوالاتی در اذهان جواب تداعی میکند که چرا در زمان زمامداری اش( به قول جنرال داود احمدی فرمانده پولیس لوگر که در مصاحبه با بی بی سی اظهار داشت) رییس جمهور پیشین افغانستان در زمان ریاست جمهوری خود هیچ نوع عملیاتی را در منطقه زرغون شهر اجازه نمی داد و به پولیس لوگر و ارتش کتبی دستور داده بود که علیه این مرکز عملیات نکنند، در حالیکه به گفته این فرمانده در آن اردوگاه مربیان پاکستانی به حدود 200 عضوگروه طالبان عملیات انتحاری، تاکتیک جنگ چریکی و شیوه تبلیغات را آموزش میدادند و از همین جاست که مفهوم تقاضا کرزی از رابرت گیتس مبنی بر این که ایتلاف شمال خطرناکتر از طالبان برای حکومتش میباشد و باید در مبارزه با آنان امریکا با وی کمک کند را به درستی فهمید.
ساده لوح ترین سیاستمداران در این بازی کسانی را میتوان خواند که با وجود این همه سیاست های روشن ،مولانای سیدخیل ، جنرال داود، مطلب بیگ و سایر کدر های نظامی ایتلاف شمال را در بدل یک رتبه اعزازی و چند روز تکیه دادن به کرسی معاونیت به کشتن دادند. هیچ عقل سلیم قبول نمی کند که طالب نمایی و امریکایی ستیزی های روز های اخیر کرزی بدون اذن و اجازه امریکا صورت گرفته باشد. وقتی رسانه های پر قدرت امریکایی و اروپایی صدای ضد امریکایی و طالب نمایی حامد کرزی را به آواز بلند بوق میزنند و روزانه چند صد نفر به دیدنش در قصر جوار ارگ رفته از وی حمایت میکنند این مساله نشان میدهد که بازی های دیگری در کار بوده زیر کاسه نیم کاسه هایی میباشد که در نتیجه آن به گفته کرزی( بچه فلم) را پس از دو سال پشت دروازه ماندند، جمعیت را در انتخاب جانشین پروفیسور ربانی دچار بحران ساختند،خط بنیاد مسعود را از حمایت حکومت وحدت ملی جدا کردندو با این حال حکمتیار را در حالی وارد صحنه ساختند که خواهان اردو گاه ده هزار نفری در اطراف کابل تحت عنوان اسکان مهاجرین برای هواخواهان و طرفدارانش میباشد.
قرار گرفتن کرزی در خط حمایت اشکار از طالبان و ایستادن اشکار اشرف غنی در کنار حکمتیار که آن رااحمد ولی مسعود ایتلاف میخواند نه پروسه صلح، با پارچه پارچه شدن صفوف جمعیت،شورای نظار و حزب وحدت در موضوع به خاک سپردن امیر حبیب الله کلکانی و همایش خونین جنبش روشنایی معما های مبهمی را در روزهای آینده جلو چشم ناظرین سیاسی ترسیم میکند.
قدر مسلم آن است که بازی چند گانه و ماهرانه پاکستان در وجودطالبان و حمایت کرزی از آنان و حزب اسلامی و حمایت غنی از آنان با حمله از پاکستان بر کشمیر هند و رزمایش روسیه و پاکستان در دره خیبر را همزمان با اخطار( جنگ آب )هند بر ضد پاکستان و طرح این سوال مودی در مجموعه عمومی سازمان ملل که چرا ملا هیبت الله در لیست سیاه سازمان ملل قرار ندارد را ، نباید ساده گرفت.
آنچه امریکا را در منطقه به سرگیچی مبتلاساخته پرداختن کفاره فرمایشات بوش به (زل ) است که گفته بود: (کرزی را به رهبر ملی تبدیل کن) و اکنون امریکا نتیجه همان سیاست کشت شده ای را در منطقه درو میکند که حتا کاندیدا های آینده ریاست جمهور ی توان پرداختن به آنرا در مناظره شان ندارد.

