آژیر خطرناک به هم خوردن قواعد بازی در افغانستان

نوشته : محمد داود سیاووش
اگر حامد کرزی در دوره کارش توانست ، با پرگماتیزم معامله گرانه به حمایت زلمی خلیل زاد کدر های رهبری جمعیت، شورای نظار،حزب وحدت وجنبش را با قرار دادن یونس قانونی در برابر استاد ربانی در کنفرانس بن، قرار دادن داکتر عبدالله در برابر یونس قانونی در دوره کانداتوری قانونی به ریاست جمهوری، قرار دادن احمد ضیا مسعود در برابر مارشال فهیم به صفت معاون اول، قرار دادن احمد ضیا مسعود در برابر داکتر عبدالله در دوره کاندیداتوری داکتر عبدالله پارچه پارچه سازد و زلمی خلیلزاد توانست با بیرون کردن نام حامد کرزی از زبان داکتر عبدالله به صفت رییس اداره موقت و قرار دادن قانونی در برابر ستار سیرت هسته مرکزی سازمان های جمعیت و شورای نظار را دچار بحران ساختاری سازد وحامدکرزی با تقویه و تحریک اکبر بای و برادران رسول پهلوان در برابر جنرال دوستم و جدا نمودن خط حاجی محمد محقق از خلیلی و صادق مدبر این سازمان ها را دچار افتراق، چند پارچه گی و در نهایت آماده کار انفرادی با خود سازند.حامد کرزی با مهارت توانست بحران پس از شهادت برهان الدین ربانی را مهار نموده کسی را که متهم به کشتن استاد ربانی بود به صفت معاون صلاح الدین ربانی در کنارش بنشاند و همزمان صلاح الدین ربانی را از آستین غیر از کانال داکتر عبدالله به مقام وزارت خارجه برساند. حامد کرزی که با آرتیست بازی ودماگوژ ی ماهرانه توانست حتی نظریه پردازان بلند پروازی چون سپنتا چپی شاگرد مکتب فرانکفورت را در کنار ارسلان رحمانی دیوبندی طالب و کریم خرم خط سیدقطب به دور تطمیع سفره خوانش جمع کند. برعکس رییس جمهور غنی با تندخویی وچیغ های تاریخی اش فرصت ها و موقعیت هایی را که کرزی با آرتیست بازی وحتا با بریدن از برادرش قیوم کرزی برایش مساعد ساخته بود برهم زد و قواعد بازی در هم ریخت.
در این دوره پست مشاور شورای امنیت مانند پست منشی در دوره ستالین چنان کسب اهمیت نمود که حتی معاون اول رییس جمهور از مشاور شورای امنیت شکایت می نماید. در این دوره اشرف غنی حتی با نزدیکترین متحدینی چون جنرال دوستم که اورا به قدرت رسانده بود نتوانست زبان مشترک پیدا کند. صفوف جامعه هزاره را قربانی خط لین توتاپ نموده با به خاک و خون غلتیدن چند صد جوان در دهمزنگ و نادیده گرفتن سرهای بریده که به دروازه ارگ به دادخواهی آورده شده بود فضای مکدری در رابطه ارگ با جامعه هزاره به وجود آورده حتی موقعیت سرور دانش، خلیلی و محقق را در میان مردم شان به چالش کشید. با نادیده گرفتن تقلب انتخاباتی و فضا سازی برای فعالیت امرخیل و تقرر نورستانی به سفارت و عدم اجرای توافقنامه حکومت وحدت ملی و سلب صلاحیت های داکتر عبدالله و عدم توزیع شناسنامه های برقی و به تعویق انداختن انتخابات، دست داکتر عبدالله و ولسی جرگه را زیر سنگ عدم مشروعیت قانونی و سپری شدن دوره قانونی کارشان گذاشت. با نادیده گرفتن دوره تاریخی کار امیر حبیب الله کلکانی و مخالفت با دفن موصوف و اجازه ندادن به اشتراک کدر های دولتی تاجکتبار در مراسم به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی اعتبار و اتوریته کادر های دولتی تاجک تبار را نزد قوم تاجک زیر سوال برد و با ایجاد جرقه حادثه تپه شهرآرا قریب بود آتش دشمنی میان اقوام تاجک و ازبیک را مشتعل سازد. داکتر غنی با اجازه دادن به تهداب گذاری منار زنده ساختن دشمنی شمالی و جنوبی و توهین کاکایش به قوم تاجک، نفرت و انزجار قومی را میان دو قوم بزرگ و باهم برادر تاجک و پشتون دامن زده زنده ساخت و بانادیده گرفتن گزارش سیگار در مورد مکاتب خیالی و نادیده گرفتن به پای میز محاکمه کشیدن عوامل دوبار سقوط کندز و امضای تفاهم نامه با حکمتیار و صف کشیدن حامد کرزی و جنرال رازق در کنار مرده ملاعمر در قضیه به خاک سپاری امیر حبیب الله کلکانی عملا کشور را در برابر معادله چند مجهوله سیاسی قرار داد. با ابراز واضح موقف انتقادی جنرال دوستم و احمد ضیا مسعود از متن و بطن دستگاه رهبری دولت در برابر رییس جمهور صحنه مبهم سیاسی و دورنمای تاریکی برای کشور ترسیم شده است.
