با رفتن استاد رهنورد زریاب آخرین مشعل داستان نویسی در افغانستان خاموش شد

اگر در دهه چهل و پنجاه خورشیدی جوانان از خوانش داستانهای کوتاه، میانه و رمان بر همدیگر فخر میفروختند و از تکرار نامهای ویکتور هوگو، بالزاک، گی دو موپاسان، الکساندر دوما، جک لندن، همینگوی، ادگار آلن پو، عزیز نسین، چخوف، ماکسیم گورکی، تولستوی، داستایوسکی، صادق هدایت، صادق چوبک، فرانتس کافکا، رابندرنات تاگور در سطح جهان و خوانش داستان های جهاد «جهاد اکبر» ، «تصویر عبرت» ، «حقوق ملت یا ندای طلبۀ معارف»، «مکالمات روحانی» ، «جشن استقلال بولیوی» و شنیدن داستان های دنباله دار رادیو افغانستان، و داستان های کوتاه مجله رادیویی  سطح و سویه مطالعه ادبیات داستانی شان را به رخ میکشیدند و آنرا وجهه و اعتبار شعور بلند ادبی شان به شمار می آوردند، با تأسف اینک در عصری زندگی میکنیم که: در تشییع جنازه یکی از بزرگترین داستان نویسان افغانستان شادروان رهنورد زریاب عده ی انگشت شماری اشتراک فرهنگی میکند وجامعه فرهنگی افغانسان به خواب رفته ویا ترسیده است ،که این تراژیدی مرگ موزارت را در اذهان تداعی میکند که به دنبال جنازه اش هیچکس روان نبود. اما همانطوریکه موزارت با عدم تشییع جنازه اش نمرد، استاد رهنورد زریاب  هم نخواهدمرد و نام و یادشان در تاریخ ادبیات داستانی و جامعه فرهنگی افغانستان با خط زرین نوشته میشود. بیایید دردناکی این وضعیت فرهنگی را از قلم استاد واصف باختری به استاد زریاب بخوانیم:

رهنوردانه نگاهی به عقب کن ای یار

که به هر چاله فتادیم و به هر چاه شدیم

اولین قصه کوتاه هدایت خواندیم

قصه کوتاه که ما قصه کوتاه شدیم

استاد رهنورد زریاب روز جمعه 21 قوس 1399  پدرود حیات گفت که متأسفانه بی مهری فرهنگیان در تشییع جنازه آن داستان نویس و قلم به دست چیره دست افغانستان احساس میشد.

روحش شاد و یادش گرامی

توجه خوانندگان را به سال شمار زندگانی این داستان نویس بزرگ افغانستان جلب مینماییم:

سال شمار زندگانی رهنورد زریاب

سال 1323، هجری خورشیدی، تولد در گذر ریکاخانه کابل، پدر از غزنه، مادر از شمال کشور؛

سال 1329، درس های نخستین در مسجد اوزبیک ها، در گذر ریکاخانه و مسجد گوری در بازار سَراجی کابل؛

سال 1330، دانش آموز دبستان حبیبیه در کابل؛

سال 1337، دانش آموز در دبیرستان حبیبیه در کابل؛

سال 1344، دانشجوی دانشگاه کابل در رشته خبرنگاری؛

سال 1344، سفر به زیلاند نو با یک اسکلارشیپ؛

سال 1345، بازگشت به کابل و ادامه تحصیل در دانشگاه کابل؛

سال 1347، گواهینامه لیسانس از دانشگاه کابل در رشته خبرنگاری؛

سال 1348، خدمت نظام در بخش نیروهای پیاده و گرفتن گواهینامه افسری احتیاط؛

سال 1349، آغاز کار در وزارت اطلاعات و فرهنگ، خبرنگار هفته نامه ژوندون ؛

سال 1350، سفر به بریتانیا با بورس دولت آن کشور؛

سال 1351، دریافت گواهینامه فوق لیسانس در رشته روزنامه نگاری از دانشگاه ویلز جنوبی و بازگشت به کابل؛

سال 1351، دبیر بخش مقاله در روزنامه دولتی اصلاح؛

سال 1352، دبیر بخش خبر در روزنامه اصلاح-انیس؛

سال 1353، پس از بر افتادن رژیم شاهی سردبیر فصلنامه انگلیسی زبان (ARYANA Afghanistan republic)؛

سال 1355، مدیر بخش Department of publicity for Afghanistan در وزارت اطلاعات و فرهنگ؛

سال 1357، پس از کودتای حزب دموکراتیک خلق، رییس بخش هنر در وزارت اطلاعات و فرهنگ؛

سال 1358، زندانی در زندان معروف پلچرخی؛

سال 1358، آزادی از زندان و مدیر بخش فرهنگ مردم (Folklore Department)؛

سال 1360، سردبیر روزنامه انگلیسی زبان (The New Kabul Times)؛

سال 1361، رییس بخش فرهنگ و هنر در وزارت اطلاعات و فرهنگ؛

سال 1363، دبیر بخش داستان نویسی در اتحادیه نویسنده گان جمهوری دموکراتیک افغانستان؛

سال 1368،  رییس اتحادیه نویسندگان ؛

سال 1370، کناره گیری از ریاست انجمن نویسندگان و سفر به فرانسه برای دیدار خانواده و برگشت به کابل؛

سال 1372، ترک کابل به علت جنگ ها و نا بسامانی ها در پایتخت و رفتن به پاکستان؛

سال 1372، ترک پاکستان به قصد فرانسه و پناه گزین شدن در آن کشور؛

سال 1382، برگشت به کشور، به خواست دفتر ریاست دولت، مشاور وزیر اطلاعات و فرهنگ؛

سال 1383، کناره گیری از مشاوریت وزیر اطلاعات و فرهنگ و آغاز کار در تلویزیون خصوصی طلوع تا (1395)؛

کارهای ادبی و پژوهشی

سال 1342، چاپ نخستین داستان کوتاه در مجله «پشتون ژغ» ؛

سال 1358، نوشتن فلمنامه «اختر مسخره» که بر بنیاد آن فلمی ساخته شد به همین نام به کارگردانی لطیف احمدی؛

سال 1362، چاپ «آوازی از میان قرن ها»، نخستین دفتر داستان های کوتاه؛

سال 1363، چاپ «مرد کوهستان»، داستان های کوتاه؛

سال 1365، چاپ «دوستی از شهر»، داستان های کوتاه؛

سال 1365، چاپ «پیراهن ها»، ترجمه داستان های کوتاه از نویسندگان چند کشور؛

سال 1366، چاپ «نقش ها و پندار ها»، داستان های کوتاه و میانه؛

سال 1366، چاپ «حاشیه ها»، دفتری از جستار ها؛

سال 1367، چاپ «گنگ خواب دیده»، دفتری از جستار ها؛

نوشتن «دور قمر»، که نگریشی است به رویداد های افغانستان از کودتای اردیبهشت ماه 1357 تا ظهور طالبان که در سال های 1373-1375 در جریده وفا در پیشاور به چاپ رسیده است.

سال 1380، چاپ «شمعی در شبستانی» در پیشاور پاکستان، دفتری از جستار ها و یادواره ها؛

سال 1381، چاپ «هذیان های دور غربت»، طنز گونه ها، در شهر لیموژ فرانسه؛

سال 1381، چاپ رمان «گلنار و آیینه» در پیشاور پاکستان، این رمان در کابل در سال های 85، 91 و 95 به چاپ های دوم، سوم و چهارم رسید؛

سال 1382، چاپ «چه ها که نوشتیم!» در تهران، دفتری از جستار ها؛

سال 1383، چاپ دوم «هذیان های دور غربت»، در کابل؛

سال 1385، چاپ دوم «شمعی در شبستانی» در کابل، با افزوده ها و ویرایش جدید؛

سال 1388، چاپ «زیبای زیر خاک خفته» در تهران، گزینه داستان های کوتاه؛

سال 1389، چاپ دوم «زیبای زیر خاک خفته» در تهران؛

سال 1389، چاپ «پایان کار سه رویین تن» در کابل، «دفتری از جستارها» و «یک گفت و گو»؛

سال 1389، چاپ «… و شیخ –قَدَّسَ ا للَهُ سِرُّه- گفت در کابل»، داستایت ها؛

سال 1390، چاپ رمان «چارگرد قلا گشتم»… در کابل؛

سال 1391، چاپ دوم «پایان کار سه رویین تن» در کابل، با افزوده ها و ویرایش تازه؛

سال 1391، چاپ رمان «شورشی که آدمی زاده گکان و جان ورکان برپا کردند» در کابل؛

سال 1393، چاپ بسته پنج جلدی «داستان ها» (مردی که سایه اش ترکش کرد، شهر طلسم شده، دزد اسپ، … و باران می بارید، سگ و تفنگ)؛

سال 1393، چاپ دوم رمان «شورشی که…»؛

سال 1393، چاپ رمان «کاکه شش پر و دختر شاه پریان»؛

سال 1393، چاپ «قلندر نامه»، ریزه نگاری ها؛

سال 1394، چاپ «مارهای زیر درخت های سنجد و سه داستان دیگر»؛

سال 1395، چاپ دوم رمان «چارگرد قلا گشتم…»؛

سال 1395، چاپ دوم «… و شیخ –قَدَّسَ ا للَهُ سِرُّه- گفت»؛

سال 1395، چاپ «آزادی اندیشه و گفتار و زنگی مستِ شمشیر به دست»: دفتری از جستارها؛

سال 1395، چاپ رمان «درویش پنجم»؛

سال 1396، چاپ سوم «هَذَیان های دَورِ غُربت»، در کابل؛

سفر ها

زیلاند نو، فدراسیون روسیه، مغلستان، پاکستان، هند، جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان، جمهوری لوتیا، اوزبیکستان، تاجیکستان، ابخازستان، بریتانیا، آلمان، هالند، دنمارک، جمهوری ترکمنستان، ایران.

برگرفته از مجله بخارا

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s