آخرین فوسیل عهد جنگ سرد درافغانستان درهم شکست

سپتامبر 24, 2016

نوشته : داودسیاووش
در حالیکه منطق وجودی و اهمیت کاری (آی -اس -ای )برای امریکا در شرایط تقابل پکت های وارسا و ناتو و حمله شوروی بر افغانستان در تقویه گروههای بنیادگرا در جنگ افغانستان بود، با سقوط شوروی و جا خالی نمودن این معادله به تقابل غرب با دهشت افگنی و افراط گرایی، پاکستان در موقعیت دشواری قرار گرفت که از یکطرف مجبور است جواب اعترافات پرویز مشرف را به غرب بدهد که گفته بود: القاعده، طالبان، حقانی، اسامه و ایمن الظواهری قهرمانان پاکستان میباشند و از جانبی سند واضح جدایی از خط بنیادگرایان و دهشت افگنان را در شرایط فعلی به امریکا ارائه کند.
پاکستان در سالهای پس از حملات یازده سپتمبر بر برج های تجارت جهانی ، امریکا را از دو طرف تحت فشار قرار داد، از یکطرف با جنگ نیابتی زانوی امریکا را در میدان افغانستان خم کرد و از جانب دیگر با نفوذ لابی ها و طرفدارانش در وجود ستون پنجم کارایی، برش و قاطعیت دستگاه دولت را در مبارزه با طالبان و شبکه حقانی و تندروان و دهشت افگنان پایین آورد و اینک میخواهد با قربانی نمودن حکمتیار به صفت مُهره سوخته این بازی ، از یک جانب خود را بری الذمه در میدان جدایی از بنیادگرایان اعلام کند و از جانب دیگر با اجرای رزمایش نظامی مشترک با روسیه که در تاریخ آن کشور سابقه ندارد به نحوی منیت خود را به رخ امریکا کشیده بار دیگر ایالات متحده را مجبور به پرداخت جزیه به خود سازد.
با حمله ناگهانی از قلمرو پاکستان به هند در مرز با کشمیر و مانور نظامی طیارات هند در سرحد با پاکستان از یکطرف مانور و رزمایش مشترک با روسیه را جوابی برای مانور هواپیماهای هندی میتوان دانست و از طرفی با اتخاذ موضع مشترک دولت افغانستان در سازمان ملل با همآهنگی اظهارات سناتوران امریکایی ترسیم خط جدایی از غرب را در آن میتوان خواند.
مطرح شدن این سوالات در مجمع عمومی سازمان ملل از طرف دولت افغانستان که شورای کویته در کجاست؟ اسامه در کجا کشته شد؟ و… و اظهارات سناتور باب کراکر در جلسه استماعیه مجلس سنا مبنی بر اینکه پاکستان با امریکا همیشه برخورد دوگانه داشته هرگاه با جدیت در همآهنگی قرار گیرد ستون فقرات نظامیان پاکستان و آی اس آی را خواهد شکست.
هشدار اولسن به پاکستان در مجلس سنا مبنی بر اینکه اسلام آباد دو انتخاب دارد: اقدام علیه افراط گرایان و یا انزوای بین المللی، مانند صدای ریچارد ارمیتاژ در آستانه حملات یازده سپتمبر بر برج های تجارت جهانی به گوش میرسد اما از اینکه دوره کار بارک اوباما به پایان رسیده و اولسن نیز در اواخر مأموریت اش چنین ایقاظ را مطرح مینماید بیشتر آنرا برخورد عکس العملی، روزمره و یکبار مصرف میتوان به شمار آورد، چون هیچ یک از دو کاندیدان جدید ترامپ و هیلاری کلینتون، هنوز سیاست واضح شان را در رابطه به جنگ افغانستان ابراز نداشته اند.
تفاوت های رییس جمهور غنی و کرزی در رابطه به پاکستان
پاکستان در وجود احساسات و عواطف قومی رییس جمهور پیشین حامد کرزی توانست بخش بزرگی از طرفداران و لابی هایش را از زوایه قومی به صفت ستون پنجم در بدنه دولت افغنستان نفوذ دهد و از جانبی با تحریک غیر مستقیم احساسات کرزی توسط این لابی ها رابطه افغانستان را با امریکا خراب سازد، در حالیکه از جهت مستقیم گاهی رییس جمهور کرزی را فیل مرغ خطاب نمود و زمانی تحفه انارش را نپذیرفت.
اما رییس جمهور غنی بر خلاف کرزی در حالیکه در روز های اول کارش شیفته و فریفته رهبران اسلام آباد شده بود و از سر شوق و یکه راست تا چونی راحیل شریف شتابان سفر کرد، با ملاحظه برخورد دوگانه پاکستان در اولین اقدام دروازه های افغانستان را از مسیر دو کشور ایران و چین طوری باز نمود که پاکستان را از جا تکان داد و تا آن حد پاکستان را ناراحت ساخت که خواجه حافظ وزیر دفاع پاکستان رییس جمهور غنی را یک بانکدار خواند، نه سیاستمدار.
ضعف کارخانگی رییس جمهور غنی در این مرحله حساس
رییس جمهور غنی با عدم اجرای کارخانگی دو سال حکومت وحدت ملی از یکطرف بنیاد اعتبار دکتر عبدالله و تیم اش را برباد داد و از جانبی خود را در موقعیت خیلی خطرناک سیلاب سیاسی قرار داد.
در بازی وارد کردن حکمتیار در برابر جمعیت و تحریک احساسات مردم با عدم توافق به دفن رسمی امیر حبیب الله کلکانی رییس جمهور غنی دل به دریا زده به سوی توفان در حرکت است. دو سال حکومت وحدت ملی بدون دستآورد کشور را در موقعیتی قرار داده که حتا پهلو نشینان رییس جمهور غنی اکنون گوشۀ چشم و ابرو به سوی حامد کرزی به صفت الترناتیف مرحله بعدی دارند و از سوی دیگر هرگاه پروفیسور سیاف در جایگاه برهان الدین ربانی وارد صحنه شود و رهبری مجاهدین را در جمعیت بدست گرفته با حامد کرزی در ائتلاف قرار گیرد با توجه به اختلافی که امریکا با حامد کرزی دارد پاکستان یکبار دیگر نزدیکی تاکتیکی خود را با کرزی تأمین نموده گلیم رییس جمهور غنی و دکتر عبدالله را از صحنه سیاست برخواهد چید و فصل جدیدی از کشمکش ها، جنگ ها و بازیهای آی اس آی مانند دهه 90 در افغانستان آغاز خواهد شد.
حتا اگر رییس جمهور غنی و عبدالله از این آزمون مؤفق بدر آیند بازهم حکمتیار مانند ملا آغا جان معتصم بار دوش حکومت افغانستان خواهد ماند و با مصارف گزاف مهمانخانه ها، اقامتگاه ها و بازمانده هایش کمر اقتصاد مبتنی بر گدایی از جهان دولت افغانستان را شکسته هیچ سودی به نفع صلح و امنیت نخواهد کرد، چون صلح در افغانستان اکنون با معجزۀ هیچ رهبر تأمین نخواهد شد و حکمتیار با اعضای حزبش که سالها در ساختار دولت افغانستان بر چوکی های قدرت تکیه زده اند در خواهد افتاد وبا ماجرای پرونده لیست سیاه سرخط رسانه ها بوده در بهترین حالت در حالیکه سایر فوسیل های بنیادگرایی افغانستان در نظام طرفدار خط غرب حل شدند، آخرین فوسیل بنیادگرایی جنگ سرد نیز پس از 16 سال نعره های ضد امریکایی در هاضمه جهان آزاد به مرحله کتابولیزم رسیده در هم خواهد شکست.

هشدار اخطار واولتیماتوم پرندگان به شکارچیان!