پایان بازی
پس از ملاقات داکتر غنی با اعضای ولسی جرگه در ارگ و بلافاصله در فردای آن سلب اعتماد صلاح الدین ربانی از پست وزارت خارجه به نظر میرسد برای داکتر غنی بازی با کارت های قبلی به پایان رسیده و صلاح الدین ربانی که در محفل یاد بود مصطفی کاظمی گفت: حکومت به بن بست رسیده با مخالفت به تقرر نورستانی در سفارت اسپانیا و شایعاتی اجرا تقرر علی احمد جلالی در سفارت آلمان و نمایندگی ناتو از کانال مستقیم ریاست جمهوری با دور زدن صلاحیت وزیر خارجه به نظر میرسد در این دور از بازی با انتقام از توهین حامد کرزی در محفل سالگرد استاد ربانی ، داکتر غنی با سلب اعتماد صلاح الدین ربانی توسط پارلمان فقط برایش یک راه میگذارد که یا به صفت مادون مطیع و فرمانبردار به کارش ادامه دهد و یا صحنه را ترک گوید.
فرمول جدید
در حالیکه اقوام هزاره، ازبیک و تاجک در گذشته با فرساژهای هوایی زلمی خلیل زاد در اداره موقت با هم جمع شده بودند ،این بار آژیر تکرار آخرین روزهای حکومت داکتر نجیب از دور دست های زمان به گوش میرسد که اگر صفوف این سه نیرو باهم متحد شوند هیچ کاری از نزد چند عنصر خریده شده این اقوام در مقامات حکومت برای مهار اوضاع برنخواهد آمد.
محاسبات ناسنجیده
داکتر غنی معلوم نیست به کدام اساس ریسکی را قبول میکند که با نزدیک ساختن حکمتیار به مرکز قدرت و اسکان طرفدارانش در باریک آب شمالی به صفت گارد سرکوب شمالی خطی از تشکیل حلقه کرزی، گلبدین، طالب به دور ارگ با تشکیل لشکر ده هزار نفری قوای ضربه سر کوب مخالفت در اطراف ارگ بسازد و در برابر مخالفان دفکتو و دیژور غیر پشتون قرار گیرد.
امید واری به برگه خلیل زاد
از اینکه زلمی خلیل زاد در کنار ترامپ جا خوش کرده، با توجه به نظریات وی در کتاب( فرستاده) مبنی بر علاقه مندی بر استقرار حکومت عبدالرحمان خانی و ابراز تمایل به طالبان، در صورتیکه ترامپ مانند بوش به شاگردی و تلمذ آموزش درس های تاریخ افغانستان نزد خلیل زاد زانو بزند و از وی الفبا تاریخ افغانستان را فرا گیرد برای اقوام غیر پشتون در افغانستان روزهای تیره و تاری چون دوره محمد گل مومند و محمد هاشم خان پیش خواهد آمد.
به نظر میرسد که بازی به پایان رسیده و داکتر عبدالله، صلاح الدین ربانی، جنرال دوستم و صفوف جامعه هزاره را کرزی-غنی در موقعیتی قرار داده اند که باید برای بقای شان از روی ناگزیری حتمأ باید ازجا بلند شوند. ارسال پیامهای حکمتیار و کرزی وطالبان به ترامپ و اظهارات خلیلزاد مبنی بر اینکه افغانستان در مرکز توجه ترامپ قرار خواهد داشت و با پیش بینی خلیلزاد قبل از انتخابات مبنی بر اینکه ترامپ در صورت پیروزی با طالبان مستقیما مذاکره خواهد کرد فضای تشویش و نگرانی عمیقی میان اقوام غیر پشتون مستولی گردیده است.
بدترین حالت
برای اقوام تاجک و ازبیک بدترین حالت آن خواهد بود که عطا محمد نور در مخالفت با جنرال دوستم قرار گرفته به صفت پیش جنگ افراط گرایان پشتون در برابر قوم ازبیک قرار گیرد.
فرجام بد نیاموختن از گذشته:
تجربه نشان داده که با قرارگرفتن فیض محمد وزیرداخله حکومت داود خان در برابر داود،در دوره زمامداری حزبی که به خاطر آن می رزمید به وزارت سرحدات نزول کرد.اعضای بیوروی سیاسی که برضد حکومت نجیب در کودتای تنی وسقوط نجیبب نقش داشتند در پایان فقط یک پاسپورت وخروج آبرومندانه از کشور نصیب شان شد. اما اینکه اکنون ستون پنجم و چکچکی های خوردن تیشه به ریشه مردم در پایان بازی چه به دست خواهند آورد هیچکس نمیداند.
اما آنچه را که همه میدانند اینست که خانواده های اکثریت دولتمردان شامل در این بازی ها در خارج از کشور زیست میکنند و در صفحه بعدی هیچیک حضور نخواهند داشت وبا اینحال مردم خواهند ماند ودوزخ جنگ!
خطر این بازی آنست که در اهرم های قدرت هرکس میتوانست با کنار آمدن با راس به نتیجه برسد اما با فراگیری بحران شاید هیچکس قواعد باز ی را مراعات نکند وحوادث از کنترول خارج شود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: