فصل کشتی های نرم پایان یافت

شماره44سه شنبه22ثور1388خورشیدی /12می2009

محمد داود سیاووشAFGHPAKISTOBAMA400

ملاقات سران ایالات متحده، افغانستان وپاکستان در واشنگتن در زمان صورت گرفت که حکومت آصف علی زرداری عدم کفایت خود را در اداره امور بااز دست دادن پنجاب به نواز شریف، ابقای قاضی القضات قاضی چودری وعقد معاهده سوات به اثبات رسانید، طالبان تا صد کیلو متری اسلام آباد رسیدند و در کابل آقای کرزی با اظهارات احساساتی افغانستان را د رموقعیتی قرار داد که باید ایالات متحده ظاهراً از روابط کابل دل خوش نداشته و به نوعی راه حل را از طریق پاکستان جستجو کند. از خوشبختی مردم افغانستان بود که در اسلام آباد یک حکومت قوی بر سراقتدار نیست ورنه همه فورمول ها از طریق آن کشور در افغانستان عملی میشد. با آنکه هولبروک در این رابط اشاراتی دارد که بدون همکاری پاکستان صلح در افغانستان تا مین نخواهد شد دعوت طالبان پاکستانی از گروه های هم پیمان افراطی شان چون لشکر طیبه که مسوول حملات در مومبئی شناخته میشود، اسامه بن لادن، جنبش اسلامی ازبکستان وطالبان افغانستان به دره سوات وتوافق زرداری با انفاذ قوانین طالبی در سوات با عث تکان شدیدی در غرب گردید. در کابل بلند شدن صدا های چون قانونمند شدن حضور نیروهای بین المللی. عدم توشیح قانون رسانه ها، توشیح بعضی قوانین قبل از مطالعه ، به خاطر راضی نگهداشتن برخی حلقات در داخل کشور ، مذاکرات  مخفی با برخی از حلقات مخالفان ،تماس با عربستان سعودی به خاطر ایجاد نوعی آشتی با بعضی از حلقات خواهان کناره گیری وانشعابات در دورن دستگاه دولت وجنگ روانی ضد غرب مخصوصاً ایالات متحده از طریق برخی از رسانه های رسمی ، مخالفت علنی رئیس جمهور با بمباران های هوائی وسم پاشی مزارع کوکنار غرب رادر موقعیتی دشواری قرار داد. در این حال مطالبات ایالات متحده از حکومت افغانستان در تشدید مبارزه با قاچاق مواد مخدر وفساد اداری وضعیت را طوری شکل داد که امریکا در افغانستان دچار نوعی سر درگمی سیاسی شد چون تیمی را که خودش آورده بود دو آتشه ترا از مخالفان در مقابلش قرار گرفت ودر شرایطی که انتخابات ریاست جمهوری وارد دومین دورش در افغانستان میشود با وجود ملیارد ها دالر مصرف جامعه جهانی به ظهور اپوزسیونی که باید به صفت الترناتیف در دوره دوم سربلند نمایند  اجازه داده نشد. جامعه مدنی در تنگنای فقط تشکیل چند جلسه واظهار نظر های ضدونقیض در موارد مختلف قرار گرفت. ولی در مقابل نیروهای طرف مخالف در دستگاه دولت حضور فعال یافته حتی قادر به کمپاین به خاطر رسیدن به قدرت به طور غیر مستقیم شدند ناظرین  سیاسی میگویند که در چنین اوضاع واحوال تدویر جلسه با رئیس جمهوری که چند ی بعد دوره کارش پایان می یاید وبارئیس جمهوردیگری که صلاحیت مهار نمودن حلقات استخباراتی ونظامیان خود را ندارد و اردوی آن به خاطر جنگیدن با یک کشور همسایه تربیه شده نه با تروریستان وطالبان جز ضایع وقت چیز دیگری نمیتواند تعبیر شود، اما احتمالاً نگرانی غرب از رسیدن طالبان به نزدیک اسلام آباد ورسیدن آنان به حلقه وصل اصلی افراطیون در پنجاب با توجه به اینکه مراکز بزرگ نیرو های ذروی پاکستان میباشد وهیجانات نمایشی که در دولت افغانستان به خاطر جدا نمودن راه شان از غرب پیدا شده از نظر کارشناسان این اولویت را در دستور روز اداره اوباما قرار داد که با آصف علی زرداری و رییس جمهور کرزی که از قبل آماده کشتی گیری نرم بود دیدار نماید. به قول سناتوران امریکایی کرزی در برابر سوالاتی که در قصر سفید مواجه شد جوابات گنگ داد و همزمان با این ملاقات حادثة بالابلوک فضای مذاکرات را طوری مکدر ساخت که احتمالاً ریچارد هولبروک مجبور شد اعلان نماید که دور بعدی مذاکرات میان سه کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری افغانستان تدویر خواهد یافت. اختصاص بودیجه (65) ملیارد دالرایالات متحده به افغانستان در سال (2010م ) و وعده کمک های عاجل به پاکستان نشان میدهد که ایالات متحده در هر نوع تعامل سیاسی در منطقه حضور فعال خود را حفظ خواهد کرد ولی از اینکه در افغانستان یک تیم قوی کاری برای همکاری در حال حاضر وجود ندارد و در پاکستان یک اداره ضعیف ملکی قادر به کنترول اوضاع نبوده به گفته آگاهان به طرف سقوط در حرکت است مایه دلهره و نگرانی ایالات متحده میباشد. اوباما حاضر نیست مانند دوره بوش چک های سفید به پاکستان بدهد تا آنکشور آنرا در مسابقه تسلیحاتی با هند به مصرف برساند و در افغانستان با حکومتی که حتی حاضر نیست بالای تروریستان و تندروان بمباری صورت گیرد امکان کار را ضعیف میبیند. کارشناسان میگویند در کابل تعاملات سیاسی جدید در جریان است که احتمالاً میخواهند در وجود نوعی سازش های منطقوی و عربی از غرب بریده و با تعاملات جدید در دور جدید حکومت نمایند. ولی غرب که با راندن طالبان و کمک های چندین ملیارد دالری توقع داشت هشت سال پس از اداره طالبان در افغانستان یک اداره کارا، قوی، شفاف و مبتنی بر دموکراسی، آزادی بیان و مردمسالاری را ببیند به وضاحت ملاحظه مینماید که عدة زیادی که به ظاهر در این پروسه با غرب رفته اند به این روند به صفت یک جریان طبیعی و قابل تطبیق معتقد نیستند و فقط بخاطر بقای خود با آن در گذشته نوعی سازش داشتند. با پایان دوره کار رییس جمهور کرزی ظاهراً دوره کشتی گیری های نرم به پایان میرسد اما اینکه افغانستان با وجود اینهمه ریزرف ها و منابع به هدر رفته غرب به کدام سو در حرکت است قابل سوال میباشد. در دستگاه دولت افغانستان کسانی نیز عضویت دارند که اساسات دموکراسی را با جامعه افغانی سازگار نمی دانند و خواهان اداره کشور به شیوه امارت های بدوی میباشند. متأسفانه این افراد در بسیاری از ابعاد مطرح و صدای شان شنیدنی میباشد این صدا ها را میتوان از تالار شورا، حکومت و بسیاری از مراکز قدرت به وضاحت شنید که در واقع آنان با حمایت خود غرب به آن رتب بلند برگزیده شده اند. در مقابل این صدا ها احزاب  ضعیف و بی برنامه یی وجود دارند که فقط بخاطر امتیاز گیری و مطرح شدن مؤقتی سر بلند کرده و اصلاً پشتوانه معنوی چندانی ندارند. در حالیکه چوکات نظام توسط ائتلاف بین المللی از سقوط حفظ شده، در این میان مردم کتله های خاموش و متحیری اند که در فعل و انفعالات سیاسی اصلاً مطرح نیستند و فقط از نام شان تجارت میشود آنان به غیر از اشک و آه و آواره گی هیچ چیزی از دست به دست شدن قدرت به دست نمی آورند. همین نیروهای مطرح به جهان چنان فهمانده اند که گویا هلمند از عقب مانده ترین مناطق جهان میباشد که مردمش به هیچ مفهومی از مدنیت معاصر آشنا نیست در حالیکه به همگان معلوم است که چهل یا پنجاه سال قبل لشکرگاه یکی از مناطق صنعتی افغانستان بود. به همین سان سایر مناطق افغانستان در وضعیتی قرار دارند که یک گروه توسط جامعه جهانی به سرنوشت ملیون ها نفر طوری حاکم شده که هر نوع صدای دگر اندیشی را سرکوب میکند. در نورستانی که حالا به حیث ولایت نا آرام شناخته میشود تا چند سال قبل مردم در خانه ها به چوکی ها می نشستند و زنان در بیرون منزل کار می کردند. غرب هر گاه بخواهد با منافع کوتاه مدت خود وضعیت مردم افغانستان را از زبان عده یی که با آنان تماس دارد ارزیابی کند. شاید برای همیش در اشتباه بماند. غربی ها هنوز با مردم واقعی افغانستان مقابل نشده اند و اکثراً در باره آنان از زبان کسانی که بقای خود را در غیر مدنی نشان دادن مردم خود میبینند حرف هایی شنیده اند.

 اگر با تغییر تاکتیک  های جنگی به عوض مرمی به مردم محلات بسته های کمپل، لباس، غذا و دوا از آسمان بریزد.

 اگر به عوض شنیدن حرف کسانی که مردم را گروگان گرفته اند از زبان خود مردم نظریات، پیشنهادات و انتقادات شان شنیده  شود و بخاطر رفع آن تدابیر اتخاذ شود.

-اگر سیاسیون را از روی گارد محافظ، اندازه ثروت و قدرت محلی شان نه، بلکه از روی تحلیل و برداشت شان از جامعه شناسی و روانشناسی مردم شناخته شوند.

 اگر این مسأله را قبول کنیم که با پایان جنگ سرد نباید مردم را در گرو گروه های مسلح بگذریم وباید زبان مردم، چشم مردم و گوش مردم را بازکنیم در آنصورت شما سیمای یک  افغانستانی را میبینید که در آن این اجاره داران و تیکه داران اصلاً جایی ندارند.

همانطوریکه دوره جنگ سرد به پایان رسید، همانطوریکه دوره استبداد قرون وسطایی طالبی به پایان رسید. دوره سیاست های عرفی هم به پایان رسیده دوره دیپلماسی فعال در سطح منطقه و جهان باید آغاز یابد. غرب باید به عوض مذاکرات ضایع کننده وقت به فکر آن باشد که در کشمکش جدید انتخاباتی که نیرو های طرفدار مردمسالاری زمینه حرف زدن را ندارند بازی را طرفداران استبداد نظام قرون وسطایی نبرند ورنه انتظار (11) سپتمبر های به مراتب خطرناک را باید بکشند.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s