سپتامبر 18, 2016

ای انسانهایی که با تفنگهای چقمقی دوبست، سه بست، دبل و تفنگهای بادی وچره یی و دام و تور والجیبک از بام تا شام برای قتل وکشتار وبه دام انداختن وبه تور گرفتن ما دوان دوان وبا عجله وشتاب در هیجان استید!
بدانید وآگاه باشید که اولا ما در سیر وسفر وحضر وسوق الجیش و وضع الجیش مان از کرانه های بحر هند تا سایبریا وقطب شمال به شما هیچ اذیت و آزاری نرسانده ایم ، بنا بران گناه و (اوبال) ما را به گردن نگیرید.
ودر ثانی به شما هشدار، اخطار واولتیماتوم میدهیم که: هرگاه از این کارتان که ما را کوه به کوه و دریا به دریا وساحل به ساحل با سلاحهای ناریه وجارحه مورد حمله قرار میدهید و یا در قفس ها زندانی میکنید دست بردار نشوید از از این اعمال شما به صفت اعمال جرمی جنحه ، جنایت وقباحت به کمیته دفاع از پرندگان کشور تان شکایت میکنیم واگر کمیته دفاع از پرندگان به داد ما نرسید با همین تجهیزات دفاعی که می بینید در صف مقدم پیکار با شما قرار میگیریم.
یک کاپی این هشدار را به نهاد های مدنی کشور تان میسپاریم تا از بروز این غایله با قرار گرفتن در صف دفاع از ما جلوگیری کنند ویک کاپی آن را به شکارچیان واطفال شوخ ساکن در اطراف دریا های آمو، مرغاب، هریرود، پنجشیر، سالنگ، شتل، غوربند،کنر، لوگر ، آب ایستاده غزنی، دریاچه های شیوا، زرکول، چقمقین، گودرز، هامون هلمند ودریاچه های پنجگانه بند امیر وآبشار های پنجشیر، چوخه، خواجه غار، تنگ غارو،دره غوث، کوهدامن وآبشار های هزاره جات ، نورستان ویفتل به این وسیله واز طریق بالهای رعد آشنای دنیای مجازی انترنت ارسال میکنیم.
arms19

arms15

arms13

arms12

arms10

arms5-1

arms1

arms4

arms16

arms14

دیکتاتوری در نقاب دموکراسی

سپتامبر 17, 2016

به بهانه روز جهانی دموکراسی
نوشته داود سیاووش
توقع انسانها در جوامع از دولت ها به موازات اعلام خطوط کلی اهداف شان شکل میگیرد. از یک نظام توتالیتر و دیکتاتوری که یا به بهانه گویا (عدم رسیدگی وپختگی مردم به مرحله رشد لازم شعور سیاسی ) چون حکومت داود خان یا به بهانه (اتخاذ سیاست دولت کارگری در رژیم های پس از هفت ثور) و یا به موازات (درک افراطی از مفهوم امت مسلمه با تنزیل شأن و شوکت حکومتداری از مقام جمهوریت به سطح امارت ) از دموکراسی انکار میشود هیچکس توقع مفاهیم آزادی بیان، مردمسالاری، جامعه مدنی، تفکیک قوای ثلاثه را نداشته و هیچگونه گلایه و شکوه و شکایتی از آن نظام ها بنابر خصلت شان در این زمینه نزد مردم وجود ندارد.
اما گلایه و شکوه و شکایت از روزی و از لحظه یی آغاز میشود که پای جهان آزاد به کشوری چون افغانستان باز میشود و اهداف و برنامه های جوان پسند و مدنی مردمسالاری، تفکیک قوای ثلاثه، آزادی بیان، جامعه مدنی، تساوی حقوق زن و مرد و… را بلطبع در اذهان تداعی و زنده میسازد. حضور جهان آزاد در وجود این شعار ها چنان توقعات مردم را ارتقاء بخشیده و بالا میبرد که در آرزوی رسیدن به چنان ستاندارد های بلند عطش و اشتهای سیری ناپذیری در مردم به وجود می آورد.
لیکن بحران و تراژیدی در چنین وضعیت از لحظه یی آغاز میگردد که به ضرب المثل مردم (از زیر پلو مُلی می بر آید ) و سیمای افراطی ترین قوم پرستان و قبیله گرایان و عبدالرحمن خانی ها و منکران تاریخ از زیر نام دموکراسی و از مکتب مردمسالاری سر بلند میکند . این همان اشتباهیست که شوروی نیز در افغانستان مرتکب شد چون شوروی ها نیز میخواستند یک قوم خاص را در دولت افغانستان از بیروی سیاسی تا سازمان اولیه مستولی و حاکم سازند که پس لرزه آن نظام را به قهقرا وبحران وسقوط برد.
وقتی جهان آزاد با اندیشه سرکوب دهشت افگنی و مبارزه با تروریزم در افغانستان با طیارات بی 52 وارد میشود خیلی دلچسپ است که در فردای سقوط طالبان افغان امریکایی نماینده بزرگترین دموکراسی جهان در کتاب «فرستاده» می نویسد:
«من مثل بسیاری نسبت به طالبان خوشبین بودم.» (ص 84 کتاب فرستاده)
و دلچسپ تر از آن رازیست که افشأ میشود که در آن کرزی از رازی پرده بر می دارد که طالبان در نظر دارند او را به صفت نماینده خود در سازمان ملل تعین کنند. (ص 96 همانجا) و دلچسپ ترین بخش دیگر آن وقتی به ملاحظه می رسد که افغان امریکایی نماینده امریکا با روایت معیاری سازمان سیا در مورد افغانستان به بهانه اینکه گویا :اینجا یوگوسلاویا نیست مخالفت میکند و دوست نزدیک اش کرزی که به حمایت افغان امریکایی نماینده امریکا در افغانستان به قدرت رسیده در دوره بعدی با هولبروک که سابقه کار در یوگوسلاویای سابق را دارد حتا تا سطح مخالفت شخصی پیش میرود و بایدن را از سر میز قابلی پلو ناراحت ساخته مجبور به ترک سفره میسازد، اما با مک کریستل رابطه دوستی برقرار میکند.
دلچسپ ترین نمونه دیگر کار معمار دموکراسی در افغانستان آنست که جهان آزاد ستار سیرت را با 9 رأی در برابر 2 رأی کرزی از صدر حکومت مؤقت کنار کشیده، حامد کرزی را با 2 رأی پیروز اعلان میکند و دموکراسی افغان امریکایی نماینده امریکا در افغانستان با زور فرساژ های هوایی بر فراز خانه جنرال دوستم در شبرغان، خانه برهان الدین ربانی در وزیر اکبر خان و ترساندن اسماعیل خان در هرات تحقق می یابد که خیلی خنده آور است. اینجاست که میتوان به جرأت و صراحت نتیجه گرفت که اصلاً این تشکل و اتحاد به وجود آمده نه تنها دموکراتیک نبوده بلکه ضد دموکراسی میباشد که باید قصر سفید مسوولان خود را در افغانستان در چنین موارد مورد بازپرس قرار دهد.
در هیچ فصل کتاب (فرستاده ) دموکراسی، جامعه مدنی، آزادی بیان، مردمسالاری و دفاع از حقوق اقلیت ها و زنان در متن تعاملات و معاملات قرار نداشته بلکه در حاشیه و خود بخودی چون سر زدن سبزه در هنگام بهار سر بلند کرده است.
کسانیکه کتاب «فرستاده» را خوانده اند به خوبی میدانند که اصلاً به معاملاتی که پس از یازده سپتمبر به رهبری خلیلزاد در افغانستان جریان داشت ساختار نظام بر مبنای بازی های تطمیع، تخویف و فشار مطرح بودند نه روند نورمال دموکراسی.
سیر حوادث بعدی دلگیر کننده تر و ناراحت کننده تر از ماجرای تشکیل اداره مبتنی بر دموکراسی در افغانستان است. به رسوایی کشیدن رقابت انتخاباتی کرزی با قانونی، سر و صدای کرزی با گالبریت در جریان انتخابات، آمدن سرمنشی سازمان ملل به کابل و بلند کردن دست کرزی به عنوان پیروز، رسوایی انتخابات بدون نتیجه اشرف غنی احمدزی و دکتر عبدالله، عدم تشکیل کابینه حکومت وحدت ملی در شش ماه اول، محاصره پارلمان توسط نیرو های نظامی در دوره حامد کرزی، انکار 9 ماه حکومت حبیب الله کلکانی از لحاظ زمانی توسط اشرف غنی، عدم دسترسی رسانه ها به اطلاعات، تنگ شدن جاده آزادی بیان و توقف بسیاری رسانه های آزاد در دوره اشرف غنی، فشار شورای امنیت بر تلویزیون طلوع و سایر رسانه در زمینه یکدست شدن اخبار فرمایشی، معاملات پنهانی با برخی کدر های شمال ، طالبان و حزب اسلامی حکمتیار دور از انظار مردم، جعل کاری در قانون اساسی، ادامه خارج وقت قانونی کار ولسی جرگه، عدم اصلاح نظام انتخاباتی، عدم توزیع شناسنامه برقی، زمینه سازی برای مواجه ساختن جنرال دوستم با تاجک ها در قضیه به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی، اجازه دادن به تبلیغات تمامیت خواهی قومی عده یی از رسانه های تصویری همزمان با تحت فشار قرار دادن رسانه های رقیب شان، محدود ساختن ساحه فعالیت رسانه های چاپی و صوتی با ممانعت های قصدی اداری دیوانسالاری، انکار از شنیدن خواسته های مدنی جنبش روشنایی و عدم جلوگیری از بوقوع پیوستن فاجعه حمله انتحاری به دمونستراسیون نافرمانی مدنی جنبش روشنایی، ترویج حس نفرت و نفاق میان اقوام با هم برادر و استفاده افزاری حکومت از آن، جان به لب رسیدن معاون اول رییس جمهور از غصب صلاحیت هایش توسط رییس جمهور، شکوه و شکایت رییس اجرائیه از عدم ملاقات رییس جمهور طی سه ماه با وی، شکستاندن قلم نماینده یوناما به رسم اعتراض بر فساد جاری در دولت افغانستان، نشان دادن بکس نماینده سازمان ملل به حاضرین جلسه مبنی بر اینکه با همین بکس و از طریق پول کدر ها در وزارت داخله مقرر میشوند، به غلیان آوردن قصدی احساسات مردم با عدم توافق به دفن حبیب الله کلکانی، نفوذ دشمن در حمله بر ریاست ده، سقوط کندز، وجود مکاتب خیالی، افشای توزیع پیسه های سیاه میان رییس اجرائیه و رییس جمهور، عدم جلوگیری از حمله بر تلویزیون طلوع با وجود اطلاع قبلی، سبکدوشی والی پکتیکا و معاون والی هلمند بخاطر افشاگری هایشان، سر به مهر ماندن قضیه سی دی که ظاهر قدیر مدعی افشای آن بود، بستن دروازه دفتر نمایندگی یونیسکو به بهانه عدم توانایی دولت به پرداخت 20 هزار دالر کرایه به آن در پاریس، خاموش ماندن ماجرای اجرای تفاهمنامه امنیت ملی با آی اس آی، خاموش ماندن ادعای فاروق وردک مبنی بر رد و بدل شدن چند میلیون دالر در امضای تفاهمنامه امنیت ملی با آی اس آی، مجبور به استعفا ساختن نور الحق علومی طوریکه در استعفا نامه اش تذکر رفته، مجبور به استعفا شدن رحمت الله نبیل، استعفای مرموز داودشاه صبا، امضای تفاهمنامه دندغوری و سپردن آن منطقه به طالبان که به قول لوی درستیز، پاکستانی ها در آنجا با دولت می جنگیدند، دست خالی برگشتن هیئت افغانستان از کنفرانس وارسا و عدم کارآیی کمیسیون عدلی و قضایی که به عنون تحفه به آن کنفرانس برده شد، عدم دستگیری و مجازات عاملان تقلب انتخابات ریاست جمهوری و…
که با این شرایط در سالگرد روز جهانی دموکراسی و همزمان نزدیک شدن پایان دوره دو ساله حکومت وحدت ملی با عدم اجرای تعهدات رییس جمهور و رییس اجرائیه هرگاه در افغانستان سال 2016 از دموکراسی و مردمسالاری حرف بزنیم شاید یک گزافه و مضحکه یی بیش نباشد ، چون از یکطرف با سپردن کنترل اکثر ولایات به طالبان دولت شرایط تطبیق قوانین عنعنوی و عشیروی و عرفی و قبیلوی را در اکثر ولایت جنوب افغانستان مساعد ساخته و از جانب دیگر با آوردن حکمتیار در کابل و تقابل و تخالف حضرت مجددی، پروفیسور سیاف، دکتر عبدالله و بسیاری قوماندانان ائتلاف شمال باآن با اشتعال جنگ به خصوص در شمالی آخرین میخ بر دموکراسی نام نهاد افغانستان کوبیده خواهد شد و این شعر حافظ در منصه اجرا قرار خواهد گرفت:
این چه شوریست که در دور قمر می بینم
همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم
هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد
پسران را همه بدخواه پدر می بینم
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه در گردن خر می بینم

دنیای آدمکها

سپتامبر 16, 2016

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
(ژاله)

در صحنه یکتای هنرمندی انسان که آدمها ، آدمکها،رجال، رجاله ها،دلقکها و…هر یک به نحوی با اجرای نقش شان از صحنه رفتند و میروند تمثال هایی را از (photography by tommy ingberg) به نمایش میگذارم تا هر کس در آن خود ودیگران را در توالی و مطاوی زمان بیابد و لحظه درخلوت خود بر انتخاب های نا به جای زمان بخندد.

a1

a4

a7

a3

a2

a9

a10

a6

a5

استفاده ناسنجیده از کمک های جهان در افغانستان

سپتامبر 15, 2016

نوشته محمد داود سیاووش
بعضا چنان به نظر میرسد که زمامداران افغانستان در مرحله وفور و فوران کمکهای جامعه جهانی حتی به اندازه رییس یک خانواده کوچک نیز استعداد سازماندهی و تنظیم امور اقتصادی را نداشته اند و اولویتهای کشور را ضایع کرده اند که مثالهای آن را در ذیل بر میشماریم:
1-در سده های 60 و 70 خورشید ی منازلی که در شهر کابل به فروش میرسید داشتن تیلفون و نل آب یکی از مزایای آن به شمار میرفت و حتی در سند فروش از آن تذکر به عمل می آمد و بهای فروش را افزایش میبخشید.در برخورد به احیای شبکه تیلفون در شهر کابل، نخست تیلفونهای خیلی قشنگ برای استفاده عموم در کنار جاده ها و خیابانهای شهر نصب شد و همزمان تمدید لین شبکه دیجیتال با کندن کاری جاده ها و خیابان ها روی دست گرفته شد و در جوار منازل مسکونی و بلاکها لین های زیرزمینی شبکه دیجیتال با مصارف گزاف تمدید شد.اما بلافاصله پروسه توزیع تیلفون های همراه و انترنت بیسیم چنان انکشاف داده شد که اکنون آن مصارف تمدید لین های دیجیتال و نصب تیلفون های مقبول خیابان ها یک چیز اضافی و یک مصرف بیجا به نظر میرسد.
2- در پروسه برقی سازی به عوض احداث بندهای آبگردان و احداث نیروگاه های بزرگ برق در کشور جنراتور های دیزلی به شکل یک بار مصرف با مصارف گزاف در شرایطی وارد شد که مواد سوخت آن از خارج وارد میشد. در حالیکه آب های افغانستان به کشورهای همسایه به هدر میرود.
3- به عوض رشد و انکشاف صنایع کوچک در کشور تورید مواد مورد ضرورت از کشورهای همسایه صورت گرفت که اکنون در نتیجه آن افغانستان به مارکیت اموال استهلاکی کشور های همسایه مبدل شده و در بخش ادویه حتی یک فاجعه در جریان است.
4- به عوض تمدید راه آهن ووصل بنادر شیرخان ،حیرتان،آقینه ، تورغندی، اسلام قلعه، سپین بولدک در داخل کشور به هم و اتصال این بنادر به همدیگر و ارتباط دادن آن بنادر به شبکه های راه آهن جهان، به ترانسپورت موتری آن هم از بنادر یک کشور همسایه یعنی پاکستان اکتفا شدکه اکنون مردم با هر بار اخم شدن پیشانی نظامیان پاکستان ضربه آن را در بالای دسترخوان خود مشاهده میکنند.
5- تکنالوژی چاپ روزنامه ها، جراید و مجلات طوری انکشاف داده نشد که روزنامه های افغانستان ساعت هشت صبح از بدخشان تا بلخ و فاریاب و از هرات تا قندهار و هلمند و فراه و پکتیا و تورخم بالای میز هر کارمند دولت قرار میگرفت و از تحولات کشور باخبر میشد.
6- در یک کشور زراعتی چون افغانستان آرد از قزاقستان و پاکستان وارد میشود که خیلی ننگین و شرم آور است.
7- تاسیسات استخراج نفت و گاز در شمال کشور احیا نگردید و انکشاف داده نشد که اکنون حتی در یک ماه قیمت گاز وارداتی از 40 افغانی به 60 افغانی صعود میکند و هیچکس جلو آن را گرفته نمی تواند.
خلاصه ودر یک کلام، در حال حاضر افغانستان را این دولت مردان به کشوری مبدل نموده اند که حتا نمک و آرد و روغن و بوره و چای و تیل خود را از خارج وارد میکند و همزمان خودشان با آخرین مودل موتر ها در شهر کابل و ولایت در انظار عامه خودنمایی میکنند. سوالی که نزد اکثریت مردم افغانستان وجود دارد اینست که در گزینش و حمایت و پیش کشیدن این کدر های پس از سقوط طالبان چه معیار هایی نزد جامعه جهانی وجود داشت که چنین افراد بیکفایت را بر شانه ملت بار نمودند . چنان به نظر میرسد که این دولتمرادان با وجود ادعا و مدعا های بلند بالای شان از شمار کم استعداد ترین رهبران در میان کشورهای عقب مانده میباشند.
در تازه ترین مورد وقتی هندوستان حاضر میشود یک میلیارد دالر به افغانستان کمک کند، رهبری کشور موافقه میکند که این مبلغ در چندین چشمه به مصرف برسد که با این حال چنان در شنزار تشنگی اقتصادی کشور قطره قطره چوش خواهد شد که هیچ اثر ی از آن باقی نخواهد ماند و کشور کماکان تشنه کمک خواهد بود. در حالیکه رهبری کشور باید از دولت هندوستان بخواهد که همین یک میلیارد دالر را حد اقل در بخش قوای هوایی افغانستان کمک نماید تا چند سال بعد افغانستان دارای پوتاانسیل دفاع از آسمان کشور گردد.
این رهبران به کلان های خانواده های فقیری میمانندکه در خانه شان هیچ ندارند و وقتی مبلغی از جایی برایشان کمک میشود از فرط ذوق زدگی آن رابا خرید یک متاع لوکس که هیچ موردی در خانه ندارد به مصرف میرسانند.

دیکتاتورها و فیلم‌های مورد علاقه‌شان؛ از تام و جری تا تارزان

سپتامبر 6, 2016

دیکتاتورهایی نظیر هیتلر، استالین یا قذافی که مسئول مرگ میلیون‌ها انسان بوده‌اند، در اوقات فراغت‌شان به دنیای سینما پناه می‌بردند. فیلم‌های مورد علاقه این دیکتاتورها بسیار متفاوت است؛ از تام و جری گرفته تا تارزان.

hitler
هیتلر
آدولف هیتلر‌، دیکتاتور نازی، شیفته والت دیزنی بود و رؤیای ساخت یک کمپانی مشابه دیزنی در آلمان را در سر داشت. هیتلر که خود یک دانشجوی ناکام رشته هنر بود، علاقه زیادی به تصویرگری شخصیت‌های داستان‌های مصور داشت
safid-barfi
هیتلر-سفیدبرفی
«سفیدبرفی و هفت کوتوله» محبوب‌ترین فیلم هیتلر به شمار می‌رفت. این فیلم کارتونی در سال ۱۹۳۷ تولید شد و نخستین انیمیشن طولانی از مجموعه انیمیشن‌های کلاسیک والت دیزنی به شمار می‌رود.
===================
sadam
صدام
صدام حسین، دیکتاتور پیشین عراق به ژانر وحشت علاقه خاصی داشت. فیلم‌هایی با مضمون ترور رئیس‌جمهور آمریکا یا تئوری‌های پیچیده توطئه از موضوعات مورد علاقه این دیکتاتور مستبد بودند.
godfather
صدام-پدرخوانده
صدام حسین یکی از شیفتگان فیلم تحسین‌شده «پدرخوانده» بود. این فیلم به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا داستان خانواده مافیایی کورلئونه را روایت می‌کند
=================
stalin
ستالین
استالین، دیکتاتور روس، دشمن درجه یک غرب بود و با مشت آهنین به جنگ ایدئولوژی غرب رفت. با این حال استالین با سینمای غرب مشکلی نداشت و دستور داده بود تا در هر کدام از خانه‌هایی که در آن سکونت داشت، یک سینمای خانگی کوچک ساخته شود
tarzan
ستالین-تارزن
جانی وایس‌مولر در نقش تارزان یکی از شخصیت‌های مورد علاقه استالین بود. وایس‌مولر هنرپیشه اتریشی−مجاری بود که بعدها تابعیت آمریکا را بدست آورد. او شناگر قهاری بود که موفق به کسب پنج‌مدال طلای المپیک شد. وایس‌مولر پس از اتمام دوران حرفه‌ای شنا، در ۱۲ فیلم سینمایی در نقش تارزان ایفای نقش کرد.
==============
kim-jung-el
کیم جونگ ایل
کیم جونگ ایل، دیکتاتور پیشین کره شمالی یکی از طرفداران پروپا قرص فیلم‌های سینمایی بود. این علاقه به حدی بود که او دستور داد تا شین سانگ اوک، کارگردان اهل کره جنوبی و همسرش را بربایند و به کره شمالی بیاورند تا وی صنعت سینما در کره شمالی را احیا کند.
rambo
کیم جونگ ایل در مجموعه شخصی‌اش بیش از ۲۰ هزار فیلم داشت. فیلم‌های اکشن و خشن هالیوودی در صدر فیلم‌های محبوب این دیکتاتور قرار داشت. سه‌گانه «رمبو» از جمله فیلم‌های موردعلاقه‌اش بود.
===================
gadafi
قذافی
شایع است که «ماجراهای بوکارو بانزایی در بعد هشتم» فیلم محبوب معمر قذافی‌، دیکتاتور پیشین لیبی بود. این فیلم علمی تخیلی ۱۰۲ دقیقه‌ای محصول سال ۱۹۸۴ است.
majara-ha
ماجراها
گفته می‌شود علاقه قذافی به این فیلم تا حدی بوده که یک شبکه تلویزیونی در لیبی را وادار می‌کند تا این فیلم را به صورت شبانه‌روزی پخش کند.
=================
jafar-amin
عیدی امین
به گفته جعفر امین، پسر عیدی امین دیکتاتور خودکامه اوگاندا، پدرش علاقه زیادی به تماشای فیلم‌های کارتونی داشت.
tom-and-jerry
تام وجری
س از آنکه عیدی امین از قدرت خلع شد، مأموران در تفتیش خانه او در اتاق خوابش جعبه‌ای را پر از فیلم‌های کارتونی «تام و جری» پیدا کردند. در این جعبه به جز این کارتون‌ها چندین نارنجک نیز وجود داشت.

Dw

از جذبه ها و هیجانات عقب میز خطابه تا آرامیدن در خلوت میز کار رییس جمهور!

سپتامبر 6, 2016

نوشته : داود سیاووش
اگر یک درصد جذبه ها و هیجاناتی را که رییس جمهور غنی هنگام سخنرانی بالای ستیژ خطابه نشان میدهد در خلوت دفتر بالای مسوولان امنیتی تبارز دهد به مسوولیت میتوان گفت که امنیت شهر کابل در یکروز تأمین خواهد شد .
اشرف غنی با همین جذبات و هیجانات روی ستیژ که حتا صدایش گاهی دو رگه میشود ، باید در گوشه خلوت دفترکارش یخن مسوولان امنیتی را بگیرد، چشمانش باید به اعماق چشمان مسوولان امنیتی خیره شود و آنگاه فریاد بکشد که : ای بیکفایتان، ای بیصلاحیتان، ای ناتوانان، ای بزدلان، ای نفوذی های دشمن !
وقتی پول و امتیازات فوق العاده از دولت میگیرید،
وقتی موتر های آخرین مودل از دولت میگیرید،
وقتی پرسونل کافی از دولت میگیرید،
چرا جلو حادثات را قبل از وقوع گرفته نمیتوانید و چرا اینهمه صدای انفجار و انتحار از هر گوشۀ شهر شنیده میشود؟
در این حال اشرف غنی باید دو سوال را در برابر این مسوولان قرار دهد که:
یا با دشمن ارتباط دارید و یا کفایت کاری ندارید.
اگر رییس جمهور غنی چنین هیجانات و چنین مطالبات را از مادونانش نشان نمیدهد خودش از نظر مردم زیر سوال است.
مردم میپرسند:
اگر با اینهمه امکانات و پرسونل ، هرگاه مار آستینی و ستون پنجمی به حمایت رهبری کشور در ارگان های امنیتی وجود نداشته باشد چگونه ممکن خواهد بود که موتر های مملو از بمب و مواد انفجاری از دروازه های شهر تا شاه شهید، کمپ خارجی ها، دم دروازه وزارت دفاع، جوار اداره امور، پارلمان ، پاملرنه ، ریاست ده و سایر نقاط شهر برسد و اینهمه عملیات موفقانه اجرا شود؟
مردم میپرسند:
وقتی حکومت نمیتواند مطابق بند 3 ماده 75 قانون اساسی در تأمین نظم و امن عامه تدابیر اتخاذ کند، چرا استعفا نمیکند؟
حالا به وضاحت قابل درک است که چگونه پارلمان را با به سر رسیدن دوره کار ولسی جرگه زخمی ساختند و چگونه حکومت وحدت ملی خارج تعریف قانون اساسی را بر شانه های مردم تحمیل نمودند و چگونه مردم را با انفجار، انتحار و مشکلات اقتصادی و بیکاری و ناچاری مستضعف ساختند تا مطیع و فرمانبردار تحت ستم دستگاه حاکم جان بکند.
این واعظانی که روزگاری به مردم لکچر هایی در باره انواع اداره های استبدادی و توتالیتر ارایه میکردند و از طریق رادیو ها با زبان دراز کارشناسانه از بی کفایتی وانواع مظالم حکومت ها بر مردم شکوه و شکایت داشتند حالا چگونه خودشان نظربه بدترین نظام های افغانستان بی کفایت تر، بی صلاحیت تر، ناتوان تر و در عین حال مستبد تر اند.
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند

عیار خراسان را عیاران زمان با اعزاز و اکرام به خاک سپردند

سپتامبر 4, 2016

t11
نوشته داود سیاووش
در تاریخ ادبیات افغانستان معاصر،استاد خلیل الله خلیلی آن نویسنده چیره دست و قلم به دست توانایی میباشد که با نوشتن داستان تاریخی عیاری از خراسان سیمای سیاسی و اجتماعی امیر حبیب الله خادم دین رسول الله را در هیات یک عیار با صفا و مومن با خدا به مثابه حقیقت اظهر من الشمس به تصویر کشید. قلم سحار استاد در این جولانگه چنان طیران وطغیان نمود که مطالعه داستان عیاری از خراسان چون رعد در قلمرو ادب دری فارسی پیچید وبه سان شعله بیداری شعور روشنفکران ، هفت آسمان به خواب رفته ابجدخوانی مسخ تاریخ را به آتش کشیده ، اولین بار توفان احساسات داعیه دفاع از شهادت مظلومانه امیر حبیب الله خادم دین رسول الله و یاران با صفا و با وفایش را به غلیان آورد.
به همینسان در تاریخ سیاسی افغانستان دکتر نجیب الله احمدزی با آنکه از تبار مخالفان امیرحبیب الله بود

نخستین بار با صدای بلند اعتراف کرد که:من از جمله کسانی نیستم که : (در تاریخ آشتی اعلان میکردند ، قسم یاد میکردند ودر قرآن امضا میکردند وباز مردمه میخواستند ومیکشتند.)
و اینک گورخونین آن شهیدان مظلوم امیر حبیب الله خادم دین رسول الله و یارانش در روشنایی این اسناد تاریخی توسط کسانی ردیابی و پیدا شد که همچون ابومسلم خراسانی، یعقوب لیث صفار و سمک عیار بر مبنای آیین جوانمردان، فتوت و اقتضای عیاری مبتنی بر مروت و ایثار و فداکاری و یاری مظلومان و راستگویی، رازداری، استغنا، پاکی، دلیری و وفا به عهد ، سهم جوانمردانه شان را در راستای ، از تشییع جنازه تا اعزاز و اکرام و به خاک سپردن امیر حبیب الله خادم دین رسول الله و یارانش به جا آوردند.
لحظه عبور از جوار لانه قصاب و مقتلگاه امیر حبیب الله و یارانش ، هنگامیکه جنازه ها را راهپیمایان با سر های پر شور و حواس تبداردر خیابان انتقال میدادند صدای مادر جنرال جانفدا محمد صدیق خان و شیرجان خان وزیر دانشمند دربار امیر حبیب الله خادم دین رسول الله را از دهلیز تاریخ شنیدند که روزگاری هنگامیکه جلاد برایش گفت:
فرزندانت را ببر
صدا کرد که:
«فرزندانم را زینهار از کنار همسنگرانشان جدا نکنید! کسی برای شیر در جنگل قبر نساخته و کفن ندوخته»
و اینک از میان عیاران و وفاداران آیین فتوت به جواب آن صدای مادر قهرمان و شیردل هنگامیکه با به خاک سپردن امیر حبیب الله ویارانش در تپه شهرآرا مخالفت می شد عیاری پا پیش گذاشت و گفت:
اگر فردا امیر حبیب الله خادم دین رسول الله ویارانش را در تپه شهرآرا به خاک نسپارم ریشم را کل می کنم.
اینست ندای تاریخ واینست پاسخ زمان!
گفتم که سکوت از چه رولالی وکور
فریاد بکش که زندگی رفت به گور
گفتا که خموش تا که زندانی زور
بهتر شنود ندای تاریخ زدور
اما از درون ارگ در حالیکه دکتر نجیب الله احمدزی از خط مخالف به حکم وجدان به مظلومیت و شهادت عیار خراسان اعتراف کرد برعکس اشرف غنی احمدزی با ارتکاب بزرگترین اشتباه تاریخ افغانستان حتا دوره 9 ماهه پادشاهی امیر حبیب الله را از نظر زمانی نیز انکار نمود ،گویی هنوز کینه وعطش به خون عیار خراسان ویارانش در دل بسیاری ارگ نشینان فروکش نکرده و در حالیکه در سایر موارد روزی هزاران پیام تسلیت به نام های مختلف حتا در سطح یک قریه از رسانه ها این دولتمردان منتشر میکنند، هیچکس پیامی و تسلیتی به ارواح این شهیدان وطن نفرستاد و چه زیبا شد که نفرستاد، چون راه عیاران از راه معامله گران از همینجا جدا میشود.
حماسه به خاکسپاری عیار خراسان و یارانش حادثۀ به خاکسپاری فرانتس فانون را به یاد می آورد:
وقتی محصلی به نام فرانتس فانون جنایات استعمارفرانسه را در الجزایراز طریق رسانه ها میشنود و می بیند، درس وبحث و فحص فاکولته وشهر پاریس را ترک کرده در سنگر انقلابیون الجزایر قرار میگیرد . از پاریس زیبا ی موسوم به عروس شهر ها به صحرای افریقا و الجزایر خونین میرود. میخواهد به صف مقدم نبرد قرار گیرد اما انقلابیون الجزایر مخالفت میکنند، اتفاقاً با انفجار ماین در عقب جبهه زخمی می شود، بن بلا و قهرمانان استقلال الجزایر او را به ایتالیا به خاطر تداوی می فرستند، در شفاخانه ایتالیا پس از یافتن شفا مصاب به سرطان تشخیص می شود و می میرد. اما وقتی کتابچه یادداشت اش را باز میکنند میخوانند که نوشته : مرا در گورستان مبارزان استقلال الجزایر در کنار آن شهدا دفن کنید. گورستان در داخل گارنیزیون فرانسوی ها با چند خط دفاعی محاصره شده، کمیته ملی استقلال الجزایر وصیت فانون را مورد بحث قرار داده فیصله میکند که به هر صورت باید فانون در داخل گارنیزیون قوای اشغالگر فرانسه در قبرستان شهدای انقلاب الجزایر به خاک سپرده شود. از داخل جلسه فی الحال چندصد فدایی حاضر می شوند که فانون را به داخل گارنیزیون اشغالگران فرانسه برده در قبرستان شهدا با عبور از خطوط دفاعی دشمن دفن کنند و این کار صورت میگیرد.
وقتیکه سیمای زعامت ارگ در قبیله وانکار از تاریخ خلاصه شد .ولنگهای همتباران امیر حبیب الله به شکل ناجوانمردانه وکرسی پرستانه در رفتن به مارش تشییع و تدفین جنازه از ترس غنی میلرزید . قهرمان و عیاری که از زیر تپه صدا کرد:
اگر امشب امیر حبیب الله خادم دین رسول الله را در همین تپه دفن نکردم ریش ام را به رسم بی ننگی می تراشم.
این خطابه کوتاه سیمای امیرحبیب الله بایارانش و حماسه خونین انقلاب الجزایر و فانون را به مثابه تکرار یک شهکار قربانی بی مثال تاریخ در انظار تداعی کرد و به این ترتیب حماسۀ فانون در تپه شهرآرا برای دومین بار در تاریخ جهان رقم خورد.
عیاران با عزم جزم و در اوج مخالفت با صدر کشور پیکر مطهر امیر حبیب الله خادم دین رسول الله و یاران با وفایش را با شعار:
الله الله الله
امیر حبیب الله
به خاک سپردند،
جا دارد که با اصطلاحات خود عیاران ، این جوانان را مخاطب قرار داده بگوییم:
خرابتان نبینم،
هزار آفرینتان باد!